ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

پنج شنبه یازدهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 52   |   تعداد آرا: 1

• آيا شنيدن صداى بانوان براى مردان جائز است، يا خير؟


پاسخ:
بايد به دو نكته عنايت بشود، نكته اول آن كه آيا شنيدن صداى زن جايز است يا نه؟ و دوم اين كه آيا براى ‏زن جايز است صداى خود را به ديگران بشنواند يا نه؟ پس يك بحث مربوط به سماع است و بحث ديگر مربوط ‏به اسماع. در اين دو مطلب يك جهت مشتركى وجود دارد كه در آن جهت مشترك هر دو ممنوعند و يك جهت ‏مختص دارد كه در آن جهت مختص هر دو مجازند و در واقع بحث سه صورت دارد:‏
‎ ‎صورت اول اين كه: اگر مرد بخواهد صداى زن را به قصد تلذذ و ريبه گوش بدهد معصيت كرده است ولكن ‏زن چون با اين قصد حرف نمى‏زند و براى انجام كار عادى صحبت مى‏كند لذا اسماع براى او حرمتى ندارد. پس ‏آنچه حرام است سماع با ريبه يا تلذّذ است، و اسماع حرام نيست، مگر اين كه زن بفهمد كه مردى دارد به ‏قصد تلذّذ، حرف او را گوش مى‏دهد كه اينجا از باب تعاون بر اثم زن بايد پرهيز كند.‏
‎ ‎صورت دوم اين است كه اگر زن بخواهد به قصد تهييج و تحريك نامحرم حرف بزند، اسماعش حرام است ‏و اگر مرد با اين قصد گوش بدهد، آن هم مبتلا به حرمت مى‏شود‎.‎
‎ ‎صورت سوم آن است كه زن به طور عادى سخن مى‏گويد، و قصدش تهييج و تحريك نيست و مرد هم به ‏طور عادى گوش مى‏دهد و قصدش تلذذ و ريبه نيست در اين جا هم سماع جايز است و هم اسماع ممنوع ‏نيست.‏
‎ ‎عده‏اى براى حرمت اسماع گفته‏اند اگر چنانچه زن، بخواهد به قصد تهييج و تحريك، صوتش را به سمع ‏نامحرم برساند، مرتكب حرام شده است و استدلال كرده‏اند به اين آيه كه مى‏فرمايد‎:‎
‎ » ‎فلا تخضعنّ بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض»(1).‏
‎ ‎اين استدلال داراى دو اشكال است كه يكى وارد است و ديگرى وارد نيست‎.‎
‎ ‎اما اشكالى كه وارد نيست اين است كه گفته‏اند صدر اين آيه مخصوص به زنان پيامبر (صلى الله عليه ‏وآله) است، و در صدر آيه دارد‎:‎
‎ » ‎يا نساء النّبى لستنّ كأحد من النّساء ان‏‎ ‎اتّقيتنّ فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض‎ «‎
‎ ‎يعنى، اى همسران پيامبر، شما با زنهاى ديگر فرق داريد و مانند يك زن متعارف نيستيد و بعد مى‏فرمايد: ‏‏«فلا تخضعن بالقول» كه از صدر آيه معلوم مى‏شود اين حكم جزو مختصات زنان پيامبر (عليه آلاف التحية ‏والثناء) است. وارد نبودن اشكال براى آن است كه اين خطاب براى تأكيد مسأله است وگرنه حكم، مخصوص ‏زنان پيامبر نيست و شامل همه زنها مى‏شود‎.‎
‎ ‎اما اشكالى كه وارد است اين است كه نهى دلالت بر حرمت دارد «فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذى فى ‏قلبه مرض» يعنى وقتى مى‏خواهيد سخن‎ ‎بگوييد، صدا را رقيق و نازك نكنيد، مهيجانه حرف نزنيد، و محرّكانه ‏سخن نگوييد. در يك جا مى‏فرمايد‎:‎
‎ » ‎وقلن قولاً معروفاً»(2).‏
‎ ‎يعنى حرف خوب بزنيد و در جاى ديگر مى‏گويد «فلا تخضعن بالقول» يعنى سخن را خوب ادا كنيد كه نه ‏محتواى حرفتان محرك باشد و نه كيفيت اداى سخنتان مهيج باشد‏‎.‎
‎ ‎شكى نيست كه اگر اسماع يعنى رساندن صوت به گوش مرد به قصد تهييج و تحريك باشد، حرام است ‏و فتوا نيز بر همين است وليكن اين مسأله خارج از محل بحث است، زيرا بحث در اين نيست كه زنى بخواند، ‏يا زنى صداى خود را به قصد تهييج و تحريك به سمع مردم برساند، بلكه بحث در آن است كه زنى بخواهد ‏درس بگويد، يا بخواهد موعظه كند.‏
‎ ‎بعضى از فقها مثل مرحوم شهيد اول (رضوان اللَّه تعالى عليه) در اين زمينه سخنى حادّ دارند ايشان در ‏متن لمعه - باب نكاح - مى‏فرمايد‎:‎
‎ »‎وكذا يحرم على المرأة أن تنظر الى الأجنبى أو تسمع صوته الّا لضرورة - كالمعاملة والطبّ»(3).‏
‎ ‎يعنى همان گونه كه زن نمى‏تواند، مرد را نگاه كند، نمى‏تواند حرف مرد را هم بشنود مگر براى ضرورت، ‏كه سماع صوت مرد براى زن حرام است. اين جزو تندرويهاى بعضى از عبارات است‎.‎
‎ ‎لذا بعضى از بزرگان فقه ما احتمال داده‏اند كه اين نسخه لمعه غلط باشد و فرموده: «والمظنون انّ ‏نسخة اللّمعة غلط» وگرنه بعيد است از فقيهى چون شهيد اول، چنين فتوايى صادر شود كه بگويد: زن حق ‏ندارد صداى مرد را بشنود مگر براى ضرورت، كه فقط براى درس و بحث و داد و ستد و طب و مانند آن باشد، ‏وگرنه به طور عادى - اگر براى ضرورت و هدف عقلايى نباشد - زن نتواند صداى مرد را بشنود. اين فتوا از ‏شهيد اول مسموع و مقبول نيست.‏

‏( آیةالله جوادی آملی ،زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 434 ـ 436.)‏

‏(1) سوره احزاب، آيه 32.‏
‏(2) همان.‏
‏(3) شرح لمعه، ج5، ص99، طبع كلانتر‎.‎
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...