ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 95   |   تعداد آرا: 4

• اهل تسنن حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه» را چگونه توجيه مي كنند؟


پاسخ:
ديدگاه اهل سنت به روايتِ فوق يكسان نيست و بطور كلي مي توان به سه گروه تقسيم نمود:
ـ گروه اول؛ كساني كه بدون تعصبات كوركورانه و مخالفت با آن، بر صحت روايت اقرار كرده و آن را صحيح السند دانسته اند؛ لذا در مقابل آن تاب نياورده و به آن تسليم شده و حقيقت را پذيرفته اند.
مؤيد اين كلام را در نقل تاريخي زير مي توان بيان كرد: مرحوم فاضل دواني سني مذهب مشغول تحصيل علم حديث بود كه به اين روايت رسيد، از شاگردان خودش پرسيد: مراد از امام در اينجا كيست؟ سپس خودش جواب داد و گفت: شيعه مي گويند او مهدي (عج) است و ما مي گوييم حاكم و سلطان عصر است. ولي او بعد از جر و بحث با شاگردانش بر طبق اين روايت مذهب شيعه را مي پذيرد و معتقد به امامت مهدي موعود (عج) مي شود.[1]
گروه دوم؛ كساني هستند كه در مواجه با هر روايتي كه بيانگر منزلت و شأن اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و فرزندان پاك او بوده، تغييرات و تحريفاتي انجام داده اند و اين روايت نيز، از اين نحوه برخورد آنان مصون نمانده و آن را به وجوه مختلف با تحريفاتي نقل كرده اند. در روايتي آورده اند: «كسي كه از طاعت حاكم زمان كناره گيرد، در روز قيامت بدون حجت خواهد بود؛ و به هنگام مرگ، به مرگ جاهليت خواهد مُرد.»[2]
نمونة بارز اين گروه نيز عبدالله بن عمر است. او بعد از كشته شدن خليفة سوم، حاضر به بيعت با اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نشد، اما در زمان خلافت عبدالملك مروان، آنچنان براي بيعت با خليفه عجله به خرج داد كه شبانه به دارالاماره رفته و با نمايندة خليفه كه حجاج بن يوسف باشد، قصد بيعت كرد. حجاج براي اينكه شخصيت او را بشكند گفت: فعلاً مشغول محاسبة بيت المالم، وقت ندارم، با تو دست بدهم. پايش را دراز كرده وگفت: با پاي من بيعت كن. ابن عمر براي اين كه بيعتش محقّق شود، با پاي او بيعت كرده و اين روايت را نقل كرد كه «اگر كسي بميرد و براي او امامي نباشد به مرگ جاهليت مرده است.» ترسيدم اگر امشب بيعت نكنم و بميرم، به مرگ جاهليت مرده باشم.»[3]
گروه سوم؛ كساني هستند كه روايت را تعميم داده و به عناوين ديگري ذكر كرده اند؛ عدم موافقت با اجماع جامعه و عدم تبعيت از خليفة وقت را مساوي كفر و مرگ جاهليت دانسته اند. در روايتي آورده اند كه:
«اگر كسي از طاعت حاكمِ وقت خارج شود و از جماعتِ جامعه كناره گيرد، به هنگام مرگ، به مرگ جاهليت خواهد مرد».[4]
در روايت ديگري نيز آورده اند كه: «اگر امر خليفة وقت بر چيزي استوار باشد و شخصي بر آن اكراه داشته باشد، بايد بر آن صبر كند. و كسي كه از جماعت جدا شده و بنا به ناخشنودي خود، از اين امر (تبعيت از خليفه) سر باز زند و بميرد، به مرگ جاهليت مرده است.»[5]
با اين روايات تلويحاً سعي در زير سؤال بردن اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ ، در عدم بيعت با خلفاي غاصب دارند اينگونه كه: اولاً بر امر خلفاي غاصب حجيت قائل شده و امر او را واجب الاطاعة مي دانند، ثانياً اكراه فردي از افراد جامعه را در برابر امر حاكمِ غاصب مُلغي مي دانند. بدين معني كه مخالفتِ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و چند صحابة خاصي را در برابر حكومت غصب شده، بي اثر مي دانند، ثالثاً اكراه و ناخشنودي اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ را در مقابل آنچه جامعه پذيراي آن شده، خوش نمي دارند، رابعاً مي خواهند بيان كنند كه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و صحابة خاصي كه بدون بيعت با خلفاي ثلاثه از دنيا رفتند (نعوذبالله) به مرگ جاهليت مرده اند!!
با در نظر گرفتن عملكرد اين چند گروه مي توان دريافت كه اهل سنت در بيان، قبول و عمل به اين روايت دچار تناقضات بسياري هستند و تا حد استعداد، سعي بليغ در كتمان و تحريف بسياري از روايات رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ ، آن هم به نفع خلفاي ثلاثه و حاكمان جور كرده اند؛ و اين نكته مي تواند بيانگر وجود تحريفات بسيار اساسي، در دين اسلام كه توسط اين مذهب صورت گرفته است باشد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. علامه اميني، الغدير، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1366 هـ ق، تهران.
2. شيخ طوسي، الاحتجاج، نشر مرتضي، 1403 هـ ق، مشهد.
3. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، نشر دار احياء التراث العربي، 1385 هـ ق، بيروت.
4. كرمانشاهي، علامه محمدعلي، راهبرد اهل سنت به مسألة امامت، تحقيق و نشر مؤسسة علامه مجدد وحيد بهبهاني، 1373، قم.
5. هندي، ابن حسام الدين، كنزالعمال، نشر مؤسسة الرسالة، 1413 هـ ق، بيروت.


[1] . موسوي جزايري، سيدنعمت الله، انوار النعمانيّه، تبريز، نشر شركت چاپ، ج 2، ص 34.
[2] . متقي هندي، كنز العمّال، ج 6، ص 52، حديث 14810.
[3] . ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، بيروت، نشر دار احياء التراث العربي، 1385 هـ ق، ج 13، ص 242.
[4] . الرازي، ابن الحسين، المحصول في علم اصول الفقه، بيروت، نشر مؤسسة الرسالة، 1412 هـ ق، ج 4، ص 81.
[5] . متقي هندي، كنزالعمال، ج 6، ص 53، حديث 14811.
( اندیشه قم )
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...