|
ترانزیستور -- مقاله فارسی با ترجمه به انگلیسی ( 100% رایگان ) |
موضوع مقاله: ترانزیستوررشته: برق
گرایش: الکترونیک
کلیدواژه ها: BJT ، FET ، MOSFET
متن مقاله:
ترانزیستور را معمولاً به عنوان یکی از قطعات الکترونیک میشناسند. ترانزیستور یکی از ادوات حالت جامد است که از مواد نیمه رسانایی مانند سیلیسیم (سیلیکان) ساخته میشود. ترانزیستور چگونه کار می کند ؟ |
افسردگی نام غریبی نیست. فقط كافی است نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده كنیم، چراكه در دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند .
افسردگی نام غریبی نیست. فقط كافی است
نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده كنیم، چراكه در
دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند. البته در اینجا نمی خواهیم از علل و
عوامل ابتلا به افسردگی بگوییم و فقط می خواهیم به نقش یكی از داروهای مؤثر در
درمان این بیماری، اشاره ای داشته باشیم. دارویی كه نه هزینه دارد و نه زحمت، بلكه
فقط اراده می خواهد و همت
.
خواننده نقطه سر خط امروز ما باشید تا با نكاتی در
خصوص ورزش و افسردگی آشنا شوید
:
•
منظور از ورزش انجام حركات سخت ورزشی یا ورزش
هایی كه نیاز به امكانات اولیه نظیر زمین و توپ دارند نیست، بلكه یك پیاده روی ساده
بهترین نوع ورزش به شمار می آید
.
•
سه بار پیاده روی در هفته می تواند عاملی مهم
برای درمان افسردگی باشد
.
•
دوچرخه سواری نیز یكی از ورزش های توصیه شده پزشكان
برای درمان افسردگی است
.
•
ورزش پس از مدت زمانی كوتاه نتایج ثمر بخشی را هم از
جنبه جسمی و هم از جنبه روحی، به دنبال دارد
.
•
سعی نكنید ورزش را برای خود سخت
كنید. هرچه ساده تر و آسان تر ورزش نمایید، علاقه تان به ادامه آن نیز بیشتر می
شود
.
•
تحقیقات نشان داده است؛ جوانانی كه برای مدت زمان پنج هفته به تمرین
ایروبیك می پردازند، خیلی زودتر از كسانی كه روش های آرامش بخش روحی را تمرین می
كنند، از بند استرس و افسردگی رهایی می یابند
.
•
ورزش خیلی سریع تر از داروهای ضد
افسردگی در درمان این بیماری مؤثر است. همچنین، درمان آن طولانی مدت و سالم تر نیز
هست
.
•
به هنگام ورزش فقط بر نحوه آهنگین حركات بدن و فعالیت ذهن تمركز
كنید
.
•
ورزش
با آرامش دادن به تنش ماهیچه ها و افزایش دادن به ضربان قلب، به
سلامت ما كمك می كند
.
•
از آنجا كه افسردگی بر خواب تأثیرگذار است، ورزشبا خسته
كردن بدن خواب راحتی را به ارمغان می آورد
.
•
یكی از پیامدهای ابتلا به افسردگی،
بی اشتهایی است. اما ورزشبا سوزاندن كالری، شخص را گرسنه كرده و او را به غذا
خوردن تشویق می كند
.
•
یكی از اثرات ورزش تناسب اندام است و همین امر باعث می شود
كه حس اعتماد به نفس نیز پرورش یابد
.
بمنظور بررسی نقش ورزش در پیشبرد صنعت در ابتدا لازم می دانم كه به این مسئله توجه شود كه هدف از ورزش كردن چیست ؟
بعضاً دیده می شود كه آنقدر به بعد جسمانی و فیزیكی ورزش توجه می شود و آنچنان به پیروزی و شكست و برد و باخت دقت می كنند كه هدف اصلی ورزش از یاد می رود .
اعتماد به نفس ، نیك خواهی و سالم اندیشی افراد است كه باعث می شود دیگران شیفته آنها شوند و روی آنها حساب جدی و مهمی باز كنند. ورزش های هماهنگ كننده جسم و ذهن با تكیه بر قسمت عرفانی آن می تواند این ویژگی را بوجود آورد كه در پی آن روحیه فعال ، پاك ، صمیمی و خلاق گروه سبب رشد و پیشرفت جامعه می شود. بر اساس این روش عملكرد انسانها از حالت خشك و ماشینی رفتار كردن با همدیگر دور شده و جو معنوی سالمی بر محیط حاكم می شود.
طبیعتاً لازم است كه ورزش در دو بعد جسم و ذهن پیش رود وگرنه پیشرفت در یكی و كم توجهی به دیگری باعث ایجاد اختلال در وجود فرد می شود.
سیستم خلقت بر اساس تعادل شكل گرفته است ( یین و یانگ ). بر این اساس می توان جسم و ذهن را همانند دو اسب درنظر گرفت كه با تقویت هردوی آنها می توان درشكه ای را با قدرت و سلامت در هر لحظه مقتدرانه پیش برد و یا با فعال كردن و رسیدگی به یكی از آنها و و عدم توجه به دیگری سبب انهدام آن شد.
بنابراین بمنظور ایجاد تعادل در اهداف ورزشی كشور از آنجاییكه پیشتر به جنبه های جسمانی و ارزشی ورزش از دیدگاه قهرمانی توجه شده ، این متن به بررسی نقش ورزش در ایجاد روحیه پهلوانی تمركز دارد تا در پی فرهنگ سازی روحیه ورزشكارانه و سالم اندیشی به اثرات مثبت انجام این تمرینات در ایجاد جامعه ای سالم تر ، بانشاط تر و با روحیه بالاتری توجه شود .
این جامعه می تواند بعنوان یك كارخانه ، كارگاه و یا هرگونه محیط صنعتی دیگر در نظر گرفته شود و در وسعتی بالاتر بعنوان مردم جامعه در یك كشور و در جهان مد نظر باشد زیراكه هم اكنون كل جهان ، جهان صنعتی شده است و از افراد شاغل در محیط صنعتی ، مردم به دور ازصنعت نیز دچار رفتار خشك و خشن برخی از مبتلایان به این حالت شده اند.
هدف اصلی ایجاد روحیه پهلوانی است سپس روحیه قهرمانی
1) ورزش جسم و ذهن : راهكاری موثر در رفع افسردگی
در كشور ما روحیه افسرده و مضطرب به وفور دیده می شود . برخی ازمردم از روحیه افسرده شان آگاه و برخی از آنها ناآگاه اند.
گروه ناآگاه از دید خود زندگی می كنند در صورتیكه در زمان آگاه شدنشان نسبت به سلامت زیستن در سطحی برتر ، دوران پیش از آگاهی شان را دوران خودكشی تدریجی می خوانند.
یكی از عواملی كه می تواند مردم جامعه صنعتی را چه در محیط كارخانه ها و چه در شركتها و محیط های صنعتی سالم نگاه دارد ورزش كردن است.
بدنبال سلامتی افراد ، ارتقاء سطح بهره وری ایجاد خواهد شد كه پیشرفت كمی و كیفی كار بدلیل بهبود وضعیت روحی افراد و ارتقاء سطح توانمندی آنها حادث می شود.
مدی تیشن ورزش هماهنگ كننده ذهن و جسم یكی از ابزارهای بسیار مهم برای دستیابی به سلامتی برتر است :
مدی تیشن یا مراقبه یا مراقبت كه استاد شاعر ارجمندمان سعدی شیرازی راجع به آن در كتاب زیبای گلستان سعدی فرموده :
یكی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مكاشفت مستغرق شده ،
حالی كه از این معامله باز آمد یكی از دوستان گفت در این بوستان كه بودی ما را چه تحفه كرامت كردی ؟
گفت در نظر داشتم چون به درخت گل رسم دامنی پركنم هدیه اصحاب را ،
چون به درخت گل رسیدم بوی گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت.
راهكاری موثر برای رسیدن به اهداف مورد نظر بوده و در سبك های Passive و Active و Dynamic و No Dimension و Kundalini و ... همچنین ورزش هایی مثل Taichi تاثیرهایی عالی دارد ، كه قبل از بررسی آنها و اثراتشان به نقش ورزش های شناخته شده عادی می پردازیم و سپس این مدل ورزش ها را نیز بررسی می كنیم و به اثرات معنوی آنها می پردازیم
هنری دیوید تورو می گوید : گمان می كنم كه نمی توانم سلامت و روحیه ام را حفظ كنم ، مگر آنكه حداقل روزانه چهار ساعت در دشت و صحرا ، فارغ از تمام مشغولیات دنیایی ، گردش كنم.
دكتر روبرت اس براون می گوید : توصیه می كنیم هرنوع رژیم درمانی مؤثر و مطمئن كه برای افسردگی تجویز می شود ، حتماً تمرین های ورزشی را شامل شود.
در بیانیه های اجماعی انستیتو ملی بهداشت روانی ، انجمن بین المللی روان شناسی ورزش و سایر صاحبنظران در مورد اثرات روان درمانی مثبت ورزش اتفاق نظر وجود دارد.
پژوهش های متعددی نشان داده اند كه فعالیت جسمی مداوم و شدید (ورزش های هوازی (آیروبیك)) در مقابل پدیده های منفی مثل ترس ، نگرانی و فشارهای عصبی ( كه در محیط های صنعتی بیشتر بوجود می آید) اثر دافعه دارد. اگر ورزش بطور منظم انجام شودسبب بهتر شدن خودشناسی ، اعتمادبه نفس بیشتر ، عصبانیت كمتر ، بهتر شدن عملكرد ذهنی ، آرامش بیشتر تحت شرایط و فشارهای عصبی و كاهش افسردگی می گردد.
حداقل در یك دوجین از مطالعات ، نشان داده شده است كه در افسردگی خفیف تا متوسط ورزش های آیروبیك اثری مشابه سایر درمان های ضد افسردگی داشته اند.
بمنظور ایجاد اعتقاد بیشتر به نقش ورزش در ارتقاء سطح توانمندی افراد و افزایش میزان بهره وری از نیروی فردی و گروهی آنها در صنعت لازم است كه از تحقیقات مربوط به عوامل ضد افسردگی ، آگاهی بیشتری پیدا كنیم.
برای ایجاد روحیه شاداب تر روشهای شناخت درمانی و تمرینات ورزشی می توانند موثر باشند .
بمنظور بررسی میزان اثربخشی آنها و مقایسه آندو و پی بردن به نقش ورزش در برابر شناخت درمانی به مطالعه زیر توجه می كنیم :
در یك مطالعه ، ورزش های آیروبیك با شناخت درمانی مقایسه شده بودند. شناخت درمانی عبارتند از یك دوره كوتاه روان درمانی كه اثر آن مشابه داروهای ضد افسردگی است. 54 بیمار دچار افسردگی خفیف تا متوسط عمدتاً شامل خانم هایی كه بی حركت بودند.( شغل های اداری و پشت میز نشینی و مشابه آنها ) انتخاب شدند. این 54 بیمار بطور تصادفی به دو گروه (مساوی) تقسیم شدند.
گروه اول : هفته ای 3 روز و هر بار به مدت 20 دقیقه ورزش می كردندكه شامل قدم زدن ، تند راه رفتن و دویدن بود.
برای گروه دوم : شناخت درمانی هفتگی انجام می شد.
بعد از 4 هفته اغلب 27 بیماری كه در گروه اول (دوندگان) بودندبهتر شدند یا كاملاً بهبود یافتند. فقط 2 نفر از گروه مطالعه خارج شدند. در انتهای مطالعه 10 هفته ای در 11 نفر افسردگی تقریباً یا كاملاً از بین رفته بود. اغلب این افراد ماهها بعدنیز برای پیشگیری از افسردگی دویدن را ادامه دادند.
ورزش حتی در بهبود افسردگی اساسی و شدید مفید است. در یكی از چندین مطالعه انجام شده هم ورزش های آیروبیك و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری ، سبب كاهش افسردگی شدند.
در یك مطالعه دیگر ، ورزش های آیروبیك و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری سبب كاهش افسردگی شدند. در یك مطالعه دیگر ، ورزشهای آیروبیك به تنهایی در مورد بسیاری از خانم هایی كه دچار افسردگی شدید بودند ، كافی بوده است.
ورزش های آیروبیك واقعاً چیست ؟
این نوع ورزش فعالیتی است كه سبب می شود بدن ضمن مصرف اكسیژن هوا ( آیروبیك به معنی ” با اكسیژن “ است) آن را بین عضلات فعال ، توزیع كند . ( اگر ورزش سبب سریع و عمیق شدن تنفستان گردد كه از نفس بیافتید این ورزش غیر آیروبیك است و باعث سوخت و ساز بی هوازی می شود.)
انواع ورزش های آیروبیك
صاحبنظران معتقدند همه ورزش های آیروبیك ( و حتی ورزشهای غیر آیروبیك ) می توانند سبب رفع افسردگی شوند. دویدن آهسته وتند كه در بررسی های بالینی بكار رفته اند ، مثل راه رفتن بر افسردگی تاثیر دارند. موثر ترین ورزشهای آیروبیك عبارتند از اسكی كردن ، تند دویدن ، آهسته دویدن ، تند راه رفتن ، كوهنوردی ، رقصیدن آیروبیك ، دوچرخه سواری ، پاروزدن ، قایق رانی ، بوكس ، طناب بازی ، فعالیتهای تكراری كه با جابجایی بدن همراه اند – به این شرط كه چندین دقیقه طول بكشند - اسكواش ، هند بال ، راكت بال ، فوتبال ، بسكتبال ، ترامبولینگ ، دوچرخه ثابت یا دستگاه پاروزدن.
فعالیتهای سبك تر مثل پاتیناژ یا اسكیت ، قدم زدن ، باغبانی و اغلب رقص های رایج موثراند.
فعالیتهایی مثل والیبال ، تنیس ، بدمینتون ، اسكیت ( در فاصله های كوتاه ) نیز كه در آنها شخص بطور متناوب ساكن و فعال است ، برای داشتن تاثیر مشابه باورزش های گروه اول باید مدت طولانی تری انجام شود.
فعالیتهای آیروبیك مختلف هم مانند افرادیكه به این فعالیتها اشتغال دارند ، ویژگی های خاص خود را دارند. این ویژگی ها روی فواید روان درمانی این فعالیتها تاثیر می گذارد .
برای مثال دویدن آهسته برای خویشتن نگری بسیار مفید است. رقص فعالیتی است اجتماعی همراه با ابراز احساسات و عواطف كه مثل ورزش هایی رقابتی همچون راكت بال شما را از نگرانی هایتان دور می كند.
هنگامی كه می خواهید نوعی ورزش آیروبیك را انتخاب كنید نكات روان درمانی زیر را در نظر بگیرید :
1) بسیاری از فعالیتهای آیروبیك باعث می شوند تا با افراد دیگر در تماس و ارتباط باشیم
2) اغلب این فعالیتها باعث می شوند تا شما در یك زمینه بهتر و بهتر شوید ، كه این ( خویشتن ( Ego ) ) شما را تقویت می كند
3) بسیاری از این فعالیتها جنبه بازی دارد ، شما را خوشحال می كند و با (كودك درونتان ) مرتبط می سازد.
4) با بسیاری از این فعالیتها احساسات درونی ظهور می كند . مثلاً شما می توانید گرگم به هوا بازی كنید ( تعقیب كردن و فرار كردن) یا برای بیان احساساتتان ، بدنتان را حركت دهید ( رقصیدن) .
5) بعضی از این فعالیتها مثل باغبانی یا كار خانه پر بارند و شما با كامل كردن آن احساس رضایت می كنید.
6) بعضی فعالیتها یكنواخت اند ( دویدن آهسته ، قدم زدن ، پارو زدن ) كه در این مدت ذهن شما آزاد است تا به كارهایی مثل مراقبه ، موسیقی درمانی و كارهای مشابه بپردازید.
7) طی بعضی فعالیتها صحنه فعالیت مرتب تغییر می كند. مثل قدم زدن در پارك ، شنا در دریاچه و دوچرخه سواری .
نكات ایمنی كه لازمست در ورزش كردن بدانیم
ورزش ممكن است حادثه آفرین باشد. اگر مشكلات طبی خاصی داشته باشید ( بیماری های قلبی – عروقی ، آسم كنترل نشده یا بیماری قند ) یا عولمل خطر سازی وجود داشته باشند (مثل مصرف دخانیات یا بعضی از داروها از جمله داروهای ضد افسردگی ) (لازم به ذكر اینكه مصرف منیزیم می تواند از بروز واكنش های قلبی ناخواسته حاصل از ورزش پیشگیری كند) ورزش كردن ممكنست خطرناك باشد. اگر دچار حملات هراس هستید ، ورزش شدید می تواند سبب بروز حمله هراس شود. اگر سن تان بیش از 35 سال است ، حتی اگر سالم اید ، بر اساس پیشنهاد كالج طب ورزشی آمریكا قبل از اقدام به هر نوع برنامه ورزشی ، باید با پزشكتان مشورت كنید.
قانون طلایی برای ایمنی در ورزش این است : آن را آسان بگیرید و بیش از حد انجام ندهید . انجام ندادن تمرینهای سبك برای چند دقیقه قبل از ورزش و چند دقیقه بعد از تمرینهای ورزشی ، سبب درد ، خستگی عضلانی ، تحوع ، سرگیجه ، غش ، آسیب های جسمی و حتی اختلالات خطرناك ریتم قلب می شود.
انجام دادن تمرین های ورزشی به رغم وجود علایم مشكوك مثل درد قفسه سینه ، غش و رنگ پریدگی می تواند زندگی تان را به خطر بیاندازد .
انجام تمرینات ورزشی بسیار دشوار ، بسیار طولانی و تكرار بیش از حد آنها ، نه تنها سبب آسیب های جسمانی می شود ، بلكه خود سبب ( خستگی ، اضطراب و افسردگی ) می شود.
سرخوشی دوندگان:
سرخوشی دوندگان، حالتی است كه دراغلب ورزشكاران بعد از 35 تا 45 دقیقه كار ورزشی شدید ایجاد می شود. شاید تعجب كنید كه ( سرخوشی دوندگان) با اثر ضد افسردگی ورزش ارتباطی داشته باشد. بعضی افرادبا ادامه ورزش به مدت 20 تا 45 دقیقه بیشتر دچار نوعی آرامش معنوی می شوند. هیچ مدركی دال بر اینكه ورزش می تواندانسانها را از افسردگی كاملاً خارج كند وجودندارد. انجام حدمتوسط حركات ورزشی می تواند سبب بهبود افسردگی شود، اما باعث (سرخوشی دوندگان) نمی شود.در ضمن ورزش دراین حد سبب بروز اعتیاد به (سرخوشی دوندگان ) نمی شود؛ اعتیادی كه مشكلات مخصوص به خودرا به دنبال می آورد.
ضد افسردگی غیرآئروبیك؟
فعالیتهای غیر آئروبیك، فعالیتهایی هستند كه یا آن قدر سبكندكه اثر تمرینهای آئروبیك راندارند(مثل بولینگ،یوگا)یا این قدرشدیدندكه از حد تمرینهای آئروبیك فراترند(مثل وزنه برداری). این نوع فعالیتها برای بدن سازی وتقویت عضلات (وزنه برداری)، سرعت (دوكوتاه و تند)، هماهنگی (تردستی)، انعطاف پذیری(یوگا) یا سایرتوانایی های خاص به كار می روند. این فعالیتها روی دستگاه تنفسی وقلب وعروق تأثیر كمی دارندواثرات ورزشهای آئروبیك راروی سلامتی بدن ندارند. اما به نظر می رسدازنظر روانی مفید باشد.تعداد مطالعات انجام شده كم است، ولی برطبق همین پژوهشها، ورزشهای غیرآئروبیك و احتمالا ًسایرفعالیتهای غیر ورزشی غیر آئروبیك اثرضد افسردگیشان با ورزشهای آئروبیك قابل مقایسه است. بااین وجود، برای حفظ سلامتی بدن، درهر برنامه ورزشی كه برای افسردگی تنظیم می شود، حداقل نوعی ورزش آئروبیك باید گنجانده شود.
آگاهی عرفانی :
اكنون به نقش تمرینات ورزشی هماهنگ بین جسم وذهن با تاكید بر بعد معنوی و رفتاری آن می پردازیم .
بدین منظور با ابعاد عرفانی ورزشهایی مثل مراقبه و تای چی بطور عمیق تری آشنا می شویم:
اهداف (( مراقبه )) در مذاهب مختلف با پی بردن فردی كه به مراقبه می پردازد به سرشت اصلی خود و نیز با حقیقت غائی , با اتصال به خدا یا وجود مطلق ( باز هم همان حقیقت غائی ) , با حالاتی از آگاهی ورای شناخت , - - مانند خواب بی رؤیا , خواب با رؤیا و آگاهی معمولی از زمان بیداری - ملازمه دارد . روی هم رفته ، اكنون هزاران سال است كه (( مراقبه )) بعنوان روشی برای متجلی كردن (( آگاهی عرفانی )) بكار می رود . اینكه می گوییم برای متجلی كردن آگاهی عرفانی به این دلیل است كه سنن عظیم عرفانی , جملگی در این امر اتفاق دارند كه (( هستی ناب )) در همه موجودات بالذات موجود است و فقط جهل توهم است كه مانع از درك آنها می شود . دیدن واقعیت و اینكه ما چیستیم و كیستیم , باعث تحول آزادی و ورود ما به وادی (( بیرنگی )) میشود . این حالت را هندوها (( موكشا )) , تائویست ها زندگی هماهنگ با (( تائو )) , بودائیان (( نیروانا )) , صوفیان (( انسان كامل )) و مسیحیان (( حیات وحدانی )) می نامند .
(( عرفان )) از آن كلماتی است كه به یك تعریف همه كس پسند تن نمی دهد . تعریف زیر كه (( اولاف استپلتون )) ارائه داده , از بسیاری تعاریف دیگر سرراست تر و جامع تر است :
(( كلمه عرفان )) در تعریف دقیقترش به نوعی تجربه مخصوص و غیر عقلانی اطلاق و ادعا می شود
كه در آن شخص به درجه ای از روشنایی و بصیرت می رسد .
كه با آن قادر است درون معمولاّ پنهان حقیقت را ببیند . این بصیرت تنها گونه ای از شناخت نیست , بلكه توفیقی است متعالی در دانستن , حس كردن و اهتمام ورزیدن , كه جملگی در حركتی واحد و فراگیرمتجلی می شوند . گفته می شود كه جنبه شناختی آن مانند علوم ذهنی، انتزاعی نیست بلكه برعكس واقعی است و به تجربه حسی می ماند .در حقیقت ,تاآنجاكه به این حالت (( دانش )) اطلاق می شود , آنرا آشنایی بی واسطه با جوهر پنهان (( حقیقت )) می دانیم كه گفته می شود تمام تجارب معمولی و وهمی ما در نهان خود واجد آن هستند .
تجربه عرفانی در مشرق زمین به طور كلی به عنوان حقیقت (( نهایی )) شناخته می شود . ولی در غرب , بسیاری نسبت به این طرز تلقی ناراحت و ظنین اند . در غرب (( عرفان )) به طور وسیعی مورد سؤ تفاهم واقع شده است لیكن مقدار زیادی از این سؤتفاهم , هنگامی كه ویژگی اصلی عرفان را مورد توجه قرارمی دهند,از میان می رود.غالبا به غلط عرفان را حالتی اسرارآمیز و راز گونه می پندارد و شاید این تؤهم از شباهتی كه بین این دو كلمه( mysterious و mystical ) وجود دارد,ریشه گرفته باشد .هنگامی كه گلچین آثار عرفای فرهنگ های مختلف را مطالعه می كنیم مانند آثارفلوطین,شانك گارا,سنت جان صلیبی,سنت ترزا اویلا,مایستراكهارت,لائوتزو,رومیونظائرآنهاملاحظه می كنیم كه حتی ازدیدگاه منفی وبدبینانه آنها نوشته های عرفانی سهم بزرگی رادرادبیات جهان به خوداختصاص داده است.این نوشته هادركشف قلمرو(( آگاهی )) انسان و همچنین به كوشش او جهت متنزع ساختن درونی ترین اسرار جهان كمك شایانی كرده است . كتاب پروفسور (( والتر . ت . استیس ))تحت عنوان (( تعالیم عارفان )) چنین گلچینی است و به مقدمه بسیار ارزشمندی به قلم خود پروفسور درباره اینكه (( عرفان چیست )) مزین است .رویكرد او دراین كتاب رویكردی جانبدارانه است . در ضمن اینكه جانب ((خردگرایی))و((روشن بینی منطقی))را نیز فرونگذاشته است.مجموعه مزبور نشان میدهد كه عارفان شرق وغرب بر سر عناصر اصلی مربوط به((تجربه آگاهی عارفانه))توافق دارند.اینكه چنین تجاربی دربسیاری ازفرهنگها ودر تمام قرون شناخته شده است قابل انكار نیست.لكن ما باید بین نفس تجربه وتعبیر وتفسیر آن تمیز قائل شویم .ممكن است فردمسیحی آگاهی عارفانه را برحسب اقانیم سه گانه ( اب-ابن-روح القدس)تعبیر كند (گر چه((مایستراكهارت)),هنگامی كه از ((خدایی مافوق خدا))صحبت می كندعملآ با مكاتب فلسفی شرق توافق دارد.)،وبودائی بگوید كه ((ذهن بودا))یا ((خلو))رایافته است ویا هندو از این صحبت كند كه ((من))یا((خود))همان برهمن وروح جهانی است ونظایر آن.(اینها همه تعابیر مختلف از یك تجربه است.)
دشوار است كه بتوان با استفاده از كلام تجربه عرفانی را با ((عقل سازگار )) كرد،انسان می تواند نور را بر حسب تاریكی شرح دهد ، بلندی را بر حسب كوتاهی و گرمی را برحسب سردی . ولی نمی توان تجربه عرفانی را هم به این روش بیان كند زیرا در مقابل آن هیچ متضادی وجود ندارد كه با این منظور جور در بیا ید .
كنار هم چیدن كیفیات كه اساس و پایه زبان را تشكیل می دهد در بیان عرفانی نمی گنجد و عرفا طبیعتآ به مفاهیمی روی می آورند ، كه در مذاهب و فرهنگ های خودشان وضع شده است ، چیزی كه ویلیام جیمز به حق آن را ((فوق اعتقاد عرفا )) نامیده است . ویلیام جیمز در كتاب خود تحت عنوان ((انواع تجارب مذهبی )) می نویسد : ((حقیقت این است كه احساسات عارفانة بسط، وحدت و رستگاری هیچ گونه محتوای ذهنی مستقلی ندارند .این احساسات تنها می تواند با موادی كه فلسفه های مختلف والهیات برایشان تداركات دیده اند بیامیزند مشروط بر اینكه بتوانند در چارچوب ها ی عقیدتی خود برای حالات احساسی ویژه ای كه دارند مكان خاصی بیابند.
پروفسور استیس در كتاب خود تحت عنوان تعالیم عارفان خاطر نشان می سازد كه تجربه عرفانی ، نوعی اتحاد ناگسستنی را متجلی می سازد مضافاً اینكه در این اتحاد ناگسستنی هیچ عنصر مذهبی وجود ندارد .
اگر اینطور است پس چرا تجربه عرفانی تقریباً همیشه با مذهب قرین بوده است ؟ پروفسور استیس در پاسخ می گوید اول برای اینكه تجربه عرفانی از جمله تجارب گذرا است و به وجود نامتناهی می پیوندد . دوم اینكه در این قبیل تجارب ، حسی در انسان پدیدار می شود كه انگار دارد از مرز زمان و مكان فراتر می رود و بالاخره اینكه بین آگاهی عرفانی ومذهب احساسات تعالی یافته وجد ، سكون و جذبه موج می زند.
پروفسور استیس سپس می گوید بدین ترتیب می بینیم عرفان طبیعتاً اگر نه لزوماً با فرهنگ مذهب جامعه خود امتزاج می یابد لكن توجه به این مطلب نیز مهم است كه عرفان به نفع هیچ مذهب خاصی موضع گیری نمی كند.
عارفانی وجود دارند مانند ریچارد جفرنر كه خارج از چهارچوب هرگونه عقاید مذهبی قرار می گیرد . هرچند ممكنست این موضوع جای بحث داشته باشد كه تمام تجارب عرفانی در جامع ترین تعریف خود مذهبی محسوب می شود.
ورزشهای عرفانی چگونه می توانند آگاهی افراد و اثربخشی آنها را بطور فردی و گروهی ارتقاء دهند ؟
نویسندگان متعددی كه درباره تجربه عرفانی مطالعاتی انجام داده اند كوشیده اند كه تمامی ویژگی های تجربه عرفانی را شرح دهند. پروفسور بن آمی شارفشتاین در كتاب تجربه عرفانی از 11 ویژگی نام می برد كه عبارتند از :
این همانی ، جدایی ، وحدت ، اشتمال ، بیگانگی از خانواده ، كاستی ، تهاجم ، وجدان ، واژگونی تصویر در ذهن ، شوخ طبعی ، حقیقت
تهاجم ویژگی شگفت آوری است كه به مبارزه سالك با نفس خود و بیرون گذاشتن دنیا از عرصه آگاهی اشاره دارد .
شوخ طبعی به نظر من ویژگی به حساب نمی آید ولی در هرحال بصورت خنده های از ته دل در آیین ذن و در بعضی از حكایات اخلاقی صوفیانه بخصوص حكایاتی كه به شخصیت فكاهی ملانصرالدین منصوب است ، مشاهده می شود.
پروفسور شارفشتاین اذعان دارد كه بین ویژگی هایی كه بر شمرده است بعضی زیر مجموعه بعضی دیگرند لذا بسیاری از نویسندگان جدید هروقت كه از نظر جا دچار مضیقه می شوند ترجیح می دهند كه به همان 4 ویژگی كه ویلیام جیمز برشمرده است اكتفا كنند.
انفعال كه چهارمین ویژگی بر شمرده شده توسط اوست نقش مهمی در حالتی كه در آن به مراقبه می پردازیم دارد. تمرین مراقبه موقعی كه آگاهی انفعالی وجود داشته باشد خیلی موثرتر است.
4 ویژگی كه ویلیام جیمز برشمرده از این قرار است :
1) وصف ناپذیری : سالك در تشریح دقیق تجارب خود از مراقبه به نحوی كه دیگران بتوانند در ذهن خویش تصویری از آنرا بازسازی كنند ناتوان است.
همانطوركه در بالا به آن اشاره كردم زبان بر پایه تضاد در كیفیاتی كه كلمات بر آنها دلالت دارد مثل گرم و سرد ، بنا شده است ولی آگاهی عرفانی از این تضادها فراتر می رود.
این حالت عرفانی را بایستی شخصاً تجربه كرد. جیمز می گوید حالات عرفانی از این نظر بیشتر به حالات احساسی شباهت دارد تا ذهنی و تعقلی . هیچكس نمی تواند برای دیگری كیفیت ارزش احساس خاصی را كه او تجربه نكرده است بیان كند.
2) كیفیات فكری : هرچند در تجارب عرفانی گونه ای عنصر شناختی وجود دارد لیكن این شناخت بر اثر قیاسات عقلی از مرز دانسته های گرد آمده فراتر می رود . در سنن عرفانی صحبت از بصیرت و روشن بینی یا اشراق است .
اشراق از یقین و قطعیت برخوردار است . پروفسور جیمز حس نیرومند وحدت و اتحاد را از قلم انداخته است. حسی كه مستقیم و بی واسطه ظاهر می شود ، بطوریكه سالك احساس می كند كه حجاب جهل را دریده و به حقیقت ناب واصل شده است.
چنین است عظمت قدرت تجارب عرفانی كه سالك را از چنان عجب و حیرتی سرشار می كند كه به آسانی به اعتقاد و احساس مذهبی منتهی می گردد.
3) ناپایداری : تجربه عرفانی معمولاً زود گذر است
4) انفعال : ویلیام جیمز می نویسد : اگر چه رسیدن به حالت عرفانی با اقدامات ارادی اولیه ای همچون تمركز ، پرداختن به بعضی حركات بدنی ، یا طرق دیگری كه دستورالعملهای عرفانی تجویز می كنند امكان پذیر می شود ،معذالك هنگامیكه حالت خاص آگاهی بر سالك عارض می شود احساس می كند كه یك نیروی برتر او را در اختیار خود گرفته است. ویژگی دیگر تجربه عرفانی كه باید ذكر شود این است كه زندگی یك سالك معمولاً استحاله یافته عاری از منیت و آكنده از عشق و مسرت می گردد.
عطش بیكران جوئی عاملی دیگر در ایجاد روحیه گروهی كار كردن :
اكنون هزاران سال است كه عطش بیكران جوئی و نیل به معرفت آفاق و انفس ، برای اتصال به خدا یا وجود مطلق ، اذهان بسیاری را تسخیر كرده است . بعضی از این اشخاص در كسوت زهاد. بعضی دیگر در لباس مصلحان بشریت ، پاره ای دیگر به عنوان مؤسس یا رهبر مذهبی و بالاخره عده ای به صورت شاعر ، هنر مند و موسیقی دان جایگاه مناسب خود را در داستان زندگی بشر باز كرده اند و خیلی ها هم ناشناخته مانده اند آنها نیز همچون آثار گذشته در جوامع حضور دارند. رای ولین آندرهیل در اثر تحقیقی و جاودانه خود تحت عنوان ” عرفان“ آن را با كلمات زیر وصف كرده است :
توسعه یافته ترین شاخه های جوامع انسانی در یك ویژگی با هم مشتركند. غالب آنها مایلند به رقم شرایط نا مساعد خارجی نوعی شخصیت جالب و برجسته از خود به نمایش بگذارند شخصیتی كه حاضر نیست به آنچه كه دیگران تجربه اش می نامند قانع شود و آماده است تا به قول دشمنانش از دنیا اعراض كند تا به حقیقت واصل گردد.
ما به اینجور افراد هم در شرق برمی خوریم و هم در غرب همچنین در همه قرون و اعصار از عهد باستان تا قرون وسطی و عصر جدید ، یكی از اشتیاقات شورانگیز آنها این است كه هدف ناملموس و روحانی معینی را تعقیب كنند تا با تحقق یافتن آن بتوانند به حالت مطلوب خود و ارضاء حس شوق انگیز حقیقت طلبی شان واصل گردند .
مطلوب و معشوق تمام معنای زندگی ایشان را تشكیل می دهد . آنها بدون هیچ تلاشی به هدف خود نائل می آیند و این برای دیگران توفیقی چشمگیر محسوب می شود. توفیق مذبور ، خود گواه غیر مستقیمی است بر اینكه عرفا صرف نظر از مكان و زمان نشو و نمایشان اهداف ، اصول اعتقادی و نیز روش های عملی شان در اساس باهم یكی بوده است.
بنابراین ، تجارب آنان مجموعه ای از شواهد را تشكیل می دهد كه از جامعیت غریبی برخوردار و اغلب قابل توضیح است.
این شواهد باید قبل از اینكه به جمع انرژی ها و قابلیت های روح بشر بپردازیم و با استدلال عقلی به ارتباط آانها با جهان ناشناخته ای كه در آنسوی مرزهای احساس قرار گرفته ، اشاره نماییم ، مطمح نظر قرار گیرد .
هر خواننده ای كه ندای حقیقت مطلق را بصورت آوایی جاودانه می شنود احتیاجی به این ندارد كه برای پرداختن به مراقبه تشویق و ترغیب شود .
بعلاوه چنین شخصی كوچكترین تردیدی ندارد كه چرا باید به مراقبه بپردازد ولی با این همه دلایلی برای پرداختن به مراقبه وجود دارد كه كمتر از این مباحث بحث انگیز است .
--------------------------------------------------------
نقش مراقبه برای ایجاد سلامتی بهتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیكی چیست ؟
از آنجاییكه ارتقاء سطح بهره وری از نیروی انسانی درصنعت بطور فردی و گروهی بستگی به سلامت افراد در زمینه های مذكور دارد ، لذا در این بخش در ارتباط با مراقبه و نقش آن در زمینه های سلامتی برتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیكی مواردی را مطرح می نماییم:
هركس كه به هریك از طروق مذكور بطور منظم و به مدت چند ماه به مراقبه پرداخته باشد ، احتمالاً به اثر آرامش بخش آن بر بدن و ذهن خود برخورده و آنرا به گرمی پذیرا شده است . یقیناً دستگاه عصبی او ، فشارهای عصبی را رها ساخته و وضع با ثبات تری به خود گرفته است . ظرفیت چنین شخصی برای تحمل فشارهای روانی – عصبی افزایش می یابد. بدن و ذهن او انرژی بیشتری در خود ذخیره كرده و ذهنش بازتر می شود.
بر مراقبه از نظر روحی – فیزیولوژیكی تغییرات دیگری نیز مترتب است. كسی كه مرتباً به مراقبه بپردازد به خواب كمتری احتیاج دارد ، بدون استفاده از قرص خواب آور به خواب می رود و با طراوت بیشتری از خواب بر می خیزد . در حالی كه مدت زمان خوابیدنش نسبت به گذشته تغییری نكرده است.
عضلات او از انقباض خود را رها ساخته است و احساس سبكی و بی وزنی – به خصوص بعد از انجام مراقبه در او پدیدار می شود. در مراكز آموزش مراقبه در برمه و تایلند ، راهبان و افراد عادی كه بر تنفس و حركت خود اعمال تمركز می كنند – یعنی در بیشتر اوقات روز چه در حركت و چه در حال نشسته به مراقبه مشغولند. متوجه شده اند كه در شبانه روز فقط به چهار ساعت خواب احتیاج دارند و تمركزشان نیز بیشتر شده و بدون فشار آوردن بر ذهن صورت می گیرد. البته توانایی تمركز بدون تحمل فشار دراین مورد جای تعجب نداردزیرا كه طبیعت این گونه مراقبه باصفات : توجه عاری ازفشار وآگاهی عاری ازفشار توصیف می گردد.
اینكه انسان باخودودنیای اطرافش راحتتر كنار بیاید باعث می شود ارتباطات شخصی اش نیز آسانتر صورت گیرد. گل محبت وترحم دركسانی شكوفا می شود كه بتوانند تنش های مخل آسایش را از جا ن بزدایند .
ترودرعین حال مسرت بخش تر وپربارتر است وطعم فراتر رفتن از مرز خودی رانیز بیشتر می چشد .
ممكن است این قبیل تمرین برای یك فن بسیار ساده ذهنی ، ادعای اغراق آمیز به نظر بیاید، لكن باید توجه داشت كه این ادعاها با شواهدی كه پزشكان درتحقیقات و آزمایشهای خود ارائه كرده اند، تأیید شده است.
تغییرات روحی- فیزیولوژیكی هزاران سال است كه برای كسانی كه به مراقبه می پردازند، شناخته شده است. چون اغلب تمرینات مراقبه ای در زمینه مذهبی بیشتر ازحیث مفهوم، تاازلحاظ تشكیلاتی صورت می گیرد ومراقبه كنندگان غالباً درغارهاوكلبه های جنگلی ودرانزوابه آن اشتغال می ورزند، لذا تغییرات فوق الذكر به خودی خود از اهمیتشان كاسته می شود، هر چند به عنوان كمك در پیشرفت های روحی از آنها استقبال خوبی به عمل می آید. در سالهای اخیر بود كه تغییرات فیزیولوژیكی وروانشناسی دركسانی كه به مراقبه می پردازند با كمك دستگاههای پیچیده الكتریكی مورد آزمایش قرارگرفت واثر تمرین منظم مراقبه روی بدن وذهن اندازه گیری شدونتایج این اندازه گیریها در حالیكه ازملاحظات مذهبی وروحانی تفكیك شده بود، ثبت وضبط گردیدوبه آنها همچون پدیده ای مستقل كه سزاوارتوجه ویژه هستندنگریسته شد.برای سالك راه حقیقت اعم از زن یامردچنین حالتی گرچه خوشایند است لكن از نظر اهمیت، دردرجه دوم قرار دارد.ولی برای هزاران نفرغربیانی كه امروزه تحت فشارهای عصبی به سر می برند ، اینكه فنونی به سادگی راحت نشستن وتوجه كردن به تنفس ویا تكراركلمه ای درذهن، برایشان استراحت وطراوتی را به ارمغان می آوردكه از بسیاری جهات برخواب رجحان دارد، خبر خوبی است.
واكنش آرمشی:
دكتر بنسون از دانشكده پزشكی دانشگاه هاروارد پیش آهنگ برجسته كشف روشهایی است كه با پیروی ازآنها، مراقبه می تواندسلامتی بدنی، ذهنی و احساس شخص رابالاتر برده وبه اوكمك كند.كه بافشارهای روانی به صورت مؤثرتری برخردكند. اومی گوید كه واكنش ارگانیسم بدن انسان به روشهای سنتی مراقبه واشكال اقتباس شده اخیر آن – هنگامیكه چهار عنصر ساده درآن وجود داشته باشد- به همان اندازه واكنش مشهور «بجنگ یا بگریز» كه انسان هنگام مواجهه با خطر از خود نشان می دهد واضح وغیر ارادی خواهد بود. دكتر بنسون یافته های خودرادر مقاله های متعددی كه برای مجلات پزشكی می نوشت ونیز دركتابی تحت عنوان «واكنش آرمشی»نوشت، به اطلاع عموم رساند .
مطالعات دكتر بنسون برروی كسانی كه به «مراقبه متعالی» (نوع دیگری ازمراقبه ) می پردازند با بالا گرفتن نهضت مراقبه متعالی درمیان مردم ورسانه های گروهی ، خبر ارتباط واكنش آرمشی رابا مراقبه متعالی یا مراقبه برسر زبانها انداخت.
ویژگیهای عمده فیزیولوژیكی واكنش آرمشی به شرح زیر است:
ضربان قلب كسانی كه به مراقبه می پردازند به طور متوسط سه تپش در دقیقه كاهش می یابد. آهنگ سرعت تنفس سنگین تر می شود. مصرف اكسیژن بدن به میزان 20% كاهش می یابد. معنایش این است كه سوخت وساز بدن افت قابل ملاحظه ای پیدا می كند. چنین افتی درسوخت وساز بدن فقط درخواب عمیق وخواب زمستانی پیش می آید، اما مراقبه متعالی درمقایسه با حالت خواب وخواب زمستانی تغییرات فیزیولوژیكی متفاوتی راایجاد می كند.
لاكتیك خون كاهش پیدا می كند لاكتیك ماده ای است كه از طریق سوخت وسازدرعضلات اسكلتی تولید می شود . بالارفتن میزان لاكتیك دربدن باحملات اضطرابی همراه است.
فشار خون در حد معمول قرارمی گیرد. دكتر بنسون كشف كردكه«مراقبه فشار خون رادركسانی كه قبل از اقدام به مراقبه دارای فشار خون بالایی هستندپایین می آورد.
مغز امواج «آلفا» واحتمالاً«تتا» تولید می كند، الگو وطرز انتشار امواج مزبوربا امواجی كه در خواب عمیق ویاهیپنوتیزم ایجاد می شود متفاوت است. موقعی كه مغز فعال است امواج بتا منتشر می سازد. امواج آلفا سرعت كمتری داشته وباحالات آرمیدگی ارتباط دارد. امواج تتااز امواج آلفا نیز كندتراست.
دكتر بنسون به زودی دریافت كه واكنشی متضاد باواكنش بجنگ یا بگریزرا كشف كرده است كه به هیچ وجه مختص كسانی كه به مراقبه متعالی می پردازند نیست(روشی كه او درابتدای كار كسانی را كه بدان می پردازندمورد مطالعه قرارداده بود) . درواقع پایین آمدن : مصرف اكسیژن، ضربان قلب، تنفس، لاكتیك خون، جملگی نشانه كم كاری دستگاه عصبی سمپاتیكی وسوخت وساز زیاد است.
بعضی ازتغییرات فیزیولوژیكی واكنش آرمشی رامی توان با فنون آرمشی قلبی مانندآموزش اتوژنیك، آرامش تدریجی وپیش رونده ونیز هیپنوتیزم ایجاد كرد لكن این روشها، در مراحل اولیه، مستلزم استفاده از معلم و گذراندن دوره های طولانی است تا بتوان از طریق آنها به مرحله آرامش عمیق رسید. در صورتیكه مراقبه به سبك شرقی رامعمولاً شخص می تواندخود انجام دهدونیز می شود آنرابا خود آموزی به راحتی آموخت. بعلاوه، درروش مزبور از همان اول كارنتایج مطلوب خود نمایی می كند.
چه نوع مراقبه، واكنش آرمشی را بر می انگیزد؟
مطالعات دكتر بنسون نشان می دهد كه روشهای سنتی می تواند واكنش آرمشی را برانگیزد . به گفته او روشهای مزبور مادام كه چهار عنصر اساسی را در خود داشته باشند ، موثر خواهند بود . این چهار عنصر عبارتند از : محیط آرام ، شیء یا موضوعی برای تمركز تفكر ، ذهنیت انفعالی و بی تفاوت ( مهمترین عنصر ) و حالت بدنی راحت ( كه معمولاً به صورت نشسته حاصل می شود).
آگاهی تحول یافته كه با واكنش آرمشی همراه است همان است كه در متون مذهبی و عرفانی بیان شده است. دكتر بنسون از قدمت و كلیت این حالت از آگاهی صحبت و از متون مذهبی فرهنگهای مختلف شواهدی دال بر این قدمت نقل می كند.
مراقبه بهداشت ذهن است
درباره اثرات فیزیولوژیكی و روان شناسی مراقبه تحقیقات بسیار زیادی به عمل آمده كه قسمت اعظم آن بر روی مراقبه متعالی متمركز است. در مراقبه متعالی روش كار این است كه یك مانترا ( ذكر در زبان سانسكریت) در ذهن مرتب و بی وقفه تكرار شود . كسانی كه به مراقبه متعالی می پردازند موضوعات مناسبی برای آزمایش هستند زیرا در متن جامعه اند و هم اینكه فن مراقبه متعالی فن بسیار ساده ای است. ماهاریشی ماهش یوگی به روش مراقبه تعلیمی خود ( TM ) اعتقاد كامل دارد و از هر گونه بررسی علمی استقبال می كند .
حاصل مطالعات این است كه مراقبه به كسانی كه به آن می پردازند ، كمك می كند تا اعتیاد خود را ترك كنند ، در جهات مختلف از كارایی بالایی برخوردار شود ، با فشارهای روانی بهتر كنار بیایند و بالاخره اینكه در راستای زندگی پربارتری كه با فطرت بشر سازگارتر باشد ، قرار گیرد.
نمونه هایی كه در فاصله كوتاهی قبل و بعد از انجام مراقبه گرفته شد ، نشان داد كه كسانیكه به مراقبه پرداخته بودند ، خودشكوفایی كاری شان بیشتر شده بود.
خودشكوفایی باروری یا ( self actualisation ) واژه ای است كه بعضی روانشناسان ، بخصوص آ. ه . مازلو بكار می برند تا گرایش ارگانیسم بدن را در به فعلیت درآوردن هرچه بیشتر قابلیت های خود در قبال ارضاء هرچه كمتر نیازهایش ، نشان دهد.پروفسور مازلو می گوید اشخاصی كه با تعریف فوق بارور محسوب می شوند ، در جامعه از نظر روانی سالم ترین افراد به شمار می روند.
این قبیل اشخاص از نظر ارزش B در درجه بالایی طبقه بندی می شوند و از تجارب متعالی برخوردارند. B مجموعه ارزشهایی است كه پروفسور مازلو در كتاب ” بسوی روانشناسی هستی “ به موضوع مورد نظر خود اختصاص داده است. این ارزشها عبارتند از تمامیت ، كمال یافتن ، كمال بخشیدن ، سادگی ، یگانگی ، ساده انگاری ، راستی ، درستی و حقانیت ، ارزشهایی كه بشر از انسان كامل عرفان انتظار دارد.
تجارب متعالی با مشخصه های توجه كامل درك كامل هستی ، گذشتن از مرز منیت و خودی و نشانه های دیگر از این دست كه در عرصه آگاهی عرفانی متبلور است ، شناخته می شود. به گفته پروفسور مازلو تجربه متعالی وجد در میان مقاصد نهایی زندگی ، ارزشهای غایی و توجیهات كافی و وافی آن ، ناب ترین تجارب زیستی به حساب می آید.
بدیهی است كه مراقبه گونه ای بهداشت ذهنی محسوب می شودو تجارب عرفانی نیز از نظر عمق و جدیت درجات مختلف دارد و آنطورهم كه عموم تصور می كنند اتفاق نادری نیست .
نقش هنر نرم و درونی تای چی چوان و چی كونگ در
ارتقاء سطح بهره وری در صنعت
از آنجا كه طبیعت پیوسته در حركت است ، انسان هم بعنوان جزء كوچكی از طبیعت بایستی خود را با آن همگام نموده و جسم و روح خویش را پویا نگه دارد. یك ضرب المثل چینی می گوید : یك لولای درب ، هیچگاه فرسوده نمی شود و آب جاری هیچگاه نمی گندد.
انتخاب نوع حركت به آگاهی و ذوق افراد بستگی دارد اگر چه شكل و نوع تمام ورزشها در ظاهرمتفاوت است لیكن هدف نهایی كه پویایی و سلامتی است در تمامی آنها مشترك است.
در بسیاری از ورزشها نیرو و یا سرعت جزء جدا نشدنی آنها است و شرایطی چون بالا رفتن سن ، بیماریها ، سرما و گرمای هوا ، آفتاب سوزان ، باران تند ، بارش برف ، مكان خاص و تهیه وسائل خاص انجام آن ورزش و غیره ، عواملی هستند كه برای انجام انواع ورزشها مانع ایجاد می كنند.
لیكن تای – چی – چوان ورزشی است كه برای همه افراد در هر مقطع سنی در هر آب و هوا و بدون نیاز به وسیله و مكان خاص قابل اجرا است . بعبارت دیگر ورزشی بسیار ساده و بدون هیچ خطر و در عین حال بسیار مفید است.
انجام حركات تای – چی – چوان چه به تنهایی و چه بطور دسته جمعی دلچسب است. امیدوارم كسانی كه دریافته اند ورزش برای سلامتی آنها مفید است تای چی چوان را انتخاب كنند. بنده فكر می كنم كه ورزش تای – چی – چوان ورزشی مفید برای همگان است .
لیكن خانم ها به دلیل ساختار خاص فیزیولوژیكی بدن خود بهره بیشتری از آن خواهند گرفت . سلامتی یك جامعه مبتنی بر سلامتی زنان آن جامعه است . كودك سالم معمولاً از مادر سالم متولد می شود . از آنجا كه ورزش تای – چی – چوان بیشترین اثر را بر حفظ و تداوم سلامتی دارد و نیز موجب نشاط و انعطاف پذیری زیادی می شود ، توصیه می شود كه خانم ها ورزش تای – چی- چوان را انتخاب كنند.زیرا وجود تركیب موزون فرم ها ، حركات تعادلی ، تمرینهای آرام سازی عضلات و نیز رهایی و آرامش در تای چی چوان ، دقیقاً با سیستم بدن خانم ها هم خوانی دارد.
هیچ ورزش دیگری را نمی توان یافت كه بتواند باندازه تای چی چوان به انسان آرامش ببخشد. تمام اندیشمندانی كه عمر خود را در جهت بهبود جوامع بشری سپری نموده اند ، اصول افكار و عقاید خود را بر رستگاری روح آدمی بنیان نهاده اند . كنفوسیوس ، لائوتزه و اندیشمندان بزرك چینی ، رستگاری روح را در كنترل خود و یا مقهور نمودن خود می دانند.
خود را مقهور نمودن ، جستجو و سعی برای تكامل صفات برجسته انسانی ، ایجاد هماهنگی و تعادل در خود و همچنین گسترش محدوده نیكی ها خود بر دیگران از راه كمك به دیگران و انجام نیكی به دیگران امكان پذیر است . و اینها تشكیل دهنده سنگ گران زیر بنای هنرهای رزمی بخصوص تای چی چوان هستند. عمر بشر محدود است ولی نیاز به آن بی انتهاست ، انسان اگر در این محدوده نتواند راهی صحیح برای به دست آوردن و حفظ سلامتی خود بیابد عمری را در نگرانی خواهد گذراند. امروزه از حركات تای چی چوان و چی گونگ برای درمان بیماریهای گوناگون استفاده می كنند. بنا بر دلایل ذكر شده ، این هنر نه تنها در بین مردم چین بلكه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته و مسلماً در سطح بسیار گسترده تری نیز در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در تای – چی – چوان و چی كونگ به كلیه اندامهای داخلی بدن از جمله : قلب ، ریه ، كبد ، طحال ، كلیه ها و همچنین ستون فقرات ، مفاصل ، استخوانها ، تاندون ها و ماهیچه ها توجه شده باضافه اینكه ذهن در تمام مدت هوشیار و متوجه بر اجرای حركات است . پرفسور چنگ من چینگ كه یكی از استادان صاحب نظر و متخصص در زمینه تای – چی – چوان و چی كونگ و توئی شو می باشند در كتابی تعریف كرده اند :
در سال 1925 در شانگهای مشغول تدریس در كالج هنرهای زیبای دانشگاه چی نان بودم ، در حالی كه بیماری سل در من خیلی پیشرفته و وضع جسمانی ام بسیار وخیم شده بود و فكر می كردم دیگر به آخر خط رسیده ام ، دوستان و خویشاوندانم هر كدام راهی را برای كمك به من پیشنهاد می كردند . تا اینكه دوستی به نام آقای پو مرا به آقای پرفسور یانگ جهت یادگیری و تمرین تای – چی – چوان معرفی كرد . بسیار جالب است اگر بگویم در عرض چند ماه خونریزیهای داخلی من قطع شد . حرارت بدنم به حالت طبیعی برگشت و در عرض كمتر از یك سال سرفه هایم بر طرف شد . در مدت 6 تا 8 سال نگرانیهایی همچون سردرد، سستی دندانها ، تیرگی و كاهش بینایی و عدم تمركز قوای فكریم از بین رفت.
به طوری كه حالا در سن 50 سالگی قادر به انجام سخت ترین حركات ورزشی هستم. بینایی ام حتی از سی سال پیش بهتر شده ، دندانهایم به خوبی دوران جوانی هستند و به راحتی می توانم چندین كیلومتر راهپیمائی و یا كوهنوردی سخت را انجام دهم.
تاثیرات تای – چی – چوان و چی كونگ را از زبان هموطنان ایرانی خودمان نیز برایتان بازگو می كنیم. چه بسیارند كسانی كه با معرفی پزشكان متخصص با نگرانیهای روحی و جسمی به فراگیری تای چی چوان پرداخته اند و در كوتاه مدت تاثیرات آن را احساس كرده اند ، تداوم تمرینات تای چی چوان نگرانیها را از روح و جسم آنان پاك كرده است.
تای چی چوان را از راه مطالعه و تئوری نمی توان شناخت بلكه باید به آن پرداخت و با صرف وقت و شكیبائی آن را فرا گرفت . اثرات تای – چی – چوان پس از انجام تمرینها و فرمهای صحیح آن خودبخود از درون می جوشد.آقای تسای چی ین رئیس دانشگاه ملی پكن گفته است : تمرینات و حركات تای چی چوان سلامتی را به انسان می آموزد ، همه چیز را به دست آوردن و چیزی را از دست ندادن.
هدف اصلی در تمرینهای تای چی چوان بعنوان یك ورزش اولاً تربیت و ساختن بدن به منظور توانائی انجام فرمهای تای چی چوان و دوماً جنبه های كاربردی و تاثیر حركات بر ارگانهای اصلی و اندامهای بدن است .
برای رسیدن به این اهداف بایستی به سه اصل مهم توجه شود :
1- آموزش و بكار بردن صحیح تكنیكها و تربیت ذهن
2- استعداد ذاتی
3- شكیبائی و مداومت تمرین
از این سه اصل مهمترین آنها آموزش صحیح و بكار بردن تكنیكهاست.اگر آموزش غلط باشد و تكنیك غلط آموخته شود هنرجو هیچگونه موفقیت چشم گیری نخواهد داشت، حتی اگر هنرجو از استعداد بالائی برخوردار باشد. ولی اگر روش آموزش صحیح و تكنیكها نیز درست آموزش داده شوند ، حتی اگر هنر جو از استعداد متوسط و پائین تری برخوردار باشد ، با شكیبائی و تداوم تمرین به موفقیت خواهد رسید . فرض كنیم هنرجوئی با استعداد خوب ، تحت آموزش صحیح قرار گیرد . لیكن اصل شكیبائی و تداوم تمرینات را به بوته فراموشی بسپارد ، همه چیز از دست خواهد رفت .
كنفوسیوس در مورد ابرانسان و یادگیری می گوید : ابر مرد هیچگاه تلاش خود را قطع نمیكند ، اگر فردی با یك بار تلاش موفق می شود ، او صد بار تلاش می كند و اگر فردی با ده بار كوشش به هدف خود می رسد ، او هزار بار تلاش می كند ، بگذارید در راه گام نهد حتی اگر خسته باشد . اگر ضعیف هم باشد قوی خواهد شد.
بدیهی است كه استعداد ذاتی بطور یكنواخت میان افراد تقسیم نشده است و هیچ هنرجوئی در هیچ رشته ای نمی تواند روی استعداد ذاتی خود تكیه كند ، اصل های آموزشی صحیح ، استعدادومداومت و شكیبائی درتمرینات همچون دانه های زنجیربه هم متصل و چسبیده اند.
تائوئیست ها اعتقاد دارند كه انعطاف پذیرترین حركات ، قوی ترین و سخت ترین حركات هستند. همان طور كه یك سواركار چهار نعل می تازد و یك یوزپلنگ با انعطاف بدنش ، با سرعتی بیش از 100 كیلومتر در ساعت می دود . بدین ترتیب ایده و كاربرد عملی با توجه به دستاوردهای تای – چی – چوان كه اساس آن غلبه بر سختی به وسیله انعطاف پذیری و نرمش است رخ می نماید . درك غلبه شجاعت و ترس ، و قدرت بر ضعف مشكل نیست ، ولی درك غلبه نرمی بر سختی مشكل است.چگونه است كه نسیم ملایم و نرم ، آهن سخت را می فرساید ، و چگونه است كه جریان ملایم آب باعث فرسایش سنگ سخت می گردد؟
گردباد چیزی نیست بجز حجمی از هوا و سیل چیزی نیست بجز حجمی از آب كه هردوی این ها هرچه سر راهشان بیایند از جا می كنند.
انبوه بودن ، موجب این تفاوت ها است. اولین مرحله قدم گذاردن در تای چی چوان بدست آوردن آرامش است ، این آرامش بایستی جامع و در كل بدن باشد.بطوریكه هر عضله ، مفصل و استخوانی ، گذرگاهی بدون انسداد برای جریان نیروی حیاتی چی باشد.
احساس نیروی حیاتی و به گردش در آوردن آن در كل بدن امری است كه هنرجو حركت نیروی حیاتی را هنگام انجام استقرارها و حركات تای چی چوان در درون خویش احساس خواهد كرد و این زمانی است كه نشاط و شادابی را در عمق درون خود حس می نماید.در مراحل پیشرفته تر بعدی می توان علاوه بر چرخش نیروی حیاتی (( چی)) آنرا در نقاط مختلف بدن ساكن نموده و جذب نمود كه این باعث زنده و تازه ماندن بافتها و استخوانها شده و از تخریب آنها جلوگیری می كند.
حال چگونه می توان نیروی حیاتی (( چی)) را در اندامها ساكن نمود ، مطلب ساده ای جهت توضیح نیست و به بحث های تخصصی و طولانی نیاز دارد كه در جای خود توضیح داده خواهد شد . این نقطه بازیافت جوانی است و در این مرحله است كه با تندرستی پایدار ، عمری طولانی، با طراوت و نشاط خواهیم داشت و راه بدست آوردن این ارزنده ترین نعمت خداوندی ، راهی است بس دراز كه رهروان عاشق و شكیبا را به خود می خواند. این مطالب بر مبنای آیین نامه مصوبه ووشو ، سبك تای چی چوان فدراسیون ورزشهای رزمی كه به كلیه استانهای كشور ابلاغ شده تنظیم گردیده است.
بررسی چند اثر مثبت دیگر ورزش در محیط كار وزندگی
اگر بخواهیم افراد شاغل در محیط صنعتی به بیماریهای مرتبط با استرس دچار نشوند ، اساس كار ، ریلاكس شدن یا حفظ آرامش است. زمانی كه ما به یك بیماری مبتلا می شویم ، در برابر احتمالات بهبود و یا عدم بهبود قرار می گیریم. در صورتی كه این بیماری قابل درمان باشد ، اگر بتوانیم خودمان را ریلاكس كرده و استراحت كنیم ، در این شرایط با پر شدن مراكز یا مخازن انرژی تحلیل رفته ، شانس بهبود ما خیلی بیشتر می شود . در این قسمت به این موضوع مهم پی می بریم كه چگونه ریلاكس شدن عمیق روزانه – حتی برای یك مدت كوتاه – منافع و بركات زیادی را برای ما تامین می كند.زندگی ما – در صورتی كه ارزش داشته باشد – بایستی از كیفیت و معنا برخوردار باشد.منظور این است كه زندگی نباید تنها در استمرار و ادامه حیات خلاصه شود ، بلكه بایستی لذت بردن ، رغبت داشتن ، رضایت معنوی ، خلاقیت و امكان ابراز عقاید و آراء را به همراه داشته باشد. اگر فردی بتواند به خوبی ریلاكس شود ، خیلی بهتر به این اهداف و آرزوها می رسد . در واقع ریلاكس شدن مانند شاه كلیدی است كه می تواند بسیاری از قفلها را برای ما باز كند ، قفلهایی كه در شرایط دیگر برای همیشه در برابر ما بسته باقی خواهد ماند. تنها بر روی این نكته مهم توجه و تامل كنید : احساس رضایت و موفقیت تا چه حد به میزان حفظ آرامش در زندگی بستگی دارد ؟ یكی از نكات مهمی كه برای موفق بودن در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد ، داشتن ظاهری برازنده است . هر چند این موضوع یك مسئله سطحی و ظاهری به نظر می آید ، ولی در واقع از اهمیت و حساسیت زیادی برخوردار است . بیشتر افراد جامعه دوست دارند كه ظاهر خوبی داشته باشند ، ظاهر برازنده و مرتب به خاطر كسب یك لذت فردی نیست ، بلكه یك نیاز واقعی است كه در سایه آن یك زندگی مرفه تر ، با سهولت بیشتری تامین گردد .
ظاهر خوب و برازنده
كسانی كه بطور مرتب ، از طریق روشهایی مانند یوگا یا مدیتیشن ، به حالت ریلكس عمیق می رسند ، سیمای شاداب پیدا می كنند و جوانتر جلوه گر می شوند . آن زیبایی كه در سایه استفاده از لوازم آرایش پدید می آید ، با آن طراوت و شادابی كه مرهون سلامتی و تندرستی است متفاوت است .
شما اگر عصبی ، نگران ، خسته و یا رنجور باشید ، هرگز نمی توانید بشاش در نظر بیائید .
ناراحتی ، از سیمای زرد ، كیسه های زیر چشم ، موهای كدر ، فك های بهم فشرده ، ابروان در هم كشیده و صورت منقبض شده شما هویدا می شود . ممكن است شما بصورت موهبتی الهی ، سیمای زیبایی مانند ادری هیبورن و یا تیموتی دالتون را داشته باشید ، ولی اگر در این شرایط هم ، از لحاظ عاطفی افسرده و یا رنجور باشید ، سیمای خسته و رنجور شما گیرایی و جذابیت زیادی را نخواهد داشت . آرامش ، موجب می شود تا انقباض عضلات صورت شما از بین برود . همه از مشاهده چهره های شاد ، خندان و آرام لذت می برند و این صورتها از زیبایی و صفای بالایی برخوردار است .
احساس خوب داشتن
بزرگترین دلیلی كه به منظور فراگیری نحوه ریلكس شدن ، این همه سختی و گرفتاری را متحمل می شویم ، به بیان ساده این است كه به یك احساس خیلی مطلوب برسیم . در واقع زمانی كه شما عمیقاً خودتان را ریلكس می كنید هدف تنها این نیست كه احساس خوبی داشته باشید ، بلكه به بركات عظیمی هم دسترسی پیدا می كنید . ویلیام بلیك معتقد است كه انرژی ، به معنای شادی است و شما هر قدر كه بیشتر انرژی داشته باشید ، شادتر می شوید و این شادی بهتر در زندگی شما احساس می شود . وقتی ما از زندگی و لذات آن سخن می گوئیم كه ، انرژی لازم برای استفاده از این موقعیتهای شادی بخش را داشته باشیم و باید این انرژی را از جایی كسب كنیم .
غذا ، اكسیژن هوا و خواب قسمتی از این منابع انرژی هستند . اگر ما بیهوده عصبی و بر آشفته شویم ، از طریق انقباض عضلات و حركات بی مورد ، موجب اتلاف بیهوده انرژی مان می شویم و در این شرایط از این شكایت داریم كه چرا زندگی اینقدر كسل كننده و بی روح جلوه گر می شود ؟ جواب این است كه ما بیهوده باطریهای خودمان را خالی كرده ایم . زندگی مطلوب نتیجه مقدار انرژی ، شرایط محیطی و میزان درك یا برآورد ما از زندگی است . زمانی كه ما احساس افسردگی و ركود می كنیم ، نباید چاره كار را در ایجاد تغییرات در جهان اطراف بدانیم ، بلكه بایستی به كمك ریلكس شدن عمیق این باطریهای خالی شده از انرژی را كه در وجودمان مستقر هستند ، پر و شارژ كنیم .
خواب و استراحت
اگر برروی یك كاناپه خودتان را دراز یا مچاله كرده باشید ، به این معنا نیست كه شما دارید باطریهای تخلیه شده وجودتان را از انرژی پر می كنید . اگر بر روی تختخواب خودتان دراز بكشید و چشمانتان را ببندید این الزاماً به این معنا نیست كه شما به خواب راحتی فرو رفته اید . ریلكس شدن بطور خود كار به این گفته نمی شود كه شما در وضعیت خاصی قرار بگیرید . برای یك خواب دلپذیر و لذت بخش ، شما بایستی افكار اجباری و فشارهای عصبی را از مغز و بدنتان خارج كنید . این نوعی تسلیم و رها سازی كامل و جامع است و بایستی نكات لازم برای محافظت و كنترل شما در آن بخوبی مراعات گردد . در این مدت شما باید مشكلات یا طرحهایی را كه در ذهن دارید ، رها سازید و اجازه دهید كه همه چیز و همه كار برای مدتی رها شده و یا همانگونه كه هستند ، به جریان خود ادامه دهند . برای اینكه فردی بتواند براحتی خود را در این شالیط آزاد و رها سازد ، نیاز دارد تا كاملاً احساس امنیت كند . فردی كه به حالت ریلكس شدن عمیق فرو رفته است به این شكل احساس ایمنی عمیق و گسترده ای می كند . این نكته شایان اهمیت فراوان است كه در بسیاری از موارد ، ترسی كه در قسمت مادون آگاه ( نا خودآگاه ) وجود دارد ، موجب اجتناب از ریلكس شدن یا خواب مصنوعی می شود .
وضعیت اجتماعی
كسانی كه در یك وضعیت روحی خوبی نباشند ، ممكن است در كابوس وحشتناكی اسیر شده باشند .
زمانی كه پس از یك روز پر كار یا پر مشغله به خانه بر می گردید ، احتمالاً این شوق و تمایل را ندارید كه به كارهای معوقه هفته قبل رسیدگی كنید و یا یك برنامه نیمه تمام دیگر را به اتمام برسانید . در این شرایط شاید مایل باشید كه یك شب را در سایه آرامش در خانه خود سپری سازید و یا احیاناً به برنامه های جالب و دل انگیز تلویزیونی نگاه كنید، در یك وان آب داغ فرو بروید و یا اینكه برای تنوع هم كه باشد زودتر به رختخواب بروید . برای طراحی و انجام هر برنامه ای ، شما متوجه محدودیتهای محیطی خود می شوید و همچنین به میزان انرژی وجودی خودتان و از سوی دیگر به مصائب و سختیهایی كه در فرا روی شما قرار گرفته اند فكر می كنید . مطبوع بودن یا نا مطبوع بودن مطالبی كه در خانه و یا بر روی میز شام درباره آنها سخن می گوئید وضعیت محیط رستورانها و شدت موزیكی كه در محوطه پخش می شود از اهمیت و تاثیر بالایی برخوردار است . صدای بلند موسیقی در شرایطی كه شما شدیداً خسته شده اید ، واقعاً نامطبوع و غیر قابل تحمل است .
روابط اجتماعی
افراد خجالتی بیشتر از دیگران در این دنیا رنج و عذاب می كشند. ملاقات افراد تازه برای آنان بسیار سخت و پیداكردن یك دوست جدید برای آنها بسیار شاق و طاقت فرساست . گاه بدلیل سعی زیاد و بیش از حدی كه به منظور خوشحال كردن دیگر افراد بكار می برند ، موجبات اذیت و آزار آنان را فراهم می سازند . و یا بخاطر اینكه زیاد به افراد نزدیك نشده و سعی در برقرار كردن روابط اجتماعی نمی كنند دیگران را دلگیر و ناراحت می سازند . آنها آنقدر ریلاكس نیستند كه خودشان باشند یا بیش از حد كو شش می كنند تا به چیزی تظاهر كنند كه نیستند و یا اینكه بیش از اندازه سعی می كنند كه اثرات خوبی بر روی دیگران بگذارند .
هیچیك از روشهای فوق، راه درستی برای نزدیك شدن و بودن با دیگران نیست . اگر كسی با خودش راحت نباشد هرگز نمی تواند با دیگران هم راحت و خشنود باشد.
داشتن روحیه حرفه ای
در فرهنگ ما ، به كسانیكه با آرامش واعتماد به نفس كارهای خود را انجام می دهند ، بخوبی پاداش داده می شود. اگر این روحیه وجود نداشته باشد بطور خودكار راه رسیدن به برخی از مشاغل برای ما مسدود خواهد شد.
بخصوص مشاغلی كه در آنها ما با دیگران روبرو می شویم ، آنان را ملاقات می كنیم و یا به نوعی با آنها سرو.كار پیدا می كنیم. حتی اگر در امتحانات ورودی و مصاحبه قبول شده باشیم در صورتیكه نتوانیم با مردم و مراجعین بخوبی رفتار كنیم و در ارتباط با آنها ریلكس نباشیم هرگز پیشرفت و ترقی قابل ملاحظه ای را در برابر خود مشاهده نخواهیم كرد . شاید مجریان تلویزیونی ، سخنرانان ، فروشندگان و غیره زمانیكه از خانه به محل كارخود می روند تا حدودی عصبی و پرالتهاب باشند . شاید تنها انسان باشد كه قبل از انجام هركاری دچار اضطراب می گردد و هر اندازه فرد حساس تر باشد ، این احساس تنش و دلهره شدیدتر خواهد بود ، همانطور كه سلیه متذكر گردیده این تنش های كوتاه مدت تا حدودی از ارزش و اعتبار كاری كه انجام می دهیم می كاهدو اگر به مرور زمان نتوانیم این التهابات عصبی یا ترس ها را از خود دور سازیم كارخود را از دست می دهیم.
اینها تنها برخی از صفات و ویژگی های فردی نیستند، بلكه برخی از الزامات شغلی اند . مسئله مهم اینست كه فرد بایستی در شرایط شغلی بخوبی ظاهر شده و رفتار خود را آرام و ریلكس نشان دهد و اگر عوامل وشرایطی باعث شود تا این آرامش درونی بر هم زده شود انسان لازم است كه آنقدر به خودش مسلط باشد كه این تغییر و تحول را به منصه بروز نرساند.
عملكرد موثر
برای آنكه در هنری تبحر پیدا كنیم سعی و كوشش زیادی لازم است. مطالعه نظم و ترتیب در امور آموزش پذیری و تمرین برنامه ریزی شده و مستمر از نیازهای اولیه برای اینكار است . برای فردی در حالت آرامش عقل و احساس به موازات همدیگر و در هماهنگی با همدیگر عمل می كنند . همانند یك هنرمند كه در این هماهنگی ، هنرش بعنوان ساده ترین كار و با لذت انجام می شود. فرد آرام و دارای هماهنگی درونی نیز زندگی اش همراه با لذت و سادگی است كه در دو بعد كار و زندگی شخصی كاملاً مشهود است.
در نهایت اینكه : انجام امور ورزشی هماهنگ كننده ذهن و جسم می تواند اثربخشی فرد را چند برابر كرده و راندمان بالاتری را در زندگی فردی و جمعی اش در دو بعد شخصی و شغلی ارتقاء بخشد.
به امید ایجاد جامعه ای سالم تر ، شاداب تر و بانشاط تر
محسن سلیمانی
كارشناس خبره فدراسیون
ویل دورانت مىگوید:
«در سرتاسر زندگى انسان،به اجماع همه،عشق از هر چیز جالب توجهتر است وتعجب اینجاست كه فقط عده كمى درباره ریشه و گسترش آن بحث كردهاند.در هرزبانى دریایى از كتب و مقالات،تقریبا از قلم هر نویسندهاى درباره عشق پیدا شدهاست و چه حماسهها و درامها و چه اشعار شور انگیز كه درباره آن به وجود آمدهاست،و با اینهمه چه ناچیز است تحقیقات علمى محض درباره این امر عجیب واصل طبیعى آن و علل تكامل و گسترش شگفت انگیز آن،از آمیزش سادهپروتوزوئا تا فداكارى دانته و خلسات پتراك و وفادارى هلوئیز به آبلارد.» (1)
ما در صفحات قبل گفتیم آنچه مجموعا از گفتههاى علماى قدیم و جدید دربارهریشه و هدف عشق و یگانگى یا دو گانگى آن با میل جنسى استنباط مىشود سه نظریهاست،و گفتیم عشق،هم در غرب و هم در شرق از شهوت تفكیك شده و امر قابل ستایش و تقدیسى شناخته شده است،ولى این ستایش و تقدیس آن طور كه مااستنباط كردهایم از دو جنبه مختلف بوده است كه قبلا توضیح داده شد.
مطلب عمده در اینجا رابطه عشق و عفت است.باید ببینیم این استعداد عالى وطبیعى در چه زمینه و شرایطى بهتر شكوفان مىگردد؟آیا آنجا كه یك سلسله مقرراتاخلاقى به نام عفت و تقوا بر روح مرد و زن حكومت مىكند و زن به عنوان چیزىگرانبها دور از دسترس مرد است این استعداد بهتر به فعلیت مىرسد یا آنجا كهاحساس منعى به نام عفت و تقوا در روح آنها حكومت نمىكند و اساسا چنین مقرراتىوجود ندارد و زن در نهایت ابتذال در اختیار مرد است؟اتفاقا مسالهاى كه غیر قابلانكار است این است كه محیطهاى به اصطلاح آزاد مانع پیدایش عشقهاى سوزان وعمیق است.در این گونه محیطها كه زن به حال ابتذال در آمده است فقط زمینه براىپیدایش هوسهاى آنى و موقتى و هر جایى و هرزه شدن قلبها فراهم است.
اینچنین محیطها محیط شهوت و هوس است نه محیط عشق به مفهومى كهفیلسوفان و جامعه شناسان آن را محترم مىشناسند یعنى آن چیزى كه با فداكارى واز خود گذشتگى و سوز و گداز توام است،هشیار كننده است،قواى نفسانى را در یكنقطه متمركز مىكند،قوه خیال را پر و بال مىدهد و معشوق را آنچنانكه مىخواهد درذهن خود رسم مىكند نه آنچنانكه هست،خلاق و آفریننده نبوغها و هنرها و ابتكارهاو افكار عالى است.
بهتر است اینجا مطلب را از زبان خود دانشمندانى كه طرفدار اصول نوینى دراخلاق جنسى مىباشند بشنویم.ویل دورانت مىگوید:
«یونانیان شعر عاشقانه را گرچه در مورد غیر طبیعى آن(عشق مرد به مرد)باشدمىشناختند،و داستانهاى هزار و یك شب نشان مىدهد كه سرودهاى عاشقانه ازقرون وسطى جلوتر بود ولى ترغیب عفت و پاكدامنى از طرف كلیسا كه او را بهعلت دور از دسترس بودن،جذابیتبخشید مایه نضج غزل عاشقانه گردید.حتىلارشفوكو نویسنده نیش زن بزرگ مىگوید:«چنین عشقى براى روح عاشق مانندجان براى بدن است»...این استحاله میل جسمانى را به عشق معنوى چگونه توجیهكنیم؟چه موجب مىشود كه این گرسنگى حیوانى چنان صفا و لطف بپذیرد كه اضطراب جسمانى به رقت روحى تبدیل شود؟آیا رشد تمدن است كه به علتتاخیر انداختن ازدواج موجب مىشود تا امیال جسمانى بر آورده نشود و بهدرون نگرى و تخیل سوق داده شود و محبوب را در لباس رنگارنگى از تخیلاتامیال نابرآورده جلوهگر سازد؟آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها مىگردد. زیبایى یك شئ چنانكه خواهیم دید بستگى به قدرت میل به آن شئ دارد،میلى كهبا ارضاء و اقناع ضعیف مىشود و با منع و جلوگیرى قوى مىگردد.» (2)
هم او مىگوید:
«به عقیده ویلیام جیمز حیا امرى غریزى نیست،بلكه اكتسابى است.زنان دریافتندكه دست و دل بازى مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند... زنان بىشرم جز در موارد زود گذر براى مردان جذاب نیستند.خود دارى از انبساط،و امساك در بذل و بخشش بهترین سلاح براى شكار مردان است.اگر اعضاى نهانىانسان را در معرض عام تشریح مىكردند توجه ما به آن جلب مىشد ولى رغبت وقصد به ندرت تحریك مىگردید.
مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بدون آنكه بداند حس مىكند كه اینخود دارى ظریفانه از یك لطف و رقت عالى خبر مىدهد.حیا(و در نتیجه عزیزبودن زن و معشوق واقع شدن او براى مرد)پاداشهاى خود را پس انداز مىكند ودر نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا مىبرد و او را به اقدامات مهم وا مىدارد و قوایىرا كه در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده استبیرون مىریزد.» (3)
هم او مىگوید:
«امروز لباسهاى سنگین فشار آور كه مانند موانعى بودند از میان رفتهاند و دخترامروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهاى محترمانهاى كه مانع حمل بود رهانیده است.دامنهاى كوتاه بر همه جهانیان بجز خیاطان نعمتى است و تنهاعیبشان این است كه قدرت تخیل مردان را ضعیفتر مىكند،و شاید اگر مردان قوهتخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند!» (4)
برتراند راسل در كتاب زناشویى و اخلاق در فصلى كه به عنوان«عشق رمانتیك» باز كرده است مىگوید:
«اصل اساسى عشق رمانتیك آن است كه معشوق خود را بسیار گرانبها و به دستآوردنش را بسیار دشوار بدانیم...بهاى زیادى كه براى زن قائل مىشدند نتیجهروانشناسى اشكال تصرف وى بود.» (5)
و نیز مىگوید:
«از لحاظ هنرها مایه تاسف است كه به آسانى به زنان بتوان دستیافت و خیلىبهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غیر ممكن گردد...در جایى كهاخلاقیات كاملا آزاد باشد انسانى كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانه داشته باشدعملا بر اثر موفقیتهاى متوالى به واسطه جاذبه شخصى خود،ندرتا نیازى به توسلبه عالیترین تخیلات خود خواهد داشت.» (6)
و نیز مىگوید:
«كسانى هم كه افكار كهنه را پشتسر گذاشتهاند در معرض خطر دیگرى در موردعشق به مفهوم عمیقى كه ما براى آن قائلیم قرار گرفتهاند.اگر مردى هیچ گونه رادعاخلاقى در برابر خود نبیند یكباره تسلیم تمایلات جنسى شده و عشق را از كلیهاحساسات جدى و عواطف عمیق جدا ساخته و حتى آن را با كینه همراه مىسازد.» (7)
عجبا!آقاى راسل در اینجا دم از اخلاقیات مىزند.مقصود او از اخلاقیاتچیست؟او كه عفت و تقوا را محكوم مىكند،حتى ازدواج را مانع عشق بلكه مانعهیچ گونه تمتع از غیر همسر شرعى و قانونى نمىداند و معتقد است كه زن فقط بایدكارى بكند كه از غیر همسر قانونى بار دار نشود،او كه زنا را جز در صورت عنف و یادر صورتى كه صدمه جسمى بر طرف وارد شود مجاز مىشمارد!او كه اخلاق را جزتطبیق كردن و هماهنگ ساختن منافع خود با اجتماع نمىداند،او كه چنین فكر مىكندچه تصور صحیحى از اخلاقى كه مانع و رادع تمایلات جنسى و پرورش دهندهاحساسات لطیف عشقى باشد دارد؟!
به هر حال،آنچه مسلم است این است كه محیطهاى اشتراكى جنسى یا شبهاشتراكى كه آقاى راسل و امثال او پیشنهاد و آرزو مىكنند،كشنده عشق به مفهومىاست كه فیلسوفان از آن دم مىزنند و آن را اوج حیات و حد اعلاى شور زندگىمىخوانند،از او به عنوان معلم و مربى،الهام بخش و كیمیا یاد مىكنند و كسى را كه همهعمر از آن بىنصیب مانده است لایق انسانیت نمىشمارند.
یاد آورى دو نكته لازم است.یكى اینكه تفكیك عشق از شهوت و اینكه عشق،هم از لحاظ كیفیت،هم از لحاظ هدف با شهوت حیوانى و جنسى مغایر است،از آنجمله مسائل روحى است كه با اصول ماتریالیستى سازگار نیست ولى به هر حال موردقبول كسانى است كه در مسائل روحى مادى فكر مىكنند.راسل یك جا اعترافمىكند كه:
«عشق چیزى بالاتر از میل به روابط جنسى است.» (8)
در جاى دیگر مىگوید:
«عشق براى خود غایت و اصول اخلاقى خاصى دارد كه بدبختانه تعالیم مسیحیتاز یك طرف و عناد علیه اصول اخلاقى جنسى كه قسمتى از نسل جوان امروزطالب آنند(و خود راسل آتش افروز این عناد است!)از طرف دیگر،آنها را تحریفو واژگون مىسازد.» (9)
نكته دیگر اینكه به نظر مىرسد این حالت روحى كه مغایر با شهوت جنسىلااقل از لحاظ كیفیت و هدف-شناخته شده است دو نوع است و به دو صورت مختلفظهور مىكند،یكى به صورت حالت پر شور و پر سوز و گدازى كه در نتیجه دور ازدسترس بودن محبوب و هیجان فوق العاده روح و تمركز قواى فكرى در نقطه واحد ازیك طرف،و حكومت عفاف و تقوا بر روح عاشق از طرف دیگر،تحولات شگرفى درروح ایجاد مىكند،احیانا نبوغ مىآفریند،و البته هجران و فراق شرط اصلى پیدایشچنین حالتى است و وصال مدفن آن است و لااقل مانع است كه به اوج شدت خودبرسد و آن تحولات شگرفى كه مورد نظر فیلسوفان استبه وجود آورد.
این گونه عشقها بیشتر جنبه درونى دارد،یعنى موضوع خارجى بهانهاى استبراى اینكه روح از باطن خود بجوشد و براى خود معشوقى آنچنانكه دوست داردبسازد و از دیدگاه خود آن طور كه ساخته-نه آن طور كه هست-ببیند.كم كم كار بهجایى مىرسد كه به خود آن ساخته ذهنى خو مىگیرد و آن خیال را بر وجود واقعى وخارجى محبوب ترجیح مىدهد.
نوع دیگر،آن مهر و رقت و صفا و صمیمیتى است كه میان زوجین در طول زماندر اثر معاشرت دائم و اشتراك در سختیها و سستیها و خوشیها و ناخوشیهاى زندگى وانطباق یافتن روحیه آنها با یكدیگر پدید مىآید.اگر اجتماع،پاك و ناآلوده باشد وتمتعات زوجین همان طورى كه اصول عفاف و تقوا ایجاب مىكند به یكدیگراختصاص یابد،حتى در دوران پیرى كه شهوت خاموش است و قادر نیست زوجین رابه یكدیگر پیوند دهد،آن عاطفه صمیمانه سخت آنها را به یكدیگر مىپیوندد.
نفقه دادن مرد به زن و شركت عملى زن در مال مرد،از همه بالاتر اختصاص كانونخانوادگى و استمتاعات جنسى و اختصاص محیط بزرگ به كار و فعالیت،از علل عمده این صفا و صمیمیت است.تدابیرى كه اسلام در روابط زوجین و غیره به كار بردهاستسبب شده كه در محیطهاى اسلامى-بر خلاف محیط اروپاى امروز-این گونهصمیمیتها و مهر و صفاها و عشقها زیاد پیدا شود.
نوع اول مشروط به هجران و فراق است،تازیانه فراق روح را حساستر وآتشینتر مىكند،بر خلاف این نوع از عشق كه ما آن را صفا و صمیمیت مىنامیم واختصاص به زوجین دارد و در اثر وصال و نزدیكى كمال مىیابد.
نوع اول در حقیقت پرواز و كنش و جذب و انجذاب دو روح متباعد است و نوعدوم وحدت و یگانگى دو روح معاشر.فرضا كسى در نوع اول تردید كند،در نوع دومنمىتواند تردید داشته باشد.
در آیه قرآن،آنجا كه پیوند زوجیت را یكى از نشانههاى وجود خداوند حكیمعلیم ذكر مىكند،با كلمه«مودت»و«رحمت»یاد مىكند(چنانكه مىدانیم«مودت»و«رحمت»با شهوت و میل طبیعى فرق دارد)،مىفرماید:
و من ایاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا...و جعل بینكم مودة و رحمة (10) .
یكى از نشانههاى خداوند این است كه از جنس خود شما براى شما جفت آفریدهاست...و میان شما و آنها مهر و رافت قرار داده است.
مولوى چه خوب این نكته را دریافته است آنجا كه مىگوید:
زین للناس حق آراسته است زانچه حق آراست كى تانند رست چون پى یسكن الیهاش آفرید كى تواند آدم از حوا برید اینچنین خاصیتى در آدمى است مهر،حیوان را كم است،آن از كمى است مهر و رقت وصف انسانى بود خشم و شهوت وصف حیوانى بود
ویل دورانت این صفا و صمیمیت را كه پس از خاتمه شهوت نیز دوام پیدا مىكنداین طور توصیف مىكند:
«عشق به كمال خود نمىرسد مگر آنگاه كه با حضور گرم و دلنشین خود تنهایى پیرى و نزدیكى مرگ را ملایم و مطبوع سازد.كسانى كه عشق را فقط میل و رغبتمىدانند فقط به ریشه و ظاهر آن مىنگرند.روح عشق حتى هنگامى كه اثرى ازجسم بجا نمانده باشد باقى خواهد بود.در این ایام آخر عمر كه دلهاى پیر از نو با هممىآمیزند،شكفتگى معنوى جسم گرسنه با كمال خود مىرسد.» (11)
با همه اختلافى كه میان این دو نوع عشق وجود دارد و یكى مشروط به هجراناست و دیگرى به وصال،یكى از نوع نا آرامى و كشش و شور است و دیگرى از نوعآرامش و سكون،در یك جهت مشتركند:هر دو گلهاى با طراوتى مىباشند كه فقط دراجتماعاتى كه بر آنها عفاف و تقوا حكومت مىكنند مىرویند و مىشكفند.محیطهاى[اشتراكى]جنسى یا شبه اشتراكى جنسى نه قادرند عشق به اصطلاح شاعرانه ورمانتیك به وجود آورند و نه مىتوانند در میان زوجین آنچنان صفا و رقت وصمیمیت و وحدتى-كه بدان اشاره شد-به وجود آورند.
در زیر تعدادی از گیاهانی كه میتوانید در این فصل در فضای باز بكارید به طور خلاصه گفته میشود.
همیشه بهار
نام علمی: Calendnla officinalis تیره: Asteoaceae گیاه همیشه بهار با گلهایی درشت و رنگهای زرد و نارنجی برای تزیین باغچههای بهاری شما بسیار مناسب است. این گیاه براحتی از طریق بذر تكثیر میشود. اگر منطقه سكونت شما آب و هوایی معتدل دارد، بهتر است در مهرماه بذر همیشه بهار را بكارید و در غیر این صورت اگر در منطقهای سرد ساكن هستید اوایل بهار این كار را انجام دهید؛ البته اگر در بهار گیاه را بكارید گلهای كوچكتری را به شما خواهد داد. برحسب زمان كاشت بذر و آب و هوای منطقه گیاها از اواخر زمستان تا بهار به گل مینشیند. بذر این گیاه پس از 10 روز جوانه خواهد زد؛ البته میتوانید از نشای آماده این گل زیبا نیز برای كاشت در باغچه منزلتان استفاده كنید.بنفشه
نام علمی: Vila tricolor تیره: Violaceal در انگلیس به این گل زیبا moon face می گویند، یعنی گیاهی كه چهرهای همانند ماه دارد. بنفشه الكی از گیاهان معروف باغچه است كه در فصل بهار به حداكثر گلدهی میرسد. تمام انواع بنفشهها مقاوم به سرما هستند. میتوانید در مرداد ماه بذر بنفشه را بكارید و هنگامی كه نشاءها به قدر كافی درشت شدند، آنها را در زمین اصلی به فواصل 15 سانتیمتر از یكدیگر نشاء كنید. اگر بذر بنفشه تازه باشد، قوه جوانهزنی آن كال نیست و باید یك دورهای را طی كند تا جنین آن برسد و توانایی جوانهزنی پیدا كند. هم اینك ارقای از بنفشه با نام بنفشه 4 فصل بر اثر به نژادی حاصل شدهاند كه در تمامی فصول گل میدهند و پاییز و بهار فصل حداكثر گلدهی آنهاست. همانند همیشه بهار میتوانید از نشاءهای آماده كاشت در بازار استفاده كنید.میمون
نام عملی: Antirrhinum تیره: Sctrofulariacealگل در گیاه میمون به صورتی بسیار زیبا میروید، یعنی خوشهای از گلهای رنگی روی این گیاه ظاهر میشود كه زیبایی فراوان به فضای منزل شما خواهد بخشید. كاشت میمون نیز همانند بنفشه است. یعنی باید بذرها را در شهریور ماه بكارید و سپس در زمین اصلی نشاء كنید تا در فصل زیبای بهار گلهای آن جلوه بخش منزل شما شوند. بذر میمون بسیار ریزی است و تنها باید روی سطح خاك پاشیده شود و با اندكی فشار به خاك بچسبند. وقتی گیاه 3 تا 4 برگ درآورد باید سر آن را قطع كرد تا گیاه چند شاخه و زیباتر شود.
بهتر است گل میمون در محلهای آفتابگیر كاشته شود؛ البته حاشیههای نیمهسایه نیز مناسب هستند. لازم به ذكر است كه نشای میمون در اواخر زمستان برای فروش عرضه میشوند كه میتوانید آنها را خریداری كنید و در باغچه منزلتان بكارید. مینای چمنینام علمی: Bellis Perennis
تیره: Composite
بذر این گیاه را باید در ماههای مرداد یا شهریور بكارید تا بتوانید از اواسط اسفند تا اواخر بهار ازگلهای زیبایش بهرهمند گردید. این گلها به رنگهای مختلف سفید، سرخ و قرمز رنگ وجود دارند. اگر نشاءها به اندازه كافی رشد كرده بودند، میتوانید در فصل پاییز، در زمین اصلی اقدام به كاشت آنها كنید در غیر این صورت ماههای اسفند و فروردین برای این كار مناسب هستند. اگر در منزل خود محیطی را به كاشت چمن اختصاص داده باشید، میتوانید مناطقی از وسط و حاشیه آن را به وسیله مینای چمنی تزیین كنید. مینای چمنی به محلهای آفتابی و تا حدودی سایهدار عادت دارد. پامچالنام علمی: Primvla spp
تیره: Primvlacece شاید بتوان گفت كه وقتی پامچال گل میدهد، نوید بهار را با خود میآورد و بحق نام آن را گل نوروز نهادهاند. گل پامچال محصول دمای خنك است و رشد آن در گرمای تابستان ناچیز است. این گیاه نیاز به خاكهای قوی و مرطوب دارد و به زهكش خاك بسیار حساس است. برعكس آنچه در بنفشه گفته شد، باید بیدرنگ بذرهای پامچال كاشته شوند. در غیراین صورت ممكن است تا 6 ماه جوانهزنی انجام نشود. بهترین زمان كاشت بذر خرداد ماه است. بذرها را روی سطح خاك بپاشید و روی آنها را خاك نریزید تا نور به آنها برسد و جوانه بزنند. به محض آمادگی نشاءها آنها را در گلدانهای كوچك بكارید و تا جایی كه مقدور است گیاهتان را در محل خنك نگاهداری كنید. اگر نتوانستید به این روش عمل كنید، میتوانید به نزدیكترین گلفروشی محلتان مراجعه كنید و یك گلدان زیبای پامچال را بخرید و سرسفره هفتسین بنشانید. نرگسنام علمی: Narcissus
تیره: Amaryllidaceae نرگس یكی از گیاهان پیازی بسیار محبوب است. انواعی از آن كه گلهای ریزتری دارند، بسیار معطرند. در مناطق معتدله میتوان پیاز نرگس را در ماههای مهر و آبان در فضای بیرون كاشت و در مناطق سردتر باید این كار را اواخر تابستان انجام داد. به اندازه 3 برابر طول پیاز زمین را گود كنید و پیاز را بكارید. برگهای نرگس نسبت به برف و سرما مقاوم هستند و پس از رفتن سرمای زمستان همزمان با شروع سال نو گلهای زیبای آن میشكفند. اگر پیاز را در گلدان میكارید باید دقت كنید كه نیمی از پیاز باید خارج از خاك قرار گیرد. نرگس شیراز را نیز میتوان در سر بطری آب پرورش داد و به این ترتیب یك بطری زیبا برای تزیین منازل بهاریتان درست میكنید. لاله نام علمی: Tulipa gesnenana تیره: lilaceae لاله نیز از گلهای بسیار زیبایی است كه به وسیله پیاز تكثیر میشوند. در اوایل مهر ماه پیازهای لاله را به فواصل 2 سانتیمتر و در عمق 10 سانتیمتر و برای این كه دچار یخزدگی نشوند روی آن را با برگ خشك بپوشانید. در فروردین و اردیبهشت پیازها به گل میرسند. بهتر است دست كم هر 2 سال یك بار پیازها را از زمین خارج كنید و پیازچههایشان را جدا نمایید. همچنین میتوانید در گلدان نیز اقدام به كاشت پیاز كنید. در مهر ماه پیازها را در گلدان بكارید و تا ماه آذر در فضای باز قرار دهید و روی آنها قدری برگ خشك بریزید. در این مدت ریشهها در پیاز به وجود میآیند. پس از آن گلدانها را به درون اتاقی با هوای معتدل بیاورید تا گل در آنها ظاهر شود.رفتار پرخاشگرانه را خشونت و كلام پرخاشگرانه را پرخاشگری می گویند . به هر حال ، اعمال خشونت به 2 شیوه جسمانی و كلامی است و علت و هدف هر دو ، یك موضوع است .
یكی از موضوعاتی كه آسیب های بسیار جدی به ارتباط میان زوجین وارد می كند ، خشونت است . ممكن است بتوانید به سعی بسیار ، همسرتان را برای خشونتی كه نسبت به شما داشته است ، ببخشید ؛ ولی فراموش كردن آن بسیار مشكل و حتی غیرممكن است ، بویژه اگر تكرار شود .
خشونت ، رفتاری است كه در آن یك نفر با عمل یا كلام به فرد دیگری حمله می كند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می دهد . بخش بسیار آزاردهنده در هر گونه خشونت ، تحقیری است كه نسبت به فرد مقابل صورت می گیرد .
انسان ها فطرتا نیازمند مهربانی ، محبت و احترام هستند ، ولی فردی كه از خشونت استفاده می كند موارد فوق را نادیده می گیرد . افرادی كه از خشونت استفاده می كنند ، همواره خود را محق می دانند و اعتقاد دارند فرد مقابل با رفتاری كه داشته ، آنها را وادار به خشونت كرده است . بارها شنیده ایم كه گفته اند : « وقتی عصبانی می شوم كنترلی بر رفتارم ندارم و همسرم باید مراقب باشد و من را عصبانی نكند . » این جمله تكراری هیچ گونه توجیه و منطقی ندارد و هرگز قابل قبول نیست . موضوع ناراحت كننده تر این كه این افراد پس از اعمال خشونت از همسرشان عذرخواهی می كنند و توقع دارند به سرعت بخشیده شوند و همه چیز به حالت عادی بازگردد و این غیرممكن است . ممكن است همسر افراد خشن پس از تلاش بسیار و گذر زمان ، آنها را ببخشند ، ولی فراموش كردن رفتارهای پرخاشگرانه ممكن نخواهد بود افراد پرخاشگر باید به یاد داشته باشند تكرار این گونه رفتارها موجب خواهد شد همسرانشان نتوانند آنها را عمیقا دوست داشته باشند و تكرار خشونت قطعا منجر به دوری قلبها خواهد شد .
به یاد بسپاریم شاید در بسیاری مواقع پرخاشگری های كلامی آسیب بیشتری به همسر ما خواهد زد . همسران توقع دارند همواره و در هر شرایطی احترام بین زوجین حفظ شود و این انتظار چه از سوی مرد و چه از سوی زن بسیار منطقی است . چگونه ممكن است ما همسرمان را كه نزدیكترین شخص به ماست و قطعا اگر ما او را مورد احترام قرار دهیم ، افراد دورتر خانواده نیز به او احترام خواهند گذاشت ، مورد بی حرمتی قرار دهیم ؟! دیگر این كه همسر ما در هر شرایطی انتظار دارد از او حمایت كنیم و این با پرخاشگری در تضاد مطلق است . ذكر این نكته الزامی است كه استفاده از ابزار پرخاشگری ، بدترین روش در یك ارتباط و حتما یا موجب قطع ارتباط عاطفی می شود و یا دست كم بدترین خاطره را در ذهن فرد مقابل خواهد گذاشت . پرخاشگری تنها بدین دلیل اتفاق می افتد كه پرخاشگر یاد گرفته است هر زمان كه دچار ناكامی یا ناراحتی شد ، از آن استفاده كند . همه ما می دانیم رفتار یاد گرفته شده را می توان گنار گذاشت . عمده ترین مشخصه افراد پرخاشگر پایین بودن اعتماد به نفس و نیز ناتوانی در برقراری یك ارتباط انسانی است .
معمولا افراد پرخاشگر ، زمانی چنین رفتاری دارند كه در وضعیت قدرت یا برتری باشند ؛ یعنی زمانی كه فرد مقابل آنها قوی تر باشد ، پرخاشگری نخواهند داشت و این نشان می دهد افراد پرخاشگر ، حسابگرانه ، پرخاشگری می كنند .
به یاد بسپارید اگر پرخاشگری از سوی یك شخص غریبه باشد ، شاید آن را فراموش كنید ، ولی از سوی عزیزانتان یا افرادی كه به شما نزدیكترند ، بخصوص از طرف همسرتان ، اثرات مخرب آن بسیار قوی تر و ماندگار تر خواهد بود . بخش خطرآفرین رفتارها و یا كلمات پرخاشگرانه این است كه افراد دیگری هم كه شاهد این رفتارها هستند ، پس از آن به خود اجازه می دهند به همسرتان بی احترامی كنند . یا این كه دیگر برای او احترامی قائل نمی شوند و دیگر این كه فرزندان شما نیز این روش را خواهند آموخت و هر زمان كه احساس ناراحتی كنند ، براحتی به دیگران پرخاش می كنند .
برای این كه از این پس نسبت به همسر خود خشونت به خرج ندهید ، این دو نكته مهم را به خاطر بسپارید .
1- آنچه بر خود می پسندید ، بر همسرتان نیز بپسندید .
2- در ذهن خود تكرار كنید كه در هیچ موقعی و با هیچ دلیلی حق ندارید نسبت به همسرتان با خشونت رفتار كنید .
1-
اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است
.
2-
قرآن مجید از 114 سوره تشكیل شده است و این عدد به 19 قسمت است
. (6× 19).
3-
اولین سوره ای كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است
.
4-
سوره علق 19 آیه دارد
.
5-
سوره علق 285 حرف (15× 19
)
دارد
.
6-
اولین باركه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است
.
7-
این 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است
.
8-
دومین باری كه جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19
) .
9-
سومین باركه جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19
).
10-
چهارمین باركه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره
74)
را آورد كه آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» می باشد. (آیه 30
) .
11-
پنجمین بار كه جبرئیل فرود آمد اولین سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) اغاز می شود . این بیانیه
19
حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد 19) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است
.
12-
آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید
:
الف) بی ایمانان را آشفته سازد
.
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد كه قرآن آسمانی است
.
ج) ایمان مومنان تقویت نماید
.
د) تا هر گونه اثر شك و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید
.
ه) تا منافقین و كفار را كه سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد
.
13-
آفریننده بمامی آموزدكه این نظم اعدادی قرآن تذكری به تمام جهانیان است (آیه 31 سوره مدثر)ویكی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35
).
14-
هركلمه از جمله آغازیه قرآنبسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسیم است ،بدین ترتیب كه كلمه
& ldquo;
اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19
)
وكلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده می شود
.
15-
قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه
(
شماره 9) كه بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113 بار تكرار شده است.چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست وسیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید كامل باشد یكصد وچهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آیه 27) (آیه افتتاحیه وآیه 30 )بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد
.
16-
همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره یك وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود كه سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم كه قرآنی كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یكی است
.
17-
تعداد كلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19
)
میباشد
.
18-
قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای جهل شب احضار كردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19
)
میباشد
.
19-
اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنیم ، حاصل جمع 174591
(9189*19)
خواهد بود
.
20-
حتی اگر اعداد تكراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود
.
21-
یك كیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست كه29 سوره با حروف رمزی شروع میشود كه معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ كتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست كه29 سوره از قرآن با این علامات شروع میشود.تعداد حروف الفبا دراین رموز14وتعداد خود رمزها نیز14میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمز
� �
ا(14)جمع كنیم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود
.
22-
خداوند توانا بما یاد میدهدكه در هشت سوره وسوره های شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آیه اول كه با این رموز آغاز میشوند حاوی وحامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت كه قرآن كلمه
“
آیه “ را بمعنی معجزه بكار برده است . باید كلمه آیه دارای معانی متعددی باشد كه یكی از آنها معجزه است ونیز باید دانست كه خود كلمه معجزه در هیچ جای قرآن بكار برده نشده است.بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازكشف اهمیت حروف رمزی قرآن )كلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی كه از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر كرده اند. بكار بردن كلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یكی از معجزات قران است
.
23-
سوره قاف كه با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است
.
24-
سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است
.
25-
بدین ترتیب در مییابید كه دو سوره قرآنی فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر
(57،57)
شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است
.
چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و 114 ق مذكور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشكار و گویا ، مدلل می دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند
.
26-
آمار كامپیوتر نشان میدهد كه فقط این دو سوره كه با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و كنایه بفرماید كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است
.
27-
یك نمونه در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد كه هر كلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یك سیستم اعدادی بخصوصی كه بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی كه لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود كه اگر بجای « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذكر كلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره 58 بار تكرار می شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نیست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمی كرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی كه با جایگزین كردن یك كلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود
.
28-
تنها سوره ای كه با حرف « ن
»
آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) این سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19
).
29-
سه سوره اعراف (شماره 7 ) مریم ( شماره 19 ) و ص ( شماره
38)
كه با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19
).
30-
در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19
) .
31-
در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19
).
32-
در هفت سوره
40
تا 46 كه با رمز « حم » شروع میشوند تكرار حروف 2166 میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری كه در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شركت دارند. باید توجه داشت كه این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشكل و پیچیده بوده و برای درك آنها اشخاص تحصیل كرده باید از ماشینهای الكترونیكی كمك بگیرند
.
33-
در سوره های شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 میباشند
( 1404*19).
34-
در سوره های 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » یا یكی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز میشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد میباشد
( 26*19).
35-
در سوره های 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،9،97 مورد است كه این عدد قابل قسمت بر عدد 19 می باشد (511*19
).
36-
در سوره هایی كه با رمز یكی از حروف
“
ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم 9177 مورد می باشد
(438*19).
37-
در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) 1501 مورد می باشد (79*19
).
38-
در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “میم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست می آید(282*19
).
39-
در سوره مریم (شماره 19) كه با حروف “كهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) 798 مورد می باشد (42*19
).
40-
در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) 570 مورد می باشد(30*19
).
41-
در سیزده سوره ای كه حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ،
32
و15 ) جمع الف های موجود 17499 مورد می باشد(921*19
).
42-
در سیزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد می باشد(620*19
).
43-
در هفده سوره ای كه حروف
“
میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ،
31
،
30
،
40
،
41
،
42
،
43
،
44
،
45
،
46 )
جمع حروف “میم“ 8683 مورد می باشد
(457*19).
درتاریخ ، كتابی سراغ نداریم كه مانند قرآن طبق یك سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر 43 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است
:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربی از عدد 19 است
(142 * 19 )
و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز 19 مورد می باشد. مسئله جالب اینكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتی كه اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای “الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره
“
ق
“.
ب: مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه كهیعص می باشد كه بصورت حروف آغازین آمده است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ی“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است
:
345+ 168+137+122+26= 897
كه مضروب عدد 19 می باشد (42*19) یعنی مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد(798=57*14
).
پ: در قرآن بعضی از كلمات با كلمه های دیگر كه از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یكسان به كار رفته اند. مثلاً
:
1-
كلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت یا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است
.
2-
كلمه “دنیا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است
.
3-
كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شیاطین
“
نیز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند
.
4-“
حر“ یعنی گرما 40 بار و كلمه
“
برد“ یعنی سرما نیز 40 بار بكار برده شده اند
.
5-
كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه
“
شكر“ نیز 75 بار
6-
كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نیز 32 بار
.
7-
كلمه
“
عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نیز با مشتقاتش 49 بار
.
8-
كلمه “یوم
“
به معنی روز و “شهر“ به معنی ماه در قرآن به ترتیب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند
.
9-
كلمه “رجل“ به معنی مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معنی زن نیز 24 بار در قرآن بكار رفته اند
.
10-
كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است
.
همسرتان را همان گونه كه هست بپذیرید
می دانید بیشتر دلخوری ها ، بگومگوها، دعواها، جار و جنجال ها ، سرماخوردگی ها و ناتوانی ها در زندگی مشترك از كجا شروع می شود؟ از آن جا كه یكی به خودش اجازه می دهد دیگری را مطابق خواسته ها و نظارت خودش تغییر دهد و به اصطلاح او را طبق مدل و الگوی ذهنی خود بسازد. مسأله در همین خواستن هم خلاصه نمی شود بلكه گاهی شخصی به خودش این اجازه را می دهد كه پا را فراتر بگذارد و بر طرف مقابل فشار وارد كند. یعنی می خواهد كه او (همسرش) خودش نباشد، بلكه آدمی باشد كه او می گوید.
كسانی كه این كار را می كنند عمل خود را این گونه توجیه می كنند كه او (همسرشان) باید درست شود باید از این اشخاص پرسید: « چه كسی گفته كه خود تو درستی و او بر خطاست» چطور كسی می تواند ادعا كند كه خودش بر حق است و دیگری بر خطاست؟ آن هم در چه ؟ در تفسیرهای خودش از حق با شیوه ها و سلیقه های شخصی نكته این است كه دو نفر كه اطلاعات ،دانایی و توانایی تسلطشان بر نفس (تقوا) در ردیف یكدیگر است ( یعنی یكی معصوم نیست و آن دیگری انسان نادان آلوده به گناه) هر دو در معرض خطا و صواب هستند. اگر موضوع حق است و نه سلیقه های شخصی باز هم هر كسی از زن و مرد مسؤول كارهای خودش است. ضمن این كه حق معیار خودش را دارد و همه وظیفه شناخت وعمل كردن به آن را دارند. هیچ كس وكیل و وصی حق نیست. كسی كه منادی حق می شود حرفش در دل انسانهای مستعد جا می گیرد.
بعضی ها با بی انصافی و بی صداقتی پشت اسم اسلام و حقیقت سنگر می گیرند و خواسته ها ، سلیقه ها و حتی تربیت آبا و اجدادی خود را به اسم اسلام و حقیقت بر دیگری تحمیل می كنند. این افراد در واقع از اسم حقیقت یا اسلام یك سپر در برابر خواسته های خود ساخته اند تا در مقابل دیگران از خود دفاع كنند. چون معمولاً كسی كه فشار وارد می كند مورد انزجار است. پس می خواهد حقیقت را خرج خود كند. او آن قدرشجاعت ندارد كه بگوید من این طور میخواهم . اگر قرار بر هدایت كسی است می توان او را در شناخت معیارها كمك كرد . دادن شناخت هم با زور و جنجال ممكن نیست. مهم خود فرد است كه بخواهد یا نه.
در زندگی مشترك قرار نیست كه كسی خود را محور حق قرار دهد و بگوید دیگری باید طبق الگوهای من زندگی كند حتی اگر واقعاً بحق باشد. مثلاً «میهمان دوستی» كاری است اخلاقی اگر یكی از طرفین زن یا شوهر خیلی مهمان دوست است باز هم اجازه ندارد آن را بر همسر خود تحمیل كند. می تواند از خودش مایه بگذارد نه از همسرش و فقط می تواند او را راهنمایی كند.این نكته كه انسان ها باید بر محور حقیقت تربیت شوند و منطبق با آن تغییر كنند حرف كاملاً درستی است. اصل ارزش زندگی هم درهمین است. از طرف دیگر انسان ها نمی توانند و نباید نسبت به اصلاح خود جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند. اما نكته این است كه راه اصلاح خود ، جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند . اما نكته این است كه راه اصلاح هدایت است و نه اجبار. هدایت هم دادن شناخت است و باقی ، راه دل. در اینجا زور به كار نمی آید. البته این نكته با اجرای قوانین اجتماعی كه نفع جمع را به دنبال دارد و دولت به عنوان پاسدار قانون موظف به اجرای آن است متفاوت است. این جا حرف از رابطه دو انسان است . در ارتباط با اصلاح شخصی انسان ها خودشان باید بخواهند كه اخلاق حسنه داشته باشند و خود را اصلاح كنند. در این جا زور كاری نمی كند. مثلاً با استفاده از خیلی ابزارها می توان كسی را وادار كرد كه راست بگوید ولی هدف از تربیت فقط راست گفتن نیست، راست گو بودن است و میان این دو تفاوت است. ( رجوع شود به كتاب پیرامون جمهوری اسلامی شهید مطهری).
رابطه صحیح بین دو انسان از تحمیل عقاید یكی بر دیگری حاصل نمی شود. وقتی كسی در زندگی مشترك بنا را بر این بگذارد كه من می خواهم همسرم آن گونه باشد، این گونه نباشد این گونه عمل كند ، آن گونه عمل نكند، این كار را بكند ، آن كار را نكند و …. خواسته های خودش را بر دیگری تحمیل كند در واقع بنای یك رابطه ناسالم را گذاشته است . هر كس (اعم از زن و مرد) باید توجه داشته باشد كه همسر او هم مثل خود او یك انسان است با طرز فكر ، دیدگاه ها ، علایق و سلایق ،باورها و حساسیت های خودش در یك كلمه هر كس یك شخصیت است و هویت خودش را دارد. چطور است كه یكی می خواهد خودش باشد طبق همین اصل باید به دیگری هم اجازه بدهد كه خودش باشد.
زندگی مشترك كه بر محور من قرار گرفت دیگر زندگی مشترك نمی شود می شود زندگی من بر محور منیت خواسته های من ، نیازهای من، حرف من و ….. اگر زوجی هر یك بخواهند همه چیز حول محور خواسته های خودشان شكل بگیرد آن زندگی چه حالتی پیدا می كند؟ این دیگر زندگی شخصی ست كه خواسته هایش را تحمیل می كند و مرگ دیگری و در این صورت اولی هم زندگی نمی كند. نهایت آن هم یا جدایی است و یا هر دو یك راه را در پیش می گیرند كه جنگ است . در هر دو صورت از زندگی مشترك خبری نیست.
اگر كسی حساسیت های خاصی دارد كه بدون رعایت كردن آنها زندگی برایش سخت است باید و باید قبل از ازدواج موافق با این حساسیت ها ،همسرش را انتخاب كند. در غیر این صورت این گونه بودن یا آن گونه بودن همسر او باعث آزار او میشود.
مثلاً اگر كسی همسری برگزیند كه اهل میهمانی و سفر و برو و بیا و بریز و بپاش و خانواده شلوغ ، نمی تواند او را وادار كند كه در خانه ای سوت و كور و ساكت وبی رفت و آمد وفاقد ارتباطات اجتماعی روزگار بگذراند.
دخترها و پسرهایی كه كسی را به همسری قبول می كند با این فكر كه پس از ازدواج او را تغییر می دهند، سخت اشتباه می كنند .زندگی مشترك برای ایجاد فشار و تحمیل كردن خود بر دیگری نیست . خانه میدان جنگ ، رو كم كنی، برد وباخت و … نیست، زندگی مشترك برای آرامش است. قرار است كه خانه محل سكون و آرامش باشد . محلی برای گرفتن فشارهایی كه از بیرون بر فرد وارد شده نه این كه خود محلی برای اعمال و یا تحمل فشار باشد. خانه محل امن است جایی ست كه جسم و جان و عقیده و سلیقه و احساس و باور و شخصیت و هویت و … هر كس در امان باشد ، نه مورد حمله و تجاور. در جنگیدن نمی توان از زندگی لذت برد. زندگی مشترك برای این است كه زن و شوهر از هر لحظهی با هم بودن لذت ببرند. و این حاصل نمیشود مگر اینكه همدیگر را همان طوری كه هستند دوست داشته باشند و بپذیرند.
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: ” اون گربه هه خونس؟”
زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!
سعی لقمان بر این بود كه در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد.
لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت:
فرزندم همیشه شكر خدا را به جای آور، برای خدا شریك قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است.
فرزندم:
اگر عمل تو از خردی چون ذره ای از خردل در صخره های بلند كوه یا آسمانها و یا در قعر زمین مخفی باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخیز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و كیفر آن خواهی رسید.
فرزندم:
نماز را به پای دار! تا ارتباط تو با خدا محكم گردد و از ارتكاب فحشا و منكر مصون باشی و چون به حد كمال رسیدی، دیگران را به معروف و تهذیب نفس و تزكیه روح دعوت و رهبری كن و در این راه در مقابل سختی ها، صبور و شكیبا باش.
فرزندم:
نسبت به مردم تكبر مكن و به دیگران فخر مفروش كه خدا مردم خودخواه و متكبر را دوست ندارد. خود را در برابر ایشان زبون مساز كه در تحقیرت خواهند كوشید، نه آنقدر شیرین باش كه ترا بخورند و نه چندان تلخ باش كه به دورت افكنند.
فرزندم:
در راه رفتن نه به شیوه ستمگران گام بردار و نه مانند مردم خوار و ذلیل، و به هنگام سخن گفتن آهسته و ملایم سخن بگو زیرا صدای بلند، بیرون از حد ادب و تشبه به ستوران - ستوران- است.
فرزندم:
از دنیا پند بگیر و آن را ترك نكن كه جیره خوار مردم شوی و به فقر مبتلا گردی و تا آنجا خود را در بند و گرفتار دنیا نكن و در اندیشه سود و زیان آن فرو مرو كه زیانی به آخرت تو برسد و از سعادت جاودان بازمانی!
فرزندم:
دنیا دریای ژرف و عمیقی است كه دانشمندان فراوانی را در خود غرق كرده است پس برای عبور از این دریا، كشتی از ایمان و بادبانی از توكل فراهم كن و برای این سفر توشه ای از تقوی بیندوز، و بدان و آگاه باش كه اگر از این راه پر خطر برهی، مشمول رحمت شده ای و اگر در آن دچار هلاك شوی به غرقاب گناهانت گرفتار گشته ای.
فرزندم:
در زندان شب و روز زمانی را برای كسب علم و دانش منظور كن و در این راه با دانشمندان همدم و همراه شو و در معاشرت با آنها شرط ادب را رعایت كن و از مجادله و لجاج بپرهیز تا تو را از فروغ دانش خود محروم نسازند.
فرزندم:
هزار دوست اختیار كن و بدان كه هزار رفیق كم است و یك دشمن میندوز و بدان كه یك دشمن هم زیاد است.
فرزندم: دین مانند درخت است. ایمان به خدا آبی است كه آن را می رویاند. نماز ریشه آن، زكات ساقه آن، دوستی در راه خدا شاخه های آن، اخلاق خوب برگ های آن و دوری از محرمات، میوه آن است. همانطور كه درخت با میوه ی خوب كامل می گردد، دین هم با دوری از اعمال حرام تكمیل می شود.
