ازاینرو بهتر است بدانیم توجه به نكاتی كه میتواند در یك فهرست همیشگی جلوی چشمان ما باشد، براحتی میتواند به ما در كنترل سیستمهای گرمایشی و بهینهسازی مصرف انرژی در فصل سرما یاری رساند.
پوشیدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتی است كه باعث میشود تا بدن شما نیاز كمتری به افزایش دما در طول روز داشته باشد، شما میتوانید با تنظیم شعله بخاری و تنظیم دمای آبگرمكن و پكیج متناسب با نیاز حرارتی فضای خانه از اتلاف انرژی جلوگیری كنید.
با آغاز فصل سرما توجه خانوادهها به كنترل سیستمهای تهویه و گرمایشی منزل بیشتر میشود، چرا كه نیاز به افزایش راندمان این وسایل از ضروریات كنترل مصرف انرژی بوده كه بهسادگی از كنار آن نمیتوان گذشت.

پوشیدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتی است كه باعث میشود تا بدن شما نیاز كمتری به افزایش دما در طول روز داشته باشد، شما میتوانید با تنظیم شعله بخاری و تنظیم دمای آبگرمكن و پكیج متناسب با نیاز حرارتی فضای خانه از اتلاف انرژی جلوگیری كنید.
استفاده از پردههای ضخیم جهت كاهش اتلاف حرارتی از پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز به شما این امكان را میدهد كه از انرژی خورشید تا حد امكان استفاده كنید، چرا كه انرژی خورشید به عنوان منبع انرژی تجدیدشونده همواره در اختیار شماست.
بهتر است با آغاز فصل سرما درزهای درها و پنجرهها را بازرسی كنید. استفاده از نوارهای درزگیر جهت هوابندی درزهای پنجرهها و درهای ورودی منزل تاثیر بسیار زیادی در جلوگیری از خروج هوای گرم و ورود هوای سرد دارد.
1. هر پیشرفتی از یك فلسفه تاریخ تغذیه میكند كه بدون آن یك نوع صورت گرایی بدون محتوا خواهد بود؛ یعنی اگر كسی پیشرفت را بدون فلسفه تاریخ مربوط به آن بپذیرد، فقط یك كار تقلیدی بدون آگاهی انجام داده است (مثل كشورهای غیر غربی كه پیشرفت غربی را بدون فلسفه تاریخ آن قبول كرده اند و یك تقلید صرف را مرتكب شده اند). خبرگزاری فارس: اگر پیشرفت را بر تمایز یابی معرفتی و ساختاری تعریف كنیم، با عدالتگرایی به تكثرگرایی فرهنگی و شناختی و اشاعه و در نهایت تمایز معرفتی خواهیم رسید؛ چرا كه هر چیز در جای خودش قرار میگیرد و این سبب تنوع معرفتی خواهد شد كه سبب غنای معرفتی به جای فقر فرهنگی و معرفتی جهانی خواهد شد.

1. هر پیشرفتی از یك فلسفه تاریخ تغذیه میكند كه بدون آن یك نوع صورت گرایی بدون محتوا خواهد بود؛ یعنی اگر كسی پیشرفت را بدون فلسفه تاریخ مربوط به آن بپذیرد، فقط یك كار تقلیدی بدون آگاهی انجام داده است (مثل كشورهای غیر غربی كه پیشرفت غربی را بدون فلسفه تاریخ آن قبول كرده اند و یك تقلید صرف را مرتكب شده اند).
2. فلسفه های تاریخ دارای یك ریشه مذهبی می باشند؛ چرا كه فلسفه های تاریخ بر اساس یك مبدا و مقصد تاریخی تدوین و تشكیل میشوند و این مبدا و مقصد از ادیان به قرض گرفته میشوند، مثل تولد مسیح كه مبدا تاریخ غرب واقع میشود و تجلی و ظهور او به عنوان پیامبر مبدا فلسفه تاریخ غرب واقع میشود و ظهور دوباره آخرالزمانی او نیز مقصد تاریخی واقع میشود و فلسفه تاریخ غربی پیشرفت غربی را در بین این دو نقطه مبدا و مقصد ترسیم میكند كه كاملا تابعی از مبدا و مقصد مذكور می باشد.
به گزارش آسوشیتدپرس، این خودرو كه سازندگانش امیدوارند سریعترین خودروی زیستسوختی جهان باشد میتواند به سرعت بالایی تا حدود 145 مایل بر ساعت (حدود 234 كیلومتر بر ساعت) برسد. [مفاهیم: سوخت زیستى چیست؟]
اما نكته مهمی كه از ساخت این خودرو عاید دانشمندان شده این است كه به آنان ایدههای بیشتر و كارآمدتری برای ساخت خودروهای زیستسوختی داده است.

سازندگان این خودرو در دانشگاه وارویك معتقدند خودروی آنها سریعترین خودروی زیستسوختی جهان است.این خودرو دقیقا بر پایه طراحیهای خودروهای فرمول3 ساخته شده است و اندازه، وزن و عملكردی مشابه این خودروها دارد.
یك اقدام اساسى در زمینهى پیشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگیرى از ولخرجىها و تضییع اموال جامعه است؛... لازم است به عنوان یك سیاست، ما مسئلهی صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهریزىهایمان در سطوح مختلف اعمال كنیم.... صرفهجوئى به معناى مصرف نكردن نیست؛ صرفهجوئى به معناى درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضایع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.... جامعهى ما باید این مطلب را به عنوان یك شعار همیشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نیست.... بنابراین مسئلهى صرفهجوئى و اجتناب از اسراف، فقط یك مسئلهى اقتصادى نیست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آیندهى كشور را تهدید میكند.... باید خودمان را اصلاح كنیم. باید الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود.... قوهى مقننه و قوهى مجریه موظفند به پیگیرى. برنامهریزى كنند، قانونگذارى كنند، قانون را با قاطعیتِ تمام اجراء كنند. پیشرفتى كه ما در این ده سال خواهیم داشت، بخش مهمىاش مربوط به همین قضیه است« (از بیانات مقام معظم رهبری)
بدون تردید ارزان بودن قیمت حاملهای انرژی (نفت، گاز، بنزین، گازوئیل، برق، آب) در سالیان گذشته باعث اسراف و ولنگاری و رشد بیرویه مصرف شده و به هدر رفتن منابع ملی و نیز تشدید تخریب محیط زیست را در پی داشته است. اگر چه با عمومی شدن فرهنگ صرفهجویی و آموزش شیوههای درست مصرف كردن میتوان امیدوار به كاهش هزینههای مصرف انرژی در كشور بود اما فراموش نكنیم كه با توجه به مصرف بسیار بالای حاملهای انرژی در كشور، حتی در خوش بینانهترین حالت(10 الی 15 درصد)، میزان صرفهجویی مردم قابل توجه نخواهد بود چرا كه در حال حاضر مصرف انرژی در كشورمان به شدت بالاتر از میانگین جهانی است و این آثار بسیار نامطلوب و مخربی بر اقتصاد كشور دارد به طوری كه مصرف انرژی در ایران، 5/3 برابر كشور چین با جمعیتی بالغ بر 3/1 میلیارد نفر میباشد.
اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخصهای زندگی و کاهش هزینهها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.
اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگسازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تاحدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
اصلاح الگوی مصرف همراه به مدیریت پسماند در شهرك بعثت
شهرک بعثت در حاشیه رودخانه جراحی و در حدود 22 کیلومتری شمال ماهشهر واقع گردیده است. این شهرك از لحاظ جغرافیایی در محدوده 49 درجه و 12 دقیقه طول شرقی و30 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.
شهرک بعثت شامل شهرکهای بعثت جدید ، قدیم و 100 هکتاری (1172 واحدی) می باشد که بخشهای 150 هکتاری و مناطق جنوبی آنها نیز برای توسعه آینده طرح ریزی شده اند. این شهرک در زمینی به مساحت 900 هکتار بنا گردیده و با حدود 3400 واحد مسکونی و خدمات جنبی قادر است نیازهای دراز مدت مسکن کارکنان صنایع پتروشیمی را در منطقه ماهشهر تأمین نماید.

مفهوم رنگ در استراتژي
فضايي که شرکتها و
صنايع کنوني در آن حضور دارند، در واقع اقيانوس قرمز را شکل ميدهد. در
اين عرصه، محدوده فعاليت صنايع تعريفشده و پذيرفته شدهاست، رقبا مشخص و
قوانين بازي نيز تعريف شده هستند. شرکتهايي که در اين فضا با هم رقابت
ميکنند، سعي دارند سهم بازار محصولات و خدمات يکديگر را گرفته، يا در
واقع بربايند. هرچه فضاي رقابت شلوغتر و ازدحام رقبا بيشتر باشد، سهم
بازار کمتر و سوددهي و رشد نيز کمتر خواهد بود. بيشتر محصولات، کالاهاي
مصرفي هستند يا بخش خاصي از بازار را پوشش ميدهند. اين رقابت باعث از بين
رفتن بسياري خواهد شد و اين اقيانوس را خونين خواهد کرد.
از سوي ديگر،
مفهوم جديدي به نام: اقيانوسآبي وجود دارد. اقيانوس آبي به تمامي صنايع
و شرکتهايي گفته ميشود که امروزه وجود ندارند؛ بازاري که ناشناخته است و
رقبا آن را تسخير نکرده اند. تقاضا بيشتر از آن چيزي است که بر سر آن جنگي
باشد. فرصتهاي زيادي براي رشد سريع و سودآور وجود دارند. در اين عرصه،
رقابت خيلي تعريف شده و معين نيست، زيرا قواعد بازي هنوز تدوين نشدهاند.
مفهوم رنگ آبي يعني نوآوري و منظور از نوآوري در اينجا يعني خلق تقاضاي
جديد يا ايجاد انتخاب و جايگزيني براي مشتريان بازارهاي فعلي. در واقع
اقيانوسآبي، استعاره از بازاري بکر، دست نخورده و گسترده است که عمق آن
هنوز کشفنشده است. اساس اين استراتژي بر نوآوري ارزش (Value
Innovation)استوار است. اقيانوسآبي زماني ايجاد ميشود که يک شرکت
ارزشهاي همزمان براي خود و مشتريانش ايجاد ميکند. نوآوري در محصول(کالا
يا خدمات) يا شيوه ارايه اين محصولات، موجب خلق ارزش براي بازار ميشود.
همزمان، فعاليتهايي که داراي ارزش کمتري براي بازار حال و آينده هستند،
از گردونه خارج ميشوند.
ايده اقيانوسآبي ابتدا در سال 1988 توسط
پروفسور هيل در دانشگاه ايالتي ميشگان ارائه شد. وي ادعا کرد که ايده
پورتر ناقص است، زيرا تمايز ميتواند به معناي رهبري هزينه باشد و شرکتي
که محصول خود را با قيمت پايينتر ارائه کند در واقع وجهي از استراتژي
تمايز را داراست. وي خاطر نشان ميسازد که شرکتها براي دستيابي به يک مزيت
رقابتي پايدار، بايد ترکيبي از استراتژيهاي رهبري هزينه و تمايز را به کار
برند(Hill, 1988). پروفسور ريدراسترال و نورداستورم نيز اين موضوع را
مطرح کردهاند. آنها ادعا ميکنند: استراتژي رقابت پذيري ره به جايي
نميبرد و شرکتها نياز به استراتژيهايي دارند که شور وهيجان ايجاد کنند
(Nordstrom and Ridderstrale, 1999). اين نظريه يا استراتژي اقيانوسآبي،
از بعضي جهات مانند يکديگر هستند. براي مثال عواملرقابت در استراتژي
اقيانوسآبي همان تعاريف ابعاد محدود و نامحدود ارايه شده توسط ريدراسترال
و نورداستورم بوده است، يا اينکه هر دو به اين موضوع تاکيد دارند که
شرکتها به بازي متفاوت با رقبا نياز دارند.

نظريههاي مختلف اقتصادي، انقلابي در
عمليات سازماني در دهه گذشته ايجاد کرده است. اين انقلاب، شکلهاي سنتي
سرمايهاي، مانند: ساختمانها و تجهيزات را تحت تأثير قرار داده،
سرمايههاي جديدي را مطرح کرده است. اين سرمايههاي غيرملموس، نقش زيادي
در توسعه و رشد سازمان دارند. اصطلاح سرمايه، روز به روز متغيرهاي بيشتري
را شامل ميشود. برخي از آنها شامل سرمايه انساني، سرمايه مشتري، سرمايه
هوشي و سرمايه سلامتي است.
تحقيق روي آموزش و توسعه به عنوان
سرمايهگذاري روي سرمايه انساني، در اواخر دهه پنجاه ميلادي و اوايل دهه
شصت از راه محققان اقتصادي انجام شد. هر چند تعاريف اوليه تئوري سرمايه
انساني، دانش کارگر را براساس تحصيلات مدرسهاي رسمي ميسنجيد، ولي
همبستگي سطوح تحصيلي با بهرهوري ورشد اقتصادي، نشان داد که تحصيلات بيشتر
همراه با تجربه کار در نهايت به بهبود بهرهوري منجر ميشود
(2006:117,Nafukho Brooks and).
به تازگي تئوري سرمايه اجتماعي از
جامعهشناسي به عنوان يک نيروي بالقوه مؤثر بر عملکرد سازماني، مشتق شد.
سرمايه اجتماعي ميتواند به عنوان منابع موجود در شبکههاي اجتماعي که
توسط افراد مورد استفاده قرار ميگيرد و همچنين ميتواند به عنوان
سرمايهگذاري بوسيله افراد در روابط بين فردي مفيد در بازارها، مورد نظر
قرار گيرد. کلمن (1990) باور دارد که: در سرمايه اجتماعي، روابط اجتماعي،
روابطي با ظرفيت قابل پيشبيني هستند و ميتوانند ارزشي را توليد کنند.
برخلاف سرمايه انساني و داراييهاي سنتي سازمان، سرمايه اجتماعي منحصراً
نتيجه روابط اجتماعي معني داري است که افراد در طول زمان بر روي آن
سرمايهگذاري ميکنند (2005:4,Sabatini).
يکي از اثرات سرمايه
اجتماعي، افزايش بهره وري نيروي انساني سازمانهاست. در سازمان هاي کسب و
کار، سرمايه اجتماعي منبع مهمي از بهره وري به شمار مي رود. براي اين که
کارها انجام گيرد لازم است که کارگران و متخصصان توصيهها و پشتيباني هاي
ديگران را فراتر از ساختار سلسله مراتبي شرکت به کاربندند. هر چند سلسله
مراتب، ابزار قدرتمند به کارگيري ديگران است، ولي دو ويژگي به طور بالقوه،
کاربرد آنها را بي اثر ميسازد:
اول، صرف نظر از اينکه روسا چقدر
قدرتمند هستند و سازمان تا چه اندازه سلسله مراتبي است، زيردستان ممکن است
بر بازده نهايي از راه تاخير در اجراي دستورها، تأثير بگذارند و با
رفتارهاي فرصت طلبانه، تا حدودي با تصميمات مقابله کنند.
دوم،
همانگونه که ماهيت مشاغل با گذر زمان کامل مي شود، کارتيمي ضرورت مي يابد.
اعتماد صرف به ساختار فرماندهي و کنترل يا رويه هاي عملياتي استاندارد،
موفقيت را تضمين نمي کند (Greve and Benassi, 2003).

سازمانهاي يادگيرنده را به تعبيري ديگــر مي توانيم سازمانهــاي دانشآفرين بناميم، سازمانهايي که در آنهــا خلق دانش و آگاهي هاي جديد، ابداعها و ابتکارها يک کار تخصصي و اختصاصي نيست، بلکه نوعي رفتار همگــاني است؛ روشي که همه اعضاي سازمان بــدان عمل ميکنند. به عبارت ديگر، سازمان دانش آفرين، سازماني است که هر فــرد در آن انســاني خلاق و دانش آفرين است. در اين ســازمان تفکــر، بحثهاي جمعي، و کشـف نظرها و افکــار نو تشويق مي شوند و نوآوران پرورش مي يابند (سنگه،1990، ترجم? هدايت و روشن، 1386).
مديريت دانش و سازمان يادگيرنده
پيچيدگي مفهوم دانش و نيز وجود رويکردهاي مختلف در مورد مديريت دانش، باعث شده است تا نگرش واحدي در مورد مديريت دانش شکل نگيرد. سوکنان (1998، به نقل از ابطحي و صلواتي، 1385: 33)، مي گويد برخي تعاريف از مديريت دانش، به گونه اي است که آن را حتي تا سطح مديريت داده ها تنزل داده است. مالهوترا، تعريف خود را از مديريت دانش اينگونه ارائه مي دهد: «مديريت دانش، فرايندي است که بواسطه آن سازمانها در زمينه يادگيري (دروني کردن دانش)، کدگذاري دانش (بيروني کردن دانش) و توزيع و انتقال دانش، مهارت هايي را کسب مي کنند» (Malhotra,2000).
هاينس ، مديريت دانش را فرايندي ميداند که مبتني بر چهار رکن است:
الف) محتوا: که به نوع دانش (آشکار يا نهفته بودن) مربوط مي شود،
ب) مهارت: دستيابي به مهارت هايي جهت استخراج دانش،
ج) فرهنگ: فرهنگ سازمانها بايد مشوق توزيع دانش و اطلاعات باشد،
د) سازماندهي: سازماندهي دانش موجود (Haines,2001).
کارل ويگ ، براين باور است که مديريت دانش، يعني ايجاد فرايندهاي لازم براي شناسايي و جذب داده، اطلاعات و دانش هاي مورد نياز سازمان از محيط دروني و بيروني و انتقال آنها به تصميم ها و اقدامهاي سازمان و افراد (Wig,2002).
مروري گذرا در ادبيات سازمان يادگيرنده، نشان مي دهد که بسياري از پژوهشگران سازمان يادگيرنده، در مطالعههاي خودشان درتعريف سازمان يادگيرنده، دچار ابهام شدهاند. علاوه بر اين، بيشتر مطالعه هاي انجام شده در اين زمينه، نظري هستند تا تجربي و سيستماتيک (Yang,et.al,2004). و در مورد تعريف اينگونه سازمانها، تعريف عملي و کاربردي مشخصي وجود ندارد (الواني، 1377).
بهطور کلي، اتخاذ سياست ها و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژي در 2 بخش عرضه انرژي و تقاضاي انرژي قابل بررسي و اجرا مي باشد. يافته هاي تحقيق حاضر نشان مي دهد در کشور ايران به دليل اينکه تقريباً تمام زنجيره تامين و عرضه انرژي در اختيار دولت مي باشد، دولت مي تواند با انجام تحقيقات علمي و هدفمند کردن سرمايه گذاري ها در بخش انرژي و به کارگيري فناوري هاي نوين در مدت زمان نسبتاً کوتاهي به ميزان قابل توجهي در کاهش مصرف انرژي موفق عمل نمايد. بخش تاثيرگذار ديگر در کاهش مصرف انرژي، مديريت تقاضاي انرژي مي باشد که در اين بخش نيز راهبردهاي متعددي از جمله قيمتگذاري، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگي، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تکنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.

کشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ
انرژي است. در حال حاضر بيش از 85 ميدان نفتي کشف شده در کشور وجود دارد و
از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در ميان کشورهاي جهان دارد.
ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مکعب تخمين زده
شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در کشور به ميزان قابل
توجهي وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در کشور، ايران را
از يک کشور صادر کننده انرژي به يک کشور وارد کننده تا قبل از افق 1400
تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهکارهاي بهينه سازي
انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در
بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي
انرژي يک صنعت پر سود و کم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال
زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و کاهش آلودگي محيط
زيست از ديگر مزاياي اجراي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با
توجه به افزايش مصرف انرژي در ايران، محدود بودن منابع طبيعي، حرکت در
راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست بايد تا حد امکان از هدر رفتن و
تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور بايد در زمينه استفاده بهينه
از منابع انرژي در کشور ضمن شناخت راهکارهاي مناسب براي کاهش مصرف انرژي
قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حياتي انرژي براي جوامع بشري و نقش
بسيار تاثيرگذار انرژي در پيشرفت و توسعه پايدار کشورها، امروزه استفاده
بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به
مديريت انرژي و بهينه سازي مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف
بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي که در جهت کاربرد
مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد که اين اقدامات شامل: صرفه جويي
انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي اردهالي، 1382)
* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.
زمان در فرصتهای توسعه
قطار زمان درجهان سوم گریزپاست

* تئوریسین های توسعه شرقی معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هایی كه غربی ها از دست می دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسید.
در سال ۱۳۵۲ سازمان ملل درصدد بود یك قطب صنعتی قوی در آسیا دایر كند. برای این منظور ایران و كره جنوبی نامزد شدند. كارشناسان برنامه ریزی ۱۲ شاخص را در نظر گرفتند و به مقایسه پرداختند. كشور ایران در شاخص های فضای حیاتی، یعنی محل زندگی ۳ برابر از كره برتر بود. شاخص دوم؛ مصرف كاغذ و نوشت افزار سرانه ایرانیها ۲ برابر كره ایها بود. شاخص سوم؛ درصد باسوادی مردم به همت آمار كلاسهای اكابر ۴ برابر كره ای ها، گزارش شده بود. شاخص چهارم؛ مصرف پروتئین حیوانی و تنوع مواد غذایی ایران از حجم بیشتر و تنوع گسترده تری برخوردار بود. در شاخص پنجم ایران از نظر تعداد پزشك و سلامت و بهداشت از كشورهای مطرح دنیا بود و با كره اصلاً قابل مقایسه نبود. شاخص ششم، نسبت جمعیت به تعداد تخت بیمارستان بود، كشور ما ۴ برابر نسبت به كره برتری داشت. شاخص هفتم، مصرف پوشاك بود كه ایرانیان باز هم نسبت به كره ای ها پرمصرف تر بودند. شاخص هشتم، پشتوانه مالی جهت سرمایه گذاری خارجی بود كه كره ای ها فاقد سرمایه های معدنی، نفت و گاز و … بودند و ایران دومین صادركننده نفت در زمان خود بود. شاخص نهم، آموزش فنی و حرفه ای در سطح كشور بود زیرا قطب صنعتی به نیروی كارگر، تكنسین و مهندسین فنی نیاز دارد. كره ای ها ۳۶ درصد مدارس و دانشگاههای خود را به رشته های فنی اختصاص داده بودند، در حالی كه در ایران تنها ۲ درصد داوطلب در هنرستان ها و دانشگاهها جذب بخش های فنی شده بودند. شاخص دهم، مصرف سرانه انرژی برحسب بخشهای صنعتی، كشاورزی و خدمات بود كه علیرغم مصرف بالای برق در جامعه ایران، مصرف برق صنعتی در كره ۲ برابر ایران بود. شاخص های دیگری هم مطرح بود كه به بحث ما كمكی نمی كند لذا به تحلیل همین تعداد بسنده می كنیم. سازمان ملل در نهایت، فرهنگ كاری دو كشور را ارزیابی كرده و متوجه شد ایرانیان طالب یقه سفید هستند. یعنی كارمندی و پزشكی اما كره ای ها طالب یقه آبی یعنی كارگری و صنعتگرند. در ایران تأمین نیروی انسانی برای صنعت مشكل است یعنی تبدیل ۲درصد هنرجو به ۳۶ درصد، پنج سال كار تبلیغی و پنج سال آموزش می برد، لذا زمان را از دست می دهند. نژاد زرد، قانع وكم مصرف است و ژاپنی ها در تفاهم ملی سریعاً هماهنگ می شوند بطوری كه كارشناس سازمان ملل می گوید: كارگران ژاپنی اعتصاب كرده بودند، شب هنگام مشاهده كردم كه در حال اضافه كاری هستند. پرسیدم: این چه جور اعتصابی است، از روی ترس است یا نمایش خیابانی. جواب دادند: اعتصاب ما امروز بخاطر اهداف سیاسی بود اما اكنون اضافه كاری می كنیم تا تولید كشورمان از آمریكایی ها عقب نیفتد. این طرز فكر توانست موفقیت آنها را طی دهه گذشته تضمین كند. براساس گزارشهای سازمان ملل، نهایتاً كره ای ها صنعت را برای توسعه صادرات می خواستند. جوانان را پایه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهیز كرده و افراد تحصیلكرده خود را از سراسر دنیا به كشور فراخواندند. اما ایرانی ها توسعه صنعتی را برای جایگزین واردات می خواستند و این نمی توانست اهداف استراتژیك توسعه صنعتی را تأمین كند و سرمایه های جهانی را افزایش دهد.
خود مزین به یک نام می کنند و با اینکار خود خط مشی مسولین و مردم را برای آن یکسال و سال های بعدی آن
مشخص می کنند ، امسال هم به فرمایش ایشان و با نیم نگاهی به بحران اقتصادی جهانی و طرح تحول اقتصادی
دولت محترم سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت و ایشان با این نام گذاری از مردم و مسولین خواستند که
راهکارهایی برای درست مصرف کردن و بهینه مصرف کردن بی اندیشند تا از امکانات موجود بهترین بهره با کمترین
هزینه برده شود .

بنده به عنوان یک معلم که از نزدیک بسیاری از مسایل اجرایی و اداری آموزشی را درک کرده ام و با توجه به
ساختار آموزش و پرورش چند پیشنهاد کاربردی و اجرایی برای آموزش و پرورش دارم . خوشحال خواهم شد شما
عزیزان مراجعه کننده به این وبلاگ با نظرات خود این پیشنهاد ها را تکمیل کنید ، تا شاید بتوانیم حداقل در این یک
مورد خودمان و آموزش و پرورش مان را به جامعه ثابت کنیم و بگوییم که تا آموزش و پرورش یک مملکت اصلاح نشود
، آن مملکت اصلاح نخواهد شد .
-حذف کاغذ بازی های مرسوم
حذف کاغذ بازی مرسوم در آموزش و پرورش به کمک ابزار های الکترونیکی موجود .
با یک محاسبه سر انگشتی می توان میزان کاغذ مصرفی که روزانه در قالب بخشنامه ها و دستور العمل ها و اطلاعیه ها به مناطق و به تبع آن مدارس ارسال می گردد را محاسبه نمود .
به طور متوسط روزانه ۵ برگه کاغذ A4 به مدارس ارسال میشود ، در شهری مثل خمین که دارای بیش از ۱۰۰ مدرسه شهری و روستایی می باشد ، خود میشود به عبارت ۵۰۰ برگه در روز ، ۳۰۰۰ برگه در هفته ، ۷۵۰۰۰ برگه در ماه ، ۹۰۰۰۰۰ برگه در سال و با احتساب هزینه خود کاغذ و چاپ آن و به ازای هر برگه ۱۰ تومان می شود مبلغی در حدود ۹۰۰۰۰۰۰ تومان در سال ، آنهم تنها برای ارسال بخشنامه و دستور العمل های که گاهاً تکراری بوده و یا برای جامعه هدف انگشت شماری به مدارس ارسال میشوند . حالا خودتون در سطح یک استان و در نهایت کشور را محاسبه کنید ، حتماً شهادت می دهید که اینکار چه هزینه گزافی را بر آموزش و پرورش بحران زده ( از نظر بودجه ای ) تحمیل می کند .


