ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

پنج شنبه یازدهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 63   |   تعداد آرا: 1

• علي (ع) در خطبه (66) نهج‌البلاغه، استدلال هر يك از انصار و مهاجرين را دربارة خلافت مورد نقد قرار داده ، نظر شيعه دربارة جانشيني پيامبر (ص) چيست؟


پاسخ:
قبل از هر چيز لازم است به چند نكته توجه شود:
اول: انصار مانند مهاجرين، در حمايت همه جانبه از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و نشر و پيشبرد اسلام،‌نقشي اساسي داشتند. خداي متعال در قرآن كريم، ضمن بيان نكته فوق، آنان را مورد ستايش خود قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد: پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كساني كه به نيكي از آنها پيروي كردند،‌خداوند از آنان خشنود است و آنها نيز از او خشنود شدند و باغهايي از بهشت براي آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جاري است، جاودانه در آن خوهند ماند، و اين است پيروزي بزرگ![1]
دوم: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در روز (28) ماه صفر سال يازدهم هجري قمري رحلت نمود،‌ و در هنگامي كه جنازة آن حضرت در خانه‌اش بود، علي ـ عليه السلام ـ مشغول وظايف شخصي خود در مورد تجهيز او بود (به دنبال غسل و كفن و نماز و دفن آن بدن نازنين بود) ‌و بنا به گفته «جوهري»: (نخستين كسي كه تاريخ سقيفه را نگارش نمود)‌ ابوبكر نيز در آنجا حضور داشته و طبيعتاً شور و هيجاني ميان مسلمانان برقرار بود.[2] اما برخي از بزرگان مهاجر و انصار بجاي آن كه در كنار بدن مطهر آخرين فرستاده خدا، حضرت محمد مصطفي ـ صلي الله عليه و آله ـ باشند، راهي سقيفه شدند، تا سرنوشت خلافت و جانشيني رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ را مشخص كنند!
سوم: «سقيفه بني ساعده» جايگاه و ايواني مسقّف در مدينه است كه مربوط به قبيله بني ساعده بوده و مردمان در مشاورتشان در آن گرد مي‌آمدند.[3]
اين جايگاه به لحاظ حادثه تصميم‌گيري در انتخاب جانشين پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در تاريخ اسلام معروف است.
چهارم: بين مهاجرين و انصار، بر سر خلافت و جانشيني پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مشاجره شد و هر يك از آن دو گروه مدعي شايستگي اين امر بودند و لذا سعي مي‌كردند با ذكر مناقب و فضيلت‌هاي خود، گروه خود را سزاوارتر از ديگري نشان دهند.[4]
در روز سقيفه، نخست سعد بن عباده براي حاضران سخنراني كرد و از طايفه انصار بسيار ستايش نمود و فضايل آنان را برشمرد و خدمات و فداكاري هاي آنان را نسبت به اسلام برشمرد و گفت: تنها انصار شايسته خلافت و جانشيني پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است. آنگاه انصار از، سعد بن عباده خواستند تا به عنوان خليفه رسول خدا،‌ با او بيعت كنند.
سپس ميان آنها پرسشي مطرح شد، كه: «اگر مهاجرين گفتند ما مهاجر و ياران نخستين و عشيره و اولياي پيامبريم، پس چرا شما انصار با ما در مسأله جانشيني پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نزاع مي‌كنيد چه خواهيد گفت؟
انصار گفتند: در اين وقت خواهيم گفت: «اميري از ما انصار و اميري از شما مهاجرين، انتخاب شود و ما به غير از اين هرگز رضايت نمي‌دهيم، زيرا در پناه دادن پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و مسلمانان و پيروزي اسلام همان عمل را كرديم كه مهاجرين.»[5]
در اين اثنا، ابوبكر و عمر و ابوعبيده جراح آمدند و مردم را از توجه به سعد بن عباده بازداشتند و از حاضرين براي ابوبكر بيعت گرفتند،
در آن جلسه، عمر در پاسخ انصار گفت:‌ دو شمشير در يك غلاف جاي نمي‌گيرد، و مردم عرب از شما اطاعت نمي‌كنند.
در آن محل، هر يك از آن دو گروه (مهاجر و انصار) فضايل وخوبي‌ها و سابقه خود را برشمردند و در نتيجه، مهاجرين بر انصار پيروز شدند، (از اين رو) به درخواست عمر با ابوبكر بيعت كردند....[6]
استدلال قريش در حقانيت خود در جانشيني پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ اين بود كه: آنها شاخه‌اي از درختي هستند كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز شاخه ديگر از آن درخت است.[7]
يكي از به اصطلاح برگ هاي برنده‌اي كه مهاجران و طرفداران ابوبكر مورد استفاده قرار دادند، اين بود كه پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از قريش است و ما از طايفه پيغمبريم.
ابن ابي الحديد در ذيل شرح خطبه (65) مي‌گويد: عمر به انصار گفت: عرب هرگز به امارت و حكومت شما راضي نمي‌شود، زيرا پيغمبر از قبيلة شما نيست، ولي عرب قطعاً از اينكه مردي از فاميل پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ حكومت كند، امتناع نخواهد كرد، كيست كه بتواند با ما در مورد حكومت و ميراث محمدي معارضه كند و حال آن كه ما نزديكان و خويشاوندان او هستيم؟[8]
علي ـ عليه السلام ـ و جريان سقيفه
پس از پايان اين جريان، علي ـ عليه السلام ـ از افرادي كه در آن مجمع (سقيفه نبي ساعده) ‌حضور داشتند، استدلال هاي طرفين را پرسيد و استدلال‌هاي هر دو طرف را مورد انتقاد قرار داد و رد نمود، سخنان آن حضرت همان است كه سيدرضي آن را در خطبه (66) آورده است:
علي ـ عليه السلام ـ پرسيد: انصار چه گفتند؟ پاسخ دادند: حكمفرايي از ما و زمامداري از شما باشد علي ـ عليه السلام ـ فرمود: چرا بر رد نظريه آنها به سفارش‌هاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دربارة‌ آنها استدلال نكرديد؟ كه فرمود: «با نيكان انصار، نيكي كنيد و از بدان آنان درگذريد» پرسيدند، اين سخن چگونه، دليل مي‌شود ( بر عدم شايستگي آنان براي خلافت)؟
فرمود: اگر بنا بود كه حكومت از آنِ آنان باشد سفارش پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دربارة آنان معنا نداشت، (اينكه به ديگران دربارة آنان سفارش شده است، دليل است كه حكومت، با غير آنان است).
آن وقت فرمود: قريش چه مي‌گفتند؟ پاسخ دادند: استدلال قريش اين بود كه آنها شاخه‌اي از درختي هستند كه پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز شاخه ديگر از آن درخت است. حضرت فرمود: با انتساب خود به شجرة وجود پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ براي صلاحيت خود استدلال كردند، اما ميوه‌ آن را ضايع ساختند، يعني اگر آنها به منزلة شاخه‌اي از آن شجره هستند، اهل بيت پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ميوة آن شاخه‌اند.[9]
و شبيه اين مضمون، از ابن عباس به ابوبكر آمده است كه مي‌گويد: «و اما اينكه مي‌گويي ما درخت پيامبريم، شما همسايگان آن درختيد، ما شاخه‌هاي آن مي‌باشيم، غايت و هدف از درخت ميوه آن است. مي‌توان گفت: اميرالمؤمنين، علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ هم ميوه درخت مكتب اسلام بود و هم ميوه ممتاز قبيله بزرگ قريش هيچ كس در شايستگي اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در اينكه از عالي‌ترين محصول مكتب اسلام بود نمي‌تواند ترديدي داشته باشد.»[10]
خلافت ديدگاه شيعه:
به نظر شيعه، خلافت و جانشيني پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ همچون نبوت، امريست الهي، لذا انتخاب و انتصاب و معرفي خليفه، تنها از سوي خداوند صورت مي‌گيرد، و به وسيله رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به مردم ابلاغ مي‌شود.
از ديدگاه شيعه، مقام تشريع و دريافت و ابلاغ وحي از آن پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است و وظيفه خليفه مسلمين جانشين رسول خدا، تبيين و اجراي دستورات الهي، مي‌باشد.
شيعيان اعتقاد دارند كه پس از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ جانشين بحق آن حضرت دوازده نفرند كه همه از قريش و از جانب خداوند منصوص و منصوب مي‌باشند، اول آنها اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ و آخر آنها حضرت مهدي(عج) است، و مقام خلافت آنان، ثابت و محفوظ است، هر چند مردمان با آنها بيعت نكنند، چنان كه در مورد انبياي الهي نيز بدين گونه است.[11]
نتيجه آن که:
از سخن علي ـ عليه السلام ـ استفاده مي‌شود كه: با سفارش پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره انصار، دلالت دارد به اينكه آنان جانشين آن حضرت نيستند، زيرا عرفاً وقتي گفته مي‌شود، در حق كسي وصيت كرد، لازمة آن اين است كه از شأن و جايگاه پايين‌تري برخوردار است. و لذا به رئيس دربارة مرؤوس سفارش و وصيت مي‌كنند نه برعكس.[12]
احتجاج مهاجرين در برابر انصار، به قرابت و خويشاوندي آنان با پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بود، و علي ـ عليه السلام ـ نيز همان احتجاج را نسبت به مهاجرين با منطقي روشن بيان نمود، زيرا اگر قرابت و خويشاوندي با پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ عامل شايستگي در امامت و زمامداري باشد، قرابت و خويشاوندي علي ـ عليه السلام ـ بسيار نزدكتر بوده و او مانند ميوه‌اي كه محصول درخت پيامبر است، هم از جهت معني و هم از بعد طبيعي شايسته‌تر از هر كسي به مدعاي آنان (امامت و خلافت) بود.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ شرح نهج‌البلاغه، ميرزا آقا، ج 4، ص 82.
2ـ سيري در نهج‌البلاغه، مطهري، ص 152.
3ـ تفسير نهج‌البلاغه، محمدتقي جعفري، ج 11، ص 10.


[1] . توبه/100.
[2] . جعفري، محمد تقي، ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ هفتم، 1376، ج11، خطبه 67، ص 109.
[3] . حسيني، سيد مصطفي، معارف و معاريف، ج6، ص279.
[4] . هاشمي خويي، سيد حبيب‌ الله، منهاج البرائة في شرح نهج‌البلاغه، تهران، مكتبة الاسلاميه، الطبعة الرابعة، 1405 قمري، ج5، خطبه 66، ص82.
[5] . جعفري، محمد تقي، همان، ج11، خطبه 67، ص104.
[6] . قزويني، ملا صالح، شرح نهج‌البلاغه، تصحيح سيد ابراهيم ميانجي، تهران، چاپ اسلاميه، 1380 قمري، ج1، خطبه66، ص 215.
[7] . مطهري، مرتضي، سيري در نهج‌البلاغه، تهران، صدرا، چاپ دوم، 1354، ص152.
[8] . همان.‌
[9]. همان، ص154.
[10]. جعفري، محمدتقي، همان، ج11. ص1.
[11]. حسيني، سيد مصطفي، همان، ج 5، ص166.
[12]. مدرس وحيد، احمد (ميرزا آقا)، شرح نهج‌البلاغه، ج4. ص82، خطبه 66.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...