ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 46   |   تعداد آرا: 2

• شبهه: دموكراتيك بودن و نبودن، تقسيم اولى حكومت است و دينى و غيردينى بودن، تقسيم ثانوى آن ‏مى‌باشد.


پاسخ:
پاسخ: اين سخن ناتمام است، براى اينكه حكومت جزء علوم انسانى است اولاً؛ و علوم انسانى بدون ‏انسان‌شناسى ميسر نيست ثانياً؛ و انسان‌شناسى بدون جهان‌شناسى ميسر نيست ثالثاً. پس اوّل بايد ‏جهان‌بينى را به دينى و غيردينى تقسيم كرد و بعد انسان‌شناسى را به دينى و غيردينى تقسيم كرد و در ‏مرحلهٔ آخر حكومت را به دينى و غيردينى تقسيم نمود كه البته حكومت دينى حتماً مردمى هم خواهد بود. ‏سرّ اين ترتيب آن است كه هرگز علوم انسانى بدون شناختن انسان ميسر نيست و انسان‌شناسى هم سه ‏عنصر محورى خواهد داشت: ١. ساختار درونى انسان، ٢. شناخت علل آفرينش، ٣. هدف انسان. تا انسان را ‏نشناسيم كيست، سخن گفتن از حكومت، سياست، آزادى، اخلاق، حرمت و كرامت او هيچ جايگاهى ندارد. ‏
آنكه مى‌گويد انسان بين ميلاد و مرگ خلاصه مى‌شود «إن هى إلاّ حياتنا الدنيا نموت و نحيى»(1). ‏او براى انسان يك نوع حرمت و كرامت و يك اخلاق و آزادى قائل است. و آن كس كه مى‌گويد: «هل أتى ‏على الإنسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً»(2) و بعد كه راه افتاد «يا أيّها الإنسان إنّك كادح ‏إلى ربّك كدحاً فملاقيه»(3)، كه دو سرش ناپيداست؛ او براى انسان سياست، حكومت، اخلاق و آزادى ‏ديگرى قائل است.‏
پس ما در بحث حكومت، سياست و مانند آن هميشه با يك سرى پيش‌فرض‌ها و اصول موضوعه روبه‌رو ‏هستيم. تا حكومت را در درجهٔ اوّل به دينى و غيردينى تقسيم نكنيم، مردمى بودن و مردم‌سالارى بودن آن ‏مشخص نمى‌شود و مردم‌سالارى دينى بودنش هم معلوم نمى‌شود. هرگز ممكن نيست كسى در بين راه ـ ‏وسط اين رشته ـ وارد شود و فتوا دهد. اگر گفته شود حكومت يا دموكراتيك است يا غيردموكراتيك، بحث به ‏پايان نمى‌رسد. هيچ ممكن نيست ما در مسألهٔ سياست، حكومت و آزادى بدون تحليل اصولى اساسىِ آن ‏بتوانيم به مقصد برسيم، مگر اينكه بفهميم كه «الإنسان ما هو و من هو؟» لذا انبيا (عليهم‌السّلام) در درجهٔ ‏اوّل آمدند انسان را به خودش معرفى كردند و به او گفتند: كه تو از راه دور آمدى و به راه دور مى‌روى و تمام ‏عقايد و اخلاق و كردار تو «حىّ» است «لا يموت»، و اگر احياناً جسد تو بميرد و سرد شود، عقيده و اخلاق و ‏اعمال تو هميشه زنده و گرم است.‏
پس اگر بحث از اساس و مبنى شروع شود، تكليف مباحث ديگر كه روبنا هستند هم روشن مى‌شود، ‏مردم‌سالارى معناى خودش را مى‌يابد كه مردم‌سالارى يعنى مردم نسبت به يكديگر، رئيس و مرئوس، امير و ‏وزير و وكيل و سالارند. اما همگان نسبت به خداوند بنده هستند، كه اين خود شرف است كه ـ تا بنده شدم ‏‏«تابنده» شدم ـ روح اين بندگى شرف است نه كلفت و تشريف است نه تكليف.‏
در خلال اين مبحث مسألهٔ تكليف و حق هم حل مى‌شود كه مسأله يك نزاع لفظى است، زيرا مانند اين ‏است كه گفته شود: آيا انسان حق دارد سالم باشد و بهداشت را رعايت كند يا مكلّف است؟ اگر از عقل ‏بپرسى مى‌گويد اين حقى آميخته با تكليف است. انسان بايدخود را از خطر حفظ بكند. و البته بهترين راه ‏حفظ از خطر «شريعت» است. محتواى حكومت عقيده و اخلاق و اعمال است، حكومت قانون مى‌خواهد و ‏اجرا و قضا از عقيدهٔ توحيدى اخلاق و اوصاف و اعمال توحيدى نشأت مى‌گيرد.‏
در چنين قانونى افراد هيچ فضيلتى نسبت به هم ندارند و اگر فضيلت باشد به لحاظ تقوا مى‌باشد و همه ‏در برابر قانون مساوى هستند، اگرچه قانونِ همه مساوى نيست. قانون عالم و جاهل، عادل و ظالم، امين و ‏خائن مساوى نيست، ولى همه در برابر قانون مساوى هستند. اصلاً عدل اين است كه قانون‌ها با هم تفاوت ‏داشته باشند: «هل يستوى الّذين يعلمون و الّذين لا يعلمون»(4) البته در چارچوبهٔ حكومت دينى مردم ‏آزاد هستند و آزادى غير از رهايى و بى‌بندوبارى است.‏

‏(1) سورهٔ مؤمنون، آيهٔ 37.‏
‏(2) سورهٔ انسان، آيهٔ 1.‏
‏(3) سورهٔ انشقاق، آيهٔ 6.‏
‏(4) سورهٔ زمر، آيهٔ 9.‏

مأخذ: (فصلنامه حكومت اسلامى، شماره 21، ص 63 ـ 65)‏
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...