سال
نو بر همگی شما مبارک...!!

جشن نوروز، روز نخست فروردين ماه، آغاز بهار در روی زمين بر پايهی سنجدهترين (دقيقترين) اندازهگيری اخترشناسی و گاهشماری در جهان است. جشن نوروز بزرگترين و باشكوهترين جشن كهن در همهی شهرپهای (ساتراپهای، ايالات) ايران بزرگ است.
جشن نوروز را
بسياری
از بزرگان گيتی باشكوهترين جشن جهان ناميدهاند و بزرگترين جشن مردمی
ايرانيان است
كه از روزگار بسيار دور برای ما به يادگار مانده است. ريشهی ميتختی
(اسطورهای) آن
را به جمشيد شاه پيشدادی پيوند میدهند، همچنانكه اين جشن تا به امروز به
نام جشن
نوروز جمشيدی آوازهمند است. جشن نوروز از نخستين روز بهار همراه با شكوفه
درختان و
سرسبزی نهاد (طبيعت) همراه با شادی آغاز میشود.








جشن نوروز پر از فرزانش كهن ايرانی است و هنوز جای بسيار برای پژوهش دارد و هر چه گفته شود كم است. اگر به گذشته باز گرديم و آيينهای فراموش شدهای همچون بابانوروز (عمو نوروز)، خواجه پيروز (حاجی فيروز)، پنجه يا بهيزك و... را نيز با آن بيفزاييم، خواهيم ديد كه جشن نوروز بسيار گستردهتر از آن چيزی است كه امروز است.
هفت سين:
يكي ديگر از آيين و پيك نوروزی سفره هفت سين است كه شمار آن از هفت امشاسپندان آيين زرتشت سرچشمه ميگیرد.
برخی میگويند كه هفت سين در آغاز هفت شين بوده و شراب هم بر سر سفره هفت سين میگذاشتند، كه بسيار نادرست است چون شراب واژهای تازی است. برخی هم میگويند هفت چين بوده و ريشهی آن را از چيدن هفت باردان (ظرف) چينی بر خوان نوروز میدانند كه باز نادرست است چون نوروز و هفت سين بسيار پيش از آمدن چينی به ايران برگزار میشد.
دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ريشه واژه هفت سين را از چيدن "هفت سينی" بر خوان نوروزی ميداند كه به آن هفت سينی مي گفتند، كه هفت خوراكی را در سينی میگذاشتند! با گذشت زمان و افتادن "ي" پاياني آن به گونه هفت سين در آمد. به گفته دكتر بهرام فره وشی هنوز هم در برخي از روستاهای ايران اين سفره را، سفره هفت سينی مي گويند.
درباره
چيدن هفت سين نوشتار زير را از دكتر ناصر انقطاع بخوانيد:

















در اينجا يادآوری میشود كه:








سماق معرب سماك پارسی است
سنبل به پارسی خوشه میشود
سكه به پارسی تَنكه يا سِتر يا سيكو میشود. كه به ديدگاه من سكه معرب همان سيكو پارسی است. ولی بر پايهی گفته دكتر ناصر انقطاع تنها سين آغازين آن شوند (دليل) هفت سين بودن آن نمیشود.
نشان سالگشت (تحويل سال):
بر سفره هفت سين تخم مرغ را روي آينه مي گذارند يا برگ سبز و نارنج را در كاسه آب مي اندازند و گويند هنگام سالگشت تخم مرغ يا برگ سبز و نارنج تكان خواهند خورد.
زرتشتيان و یا ایرانیان کهن در نخستين بامداد نوروز در كنار چهارچوب پايين در ورودی خانه اندكی آويشن ميريزند كه نشان برپايی جشن در آن خانه است.
زرتشتيان در نخستين روز سال نو به نيايشگاه مكان زندگی خود می روند تا سال نو را با همبستگی با يكديگر و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز نمايند و سپس مانند هر ايرانی ديگر به ديدار بزرگان، خويشاوندان و آشنايان ميروند








فردوسی دربارهی جشن نوروز چنين میگويد:
به جمشيد بر،
گوهر
افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو
هرمز و
فروردين
بر آسوده از رنج، تن دل، زكين
بزرگان به
شادی
بياراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنين
روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان يادگار
بياييد همانند هر سال در كنار آرامگاه پدر ايران، كورش بزرگ، گرد هم آييم و با آرامش و شادی جشن كهن نوروز را آنجا برگزار كنيم. كورش ما بيداريم!
بر پايهی پژوهشهای دكتر بهرام فره وشی و دكتر ناصر انقطاع چه زيبا و به جا است كه سكه و سماور و به ويژه ماهی قرمز را از سفرههای هفت سين ايرانی بزداييم و ارزش مينوی (معنوی) سفرهی هفت سين كهن ايرانی را پاس داريم!








در پايان يادتان باشد كه
تجارت ماهی قرمز مدت هاست كه در دوره زمانی ١٥ اسفند تا ١٥ فروردين شكل میگيرد، تجارتی كه محصول آن هيچ ريشهای در تاريخ باستانی نوروز ايرانی ندارد.
هشتاد سال پيش به همراه ورود چايی به ايران ماهی قرمز نيز كه سمبل سال نو چينی است به سفره های هفت سين مراسم جشن نوروز ما وارد شد غافل از اينكه در سال نو چينی ماهی قرمز را رها ميكنند تا زندگی جريان يابد و ما ماهی را اسير تنگ بلورين ميكنيم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هايمان و باروری زمين هر روز او را به مرگ نزديك و نزديك تر كنيم.
جالب است بدانيد در هيچ كدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جايگاهی ندارد، در ميان رسوم زرتشی در سفره جشن نوروز انار به نشانه باروری و عشق و يا سيب سرخ درون ظرف آب رها ميشود تا عشق و باروری همچنان پاينده بماند. اگر ايرانی ها ميدانستند كه ماهی قرمز هيچ ريشه تاريخی در سفره هفت سين ندارد به جای پرداخت برای خريد و قتل ماهی های قرمز به بهانه جشن نوروز، سيب قرمز یا انار را در آب رها ميكردند كه ريشه در تاريخ اين ديار دارد.
هر سال در روزهای جشن نوروز ٥ ميليون قطعه ماهی ميميرند. ٥ ميليون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سين، به خاطر هيچ، و عجيب نيست اگر بدانيم در صورتيكه ايرانی ها از خريد ماهی قرمز منصرف شوند اين تجارت سياه روزی پايان خواهد يافت. عجيب نيست اگر باور كنيم سيب سرخ يا انار همان سرخی هفت سين ايرانی ست كه ريشه در تاريخ چند هزار ساله سنت ما دارد.
عجيب نيست اگر تابلوی معروف هفت سين كمال الملك را در كاخ گلستان به تماشا بنشينيم و ببينيم كه او نيز ماهی قرمز را ميان سفره هفت سينش طراحی و نقاشی نكرده است.







بهار آمد تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد
بهار آمد که دل آرام گیرد / ز درد و قصه ها فرجام گیرد
بهار 1389
بر شما مبارک

خداوندا در این سالی كه در
پیش است
نمی دانم چه تقدیری
مرا
فرموده ای ؛ لیكن
در آغاز طلوع روشن
سالی ؛ كه
می آید
كمك كن تا رها سازم ز خود
من كوله بار یك هزار
و سیصد
وهشتاد و هشت افسوس
هزار و سیصد وهشتادو
هشت اندوه
خدایا مهربانم كن
تو
چشمان مرا با نور
خود بگشا
تو لبخند رضایت را عطایم كن
بفهمان زندگی زیباست
خداوندا
؛ تو راه
سبز ایمان
را نشانم ده
تو نیكی پیشه ام فرما
كه راه حق صبورانه
بپیمایم
و هرگز من نباشم از زیانكاران
رفیقا ؛ مهربانا ؛
عاشقم فرما
مرا در شط پر مهر
گذشتت ؛ شست
و شویم ده
تو پاكم كن ؛ قرارم
ده
كریما ؛ دست های گرم
و لبخندی
عطایم كن
تو ای نزدیك تر از من به
من
اینك مرا دریاب
پناهم ده
عزیزا ؛ پاسدار حرمت
هر لحظه ام فرما
تو ذكرت را عطایم كن
كه با
یادت دلم
آرامش یابد
حبیبا قدردان خوبی ام فرما
تو گرداننده دل ها و
چشمانم
تو ای تدبیر بر هر
روز و هر
شامم
تو چرخاننده احوال این
دنیا
بگردان حال من را
سوی آن حالی
كه می دانی
تو آرامش عطایم كن
تو ای
آموزگار پاك
خوبی ها
تو راه مهرورزی را
نشانم ده
بگیر این دست تنهای مرا در
دست پر مهرت
طبیبا ؛ ای كه نامت
مرهم دردم
شفایی مرحمت فرما
تو را می خوانمت
اینك
اجابت كن مرا ای
منتهای راه
رهجویان
تو بر مینای این هستی
رضا بودن عطایم كن
كه من
همراه هر سختی
بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را
خدایا مزه پاك عطش
را بر لبان
تشنه ام بنشان
بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب
روحانی
مرا مست می جام
حضورت كن
برای محو تاریكی
بسوزان جهل من را
شعله ام گردان
مرا در
این زمان پر
شر و غوغا
در اين سرمای پر سوز و سكوت
سایه های سرد یاری
كن
و با تدبیر پر مهرت
سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز
ساقی
هدیه ام فرما
خداوندا
نمی
دانم چه تقدیری
مرا
فرموده ای اما
برای مردمان خوب این
وادی
عطا فرما
هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزار و سیصد و هشتاد
بهروزی
هزار و سیصد و هشتاد
و نه
لبخند زیبا را
عطا فرما عطافرما





