* كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند.
* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.
زمان در فرصتهای توسعه
قطار زمان درجهان سوم گریزپاست
http://www.camp5museum.org/media/photos1/train1.jpg
* كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند.
* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.


در سال ۱۳۵۲ سازمان ملل درصدد بود یك قطب صنعتی قوی در آسیا دایر كند. برای این منظور ایران و كره جنوبی نامزد شدند. كارشناسان برنامه ریزی ۱۲ شاخص را در نظر گرفتند و به مقایسه پرداختند. كشور ایران در شاخص های فضای حیاتی، یعنی محل زندگی ۳ برابر از كره برتر بود. شاخص دوم؛ مصرف كاغذ و نوشت افزار سرانه ایرانیها ۲ برابر كره ایها بود. شاخص سوم؛ درصد باسوادی مردم به همت آمار كلاسهای اكابر ۴ برابر كره ای ها، گزارش شده بود. شاخص چهارم؛ مصرف پروتئین حیوانی و تنوع مواد غذایی ایران از حجم بیشتر و تنوع گسترده تری برخوردار بود. در شاخص پنجم ایران از نظر تعداد پزشك و سلامت و بهداشت از كشورهای مطرح دنیا بود و با كره اصلاً قابل مقایسه نبود. شاخص ششم، نسبت جمعیت به تعداد تخت بیمارستان بود، كشور ما ۴ برابر نسبت به كره برتری داشت. شاخص هفتم، مصرف پوشاك بود كه ایرانیان باز هم نسبت به كره ای ها پرمصرف تر بودند. شاخص هشتم، پشتوانه مالی جهت سرمایه گذاری خارجی بود كه كره ای ها فاقد سرمایه های معدنی، نفت و گاز و … بودند و ایران دومین صادركننده نفت در زمان خود بود. شاخص نهم، آموزش فنی و حرفه ای در سطح كشور بود زیرا قطب صنعتی به نیروی كارگر، تكنسین و مهندسین فنی نیاز دارد. كره ای ها ۳۶ درصد مدارس و دانشگاههای خود را به رشته های فنی اختصاص داده بودند، در حالی كه در ایران تنها ۲ درصد داوطلب در هنرستان ها و دانشگاهها جذب بخش های فنی شده بودند. شاخص دهم، مصرف سرانه انرژی برحسب بخشهای صنعتی، كشاورزی و خدمات بود كه علیرغم مصرف بالای برق در جامعه ایران، مصرف برق صنعتی در كره ۲ برابر ایران بود. شاخص های دیگری هم مطرح بود كه به بحث ما كمكی نمی كند لذا به تحلیل همین تعداد بسنده می كنیم. سازمان ملل در نهایت، فرهنگ كاری دو كشور را ارزیابی كرده و متوجه شد ایرانیان طالب یقه سفید هستند. یعنی كارمندی و پزشكی اما كره ای ها طالب یقه آبی یعنی كارگری و صنعتگرند. در ایران تأمین نیروی انسانی برای صنعت مشكل است یعنی تبدیل ۲درصد هنرجو به ۳۶ درصد، پنج سال كار تبلیغی و پنج سال آموزش می برد، لذا زمان را از دست می دهند. نژاد زرد، قانع وكم مصرف است و ژاپنی ها در تفاهم ملی سریعاً هماهنگ می شوند بطوری كه كارشناس سازمان ملل می گوید: كارگران ژاپنی اعتصاب كرده بودند، شب هنگام مشاهده كردم كه در حال اضافه كاری هستند. پرسیدم: این چه جور اعتصابی است، از روی ترس است یا نمایش خیابانی. جواب دادند: اعتصاب ما امروز بخاطر اهداف سیاسی بود اما اكنون اضافه كاری می كنیم تا تولید كشورمان از آمریكایی ها عقب نیفتد. این طرز فكر توانست موفقیت آنها را طی دهه گذشته تضمین كند. براساس گزارشهای سازمان ملل، نهایتاً كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند. اما ایرانی ها توسعه صنعتی را برای جایگزین واردات می خواستند و این نمی توانست اهداف استراتژیك توسعه صنعتی را تأمین كند و سرمایه های جهانی را افزایش دهد.


* كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند.
* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.
زمان در فرصتهای توسعه
قطار زمان درجهان سوم گریزپاست
http://www.camp5museum.org/media/photos1/train1.jpg
* كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند.
* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.


در سال ۱۳۵۲ سازمان ملل درصدد بود یك قطب صنعتی قوی در آسیا دایر كند. برای این منظور ایران و كره جنوبی نامزد شدند. كارشناسان برنامه ریزی ۱۲ شاخص را در نظر گرفتند و به مقایسه پرداختند. كشور ایران در شاخص های فضای حیاتی، یعنی محل زندگی ۳ برابر از كره برتر بود. شاخص دوم؛ مصرف كاغذ و نوشت افزار سرانه ایرانیها ۲ برابر كره ایها بود. شاخص سوم؛ درصد باسوادی مردم به همت آمار كلاسهای اكابر ۴ برابر كره ای ها، گزارش شده بود. شاخص چهارم؛ مصرف پروتئین حیوانی و تنوع مواد غذایی ایران از حجم بیشتر و تنوع گسترده تری برخوردار بود. در شاخص پنجم ایران از نظر تعداد پزشك و سلامت و بهداشت از كشورهای مطرح دنیا بود و با كره اصلاً قابل مقایسه نبود. شاخص ششم، نسبت جمعیت به تعداد تخت بیمارستان بود، كشور ما ۴ برابر نسبت به كره برتری داشت. شاخص هفتم، مصرف پوشاك بود كه ایرانیان باز هم نسبت به كره ای ها پرمصرف تر بودند. شاخص هشتم، پشتوانه مالی جهت سرمایه گذاری خارجی بود كه كره ای ها فاقد سرمایه های معدنی، نفت و گاز و … بودند و ایران دومین صادركننده نفت در زمان خود بود. شاخص نهم، آموزش فنی و حرفه ای در سطح كشور بود زیرا قطب صنعتی به نیروی كارگر، تكنسین و مهندسین فنی نیاز دارد. كره ای ها ۳۶ درصد مدارس و دانشگاههای خود را به رشته های فنی اختصاص داده بودند، در حالی كه در ایران تنها ۲ درصد داوطلب در هنرستان ها و دانشگاهها جذب بخش های فنی شده بودند. شاخص دهم، مصرف سرانه انرژی برحسب بخشهای صنعتی، كشاورزی و خدمات بود كه علیرغم مصرف بالای برق در جامعه ایران، مصرف برق صنعتی در كره ۲ برابر ایران بود. شاخص های دیگری هم مطرح بود كه به بحث ما كمكی نمی كند لذا به تحلیل همین تعداد بسنده می كنیم. سازمان ملل در نهایت، فرهنگ كاری دو كشور را ارزیابی كرده و متوجه شد ایرانیان طالب یقه سفید هستند. یعنی كارمندی و پزشكی اما كره ای ها طالب یقه آبی یعنی كارگری و صنعتگرند. در ایران تأمین نیروی انسانی برای صنعت مشكل است یعنی تبدیل ۲درصد هنرجو به ۳۶ درصد، پنج سال كار تبلیغی و پنج سال آموزش می برد، لذا زمان را از دست می دهند. نژاد زرد، قانع وكم مصرف است و ژاپنی ها در تفاهم ملی سریعاً هماهنگ می شوند بطوری كه كارشناس سازمان ملل می گوید: كارگران ژاپنی اعتصاب كرده بودند، شب هنگام مشاهده كردم كه در حال اضافه كاری هستند. پرسیدم: این چه جور اعتصابی است، از روی ترس است یا نمایش خیابانی. جواب دادند: اعتصاب ما امروز بخاطر اهداف سیاسی بود اما اكنون اضافه كاری می كنیم تا تولید كشورمان از آمریكایی ها عقب نیفتد. این طرز فكر توانست موفقیت آنها را طی دهه گذشته تضمین كند. براساس گزارشهای سازمان ملل، نهایتاً كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند. اما ایرانی ها توسعه صنعتی را برای جایگزین واردات می خواستند و این نمی توانست اهداف استراتژیك توسعه صنعتی را تأمین كند و سرمایه های جهانی را افزایش دهد.
بعدها چین، برزیل، مكزیك و مالزی به اشكال دیگری سعی كردند قطبهای صنعتی ایجاد كنند اما امروزه چین موفق ترین شكل توسعه صادرات را دارد و گوی رقابت را ربوده است. حركت آهسته و پیوسته مانع فروپاشی آن شد و تولید ارزان و سیاست درهای باز، تولید ناخالص ملی، این كشور را در دنیا به جایگاه دوم جهانی رسانده است. ماهاتیرمحمد، الگوی موفق مدیریت توسعه صادرات زمانی كه كارگران كشورش راهپیمایی كردند و خواستار افزایش دستمزد شدند در جمع آنها حاضر شد و گفت: چین در روبروی شما منتظر جذب سرمایه هاست افزایش حقوق در نهایت به زیان شماست، لذا كارگران به محل كار خود بازگشتند. توسعه در مالزی توسط نخست وزیر این كشور براساس شاخص های زیر شكل گرفت:
۱ـ انتخاب مدیران كارآفرین جهت از دست ندادن فرصت و صرف وقت جهت آموزش مدیران.
۲ـ برنامه استراتژی توسعه برمبنای عزم ملی و سیاسی متناسب با منافع كشور تنظیم شد.
۳ـ سیستمی قانونگرا و نظم پذیر ایجاد شد، اگرچه در پاره ای مواقع این سیستم اشكالاتی پیدا می كرد اما اعتماد به سیستم خدشه دار نمی شود و عزم ملی بهبود سیستم است نه تخریب و اغتشاش. امروز برای اكثریت مردم مالزی ثابت شده كه فرآیند اجرای هرالگوی اقتصادی، نابسامانی دارند و باید تحمل كرد تا فعالیتهای انسانی متناسب با ظرفیتها شكل بگیرد و افراد توانا برای رسیدن به مسابقه تند و تیز اقتصادی كه سراسر جهان را فراگرفته، در خط مقدم مدیریت ها قرارگیرند. ماهاتیر محمد وقتی مدیریتی دچار لغزش می شود، می گرید و از اینكه خواسته های كوچك مدیران مانع دیدن اهداف بزرگ كشور شده غصه می خورد، زیرا می داند مدیری برای رسیدن به اهداف شخصی، زمان رسیدن به پیروزی بزرگ را از جامعه گرفته است. او معتقد است برنامه توسعه او نباید زمان را تلف كند و در برنامه خود استراتژی استفاده از فرصتهای جهانی را به حداكثر و محدودیتها را به حداقل كاهش دهد تا در آینده كشوری ثروتمند، توسعه یافته و الگویی موفق باقی گذارد. تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید. امروز كاربران كامپیوتر در كشورهای توسعه یافته شرقی بیشتر از غرب هستند و كامپیوتر ابزاری است كه در این مسابقه به آنها امكان رقابت بیشتر را می دهد. به عنوان مثال: ژنرال دوگل معتقد بود، فرانسه باید هواپیمای كنكورد را بسازد و كارشناسان فرانسوی ایرباس را توصیه می كردند. امروز پس از سالها موفقیت ایرباس و شكست كنكورد نشان می دهد فرانسه زمان را از دست داده و سرمایه گذاری در هواپیماسازی را به شكست رسانده است، لذا انتخاب استراتژی درست حساس و ضروری است. درواقع در این مسابقه وقت استراحت پیش بینی نشده و زمان لحظه به لحظه محاسبه شده است.
http://www.iran-newspaper.com/1381/810313/html الگوی صحیح مصرف در جامعه منتظر
محمد آقایی پر
اكنون كه در سال اصلاح الگوی مصرف قرار داریم ضروریست تا برنامه ریزان كشور بجای صدور بخشنامه های فرمایشی غیر قابل اجرا در منابع دین مترقی اسلام تحقیق كرده و با افق قرار دادن جامعه پیشرفته مهدوی الگوهایی را بیابند تا در جامعه ای كه ریشه های مذهبی آن از هر اهرمی قوی تر است این الگوها هر چه سریع تر به فرهنگی اسلامی تبدیل شوند كه از یك جامعه مدعی زمینه سازی ظهور انتظار می رود.

از دیدگاه بسیاری از علمای اسلام فقط دو شخص موفق می شوند كه بهترین نوع حكومت را كه احكام آن برخاسته و مبتنی بر آموزه های الهی است، در جامعه تشكیل دهند، این دو كسانی نیستند جز پیامبر اكرم حضرت محمد مصطفی (ص) و امام عصر حضرت بقیة الله الاعظم (عج).

با نگاه به تاریخ 1400ساله گذشته نیز این دیدگاه به روشنی قابل اثبات است بطوریكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دین اسلام آغاز شد و چیزی نگذشت كه در اندك زمانی نه تنها موضوع امامت و دستاوردهای غدیر خم به باد فراموشی سپرده شد بلكه دختر پیامبر نیز به عنوان اولین قربانی معصوم راه امامت به شهادت رسید.

حتی موضوع بدینجا هم ختم نیافت و علاوه بر ظلم های رفته به امام علی و امام حسن علیهم السلام در دهه ششم هجری انحطاط در جامعه كار را به جایی رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسین (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 یارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظیر مظلومیت آن واقعه قابل تكرار نیست.

تامل در این مصیبتها به روشنی اثبات می كند كه حتی نزدیك ترین حكومتها به دوران نبوت پیامبر اكرم نیز از اجرای قوانین الهی یا ناتوان بودند و یا سرباز زدند چراكه در گام نخست برخی از اساسی ترین احكام الهی را نادیده گرفته یا تحریف كردند كه موضوع امامت و ولایت از مهمترین آنهاست.

با این نگاه وقتی به تاریخ نظر كنیم در می یابیم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد بلكه با عمیق تر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنیای اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجامید و در نهایت تقدیر الهی را در امام دوازدهم بر غیبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشری در اعمال و رفتار خود برای نیل به جامعه فاضله بنگرد و نیز زمین از بقیة الله خالی نباشد.

حال اگر این دیدگاه را بپذیریم كه فقط پیامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا ساختن حكومت عدل الهی مبتنی بر آموزه های وحیانی می شوند باید سایر حكومتها را در دو قالب دیگر دسته بندی كنیم.

دسته اول حكومتهایی هستند كه خود را اسلامی می خوانند و بر پایه دریافتهای خود از دین اسلام به وضع قوانین پرداخته و باری به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمین حكم می رانند كه تاریخ اسلام این نوع حكومتها را فراوان دیده است.

دسته دوم نیز حكومتهایی هستند كه الگوی حكومتی خود را شیوه حكمرانی پیامبر و سیره نبوی و منابع منتسب به ائمه معرفی كرده و افق نگاهشان در ترسیم قوانین و حركت رو به تعالی جامعه را جامعه مهدی موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمینه ساز ظهور معرفی می كنند و كلیه امور را در بینابین جامعه نبوی و جامعه آرمانی مهدوی مدیریت می كنند و سعی دارند نیم نگاهی هم به پیرامون خود داشته و پیشرفتهای سایر ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.

به اذعان علمای معاصر ، انقلاب اسلامی ایران جزو دسته دوم از این تقسیم بندی است چراكه بنیانگذار آن حتی بسیار پیش‌تر از پیروزی انقلاب در اعلامیه های بیشمار و سخنرانی های گوناگون مسیر حركت انقلاب اسلامی را اتصال به حكومت عدل گستر مهدوی اعلام و ترسیم كرده است.
و پس از پیروزی انقلاب نیر مدام بر این راهبرد پای فشرده و طراحی قوانین و ساختار حكومت را برپایه همین تدبیر در قالب جمهوری اسلامی خواستارشده است كه این امر در سه دهه گذشته نیز در راستای این برنامه راهبردی ادامه پیداكرده است.

اكنون با این مقدمه به این نتیجه می رسیم كه به موازات فراموشی و غفلت از بسیاری از اصول و احكام اسلامی در سده‌های گذشته موضوع مهم چگونگی مصرف نعمات خدادادی نیز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامین الاهی نیز در این زمینه كمرنگ شده اند.

حال اگر بخواهیم در جامعه كنونی یكی از این احكام فراموش شده را دوباره احیا كنیم باز فرصتی به اندازه تاریخ وقوعش را نیازمندیم ، چراكه بایستی یك فرهنگ عوض شود و كار تبدیل یا تعویض و یا ارتقاء یك فرهنگ صد البته كار یكسال و دوسال نیست.

رهبر انقلاب اسلامی ایران با درك این واقعیت كه هم اینك موضوع مصرف نعمات خداوندی در مرحله ای از خروج از الگوهای اسلامی و احیاناً بحران مصرف روبروست سال جاری را به عنوان سال الگوی مصرف نامیدند تا در این سال به این موضوع نگاه جدی‌تری انداخته شود.

با تدبر در نوع تقسیم بندی ای كه از نظر گذشت بایستی به ناچار در حكومت مدعی به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعریفی از مصرف و استخراج مجدد الگوهای آن از منابع اسلام باشیم.

در این راستا منابع اسلامی شامل قرآن كریم ، سیره نبوی و علوی و احادیث ائمه معصومین(ع) به عنوان سرفصل هایی برای استخراج الگوهای مصرف باید مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرند.

البته این نباید بدان معنی باشد كه به صورت سطحی نگرانه به موضوع نگاه شود و احیاناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگی به دین مترقی اسلام ضربه زده شود بلكه باید با انطباق احكام نبوی و فرامین ائمه و نیز رجوع به مفاهیم و راهكارهای متعالی قرآن كریم شیوه های صحیح و نوین برای جامعه استخراج نمائیم و در عین حال نیز افق نگاهمان به نقطه تعالی و پیشرفته بشر كه جامعه آرمانی مهدویست نیز باشد و تمامی برنامه هایمان در توازن با این افق استخراج و طرح ریزی شوند كه در این صورت توفیق حقیقی را به همراه خواهد داشت.

در اینجا به چند نمونه از دستورات اسلامی مرتبط با الگوی صحیح مصرف كه از همین منابع پیش گفته استخراج شده می پردازیم.

قرآن كریم در وجوه مختلف و دفعات قابل تاملی به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و در سوره اعراف آیه 31 می فرماید:
یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿۳۱﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مكنید كه او اسراف‌كاران را دوست نمى‏دارد.

و یا در سوره اسراء در آیات 26 و 27 می فرماید:
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا ﴿۲۶﴾
و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگیرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن
إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿۲۷﴾

چرا كه اسراف‌كاران برادران شیطان هایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است
در حقیقت امام حسن عسگری نیز بر همین اساس در نامه ای به یكی از شیعیان او را به توانگری بشارت داده و توصیه كرده اند:

بر تو با به میانه روی و اعتدال و بر حذر باش از اسراف ، زیرا این عمل از كارهای شیطان است.

همچنین روزی پیامبر اكرم (ص) از محلی می گذشت ، ناگاه حضرت یكی از یاران خود بنام سعد را دید كه در حال وضو گرفتن است ولی برای این فریضه اسلامی آب زیادی را مصرف می كرد ، پس حضرت به وی فرمود: ای سعد چرا اسراف می كنی؟
سعد گفت: یا رسول اله در آب وضو نیز اسراف است؟
و پیامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاری هم استفاده كنی !

همچنین امام نخست شیعیان در حدیثی می فرمایند: هركه ثروتی دارد مبادا آن را تباه كند زیرا صرف كردن بی مورد آن ریخت و پاش و اسراف است، این كار اورا در بین مردم كوته بین بلند آوازه می كند اما در نزد خداوند بی مقدار است.

رسول اكرم نیز در حدیثی دیگر می فرمایند: نشانه مصرف چهار چیز است: به كارهای باطل می نازد ، آنچه را فراخور حالش نیست می خورد ، در كارهای خیر بی رغبت است و هركس را به او سودی نرساند قبول ندارد.

منابع سرشار اسلامی لبریز از چنین احكام راهگشایی است كه اگر برنامه ریزان كشور و طراحان الگوهای مصرف در بخش های مختلف بدان رجوع نمایند می توانند مترقی ترین الگوها را نه تنها برای جامعه ایران اسلامی بلكه برای كل ملتهای مسلمان و جامعه بشری طراحی نمایند.

اكنون كه در سال اصلاح الگوی مصرف قرار داریم ضروریست تا برنامه ریزان كشور بجای صدور بخشنامه های فرمایشی غیر قابل اجرا در منابع دین مترقی اسلام تحقیق كرده و با افق قرار دادن جامعه پیشرفته مهدوی الگوهایی را بیابند تا در جامعه ای كه ریشه های مذهبی آن از هر اهرمی قوی تر است این الگوها هر چه سریع تر به فرهنگی اسلامی تبدیل شوند كه از یك جامعه مدعی زمینه سازی ظهور انتظار می رود.

http://www.zerotime.org/vdcfimdyaw6dc.giw.html
 نگاشته شده توسط امير قربانی در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 3:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET