یه نفر مثل همه آدما
دیگر امکانات

 
استكبار جهانى پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران به شيوه هاى گوناگون كوشش مى كرد بر پيكر نوپاى انقلاب ضربه بزند، چرا كه اين انقلاب موجب شده بود منافع بسيارى از ابرقدرت ها در ايران بطور جدى آسيب ببيند و آنها در پى دستيابى مجدد به منافع از دست رفته ترفندهاى مختلفى را آغاز كردند.

يكى از اين ترفندها ايجاد اختلاف هاى قومى و ملى و مسلح كردن گروه هاى چپ عليه نظام بود كه با هوشيارى به موقع رهبر كبير انقلاب و زعامت قاطع ايشان، اين نقشه استكبار نقش بر آب شد.
استعمارگران وقتى از نقشه فوق نااميد شدند، رژيم بعثى عراق را كه در دشمنى با انقلاب اسلامى ايران از همان ابتدا شهره آفاق بود براى تجاوز آشكار به سرزمين جمهورى اسلامى ايران تحريك كردند.
سردمداران عراق كه مترصد فرصتى بودند تا با ديدن چراغ سبز استكبار حمله خود را آغاز كنند، در تاريخ ۳۱ شهريورماه ۱۳۵۹ با استفاده از ۱۲ لشگر و بهره گيرى از امكانات تسليحاتى پيشرفته غرب و شرق، هجوم سراسرى خود را از تمامى مرزها به ميهن اسلامى آغاز كردند.
هرچند عامل مهمى كه سردمداران سفاك عراق را در تجاوز به خاك ايران تشويق و ترغيب كرد، تجزيه و تحليل ناشيانه اى بود كه دستگاه هاى جاسوسى و اطلاعاتى غرب از شرايط داخلى ايران ارائه داده بودند. اين تحليل ها با توجه به بى ثباتى در ارتش به دليل نابسامانى هاى موجود داخلى، تزلزل فرماندهى، بى انضباطى، كاهش مدت سربازى از دو سال به يك سال، تعويض پى در پى فرماندهان و خيانت هاى بنى صدر موجب شده بود كه آنان بر ناتوانى ارتش در مقابله با تجاوز كشورهاى خارجى، حساب مستقلى بگشايند اما دلاورمردى هاى نيروهاى زمينى ارتش ج.ا.ا به همراه ساير نيروهاى مسلح در دفاع از كيان اسلام و ميهن ثابت كرد كه اين اطلاعات اجانب از اوضاع كشور كاملاً غلط است.
قبل از حمله سراسرى رژيم عراق در شهريور ،۱۳۵۹ حملات پراكنده اى در بعضى از مناطق غرب و شمالغرب توسط هواپيما و توپخانه ارتش بعث به مناطق و روستاهاى مرزى ايران صورت گرفت و همچنين عوامل مسلح و مزدور از داخل خاك عراق به كردستان ايران وارد شده و حوادثى در آنجا به وجود آوردند.
پس از تجاوز حكومت عراق به خاك اسلامى ايران، غيورمردان نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران مشتاقانه مسئوليت خطير حراست و پاسدارى از كيان مقدس ج.ا.ا را به دوش گرفته و مردانه براى اداى اين وظيفه سنگين قيام كردند. اين دلاورمردان هنوز از دفع اشرار در كردستان و آذربايجان غربى بطور كامل فارغ نشده بودند كه همزمان قسمتى از آنها براى بازگشت امنيت در آن مناطق به وظايف خود ادامه دادند و قسمت عظيمى از آنها براى مقابله با مزدوران بعثى به مرزهاى غرب و جنوب اعزام شدند.
غيورمردان نزاجا به همراه ساير برادران نيروهاى مسلح موفق به دفع تجاوز و سركوب متجاوزان شدند و در اين راه شهداى گرانقدرى را به اسلام تقديم كردند و در پيروزى هاى درخشان هشت سال دفاع مقدس آنچه در توان داشتند براى دفع متجاوز و كسب پيروزى و افتخار انجام دادند و توانستند توانايى و استعداد وصف ناپذير خود را نشان دهند كه نيروهاى كارآمد، پرافتخار و پرقدرتى مى باشند كه آمادگى انجام هر مأموريتى را دارند.
حوادث و رويدادهاى ۸ سال نبرد ثابت كرد كه درگير بودن در جنگ و برخوردارى از باورها و ارزش هاى اسلامى از ارتش ما نيرويى مقاوم و مؤثر ساخته است.
حضور و آمادگى دفاعى چهره قهرمان نيروى زمينى ارتش در مرزهاى غرب و جنوب كشور در آن شرايط نامناسب جغرافيايى و سرما و گرماى طاقت فرساى مناطق با وجود كمبودها و محاصره ها در اكثر صحنه هاى رزم و پيكار همگام و همدوش با ساير نيروها عامل مهمى براى خارج ساختن از سرزمين هاى اشغال شده ميهن عزيز از چنگال متجاوزان و در هم شكستن پشت سپاهيان كفر بود.
نيروى زمينى ارتش ج.ا.ا در طول هشت سال دفاع مقدس ۴۵ عمليات گسترده و مؤثر عليه نيروهاى متجاوز انجام داده است كه اين عمليات ها منجر به آزادسازى بخش عمده اى از خاك اشغال شده جمهورى اسلامى ايران شد و ضربات جبران ناپذيرى بر ماشين جنگى عراق وارد ساخت. عمليات هايى همچون عمليات ثامن الائمه(ع)، طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس و...
اكنون كه بيش از ۱۸ سال از پايان جنگ مى گذرد، نزاجا ضمن حفظ و ارتقاى آمادگى و توان رزمى خود در خودكفايى تلاش كرده و در صحنه سازندگى كشور حضور فعال و مؤثرى داشته است و هم اكنون يكى از مقتدرترين نيروها در سطح كشور و منطقه است.

سرهنگ ستاد محمدمسعود بهمنى
روزنامه ایران 860203
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 1 آذر 1388 2:00 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
با پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلا‌می در ایران دشمنان اسلا‌م که شاهد طلوع و حیات دوباره آفتاب درخشان اسلا‌م در دهه‌های پایانی قرن حاضر بودند، درصددبرآمدند تا ابتدا با کنترل و هدایت جریانات سیاسی و نفوذ بر آنها این انقلا‌ب الهی را به انحراف بکشانند.
جبهه ضد اسلا‌می و ضد انقلا‌بی، کودتا و ایجاد آشوب و ناامنی در استان‌ها را نیز تجربه کرد اما امت مسلمان و بیدار و آگاه ایران به یاری خداوند منان و به رهبری حضرت امام(ره) آتش فتنه‌ها را خاموش نمود.
از نظر متحدان جبهه ضد اسلا‌می، تحمیل یک جنگ اقدامی بود که می‌توانست انقلا‌ب اسلا‌می و نظام نوپای جمهوری اسلا‌می را به شکست بکشاند و این شجره طیبه را از ریشه برکند. شرایط ناشی از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می و فروپاشی نظام منحط ستم‌شاهی ووضعیت ارتش جمهوری اسلا‌می که در حال تحول و تبدیل شدن به یک ارتش اسلا‌می بود و از سویی با دسیسه‌ها واقدامات عناصر نامطلوب تضعیف شده بود، این خیال واهی را واقعی جلوه می‌داد.
سرانجام رژیم عراق پس از مقدمه‌چینی‌ها وایجاد تشنج در روابط دو کشور و تلا‌ش در مشوش نمودن اذهان سازمان‌ها و نهادهای بین المللی، درتاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۵۹ به طور یک جانبه عهد‌نامه ۱۹۷۵ را لغو و متعاقبا در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله گسترده و همه جانبه را به مرزهای ایران آغاز نمود. ارتش متجاوز عراق که به قصد تصرف چند روزه به ایران آمده بود به مدت ۳۴ روز در پشت درواز‌ه‌های خرمشهر ماند.
مقاومت نیروهای مردمی و ایثارگری رزمندگان اسلا‌م سبب شد تا نیروهای متجاوز عراق با وجود موقعیت‌های اولیه نه تنها نتوانستند به اهداف اولیه خود دست یابند بلکه حرکت و پیشروی آنها متوقف و سد گردیدو این فرصتی مغتنم برای نیروهای مدافع بود تا درمرحله بعد او را به عقب برانند و مناطق اشغالی را باز پس گیرند.
یک روز بعد از عزل بنی‌صدر، عملیات فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا در منطقه دارخوین و شرق کارون با شرکت یگان‌هایی از ارتش جمهوری اسلا‌می ایران و سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می اجرا شد که در نتیجه آن، نیروهای متجاوز عراق از جنوب آبادی سلیمانیه و محمدیه در شرق کارون به عقب رانده شدند.
در عملیات پیروزمندانه ثامن‌الا‌ئمه(ع) که در ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ با شرکت یگان‌هایی از ارتش و سپاه و در لبیک به پیام حضرت امام(ره) مبنی بر شکست حصر آبادان انجام گرفت. نیروهای عراقی به غرب رودخانه کارون عقب رانده شدند و محاصره آبادان شکسته شد. پس از عملیات ثامن‌الا‌ئمه(ع) تدبیر عملیات فرماندهان و مسئولا‌ن ارتش و سپاه بر این اساس قرار گرفت تا با انجام عملیات‌های برق آسا نیروهای دشمن را در یک منطقه منهدم نمایند و با اتکا به موانع طبیعی و صرفه‌جویی در قوا نیروهای آزاد شده را در جای دیگر به کار گیرندو روند عملیات را به گونه‌ای تنظیم و اجرا کنند که سرنوشت جنگ هر چه زودترتعیین شود. با تشریک مساعی فرماندهان ارتش وسپاه طرح‌های دوازده‌گانه کربلا‌ تهیه و به تصویب شورای عالی دفاع رسید، پیوستگی طرح‌های قید شده و آینده‌نگری موجود در آنها سبب شد تا نیروهای رزمنده اسلا‌م در کمتر از ۸ ماه پس از عملیات ثامن‌الا‌ئمه(ع) موفق شدند با عملیات‌های <طریق‌القدس>، <فتح‌المبین>، <بیت‌المقدس>، <کربلا‌ی ۱ و ۲ و ۳> نیروهای عراقی را از بیشتر مناطق اشغالی بیرون برانند.
شکست‌های پیاپی عراق درمنطقه آبادان و خرمشهر آمال باطل و توسعه‌طلبانه عراق را جهت کنترل خلیج‌فارس و منابع عظیم‌اقتصادی آن بر باد داد، به طوری که با مهار شدن پیشروی ارتش عراق و اتخاذ وضعیت پدافندی حکومت بعثی ریاکارانه مساله صلح وحل اختلا‌ف از طریق مذاکرات سیاسی را عنوان کرد.
بدین ترتیب با وجود توفیق نسبی که ارتش عراق با اشغال خرمشهر ومحاصره آبادان در روزهای نخست تجاوز به دست آورده بود، با تلا‌ش جان بر کفان ارتش و سپاه، وضعیت تهاجم نیروهای عراقی به کلی متوقف شد. ماشین جنگی متجاوز پشت مواضع پدافندی نیروهای مسلح ایران زمین‌گیر شد و در سه مرحله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید از لوث وجود دشمنان پاکسازی شد و بیش از پنج هزار کیلومتر ازخاک میهن اسلا‌می از تسلط اجانب آزاد گردید. نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلا‌می ایران درطول دفاع ۸ سال دفاع مقدس آن چه در توان داشتند برای دفع تجاوز و کسب پیروزی و افتخار انجام دادند و شاهد ثابت این امر واقعیتی است که حضرت آیت‌ا... العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌می و فرماندهی کل قوا در دیدار فرماندهان و پرسنل ارتش بر آن تاکید فرمودند: اگر ارتشی در میدان باشد که جنگ را در میدان‌های واقعی نبرد تجربه نکند این ارتش یک ارتش واقعی نیست. لا‌اقل یک ارتش سرافراز نیست اما آن ارتشی که جنگ رابا پوست و استخوان خود آن هم نه یک روز و دو روز بلکه بیش از ۸سال لمس می‌کند. این یک ارتش آبرومند و سرافراز است.
ارتش جمهوری اسلا‌می ایران در اجرای ماموریت و وظایف الهی خود شهدای بسیاری را تقدیم اسلا‌م کرد. شهیدان گرانمایه‌ای که در اجرای فرمان حق و و در طلب قسط قیام کردند و به مصاف با اصحاب شیطان برخاستند و با تیغ ستم‌سوز خود لا‌شه ظلمانی کفر را از هم شکافتند و پای بر حلقوم کفار فشردند.
گواه صادق بر این مدعا تقدیم بیش از ۴۸۰۰۰ شهید و ۲۰۰ هزار جانباز ارتش جمهوری اسلا‌می است.
       
   
   
            سروان سعید امیری    
            روزنامه سیاست روز    
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 1 آذر 1388 1:58 PM ] [ علي رضا کلامي ]
با شليك اولين گلوله توپ تانك تى ۷۲ توسط صدام حسين از پادگان بعقوبه در ساعت ۰۰:۱۲ روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ ارتش عراق هجوم وسيع و از پيش تدارك شده اى را در طول ۱۳۰۰ كيلومتر مرز مشترك به سرزمين مقدس جمهورى اسلامى ايران آغاز نمود تجاوزى كه منجر به يكى از طولانى ترين و ويرانگرترين جنگ هاى تاريخ گرديده و در عين حال يكى از افتخارآميزترين حماسه هاى پرشور ميهن عزيزمان را رقم زد.
جنگى كه قريب ۸ سال بر دوش مردم قهرمان ايران سنگينى كرد و هنوز هم آثار و تبعات ناشى از آن محو نشده است.
گرچه اين جنگ خونبار تلفات و ضايعات فراوانى براى ملت و مملكت اسلاميمان به بار آورد ليكن برخلاف جنگ هاى گذشته نه تنها قسمتى از سرزمين مقدس ما منتزع نگرديد بلكه ملت ما هيچگونه قرارداد ذلت بار و يا عذرخواهانه اى را نپذيرفت.
بديهى است اين همه مرهون و مديون رشادت ها و ايثارگرى هاى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران اعم از ارتش، سپاه و جهادگران و بالاخره ملت رشيد ايران در سايه تدبير و تدبر سازش ناپذير رهبرى جمهورى اسلامى و همگان در پرتو توجهات ذاتى بزرگ خداوندگارى ميسر گرديد.
ارتش بعث عراق زمانى حمله ناجوانمردانه خود را به كشور جمهورى اسلامى آغاز نمود كه نظام نوپاى انقلابى به شدت با مشكلات عديده اى درگير بوده و ارتش نيز كه خود در متن اين وقايع قرار داشت در شرايط نامساعد به تنظيم امور به هم ريخته خود مشغول بود.
صدام حسين در كنفرانس سران عرب در طايفه عربستان (مردادماه ۵۹) چنين عنان كرده بود:
«اوضاع براى توسعه مرزهاى عراق و تغيير وضعيت ژئوپولتيكى آن كشور كاملاً مساعد است، ارتش ايران فاقد هرگونه توانايى براى مقابله با ارتش عراق بوده و لذا حمله ما به ايران بيش از يك تفريح نظامى براى ارتش قدر عراق نيست.»
حال به منظور تجسم هرچه بهتر نقش نيروى زمينى در هشت سال دفاع مقدس لازم به نظر مى رسد كه در آغاز مرورى بر روند عمومى نيروى زمينى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى داشته به طور كلى با ساختار واقعى آن به هنگام آغاز عمليات تهاجمى دشمن آشنا شويم، لذا در اين جهت مطالب مورد نظر در سه بخش به شرح زير خلاصه مى شوند:
۱- نيروى زمينى قبل از آغاز جنگ
۲- نيروى زمينى هنگام شروع جنگ
۳- نيروى زمينى در طول جنگ و نقش اساسى آن

* بخش يكم: نيروى زمينى قبل از آغاز جنگ

نيروى زمينى قبل از انقلاب و آغاز جنگ داراى سه لشكر پياده، سه لشكر زرهى، يك تيپ پياده مستقل، يك تيپ هوابرد، ناوگان هوانيروز، سه گروه توپخانه و دو گروه مهندسى رزمى بوده كه داراى آموزش، انضباط و تجهيزات مطلوب و كارآمد بود. از آن جا كه رژيم گذشته سوداى ژاندارمى منطقه را در سر مى پروراند، براى وصول بدين منظور از تلاش براى داشتن ارتشى نيرومند و قدر از هيچ اقدامى كوتاهى نكرد و لذا در زمينه سازماندهى، آموزش و تجهيزات و توسعه فروگذار نمى كرد.
رژيم گذشته به عنوان ابزارى براى حفظ حيات خود، احساسات وطن پرستى و ايران دوستى را در ارتش تبليغ نموده، زيركانه خود را نماد و مظهر چنين ناسيوناليستى قلمداد مى كرد. صيانت از حكومت سلطنتى نيز در كنار حراست از سرزمين و امنيت ملى كشور جزء وظيفه و مأموريت ارتش به حساب مى آمد و لذا يكى از ويژگى هاى ارتش نيز علايق تند وطن پرستانه بود.
از طرفى افسران و درجه داران ارتش و به ويژه نيروى زمينى از ميان جوانان با استعداد طبقات متوسط و مستضعف جامعه بوده كه به خاطر موقعيت اجتماعى نسبتاً خوب ارتش در مقايسه با ساير مشاغل ادارى يا آزاد جذب اين سازمان مى شدند.
سربازان وظيفه كه عموماً ۶۰درصد استعداد نيروى زمينى را تشكيل مى دادند از عامه مردم و اكثراً روستاييان بودند. اقشار سه گانه فوق با توجه به حوزه وظايف و مسووليت خود تحت تعليم و تربيت نظامى قرار گرفته و افرادى وطن خواه و وظيفه شناس بار مى آمدند، اما به رغم تلاش رژيم براى وابسته كردن اين نيروها به خود، به دليل علايق و رشته هاى ناگسستنى فرهنگى، خانوادگى و مذهبى، بيشتر به عمق جامعه پيوند خورده و خواست ها و تمايلات اكثريت را داشته اند تا پيوستگى و وابستگى به اقليت حاكم.
همين علايق و وابستگى ها بود كه با مشاهده بعضى از نارسايى ها و مفاسد اجتماعى كه عيان مى شد، افسران و درجه داران روشنفكر نسبت به مشروعيت و مقبوليت رژيم و خانواده سلطنتى دچار شك و ترديد گرديده، رگه هايى از بدبينى در آن ها شكل مى گرفت، به همين جهت ملاحظه مى كنيم كه با افروخته شدن آتش انقلاب و اوج گيرى احساسات و حركت مردم عليه رژيم بدنه ارتش به سمت انقلاب متمايل گرديد.
اين اعتقاد وجود داشت كه با جايگزينى يك حكومت مردمى مترقى به جاى رژيم فرسوده موروثى، پيشرفت و توسعه كشور شدت يافته، با خشكانيده شدن ريشه هاى ظلم و فساد و اسراف و تبذير، درآمد ملى صرفاً در مسير تعالى و پيشرفت كشور به كلى خواهد رفت. و به اين دليل مقابله ارتش به ويژه نيروى زمينى با انقلاب و انقلابيون به تأييد بسيارى از دست اندركاران مقابله اى ضعيف و بى اثر بود. در واقع اين نوع برخورد كه براى مردم ناباورانه و غيرمنتظره بود، روند حركت انقلابى را به سوى پيروزى سرعت بخشيد.
ايستادگى سست نيروى زمينى، سازمان آموزش ديده و مجهزى كه سخت وابسته به رژيم متصور مى شد، در مقابل حركات انقلابى در تاريخ انقلاب هاى جهان بى سابقه است. و هيچ حكومتى را نمى توان يافت كه بازوى مسلح آن تا اين حد در مقابله با انقلاب از خود خويشتن دارى نشان داده باشد.
اصولاً نيروهاى نظامى يك كشور آن هم از نوع جهان سوم كه اهرم و بازوى مسلح قانونى براى اعمال خشونت در تأمين امنيت ملى به شمار مى آيند بنا به فرمان حكومت آن كشور در مقابله با تحريكات داخلى بدون توجه به ماهيت آن وارد عمل مى شوند اما ارتش و به ويژه نيروى زمينى ايران با توجه به بافت مردمى خود و حس وطن دوستى و علاوه بر آن هدايت بسيار هوشمندانه رهبر كبير انقلاب، هيچگاه به رفتار خشونت آميز در مواجهه با حركت و جنبش انقلاب اسلامى مردم دست نزد!
اما با پيروزى انقلاب اسلامى و برپايى حكومت جمهورى اسلامى، حكومت نوپا و تازه تشكيل انقلابى همانند تمام انقلاب هاى جهان درگير مشكلات و گرفتارى هاى متعدد بيرونى و درونى گرديد. ارتش نيز كه دقيقاً در مركز اين بحران ها قرار داشت مستثنى نبود شعار انحلال ارتش از سويى و تبليغ جهت ايجاد ارتش بى طبقه توحيدى! از سوى ديگر و نيز وارد كردن اتهامات ناروا كه بعضاً توسط دشمنان دوست نما به اين سازمان ارزشمند وارد مى شد، فرماندهان و پرسنل را كه انتظارى غير از اين داشتند، دچار پريشانى فكرى نموده و به چاره جويى و انديشه رهايى از اين كابوس انداخت!
- نقل و انتقال بى رويه پرسنل و عموماً به دلخواه آنان كه ناشى از نتيجه گيرى ذهنى آن ها بود، سيستم پرسنلى را دچار ركود ساخت.
-تخريب و فرسوده شدن قسمتى از تجهيزات به دليل رها شدن مسووليت از مسوولان رده هاى مختلف، باعث ناكارآمد شدن آنان شد.
- كم كارى و جو آنارشيسم و هرج و مرج خدمتى، يگان ها را با آموزش بيگانه ساخت.
- اوج گيرى اغتشاشات در گنبد و خوزستان و كردستان به غارت رفتن قسمتى از تجهيزات بعضى از پادگان ها استعداد لجستيكى يگان هاى نيروى زمينى را كاهش داد.
- دخالت بى مورد بعضى از گروه هاى به ظاهر انقلابى اما مغرض و فرصت طلب باعث ركود در تجديد سازمان  يگان ها گرديد.
خلاصه اين كه مجموعه عوامل فوق سيستم فرماندهى را دچار سردرگمى نموده و در نتيجه نيروى زمينى را به سرعت به طرف سقوط هدايت مى نمود.
در اوايل سال ۱۳۵۸ امام راحل (ره) ضمن دريافت شرايط، با صدور اعلاميه تاريخى خود مشروعيت ارتش را مورد تأكيد قرار داده و اعلام داشتند كه ارتش مورد حمايت رهبر بوده و ارتش جمهورى اسلامى ايران ارتشى اسلامى و متعلق به مردم ايران است با اين حمايت به موقع روح تازه اى در كالبد نيمه جان نيروى زمينى دميده شد.
فرماندهان به تدريج خود را بازيافته و به تقويت نظم در حال احتضار يگان هاى خود پرداختند.

* نيروى زمينى هنگام شروع جنگ
به رغم شرايط بحرانى و خردكننده اى كه نيروى زمينى با آن مواجه بود به محض بلند شدن نغمه شوم تفرق، با اعتقاد به اهداف انقلاب و علايق ميهن دوستانه، به منظور جلوگيرى از تجزيه كشور و تامين امنيت ملى مردانه پا در ركاب كرده و وارد ميدان شد. هنوز يك ماه از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه نيروى زمينى در جبهه اى گسترده در شمال غرب كشور با مدعيان دروغين وارد نبرد گرديد.
بررسى تاريخ انقلاب ها در جهان نشان مى دهد كه انقلابيون چه در روند شكل گيرى انقلاب و براندازى رژيم حاكم و چه پس از كسب پيروزى و برپايى يك نظام جديد، تا مدت ها ناگزير از مقابله و درگيرى با عناصر نيروهاى مسلح وابسته به رژيم سابق بوده اند كه يا مستقيماً و يا در كنار ساير گروه هاى ضد انقلاب به ستيز و رويارويى با انقلاب برخاسته اند.
اما بدنه مردمى ارتش ايران يكى از استثنايى ترين وضعيت ها را در تاريخ انقلاب هاى جهان به وجود آورد، بدين معنى كه نيروى زمينى به جاى رودررو قرار گرفتن با انقلاب، به دفاع از آن و مقابله با تجزيه طلبان داخلى و متجاوزان خارجى برخاست و نيروهاى مردمى را كه حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب را بر خود واجب دانسته و به صحنه هاى پيكار شتافته بودند، در كنار خود گرفت.
استعمار جهانى به منظور خنثى نمودن انقلاب و به زانو در آوردن حكومت نو پاى انقلاب، يكى از مزدوران منطقه را كه داعيه زعامت منطقه و رهبريت جهان عرب را در سر مى پروراند و در عين حال عقده هاى گشوده نشده اى از ملت ايرانى در دل داشت، وادار نمود تا از طريق لشكركشى نظامى، جمهورى اسلامى ايران را با شكست مواجه ساخته و كماكان منافع از دست رفته زورگويان را در منطقه احيا نمايد لذا با به صدا در آمدن طبل ناخوشايند جنگ كه توسط صدام حسين در طول ۱۳۰۰ كيلومتر مرز مشتركمان آغاز شد، نيروى زمينى كه بيش از نيمى از توان رزمى خود را در مناطق آشوب زده آذربايجان غربى و كردستان به كار گرفته بود با سرعت و دلاورانه به مقابله با متجاوز شتافت و در بحبوحه بحران و شرايط ناكارآمد سيستم فرماندهى و كنترل، با استفاده از امكانات باقى مانده به بازسازى خود و تقويت جبهه ها برخاست.
اظهار پشتيبانى رهبرى و فرماندهى كل قوا قوت طلبى براى فرماندهان و پرسنل دلسوز بود لذا فرماندهان خود را باز يافته، يگان ها با مقدورات پرسنلى و تجهيزاتى موجود كه البته در سطح نازلى هم بود يكى پس از ديگرى همگان و همراه جوانان انقلابى چون سيلى خروشان به سوى جبهه ها سرازير شدند. در اين زمان نيروى زمينى علاوه بر بازسازى سازمان به هم ريخته خود و تلاش در ترميم سيستم هاى مختلف و بالاخص سيستم فرماندهى و كنترل، مسووليت آموزش و تجهيز مردم انقلابى را بر عهده گرفت و با استفاده از مساجد، تكايا، مدارس و موسسات دولتى آماده نمودن جوانان انقلابى و مردمى را كه آماده دفاع از انقلاب خود بودند با شدت و جديت هرچه بيشتر آغاز نمود.

* بخش سوم نيروى زمينى در طول جنگ و نقش اساسى آن
با آغاز تجاوز همان گونه كه قبلاً مطرح گرديد نيروى زمينى ضمن بازسازى سريع و انجام مقابله با عمليات اخلالگرانه گروه هاى خود فروخته كه در مناطق شرق و غرب ايجاد تشنج مى نمودند، با انجام يك تجزيه و تحليل سريع وضعيت، سه اقدام اساسى را به شرح مندرج در ذيل مدنظر قرار داد:
۱- سد كردن پيشروى دشمن در سرتا سر مرز مورد تجاوز
۲- تثبيت دشمن در مواضع اشغالى
۳- درگيرى قاطع و انهدام متجاوز و سرانجام تامين مرز كشور جمهورى اسلامى ايران
بدين ترتيب همزمان نيروى زمينى ضمن ايفاى نقش موثر در آموزش منظم و پيگير كليه داوطلبين جنگ و تجهيز آنان با استفاده از مقدورات لجستيكى خود، به منظور متوقف ساختن سيل پيشروى دشمن كه با يگان هاى مجهز و آموزش ديده شروع شده بود ،با تجديد سازمان يگان هاى تابعه و كمك و همراهى نيروهاى داوطلب آموزش ديده و استعانت از خداوند بزرگ توانست ضمن گسترش در منطقه و مقابله با نيروى متجاوز، پيشروى او را كند و سرانجام او را وادار به توقف نمايد.
نمونه اين عمليات ها عبارتند از:
پدافند تيپ ۳ زرهى لشكر۸۱ زرهى در مقابل هجوم دشمن در منطقه قصرشيرين و سر پل ذهاب(تاريخ شروع ۳۱ شهريور ماه ۵۹) كه البته باعث كندى حركت مهاجم به سوى شهرهاى خسروى و قصر شيرين گرديد. پدافند تيپ ۲ زرهى لشكر ۹۲ زرهى، گروه هاى رزمى ۳۷ شيراز، گروه رزمى ۱۳۸ پياده و گروه رزمى ۱۴۱ پياده در منطقه كرخه (عمليات تاخيرى) كه در اين عمليات توان پيشروى دشمن را از خط مرزى تا كرانه غربى رودخانه كرخه به عمق ۵۰ كيلومتر و به مدت ۶ روز به تاخير اندازد. (تاريخ شروع ۳۱ شهريور ۵۹ تا پايان ۶ مهر ۵۱)، پدافند تيپ ۳ زرهى لشكر ۹۲ زرهى در منطقه الله اكبر (تاريخ شروع ۳۱/۶/۵۹)، پدافند تيپ ۱ لشكر ۹۲ زرهى در منطقه حسينيه (تاريخ ۱ مهرماه الى ۳ مهرماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۲۱ حمزه در برابر تك دشمن در منطقه شوش (تاريخ شروع اول مهر ماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۹۲ زرهى (گردان ۱۵۱ اثر، گردان ۲۳۲ تانك و عناصرى از يگان هاى ژاجا)
در شلمچه و خرمشهر (تاريخ ۱ مهرماه تا ۲ مهرماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۸۱ زرهى و تيپ ۸۴ پياده در منطقه ميمك و مهران (تاريخ دو مهرماه تا ۴ مهرماه ۵۹)، پدافند يگان هاى تيپ ۲ لشكر ۸۱ زرهى و تيپ ۳ لشكر ۸۱ زرهى در مقابله با هجوم دشمن در مناطق سومار و گيلان غرب (تاريخ ۳ مهرماه تا ۵ مهرماه ۵۹ و ۴ مهرماه تا ۶ مهرماه ۵۹) و عمليات...

ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان
 
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 1 آذر 1388 1:57 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
يك سال پس از تجاوز و تهاجم رژيم عراق به ايران حمله به كشتيهاى تجارى در خليج فارس آغاز شد و با اعلام مين گذارى سواحل بندر امام خمينى (ره) و حمله به كشتيهاى تجارى در تاريخ بيست و يكم ديماه سال ۱۳۶۰ امنيت خليج فارس به يك باره مختل شد، آنگونه كه از آغاز جنگ تا دهم ژوئيه سال ،۱۹۸۴ يكصد و دوازده فروند كشتى تجارى و نفتكش در اين محدوده مورد حمله موشكى قرار گرفت،
بدين ترتيب نيروهاى مهاجم به يكى از مهمترين اهداف خود مبنى بر بين المللى كردن جنگ خليج فارس تا حدود غير قابل توصيفى فائق آمده و قدرتهاى غربى كه در رأس آنها آمريكاى جنايتكار، حضور گسترده و تهديدآميزى را در آبهاى خليج فارس به نمايش گذاردند. آنچنان كه حملات نظامى آمريكا به سكوهاى نفتى نصر و سلمان، دخالت آشكار اين كشور در منطقه به نفع عراق و عليه جمهورى اسلامى ايران را به وضوح آشكار كرد. حضور نظامى آمريكا در خليج فارس، تنها منادى مرگ و بى قانونى و شرارت بود و اين جغد شوم نا امنى و ويرانى را براى اين خطه از سرزمين اسلامى مان به ارمغان آورد.
در اولين ساعات بامداد بيست و هشتم فروردين سال ۱۳۶۷ ناوچه هميشه قهرمان جوشن مأموريت مى يابد تا كاروانى از نفتكش هاى ايرانى را از مبدأ جزيره خارك تا نقطه اى از پيش تعيين شده در خليج فارس اسكورت كند. با گذشت زمانى قريب به ۲۴ ساعت و انجام موفقيت آميز اين مأموريت و در راه بازگشت به سوى اسكله ناوگان حادثه اى به وقوع مى پيوندد. سكوهاى نفتى نصر و سلمان مورد تجاوز نيروهاى آمريكايى قرار گرفته، شراره كينه توزى شيطان بزرگ حريم مقدس ايران اسلامى را شعله ور مى سازد. در اين برهه حساس، راكبان جوشن، لگام مركب موج سوار به سوى سكوها كشيده، بارگى را براى رويارويى با خصم پى مى كنند.
درخشش ناوچه هميشه قهرمان جوشن در رويارويى با دشمنان آمريكايى، آتش كينه و جنون را در دل اهريمن صفتان متجاوز مشتعل كرده و آنان را وا مى دارد تا با پرتاب موشكهاى متعدد، موج سواران غيور جوشن را وادار به عقب نشينى كنند. ديرى نمى پايد كه بر اثر اصابت موشكها به نقاط مختلف ناوچه و انفجارهاى پى در پى در مراكز حساس واحد شناور، جوشن قهرمان خسته، اما پرصلابت در ژرفاى آبهاى نيلگون خليج هميشه فارس مى نشيند تا مزار ابرى و آرامگاه شهداى عزيزى باشد كه در اين هنگامه پرهياهو عرصه را بر ديوسيرتان متجاوز تيره و تار كردند.
اما در تلاطم خليج فارس و هياهوى امواج پرخروش، بازماندگان جوشن، حماسه اى ديگر از صبر و مقاومت مى سرايند، مقاومتى جانانه و صبرى زيبا، وصول شب فرا مى رسد و در سكوت دلنشين درياها، ياران جدا مانده از جوشن قهرمانان خداوندگار خود را به راز و نياز پرداخته، لب به تسبيح خالق يكتا مى گشايند. مى روند تا دست پرتوان خداوند از پس سياهى شب به صبح اميد و ساحل نجاتشان كشاند.
شيطان بزرگ برگ ديگرى بر اوراق پرونده جنايات خود افزود.
سهند و سبلان و جوشن در بستر گرم و خون گرم خليج فارس آرميدند و جوشن سواران، امواج سهمگينى شدند تا پرخروش و توفنده بر سينه خصم بكوبند و دريايى به مانند شهيدان زارع نعمتى، ابراهيم حرآبادى، مسعود انشايى، عليرضا ولى پور، ماشاء الله عباسپور، محمد هاتفى شرق، كاظم شيروانى، حميدرضا خوش زاد، محمد باقرى، ناوى حسن نژاد و منصور مباركى، رزم آورانى كه در طريق صيانت و پاسدارى از مرزهاى آبى اين سرزمين از عرشه جوشن تا عرش ايمن پرگشودند. درودشان باد كه تا خروش درياهاست خاطره رزم بى امانشان در دفتر خليج فارس جادوانه خواهد ماند.
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 1 آذر 1388 1:56 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 

پل شناور خیبر از اصلی‌ترین طرح‌های اجرا شده توسط مرحوم مهندس حاج بهروز پو‌رشریفی است.
   منطقه عملیاتی «خیبر» در شرق «دجله» و در داخل «هورالهویزه» واقع شده. این منطقه از شمال به «العزیز» و از جنوب به «القرنه»، «طلاییه» و نیز در یک محور به «زید» محدود می‌گردد.
   منطقه عملیاتی خیبر دارای دو نوع طبیعت متفاوت (هور و خشکی) بود. بخش خشکی به عرض 8 تا 10 کیلومتر توسط هورالهویزه در شرق و «هورالحمار» در غرب احاطه شده است. رودخانه دجله این منطقه را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌کند. بطوری‌که سه چهارم آن در شرق این رود و جاده مواصلاتی العماره ـ بصره در غرب آن قرار دارد.
   هورالهویزه از رودخانه‌های «دجله»، «کرخه» و «میمه» تغذیه می‌شود، و عمق آن نیز از شمال به جنوب، کاهش پیدا می‌کند. از آن‌جا که «هورالعظیم» قسمتی از دریای کم عمق خلیج فارس بوده و توسط رودخانه‌های فوق تغذیه می‌شود، به طور دائم تحت تأثیر رسوب‌گذاری‌های بدون وقفه قرار دارد.
   حداکثر عمق آب در هورالعظیم در مواقع طغیان رودخانه‌ها به هشت متر می‌رسد،‌ ولی کرانه‌های شرقی به خاطر شیب بسیار ملایم آن، کم‌ترین ژرفا را دارند. به طور کلی می‌توان گفت که حدود 100 کیلومتر مربع از هور دارای عمقی بیش از چهار متر،‌250 کیلومتر مربع از آن دارای عمقی معادل سه تا چهار متر و بقیه که حدود 1750 کیلومتر مربع است دارای عمقی کم‌تر از 2 متر است.
   پوشش گیاهی هور را «نیزار»، «بردی»، «چولان»، «گاطه»، و «شبلان»‌ تشکیل می‌دهد که معادل 90% سطح آن را شامل می‌شود.
   «جزایر مجنون» در یک کیلومتری مرز ایران و عراق در داخل هورالهویزه قرار دارد و از شمال به جنوب کشیده شده است. جزیره جنوبی مجنون که البته به خشکی متصل است حدود 30% از جزیره شمالی آن بزرگ‌تر است.
   مهندس حاج‌ بهروز پورشریفی،‌ در سفرهای متعددی که همواره برایش پیش می‌آمد از این منطقه بازدید کرده و از همان ابتدا سؤالی به ذهنش خطور کرده بود. سؤالی که پاسخ آن پل حماسه‌ساز خیبر است.
   سؤال این بود که اگر قرار باشد روزی رزمندگان اسلام از این آبگیر بزرگ عبور کنند،‌ چه باید کرد؟
   حاج بهروز برای این سؤال جواب‌های متعددی یافت که یکی از این جواب‌ها در مورد آن در همین منطقه به اجرا درآمد. رسیدن به این پاسخ‌ها آسان نبود، ولی حاج بهروزهم کسی نبود که تا پاسخ سؤالش را نیافته آرام بنشیند.
   در اواخر تابستان سال 1362 و با دعوت فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، تعدادی از برادران مهندسی جنگ جهاد سازندگی به منطقه عمیاتی جنوب اعزام و در قرارگاه لشکر 77 خراسان، با فرماندهان نیروی زمینی جلسه‌ای تشکیل دادند. فرمانده نیروی زمینی پس از مقدمه‌چینی برای عبور از اروندرود، درخواست ساخت پلی را کرد که بتواند گذر 6 تن بار را از روی رودخانه ممکن نماید.
   حاج بهروز بارها چنین پیشنهاداتی را شنیده بود، ولی این بار پیشنهاد یک ویژگی غیرمعمولی داشت و آن این بود که معمولاً به هنگام پیشنهاد ساخت چنین پلی، فقط مشخصات مورد نیاز ارائه می‌شد و برای حفظ اطلاعات از خطر لو رفتن، هیچ‌گاه محل استفاده از طرح بیان نمی‌گردید.
   این‌که فرمانده نیروی زمینی وقت، برای عبور از اروند، پیشنهادی مطرح می‌کرد، خود نشانه این بود که اروندی در کار نیست.
   مهندس پورشریفی با توجه به شرایط موجود جنگ، طرحش را بر مبنای حدسی که زده بود تهیه نمود.
   جهادگران پس از دریافت مأموریت جهت مشاوره و تحقیق به تهران بازگشتند و پس از چند جلسه تبادل نظر و مشورت درباره پل‌های شناور، چند قطعه آزمایشی از پل خواسته شده را جهت استفاده در آب جاری طراحی کردند. البته این پل‌ها با پلی که در خیبر مورد استفاده قرار گرفت کاملاً متفاوت بود. پل خیبر برای استفاده در آب‌های راکد تهیه شده بود و ویژگی‌های مخصوص به خود را داشت.
   حاج بهروز در تمام این جلسه‌ها شرکت داشت؛ ولی اغلب ضمن این‌که متوجه نظر دوستانش بود، در سکوتی رازآمیز، این دیدگاه‌ها را درهم می‌آمیخت و با افکار خود کامل می‌کرد. بالاخره او هم نظرش را گفت و طرحش را ارائه نمود.
   قرار شد که همه پیشنهادات موجود به کناری نهاده شوند و از این طرح بهره ببرند.
طرح تلفیق فوم و فایبر گلاس که توانایی و استحکام پل را در مقابل حملات بی‌وقفه و بی‌امان دشمن بالا می‌برد، مورد تأیید قرار گرفت و پل‌های نمونه در یکی از کارگاه‌های متعلق به کمیته فنی دفتر مرکزی جهاد سازندگی ساخته شد. این در حالی انجام شد که هنوز بسیاری از مسئولان با بی‌اعتمادی و نگرانی به اجرای کار می‌نگریستند.
   قطعات ساخته شده برای گذراندن مرحله آزمایشی خود، به دریاچه آزادی واقع در مجموعه ورزشی آزادی تهران انتقال داده شد. برای نصب این قطعات در دریاچه آزادی، فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده نیروی زمینی  و معاون صنایع خودکفایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در مجموعه آزادی، از نزدیک با نحوه طراحی، ساخت و کارایی پل آشنا شدند.
   دو روز بعد، از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از برادران جهاد سازندگی جهت تشکیل جلسه مشاوره‌ای درباره همین طرح دعوت به عمل آمد و در نهایت،‌ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سفارش ساخت 30 کیلومتر از این پل را در زمان 5/2 ماه به برادران جهاد ابلاغ نمود.
   اکنون دیگر کاملاً روشن بود که 30 کیلومتر پل برای استفاده در اروند نیست. به هرحال لازم بود که همه امکانات کشور برای اجرای این طرح بسیج شوند. به همین منظور، موضوع اجرای طرح در جلسه‌ای به اطلاع دولت رسید. پس از آن دولت با کمال ناباوری و غیرقابل اجرا دانستن این پروژه از طرف برخی از وزرا، ‌دستور هماهنگی وزارت‌خانه‌های صنایع سنگین، صنایع سبک، بازرگانی، جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را صادر نمود.   بدین ترتیب پل خیبر در قطعاتی به ابعاد 5*3 با سطحی مقاوم از پروفیل و محفظه‌ای از پلی اورانان فوم که با فایبر گلاس پوشیده بود، برای آب‌های با سرعت حداکثر 2 متر بر ثانیه،‌ با تناژ 6 تن ساخته شد. هر قطعه این پل 1200 کیلوگرم وزن داشت. سبک بودن پل، ویژگی مهمی بود که در لحظات بحرانی جنگ قابل توجه بود.
   مهندس حاج بهروز همه محاسبه‌های لازم را از قبیل نیروهای وارد بر پل و اتصال‌ها را خود به اتمام رسانید و برای دفع نیروهای خطر‌آفرین احتمالی، پیش‌بینی‌های مقدور را انجام داد.
   پل‌های خواسته شده در مدت لازم ساخته شد و به هنگام اجرای عملیات عظیم خیبر مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
   هدف این عملیات که با رمز «یا رسول‌الله» در تاریخ 3/12/62 ساعت5/8 بعداز‌ظهر آغاز گردید،‌ تصرف و تأمین جزایر مجنون و بخشی از هورالهویزه بود.
   نتیجه عملیات، آزادسازی جزایر مجنون و چندین روستای منطقه و تصرف حداقل 50 حلقه چاه نفتی بود.
   پل خیبر به طول 13 کیلومتر در هورالعظیم نصب شد و فرماندهاین جنگ هیچ نگرانی و مشکلی برای تثبیت مواضع فتح شده نداشتند. از ویژگی‌های منحصر به فرد این پل، فابلیت تعویض قطعات آسیب‌دیده از بمب و گلوله توپ و خمپاره بود، به گونه‌ای که چند دقیقه پس از بمباران یا گلوله‌باران و از بین رفتن بخشی از آن، قسمت آسیب‌دیده بلافاصله تعویض می‌شد و مشلی پیش نمی‌آمد.
   طراحی، اجرا و نصب این پل برای اولین بار در تاریخ جنگ‌های معاصر توسط تفکر مقتدر و الهی ایرانیان انجام شد و حماسه‌ای دیگر از سلسله حماسه‌های فرزندان خمینی کبیر (ره) را رقم زد تا بار دیگر جهانیان شاهد قدرت‌نمایی و شکوه و عظمت ایران اسلامی باشند.

منبع: حماسه‌سازان خیبر تألیف مقصود اختری و یونس اصغری. ناشر: مرکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس وزارت جهاد کشاورزی 1376 (با ویرایش و اضافه نمودن متن).

<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:49 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 
برای سر در در گم و ناکام گذاشتن دشمن از درک پیام هایی که با بی سیم رد و بدل می شد ، چه ها از زبان هایی که خود ابداع کرده بودند استفاده می کردند ،
 مثلا نیروهای یزدی ، خصوصا بی سیم چی ها زبانی قرار دادی داشتند که در ابتدای هر کلمه ، حرف اول را حذف می کردند و به جای آن حرف "س" را به کار به کار می بردند و در آخر آن کلمه نیز پسوند مدی را اضافه می کردند .به این زبان "سه گم مدی "می گفتند .در عملیات کربلای 5 و بیت المقدس که رمز بی سیم لو رفته بود و بچه ها محاصره شده بودند ، بعضی ها توانستند پیام را منتقل کنند و نجات یابند .
در کردستان نیز بچه ها ربان خاصی ابداع کرده بودند به این صورت که به اول هر کلمه لفظ" لحور" وصل کرده و سخن می گفتند ، مثلا وقتی می خواستند بگویند از گردان به اینجا می آیند می گفتند :الحور گلحور ایلحور جلحور ملحور و به این صورت حرف می زدند .
بچه های مخابرات نیز زبان خاصی داشتند .حرف اول همه کلمات – غیر از حرف "س" را بر می داشتند  به جای آن حرف "ق" می گذاشتند و در وسط از با استفاده می کردند و در انتها حرف اول کلمه را که حذف شده بود به یدی اضافه می کردند .مثلا چطوری می شد سیطوری با چیدی یا سلام می شد فقلام یا سیدی .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:48 PM ] [ علي رضا کلامي ]
اوایل تیر ماه سال 1360 یکی از افسران هوا برد ارتش به نام آقای "داود نژاد" که مسئولیت گروهی از نیرو ها را به عهده داشت ، موظف شد دشمن را در منطقه خود مشغول ک
ند تا گروه دیگری از محور اصلی وارد عمل شوند و کار را یکسره کنند .در این فرصت چند روزه تا عملیات او با وسایلی که در اختیار داشت ، تعدادی چراغ تهیه کرد و آنجا را با سیم کشی به صورت جفت جفت و تک تک در نقاطی کار گذاشت .این چراغ ها مرتب خاموش و روشن می شدند .او در فاصله سی چهل متری آنها تیر باری قرار داد و دستگاه کنترلش را با سیم کشی به چند باتری اتومبیل اتصال داد و تا دو سه کیلو متر به پشت خط اول سیم کشید .شب با دستگاه کنترل امواج ، چند انفجار به وجود آورد .مسلسل ها شروع به کار کردند و چراغ های کوچک نصب شده در خط نیز شروع به خاموش روشن شدن کردند .
نیروهای عراقی با تمام قدرت منطقه را زیر آتش گرفتند در حالی که بچه های ما عملیات را از محور مورد نظر آغاز کرده بودند .این کار باعث شد دشمن به تصور حمله ای گسترده از خط کذایی ( خط دهلاویه سوسنگرد ) تا صبح منطقه را بکوبد و مقدار زیادی از مهمات خود را بی فایده از دست بدهد و از پشتیبانی محور اصلی نبرد باز ماند .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382
 

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:47 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 بعد از ساعتی که در خط مقدم بودیم ، به فکر افتادیم برای حل مشکل بی خبری از حوادث ایران و جهان رادیویی تهیه کنیم .
 یکی از رزمندگان که در زمینه کارهای الکترونیک سر رشته داشت ، بی سیم ترکش خورده ای را در یک تانک نیم سوخته عراقی پیدا کرد .اول قصد داشت قطعات آن را برای تعمیر بی  سیم های دیگر نگه دارد ، ولی بعد قبول کرد در صورت امکان از آن رادیویی بسازد .البته ما در خط وسیله لحیم کاری و هویه نداشتیم تا سیم ها و قطعات مربوطه را به هم وصل کند .
قرار شد از سرب داخل مرمی گلوله به جای قلع استفاده کند و به جای هویه سمبه کلاش را با مالیدن بر سنگ ها و کشیدن به بلوک های سیمانی سنگر نوک تیز کرده و با روشن کردن آتش آن را داغ کند و به کار گیرد .با لاخره ، پس از دو روز کار شبانه روزی و فراهم شدن مقدمات ، موفق شد صدای بی سیم را در آورد ، اما این صدا فقط با گوشی شنیده می شد و آنتن آن چیزی جز اتصال سیم به پلیت سنگر نبود .
بعد مشکل صدا را با نصب بلند گوی کهنه ای حل کردیم و به این طریق بچه ها صدای رادیو ایران را شنیدند .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:46 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 تخریب در کردستان تجربه خاصی بود .یکی از آن تجربه ها ؛ تجربه زمین بود .خودی و دشمن دیگر در یافته بودند که در زمین های سخت و سنگلاخ مین کار گذاشتن دشوار است و
 مطمئن ترین محل ها برای عبور ؛ راه رفتن داخل شیار و پا روی سنگ ها گذاشتن بود .ولی یکی از بچه های سمج ؛ محل تردد دشمن را با دشواری به هم ریخت .او مسئولیت طاقت فرسای مین گذاری در شیار را به عهده گرفت و تضمین کرد که دیگر دشمن از آن محل عبور نکند یا اینکه آن قدر دلهره در دلش ایجاد شود که تا حد امکان از آن محل عبور نکند ، وی بر خلاف تجربه به دست آمده ، زیر تمام سنگ هایی که به نوعی موقع عبور هر کسی ترجیح می داد روی آن قدم بگذارد و عبور کند مین کار گذاشت .بعضی را قطع کششی و بعضی را تله انفجاری کرذد و در آخر همان شد که قولش را داده بود . دشمن بعد از چند بار عبور از آن مسیر و دادن تلفات به ناچار به راه های صعب العبور تر روی آورد .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382
 
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->

ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:45 PM ] [ علي رضا کلامي ]
 قرار بود برای عملیات طریق القدس خاکریزی به طول 18 کیلو متر احداث شود .دو شب مانده به عملیات ،
فقط یک کیلو متر خاکریز طی یک شب ساخته شد و تا شروع عملیات فقط یک شب مانده بود و این فرصت کم باعث شده بود که مسئولین قرار گاه در توانایی جهاد فارس برای احداث این خاکریز دچار شک و تردید شوند و این امر با توجه به سابقه خوب جهاد فارس برای آنان غیر قابل باور بود و نگرانی هایی را موجب شده بود .
این خاکریز بدین دلیل ایجاد می شد که در این محور فاصله بین خاکریز ایران با خاکریز عراق بیش از سه کیلو متر بود و عبور از این فاصله در شب عملیات برای خط شکنان خسته کننده بود .لذا بر اساس تصمیم قرار گا ه به مهندسی رزمی جهاد دستور داده شده بود که در حدود یک کیلو متری عراقی ها ، خاکریز جدیدی به موازات خاکریز قدیمی بر پا شود تا فاصله ای بین دو نیرو در شب عملیات کمتر شود . این کار در فاصله ای بدین نزدیکی بسیار خطر ناک بود .
شهید ناجیان که از طرف مهندسی قرار گاه برای بررسی پیشرفت کار به منطقه عملیاتی آمده بود ؛ در ابتدای ورود به منطقه احداث خاکریز جدید نکته ای توجه اش را جلب کرد . او دید که در یک نقطه از منطقه مزبور حجم آتش بسیار متمرکز و پر حجم است ، بلافاصله احساس کرد که عراقی ها محل ایجاد خاکریز را هدف قرار داده اند و بسیار نگران شد و به آن سمت حرکت نمود .او دید که آتش متمرکز دشمن بر روی خاکریز عمودی که شب قبل ایجاد شده بود ، نه بلدوزری فعال بود و نه کسی مشاهده می شد .این امر باعث تعجب بیشتر او شد .
وقتی کمی جلو تر رفت ، صدای بلدوزر ها را شنید ، معلوم شد که آن طرف خبری است ، سراغ مسئول جهاد فارس را از یکی از رزمندگان گرفت و با او به آن سو روان شد .حدود دو کیلو متر بعد از خاکریز عمودی ، بلدوزر ها که با فاصله معینی از هم کار می کردند ، نمایان شدند در آن تاریکی ، شبح خاکریزی طولانی که از روستای "دغاغله" تا "دهلاویه" را به هم مرتبط می ساخت پیدار گشت و این همان چیزی بود که قرار بود انجام گیرد .
خوشحال گشت ، اما هنوز آن خاکریز عمودی یک کیلو متری و جهنمی که از گلو له باران عراقی ها در آن منطقه ایجاد شده بود ، ذهنش را مشغول می ساخت .اینکه چرا شب قبل فقط یک کیلو متر خاکریز آن هم به صورت عمودی می زدند و امشب با دو کیلو متر از آن ، خاکریز اصلی را فقط طی یک شب با دو کیلو متر از آن ، خاکریز اصلی را فقط طی یک شب به طول 18 کیلو متر بر پا کردند ؟!در همین فکر بود که جزایری ، معمای خاکریز عمودی یک کیلو متری و آتش حجم توپ خانه دشمن بر روی آن را چنین شرح داد :ما امشب به دشمن تک مهندسی زدیم .ما او را فریب دادیم .اگر ما از دیشب احداث خاکریز اصلی را شروع می کردیم ، امروز صبح عراقی ها گرای خاکریز مزبور را ثبت می نمودند و امشب در هنگامه آغاز حمله خاکریز و رزمندگان مستقر در آن را به شدت زیر آتش قرار می دادند و عملیات را دچار مشکل می کردند .اما اکنون این بلا دارد سر همان خاکریز عمودی یک کیلو متری می آید که ما شب گذشته آن را برای فریب دشمن علم کردیم ؛ جایی که نه بلدوزری در آن قرار دارد و نه رزمنده ای پشت آن موضع گرفته است .عراقی ها صدای بولدوزر را می شنوند ، اما به خیالشان بلدوزر ها در همان خاکریز عمودی کار می کنند و از ابتدای شب تا حال هزاران گلوله توپ و خمپاره نثار آن خاکریز بینوا کردند و ما هم بدون یک شهید و حتی بدون انهدام یک دستگاه بلدورز و لودر کارمان را انجام دادیم .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382



ارسال شده توسط : علي رضا کلامي
ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1388 1:44 PM ] [ علي رضا کلامي ]

تعداد کل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:30429
تعداد کل مطالب : 154
تعداد کل نظرات : 49
تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 20 شهریور 1388