یه نفر مثل همه آدما
دیگر امکانات

  شايد يكى از مواردى كه هيچ گاه از حافظه مردم ايران پاك نخواهد شد، همراهى منافقين با رژيم بعثى عراق در طول ۸ سال جنگ تحميلى باشد كه طى آن منافقين دوشادوش دشمنان كشورمان با هموطنان خود مى جنگيدند و به سمت فرزندان ايران شليك مى كردند.  

مهدي گيوكي شايد يكى از مواردى كه هيچ گاه از حافظه مردم ايران پاك نخواهد شد، همراهى منافقين با رژيم بعثى عراق در طول ۸ سال جنگ تحميلى باشد كه طى آن منافقين دوشادوش دشمنان كشورمان با هموطنان خود مى جنگيدند و به سمت فرزندان ايران شليك مى كردند. عملكرد گروهك منافقين در قبل از آغاز تهاجم عراق به ايران به گونه اى بود كه رژيم بعث عراق از تحليل ها، مواضع و نشريات آنها براى برنامه ريزى هاى خود استفاده مى كرد. گروهك منافقين با آغاز جنگ تحميلى عراق عليه ايران موضع فريبكارانه اى را اتخاذ كرد، بدين ترتيب كه در اعلاميه هاى آغازين خود، ضمن محكوم كردن تجاوز عراق، حضور نيروهاى خود را در جبهه هاى جنگ به خواست مقامات كشور منوط دانست. با اين همه، با گذشت هفت روز، در اطلاعيه ديگرى از حضور نيروهاى خود در جبهه هاى جنگ خبر داد. كمتر از يك ماه از آغاز جنگ نگذشته بود كه دادستان انقلاب اسلامى آبادان ۴۱ نفر از اعضاى اين گروهك را به اتهام جاسوسى بازداشت كرد. اين گروهك در حالى مدعى حضور در جبهه ها بود كه اساسا در تحليل هايش اين جنگ را جنگى ارتجاعى و ناعادلانه مى دانستند. اعضاى اين گروهك با ناديده گرفتن اين كه عراق آغازگر تهاجم به ايران بوده است و انگار كه يك گروه غيرايرانى است؛ انگيزه ايران از اين جنگ را نه دفاع از كشور كه مورد حمله واقع شده بود بلكه صدور انقلاب و همچنين انگيزه عراق را شكل گيرى جريانى قطبى در منطقه دانست.(۱) اين سازمان پس از شكست در انتخابات مجلس شوراى اسلامى در نخستين دوره، خود را به رييس جمهور مخلوع، بنى صدر نزديك كرد. بنى صدر نيز كه با مشاهده ناكامى هاى نظامى ناشى از سياست هاى مغرضانه و غلطش در آزادسازى مناطق اشغالى ايران خود را در مخاطره مى ديد، سعى كرد پس از ائتلاف با منافقين و به ظاهر چپ هاى امريكايى، مناقشات داخلى را گسترش دهد. غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جديد منازعات سياسى بود. در اين روز طى سخنرانى بنى صدر در دانشگاه تهران، منافقين به همراه ديگر طرفداران رييس جمهور مخلوع، مردم حاضر در صحنه و هواداران حزب جمهورى اسلامى حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به رغم تاكيدات حضرت امام خمينى (ره) بر تمركز همه امكانات و نيروهاى داخلى بر دفاع همه جانبه، تداوم بحران آفرينى سياسى منافقين در داخل كشور در نخستين ماه هاى آغاز تجاوز به ميهن اسلامى، سرانجام به درگيرى مسلحانه آنان با نيروهاى انقلاب در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. امام خمينى (ره)، بنى صدر را از فرماندهى كل قوا خلع كردند و مجلس هم راى به عدم كفايت سياسى وى داد. سرانجام وى به اتفاق رجوى با خلبان پيشين شاه به فرانسه متوارى شد و در پى آن نيز سازمان منافقين موجى از ترور و انفجار به اميد براندازى نظام جمهورى اسلامى را در سراسر كشور به راه انداخت.(۲) بنى صدر و رجوى در پاريس به همراهى تعدادى از گروه هاى ضد انقلاب گروهى به نام شوراى مقاومت ملى را تشكيل دادند. رجوى وعده سرنگونى سريع جمهورى اسلامى را طى دو ماه به رهبران سازمان هاى هم پيمان داد، اما گذشت زمان، باور متحدان رجوى را نسبت به سخنان وى سست تر كرد. رجوى در سال دوم عمر شوراى خود ساخته در مقابل تعيين دوره سرنگونى جمهورى اسلامى پاسخ داد: «تا پايان سال آينده، نمى توانم به اين سوال جواب بدهم چون مشغول ارزيابى نيروهاى خود هستيم و در ميان نيروهاى مان حلقه مفقوده اى داريم كه مشغول يافتن و وصل آن به سازمان هستيم.» به مرور براى همگان ثابت شد كه اين حلقه مفقوده، رژيم بعث عراق بود و رجوى قصد داشت سازمان خود را با آن پيوند دهد.(۳) رجوى از همان نخستين سال سكونت در فرانسه كوشيد تا از طريق پيام ها و مصاحبه هايش به دولتمردان عراق بفهماند كه او مى تواند با زياده خواهى هاى عراق همراهى كند و حتى تا جايى پيش رفت كه اروندرود را متعلق به عراق معرفى كرد و به جاى اروندرود «واژه شط العرب» را هماهنگ با عراق به كار برد. وى علاوه بر ارسال پيام هاى محبت آميز براى رژيم عراق، كوشيد متحدان خود را آماده پذيرش ارتباط و همكارى با عراق كند. پس از زمينه سازى هاى لازم، سركرده منافقين و طارق عزيز در پاريس با يكديگر ملاقات كردند. طى ملاقات مزبور، طارق عزيز ابراز كرد: «اميدوارم در آينده نزديك دوست عزيزم مسعود رجوى را در پست رياست جمهورى يا نخست وزيرى ايران ملاقات كنم! پس از ملاقات سركرده منافقين با طارق عزيز، عراق به عمده ترين مركز فعاليت سازمان منافقين تبديل شد.(۴) گروهك منافقين از همكارى با حكومت بعثى عراق اهدافى را دنبال مى كرد؛ نخست اين كه از نظر جغرافيايى عراق با مرزهاى زمينى طولانى اى كه با ايران داشت؛ بهترين و آسان ترين مسير براى نفوذ گروه هاى عضو اين گروهك به داخل ايران محسوب مى شد. دوم آن كه اين گروهك با بهره گيرى ازكمك هاى مالى و تسليحاتى سخاوتمندانه دولت عراق مى توانست توان مبارزاتى خود را در برابر نظام اسلامى ايران به ميزان قابل توجهى افزايش دهد. به دنبال اين سياست پايگاه هاى منافقين كه تعداد آنها ۱۷ پايگاه اعلام شده بود؛ در دل خاك عراق و در نزديكى مناطق مرزى اين كشور با ايران تاسيس شد. اصلى ترين پايگاه آنها به نام «اشرف» در ۱۰۰ كيلومترى شمال غربى بغداد واقع شده بود.(۵) عمده فعاليت اين گروهك در خلال جنگ تحميلى ۸ ساله را مى توان اعزام گروه هايى براى انجام عمليات هاى ترور و خرابكارى به ويژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامى در داخل ايران، جاسوسى از تحركات نظامى ايران، انجام تبليغات مسموم از طريق راديوى اختصاصى اين گروه در عراق و نيز شايعه سازى براى تحت الشعاع قرار دادن حمايت هاى مردمى از جبهه ها دانست. نيروهاى وابسته به منافقين حضور گسترده اى در كنار نيروهاى عراقى داشتند و شنود مكالمات بى سيمى و تلفنى نيروهاى ايرانى بيشتر از سوى نيروهاى اين سازمان صورت مى گرفت و همچنين در سركوب شيعيان و كردهاى عراق از سوى رژيم بعث نقش مهمى داشتند.(۶) با وجود امكانات فراوان نظامى كه اين سازمان در اختيار داشت، به غير از مرحله پايانى جنگ، هيچ وقت در اندازه اى نبود كه بتواند عمليات نظامى مستقلى را عليه نيروهاى ايران انجام دهد. در اوايل سال ۱۳۶۷ نيروهاى سازمان با پشتيبانى ارتش عراق عملياتى را با نام «آفتاب» در منطقه شوش انجام دادند كه با متحمل شدن تلفات فراوانى به عقب نشينى مجبور شدند.(۷) پس از آن منافقين با بازسازى قواى خود در قالب ۲۰ تيپ (هر تيپ به استعداد يك گردان منظم حدود ۱۵۰ نفرى) در روز سوم مرداد ۱۳۶۷ از سمت اسلام آباد غرب و كرند به ايران حمله كردند و به داخل خاك ايران پيشروى كردند.(۸) آنان به خيال واهى خود قصد داشتند براساس يك برنامه زمان بندى شده ۳۳ ساعته در پنج مرحله از شهرهاى سرپل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوين عبور كنند و خود را به تهران برسانند. دولت عراق در اين عمليات با ادواتى از قبيل ۱۲۰ دستگاه تانك، ۴۰۰ دستگاه نفربر، ۹۰ قبضه خمپاره انداز ۸۰ ميلى مترى، ۳۰ قبضه توپ ۱۲۲ميلى مترى، ۱۵۰ قبضه خمپاره ۴۰۰ ميلى مترى، ۱۰۰۰ قبضه تيربار كلاشينكف، ۳۰ قبضه توپ ۱۰۶ ميلى مترى و ۱۰۰۰ دستگاه كاميون و خودرو آنان را يارى مى كرد. همزمان با اين عمليات، براى جلوگيرى از عمليات هوايى هواپيماها و هليكوپترهاى جمهورى اسلامى ايران، هواپيماهاى عراقى پايگاه هاى شكارى «نوژه» همدان و حتى دزفول و همچنين پادگان تيپ ۲ سقز و پايگاه هوانيروز كرمانشاه را بمباران كردند.(۹) در واكنش به اين تحركات منافقين، روز پنج شنبه ۶ مرداد ۱۳۶۷ عمليات «مرصاد» با رمز «يا على بن ابى طالب (ع)» از سوى نيروهاى ايرانى آغاز شد. در اين عمليات سه گردان از نيروهاى بسيج و سپاه با دور زدن نيروهاى منافقين شهر اسلام آباد را آزاد كردند. بلافاصله پس از آزادسازى شهر اسلام آباد، يگان هاى سپاه پيشروى را به سمت كرند آغاز كردند. نهايتا با كشته شدن حدود ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ تن و اسارت و زخمى شدن تعداد زيادى از منافقين در روز جمعه ۷ مرداد ،۱۳۶۷ اعضاى اين گروهك تروريستى هر آن چه داشتند بر زمين نهاده و به داخل خاك عراق متوارى شدند.(۱۰) برترى ايران در صحنه نظامى كه موجب عقيم ماندن طرح مشترك عراق و منافقين شده بود، موضع سياسى ايران را كه در حال مذاكره با دبيركل سازمان ملل در چارچوب قطعنامه ۵۹۸ بود، تقويت كرد و ادعاى صلح طلبى عراق و منافقين در عرصه بين المللى با تجاوز به خاك ايران زير سوال رفت.(۱۱) پس از شكست در عمليات مرصاد، منافقين ديگر هرگز نتوانستند به انسجام قبلى خود بازگردند و به علل مختلف از جمله اضمحلال اخلاقى، دچار اختلافات درون سازمانى شده و اختلافات شديد ميان كادر رهبرى و ديگر اعضاى آن به وقوع پيوست

. _______________________________________________

منابع: ۱ـ رضا بسطانى، نقش سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در جنگ ايران و عراق، فصلنامه نگين، سال اول، شماره ،۳ زمستان ۱۳۸۱. ۲ـ دروديان، محمد، آغاز تا پايان (سالنماى تحليلى): بررسى وقايع سياسى نظامى جنگ از زمينه سازى تهاجم عراق تا آتش بس، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۸۱ ص ۴۰ـ۳۹. ۳ـ رضا بسطامى، همان. ۴ـ همان. ۵ـ جمال حسينى، حملات تهران عليه مخالفان در عراق، ماهنامه نگاه، سال اول شماره ،۳ خرداد ۱۳۷۹. ۶ـ همان. ۷ـ رضا بسطامى همان. ۸ـ راهنماى عمليات جنگ ۸ ساله، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۶۹ ص ۷۵. ۹ـ رضا بسطامى، همان. ۱۰ـ دروديان، محمد، پايان جنگ، بررسى و تحليل رويدادهاى سياسى ـ نظامى جنگ از عمليات والفجر ۱۰ تا اشغال كويت، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۷۹ ص ۱۹۱. ۱۱ـ همان، ص ۱۹۳.


ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:15 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
جنگ عراق علیه ایران یكی از بزرگترین تراژدیهای بشری تاریخ معاصر خاورمیانه بود. شاید حدود یك میلیون نفر جان باخته و شمار بیشتری مجروح و میلیونها نفر آواره شده باشند. منابعی كه به خاطر این جنگ تباه شد، فراتر از كل مبلغی بود كه جهان سوم طی یك دهه صرف بهداشت عمومی اش كرد.
جنگ در 22سپتامبر 1980 با تجاوز تمام عیار نیروهای عراقی به ایران آغاز شد. تا پیش از این تاریخ، نیروهای عراقی در مناطق مرزی ایران دست به خرابكاری و درگیریهای سنگین زده بودند. عراق امیدوار بود در مقابل همسایه ای كه پس از انقلاب اسلامی 1979 در عرصه بین المللی منزوی شده بود(!)، به پیروزی برق آسایی دست یابد. اما به رغم موفقیتهای اولیه، ایرانیان بسیج شدند و با اتكا به جمعیت بیشتر خود تا اواسط سال1982 متجاوزان را از خاك خود بیرون راندند. در ژوئن 1982 ایرانیها رویكرد تهاجمی اتخاذ كردند، ولی عراق به لطف برتری اش در جنگ افزارهای سنگین توانست مانع از هرگونه عملیات سرنوشت ساز ایران شود. تفنگها سرانجام در 20اوت 1988 خاموش شدند. عمده مسؤولیت این خونریزی ?ساله متوجه رژیم نظامی سنگدل صدام حسین است. او برای جان انسانها ذره ای ارزش قائل نبود. علاوه بر این، بی تفاوتی جامعه بین الملل نكوهیده است، زیرا نه تنها وجدانش از دیدن صدها جنازه «جهان سومی » به درد نیامد، بلكه كوشید از آب گل آلود ماهی بگیرد و از این مناقشه سود ببرد.

فرانسه بزرگترین منبع تأمین جنگ افزارهای پیشرفته عراق شد و كوشید منافع مالی اش در این كشور را حفظ كند. اتحادجماهیر شوروی نیز بزرگترین تأمین كننده سلاح عراق بود و د رعین حال می كوشید نظر مساعد دولتهای هر دو كشور را جلب كند. دست كم 10كشور به هر دو طرف مناقشه سلاح می فروختند تا به خونریزی و كشتار دامن بزنند. اما فهرست این كشورهای پلید بدون ایالات متحده تكمیل نخواهد شد. هدف آمریكا سود بردن از تجارت سلاح نبود، بلكه هدف قابل ملاحظه تری را دنبال می كرد: كنترل منابع نفت منطقه. پیش از پرداختن به سیاست آمریكا در خلال جنگ عراق علیه ایران.

نگاهی به تاریخ نشان می دهد در 40سال اخیر، به رغم تغییر مكرر شرایط، سیاست آمریكا در قبال خلیج فارس ثابت مانده است. حمایت از محافظه كارترین حكومتهای موجود محلی به منظور جلوگیری از به قدرت رسیدن جنبش های رادیكال و مردمی، باهر قیمت انسانی ممكن و هر میزان مداخله و دستكاری لازم اما آمریكا همواره در اجرای سیاستش موفق نبوده است. در سال 1979 با سرنگونی شاه، آمریكا یكی از حكومتهای دست نشانده خود را از دست داد. اما الگوی زیربنایی سیاست آمریكا تغییر نكرده و می توان این را در رویكردش نسبت به جنگ عراق علیه ایران مشاهده كرد.

كدام بی طرفی!؟

* آمریكا در سال 1980 با هیچكدام از طرفین جنگ رابطه دیپلماتیك نداشت و بیطرفی خود را در این مناقشه اعلام كرد. یك مقام وزارت خارجه آمریكا در سال 1983 بدون ذره ای حس انسان دوستانه اعلام كرد: مادامی كه جنگ ایران و عراق روی متحدان ما در منطقه تأثیر نمی گذارد یا موازنه قدرت را برهم نمی زند، ما ذره ای اهمیت نمی دهیم.اما حقیقت این است كه ایالات متحده نسبت به این جنگ بی طرف نبود و استمرار آن را به منزله خلق فرصتهای مثبتی تلقی می كرد. نیاز به سلاح و پول بغداد رابه كشورهای محافظه كار عرب خلیج فارس و مصر وابسته تر می ساخت و بدین ترتیب سیاستهای عراق تعدیل و رابطه بین قاهره و سایر كشورهای عربی ترمیم می شد. این جنگ همچنین ایران را كه اكثر تسلیحاتش آمریكایی بودند، ناگزیر می ساخت تجهیزات و قطعات یدكی آمریكایی بخرد. نیازهای مبرم جنگ ممكن بود دو كشور را ناچار سازد كه روابطشان را با واشنگتن بهبود ببخشند. از سوی دیگر، پراكندگی جنگ به آمریكا امكان می داد در ایران و عراق عملیاتهای مخفیانه انجام دهد و تلاطم خلیج فارس می توانست سایر كشورهای منطقه را برای همكاری نظامی به سوی آمریكا جلب كند.

هنگامی كه جنگ اولین بار آغاز شد، اتحاد شوروی كشتی های تسلیحاتی اش را از راه عراق بازگرداند و تا یك و نیم سال بعد به بغداد هیچ سلاحی نفروخت. در مارس 1981 حزب كمونیست عراق كه تحت فشار صدام حسین قرار داشت، از شوروی پیام فرستاد كه جنگ باید پایان یابد و نیروهای عراقی به مرزها بازگردند. در همان ماه آلكساندر هیگ وزیر خارجه آمریكا به كمیته روابط خارجی سنا گفت كه چشم انداز بهبود روابط با عراق دیده می شود و خاطرنشان ساخت كه بغداد نگران «رفتار امپریالیسم شوروی در منطقه خاورمیانه» است.سپس آمریكا فروش پنج فروند بوئینگ را به عراق تأیید كرد و معاون وزیر خارجه را جهت مذاكره به بغداد فرستاد. متعاقباً ایالات متحده عراق را از فهرست كشورهای حامی تروریسم برداشت و واشنگتن برای صادرات آمریكا به عراق 400 میلیون دلار اعتبار تعیین كرد. در نوامبر 1984آمریكا و عراق مناسبات دیپلماتیك خود را كه در سال 1967 گسسته بود، احیا كردند.

تهدید شوروی و نیروهای واكنش سریع

* به موازات آن كه جنگ تحمیلی موضع آمریكا در عراق را بهبود می بخشید، مناسبات نظامی ایالات متحده با كشورهای عرب خلیج فارس توسعه می یافت، واشنگتن به واسطه جنگ عراق علیه ایران تمایلش به داشتن مناسبات نظامی با اعراب و استقرار نیرو جهت مقابله با تهدید شوروی را توجیه می كرد. در ژانویه 1980پرزیدنت كارتر «دكترین كارتر» را ارائه كرد كه اظهار می نمود آمریكا مایل است برای جلوگیری از دسترسی «قدرتی خارجی» بر خلیج فارس به زور متوسل شود اما همانگونه كه مایكل كلر خاطر نشان كرده، دغدغه واقعی آمریكا پنج روز بعد با انتشار بیانیه نظامی هارولد براون وزیر دفاع وقت عیان گشت.

براون هشدار داد كه بزرگترین تهدید برای ایالات متحده دیگر توسعه طلبی شوروی نیست، بلكه تلاطم های مهارناپذیر جهان سوم است. وی گوشزد كرد: در جهانی پراز مشاجره و خشونت، ما نمی توانیم بدون سلاح به خارج برویم. شیوه خاص توسعه اقتصادمان سبب می شود كه ما برای رفاه مادی مان به واردات، صادرات و درآمدهای سرمایه گذاری های خارجی وابسته باشیم. حفاظت از جریان نفت خاورمیانه بخش مهمی از منافع حیاتی ماست و ما برای دفاع ازآن هر اقدام مقتضی از جمله توسل به نیروی نظامی را اتخاذ خواهیم كرد.

براون صراحتاً بیان نكرد كه ایالات متحده در پاسخ به تهدیدات داخلی نظیر انقلاب مداخله نظامی خواهد كرد، ولی پس از كناررفتن از سمتش آشكارا گفت: یك موضوع حساس این است كه آیا ایالات متحده باید برای حفاظت از میادین نفتی در مقابل تهدیدات داخلی و منطقه ای اقدامی اتخاذ كند یا خیر. هرگونه تعهد صریح از این نوع احتمالاً تولیدكنندگان نفت را بیش از آن كه آسوده سازد، نگران خواهد ساخت.

برهمین اساس دولت كارتر تشكیل نیروی واكنش سریع را برای به رخ كشاندن قدرت نظامی آمریكا در خلیج فارس آغاز كرد. هدف اساسی این طرح به قول مشاور امنیت ملی كارتر كمك كردن به دولتی دوست در مقابل خطر كودتا بود.

در سال ،1980 ارتش آمریكا رزمایشی با عنوان «شوالیه شجاع» انجام داد كه هدفش حفاظت از ایران در مقابل تهاجم تمام عیار شوروی بود. ارتش چنین نتیجه گرفت كه برای عقب نگه داشتن ماشین جنگی شوروی به 325هزار سرباز نیاز دارد. شاید یك نیروی واكنش سریع با این بزرگی برای مبارزه با دردسرسازان جهان سومی غیرضروری به نظر آید، اما پنتاگون اظهار كرد كه در اواسط دهه 1980 ارتشهای جهان سوم دیگر «بربرهای سرنیزه به دست» نیستند. آمریكا دیگر نمی توانست منطقه را با یك پرچم ثبات بخشد.

هنگامی كه ریگان به قدرت رسید، اعلام كرد: اجازه نمی دهم عربستان سعودی، ایران شود. در دوره حكومت ریگان، سیا مخفیانه چنین نتیجه گرفت كه احتمال تهاجم شوروی به ایران «بعید» است ، زیرا ارتش سرخ به حدكافی گرفتار پیكار با افغانها بود. اما بعیدبودن تهدید شوروی از شتاب ایجاد نیروی واكنش سریع نكاست.

سیاست دوگانه در قبال تهران

* سیاست آمریكا در قبال ایران پیچیده تر بود، زیرا همزمان دو مسیر را می پیمود. از یك سو، مقامات آمریكا چشم اندازبرنامه ای مخفی برای تضعیف دولت تهران را مساعد می دیدند و درعین حال واشنگتن می كوشید با همان دولت ارتباط برقرار كند.

اقدامات آمریكا در تعقیب مسیر نخست آشكارا نشان می داد كه واشنگتن مخالف حكومت] حضرت[ آیت الله خمینی است واز گروههای هوادار دیكتاتور سابق ایران برای مبارزه با دولت تهران حمایت می كرد.

سیا از سال 1982 ماهیانه 10هزار دلار به گروهی در پاریس موسوم به جبهه ملی ایران به ریاست علی امینی می پرداخت كه نقش بسزایی در واگذاری نفت ایران به قدرتهای خارجی پس از كودتای 1953 داشت. آمریكا همچنین از 2گروه شبه نظامی ایرانی مستقر در تركیه حمایت می كرد كه رهبری یكی از آنها برعهده ژنرال بهرام آریانا، فرمانده ارتش شاه بود كه رابطه نزدیكی با شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه داشت.

در سال 1980 دولت كارتر پخش برنامه های مخفی رادیویی از مصر برای ایران را با هزینه 20 تا 30هزار دلار در ماه آغاز كرد. این برنامه ها خواستار سرنگونی دولت ایران وحمایت از بختیار بودند. سایر برنامه ها محتوی ضدشوروی داشتند.

همزمان با این فعالیتها، آمریكا حركت در جبهه دوم را در پیش گرفت: تلاش برای برقراری رابطه با روحانیون ایران براساس علاقه مشتركشان با واشنگتن برای مبارزه با چپگرایان! ریگان پس از افشای رسوایی ایران كنترا در نوامبر 1986 اعلام كرد نیت ایالات متحده یافتن «مسیری برای بازگرداندن ایران به جایگاه سابقش بود كه همانا خانواده كشورهای مردم سالار است».

بنابه گزارش كمیسیون تاور، «آمریكا در سال 1983 كمك كرد تا تهران را متوجه خطر ناشی از نفوذ گسترده حزب كمونیست توده یا كادرهای شوروی و طرفدار شوروی درایران سازد. ایده ایجاد ارتباطی راهبردی با ایران از حمایت گسترده دولت آمریكا برخوردار بود. مثلاً كمیسیون تاور، اظهار كرد كه اگرچه مخالف انتقال سلاح به ایران است ، «گشایشی استراتژیك با ایران شاید به سود منافع ملی آمریكا باشد». باید تصریح كرد كه هدف ازاین گشایش استراتژیك گشودن باب گفت وگو با دشمن سابق نبود، بلكه بخشی از سیاست پیشگیری از دسترسی قابل ملاحظه اتحادیه شوروی به ایران بود. از همین رو، گزارش سیا در 1985 اظهار می داشت هرابرقدرتی كه زودتر به ایران برسد، «در موقعیت نیرومندی برای حذف دیگری قرار خواهد گرفت».

مقابله با موفقیتهای نظامی ایران

* درسال 1984 به دلیل پیروزیهای ایران در میدان نبرد وبهبود مناسبات آمریكا با عراق، واشنگتن شروع به قطع منابع تسلیحاتی ایران از طریق اعمال فشار به متحدان خود برای توقف فروش سلاح به تهران كرد.

كویت پیروزیهای ایران را با نگرانی فزاینده دنبال می كرد. ایران حالا دیگر به كشتی های پهلوگرفته در بنادر كویت حمله می كرد وكویت به منظور دفاع از خود دست یاری به سوی آمریكا برد. در سپتامبر 1986 كویت به واشنگتن ومسكو پیشنهاد داد پرچمهای خود را روی برخی از كشتی ها به اهتزاز درآورند وسپس با ناوگان دریایی خود از آنها محافظت كنند. واكنش اولیه ایالات متحده ولرم بود، ولی وقتی واشنگتن در مارس 1987فهمید شوروی حاضر شده كه پرچمش را روی یازده كشتی كویتی نصب كند، بلافاصله پذیرفت آن یازده كشتی را تحت پرچم خودش محافظت كند.

اما ایران به شدت حملاتش علیه كشتی ها به دلیل حضور نیروی دریایی آمریكا در خلیج فارس افزود. در فاصله 1981 تا آوریل 1987 كه خبر نصب پرچم آمریكا روی كشتی های عربی اعلام شد، ایران به90 فروند كشتی ضربه زده بود، ولی این رقم طی یك سال بعد به 126 فروند رسید. همانطور كه گزارش كنگره خاطرنشان می كرد، كشتیرانی در خلیج فارس از زمان آغاز حضور دریایی آمریكا ناامن تر شده است . درواقع این عراق بود كه در 1981 جنگ نفتكشها را به راه انداخت وتا سال 1984 بدون پاسخ موازی ایران ادامه داد. دوماه پس از تشدید حملات عراق در مارس ،1984 ایران بالاخره شروع به پاسخگویی كرد، اماتعداد حملات عراق بیشتر از ایران بود. واشنگتن در توجیه سیاستش می گفت عراق فقط به كشتی های ایران حمله می كند وحال آن كه ایران نفتكشهای كشورهای بیطرف بخصوص كویت را هدف قرار می دهد.

* حمایتهای گسترده آمریكا ازعراق سبب شد تا در 18ژوییه 1988ایران پذیرش كامل قطعنامه 598را اعلام كند، ولی بغداد آتش بس را نپذیرفت وبه استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی ادامه داد. سرانجام در 6اوت فشار بین المللی عراق را مجاب به پذیرش آتش بس كرد وآن 2هفته بعد به اجرا گذاشته شد. برای واشنگتن مهمترین چیز حفظ وضعیت موجود در منطقه ای استراتژیك بود كه برای پنتاگون وشركتهای نفتی ارزش فراوانی دارد و دو جنگ بعدی خلیج فارس این مسأله را اثبات كرد.

منبع:ZMAGمترجم: گلاره اسد

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:14 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
هدف عراق از به كارگيرى سلاح هاى شيميايى جلوگيرى از پيشروى ناگهانى رزمندگان از مواضع و استحكامات عراق و مهار پيامدهاى سياسى استراتژيك آن بود. تاثيرات روحى و روانى سلاح هاى شيميايى و آثار كاربرد آن در ايجاد پراكندگى در نيروها و از ميان بردن قدرت مقاومت يا پيشروى آنها و اختلال در سازمان رزم مورد توجه عراق بود. 
نظر به اينكه نقطه ثقل قدرت نظامى ايران شامل نيروهاى پياده و اجراى عمليات شبانه بود لذا به دليل اين كه عراقى ها قادر به دفاع در برابر اين تاكتيك ها نبودند براى جلوگيرى از پيشروى  نيروها و ايجاد پراكندگى در ميان آنها از سلاح شيميايى استفاده مى كردند.رييس پيشين طرح هاى هسته اى عراق در مورد تاثير اين سلاح ها بر روى نيروهاى رزمنده ايران گفته است: «در جنگ طولانى عراق عليه ايران روشن شد كه به وحشت انداختن نيروهاى ايران از طريق استفاده از سلاح هاى شيميايى به مراتب موثرتر از تمام توپخانه و بمباران هوايى بود كه مى توانستيم به كار بريم.»
وفيق سامرايى نيز در اين باره گفته است: «اگر كار برد اين سلاح ها نبود اوضاع به ضرر ما شكل مى گرفت. تهيه و توليد سلاح هاى شيميايى و به كارگيرى آن در جنگ آن گونه كه اشاره شد بر پايه تحولات نظامى و نگرانى عراق از احتمال شكست نظامى، تغييرات قابل ملاحظه اى داشته است.
عوامل شيميايى
آن دسته از مواد يا تركيبات شيميايى را كه در صورت انتشار مناسب و تاثير شيميايى منجر به مرگ، آسيب و ناتوانى در انسان و حيوان يا از بين رفتن گياه مى شوند، عوامل شيميايى اند. وسايل كاربرد اين مواد را «جنگ افزار» شيميايى مى گويند. عوامل شيميايى با توجه به مشخصات و اثرات شيميايى چهار دسته عمده را شامل مى شود.
- ناتوان كننده ها كه سبب كاهش توان رزمى نيروهاى مقابل شده، قدرت جنگيدن را از نيروها سلب مى كند.
- عوامل زيان بخش كه موجب ايذا شده و آنها را به ستوه مى آورد و با ضايعات پوستى و اثرات درازمدت به ويژه سرطان زا همراه است.
- عوامل كشنده شامل اعصاب خفه كننده سمى خون است. گاز اعصاب سبب از كار افتادن نيروهاى محركه و مختل شدن سيستم اعصاب مى شود. خفه كننده موجب خفگى و مرگ مى شود و پس از جذب شدن در خون اثرات سمى خود را ظاهر مى كند.
عوامل ضد گياه روى درختان و گياهان اثر مى گذارد و آنها را خشك مى كند و از بارور شدن خاك و رويش گياهان جلوگيرى مى كند.
تهيه و توليد عوامل و جنگ افزار شيميايى
عراق براى دستيابى به اين توان از اقدامات زير بهره جست :
برقرارى مناسبات تجارى با كشورهاى غربى به منظور خريد فناورى، مواد و تجهيزات مربوط به جنگ افزار شيميايى
عقد قرارداد خريد تجهيزات فنى گوناگون با شركت  توليدكننده وسايل شيميايى در آلمان
خريد تركيبات شيميايى مربوط به توليد عوامل اعصاب از غرب به ويژه آلمان و هلند
تاسيس كارخانه هاى ساخت و توليد جنگ افزاز شيميايى به ويژه در شهر سامرا
برنامه سلاح هاى كشتار جمعى عراق به گفته دكتر حسين شهرستانى از دانشمندان هسته اى از سال ۱۳۵۹ آغاز و در بخش شيميايى در سال ۱۳۶۱ به كمك تعدادى از شركت هاى آ مريكايى با استفاده از گاز اعصاب و سارين توسعه يافت. اقدام عراق براى كسب توانمندى بيولوژيك به نوشته دكتر گراهان پى ير سون ( از محققان ساخت عوامل جنگ هاى بيولوژيك در دپارتمان صلح دانشگاه برارد فورد انگليس ) از سال ۱۹۷۶ آغاز شد و يك سال بعد در عراق اجراى ۷۸ پروژه تحقيق و توسعه را در مركز آل سلمان آغاز كرد و سال ۱۹۸۵ قادر به توليد عوامل ميكروبى سياه زخم و سم بوتوليسم بود.
جيمز ويسى رئيس سابق سازمان سيا معتقد است، ميكروب سياه زخم در بسيارى از آزمايشگاه هاى آمريكا قابل دسترسى بود و از سوى كشورهاى مختلف از جمله عراق در دهه ۸۰ توزيع شد.
اقدام عراق براى دستيابى به تكنولوژى و ذخاير شيميايى متعاقب شكست هاى عراق و استفاده از جنگ شيميايى به عنوان يك راه حل ممكن براى مشكلات نظامى اش آغاز شد .
قربانيان اين سلاح
آن گونه كه پايگاه اطلاع رسانى قربانيان سلاح هاى شيميايى آورده است: در حال حاضر نزديك به ۴۵ هزار نفر جانباز شيميايى تحت پوشش درمانى و خدماتى سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران مى باشند كه براساس روش استاندارد و علمى تعيين شدت ضايعه و براساس معيارهاى مورد استناد منابع معتبر علمى و دانشگاهى شدت ضايعات ارگان هاى مختلف در اين افراد به چهار گروه طبيعى، خفيف، متوسط و شديد تقسيم مى گردد.
آخرين آمار موجود تعداد جانبازان شيميايى كشور به تفكيك نوع و شدت ضايعه مطابق جدول ذيل مى باشد:
جمعپوست چشم ريه شدت ضايعه
۴۵۰۰۰۲۵۶۷۰۲۰۶۳۸۱۹۵۵۰طبيعى
۳۷۳۰۰۹۸۲۰۱۲۹۰۰۱۴۵۸۰خفيف
۷۲۶۴۱۵۱۰۲۲۲۴۳۵۳۰متوسط
۱۰۹۶۱۸۴۳۸۶۴۰شديد
توضيح اين كه: برخى از جانبازان داراى هر سه نوع ضايعه ريوى، پوستى و چشمى بوده و برخى از آنها تنها يك يا دو نوع از عوارض را دارا مى باشند.
منبع: راهنماى بهداشت و سلامت جانبازان دكتر مصطفى قانعى، دكتر شهريار خاطرى پژوهشكده علوم پزشكى

رضايى
ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:13 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 * فرانسه و اعطاى يك بمب اتمى به عراق
* سرلشكر وفيق السامرايى( مسوول اسبق بخش ايران در استخبارات عراق)
كمك هاى خارجى فرانسه به عراق به جايى رسيد كه فرستاده آنها به بغداد آمد و با وزير دفاع وقت، عدنان خيرالله ملاقات نمود و به او گفت: «فرانسه به طور جدى زمينه هاى اعطاى يك بمب اتمى به عراق را بررسى مى نمايد. مى توان براى مجبور كردن ايران به توقف جنگ اين بمب را به هدف مشخصى پرتاب نمود.» من تا سال ۱۹۸۴ نسخه اى از اين گزارش را كه با امضاى وزير دفاع براى صدام ارسال شده بود، در يك صندوق ويژه نگهدارى مى كردم.
*حسين كامل (رييس صنايع دفاع عراق) در اين خصوص مى گويد:
«واقعيت اين است كه تلاش ما ساختن بمب اتم بود منتها با قدرت كم، به اين خاطر كه اگر موفق به پيروزى در جنگ نشديم آن را عليه ايران به كار ببريم. صدام سال ۱۹۹۰ را براى استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبى جنگ تعيين كرده بود آن روز تنها چيزى كه براى صدام اهميت داشت به پايان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن عليه ايران بود.»
منابع:
۱- ويرانى دروازه هاى شرقى ( وفيق السامرايى)
۲- روزنامه السفير لبنان ۲۹/۱/۱۹۹۶
* مقام نخست آلمان در توسعه تسليحات شيميايى عراق
* كنت تيمرمن، محقق و نويسنده امريكايى:
«شركت آلمانى كارل كولمب سرانجام ۶ خط توليد سلاح شيميايى جداگانه به نام هاى احمد،محمد، عيسى، عانى، مداى و قاضى در مجتمع سامره ايجاد كرد.
اولين آنها درسال ۱۹۸۳ و آخرين شان درسال ۱۹۸۶ تكميل شدند. از گاز خردل و اسيد پروسك تا گازهاى عصبى سارين و تابون دراين كارخانه توليد مى شدند.
بى ترديد اين بزرگترين كارخانه سلاح شيميايى در جهان بود.»
* راديو بى بى سى به نقل از مجله اشپيگل:
«هيچ كشورى به اندازه آلمان چنين كمك تحقيقاتى و توليدى به عراق در تهيه يك نوع سلاح كشنده
و تعيين كننده نكرده است.»
منابع: ۱- سوداگرى مرگ ۲- ما اعتراف مى كنيم
* ايتاليا به باشگاه حاميان بين المللى عراق مى پيوندد
* كنت تيمرمن محقق و نويسنده امريكايى:
«درآوريل ۱۹۷۲ تنها حلقه اى مفقوده در برنامه توليد سلاح هسته اى عراق، آزمايشگاه بازآمايى و استخراج پلوتونيوم از سوخت مصرفى رآكتور بود. اين حلقه مفقوده را شركت اسنيا تچينت، ازمراكز هسته اى ايتاليا پر كرد. براساس اسنادى كه مدير پيشين اين شركت فرعى گروه فيات ارايه كرده است اين شركت با فروش چهار آزمايشگاه هسته اى و سه سلول داغ به كميسيون انرژى اتمى عراق موافقت كرده است. به اعتقاد ويلسون مدير بخش فيزيك دانشگاه  هاروارد اين پروژه ايتاليايى سالانه ۸ كيلوگرم پلوتونيوم در اختيار عراق قرار مى داد كه براى توليد يك بمب اتم كافى بود، درست چند روز قبل ازحمله صدام به ايران، عراق اعلام كرد كه ايتاليا را به عنوان شريك عمده و اصلى خود براى تجهيز نيروى دريايى و تربيت پرسنل عراق انتخاب كرده است. همچنين مقرر شد ۱۲۰۵ افسر نيروى دريايى عراق در ايتاليا دوره ببينند. اين ترجيح دادن ايتاليا بر فرانسه و شوروى يك دليل استراتژيك داشت نه فنى؛ عراق مى خواست باشگاه حاميان بين المللى خود را توسعه و تقويت نمايد.»
منبع: كتاب سوداگرى مرگ (تيمرمن)

ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:12 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
الف ـ آمريكا
اين كشور اصلي‌ترين مشوق صدام براي حمله به ايران بود. آمريكائي‌ها كه مي‌ديدند با سقوط نظام شاهنشاهي در ايران دستشان از منابع عظيم نفت كشورمان كوتاه شده است، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي شروع كردند به دشمني و حمله به آن. حمله نظامي در صحراي طبس كه با امدادهاي الهي شكست خورد، كودتاي نوژه و سازماندهي دهها توطئه ديگر از جمله اقدامات دولت آمريكا بود.
وقتي آمريكايي‌ها از همه اين توطئه‌ها نتيجه‌ايي نگرفتند، صدام را تشويق كردند كه به ايران حمله كند و در اين راه همه اطلاعات مهمي كه مستشاران نظامي آمريكا از ايران با خود‌ برده و اطلاعاتي كه هواپيماهاي جاسوسي آواكس آمريكا كه در عربستان مستقر بودند، در اختيار فرماندهان ارتش عراق قرار مي‌گرفت. علاوه بر اينها د رسازمان ملل و ساير سازمانهاي جهاني با حمايت از عراق از اينكه جهانيان حرف حق ايران را بشنوند، جلوگيري مي‌كردند.
وقتي در سال دوم جنگ ايراني‌ها نيروهاي اشغالگر را از خاك خود بيرون كردند،دولت آمريكا همزمان چهار عمليات را براي حمايت از صدام و بر عليه ايران آغاز كرد
1-    عمليات استانچ: شامل تلاشهاي ديپلماتيك براي شناسايي مبادي ورود سلاح و جلوگيري از ارسال تجهيزات جنگي به ايران بود.
2- عمليات مالي: در اين عمليات تلاش مي‌شد نيازهاي مالي عراق از طريق شركتهاي آمريكايي تأمين شود.
3- عمليات اطلاعاتي: در اين عمليات، اطلاعات نظامي مورد نياز عراق از ايران تأمين و در اختيار عراق قرار مي‌گرفت.
4- عمليات ضد ايراني در سازمانهاي بين المللي: شامل محكوميت ايران در اين سازمانها و جلوگيري از انتقال صحبتهاي به حق مسئولين ايراني به ديگر كشورها و سازمانهاي بين المللي.
-‌هاوارد تيچر، عضو شوراي امنيت ملي دولت آمريكا در زمان رياست جمهوري رونالد ريگان گفته است: «آمريكا براي صدام حسين كاري كرد كه تا آن روز براي هيچ يك از نزديكترين متحدان خود نكرده بود».
كمكهاي مالي و اقتصادي عظيمي كه در ظاهر به نام وام كشاورزي از طرف آمريكا به عراق پرداخت مي‌شد، در جنگ عليه ايران به كار گرفته ‌شد. اين كمكها در مواقعي كه حكومت صدام رو به سقوط بود به بانك‌هاي عراق روانه مي‌شد.
وقتي در آخر جنگ آمريكايي‌ها از همه اين كمك‌هايي كه مي‌كردند نتيجه مورد نظرشان را نگرفتند، بصورت مستقيم با ايران وارد جنگ شدند.
ب ـ شوروي سابق يا روسيه فعلي
بيشترين اسلحه مورد نياز عراقي‌ها در طول جنگ توسط روسها تأمين مي‌شد. اين كشور با سرازير كردن سيل تجهزات و جنگ افزارهاي مدرن، كمك خيلي زيادي به صدام كرد.
پيشرفته‌ترين هواپيماهاي جنگي، هلي‌كوپتر، تانك و سلاحهاي ديگر از جمله تسليحاتي بود كه روسها در طول هشت سال جنگ به عراق دادند.
علاوه بر آن ژنرالهاي روسي در طراحي و ساخت استحكامات دفاعي و موانعي كه ارتش عراق براي جلوگيري از حملات رزمندگان ايراني نياز داشت، ارتش عراق را ياري مي‌دادند و با حضور در بخشهاي مهندسي ارتش عراق به آنها براي ساخت اين موانع مشاوره و كمك مي‌كردند.
فرماندهان ارتش روسيه با حضور در ارتش عراق، فرماندهان عراقي را آموزش نظامي مي‌دادند و راههاي مقابله با حملات رزمندگان اسلام و حمله به ايران را به آنها مي‌آموختند.
ج ـ اروپا
كشورهاي اروپايي كمكهاي فراواني به عراق كردند و دو كشور فرانسه و آلمان بيشتر از بقيه، موقعي كه صدام و حاكمان كشورهاي عربي از دفع حملات كوبنده رزمندگان ايران درمانده شده بودند و به هر دري مي‌زدند تا جلوي شكستهاي پي در پي ارتش عراق را بگيرند، اروپائي‌ها هر چه در توان داشتند تقديم آنها كردند. فرانسه اولين سري هواپيماهاي جنگي پيشرفته ميراژ 2000 را بدون اينكه در ارتش خود به كارگيري نمايد به عراق داد تا از آنها عليه ايران استفاده كند.
هواپيماهاي سوپر اتاندارد، هلي كوپترهاي سوپر فرلون و موشكهاي ليزري اگزوسه كه از آخرين دستاوردهاي صنعت نظامي فرانسه بود، در اختيار ارتش عراق قرار گرفت. البته هواپيماهاي سوپراتاندارد به دليل گران بودن و يا دلايل ديگر به ارتش عراق اجاره داده شد تا خلبانان عراقي با استفاده از آنها به راحتي بتوانند رزمندگان اسلام و شهرهاي ايران را بمباران كنند.
وقتي همه اين كمكها نتوانست ارتش شكست خورده صدام را نجات دهد، آلماني‌ها با ارسال مواد شيميايي واعزام كارشناسان خود به ياري ارتش صدام شتافتند و عراق را در ساخت بمبهاي شيميايي ياري دادند. صدام توانست با استفاده از اين كمكها 6000 تن بمب شيميايي عليه مردم ايران به كار گيرد. ارتش صدام فقط 1100نفر را در شهر سردشت و ساير نقاط ايران و 5000 نفر را در شهر حلبچه با استفاده از اين سلاحها به شهادت رساند.باگذشت سالها ازپايان جنگ هرروزشاهدهستيم مصدومين شيميا يي به كاروان شهدامي پيوندند.
شكست ناپذيري ايران؛ اروپائيان را وادار كرد با اعزام كارشناسان نظامي به ياري ارتش شكست خورده صدام بشتابند و با كمكهاي فراوان خود از سقوط صدام جلوگيري كنند. با گذشت بيش از 16 سال از پايان جنگ، عراق هنوز نتوانسته كمكهاي اروپائيان را پرداخت وجبران كند.
در ميان اروپايي‌ها، كشورهاي ايتاليا و بلژيك با ارسال موشكهاي پيشرفته ضد زره و كمك به عراق در ساخت توپخانه دوربرد و بخشهاي ديگر ارتش اين كشور، از جمله حاميان عراق بودند. اروپايي‌ها در حمايت از صدام تا آنجا پيشرفتند كه فقط مبلغ 000/000/000/575  دلار فقط كمك مالي در اختيار عراق قرار دادند.
د ـ كشورهاي عربي
اين كشورها با داشتن جمعيت چند صد ميليوني و بيشترين منابع نفت و  گاز دنيا، عمده‌ترين پشتيبان عراق از نظر مالي، نيروي انساني و سرزميني بودند.
در ميان اسراي جنگي كه د رايران بودند اتباع بيش از دوازده كشور حضور داشتند. يعني دوازده كشور با اعزام نيروي نظامي عراق را در جنگ عليه ايران ياري مي‌دادند.
حضوراسيراني ازسربازان کشورهاي اردن، مصر،‌ مراکش، سودان،‌ سومالي، کشورهاي عربي خليج فارس و ... نشاندهنده ي اعزام نيروي انساني ازسوي کشورهاي عربي به عراق است.
كشورهاي عربي با پرداخت پولهاي كلان به عراق كه د رظاهر وام بود و هيچگاه حتي يك دينار آن را هم از عراق باز پس نگرفتند، اين كشور را ياري مي‌دادند. در مواقعي كه عراق به خاطر حملات ايران قادر به صدور نفت خود نبود، اين كشورها به جاي عراق نفت صادر مي‌كردند و پول آن را به عراق مي‌دادند.
بخش‌هايي از سرزمين بعضي از اين كشورها تا پايان جنگ د راختيار عراق بود و عراق از آنجا عليه شهرها و كارخانه‌هاي ايران حمله هوايي انجام مي‌داد.
حتي آسمان اين كشورها هم در اختيار عراق بود و هواپيماهاي عراقي براي حمله به كشتي‌ها و مناطق حساس در خليج فارس و تنگه هرمز و استان‌هاي جنوبي كشورمان از آسمان اين كشورها استفاده مي‌كردند.
هـ ـ ساير كشورها
علاوه بر اين، كشورهايي مثل برزيل و آرژانتين كه در صنعت نظامي در آن زمان تقريباً پيشرفته بودند، تسليحاتي را در اختيار عراق قرار مي‌دادند.
ساير كشورها هم يا توانايي كمك به عراق رانداشتند، مثل كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقايي يا آنكه بي‌طرف بودند: مثل تركيه و پاكستان.
 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی
 

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:11 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
ابعاد تازه‌اي از همكاري‌هاي كشورهاي اروپايي مدعي حقوق بشر و دموكراسي با صدام معدوم در خلال جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران و در جنايات جنگي صدام عليه ملت ايران فاش شد.
منابع عراقي كه براي اولين‌بار ابعاد اين ماجرا را فاش مي‌سازند پرده از نكات تازه‌اي در اين خصوص برمي‌دارند.
به گزارش سايت ساجد به نقل از ايسنا، براساس اين اسناد، پس از شكست كودتاي نوژه در تابستان 1359 ، با اشاره ايالات متحده آمريكا و تشويق جيمي كارتر رييس‌جمهور وقت آمريكا چراغ سبز براي حمله صدام به ايران به ديكتاتور عراق نشان داده مي‌شود. آمريكا و كشورهاي غربي كه براساس معادلات نظامي و قدرت نظامي عراق اميدوار به ساقط ‌كردن جمهوري اسلامي ايران بودند در همين حال به صدام اعلام مي‌كنند ميدان براي كليه ابتكارات وي بر عليه جمهوري اسلامي ايران باز است.

منابع عراقي اظهار مي‌دارند: براساس اسناد جديدي كه اخيرا به دست آمده است، سازمان ملل متحد و دبيركل وقت آن براساس همين حمايت‌هاي آمريكا و كشورهاي اروپايي در برابر جنايت صدام و تجاوز همه‌جانبه‌اش به ايران در ماه‌هاي آغازين جنگ تحميلي سكوت اختيار كرد و اين درحالي بود كه مناطق مسكوني و غيرنظامي، مدارس و بيمارستان‌ها توسط موشك‌ها و هواپيماهاي رژيم بعثي عراق در ايران به خاك و خون كشيده مي‌شدند.

براساس اين اسناد، در جريان بازرسي كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد كه پس از جنگ سال 1991 ميلادي آمريكا و متحدانش با عراق فاش شده است آمريكا و كشورهاي غربي براساس اسناد داخلي خود و شركت‌ها و كمپاني‌هايي كه سلاح به صدام فروخته بودند كليه مراكز حساس و سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق را منهدم ساختند و به همين دليل تيم‌هايي از نظاميان فاقد اطلاعات آمريكا، انگليس، آلمان، هلند، ايتاليا و چند كشور اروپايي ديگر در كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد حضور داشتند تا يكي پس از ديگري سلاح‌هايي كه در زمان جنگ تحميلي كه صدام براي جنايات جنگي عليه ايران داده شده بود را از بين ببرند.

در يكي از اين اسناد آمده است: صدام مقادير زيادي از موشك‌ها و بمب‌هاي هدايت‌شونده را در كف يك رودخانه كم‌عمق در مركز عراق پنهان كرده بود كه پس از فشارهاي مأمورين اطلاعاتي غرب كه در كميته خلع سلاح حضور داشتند اين مهمات كشف و سپس نابود شد.

منابع عراقي اظهار مي‌دارند بيش از 16 هزار صفحه اسناد همكاري‌هاي رژيم صدام با كشورهاي اروپايي كه منجر به تجهيز رژيم ديكتاتور عراق براي تجاوز و جنايت در حق ملت ايران بوده است توسط دولت موقت اياد علاوي نخست‌وزير گماشته شده آمريكا در آغاز اشغال عراق به نظاميان اشغالگر آمريكايي تحويل شده است.

در اين اسناد انتقال لوله‌هاي فولادي براي ساخت توپخانه بسيار سنگين و دوربرد از كشور انگليس به رژيم صدام افشا شده است.

در بخش همكاري‌هاي آلمان با رژيم صدام به غير از همكاري‌هاي شركت‌هاي شيميايي آلماني در جهت ساخت بمب‌هاي مهلك شيميايي به مقادير ديگري از انتقال تجهيزات از جمله مسلسل‌هاي سنگين نيز اشاره شده است.

در همين حال در بخش اسناد مربوط به كشور هلند نيز حجم وسيعي از ردپاي اين كشور در تجهيز شيميايي رژيم صدام و همچنين ارسال مهمات به وسيله كانتينر از بندر رتردام به مقاصد بنادر عقبه در اردن و جده در عربستان نيز مورد اشاره واقع شده است.

فرانسه كه بيشترين حجم اسناد نظامي همكاري‌هاي دول غربي با صدام را دارد در اين اسناد كلكسيوني از سلاح‌هاي مرگبار براي ارسال به عراق در دوران جنگ تحميلي را به خود اختصاص داده است. در يكي از اين معاملات با واسطه فرانسه نفربرهاي پيشرفته همراه با رادارهاي ردياب نيروهاي زميني عمل‌كننده براي جلوگيري از حملات رزمندگان اسلام مورد اشاره قرار گرفته است.

ايتاليا نيز در اين اسناد مورد اشاره واقع شده است. دولت وقت ايتاليا در دوران جنگ تحميلي موافقت نموده كه مسلسل‌هاي سبك، انواع خمپاره و همچنين مين‌هاي بسيار پيشرفته در اختيار رژيم صدام قرار گيرد.

در بخش‌هاي ديگري از اين اسناد به همكاري نظامي يوگسلاوي سابق، بلغارستان و چند كشور اروپاي شرقي نيز اشاره شده است.

همچنين اين اسناد فاش مي‌سازند تعدادي از خلبانان غربي و همچنين خلباناني از كشورهاي استراليا و نيوزيلند با نيروي هوايي رژيم صدام همكاري در پايان جنگ داشته‌اند و حداقل پنج خلبان غربي در تاريخ 29 فروردين 1367 در جريان نبردهاي فاو با هواپيماهاي عراقي به مواضع نيروهاي ايراني حمله كرده‌اند كه از جمله آن را مي‌توان به حمله به پل نظامي بعثت كه برروي اروندرود نصب شده بود اشاره كرد. فيلم حمله به اين پل نظامي نيز در اختيار نيروهاي اشغالگر آمريكايي قرار گرفته است.

منابع عراقي در پايان افشاگري خود اشاره مي‌كنند كه از اواسط جنگ تحميلي بهاي بسياري از اين سلاح‌هاي مرگبار به وسيله چك‌هاي صادرشده از طرف دولت‌هاي كويت و عربستان صعودي پرداخت شده است تا رژيم صدام همچنان بر عليه ايران مرتكب جنايات جنگي شود.

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:10 PM ] [ علي رضا کلامي ]

درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:30624
تعداد کل مطالب : 154
تعداد کل نظرات : 49
تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 20 شهریور 1388