یه نفر مثل همه آدما
دیگر امکانات

 

نخلهای بی حرکت ، نخلهای بی سر

بوی خاک و خون

و حصار بی حس شهر

که با صدای پا ، یا تیری می شکند

 

گریه کودک بی مادر

و مادر بی کودک

و چشمان مضطرب که صدای شب را در خود جای

می دهد

و تا روزی شکسته شود شب شوم

 

پوتین های کثیف

خاک پاک را آلوده می کند

باید که شکسته شود له شود پای دشمن ، قلب سنگ

دشمن

 

و اما ، می آیند از کرانه های نور

با امواجی از عشق می خوانند

آیه های سبز عشق

و اینان مقلدان کوی دل هستند

که پرده شب را پاره خواهند کرد

باز شد درهای فتح

و این بار

پا می گذارند یاران سرخ

با آیینه

با یک بغل ایثار و شهامت

و تبسم

قفل لب را باز می کند

چقدر زیباست آزادی و سرافرازی

 

صدایی از دریا

با خروش ، بدون تأمل

خبری بر تمامی باغ

برای تمام مردم

 شهر شهیدان ، شهر خون

ـ خرمشهر ـ آزاد شد.

 

 

سید محمد رضا - ک
 
ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ جمعه 1 آبان 1388 10:41 PM ] [ علي رضا کلامي ]

درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:30499
تعداد کل مطالب : 154
تعداد کل نظرات : 49
تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 20 شهریور 1388