ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

پنج شنبه یازدهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 58   |   تعداد آرا: 2

• جملة «يحيي و يميت و يميت و يحيي» آيا دور نيست؟


پاسخ:
خداوند متعال داراي دو نوع صفت است. يكي را به نام صفات ثبوتيه و نوع ديگر را با عنوان صفات سلبيه مي خوانند. صفات ثبوتيه به صفاتي گفته مي شود كه در خداوند موجود است و ما خدايي را مي پرستيم (و خدايي را قبول داريم) كه داراي اين صفات باشد، مثل: عدل، رحمت، جود، و... اما صفات سلبيه آن گونه كه از نامشان پيداست، صفاتي هستند كه بايد آنها را از خدا سلب كرد و صفاتي هستند كه در خدا نيستند مانند: ظلم و جهل و...
صفات ثبوتيه خود بر دو نوع ذاتيه و فعليه تقسيم مي شوند. صفات ذاتيه صفاتي را گويند كه فقط با در نظر گرفتن خداوندي خدا، در او موجود است و صفات فعليه صفاتي هستند كه با در نظر گرفتن رابطة خدا با مخلوقات به دست مي آيد. حيّ و زنده بودن خدا از صفات ذاتي او است. اما زنده كردن و ميراندن از صفات فعلي هستند.[1]
خداوند متعال به هر موجودي به اندازة ظرفيتش، حيات افاضه كرده و بهره اي از آن به او مي دهد. ضعيف ترين درجة حيات در جمادات مثل سنگ و... و كاملترين آن از آن خداوند متعال است كه او عين الحياة است. ميراندن در واقع خارج كردن يك موجود زنده از قالب اوليه خود است. و با مردن انسان به كمال نهايي خود مي رسد.
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم
جملة شريف «يحيي و يميت و يميت و يحيي» در واقع قسمتي از دعايي است كه از ائمه معصومين ما ـ عليهم السّلام ـ ذكر شده و در احاديث زيادي آمده است. به عنوان نمونه در يك حديث آمده است که: از يكي از ياران امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده گفت: شنيدم از امام كه مي فرمود: «من قال عشر مرّاتٍ قبل أن تطلع الشمس و قبل عزوبهما؛ لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيي و يميت و يميت و يحيي و هو حيٌ لا يموت بيده الخير و هو علي كلّ شيءٍ قدير؛ كانت كفّارةً لذنوبه ذلك اليوم».[2] ترجمه: هر كس ده بار قبل از طلوع و غروب خورشيد بگويد: هيچ معبودي جز الله نيست، تنها است و شريكي ندارد، ملك و حمد سزاوار او است،‌زنده مي كند و مي ميراند و مي ميراند و زنده مي كند و اوست زنده و مرگي براي او نيست، تمام خير در دست اوست، و او بر هر چيز تواناست. زيرا كفارة گناهان آن روز او مي شود. براي درك بهتر اين كه، اين جمله دور نيست، توضيح مختصري در مورد دور مي آورم.
دور بر دو نوع «مصرّح» و «مضمر» تقسيم مي شود. دور مصرّح دوري را گويند كه دو چيز مستقيماً و بلاواسطه وجودشان متوقف بر هم باشد. مثل اينكه وجود «الف» متوقف بر وجود «ب» و وجود «ب» متوقف بر وجود «الف» باشد. ولي دور مضمر، دوري را گويند كه در آن توقف مستقيم نباشد بلكه با واسطه است. مثل اينكه وجود «الف» متوقف بر وجوب «ب» و وجود «ب» متوقف بر وجود «ج» و وجود «ج» متوقف بر وجود «الف» باشد.[3]
در جملة «يحيي و يميت و يميت و يحيي» بيان مي كند «خدا زنده مي كند و مي ميراند» اين از يك طرف و از طرفي همين خدا «مي ميراند و زنده هم مي كند» يعني بعد از اينكه ميراند باز هم زنده مي كند که اشاره به رستاخيز دارد.
در توضيح دور گفته شد كه، دور عبارت است از وجود الف متوقف وجوب ب و از طرفي وجود ب متوقف بر وجود الف است. يعني الف دوم همان الف اول است و پاية وجودي الف اول متوقف و وابسته به وجود ب است. ولي در جملة‌ مورد نظر اين طور نيست. توضيح اينكه: زنده كردن اوليه خدا غير از زنده كردن ثانويه و بعد از مرگ است يعني اين حيات غير از آن حيات است چرا كه حيات اولي حيات دنيوي است و حيات دوم حيات اخروي هر چند حيات دوم متوقف بر ميراندن است. و از طرفي حيات اول پايه و اساسش از خدا است نه متوقف بر مرگ، و انسان قبل از اين حيات مرگي نداشته تا اين متوقف بر مرگ قبلي باشد.
نتيجه:
1. احياءاول متوقف بر وجود خدا است.
2. احياء دوم غير از احياء اول است.
3. دور در اينجا محقق نيست و اين عبارت اشاره به دو مرحله از حيات و مرگ دارد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. شرح الاسماء (شرح دعاي جوشن كبير)، حاج ملا هادي سبزواري، تحقيق نجفقلي حبيبي، 1375 هـ ش، ص 637.
2. حيات عارفانه امام علي ـ عليه السّلام ـ ، آيت الله جوادي آملي.


[1] . ر. ك: طباطبايي، سيد محمد حسين، نهاية الحكمة، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1404، ص 2835 الي 284، الفصل الثامن في صفات الواجب بالذات.
[2] . ر. ك: كليني، محمد بن يعقوب، کافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365، ج2، ص518 الي 536 و ... .
[3] . ر. ك: مظفر، تلخيص المنطق، قم، جامعة الزهرا (س)، ص 47.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...