ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

پنج شنبه یازدهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 92   |   تعداد آرا: 2

• آيا زنان از نظر عقل و ايمان ناقص هستند؟‏


پاسخ:
‎يكى از شبهاتى كه پيرامون موضوع زن همواره مطرح مى‏شود، مضمون روايتى در نهج‏البلاغه ‏است كه در آن از زنها به بدى ياد كرده و فرموده است‎:‎
‎ »‎معاشر الناس، انّ النّساء نواقص الايمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فأمّا نقصان ايمانهنّ، ‏فقعودهنّ عن الصلاة والصّيام فى أيام حيضهنّ، وأمّا نقصان عقولهنّ فشهادة امرأتين كشهادة الرجل ‏الواحد، وأمّا نقصان حظوظهنّ فمواريثهنّ على الأنصاف من مواريث الرجال ...»(1)‏
‎ ‎زن، ايمانش ناقص است، زيرا در ايام عادت از نماز و روزه محروم است، عقلش كم است، زيرا ‏شهادت دو زن معادل يك مرد است، و حظّ مالى او نيز نصف سهميه مرد است. مشابه اين مضمون ‏از رسول خدا صلى الله عليه وآله نيز رسيده است.(2)‏
‎ ‎براى پاسخ به اين شبهه لازم است مقدمه‏اى در مورد زمينه ستايش‏ها و نكوهش‏هايى كه در ‏بعضى از آيات و روايات آمده است ذكر شود‎.‎
گاهى حادثه و يا موضوعى، در اثر يك سلسله عوامل تاريخى، زمان، مكان، افراد، شرايط و علل و ‏اسباب آن، ستايش يا نكوهش مى‏شود، معناى ستايش يا نكوهش بعضى حوادث و يا امور جنبى ‏يك حادثه، اين نيست كه اصل طبيعت آن شى‏ء، قابل ستايش و يا مستحق نكوهش مى‏باشد، بلكه ‏احتمال دارد زمينه خاصى سبب اين ستايش يا نكوهش شده است. مثلاً اگر از قبيله‏اى ثناء و ‏ستايش به عمل آمده، احتمال دارد در اثر آن باشد كه مردان خوبى در آن عصر از اين قبيله ‏برخاسته‏اند، و شايد در فاصله‏اى كم ورق برگردد، افراد ديگرى از آن قبيله برخيزند كه مورد نكوهش ‏واقع شوند. و گاهى به عكس، در يك سرزمين افرادى مورد نكوهش قرار مى‏گيرند، بعد طولى ‏نمى‏كشد كه افراد شايان ستايشى از آن سرزمين برمى‏خيزند.‏
‎ ‎در همين ايران شهرهايى بوده كه درباره آنها مذمت‏هاى فراوانى وارد شده است ليكن وقتى به ‏بركت اهل بيت عليهم السلام شهروندان عوض شده، شهرها و بلاد نيز جزو بلاد نمونه و برجسته ‏اين كشور شده‏اند و افرادى از آن سرزمين برخاسته‏اند كه از نظر فضائل اخلاقى و علمى و نبوغ، ‏ممتاز شده‏اند. در نتيجه، مذمت‏ها و نكوهش‏ها تا ابد لازمه آن آب و خاك نبوده، بلكه مقطعى است. ‏و دليلش آن است كه با يك تحوّل فكرى و اعتقادى، ممكن است نظر سابق برگردد.‏
‎ ‎بخشى از نكوهش‏هاى نهج‏البلاغه راجع به زن، ظاهراً به جريان جنگ جمل برمى‏گردد، همان ‏گونه كه از بصره و كوفه نيز در اين زمينه نكوهش شده است با اين كه بصره، رجال علمى فراوانى ‏تربيت كرده و كوفه مردان مبارز و كم‏نظيرى را تقديم اسلام نموده و بسيارى از كسانى كه به ‏خونخواهى سالار شهيدان - صلوات اللَّه وسلامه عليه - برخاستند از كوفه نشأت گرفتند، و ‏هم‏اكنون نيز كوفه جايى است كه به انتظار ظهور حضرت مهدى عليه السلام در آنجا نماز ‏مى‏خوانند، مسجدى دارد كه مقامات بسيارى از صالحين و صديقين در آن واقع شده است و ‏نمى‏توان گفت كه چون مثلاً از كوفه يا از بصره نكوهش شده است، آن دو شهر براى هميشه و ذاتاً ‏بد و سزاوار نكوهش مى‏باشند. قضاياى تاريخى در يك مقطع حساس زمينه ستايش يا نكوهش را ‏فراهم مى‏كند و سپس با گذشت آن مقطع زمينه مدح و ذم نيز منتفى مى‏شود.‏
‎ ‎اين تحليل در اصل موضوع زن و بويژه در اين مورد خاص قابل دقت است. اصولاً اصرارى كه قرآن ‏كريم درباره زنان پيامبر صلى الله عليه وآله دارد نشانه پيش‏بينى وحى از يك حادثه تلخ تاريخى ‏است. اين كه قرآن با اصرار، به زنان پيامبر مى‏فرمايد:‏
‎ » ‎وقرن فى بيوتكنّ ولا تبرّجن تبرّج الجاهليّة الأُولى»(3)‏
‎ ‎و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت‏هاى خود را آشكار نكنيد‎.‎
‎ ‎نشانه آن است كه صحنه‏اى را ذات اقدس اله پيش‏بينى مى‏كرده است. خداوند عالِم غيب و ‏شهادت از آينده‏اى باخبر بوده و زنان پيامبر را از ثمرات تلخ آن قيام بى‏جا، برحذر مى‏داشت، لذا ‏فرمود در خانه‏ها بنشينيد و خود را نشان ندهيد، تبرّج نكنيد و... ، كه على‏رغم اين هشدارها، جنگ ‏جمل پيش آمد و رو در روى ولى‏اللَّه مطلق حضرت على بن ابيطالب اميرالمؤمنين - عليه افضل ‏صلوات المصلين - ، به مبارزه برخاستند. آن مقطع، يك سلسله نكوهش‏هايى را در پى داشت و يك ‏سلسله ستايش‏هايى را به همراه داشت. از سرزمينى، يا از مردمى ستايش شده كه در آن ‏صحنه، خوب عمل نموده و از گروهى و سرزمينى، نكوهش شده است چون در اين رُخداد، بد عمل ‏كرده‏اند. بنابراين نبايد اين نكوهش‏ها و ستايش‏ها، به حساب گوهر شى‏ء گذاشته شود. اگر طلحه ‏و زبير در برابر ولى‏اللَّه مطلق ايستادند و مورد نكوهش قرار گرفتند، طبيعى است عايشه هم كه در ‏مقابل حضرت قرار گرفت و افراد ديگرى هم كه به اين سانحه سنگين كمك كردند، مورد نكوهش قرار ‏گيرند. بنابراين نبايد اين گونه از نكوهش‏ها يا ستايش‏ها به گوهر ذات برگردد، البته تأثير مقطعى آن ‏محفوظ است.‏
‎ ‎روايتى كه در نهج‏البلاغه وارد شده است، به عنوان يك قضيه حقيقيّه نيست، تقريباً نظير قضيه ‏شخصيه يا قضيه خارجيه است، اصل قضيه اين است كه عايشه، اين جنگ را به راه انداخت. اهل ‏سنت هم معتقدند جنگ جمل را او به‏پا نموده و سبب و محرك، او بوده است. چه اين كه ابن ‏ابى‏الحديد معتزلى از بزرگان اهل سنّت قبول كرده است كه: «قد أخطأتْ» منتها توهّم او و امثال او ‏اين است كه «تابت و‎ ‎ماتت تائبةً» ولى ديگران مى‏گويند «لم تمت تائبة». به هر صورت بعد از اين كه ‏در جريان جنگ جمل، عايشه سوار شتر شد و طلحه و زبير را هم تحريك كرد و خونهاى فراوانى ‏ريخته شد و سرانجام شكست خورد، اميرالمؤمنين - عليه افضل صلوات المصلين - اين سخنان را ‏بيان فرمود‎.‎
‎ ‎همان گونه كه درباره همين جريان جنگ جمل و مردم بصره، خطبه‏اى با عنوان «فى ذمّ أهل ‏البصرة بعد وقعة الجمل» در نهج‏البلاغه آمده است كه‎:‎
‎ »‎كنتم جند المرأة وأتباع البهيمة»(4)‏
‎ ‎شما سپاه زن بوديد - فرماندهى شما را عايشه به عهده داشت - ، و دنباله‏رو حيوان چهارپايى ‏شديد، يعنى آن شتر كه عايشه را مى‏بُرد، جلو حركت مى‏كرد و شما هم به دنبال آن ناآگاهانه ‏حركت مى‏كرديد. مى‏فرمايد: شما ناآزموده اين كار را انجام داديد و به كار نپخته‏اى اقدام كرديد.‏
‎ ‎در خطبه 14 نيز كه همين گروه را مذمت مى‏كند، سرزمين بصره را مورد نكوهش قرار مى‏دهد و ‏مى‏فرمايد: موقعيت جغرافيايى سرزمين شما بد است، از آسمان دور و به آب نزديك است و‎... .‎
‎ ‎پيروان شتر را مذمت كردن و نزديك به آب بودن نه براى آن است كه شتر بد است و يا در ساحل ‏دريا قرار گرفتن بد است، بلكه براى آن است كه راكب و ساكن آن، در اين صحنه، ‎بد رفتار نموده ‏است. وگرنه وجود مبارك پيغمبر صلى الله عليه وآله نيز شتر سوار شد و در جريان مهاجرت، از مكه ‏به مدينه آمد و هنگامى كه وارد مدينه شد فرمود‎:‎
‎ »‎خلّوا سبيلها فاِنّها مأمورة»(5)‏
‎ ‎اهل مدينه از روى علاقه و اشتياق شتر پيامبر را به سوى منطقه و خانه خود هدايت مى‏كردند، ‏و پيامبر صلى الله عليه وآله براى آن كه هيچ كس آزرده نشود فرمود: كارى به شتر نداشته باشيد، ‏اين شتر مأموريت خدايى دارد هر جا كه خود اين شتر ايستاد و زانو زد و خوابيد من همانجا پياده ‏مى‏شوم و شتر آمد در منزل ابوايوب كه در رديف مستمندترين مردم مدينه بود ايستاد.‏
‎ ‎پس به دنبال شتر رفتن يا سوار شتر شدن يا بر اساس حركت شتر كار كردن، به خودى خود ‏مذمتى ندارد، بايد توجه كرد راكبش چه كسى و در چه قضيه و قصه‏اى است؟ آيا اگر خود حضرت ‏امير - سلام‏اللَّه عليه - يا حضرت صديقه طاهره - سلام‏اللَّه عليها - سوار شتر يا اسب يا بغله شوند ‏و عده‏اى به دنبال ايشان حركت كنند مى‏توان گفت كه پيروان شتر مذمومند يا پيروان اسب و بغله ‏مذمومند؟

‏(1) نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 80.‏
‏(2) بحارالانوار، ج103، ص259.‏
‏(3) سوره احزاب، آيه 33.‏
‏(4) نهج البلاغه، خطبه 13 و14.‏
‏(5) بحارالانوار، ج19، ص108.‏

‏( آیةالله جوادی آملی ،زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 367 ـ 372.)‏
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...