


ادامه را ببینید
در اين ديدار دكتر گورابي رئيس پژوهشگاه رويان، گزارش از آخرين دستاوردهاي علمي اين پژوهشگاه از جمله توليد نخستين حيوانات تراريخته (ترنس ژن) در كشور و منطقه ارائه كرد. نخستين حيوانات ترنس ژن در تاريخ 19 دي ماه امسال در مجتمع تحقيقاتي جهاد دانشگاهي متولد شدند.







ادامه را ببینید

روزی با
عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. در رستوران محل دنجی را انتخاب
کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر
برنامه ریزی کنم.
فیله ماهی آزاد با
کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای
رژیمی می خورید؟ ... نه
! نوت بوکم را باز کردم
که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:
- عمو... میشه کمی
پول بهم بدی؟
- نه کوچولو، پول
زیادی همراهم نیست.
- فقط اونقدری که
بتونم نون بخرم
...
- باشه برات می خرم.

صندوق پست الکترونیکی
من پُر از ایمیل بود. از
خواندن شعرها،
پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم.
صدای موس قی یادآور
روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.
- عمو .... میشه بگی
کره و پنیر هم بیارن؟
آه، یادم افتاد که
اون کوچولو پیش من نشسته.
- باشه ولی اجازه بده
بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای
پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کند.
وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.
بذار بمونه. برایش نان و یک غذای
خوش مزه بیارید.
آنوقت پسرک روبروی من
نشست.

- عمو ... چیکار می
کنی؟
- ایمیل هام رو می
خونم.
- ایمیل چیه؟
- پیام های
الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.
متوجه شدم که چیزی
نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:
- اون فقط یک نامه
است که با اینترنت فرستاده شده
- عمو ... تو اینترنت
داری؟
- بله در دنیای امروز
خیلی ضروریه
- اینترنت چیه عمو؟

- اینترنت جائیه که
با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار، موسیقی، ملاقات با مردم،
خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همۀ این ها وجود دارن ولی در یک
دنیای مجازی.
- مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی
ساده و خالی از ابهام
بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.
- دنیا مجازی جائیه
که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست.
رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.
- چه عالی. دوستش
دارم..
- کوچولو فهمیدی
مجازی چیه؟
- آره عمو. من توی
همین دنیای مجازی زندگی می کنم.
- مگه تو کامپیوتر
داری؟

- نه ولی دنیای منم
مثل اونه ... مجازی:
مادرم تمام روز از
خونه بیرونه.. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.
وقتی برادر کوچیکم از
گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می
خوریم
پدرم سالهاست که
زندانه
و من همیشه پیش خودم
همۀ خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم. یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب
بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر بزرگی بشم.

- مگه مجازی همین
نیست عمو؟!
قبل از آنکه اشکهایم
روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.
صبر کردم تا بچه
غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را پرداختم. من آن روز
یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را همراه با این
جمله پاداش گرفتم:

- ممنونم عمو، تو
معلم خوبی هستی.
آنجا، در آن لحظه، من
بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم.
ما هر روز را در حالی
سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع حقیقی و بی رحم زندگی توسط
مـَجازها ، عاجزیم.
زندگی ما آدمها، از آجرهایی ساخته میشود که اسمش را زمان میگذاریم. اگر بتوانیم این آجرها را مرتب روی همدیگر بگذاریم و از آنها یک ساختمان باشکوه بسازیم، زندگیمان از این رو به آن رو خواهد شد. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که حوصلهتان از هدر دادن وقتی که دارید، سر رفته باشد. به قول متخصصان موفقیت، درست عمل کردن به برنامههایی که طراحی میکنیم، باعث اعتیاد به پیشرفت در ما میشود. اصلا باعث میشود حالمان خوب و خوبتر شود و این ماجرا، همینطور ادامه داشته باشد.

تماشای تلویزیون را کمتر و کمتر کنید.
چه خبر است همهاش پای
تلویزیون نشستهاید؟ تلویزیون آدم را جادو میکند و یکی از سارقان
بالقوه و در بیشتر مواقع بالفعل وقت ماست. با این تماشا کردنها،
چه چیزی به ما اضافه میشود؟ سوادمان بیشتر میشود، پول بیشتری
درمیآوریم، مطالعه بیشتری میکنیم یا...؟ البته تماشای بعضی از
برنامههای تلویزیون میتواند باعث پیشرفت ما شود، اما بهتر است
این برنامهها را از قبل انتخاب کنیم و همینجوری برای وقتگذرانی
پای گیرندههايمان ننشینیم.

هنر نه گفتن داشته باشید.
برنامهای ریختهاید،
میخواهید اجرا کنید، دوستان و همکاران میآیند و از شما
درخواستهای مختلف دارند. قبول میکنید یا نه؟ اگر آدم محکمی
نباشید، قبول میکنید و خودتان را به دردسر میاندازید. اما اگر به
برنامهتان ایمان داشته باشید و آدم محکمی هم باشید، خیلی
محترمانه و مودبانه و دلجویانه، یک "نه" زیبا تحویل طرفتان میدهید
و خودتان را خلاص میکنید.

فقط به زمان حال عشق بورزید.

زمانهای مرده را دریابید.

1- زياد ماهي مي خورند
در ميان منبع هاي پروتئين، ماهي يکي از مهم ترين ها است. به باور ژاپني ها، گوشت قرمز به مقدار چشم گيري گران است و فايده چنداني براي بدن ندارد. اما ماهي هم ارزان تر است و هم سالم تر.به خاطر داشته باشيد در ژاپن تنها ماهي سرخ شده خورده نمي شود و ماهي با روش هاي زيادي پخته مي شود مثل ماهي تنوري، کبابي، آب پز و...به غير از همه ي اين ها زنان ژاپني باور دارند پوست ماهي براي زيبايي و شادابي پوست بسيار مفيد است.
2- به سويا خوردن عادت دارند
سويا در رژيم غذايي ژاپني ها بسيار پيدا مي شود. مخصوصا از زماني که بررسي ها نشان داده اند که چربي موجود در گوشت و لبنيات، کلسترول را بالا مي برد، ژاپني ها به خوردن بيشتر پروتئين گياهي که اثر عکس دارد، تشويق شده اند.سس سويا، توفو و ناتو (دانه سوياي مخلوط شده با تخم مرغ خام روي برنج) يکي از حاشيه هاي اصلي ميز غذاي ژاپني ها است.
3- آرد گندم و گندم سياه به هاضمه شان کمک مي کند ميزان مصرف نشاسته و آرد سفيد در ژاپن زياد نيست.
ظرف غذاي ژاپني ها رشته ي ژاپني ها از نشاسته درست نمي شود بلکه از آرد گندم درست مي شود؛ البته هم آرد گندم سفيد و هم سياه که هر دوي آن ها نسبت به نشاسته، سالم تر هستند. شايد بگوييد بخش عمدهاي از غذاي ژاپني ها برنج است اما اگر دقت کنيد مي بينيد شايد آن ها در وعده هاي غذايي خود هميشه برنج داشته باشند اما ميزان برنجي که مي خورند بسيار کم است.
4- در ظرف هاي کوچک غذا مي خورند
وعده غذايي ژاپني ها تقريبا يک چهارم غذاي اروپايي ها است. هر چند شما ظرف هاي زيادي روي ميزهاي آن ها مي بينيد اما غذاي کمي در آن ها است و يکي از يکي سالم تر است.
5- اهل چاي سبزند
در آخر هم اين که ژاپني ها به چاي سبز ارادت خاصي دارند. اين چاي به دو صورت سرد و گرم آماده مي شود و خيلي اثرات مثبت دارد. ميزان کافئين چاي، نصف قهوه است، چاي سبز به هضم چربي کمک مي کند، مخصوصا زماني که سرخ کردني ميل کرده ايد.
اين پنج راز به شما مي گويد که چرا ژاپني ها خيلي سلامت هستند و طول عمر بالاتري نسبت به ديگران دارند.




