اخلاق شوهر نسبت به همسراظهار محبت بیشتر: ایمان بیشتر
دوستدار اهل بیت علیهم السلام دوستدار همسر است
صفای زندگی اینجاست، اینجا
از تکبر و خشونت بپرهیز
سیلی، هرگز!
من تو را دوست دارم
تامین سعادت دینی و دنیایی همسر
این هم جهاد در راه خداست
آیا هدیه هم می خری؟
بازار و خرید گوشت
سوغاتی را فراموش نکن
خانه را گرم نگه دار
شاد ساختن خانواده در مناسبت های فرخنده
تهمت و سوء ظن هرگز
خدا کند تو بیایی
آداب ورود به خانه
در کنار همسر نشستن
تا کنون لقمه در دهانش گذاشته ای؟
کتک نزن، فریاد نکش!
اخلاق زن نسبت به همسرزیور اطاعت به گردن آویز
باران عشق و محبت
رضایت و شفاعت
عطر مهر و محبت
سرانجام ناسپاسی
لجبازی هرگز
خشمگین کردن شوهر هرگز
اذیت نکن
چگونه می توانی او را غمگین ببینی؟
چشمداشت بجا و منطقی
مهمان، با اجازه شوهر
هم به استقبالش برو و هم او را بدرقه کن
در این کارها نیز به او کمک کن
شهری در بهشت خدا
تامین امنیت روانی همسر
رحمت خدا از آن کدبانویان است
خوشبوترین عطر، زیباترین لباس، نیکوترین زینت
هنر آشپزی
آرایش فقط برای شوهر
از تو سپاسگزارم
41) همان، ج 103، ص 239 .
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا میرسد، خانم ها از هر نظر به خودشان میرسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح میدهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود میکنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که میتواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر میانگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.
1- مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا میکنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان میآید، اما گاهی اوقات اگر با لباسهای ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل برمیآیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمیگذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفشها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم میشود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون میروید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت میبرد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغهای بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.
2- نه گفتن
شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را میرسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور میدهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور میکنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی میگردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که میگویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته میشود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور میشود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور میکردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.
3- مستقل بودن
شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا میکنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمیدارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری میکنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی میکنند، ناراحت میشوند. باید توجه داشت باشید که اگر میخواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت میبرند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار میباشد. یک مرد محتاج و بدون آرزوهای بزرگ، برای بیشتر خانمها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.
4- حسود بودن
حسادت یکی از احساسات قوی به شمار میرود. هر چند انسان ها نمیتوانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی میتواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت میکنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور میکند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی میرود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت میرسد، مقدار کمی از آن میتواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او میتواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.
5- آسیب پذیری گاه به گاه
هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق میافتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان میرود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب میشود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس میکردید که او میتواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور میکنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب میشود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.
6- پنهان کردن احساسات
شاید او همیشه اعتراض میکند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما میدانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت میکنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت میتواند به شما نمره دهد.
در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش میکند. خانم ها لذت میبرند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور میکنید از این کار متنفر نباشد.
7- سرتاپای او را وارسی کنید
خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میكند دلش میخواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه میکنند هم بستگی دارد.
اما زمانیکه نوبت به مردی میرسد که خانم دوستش میدارد، با کمال میل به او اجازه میدهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت میبرند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال میشود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.
8-همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع میکنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم میشوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان میسازند و آن دسته ای که شما را به او نشان میدهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون میشود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست میدارد.
یك روانشناس با بیان اینكه برخی افراد كه هیچ تخصصی در زمینه روان شناسی ازدواج ندارند با ارائه نظرات نادرست موجب سر خوردگی جوانان و ترس آنها از ازدواج می شوند، گفت: باید از سنین راهنمایی و دبیرستان آموزش های ازدواج برای جوانان مطرح شود.
افسانه نیكراد گفت: در دنیای كنونی دلایل مختلفی برای تأخیر ازدواج جوانان مطرح است از جمله می توان به ادامه تحصیل، مسائل اقتصادی مانند بیكاری، كمبود امكانات رفاهی برای یك زندگی جدید و ناتوانی در تأمین نیازهای اقتصادی اشاره كرد.
وی با اشاره به عدم گرایش برخی از جوانان به ازدواج حتی در سنین بالا اظهار داشت: این امر دلایل مختلفی دارد مانند عدم بلوغ فكری، ترس از مسئولیت پذیری و دلایل شخصیتی مانند وسواس در انتخاب، موجب عدم گرایش برخی از جوانان به ازدواج می شود.
این مشاور ازدواج و خانواده حمایت بیش از حد والدین از فرزندان را موجب عدم مسئولیت پذیری آنها دانست و ادامه داد: عدم مسئولیت پذیری جوانان، آنها را از ازدواج ترسانده و موجب بی میلی آنها به ازدواج می شود.
● از سنین كودكی باید فرزندان را مسئولیت پذیر تربیت كرد
این روانشناس در خصوص دلایل فرهنگی تأخیر ازدواج جوانان گفت: باید تلاش شود تا از سنین كودكی برای مسئولیت پذیری و بلوغ فكری فرزندان، آموزش های لازم از طریق فیلم، كتاب های آموزشی و سخنرانی افراد متخصص، ارائه شود.
نیكراد با بیان اینكه برخی از افراد كه هیچ تخصصی در زمینه روان شناسی ازدواج ندارند با ارائه نظرات نادرست موجب سر خوردگی جوانان و ترس آنها از ازدواج می شوند، بیان كرد: باید از سنین راهنمایی و دبیرستان آموزش های ازدواج برای جوانان مطرح شود تا آنها را با روش انتخاب درست در ازدواج آشنا كنیم.
وی با ابراز تأسف از عدم ارائه الگوهای صحیح ازدواج به جوانان خاطر نشا ن كرد: برخی از وسایل ارتباط جمعی مانند اینترنت و ماهواره مسائلی را در جامعه رواج می دهند كه با آئین و رسوم ایرانی مطابقت ندارد، از این رو جوانان دچار دوگانگی می شوند.
● ازدواج فامیلی به دلیل آشنایی بیشتر خانواده ها با موفقیت بیشتری همراه است
این مشاور ازدواج و خانواده با بیان اینكه آشنایی قبل از ازدواج ضروری است، عنوان كرد: آشنایی قبل از ازدواج باید در چارچوب خانواه ها صورت بگیرد و این امر با دوستی تفاوت بسیاری دارد.
این روانشناس در خصوص ازدواج فامیلی گفت: این ازدواج اگر به لحاظ ژنتیك با مشكل مواجه نشود به دلیل آشنایی خانواده ها با یكدیگر و تطابق آنها به لحاظ فرهنگی، اجتماعی و آداب و رسوم می تواند موفق باشد.
نیكراد ازدواج دانشجویی را یك فرصت مناسب برای آشنایی صحیح جوانان با یكدیگر دانست و تصریح كرد: ازدواج دانشجویی باید به دور از احساس، هیجان و با شناخت كامل جوانان از یكدیگر انجام شود.
این روانشناس با بیان اینكه انتشار معیارهای مناسب ازدواج از صدا و سیما گرایش جوانان به ازدواج را افزایش می دهد گفت: باید تلاش كنیم تا با گنجاندن این معیارها در فیلم ها و سریال های تلویزیون انگیزه ازدواج را در بین جوانان جامعه افزایش دهیم.
● مشاوره قبل از ازدواج باید همانند آزمایش خون ضروری شود
وی در خصوص راه های رسیدن به یك ازدواج موفق بیان كرد: كسب آگاهی و شناخت قبل از ازدواج برای داشتن یك زندگی موفق ضروری است اما متأسفانه امروزه هیچ آموزشی به جوانان برای ازدواج ارائه نمی شود.
این مشاور ازدواج و خانواده ادامه داد: مشاوره قبل از ازدواج باید مانند مشاوره ژنتیك، اعتیاد و خون ضروری شود، این طرح به مجلس ارائه شد اما هنوز به سرانجام نرسیده است؛ این مشاوره ها با انجام تست های شخصیت از جوانان آنها را برای رسیدن به یك زندگی موفق كمك كرده و احتمال انتخاب نادرست را كاهش می دهد.
ویل دورانت مىگوید:
«در سرتاسر زندگى انسان،به اجماع همه،عشق از هر چیز جالب توجهتر است وتعجب اینجاست كه فقط عده كمى درباره ریشه و گسترش آن بحث كردهاند.در هرزبانى دریایى از كتب و مقالات،تقریبا از قلم هر نویسندهاى درباره عشق پیدا شدهاست و چه حماسهها و درامها و چه اشعار شور انگیز كه درباره آن به وجود آمدهاست،و با اینهمه چه ناچیز است تحقیقات علمى محض درباره این امر عجیب واصل طبیعى آن و علل تكامل و گسترش شگفت انگیز آن،از آمیزش سادهپروتوزوئا تا فداكارى دانته و خلسات پتراك و وفادارى هلوئیز به آبلارد.» (1)
ما در صفحات قبل گفتیم آنچه مجموعا از گفتههاى علماى قدیم و جدید دربارهریشه و هدف عشق و یگانگى یا دو گانگى آن با میل جنسى استنباط مىشود سه نظریهاست،و گفتیم عشق،هم در غرب و هم در شرق از شهوت تفكیك شده و امر قابل ستایش و تقدیسى شناخته شده است،ولى این ستایش و تقدیس آن طور كه مااستنباط كردهایم از دو جنبه مختلف بوده است كه قبلا توضیح داده شد.
مطلب عمده در اینجا رابطه عشق و عفت است.باید ببینیم این استعداد عالى وطبیعى در چه زمینه و شرایطى بهتر شكوفان مىگردد؟آیا آنجا كه یك سلسله مقرراتاخلاقى به نام عفت و تقوا بر روح مرد و زن حكومت مىكند و زن به عنوان چیزىگرانبها دور از دسترس مرد است این استعداد بهتر به فعلیت مىرسد یا آنجا كهاحساس منعى به نام عفت و تقوا در روح آنها حكومت نمىكند و اساسا چنین مقرراتىوجود ندارد و زن در نهایت ابتذال در اختیار مرد است؟اتفاقا مسالهاى كه غیر قابلانكار است این است كه محیطهاى به اصطلاح آزاد مانع پیدایش عشقهاى سوزان وعمیق است.در این گونه محیطها كه زن به حال ابتذال در آمده است فقط زمینه براىپیدایش هوسهاى آنى و موقتى و هر جایى و هرزه شدن قلبها فراهم است.
اینچنین محیطها محیط شهوت و هوس است نه محیط عشق به مفهومى كهفیلسوفان و جامعه شناسان آن را محترم مىشناسند یعنى آن چیزى كه با فداكارى واز خود گذشتگى و سوز و گداز توام است،هشیار كننده است،قواى نفسانى را در یكنقطه متمركز مىكند،قوه خیال را پر و بال مىدهد و معشوق را آنچنانكه مىخواهد درذهن خود رسم مىكند نه آنچنانكه هست،خلاق و آفریننده نبوغها و هنرها و ابتكارهاو افكار عالى است.
بهتر است اینجا مطلب را از زبان خود دانشمندانى كه طرفدار اصول نوینى دراخلاق جنسى مىباشند بشنویم.ویل دورانت مىگوید:
«یونانیان شعر عاشقانه را گرچه در مورد غیر طبیعى آن(عشق مرد به مرد)باشدمىشناختند،و داستانهاى هزار و یك شب نشان مىدهد كه سرودهاى عاشقانه ازقرون وسطى جلوتر بود ولى ترغیب عفت و پاكدامنى از طرف كلیسا كه او را بهعلت دور از دسترس بودن،جذابیتبخشید مایه نضج غزل عاشقانه گردید.حتىلارشفوكو نویسنده نیش زن بزرگ مىگوید:«چنین عشقى براى روح عاشق مانندجان براى بدن است»...این استحاله میل جسمانى را به عشق معنوى چگونه توجیهكنیم؟چه موجب مىشود كه این گرسنگى حیوانى چنان صفا و لطف بپذیرد كه اضطراب جسمانى به رقت روحى تبدیل شود؟آیا رشد تمدن است كه به علتتاخیر انداختن ازدواج موجب مىشود تا امیال جسمانى بر آورده نشود و بهدرون نگرى و تخیل سوق داده شود و محبوب را در لباس رنگارنگى از تخیلاتامیال نابرآورده جلوهگر سازد؟آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها مىگردد. زیبایى یك شئ چنانكه خواهیم دید بستگى به قدرت میل به آن شئ دارد،میلى كهبا ارضاء و اقناع ضعیف مىشود و با منع و جلوگیرى قوى مىگردد.» (2)
هم او مىگوید:
«به عقیده ویلیام جیمز حیا امرى غریزى نیست،بلكه اكتسابى است.زنان دریافتندكه دست و دل بازى مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند... زنان بىشرم جز در موارد زود گذر براى مردان جذاب نیستند.خود دارى از انبساط،و امساك در بذل و بخشش بهترین سلاح براى شكار مردان است.اگر اعضاى نهانىانسان را در معرض عام تشریح مىكردند توجه ما به آن جلب مىشد ولى رغبت وقصد به ندرت تحریك مىگردید.
مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بدون آنكه بداند حس مىكند كه اینخود دارى ظریفانه از یك لطف و رقت عالى خبر مىدهد.حیا(و در نتیجه عزیزبودن زن و معشوق واقع شدن او براى مرد)پاداشهاى خود را پس انداز مىكند ودر نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا مىبرد و او را به اقدامات مهم وا مىدارد و قوایىرا كه در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده استبیرون مىریزد.» (3)
هم او مىگوید:
«امروز لباسهاى سنگین فشار آور كه مانند موانعى بودند از میان رفتهاند و دخترامروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهاى محترمانهاى كه مانع حمل بود رهانیده است.دامنهاى كوتاه بر همه جهانیان بجز خیاطان نعمتى است و تنهاعیبشان این است كه قدرت تخیل مردان را ضعیفتر مىكند،و شاید اگر مردان قوهتخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند!» (4)
برتراند راسل در كتاب زناشویى و اخلاق در فصلى كه به عنوان«عشق رمانتیك» باز كرده است مىگوید:
«اصل اساسى عشق رمانتیك آن است كه معشوق خود را بسیار گرانبها و به دستآوردنش را بسیار دشوار بدانیم...بهاى زیادى كه براى زن قائل مىشدند نتیجهروانشناسى اشكال تصرف وى بود.» (5)
و نیز مىگوید:
«از لحاظ هنرها مایه تاسف است كه به آسانى به زنان بتوان دستیافت و خیلىبهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غیر ممكن گردد...در جایى كهاخلاقیات كاملا آزاد باشد انسانى كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانه داشته باشدعملا بر اثر موفقیتهاى متوالى به واسطه جاذبه شخصى خود،ندرتا نیازى به توسلبه عالیترین تخیلات خود خواهد داشت.» (6)
و نیز مىگوید:
«كسانى هم كه افكار كهنه را پشتسر گذاشتهاند در معرض خطر دیگرى در موردعشق به مفهوم عمیقى كه ما براى آن قائلیم قرار گرفتهاند.اگر مردى هیچ گونه رادعاخلاقى در برابر خود نبیند یكباره تسلیم تمایلات جنسى شده و عشق را از كلیهاحساسات جدى و عواطف عمیق جدا ساخته و حتى آن را با كینه همراه مىسازد.» (7)
عجبا!آقاى راسل در اینجا دم از اخلاقیات مىزند.مقصود او از اخلاقیاتچیست؟او كه عفت و تقوا را محكوم مىكند،حتى ازدواج را مانع عشق بلكه مانعهیچ گونه تمتع از غیر همسر شرعى و قانونى نمىداند و معتقد است كه زن فقط بایدكارى بكند كه از غیر همسر قانونى بار دار نشود،او كه زنا را جز در صورت عنف و یادر صورتى كه صدمه جسمى بر طرف وارد شود مجاز مىشمارد!او كه اخلاق را جزتطبیق كردن و هماهنگ ساختن منافع خود با اجتماع نمىداند،او كه چنین فكر مىكندچه تصور صحیحى از اخلاقى كه مانع و رادع تمایلات جنسى و پرورش دهندهاحساسات لطیف عشقى باشد دارد؟!
به هر حال،آنچه مسلم است این است كه محیطهاى اشتراكى جنسى یا شبهاشتراكى كه آقاى راسل و امثال او پیشنهاد و آرزو مىكنند،كشنده عشق به مفهومىاست كه فیلسوفان از آن دم مىزنند و آن را اوج حیات و حد اعلاى شور زندگىمىخوانند،از او به عنوان معلم و مربى،الهام بخش و كیمیا یاد مىكنند و كسى را كه همهعمر از آن بىنصیب مانده است لایق انسانیت نمىشمارند.
یاد آورى دو نكته لازم است.یكى اینكه تفكیك عشق از شهوت و اینكه عشق،هم از لحاظ كیفیت،هم از لحاظ هدف با شهوت حیوانى و جنسى مغایر است،از آنجمله مسائل روحى است كه با اصول ماتریالیستى سازگار نیست ولى به هر حال موردقبول كسانى است كه در مسائل روحى مادى فكر مىكنند.راسل یك جا اعترافمىكند كه:
«عشق چیزى بالاتر از میل به روابط جنسى است.» (8)
در جاى دیگر مىگوید:
«عشق براى خود غایت و اصول اخلاقى خاصى دارد كه بدبختانه تعالیم مسیحیتاز یك طرف و عناد علیه اصول اخلاقى جنسى كه قسمتى از نسل جوان امروزطالب آنند(و خود راسل آتش افروز این عناد است!)از طرف دیگر،آنها را تحریفو واژگون مىسازد.» (9)
نكته دیگر اینكه به نظر مىرسد این حالت روحى كه مغایر با شهوت جنسىلااقل از لحاظ كیفیت و هدف-شناخته شده است دو نوع است و به دو صورت مختلفظهور مىكند،یكى به صورت حالت پر شور و پر سوز و گدازى كه در نتیجه دور ازدسترس بودن محبوب و هیجان فوق العاده روح و تمركز قواى فكرى در نقطه واحد ازیك طرف،و حكومت عفاف و تقوا بر روح عاشق از طرف دیگر،تحولات شگرفى درروح ایجاد مىكند،احیانا نبوغ مىآفریند،و البته هجران و فراق شرط اصلى پیدایشچنین حالتى است و وصال مدفن آن است و لااقل مانع است كه به اوج شدت خودبرسد و آن تحولات شگرفى كه مورد نظر فیلسوفان استبه وجود آورد.
این گونه عشقها بیشتر جنبه درونى دارد،یعنى موضوع خارجى بهانهاى استبراى اینكه روح از باطن خود بجوشد و براى خود معشوقى آنچنانكه دوست داردبسازد و از دیدگاه خود آن طور كه ساخته-نه آن طور كه هست-ببیند.كم كم كار بهجایى مىرسد كه به خود آن ساخته ذهنى خو مىگیرد و آن خیال را بر وجود واقعى وخارجى محبوب ترجیح مىدهد.
نوع دیگر،آن مهر و رقت و صفا و صمیمیتى است كه میان زوجین در طول زماندر اثر معاشرت دائم و اشتراك در سختیها و سستیها و خوشیها و ناخوشیهاى زندگى وانطباق یافتن روحیه آنها با یكدیگر پدید مىآید.اگر اجتماع،پاك و ناآلوده باشد وتمتعات زوجین همان طورى كه اصول عفاف و تقوا ایجاب مىكند به یكدیگراختصاص یابد،حتى در دوران پیرى كه شهوت خاموش است و قادر نیست زوجین رابه یكدیگر پیوند دهد،آن عاطفه صمیمانه سخت آنها را به یكدیگر مىپیوندد.
نفقه دادن مرد به زن و شركت عملى زن در مال مرد،از همه بالاتر اختصاص كانونخانوادگى و استمتاعات جنسى و اختصاص محیط بزرگ به كار و فعالیت،از علل عمده این صفا و صمیمیت است.تدابیرى كه اسلام در روابط زوجین و غیره به كار بردهاستسبب شده كه در محیطهاى اسلامى-بر خلاف محیط اروپاى امروز-این گونهصمیمیتها و مهر و صفاها و عشقها زیاد پیدا شود.
نوع اول مشروط به هجران و فراق است،تازیانه فراق روح را حساستر وآتشینتر مىكند،بر خلاف این نوع از عشق كه ما آن را صفا و صمیمیت مىنامیم واختصاص به زوجین دارد و در اثر وصال و نزدیكى كمال مىیابد.
نوع اول در حقیقت پرواز و كنش و جذب و انجذاب دو روح متباعد است و نوعدوم وحدت و یگانگى دو روح معاشر.فرضا كسى در نوع اول تردید كند،در نوع دومنمىتواند تردید داشته باشد.
در آیه قرآن،آنجا كه پیوند زوجیت را یكى از نشانههاى وجود خداوند حكیمعلیم ذكر مىكند،با كلمه«مودت»و«رحمت»یاد مىكند(چنانكه مىدانیم«مودت»و«رحمت»با شهوت و میل طبیعى فرق دارد)،مىفرماید:
و من ایاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا...و جعل بینكم مودة و رحمة (10) .
یكى از نشانههاى خداوند این است كه از جنس خود شما براى شما جفت آفریدهاست...و میان شما و آنها مهر و رافت قرار داده است.
مولوى چه خوب این نكته را دریافته است آنجا كه مىگوید:
زین للناس حق آراسته است زانچه حق آراست كى تانند رست چون پى یسكن الیهاش آفرید كى تواند آدم از حوا برید اینچنین خاصیتى در آدمى است مهر،حیوان را كم است،آن از كمى است مهر و رقت وصف انسانى بود خشم و شهوت وصف حیوانى بود
ویل دورانت این صفا و صمیمیت را كه پس از خاتمه شهوت نیز دوام پیدا مىكنداین طور توصیف مىكند:
«عشق به كمال خود نمىرسد مگر آنگاه كه با حضور گرم و دلنشین خود تنهایى پیرى و نزدیكى مرگ را ملایم و مطبوع سازد.كسانى كه عشق را فقط میل و رغبتمىدانند فقط به ریشه و ظاهر آن مىنگرند.روح عشق حتى هنگامى كه اثرى ازجسم بجا نمانده باشد باقى خواهد بود.در این ایام آخر عمر كه دلهاى پیر از نو با هممىآمیزند،شكفتگى معنوى جسم گرسنه با كمال خود مىرسد.» (11)
با همه اختلافى كه میان این دو نوع عشق وجود دارد و یكى مشروط به هجراناست و دیگرى به وصال،یكى از نوع نا آرامى و كشش و شور است و دیگرى از نوعآرامش و سكون،در یك جهت مشتركند:هر دو گلهاى با طراوتى مىباشند كه فقط دراجتماعاتى كه بر آنها عفاف و تقوا حكومت مىكنند مىرویند و مىشكفند.محیطهاى[اشتراكى]جنسى یا شبه اشتراكى جنسى نه قادرند عشق به اصطلاح شاعرانه ورمانتیك به وجود آورند و نه مىتوانند در میان زوجین آنچنان صفا و رقت وصمیمیت و وحدتى-كه بدان اشاره شد-به وجود آورند.
رفتار پرخاشگرانه را خشونت و كلام پرخاشگرانه را پرخاشگری می گویند . به هر حال ، اعمال خشونت به 2 شیوه جسمانی و كلامی است و علت و هدف هر دو ، یك موضوع است .
یكی از موضوعاتی كه آسیب های بسیار جدی به ارتباط میان زوجین وارد می كند ، خشونت است . ممكن است بتوانید به سعی بسیار ، همسرتان را برای خشونتی كه نسبت به شما داشته است ، ببخشید ؛ ولی فراموش كردن آن بسیار مشكل و حتی غیرممكن است ، بویژه اگر تكرار شود .
خشونت ، رفتاری است كه در آن یك نفر با عمل یا كلام به فرد دیگری حمله می كند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می دهد . بخش بسیار آزاردهنده در هر گونه خشونت ، تحقیری است كه نسبت به فرد مقابل صورت می گیرد .
انسان ها فطرتا نیازمند مهربانی ، محبت و احترام هستند ، ولی فردی كه از خشونت استفاده می كند موارد فوق را نادیده می گیرد . افرادی كه از خشونت استفاده می كنند ، همواره خود را محق می دانند و اعتقاد دارند فرد مقابل با رفتاری كه داشته ، آنها را وادار به خشونت كرده است . بارها شنیده ایم كه گفته اند : « وقتی عصبانی می شوم كنترلی بر رفتارم ندارم و همسرم باید مراقب باشد و من را عصبانی نكند . » این جمله تكراری هیچ گونه توجیه و منطقی ندارد و هرگز قابل قبول نیست . موضوع ناراحت كننده تر این كه این افراد پس از اعمال خشونت از همسرشان عذرخواهی می كنند و توقع دارند به سرعت بخشیده شوند و همه چیز به حالت عادی بازگردد و این غیرممكن است . ممكن است همسر افراد خشن پس از تلاش بسیار و گذر زمان ، آنها را ببخشند ، ولی فراموش كردن رفتارهای پرخاشگرانه ممكن نخواهد بود افراد پرخاشگر باید به یاد داشته باشند تكرار این گونه رفتارها موجب خواهد شد همسرانشان نتوانند آنها را عمیقا دوست داشته باشند و تكرار خشونت قطعا منجر به دوری قلبها خواهد شد .
به یاد بسپاریم شاید در بسیاری مواقع پرخاشگری های كلامی آسیب بیشتری به همسر ما خواهد زد . همسران توقع دارند همواره و در هر شرایطی احترام بین زوجین حفظ شود و این انتظار چه از سوی مرد و چه از سوی زن بسیار منطقی است . چگونه ممكن است ما همسرمان را كه نزدیكترین شخص به ماست و قطعا اگر ما او را مورد احترام قرار دهیم ، افراد دورتر خانواده نیز به او احترام خواهند گذاشت ، مورد بی حرمتی قرار دهیم ؟! دیگر این كه همسر ما در هر شرایطی انتظار دارد از او حمایت كنیم و این با پرخاشگری در تضاد مطلق است . ذكر این نكته الزامی است كه استفاده از ابزار پرخاشگری ، بدترین روش در یك ارتباط و حتما یا موجب قطع ارتباط عاطفی می شود و یا دست كم بدترین خاطره را در ذهن فرد مقابل خواهد گذاشت . پرخاشگری تنها بدین دلیل اتفاق می افتد كه پرخاشگر یاد گرفته است هر زمان كه دچار ناكامی یا ناراحتی شد ، از آن استفاده كند . همه ما می دانیم رفتار یاد گرفته شده را می توان گنار گذاشت . عمده ترین مشخصه افراد پرخاشگر پایین بودن اعتماد به نفس و نیز ناتوانی در برقراری یك ارتباط انسانی است .
معمولا افراد پرخاشگر ، زمانی چنین رفتاری دارند كه در وضعیت قدرت یا برتری باشند ؛ یعنی زمانی كه فرد مقابل آنها قوی تر باشد ، پرخاشگری نخواهند داشت و این نشان می دهد افراد پرخاشگر ، حسابگرانه ، پرخاشگری می كنند .
به یاد بسپارید اگر پرخاشگری از سوی یك شخص غریبه باشد ، شاید آن را فراموش كنید ، ولی از سوی عزیزانتان یا افرادی كه به شما نزدیكترند ، بخصوص از طرف همسرتان ، اثرات مخرب آن بسیار قوی تر و ماندگار تر خواهد بود . بخش خطرآفرین رفتارها و یا كلمات پرخاشگرانه این است كه افراد دیگری هم كه شاهد این رفتارها هستند ، پس از آن به خود اجازه می دهند به همسرتان بی احترامی كنند . یا این كه دیگر برای او احترامی قائل نمی شوند و دیگر این كه فرزندان شما نیز این روش را خواهند آموخت و هر زمان كه احساس ناراحتی كنند ، براحتی به دیگران پرخاش می كنند .
برای این كه از این پس نسبت به همسر خود خشونت به خرج ندهید ، این دو نكته مهم را به خاطر بسپارید .
1- آنچه بر خود می پسندید ، بر همسرتان نیز بپسندید .
2- در ذهن خود تكرار كنید كه در هیچ موقعی و با هیچ دلیلی حق ندارید نسبت به همسرتان با خشونت رفتار كنید .
همسرتان را همان گونه كه هست بپذیرید
می دانید بیشتر دلخوری ها ، بگومگوها، دعواها، جار و جنجال ها ، سرماخوردگی ها و ناتوانی ها در زندگی مشترك از كجا شروع می شود؟ از آن جا كه یكی به خودش اجازه می دهد دیگری را مطابق خواسته ها و نظارت خودش تغییر دهد و به اصطلاح او را طبق مدل و الگوی ذهنی خود بسازد. مسأله در همین خواستن هم خلاصه نمی شود بلكه گاهی شخصی به خودش این اجازه را می دهد كه پا را فراتر بگذارد و بر طرف مقابل فشار وارد كند. یعنی می خواهد كه او (همسرش) خودش نباشد، بلكه آدمی باشد كه او می گوید.
كسانی كه این كار را می كنند عمل خود را این گونه توجیه می كنند كه او (همسرشان) باید درست شود باید از این اشخاص پرسید: « چه كسی گفته كه خود تو درستی و او بر خطاست» چطور كسی می تواند ادعا كند كه خودش بر حق است و دیگری بر خطاست؟ آن هم در چه ؟ در تفسیرهای خودش از حق با شیوه ها و سلیقه های شخصی نكته این است كه دو نفر كه اطلاعات ،دانایی و توانایی تسلطشان بر نفس (تقوا) در ردیف یكدیگر است ( یعنی یكی معصوم نیست و آن دیگری انسان نادان آلوده به گناه) هر دو در معرض خطا و صواب هستند. اگر موضوع حق است و نه سلیقه های شخصی باز هم هر كسی از زن و مرد مسؤول كارهای خودش است. ضمن این كه حق معیار خودش را دارد و همه وظیفه شناخت وعمل كردن به آن را دارند. هیچ كس وكیل و وصی حق نیست. كسی كه منادی حق می شود حرفش در دل انسانهای مستعد جا می گیرد.
بعضی ها با بی انصافی و بی صداقتی پشت اسم اسلام و حقیقت سنگر می گیرند و خواسته ها ، سلیقه ها و حتی تربیت آبا و اجدادی خود را به اسم اسلام و حقیقت بر دیگری تحمیل می كنند. این افراد در واقع از اسم حقیقت یا اسلام یك سپر در برابر خواسته های خود ساخته اند تا در مقابل دیگران از خود دفاع كنند. چون معمولاً كسی كه فشار وارد می كند مورد انزجار است. پس می خواهد حقیقت را خرج خود كند. او آن قدرشجاعت ندارد كه بگوید من این طور میخواهم . اگر قرار بر هدایت كسی است می توان او را در شناخت معیارها كمك كرد . دادن شناخت هم با زور و جنجال ممكن نیست. مهم خود فرد است كه بخواهد یا نه.
در زندگی مشترك قرار نیست كه كسی خود را محور حق قرار دهد و بگوید دیگری باید طبق الگوهای من زندگی كند حتی اگر واقعاً بحق باشد. مثلاً «میهمان دوستی» كاری است اخلاقی اگر یكی از طرفین زن یا شوهر خیلی مهمان دوست است باز هم اجازه ندارد آن را بر همسر خود تحمیل كند. می تواند از خودش مایه بگذارد نه از همسرش و فقط می تواند او را راهنمایی كند.این نكته كه انسان ها باید بر محور حقیقت تربیت شوند و منطبق با آن تغییر كنند حرف كاملاً درستی است. اصل ارزش زندگی هم درهمین است. از طرف دیگر انسان ها نمی توانند و نباید نسبت به اصلاح خود جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند. اما نكته این است كه راه اصلاح خود ، جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند . اما نكته این است كه راه اصلاح هدایت است و نه اجبار. هدایت هم دادن شناخت است و باقی ، راه دل. در اینجا زور به كار نمی آید. البته این نكته با اجرای قوانین اجتماعی كه نفع جمع را به دنبال دارد و دولت به عنوان پاسدار قانون موظف به اجرای آن است متفاوت است. این جا حرف از رابطه دو انسان است . در ارتباط با اصلاح شخصی انسان ها خودشان باید بخواهند كه اخلاق حسنه داشته باشند و خود را اصلاح كنند. در این جا زور كاری نمی كند. مثلاً با استفاده از خیلی ابزارها می توان كسی را وادار كرد كه راست بگوید ولی هدف از تربیت فقط راست گفتن نیست، راست گو بودن است و میان این دو تفاوت است. ( رجوع شود به كتاب پیرامون جمهوری اسلامی شهید مطهری).
رابطه صحیح بین دو انسان از تحمیل عقاید یكی بر دیگری حاصل نمی شود. وقتی كسی در زندگی مشترك بنا را بر این بگذارد كه من می خواهم همسرم آن گونه باشد، این گونه نباشد این گونه عمل كند ، آن گونه عمل نكند، این كار را بكند ، آن كار را نكند و …. خواسته های خودش را بر دیگری تحمیل كند در واقع بنای یك رابطه ناسالم را گذاشته است . هر كس (اعم از زن و مرد) باید توجه داشته باشد كه همسر او هم مثل خود او یك انسان است با طرز فكر ، دیدگاه ها ، علایق و سلایق ،باورها و حساسیت های خودش در یك كلمه هر كس یك شخصیت است و هویت خودش را دارد. چطور است كه یكی می خواهد خودش باشد طبق همین اصل باید به دیگری هم اجازه بدهد كه خودش باشد.
زندگی مشترك كه بر محور من قرار گرفت دیگر زندگی مشترك نمی شود می شود زندگی من بر محور منیت خواسته های من ، نیازهای من، حرف من و ….. اگر زوجی هر یك بخواهند همه چیز حول محور خواسته های خودشان شكل بگیرد آن زندگی چه حالتی پیدا می كند؟ این دیگر زندگی شخصی ست كه خواسته هایش را تحمیل می كند و مرگ دیگری و در این صورت اولی هم زندگی نمی كند. نهایت آن هم یا جدایی است و یا هر دو یك راه را در پیش می گیرند كه جنگ است . در هر دو صورت از زندگی مشترك خبری نیست.
اگر كسی حساسیت های خاصی دارد كه بدون رعایت كردن آنها زندگی برایش سخت است باید و باید قبل از ازدواج موافق با این حساسیت ها ،همسرش را انتخاب كند. در غیر این صورت این گونه بودن یا آن گونه بودن همسر او باعث آزار او میشود.
مثلاً اگر كسی همسری برگزیند كه اهل میهمانی و سفر و برو و بیا و بریز و بپاش و خانواده شلوغ ، نمی تواند او را وادار كند كه در خانه ای سوت و كور و ساكت وبی رفت و آمد وفاقد ارتباطات اجتماعی روزگار بگذراند.
دخترها و پسرهایی كه كسی را به همسری قبول می كند با این فكر كه پس از ازدواج او را تغییر می دهند، سخت اشتباه می كنند .زندگی مشترك برای ایجاد فشار و تحمیل كردن خود بر دیگری نیست . خانه میدان جنگ ، رو كم كنی، برد وباخت و … نیست، زندگی مشترك برای آرامش است. قرار است كه خانه محل سكون و آرامش باشد . محلی برای گرفتن فشارهایی كه از بیرون بر فرد وارد شده نه این كه خود محلی برای اعمال و یا تحمل فشار باشد. خانه محل امن است جایی ست كه جسم و جان و عقیده و سلیقه و احساس و باور و شخصیت و هویت و … هر كس در امان باشد ، نه مورد حمله و تجاور. در جنگیدن نمی توان از زندگی لذت برد. زندگی مشترك برای این است كه زن و شوهر از هر لحظهی با هم بودن لذت ببرند. و این حاصل نمیشود مگر اینكه همدیگر را همان طوری كه هستند دوست داشته باشند و بپذیرند.
در کـانون خـانواده آنـچه که باعث تداوم و بقای صـمیـمیـت مـیگردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم میباشـد. در این میان نقش یک زن میتواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد. تاثیر پذیری مـردان در بـرابـر رفـتـار زنان امری بدیهی بــوده و مـیتواند حتـی در سرنوشت یک رابطه و کامیابیهای زندگی مؤثر باشد. در ایـن بـخش به 6 روش آسان که هر زنی میتواند بـرای مجذوب نمودن شوهر خود بکار بندد را ملاحظه میکنید.
1- متفاوت باشید
با آنکه ممکن است جذابیت مهم باشد اما کافی نیسـت. تعریف جذاب و دلربا به چشم تمام مردان یکسان نمیباشد. حال پرسش اینجا اسـت که شما چگونه میتوانید متفاوت باشید؟ بگذارید برایتان مثالی بیاورم:اگـر شما دارای لهجه مــنحصر بفردی هستید، آن را از دیگران پنهان ننموده و یـا جواهر آلات عجیب و غـریـب و لـوازم نا متعارف با خود حـمـل کـنـیـد تـا سبب متمایز شدن شما از دیگران گردد. هر گاه شبیه باقی زنان باشید زود فراموش میگردید و این چیزی نیست که میخـواهـید. شما مـایـلـیـد از خـود اثـری بـجای بـگذارید که مرتبط به یک یـا دو خصوصیت منحصر بفرد شما باشد.
2- یک کار غافلگیر کننده انجام دهید
ایـن کـار اندکی ریسک برانـگیـز اسـت چـون مـمـکن اسـت شوهر شما اهل ماجراجویی نـبـوده و وحـشت زده گردد. امـا اگـر وی مـاجراجـو بـاشد بـسیار از آن لـذت برده و فـردای آن روز نیز ممکن است منتظر ماجراجویی باشد . پـیشنـهاد دیـگر مـن بـه شما آن است که کـارهایی که دور از انتظار شوهرتان میباشد را انجام دهید مثلا با پوشیدن لباسهای غیر معمول و هر آنچه که فکر میکنید بیاد ماندنی خواهد بود. .
3- خصوصیت استثنایی خود را رو کنید
شگفت انگیز است که اغلب زنان فراموش می کـنـنـد بـه کارهایی که در آنها تبحر دارند اشاره نمایند. اگر به زبان دیگری صحبت میکنید، در گذشته در کــشور خارجی زندگی میکرده اید، شغلهای داوطلبانه ای را قبول کرده بودهاید و یا در تابستان در بیابان اردو زده بـودهاید، حتما در مــورد آنـها صحبت به میان بیاورید. اگر ایـن کار را بکنید شوهرتان به شـما همانند یک فرد منـحصر بفرد و جـالب تـوجه نگاه خـواهد کــرد. نـیازی نیست که حــتما فرد بامزه و شوخ طبعی باشید. بامزه بودن برای اکثر مردم دشوار است چون اگـر نتوانید به طـور واقعی بامزه باشید و مصنوعی رفتار کنید خود را مضحکه دیگران خواهید کرد. اما اگر داســتان جالب تــوجـهی برای گفتن داشتـه باشیـد هــمه ساکت شده و به شما گوش فرا خواهند داد.
4- گوش دهید،گوش دهید وباز گوش دهید
بـیـشـتر مردان دارای این تصور غلط میباشند که زنان زیاد حرف میزنـنـد. شـمـا باید اطمینان یابید که به اندازه کافی گوش میدهیـد. در اینجا نیاز دارید تا مرد خود را دقیقا بشناسید. بسیاری از مردان کم حرف میباشند و نه تنها شما باید با آنها بسیار صحبت کنید بلکه آنها را باید به صحبت کردن نیز وادارید. میتوانید با یـک مـوضـوع دلـخـواه خود شروع کرده و پرسشهای کوتاهی از وی بپرسید. این کار واقعا یک هـنر است و شما نیاز به تمرین خواهید داشت. هنگامی که پاسخ کوتاهی دریافت کردید میباید پرسشهای متوالی دیگر از وی بپرسید تا او را به صحبت کردن بیشتر وادارید. میتوانید نظرات خود را نیز ما بین آنها بگنجانید که مانند بازجویی جلوه نکند. مطمئن باشید وقتی شـما را ترک میکند با خود خواهد گفت: "اون واقعا به من علاقه داره"
5- فرد دلپذیری باشید
هـیـچ انـسـانی وجـود نـدارد که مفتون و شیفته یک فرد دلپزیر و نازنین نگردد. از سخنان منفی به هر شکل جدا خودداری کنید. اگر عــقیده مصرانه ای راجع به مباحثی همچون سیاست و یا مذهب دارید بهتر است که موضوع بحث را مؤدبانه تغییر دهید. چیز دیگری که باید مراقب آن باشید دوری از بحث و مجادله میباشد. نظرات و عقاید هر کس محترم است و هیچ دلیلی ندارد که شما تلاش کنید تا عقاید دیگران را تغییر دهید. ایـن خـیلی خوب است که نظرات خود را راجع به موضوعات بحث انگیز با دیگران قسمت کنـید بدون آنکه فرد مقابل خود را مجبور گردانید که بپذیرد در اشتباه است. و یـا آنکه او را بر اساس عـقـایدش مورد ارزیابی قرار دهید. در آخر آنکه او را خجالت زده نکنید. هـیـچ کـس کـامل نیست و همه ما اشتباه می کنیم. به خـاطر داشته باشید که هیچ چیز بدتر از شرمنده شدن نمیباشد.
6- خود را آراسته کنید
مـردان موجودات احساساتی نبوده و بیشتر به قوه بینایی خود متکی هستند بنابر این بهتر است خود را بـرای شوهرتان بیارایید.برای راضی کردن همسرتان کـافی اسـت آنچه را که دوست دارند بر تن کنید.
خیلی سخت است كه بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی كه جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگامیكه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجیح می دهند. نكته مهمی كه آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور كنند این است كه خانم ها همیشه آنطور كه وانمود می كنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را كه دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست كه در این قسمت از برخی خصوصیاتی كه می تواند یك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است كه او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟! این مقاله را بخوانید تا ببینید كدامیك از رفتارهای “مردانه” تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فكر كنید. 1- مرد مردها هر چند خانم ها ادعا می كنند كه از مردهای مرتب و تمیز و شیك پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی كج و كوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در كوچه فوتبال بازی كنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه كنید. او بدش نمی آید كه هر چند وقت یكبار برای نجاتش تلاش كنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این كار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یك خانم با یك آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع كه كدامشان كفش ها و یا موهای شیك تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش كنید كه زمانیكه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد كه لباسهای مناسب و آراسته ای به تن كنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید كه در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امكان وجود دارد كه هرگز به این موضوع اعتراف نكند- همیشه لازم نیست شیك ترین لباس ها را به تن كنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز كنید، فقط كافی است كه آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیكه با دوستانتان هستید بزنید. 2- نه گفتن شما باید تصمیماتی كه به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل كنید؛ حتی اگر این كار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند كه او را بتوانند روی یك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیكته می شود، عمل كنید، دیری نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند كه چیزی برای ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردی هستند كه شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یك مرد را تنها “همسرش” تشكیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند كه بتواند در مواقع ضروری آنها را رو كند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید كه گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می كردید كه باید كنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یك خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل كنید. 3-داشتن علاقه ی جنسی كاملاً روشن است كه اگر یك رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می كند كه مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت كه یك خانم زمانیكه می بیند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می كند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یك روز سخت كاری و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال كند؛ این امر سبب می شود كه او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع كننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد كه با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد. 4- مستقل بودن شاید همیشه خانم ها به این دلیل كه همسرشان ادعا می كنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل كار خود سپری می كنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می كنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید كه اگر می خواهید همسرتان در كنارتان باقی بماند، باید مانند یك پرنسس با او رفتار كنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید كه اگر سرگرمی، تفریح و كارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یك مرد مستقل و متكی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یك مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید. 5- حسود بودن حسادت یكی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را كنترل نمایند، اما مقدار كمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی كه با اوصحبت می كنند، هیچ گونه عكس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می كند كه به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال كسی می رود كه این خلا را برایش پر كند. اگر او در مورد یك همكار مذكر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیكه نوبت به حسادت می رسد، مقدار كمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جویی كنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود كه نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت كند. 6-آسیب پذیری گاه به گاه هر انسانی دوست دارد كه احساس كند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی كه كمتر اتفاق می افتد یك خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نیست كه به او اجازه دهید این كار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات كند. برای مثال بد نیست كه به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ كند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینكه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشك شویی ببرید، و برای بستن كروات خود به كمك او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود كه او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا كند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست كه سعی كنید از او برای خود یك مادر بسازید - هر چند او از این كار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیكه نیاز به كمك داشتید و احساس می كردید كه او می تواند به شما كمك كند، از او درخواست همكاری كنید. با این كار بدون شك به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می كنند كه برای كشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یك قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و كمك خواستن سبب می شود كه شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه كنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمك كنند. 7-پنهان كردن احساسات شاید او همیشه اعتراض می كند كه چرا نباید بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت كنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز كنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا كند. شما می دانید كه خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می كنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو كنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر كمی از او دوری كنید و خود را كمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد كرد. نكته جالب اینجاست كه خودش به شخصه برای پیدا كردن حقیقت تلاش می كند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینكه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم كه شما تصور می كنید از این كار متنفر نباشد. 8-سرتاپای او را وارسی كنید خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند كه دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین كنند، و زمانیكه كاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یك خانم با حالت جذابی صحبت میكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و كسانیكه به او توجه می كنند هم بستگی دارد. اما زمانیكه نوبت به مردی می رسد كه خانم دوستش می دارد، با كمال میل به او اجازه می دهد كه كلیه متعلقاتش را چك كند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه كنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر كجا كه بخواهید خواهد رساند. 9-همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نكنید هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی كه غر زدن هایشان را شروع می كنند كاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیكه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید كه اگر بخواهید همیشه با او موفقت كنید و مطابق خواسته هایش رفتار كنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی كه خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای كه شما را به او نشان می دهند. از آنجایی كه ما كاملاً واقف هستیم كه خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد كه برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه كنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.
