|
یه نفر مثل همه آدما | ||
|
مقدمه: تاثير شگرف فرهنگ پربار شهادت در گستره جهانبيني اسلام ناب محمدي(ص) از جلوههاي ممتاز برخوردار است. فرايند اين تاثير در حوزههاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي، نظامي و اقتصادي قابل مشاهده است. يافتهها و دستاوردهاي تاريخي از صدر اسلام تاكنون، بيانگر اين واقعيت شگرف است كه فرهنگ شهادتطلبي به عنوان كارآمدترين و مؤثرترين عنصر در پيشبرد اهداف و حفظ ارزشها و مقابله با دشمنان داخلي و خارجي مطرح بوده است. فرهنگ شهادتطلبي يعني باور به خدا و معاد، اعتقاد راسخ بر درستي و بر حق بودن راه اسلام ناب محمدي(ص)،ايستادگي در مقابل دشمن، ايثار و فداكاري جهت حفظ ارزشهاي انقلاب و اسلام ناب،خستگيناپذيري و اعتقاد به احديالحسنيين (پيروزي يا شهادت راه خدا). خداوند در آيات مبارك خويش ميفرمايد: قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا هو مولينا و علي الله فليتوكل المؤمنون. قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيين. بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا براي ما مقرر داشته نميرسد، او مولاي ماست و مومنان بايد بر خدا توكل كنند. بگو: آيا براي ما جز يكي از اين دو نيكي (پيروزي يا شهادت) را انتظار ميبريد؟ امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي بر اين عقيده بود: ما بندگان خدا هستيم و در راه او، سبيل او حركت ميكنيم و پيشروي ميكنيم. اگر شهادت نصيب شد، سعادت است و اگر پيروزي نصيب شد، سعادت است و ملتي كه با فرهنگ شهادتطلبي آراسته شده، شكستناپذير است. فرهنگ شهادتطلبي دفاع مقدس به عنوان سند مقاومت و مظلوميت ايرانيان در خاطره تاريخ ثبت و ضبط است. سند مقاومت از اين رو كه دشمن تا بن دندان مسلح به اتكاي همه قدرتهيا مستكبر و زورگو براي محو ارزشهاي ملتي برآمده بود كه مدت زيادي از پيروزي انقلاب بزرگ آنها سپري نشده بود. هنوز شرايط انقلابي و عوارض آن بر فضاي ايران مستولي بوده و كشور در شرايط آمادگي سياسي، اقتصاد و اجتماعي نبود كه با تهاجم همه جانبه به كشور جنگي ناخواسته و نابرابر بر ملت ايران تحميل شده است. مقاومت همه جانبه و رشادتهاي آحاد مردم در قالب نيروهاي مردمي بسيجي و حماسهآفريني سپاه وجهاد و ارتش ركورد جديد از مقاومت را بر جاي گذاشت. سند مظلوميت نيز از اين رو ميباشد كه اين جنگ نابرابر بود و ايران نه از توان دفاعي برخوردار بود و نه بروكراسي كشور اجازه تجهيز قوا را براي يك جنگ به ما ميداد. از طرف ديگر نيز به دليل رعايت اخلاق و موازين انساني اساساً ما در برنامههاي دفاعي خود نميتوانستيم از شيوههاي دشمن مانند بمباران مدارس، مناطق مسكوني، بيمارستانها و رعب و وحشت مردم بهره بگيريم به نوعي دفاع مقدس سند مظلوميت ملتي بود كه با دست خالي و با توكل بر خدا بر همه كفر و الحاد كه در قالب ارتش بعثي نمود پيدا كرده بودند پيروز شد. 8 سال دفاع مقدس وعمليات رزمندگان اسلام با همه فراز و فرودش به خلق فرهنگي غني منجر شد، همان تفكري كه به عنوان فرهنگ پايداري از آن نام ميبرند. فرهنگ شهادتطلبي به واسطه ريشه و خاستگاههاي تاريخي خود نوعي فرهنگ ديني و ملي است و ميتواند نسخه شفابخشي براي حفظ تماميت ارضي كشور در مقاطع متفاوتي باشد. اين فرهنگ داراي مشخصهها و ويژگيهايي است كه از ديگر فرهنگها و حتي فرهنگ مقاومت و پايداري ديگر كشور متمايز و ويژه شده است. مهمترين شاخصههاي اين فرهنگ خداباوري بود همان گوهري كه تمام سكنات و حركات فرد را متوجه مبدا هستي مينمايد. خدامحوري موجب شد تا بر خلاف ديگر ارتشهاي جهان، رزمندگان اسلام تمام لحظات خود را متوجه خدا نمايند و بر خلاف ديگر استراتژيهاي نظامي فتح خاك را نه به عنوان يك هدف اوليه و اصلي، بلكه به عنوان يك هدف ثانويه ببينند و اين موضوع در تمام تاريخ بشريت بينظير است و نمونههاي آن را فقط ميتوان در مقاومتهايي سراغ داشت كه از ايران اسلامي بهره گرفتهاند. شهادتطلبي و دفاع مقدس بيشك دوران دفاع مقدس داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه آنرا از ساير جنگها متمايز ميكند، در 29 شهريور سال 1389 در پي حمله عراق به مرزهاي جنوبي ايران جنگ رسماً آغاز شد. دست پليد و ناپاك رژيم بعثي عراق به خون پاك صدها بيگناه آغشته شد و تجاوزي آغاز شد كه از سوي بسياري از كشورهاي مستكبر بيگانه حمايت مادي و معنوي ميشد. جنگي نابرابر به معناي واقعي كلمه. پيشبينيهاي خام اوليه بسياري نظر به اين امر داشتند كه در كمتر از چند ماه كار تصرف ايران پايان خواهد يافت و رهبران متجاوز با پيروزي بر مسند قدرت نشسته و امور را بر مبناي تصرف ايران پايان خواهد يافت و رهبران متجاوز با پيروزي بر مسند قدرت نشسته و امور را بر مبناي سلايق خويش خواهند گردانيد. اين پيشبينيها تا حدودي درست و عقلاني مينمود زيرا با كشوري كه تازه انقلاب نموده و سازماندهي منظمي نداشت، گروهها و فرقههاي گوناگون هر يك ساز خود را كوك ميكردند فرماندهي نظامي منسجم و كارايي وجود نداشت و ... در مقابل ارتش منظم و مجهز به تمامي سلاحها تجهيزات و تكنيكهاي نظامي، ... نميبايست انتظار ديگري داشت. حال چرا تمامي اين پيشبينيها نادرست از آب درآمد و چه عواملي باعث شد كه سرنوشت كشور ما در اين نبرد نابرابر اين گونه رقم بخورد. آري اين عوامل همان ويژگيهاي منحصر به فرد دوران دفاع مقدس ماست. يكي از بارزترين و موثرترين آنها فرهنگ شهادتطلبي بود كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت. عوامل مختلفي در جنگ باعث پيروزي ميشوند. در يك تقسيمبندي اين عوامل را ميتوان در دو مقوله بعد سختافزاري و بعد نرمافزاري جنگ تقسيمبندي نمود. 1) بعد سختافزاري: تمامي تجهيزات نظامي، اعم از نيروهاي نظامي، مهمات، ادوات سبك و سنگين زميني و هوايي و ... كه جنبه ملموس داشته و در جنگ از آنها بهرهگيري ميشود بعد سختافزاري جنگ ميباشد. در اين بعد مابا يك نابرابري عظيمي مواجه هستيم. چرا كه دشمن ما از تمامي تجهيزات نظامي مشروع و نامشروع روز كه در لابراتوارهاي كشورهاي پيشرفته توليد ميشد بهره ميبرد، از كمكهاي مادي بسياري از كشورهايي كه موافق نظام جمهوري اسلامي بودند بهره ميجست و در زمينه خريد و تامين مهمات، ادوات سبك و سنگين هيچ گونه نگراني و مشكلي نداشت. قدرت نظامي ايران وعراق از آغاز جنگ در سال 1359 ميلادي تا پايان جنگ در سال 1367 هيچگاه با يكديگر يكسان نبود. حمايت تمامي كشورهاي عربي بجز سوريه از رژيم بعث عراق و حمايت مالي و تسليحاتي بسياري از كشورهاي جهان از رژيم بعث عراق، تفاوت نابرابري قدرت نظامي ميان دو كشور را به خوبي نمايان ميكند. جدول زير، نمودار قدرت نظامي دو كشور را در آغاز جنگ و در پايان جنگ نشان ميدهد كه توسط مجله معتبر اكونوميست منتشر شد. نابرابري توازن قدرت (1359 ـ 1367) / عراق / ايران تانكها در سال 1359 / 2700 / 1740 تانكها در سال 1367 / 4500 / 1000 هواپيماهاي جنگنده در سال 1359 / 332 / 445 هواپيماهاي جنگنده در سال 1367 / +500 / 65 بالگردهاي جنگنده در سال 1359 / 40 / 500 بالگردهاي جنگنده در سال 1367 / 150 / 60 توپخانه در سال 1359 / 1000 / +1000 توپخانه در سال 1367 / +4000 / + 1000 در حاليكه كشور ما چند صباحي از شروع جنگ نگذشته بود كه تن به تحريمي ناخواسته داد. بطوري كه در برخي جبههها حتي گلولههايي كه سربازان ما استفاده ميكردند جيرهبندي شد. 2) بعد نرمافزاري جنگ: تجهيزات، امكانات، آموزشها و مهارتهايي كه جنبه عيني و ملموس نداشته و بلكه شامل نيروها، آموزشها و انگيزههاي غيرمادي افراد درگير در جنگ ميباشد، بعد نرمافزاري جنگ است. خود اين بعد در چند زيرمجموعه قابل بررسي و مداقه ميباشد. قسمتي از توان نظامي و دفاعي نيروهاي درگير در جنگ را شامل ميشود و قسمتي به هدف، انگيزه و رهبري بازميگردد. از نظر آموزشهاي نظامي به دليل موقعيت زماني و استراتژيك كشور عراق و وجود روابط مناسب فيمابين با كشورهاي ديگر مخصوصاً با كشور امريكا سربازان آنها جديدترين تكنيكها را فرا گرفته و در خدمت پيروزي خود قرار داده بودند. اين در حالي بود كه در كشور ما به دليل وقوع انقلاب اسلامي و نابسامانيهاي مرتبط به آن، اين آموزشها براي مدتي به حالت تعويق و تعطيل درآمده بود و حتي بسياري از فرماندهان استعفا داده يا به دليل شرايط خاص كشور حضور نداشتند. ولي در دوران جنگ بنا به ضرورت اين آموزشها احيا شد، بطوريكه قبل از اعزام نيروها به خطوط مقدم يك دوره فشرده آموزشي چند ماهه برگزار ميشد. (البته اين دورهها در مقايسه با رقيب بسيار ناچيز بود). آنچه كه زمينه پيروزي سربازان اسلام در برابر ارتش كفر فراهم آورد، نه تجهيزات و آموزشهاي نظامي بلكه مقوله هدف، انگيزه و رهبري بود. مقايسه اين ويژگي در بين سربازان اسلام و ارتش كفر نشان ميدهد كه هدف و فلسفه جنگ بين نظاميان بعثي و متجاوز متفاوت بود. آنها متجاوز بودند و قصد تسخير كشور ما را براي ارضاء نيازهاي مادي و دنيوي خود داشتند. حال آنكه سربازان ما با هدف دفاع از آرمانها و ارزشهاي اسلامي و حفظ ميهن خويش وارد ميدان كار و زار شده بودند. آنها متجاوز بودن و ما مدافع. آنها براي خودشان ميجنگيدند و ما براي دفاع از ارزشهاي خويش. مسلماً انگيزه هر گروه نيز متمايز و جدا بود. مشوق و انگيزه آنها ترفيع، پاداش و كسب امكانات مادي و دنيوي بود. حال آنكه سربازان ما جان را در طبق اخلاق نهاده بودند و به قصد رسيدن به احدي الحسنيين رشادت ميورزيدند. در زمينه رهبري نيز تفاوتهاي مشهود بسياري وجود داشت. صدام فرماندهي مستبد و ديكتاتور بود كه همه كساني كه بر وفق مراد او كار نميكردند به گونهاي از ميدان به در ميشدند (نمونههايي از اين امر را در اعدام چند تن از فرماندهان و نزديكان وي را كه به دستور خودش انجام شد، شاهد هستيم.) حال در مقابل رهبري ما به دست حضرت آيتا... امام خميني(ره) رهبري به تمام معنا رهبر بود كه نه با اجبار و اجحاف، بلكه با ويژگي رهبرگونه و كاريزماتيك خاصي كه داشت بر دلها حكومت مينمود. سربازانش نه مزدوربكله خود را همرزمان سربازان اسلام قلمداد ميكردند. امام خميني(ره) شخصيتي جامع در ابعاد مختلف علمي و عملي بود و يكي از كمنظيرترين حادثههاي تاريخ اسلام را آفريد. از بارزترين جلوههاي رهبري و نقش معنوي حضرت امام خميني(ره) و تاثير شگرف آن بر روحيه ملت و رزمندگان اسلام، هدايت و رهبري ايشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردي كه حماسه رزمش آميخته به بالاترين مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملي حكومت اسلامي، و حكمتش، شالوده سياستهاي نظام اسلامي بود. حضرت آيتا... خامنهاي درباره ويژگيهاي فرماندهي و رهبري حضرت امام(ره) در هدايت نيروهاي رزمي و مسلح ميفرمايد: غير از دوران پيامبر و دوران خلافت اميرالمومنين و مدت كوتاهي از امام مجتبي(ع)، فرمانده كل قواي عارف و حكيم و عاشق و الهي در دنيا سراغ نداريم... ما در هيچ جاي دنيا، نه امروز و نه در گذشته نيروي نظامي سراغ نداريم كه تحت فرماندهي انساني معنوي و الهي و عارف و داراي رقيقترين احساسات بشري و در عين حال با قاطعيت و صلابتي كه هيچ فرماندهي در دنيا از آن برخوردار نيست، به حراست و دفاع از ناموس و حيات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد. شور و حال سلحشوري و رزمندگي، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظيمي كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آوردهاند، بيشتر مرهون تاثيرات معجزهگون شخصيت معنوي حضرت امام(ره) در رهبري دفاع مقدس است. يكي ديگر از ويژگيهاي بارز و متفاوت بين دو گروه از نيروهاي درگير جنگ، خصلت و فرهنگ جهاد و شهادتطلبي است. بيشك اين خصيصه بود كه توانست ما را در برابر حملات دشمن حفظ نمايد. چه عزيزاني كه با دستان خالي ولي قلبي آكنده از اميد به حراست از كيان مقدس كشور عزيزمان پرداختند. چه ميدانهاي ميني كه با پارههاي تن و از خودگذشتگي و ايثار اين جان بر كفان پاك شد. آري اگر امروز در اين فضا نفس ميكشيم به مدد اين فرهنگ والاي عزيزان ما ميباشد. در دوران پيامبر اكرم نيز همين فرهنگ شهادتطلبي در بين مومنان و مجاهدات صدر اسلام بود كه خواب را از چشمان مشركان و كافران گرفته بود و از آن مرداني پولادين، عاشق شهادت و شجاع ساخته بود و موجب رعب و هراس دشمنانشان شده بود به گونهاي كه با وجود نفرات و تجهيزات فراوان، از مقابله با نيروهاي اسلام هراس داشتند. در جنگ بدر وقتي چند تن از فرماندهان مشركان براي شناسايي مسلمانان رفته بودند، يكي از آنان به مشركان گفت: «شترهاي يثرب، بار مرگ بر پشت دارند. آيا آنان را نميبينيد كه چگونه دم فرو بسته و مثل افعي به خود ميپيچند. به خدا قسم! تا به تعداد خود از شما نكشند، كشته نميشوند، و اگر به آن تعداد از شما بكشند، زندگي بعد از آن براي شما چه سودي دارد؟ پس چارهاي بينديشيد. پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 نيز مرهون دو چيز بود: يكي رهبري بينظير و پيامبرگونه حضرت امام خميني(ره)، و دوم فرهنگ شهادتطلبي، كه مردم انقلابي خود را بدان آراسته بودند و با دست خالي به مقابله با توپ و تانك و مسلسلهاي مزدوران طاغوت ميرفتند و از مرگ هيچ هراسي نداشتند. اوج تجلي فرهنگ شهادتطلبي در هشت سال دفاع مقدس نمايان بود، چرا كه جوانان با پيشانيبندهاي يازهراء، يا ابوالفضل، يا حسين، يا مهدي و ... توانستند با كمترين ساز و برگ نظامي بر ارتش تا دندان مسلح دشمن كه توسط استكبار جهاني تجهيز ميشد، پيروز شوند و پرچم انقلاب و اسلام ناب را همچنان برافراشته نگهدارند. يكي از فرماندهان دفاع مقدس ميگويد: روحيه شهادتطلبي رزمندگان ما زبانزد دنيا شده است؛ به طوري كه جديداً اعلام كرده است كه ما با اين شهادتطلبي رزمندگان اسلام نميتوانيم مقابله كنيم و كاري از دست ما ساخته نيتس. يكي از فرماندهان عراقي هم ميگويد: رزمندگان ايران را ميبينم كه پا ميگذارند روي ميدانهاي مين، عبور ميكنند، به ما حمله ميكنند، اما سربازان خودمان ـ سربازان عراقي ـ را ميبينم كه پوتينهايشان را ميكنند، آهسته و بيصدا فرار ميكنند! چطور ميشود جنگيد؟! چطور ميشود عقبنشيني نكرد؟! حال وظيفه ما در دوران كنوني چيست؟ آنان كه رفتند كار حسيني كردند و آنان كه ماندهاند بايد كار زينبي كنند. اينك بايستي با پايبندي به ارزشهاي والاي اسلامي و انقلابي ضمن پاسداري از حرمت خون شهيدان، زمينه احيا و گسترش فرهنگ شهادت را فراهم آوريم. زيرا استكبار جهاني هميشه و در همه حال در انديشه پيروزي بر ما و پايمال نمودن عزت و عظمت ماست و شواهد تاريخي نشان داده است كه در اين راه از هر حربهاي كه بتواند در اين زمينه بهره جسته و استفاده ميكند. شواهد نشان ميدهد كه در دوران جنگ نيز استكبار جهاني به قواعد جنگي پايبند نبوده (نمونههاي آنرا با در اختيار قرار دادن سلاحهاي شيميايي در اختيار رژيم بعثي و حمله به هواپيماهاي مسافربري) و سوءنيت خود را نشان داده است. جوانان ما بايد هوشيار باشند و ناخواسته و ناآگاهانه قدم در راه تحقق اهداف اين جهانخواران نگذارند. اينانلو منابع: 1. www.sajed.ir 2. the economist 25-19: September 1987 3. http: //www.fa.wikipedia.org التماس دعا سایت فرهنگ ایثار [ جمعه 22 آبان 1388 6:38 PM ] [ علي رضا کلامي ]
سلام بربچه هاي بي پلاك و با پلاك! سلام برپلاكهاي برگشته از فكه! سلام بربچه هاي بي ادعايي كه ديروز گفتند: روي مين ها سياه كه ما را نطلبيدند. سلام برآناني كه درميان شعله هايي از جنس آه سوختند ونه اهل «نان» بودند ونه اهل «نام». سلام برپاهاي تاول خورده بچه هاي صخره هاي «ماووت»، سلام برمظلوميت بچه هايي كه در ارتفاعات «شاخ شميران » پاره هاي پيكرشان آسماني شد، سلام برلحظه هاي سرخ برگ ريزان. سلام برشور شبهاي قلاويزان. سلام برروزهاي آتش وباروت وگلوله. سلام برشهيدان غريب چنگوله. چه مردان بزرگي بودند؛ آنان كه شبانه از سيم هاي خاردار گذشتند؛ چه مردان سبزي بودند آنان كه لحظه هايي پراز عصمت واخلاص آفريدند ونگاهشان آبروي روزهاي روشن فردا بود. چه مردان بزرگي بودند آنان كه جاده هاي عرفان را درنورديدند ويك شبه ره صدساله پيمودند. آنان چه زيبا عطش و سنگلاخ را تجربه كردند. چه روزهاي سرشار از صميميت وچه شبهاي پراز نيايشي! «كاش آن شبهاي بي برگشت برگردند تا شهيدان غريب دشت برگردند كاشكي يك بار ديگر از خم كانال ضربتي هاي گروه گشت برگردند». شما هرگز فراموش نمي شويد بچه هاي رفته تا «شلمچه» و «مجنون» ، بچه هاي گردان ۵۰۵ محرم، بچه هاي «گريه در جشن حنابندان» دوستتان دارم. هنوز لحظه هايمان را به نامتان متبرك مي كنيم. هنوز دراين كوچه ها، طنين گامهايتان جاري است و رهگذران عاشق، سرمست از جرعه زلال كلام آسماني تان عشق وايمان ومهرباني را زمزمه مي كنند. شما در روزگار قحطي عشق واخلاص،ساده وبي ادعا، شهره روزگار شديد وگامهايتان سجده گاه فرشتگان خدا شد. صبح با نسيم نگاهتان آغاز مي شد و«ني»ها با غريب نوازي شما، دلتنگي هايشان را به شانه هاي زخمي باد مي سپردند. شما بزرگ بوديد و «از اهالي امروز» و «لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميديد». ما چقدر غبطه مي خوريم كه شما را نشناختيم ودركوچه هاي رسيدن تا شما مانديم: هنگامه رفتن ما خوان اول را حتي نپيموديم مانديم در غربت، آنها گذر كردند از هفت خوان آتش منبع: روزنامه ايران [ جمعه 22 آبان 1388 6:37 PM ] [ علي رضا کلامي ]
بمناسبت سالگرد شهيد آيتالله سيد محمد باقر صدر، خبرگزاري فارس براي نخستين بار در رسانههاي گروهي اقدام به چاپ پاسخ مقتدرانه اين شهيد به نامه تهديدآميز صدام كرد.
در اين نامه تهديدآميز صدام نهايت ذلت، خفت و
خواري خود را در مقابل آن شهيد بزرگوار و استوار اظهار ميدارد و در عين حال آن
شهيد را از نپذيرفتن شروط درج شده در اين نامه برحذر ميدارد.
[ جمعه 22 آبان 1388 6:36 PM ] [ علي رضا کلامي ]
شايد يكى از مواردى كه هيچ گاه از حافظه مردم ايران پاك نخواهد
شد، همراهى منافقين با رژيم بعثى عراق در طول ۸ سال جنگ تحميلى باشد كه طى آن
منافقين دوشادوش دشمنان كشورمان با هموطنان خود مى جنگيدند و به سمت فرزندان ايران
شليك مى كردند.
مهدي گيوكي شايد يكى از مواردى كه هيچ گاه از حافظه مردم ايران پاك نخواهد شد، همراهى منافقين با رژيم بعثى عراق در طول ۸ سال جنگ تحميلى باشد كه طى آن منافقين دوشادوش دشمنان كشورمان با هموطنان خود مى جنگيدند و به سمت فرزندان ايران شليك مى كردند. عملكرد گروهك منافقين در قبل از آغاز تهاجم عراق به ايران به گونه اى بود كه رژيم بعث عراق از تحليل ها، مواضع و نشريات آنها براى برنامه ريزى هاى خود استفاده مى كرد. گروهك منافقين با آغاز جنگ تحميلى عراق عليه ايران موضع فريبكارانه اى را اتخاذ كرد، بدين ترتيب كه در اعلاميه هاى آغازين خود، ضمن محكوم كردن تجاوز عراق، حضور نيروهاى خود را در جبهه هاى جنگ به خواست مقامات كشور منوط دانست. با اين همه، با گذشت هفت روز، در اطلاعيه ديگرى از حضور نيروهاى خود در جبهه هاى جنگ خبر داد. كمتر از يك ماه از آغاز جنگ نگذشته بود كه دادستان انقلاب اسلامى آبادان ۴۱ نفر از اعضاى اين گروهك را به اتهام جاسوسى بازداشت كرد. اين گروهك در حالى مدعى حضور در جبهه ها بود كه اساسا در تحليل هايش اين جنگ را جنگى ارتجاعى و ناعادلانه مى دانستند. اعضاى اين گروهك با ناديده گرفتن اين كه عراق آغازگر تهاجم به ايران بوده است و انگار كه يك گروه غيرايرانى است؛ انگيزه ايران از اين جنگ را نه دفاع از كشور كه مورد حمله واقع شده بود بلكه صدور انقلاب و همچنين انگيزه عراق را شكل گيرى جريانى قطبى در منطقه دانست.(۱) اين سازمان پس از شكست در انتخابات مجلس شوراى اسلامى در نخستين دوره، خود را به رييس جمهور مخلوع، بنى صدر نزديك كرد. بنى صدر نيز كه با مشاهده ناكامى هاى نظامى ناشى از سياست هاى مغرضانه و غلطش در آزادسازى مناطق اشغالى ايران خود را در مخاطره مى ديد، سعى كرد پس از ائتلاف با منافقين و به ظاهر چپ هاى امريكايى، مناقشات داخلى را گسترش دهد. غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جديد منازعات سياسى بود. در اين روز طى سخنرانى بنى صدر در دانشگاه تهران، منافقين به همراه ديگر طرفداران رييس جمهور مخلوع، مردم حاضر در صحنه و هواداران حزب جمهورى اسلامى حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به رغم تاكيدات حضرت امام خمينى (ره) بر تمركز همه امكانات و نيروهاى داخلى بر دفاع همه جانبه، تداوم بحران آفرينى سياسى منافقين در داخل كشور در نخستين ماه هاى آغاز تجاوز به ميهن اسلامى، سرانجام به درگيرى مسلحانه آنان با نيروهاى انقلاب در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. امام خمينى (ره)، بنى صدر را از فرماندهى كل قوا خلع كردند و مجلس هم راى به عدم كفايت سياسى وى داد. سرانجام وى به اتفاق رجوى با خلبان پيشين شاه به فرانسه متوارى شد و در پى آن نيز سازمان منافقين موجى از ترور و انفجار به اميد براندازى نظام جمهورى اسلامى را در سراسر كشور به راه انداخت.(۲) بنى صدر و رجوى در پاريس به همراهى تعدادى از گروه هاى ضد انقلاب گروهى به نام شوراى مقاومت ملى را تشكيل دادند. رجوى وعده سرنگونى سريع جمهورى اسلامى را طى دو ماه به رهبران سازمان هاى هم پيمان داد، اما گذشت زمان، باور متحدان رجوى را نسبت به سخنان وى سست تر كرد. رجوى در سال دوم عمر شوراى خود ساخته در مقابل تعيين دوره سرنگونى جمهورى اسلامى پاسخ داد: «تا پايان سال آينده، نمى توانم به اين سوال جواب بدهم چون مشغول ارزيابى نيروهاى خود هستيم و در ميان نيروهاى مان حلقه مفقوده اى داريم كه مشغول يافتن و وصل آن به سازمان هستيم.» به مرور براى همگان ثابت شد كه اين حلقه مفقوده، رژيم بعث عراق بود و رجوى قصد داشت سازمان خود را با آن پيوند دهد.(۳) رجوى از همان نخستين سال سكونت در فرانسه كوشيد تا از طريق پيام ها و مصاحبه هايش به دولتمردان عراق بفهماند كه او مى تواند با زياده خواهى هاى عراق همراهى كند و حتى تا جايى پيش رفت كه اروندرود را متعلق به عراق معرفى كرد و به جاى اروندرود «واژه شط العرب» را هماهنگ با عراق به كار برد. وى علاوه بر ارسال پيام هاى محبت آميز براى رژيم عراق، كوشيد متحدان خود را آماده پذيرش ارتباط و همكارى با عراق كند. پس از زمينه سازى هاى لازم، سركرده منافقين و طارق عزيز در پاريس با يكديگر ملاقات كردند. طى ملاقات مزبور، طارق عزيز ابراز كرد: «اميدوارم در آينده نزديك دوست عزيزم مسعود رجوى را در پست رياست جمهورى يا نخست وزيرى ايران ملاقات كنم! پس از ملاقات سركرده منافقين با طارق عزيز، عراق به عمده ترين مركز فعاليت سازمان منافقين تبديل شد.(۴) گروهك منافقين از همكارى با حكومت بعثى عراق اهدافى را دنبال مى كرد؛ نخست اين كه از نظر جغرافيايى عراق با مرزهاى زمينى طولانى اى كه با ايران داشت؛ بهترين و آسان ترين مسير براى نفوذ گروه هاى عضو اين گروهك به داخل ايران محسوب مى شد. دوم آن كه اين گروهك با بهره گيرى ازكمك هاى مالى و تسليحاتى سخاوتمندانه دولت عراق مى توانست توان مبارزاتى خود را در برابر نظام اسلامى ايران به ميزان قابل توجهى افزايش دهد. به دنبال اين سياست پايگاه هاى منافقين كه تعداد آنها ۱۷ پايگاه اعلام شده بود؛ در دل خاك عراق و در نزديكى مناطق مرزى اين كشور با ايران تاسيس شد. اصلى ترين پايگاه آنها به نام «اشرف» در ۱۰۰ كيلومترى شمال غربى بغداد واقع شده بود.(۵) عمده فعاليت اين گروهك در خلال جنگ تحميلى ۸ ساله را مى توان اعزام گروه هايى براى انجام عمليات هاى ترور و خرابكارى به ويژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامى در داخل ايران، جاسوسى از تحركات نظامى ايران، انجام تبليغات مسموم از طريق راديوى اختصاصى اين گروه در عراق و نيز شايعه سازى براى تحت الشعاع قرار دادن حمايت هاى مردمى از جبهه ها دانست. نيروهاى وابسته به منافقين حضور گسترده اى در كنار نيروهاى عراقى داشتند و شنود مكالمات بى سيمى و تلفنى نيروهاى ايرانى بيشتر از سوى نيروهاى اين سازمان صورت مى گرفت و همچنين در سركوب شيعيان و كردهاى عراق از سوى رژيم بعث نقش مهمى داشتند.(۶) با وجود امكانات فراوان نظامى كه اين سازمان در اختيار داشت، به غير از مرحله پايانى جنگ، هيچ وقت در اندازه اى نبود كه بتواند عمليات نظامى مستقلى را عليه نيروهاى ايران انجام دهد. در اوايل سال ۱۳۶۷ نيروهاى سازمان با پشتيبانى ارتش عراق عملياتى را با نام «آفتاب» در منطقه شوش انجام دادند كه با متحمل شدن تلفات فراوانى به عقب نشينى مجبور شدند.(۷) پس از آن منافقين با بازسازى قواى خود در قالب ۲۰ تيپ (هر تيپ به استعداد يك گردان منظم حدود ۱۵۰ نفرى) در روز سوم مرداد ۱۳۶۷ از سمت اسلام آباد غرب و كرند به ايران حمله كردند و به داخل خاك ايران پيشروى كردند.(۸) آنان به خيال واهى خود قصد داشتند براساس يك برنامه زمان بندى شده ۳۳ ساعته در پنج مرحله از شهرهاى سرپل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوين عبور كنند و خود را به تهران برسانند. دولت عراق در اين عمليات با ادواتى از قبيل ۱۲۰ دستگاه تانك، ۴۰۰ دستگاه نفربر، ۹۰ قبضه خمپاره انداز ۸۰ ميلى مترى، ۳۰ قبضه توپ ۱۲۲ميلى مترى، ۱۵۰ قبضه خمپاره ۴۰۰ ميلى مترى، ۱۰۰۰ قبضه تيربار كلاشينكف، ۳۰ قبضه توپ ۱۰۶ ميلى مترى و ۱۰۰۰ دستگاه كاميون و خودرو آنان را يارى مى كرد. همزمان با اين عمليات، براى جلوگيرى از عمليات هوايى هواپيماها و هليكوپترهاى جمهورى اسلامى ايران، هواپيماهاى عراقى پايگاه هاى شكارى «نوژه» همدان و حتى دزفول و همچنين پادگان تيپ ۲ سقز و پايگاه هوانيروز كرمانشاه را بمباران كردند.(۹) در واكنش به اين تحركات منافقين، روز پنج شنبه ۶ مرداد ۱۳۶۷ عمليات «مرصاد» با رمز «يا على بن ابى طالب (ع)» از سوى نيروهاى ايرانى آغاز شد. در اين عمليات سه گردان از نيروهاى بسيج و سپاه با دور زدن نيروهاى منافقين شهر اسلام آباد را آزاد كردند. بلافاصله پس از آزادسازى شهر اسلام آباد، يگان هاى سپاه پيشروى را به سمت كرند آغاز كردند. نهايتا با كشته شدن حدود ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ تن و اسارت و زخمى شدن تعداد زيادى از منافقين در روز جمعه ۷ مرداد ،۱۳۶۷ اعضاى اين گروهك تروريستى هر آن چه داشتند بر زمين نهاده و به داخل خاك عراق متوارى شدند.(۱۰) برترى ايران در صحنه نظامى كه موجب عقيم ماندن طرح مشترك عراق و منافقين شده بود، موضع سياسى ايران را كه در حال مذاكره با دبيركل سازمان ملل در چارچوب قطعنامه ۵۹۸ بود، تقويت كرد و ادعاى صلح طلبى عراق و منافقين در عرصه بين المللى با تجاوز به خاك ايران زير سوال رفت.(۱۱) پس از شكست در عمليات مرصاد، منافقين ديگر هرگز نتوانستند به انسجام قبلى خود بازگردند و به علل مختلف از جمله اضمحلال اخلاقى، دچار اختلافات درون سازمانى شده و اختلافات شديد ميان كادر رهبرى و ديگر اعضاى آن به وقوع پيوست . _______________________________________________ منابع: ۱ـ رضا بسطانى، نقش سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در جنگ ايران و عراق، فصلنامه نگين، سال اول، شماره ،۳ زمستان ۱۳۸۱. ۲ـ دروديان، محمد، آغاز تا پايان (سالنماى تحليلى): بررسى وقايع سياسى نظامى جنگ از زمينه سازى تهاجم عراق تا آتش بس، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۸۱ ص ۴۰ـ۳۹. ۳ـ رضا بسطامى، همان. ۴ـ همان. ۵ـ جمال حسينى، حملات تهران عليه مخالفان در عراق، ماهنامه نگاه، سال اول شماره ،۳ خرداد ۱۳۷۹. ۶ـ همان. ۷ـ رضا بسطامى همان. ۸ـ راهنماى عمليات جنگ ۸ ساله، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۶۹ ص ۷۵. ۹ـ رضا بسطامى، همان. ۱۰ـ دروديان، محمد، پايان جنگ، بررسى و تحليل رويدادهاى سياسى ـ نظامى جنگ از عمليات والفجر ۱۰ تا اشغال كويت، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۷۹ ص ۱۹۱. ۱۱ـ همان، ص ۱۹۳. [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:15 PM ] [ علي رضا کلامي ]
جنگ عراق علیه ایران یكی از بزرگترین تراژدیهای بشری تاریخ معاصر خاورمیانه بود. شاید حدود یك میلیون نفر جان باخته و شمار بیشتری مجروح و میلیونها نفر آواره شده باشند. منابعی كه به خاطر این جنگ تباه شد، فراتر از كل مبلغی بود كه جهان سوم طی یك دهه صرف بهداشت عمومی اش كرد. جنگ در 22سپتامبر 1980 با تجاوز تمام عیار نیروهای عراقی به ایران آغاز شد. تا پیش از این تاریخ، نیروهای عراقی در مناطق مرزی ایران دست به خرابكاری و درگیریهای سنگین زده بودند. عراق امیدوار بود در مقابل همسایه ای كه پس از انقلاب اسلامی 1979 در عرصه بین المللی منزوی شده بود(!)، به پیروزی برق آسایی دست یابد. اما به رغم موفقیتهای اولیه، ایرانیان بسیج شدند و با اتكا به جمعیت بیشتر خود تا اواسط سال1982 متجاوزان را از خاك خود بیرون راندند. در ژوئن 1982 ایرانیها رویكرد تهاجمی اتخاذ كردند، ولی عراق به لطف برتری اش در جنگ افزارهای سنگین توانست مانع از هرگونه عملیات سرنوشت ساز ایران شود. تفنگها سرانجام در 20اوت 1988 خاموش شدند. عمده مسؤولیت این خونریزی ?ساله متوجه رژیم نظامی سنگدل صدام حسین است. او برای جان انسانها ذره ای ارزش قائل نبود. علاوه بر این، بی تفاوتی جامعه بین الملل نكوهیده است، زیرا نه تنها وجدانش از دیدن صدها جنازه «جهان سومی » به درد نیامد، بلكه كوشید از آب گل آلود ماهی بگیرد و از این مناقشه سود ببرد. فرانسه بزرگترین منبع تأمین جنگ افزارهای پیشرفته عراق شد و كوشید منافع مالی اش در این كشور را حفظ كند. اتحادجماهیر شوروی نیز بزرگترین تأمین كننده سلاح عراق بود و د رعین حال می كوشید نظر مساعد دولتهای هر دو كشور را جلب كند. دست كم 10كشور به هر دو طرف مناقشه سلاح می فروختند تا به خونریزی و كشتار دامن بزنند. اما فهرست این كشورهای پلید بدون ایالات متحده تكمیل نخواهد شد. هدف آمریكا سود بردن از تجارت سلاح نبود، بلكه هدف قابل ملاحظه تری را دنبال می كرد: كنترل منابع نفت منطقه. پیش از پرداختن به سیاست آمریكا در خلال جنگ عراق علیه ایران. نگاهی به تاریخ نشان می دهد در 40سال اخیر، به رغم تغییر مكرر شرایط، سیاست آمریكا در قبال خلیج فارس ثابت مانده است. حمایت از محافظه كارترین حكومتهای موجود محلی به منظور جلوگیری از به قدرت رسیدن جنبش های رادیكال و مردمی، باهر قیمت انسانی ممكن و هر میزان مداخله و دستكاری لازم اما آمریكا همواره در اجرای سیاستش موفق نبوده است. در سال 1979 با سرنگونی شاه، آمریكا یكی از حكومتهای دست نشانده خود را از دست داد. اما الگوی زیربنایی سیاست آمریكا تغییر نكرده و می توان این را در رویكردش نسبت به جنگ عراق علیه ایران مشاهده كرد. كدام بی طرفی!؟ * آمریكا در سال 1980 با هیچكدام از طرفین جنگ رابطه دیپلماتیك نداشت و بیطرفی خود را در این مناقشه اعلام كرد. یك مقام وزارت خارجه آمریكا در سال 1983 بدون ذره ای حس انسان دوستانه اعلام كرد: مادامی كه جنگ ایران و عراق روی متحدان ما در منطقه تأثیر نمی گذارد یا موازنه قدرت را برهم نمی زند، ما ذره ای اهمیت نمی دهیم.اما حقیقت این است كه ایالات متحده نسبت به این جنگ بی طرف نبود و استمرار آن را به منزله خلق فرصتهای مثبتی تلقی می كرد. نیاز به سلاح و پول بغداد رابه كشورهای محافظه كار عرب خلیج فارس و مصر وابسته تر می ساخت و بدین ترتیب سیاستهای عراق تعدیل و رابطه بین قاهره و سایر كشورهای عربی ترمیم می شد. این جنگ همچنین ایران را كه اكثر تسلیحاتش آمریكایی بودند، ناگزیر می ساخت تجهیزات و قطعات یدكی آمریكایی بخرد. نیازهای مبرم جنگ ممكن بود دو كشور را ناچار سازد كه روابطشان را با واشنگتن بهبود ببخشند. از سوی دیگر، پراكندگی جنگ به آمریكا امكان می داد در ایران و عراق عملیاتهای مخفیانه انجام دهد و تلاطم خلیج فارس می توانست سایر كشورهای منطقه را برای همكاری نظامی به سوی آمریكا جلب كند. هنگامی كه جنگ اولین بار آغاز شد، اتحاد شوروی كشتی های تسلیحاتی اش را از راه عراق بازگرداند و تا یك و نیم سال بعد به بغداد هیچ سلاحی نفروخت. در مارس 1981 حزب كمونیست عراق كه تحت فشار صدام حسین قرار داشت، از شوروی پیام فرستاد كه جنگ باید پایان یابد و نیروهای عراقی به مرزها بازگردند. در همان ماه آلكساندر هیگ وزیر خارجه آمریكا به كمیته روابط خارجی سنا گفت كه چشم انداز بهبود روابط با عراق دیده می شود و خاطرنشان ساخت كه بغداد نگران «رفتار امپریالیسم شوروی در منطقه خاورمیانه» است.سپس آمریكا فروش پنج فروند بوئینگ را به عراق تأیید كرد و معاون وزیر خارجه را جهت مذاكره به بغداد فرستاد. متعاقباً ایالات متحده عراق را از فهرست كشورهای حامی تروریسم برداشت و واشنگتن برای صادرات آمریكا به عراق 400 میلیون دلار اعتبار تعیین كرد. در نوامبر 1984آمریكا و عراق مناسبات دیپلماتیك خود را كه در سال 1967 گسسته بود، احیا كردند. تهدید شوروی و نیروهای واكنش سریع * به موازات آن كه جنگ تحمیلی موضع آمریكا در عراق را بهبود می بخشید، مناسبات نظامی ایالات متحده با كشورهای عرب خلیج فارس توسعه می یافت، واشنگتن به واسطه جنگ عراق علیه ایران تمایلش به داشتن مناسبات نظامی با اعراب و استقرار نیرو جهت مقابله با تهدید شوروی را توجیه می كرد. در ژانویه 1980پرزیدنت كارتر «دكترین كارتر» را ارائه كرد كه اظهار می نمود آمریكا مایل است برای جلوگیری از دسترسی «قدرتی خارجی» بر خلیج فارس به زور متوسل شود اما همانگونه كه مایكل كلر خاطر نشان كرده، دغدغه واقعی آمریكا پنج روز بعد با انتشار بیانیه نظامی هارولد براون وزیر دفاع وقت عیان گشت. براون هشدار داد كه بزرگترین تهدید برای ایالات متحده دیگر توسعه طلبی شوروی نیست، بلكه تلاطم های مهارناپذیر جهان سوم است. وی گوشزد كرد: در جهانی پراز مشاجره و خشونت، ما نمی توانیم بدون سلاح به خارج برویم. شیوه خاص توسعه اقتصادمان سبب می شود كه ما برای رفاه مادی مان به واردات، صادرات و درآمدهای سرمایه گذاری های خارجی وابسته باشیم. حفاظت از جریان نفت خاورمیانه بخش مهمی از منافع حیاتی ماست و ما برای دفاع ازآن هر اقدام مقتضی از جمله توسل به نیروی نظامی را اتخاذ خواهیم كرد. براون صراحتاً بیان نكرد كه ایالات متحده در پاسخ به تهدیدات داخلی نظیر انقلاب مداخله نظامی خواهد كرد، ولی پس از كناررفتن از سمتش آشكارا گفت: یك موضوع حساس این است كه آیا ایالات متحده باید برای حفاظت از میادین نفتی در مقابل تهدیدات داخلی و منطقه ای اقدامی اتخاذ كند یا خیر. هرگونه تعهد صریح از این نوع احتمالاً تولیدكنندگان نفت را بیش از آن كه آسوده سازد، نگران خواهد ساخت. برهمین اساس دولت كارتر تشكیل نیروی واكنش سریع را برای به رخ كشاندن قدرت نظامی آمریكا در خلیج فارس آغاز كرد. هدف اساسی این طرح به قول مشاور امنیت ملی كارتر كمك كردن به دولتی دوست در مقابل خطر كودتا بود. در سال ،1980 ارتش آمریكا رزمایشی با عنوان «شوالیه شجاع» انجام داد كه هدفش حفاظت از ایران در مقابل تهاجم تمام عیار شوروی بود. ارتش چنین نتیجه گرفت كه برای عقب نگه داشتن ماشین جنگی شوروی به 325هزار سرباز نیاز دارد. شاید یك نیروی واكنش سریع با این بزرگی برای مبارزه با دردسرسازان جهان سومی غیرضروری به نظر آید، اما پنتاگون اظهار كرد كه در اواسط دهه 1980 ارتشهای جهان سوم دیگر «بربرهای سرنیزه به دست» نیستند. آمریكا دیگر نمی توانست منطقه را با یك پرچم ثبات بخشد. هنگامی كه ریگان به قدرت رسید، اعلام كرد: اجازه نمی دهم عربستان سعودی، ایران شود. در دوره حكومت ریگان، سیا مخفیانه چنین نتیجه گرفت كه احتمال تهاجم شوروی به ایران «بعید» است ، زیرا ارتش سرخ به حدكافی گرفتار پیكار با افغانها بود. اما بعیدبودن تهدید شوروی از شتاب ایجاد نیروی واكنش سریع نكاست. سیاست دوگانه در قبال تهران * سیاست آمریكا در قبال ایران پیچیده تر بود، زیرا همزمان دو مسیر را می پیمود. از یك سو، مقامات آمریكا چشم اندازبرنامه ای مخفی برای تضعیف دولت تهران را مساعد می دیدند و درعین حال واشنگتن می كوشید با همان دولت ارتباط برقرار كند. اقدامات آمریكا در تعقیب مسیر نخست آشكارا نشان می داد كه واشنگتن مخالف حكومت] حضرت[ آیت الله خمینی است واز گروههای هوادار دیكتاتور سابق ایران برای مبارزه با دولت تهران حمایت می كرد. سیا از سال 1982 ماهیانه 10هزار دلار به گروهی در پاریس موسوم به جبهه ملی ایران به ریاست علی امینی می پرداخت كه نقش بسزایی در واگذاری نفت ایران به قدرتهای خارجی پس از كودتای 1953 داشت. آمریكا همچنین از 2گروه شبه نظامی ایرانی مستقر در تركیه حمایت می كرد كه رهبری یكی از آنها برعهده ژنرال بهرام آریانا، فرمانده ارتش شاه بود كه رابطه نزدیكی با شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه داشت. در سال 1980 دولت كارتر پخش برنامه های مخفی رادیویی از مصر برای ایران را با هزینه 20 تا 30هزار دلار در ماه آغاز كرد. این برنامه ها خواستار سرنگونی دولت ایران وحمایت از بختیار بودند. سایر برنامه ها محتوی ضدشوروی داشتند. همزمان با این فعالیتها، آمریكا حركت در جبهه دوم را در پیش گرفت: تلاش برای برقراری رابطه با روحانیون ایران براساس علاقه مشتركشان با واشنگتن برای مبارزه با چپگرایان! ریگان پس از افشای رسوایی ایران كنترا در نوامبر 1986 اعلام كرد نیت ایالات متحده یافتن «مسیری برای بازگرداندن ایران به جایگاه سابقش بود كه همانا خانواده كشورهای مردم سالار است». بنابه گزارش كمیسیون تاور، «آمریكا در سال 1983 كمك كرد تا تهران را متوجه خطر ناشی از نفوذ گسترده حزب كمونیست توده یا كادرهای شوروی و طرفدار شوروی درایران سازد. ایده ایجاد ارتباطی راهبردی با ایران از حمایت گسترده دولت آمریكا برخوردار بود. مثلاً كمیسیون تاور، اظهار كرد كه اگرچه مخالف انتقال سلاح به ایران است ، «گشایشی استراتژیك با ایران شاید به سود منافع ملی آمریكا باشد». باید تصریح كرد كه هدف ازاین گشایش استراتژیك گشودن باب گفت وگو با دشمن سابق نبود، بلكه بخشی از سیاست پیشگیری از دسترسی قابل ملاحظه اتحادیه شوروی به ایران بود. از همین رو، گزارش سیا در 1985 اظهار می داشت هرابرقدرتی كه زودتر به ایران برسد، «در موقعیت نیرومندی برای حذف دیگری قرار خواهد گرفت». مقابله با موفقیتهای نظامی ایران * درسال 1984 به دلیل پیروزیهای ایران در میدان نبرد وبهبود مناسبات آمریكا با عراق، واشنگتن شروع به قطع منابع تسلیحاتی ایران از طریق اعمال فشار به متحدان خود برای توقف فروش سلاح به تهران كرد. كویت پیروزیهای ایران را با نگرانی فزاینده دنبال می كرد. ایران حالا دیگر به كشتی های پهلوگرفته در بنادر كویت حمله می كرد وكویت به منظور دفاع از خود دست یاری به سوی آمریكا برد. در سپتامبر 1986 كویت به واشنگتن ومسكو پیشنهاد داد پرچمهای خود را روی برخی از كشتی ها به اهتزاز درآورند وسپس با ناوگان دریایی خود از آنها محافظت كنند. واكنش اولیه ایالات متحده ولرم بود، ولی وقتی واشنگتن در مارس 1987فهمید شوروی حاضر شده كه پرچمش را روی یازده كشتی كویتی نصب كند، بلافاصله پذیرفت آن یازده كشتی را تحت پرچم خودش محافظت كند. اما ایران به شدت حملاتش علیه كشتی ها به دلیل حضور نیروی دریایی آمریكا در خلیج فارس افزود. در فاصله 1981 تا آوریل 1987 كه خبر نصب پرچم آمریكا روی كشتی های عربی اعلام شد، ایران به90 فروند كشتی ضربه زده بود، ولی این رقم طی یك سال بعد به 126 فروند رسید. همانطور كه گزارش كنگره خاطرنشان می كرد، كشتیرانی در خلیج فارس از زمان آغاز حضور دریایی آمریكا ناامن تر شده است . درواقع این عراق بود كه در 1981 جنگ نفتكشها را به راه انداخت وتا سال 1984 بدون پاسخ موازی ایران ادامه داد. دوماه پس از تشدید حملات عراق در مارس ،1984 ایران بالاخره شروع به پاسخگویی كرد، اماتعداد حملات عراق بیشتر از ایران بود. واشنگتن در توجیه سیاستش می گفت عراق فقط به كشتی های ایران حمله می كند وحال آن كه ایران نفتكشهای كشورهای بیطرف بخصوص كویت را هدف قرار می دهد. * حمایتهای گسترده آمریكا ازعراق سبب شد تا در 18ژوییه 1988ایران پذیرش كامل قطعنامه 598را اعلام كند، ولی بغداد آتش بس را نپذیرفت وبه استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی ادامه داد. سرانجام در 6اوت فشار بین المللی عراق را مجاب به پذیرش آتش بس كرد وآن 2هفته بعد به اجرا گذاشته شد. برای واشنگتن مهمترین چیز حفظ وضعیت موجود در منطقه ای استراتژیك بود كه برای پنتاگون وشركتهای نفتی ارزش فراوانی دارد و دو جنگ بعدی خلیج فارس این مسأله را اثبات كرد. منبع:ZMAGمترجم: گلاره اسد [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:14 PM ] [ علي رضا کلامي ]
هدف عراق از به كارگيرى سلاح هاى شيميايى جلوگيرى از پيشروى ناگهانى رزمندگان از مواضع و استحكامات عراق و مهار پيامدهاى سياسى استراتژيك آن بود. تاثيرات روحى و روانى سلاح هاى شيميايى و آثار كاربرد آن در ايجاد پراكندگى در نيروها و از ميان بردن قدرت مقاومت يا پيشروى آنها و اختلال در سازمان رزم مورد توجه عراق بود. نظر به اينكه نقطه ثقل قدرت نظامى ايران شامل نيروهاى پياده و اجراى عمليات شبانه بود لذا به دليل اين كه عراقى ها قادر به دفاع در برابر اين تاكتيك ها نبودند براى جلوگيرى از پيشروى نيروها و ايجاد پراكندگى در ميان آنها از سلاح شيميايى استفاده مى كردند.رييس پيشين طرح هاى هسته اى عراق در مورد تاثير اين سلاح ها بر روى نيروهاى رزمنده ايران گفته است: «در جنگ طولانى عراق عليه ايران روشن شد كه به وحشت انداختن نيروهاى ايران از طريق استفاده از سلاح هاى شيميايى به مراتب موثرتر از تمام توپخانه و بمباران هوايى بود كه مى توانستيم به كار بريم.» وفيق سامرايى نيز در اين باره گفته است: «اگر كار برد اين سلاح ها نبود اوضاع به ضرر ما شكل مى گرفت. تهيه و توليد سلاح هاى شيميايى و به كارگيرى آن در جنگ آن گونه كه اشاره شد بر پايه تحولات نظامى و نگرانى عراق از احتمال شكست نظامى، تغييرات قابل ملاحظه اى داشته است. عوامل شيميايى آن دسته از مواد يا تركيبات شيميايى را كه در صورت انتشار مناسب و تاثير شيميايى منجر به مرگ، آسيب و ناتوانى در انسان و حيوان يا از بين رفتن گياه مى شوند، عوامل شيميايى اند. وسايل كاربرد اين مواد را «جنگ افزار» شيميايى مى گويند. عوامل شيميايى با توجه به مشخصات و اثرات شيميايى چهار دسته عمده را شامل مى شود. - ناتوان كننده ها كه سبب كاهش توان رزمى نيروهاى مقابل شده، قدرت جنگيدن را از نيروها سلب مى كند. - عوامل زيان بخش كه موجب ايذا شده و آنها را به ستوه مى آورد و با ضايعات پوستى و اثرات درازمدت به ويژه سرطان زا همراه است. - عوامل كشنده شامل اعصاب خفه كننده سمى خون است. گاز اعصاب سبب از كار افتادن نيروهاى محركه و مختل شدن سيستم اعصاب مى شود. خفه كننده موجب خفگى و مرگ مى شود و پس از جذب شدن در خون اثرات سمى خود را ظاهر مى كند. عوامل ضد گياه روى درختان و گياهان اثر مى گذارد و آنها را خشك مى كند و از بارور شدن خاك و رويش گياهان جلوگيرى مى كند. تهيه و توليد عوامل و جنگ افزار شيميايى عراق براى دستيابى به اين توان از اقدامات زير بهره جست : برقرارى مناسبات تجارى با كشورهاى غربى به منظور خريد فناورى، مواد و تجهيزات مربوط به جنگ افزار شيميايى عقد قرارداد خريد تجهيزات فنى گوناگون با شركت توليدكننده وسايل شيميايى در آلمان خريد تركيبات شيميايى مربوط به توليد عوامل اعصاب از غرب به ويژه آلمان و هلند تاسيس كارخانه هاى ساخت و توليد جنگ افزاز شيميايى به ويژه در شهر سامرا برنامه سلاح هاى كشتار جمعى عراق به گفته دكتر حسين شهرستانى از دانشمندان هسته اى از سال ۱۳۵۹ آغاز و در بخش شيميايى در سال ۱۳۶۱ به كمك تعدادى از شركت هاى آ مريكايى با استفاده از گاز اعصاب و سارين توسعه يافت. اقدام عراق براى كسب توانمندى بيولوژيك به نوشته دكتر گراهان پى ير سون ( از محققان ساخت عوامل جنگ هاى بيولوژيك در دپارتمان صلح دانشگاه برارد فورد انگليس ) از سال ۱۹۷۶ آغاز شد و يك سال بعد در عراق اجراى ۷۸ پروژه تحقيق و توسعه را در مركز آل سلمان آغاز كرد و سال ۱۹۸۵ قادر به توليد عوامل ميكروبى سياه زخم و سم بوتوليسم بود. جيمز ويسى رئيس سابق سازمان سيا معتقد است، ميكروب سياه زخم در بسيارى از آزمايشگاه هاى آمريكا قابل دسترسى بود و از سوى كشورهاى مختلف از جمله عراق در دهه ۸۰ توزيع شد. اقدام عراق براى دستيابى به تكنولوژى و ذخاير شيميايى متعاقب شكست هاى عراق و استفاده از جنگ شيميايى به عنوان يك راه حل ممكن براى مشكلات نظامى اش آغاز شد . قربانيان اين سلاح آن گونه كه پايگاه اطلاع رسانى قربانيان سلاح هاى شيميايى آورده است: در حال حاضر نزديك به ۴۵ هزار نفر جانباز شيميايى تحت پوشش درمانى و خدماتى سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران مى باشند كه براساس روش استاندارد و علمى تعيين شدت ضايعه و براساس معيارهاى مورد استناد منابع معتبر علمى و دانشگاهى شدت ضايعات ارگان هاى مختلف در اين افراد به چهار گروه طبيعى، خفيف، متوسط و شديد تقسيم مى گردد. آخرين آمار موجود تعداد جانبازان شيميايى كشور به تفكيك نوع و شدت ضايعه مطابق جدول ذيل مى باشد: جمعپوست چشم ريه شدت ضايعه ۴۵۰۰۰۲۵۶۷۰۲۰۶۳۸۱۹۵۵۰طبيعى ۳۷۳۰۰۹۸۲۰۱۲۹۰۰۱۴۵۸۰خفيف ۷۲۶۴۱۵۱۰۲۲۲۴۳۵۳۰متوسط ۱۰۹۶۱۸۴۳۸۶۴۰شديد توضيح اين كه: برخى از جانبازان داراى هر سه نوع ضايعه ريوى، پوستى و چشمى بوده و برخى از آنها تنها يك يا دو نوع از عوارض را دارا مى باشند. منبع: راهنماى بهداشت و سلامت جانبازان دكتر مصطفى قانعى، دكتر شهريار خاطرى پژوهشكده علوم پزشكى رضايى ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:13 PM ] [ علي رضا کلامي ]
* فرانسه و اعطاى يك بمب اتمى به عراق
* سرلشكر وفيق السامرايى( مسوول اسبق بخش ايران در استخبارات عراق) كمك هاى خارجى فرانسه به عراق به جايى رسيد كه فرستاده آنها به بغداد آمد و با وزير دفاع وقت، عدنان خيرالله ملاقات نمود و به او گفت: «فرانسه به طور جدى زمينه هاى اعطاى يك بمب اتمى به عراق را بررسى مى نمايد. مى توان براى مجبور كردن ايران به توقف جنگ اين بمب را به هدف مشخصى پرتاب نمود.» من تا سال ۱۹۸۴ نسخه اى از اين گزارش را كه با امضاى وزير دفاع براى صدام ارسال شده بود، در يك صندوق ويژه نگهدارى مى كردم. *حسين كامل (رييس صنايع دفاع عراق) در اين خصوص مى گويد: «واقعيت اين است كه تلاش ما ساختن بمب اتم بود منتها با قدرت كم، به اين خاطر كه اگر موفق به پيروزى در جنگ نشديم آن را عليه ايران به كار ببريم. صدام سال ۱۹۹۰ را براى استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبى جنگ تعيين كرده بود آن روز تنها چيزى كه براى صدام اهميت داشت به پايان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن عليه ايران بود.» منابع: ۱- ويرانى دروازه هاى شرقى ( وفيق السامرايى) ۲- روزنامه السفير لبنان ۲۹/۱/۱۹۹۶ * مقام نخست آلمان در توسعه تسليحات شيميايى عراق * كنت تيمرمن، محقق و نويسنده امريكايى: «شركت آلمانى كارل كولمب سرانجام ۶ خط توليد سلاح شيميايى جداگانه به نام هاى احمد،محمد، عيسى، عانى، مداى و قاضى در مجتمع سامره ايجاد كرد. اولين آنها درسال ۱۹۸۳ و آخرين شان درسال ۱۹۸۶ تكميل شدند. از گاز خردل و اسيد پروسك تا گازهاى عصبى سارين و تابون دراين كارخانه توليد مى شدند. بى ترديد اين بزرگترين كارخانه سلاح شيميايى در جهان بود.» * راديو بى بى سى به نقل از مجله اشپيگل: «هيچ كشورى به اندازه آلمان چنين كمك تحقيقاتى و توليدى به عراق در تهيه يك نوع سلاح كشنده و تعيين كننده نكرده است.» منابع: ۱- سوداگرى مرگ ۲- ما اعتراف مى كنيم * ايتاليا به باشگاه حاميان بين المللى عراق مى پيوندد * كنت تيمرمن محقق و نويسنده امريكايى: «درآوريل ۱۹۷۲ تنها حلقه اى مفقوده در برنامه توليد سلاح هسته اى عراق، آزمايشگاه بازآمايى و استخراج پلوتونيوم از سوخت مصرفى رآكتور بود. اين حلقه مفقوده را شركت اسنيا تچينت، ازمراكز هسته اى ايتاليا پر كرد. براساس اسنادى كه مدير پيشين اين شركت فرعى گروه فيات ارايه كرده است اين شركت با فروش چهار آزمايشگاه هسته اى و سه سلول داغ به كميسيون انرژى اتمى عراق موافقت كرده است. به اعتقاد ويلسون مدير بخش فيزيك دانشگاه هاروارد اين پروژه ايتاليايى سالانه ۸ كيلوگرم پلوتونيوم در اختيار عراق قرار مى داد كه براى توليد يك بمب اتم كافى بود، درست چند روز قبل ازحمله صدام به ايران، عراق اعلام كرد كه ايتاليا را به عنوان شريك عمده و اصلى خود براى تجهيز نيروى دريايى و تربيت پرسنل عراق انتخاب كرده است. همچنين مقرر شد ۱۲۰۵ افسر نيروى دريايى عراق در ايتاليا دوره ببينند. اين ترجيح دادن ايتاليا بر فرانسه و شوروى يك دليل استراتژيك داشت نه فنى؛ عراق مى خواست باشگاه حاميان بين المللى خود را توسعه و تقويت نمايد.» منبع: كتاب سوداگرى مرگ (تيمرمن) ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:12 PM ] [ علي رضا کلامي ]
الف ـ آمريكا اين كشور اصليترين مشوق صدام براي حمله به ايران بود. آمريكائيها كه ميديدند با سقوط نظام شاهنشاهي در ايران دستشان از منابع عظيم نفت كشورمان كوتاه شده است، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي شروع كردند به دشمني و حمله به آن. حمله نظامي در صحراي طبس كه با امدادهاي الهي شكست خورد، كودتاي نوژه و سازماندهي دهها توطئه ديگر از جمله اقدامات دولت آمريكا بود. وقتي آمريكاييها از همه اين توطئهها نتيجهايي نگرفتند، صدام را تشويق كردند كه به ايران حمله كند و در اين راه همه اطلاعات مهمي كه مستشاران نظامي آمريكا از ايران با خود برده و اطلاعاتي كه هواپيماهاي جاسوسي آواكس آمريكا كه در عربستان مستقر بودند، در اختيار فرماندهان ارتش عراق قرار ميگرفت. علاوه بر اينها د رسازمان ملل و ساير سازمانهاي جهاني با حمايت از عراق از اينكه جهانيان حرف حق ايران را بشنوند، جلوگيري ميكردند. وقتي در سال دوم جنگ ايرانيها نيروهاي اشغالگر را از خاك خود بيرون كردند،دولت آمريكا همزمان چهار عمليات را براي حمايت از صدام و بر عليه ايران آغاز كرد 1- عمليات استانچ: شامل تلاشهاي ديپلماتيك براي شناسايي مبادي ورود سلاح و جلوگيري از ارسال تجهيزات جنگي به ايران بود. 2- عمليات مالي: در اين عمليات تلاش ميشد نيازهاي مالي عراق از طريق شركتهاي آمريكايي تأمين شود. 3- عمليات اطلاعاتي: در اين عمليات، اطلاعات نظامي مورد نياز عراق از ايران تأمين و در اختيار عراق قرار ميگرفت. 4- عمليات ضد ايراني در سازمانهاي بين المللي: شامل محكوميت ايران در اين سازمانها و جلوگيري از انتقال صحبتهاي به حق مسئولين ايراني به ديگر كشورها و سازمانهاي بين المللي. -هاوارد تيچر، عضو شوراي امنيت ملي دولت آمريكا در زمان رياست جمهوري رونالد ريگان گفته است: «آمريكا براي صدام حسين كاري كرد كه تا آن روز براي هيچ يك از نزديكترين متحدان خود نكرده بود». كمكهاي مالي و اقتصادي عظيمي كه در ظاهر به نام وام كشاورزي از طرف آمريكا به عراق پرداخت ميشد، در جنگ عليه ايران به كار گرفته شد. اين كمكها در مواقعي كه حكومت صدام رو به سقوط بود به بانكهاي عراق روانه ميشد. وقتي در آخر جنگ آمريكاييها از همه اين كمكهايي كه ميكردند نتيجه مورد نظرشان را نگرفتند، بصورت مستقيم با ايران وارد جنگ شدند. ب ـ شوروي سابق يا روسيه فعلي بيشترين اسلحه مورد نياز عراقيها در طول جنگ توسط روسها تأمين ميشد. اين كشور با سرازير كردن سيل تجهزات و جنگ افزارهاي مدرن، كمك خيلي زيادي به صدام كرد. پيشرفتهترين هواپيماهاي جنگي، هليكوپتر، تانك و سلاحهاي ديگر از جمله تسليحاتي بود كه روسها در طول هشت سال جنگ به عراق دادند. علاوه بر آن ژنرالهاي روسي در طراحي و ساخت استحكامات دفاعي و موانعي كه ارتش عراق براي جلوگيري از حملات رزمندگان ايراني نياز داشت، ارتش عراق را ياري ميدادند و با حضور در بخشهاي مهندسي ارتش عراق به آنها براي ساخت اين موانع مشاوره و كمك ميكردند. فرماندهان ارتش روسيه با حضور در ارتش عراق، فرماندهان عراقي را آموزش نظامي ميدادند و راههاي مقابله با حملات رزمندگان اسلام و حمله به ايران را به آنها ميآموختند. ج ـ اروپا كشورهاي اروپايي كمكهاي فراواني به عراق كردند و دو كشور فرانسه و آلمان بيشتر از بقيه، موقعي كه صدام و حاكمان كشورهاي عربي از دفع حملات كوبنده رزمندگان ايران درمانده شده بودند و به هر دري ميزدند تا جلوي شكستهاي پي در پي ارتش عراق را بگيرند، اروپائيها هر چه در توان داشتند تقديم آنها كردند. فرانسه اولين سري هواپيماهاي جنگي پيشرفته ميراژ 2000 را بدون اينكه در ارتش خود به كارگيري نمايد به عراق داد تا از آنها عليه ايران استفاده كند. هواپيماهاي سوپر اتاندارد، هلي كوپترهاي سوپر فرلون و موشكهاي ليزري اگزوسه كه از آخرين دستاوردهاي صنعت نظامي فرانسه بود، در اختيار ارتش عراق قرار گرفت. البته هواپيماهاي سوپراتاندارد به دليل گران بودن و يا دلايل ديگر به ارتش عراق اجاره داده شد تا خلبانان عراقي با استفاده از آنها به راحتي بتوانند رزمندگان اسلام و شهرهاي ايران را بمباران كنند. وقتي همه اين كمكها نتوانست ارتش شكست خورده صدام را نجات دهد، آلمانيها با ارسال مواد شيميايي واعزام كارشناسان خود به ياري ارتش صدام شتافتند و عراق را در ساخت بمبهاي شيميايي ياري دادند. صدام توانست با استفاده از اين كمكها 6000 تن بمب شيميايي عليه مردم ايران به كار گيرد. ارتش صدام فقط 1100نفر را در شهر سردشت و ساير نقاط ايران و 5000 نفر را در شهر حلبچه با استفاده از اين سلاحها به شهادت رساند.باگذشت سالها ازپايان جنگ هرروزشاهدهستيم مصدومين شيميا يي به كاروان شهدامي پيوندند. شكست ناپذيري ايران؛ اروپائيان را وادار كرد با اعزام كارشناسان نظامي به ياري ارتش شكست خورده صدام بشتابند و با كمكهاي فراوان خود از سقوط صدام جلوگيري كنند. با گذشت بيش از 16 سال از پايان جنگ، عراق هنوز نتوانسته كمكهاي اروپائيان را پرداخت وجبران كند. در ميان اروپاييها، كشورهاي ايتاليا و بلژيك با ارسال موشكهاي پيشرفته ضد زره و كمك به عراق در ساخت توپخانه دوربرد و بخشهاي ديگر ارتش اين كشور، از جمله حاميان عراق بودند. اروپاييها در حمايت از صدام تا آنجا پيشرفتند كه فقط مبلغ 000/000/000/575 دلار فقط كمك مالي در اختيار عراق قرار دادند. د ـ كشورهاي عربي اين كشورها با داشتن جمعيت چند صد ميليوني و بيشترين منابع نفت و گاز دنيا، عمدهترين پشتيبان عراق از نظر مالي، نيروي انساني و سرزميني بودند. در ميان اسراي جنگي كه د رايران بودند اتباع بيش از دوازده كشور حضور داشتند. يعني دوازده كشور با اعزام نيروي نظامي عراق را در جنگ عليه ايران ياري ميدادند. حضوراسيراني ازسربازان کشورهاي اردن، مصر، مراکش، سودان، سومالي، کشورهاي عربي خليج فارس و ... نشاندهنده ي اعزام نيروي انساني ازسوي کشورهاي عربي به عراق است. كشورهاي عربي با پرداخت پولهاي كلان به عراق كه د رظاهر وام بود و هيچگاه حتي يك دينار آن را هم از عراق باز پس نگرفتند، اين كشور را ياري ميدادند. در مواقعي كه عراق به خاطر حملات ايران قادر به صدور نفت خود نبود، اين كشورها به جاي عراق نفت صادر ميكردند و پول آن را به عراق ميدادند. بخشهايي از سرزمين بعضي از اين كشورها تا پايان جنگ د راختيار عراق بود و عراق از آنجا عليه شهرها و كارخانههاي ايران حمله هوايي انجام ميداد. حتي آسمان اين كشورها هم در اختيار عراق بود و هواپيماهاي عراقي براي حمله به كشتيها و مناطق حساس در خليج فارس و تنگه هرمز و استانهاي جنوبي كشورمان از آسمان اين كشورها استفاده ميكردند. هـ ـ ساير كشورها علاوه بر اين، كشورهايي مثل برزيل و آرژانتين كه در صنعت نظامي در آن زمان تقريباً پيشرفته بودند، تسليحاتي را در اختيار عراق قرار ميدادند. ساير كشورها هم يا توانايي كمك به عراق رانداشتند، مثل كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقايي يا آنكه بيطرف بودند: مثل تركيه و پاكستان. منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:11 PM ] [ علي رضا کلامي ]
ابعاد تازهاي از همكاريهاي كشورهاي اروپايي مدعي حقوق بشر و دموكراسي با صدام معدوم در خلال جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران و در جنايات جنگي صدام عليه ملت ايران فاش شد. منابع عراقي كه براي اولينبار ابعاد اين ماجرا را فاش ميسازند پرده از نكات تازهاي در اين خصوص برميدارند. به گزارش سايت ساجد به نقل از ايسنا، براساس اين اسناد، پس از شكست كودتاي نوژه در تابستان 1359 ، با اشاره ايالات متحده آمريكا و تشويق جيمي كارتر رييسجمهور وقت آمريكا چراغ سبز براي حمله صدام به ايران به ديكتاتور عراق نشان داده ميشود. آمريكا و كشورهاي غربي كه براساس معادلات نظامي و قدرت نظامي عراق اميدوار به ساقط كردن جمهوري اسلامي ايران بودند در همين حال به صدام اعلام ميكنند ميدان براي كليه ابتكارات وي بر عليه جمهوري اسلامي ايران باز است. منابع عراقي اظهار ميدارند: براساس اسناد جديدي كه اخيرا به دست آمده است، سازمان ملل متحد و دبيركل وقت آن براساس همين حمايتهاي آمريكا و كشورهاي اروپايي در برابر جنايت صدام و تجاوز همهجانبهاش به ايران در ماههاي آغازين جنگ تحميلي سكوت اختيار كرد و اين درحالي بود كه مناطق مسكوني و غيرنظامي، مدارس و بيمارستانها توسط موشكها و هواپيماهاي رژيم بعثي عراق در ايران به خاك و خون كشيده ميشدند. براساس اين اسناد، در جريان بازرسي كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد كه پس از جنگ سال 1991 ميلادي آمريكا و متحدانش با عراق فاش شده است آمريكا و كشورهاي غربي براساس اسناد داخلي خود و شركتها و كمپانيهايي كه سلاح به صدام فروخته بودند كليه مراكز حساس و سلاحهاي كشتار جمعي عراق را منهدم ساختند و به همين دليل تيمهايي از نظاميان فاقد اطلاعات آمريكا، انگليس، آلمان، هلند، ايتاليا و چند كشور اروپايي ديگر در كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد حضور داشتند تا يكي پس از ديگري سلاحهايي كه در زمان جنگ تحميلي كه صدام براي جنايات جنگي عليه ايران داده شده بود را از بين ببرند. در يكي از اين اسناد آمده است: صدام مقادير زيادي از موشكها و بمبهاي هدايتشونده را در كف يك رودخانه كمعمق در مركز عراق پنهان كرده بود كه پس از فشارهاي مأمورين اطلاعاتي غرب كه در كميته خلع سلاح حضور داشتند اين مهمات كشف و سپس نابود شد. منابع عراقي اظهار ميدارند بيش از 16 هزار صفحه اسناد همكاريهاي رژيم صدام با كشورهاي اروپايي كه منجر به تجهيز رژيم ديكتاتور عراق براي تجاوز و جنايت در حق ملت ايران بوده است توسط دولت موقت اياد علاوي نخستوزير گماشته شده آمريكا در آغاز اشغال عراق به نظاميان اشغالگر آمريكايي تحويل شده است. در اين اسناد انتقال لولههاي فولادي براي ساخت توپخانه بسيار سنگين و دوربرد از كشور انگليس به رژيم صدام افشا شده است. در بخش همكاريهاي آلمان با رژيم صدام به غير از همكاريهاي شركتهاي شيميايي آلماني در جهت ساخت بمبهاي مهلك شيميايي به مقادير ديگري از انتقال تجهيزات از جمله مسلسلهاي سنگين نيز اشاره شده است. در همين حال در بخش اسناد مربوط به كشور هلند نيز حجم وسيعي از ردپاي اين كشور در تجهيز شيميايي رژيم صدام و همچنين ارسال مهمات به وسيله كانتينر از بندر رتردام به مقاصد بنادر عقبه در اردن و جده در عربستان نيز مورد اشاره واقع شده است. فرانسه كه بيشترين حجم اسناد نظامي همكاريهاي دول غربي با صدام را دارد در اين اسناد كلكسيوني از سلاحهاي مرگبار براي ارسال به عراق در دوران جنگ تحميلي را به خود اختصاص داده است. در يكي از اين معاملات با واسطه فرانسه نفربرهاي پيشرفته همراه با رادارهاي ردياب نيروهاي زميني عملكننده براي جلوگيري از حملات رزمندگان اسلام مورد اشاره قرار گرفته است. ايتاليا نيز در اين اسناد مورد اشاره واقع شده است. دولت وقت ايتاليا در دوران جنگ تحميلي موافقت نموده كه مسلسلهاي سبك، انواع خمپاره و همچنين مينهاي بسيار پيشرفته در اختيار رژيم صدام قرار گيرد. در بخشهاي ديگري از اين اسناد به همكاري نظامي يوگسلاوي سابق، بلغارستان و چند كشور اروپاي شرقي نيز اشاره شده است. همچنين اين اسناد فاش ميسازند تعدادي از خلبانان غربي و همچنين خلباناني از كشورهاي استراليا و نيوزيلند با نيروي هوايي رژيم صدام همكاري در پايان جنگ داشتهاند و حداقل پنج خلبان غربي در تاريخ 29 فروردين 1367 در جريان نبردهاي فاو با هواپيماهاي عراقي به مواضع نيروهاي ايراني حمله كردهاند كه از جمله آن را ميتوان به حمله به پل نظامي بعثت كه برروي اروندرود نصب شده بود اشاره كرد. فيلم حمله به اين پل نظامي نيز در اختيار نيروهاي اشغالگر آمريكايي قرار گرفته است. منابع عراقي در پايان افشاگري خود اشاره ميكنند كه از اواسط جنگ تحميلي بهاي بسياري از اين سلاحهاي مرگبار به وسيله چكهاي صادرشده از طرف دولتهاي كويت و عربستان صعودي پرداخت شده است تا رژيم صدام همچنان بر عليه ايران مرتكب جنايات جنگي شود. [ پنج شنبه 21 آبان 1388 7:10 PM ] [ علي رضا کلامي ]
نويسنده: حسن نجفی
معنای لغوی : أي بسطها، من" دحوت الشيء دحوا" بسطته. و درحديث است " يوم دحو الأرض" أي بسطها من تحت الكعبة، و هو اليوم الخامس و العشرون من ذي القعدة. و فيه: " خرج علينا أبو الحسن يعني الرضا (علیه السّلام) بمرو في يوم خمسة و عشرين من ذي القعدة، فقال: صوموا، فإني أصبحت صائما، قلنا: جعلنا الله فداك أي يوم هو؟ قال: يوم نشرت فيه الرحمة و دحيت فيه الأرض" « التهذيب ج 1 ص 306» قال بعض شراح الحديث: فيه إشكال، و هو أن المراد من اليوم دوران الشمس في فلكها دورة واحدة، و قد دلت الآيات على أن خلق السماوات و الأرض و ما بينهما في ستة أيام، فكيف تتحقق الأشهر في تلك المدة؟ ثم قال: و أجيب بأن في بعض الآيات دلالة على أن الدحو متأخر.(مجمع البحرين، ج1، ص: 135) «دحوالارض» به معنى گستردن زمين است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چيزى را از محل اصليش نيز معنا كردهاند و چون اين دو معنا لازم و ملزوم يكديگرند به يك مطلب برمىگردد، بنابراين مراد از دحوالارض اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود. اين آبها تدريجاً در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكىها از زير آب سربرآوردند و روز به روز گستردهتر شدند تا به وضع فعلى درآمد، (تفسير نمونه، ج 26، ص 100) كه به نظر برخى از مفسرين آيه 30 سوره نازعات وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها زمين را بعد از آن گسترش داد اشارهاى به همين گسترده شدن زمين دارد. به هر حال تعيين يك روز خاص مىتواند به عنوان زاد روز يا آغاز دورهاى باشد كه زمين از وضع پيشين خود متحول گشته (پس از گذشت دورانهايى كه مىگويند زمين كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بين از يكسرى تغييرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اوليه پوشانده و آماده براى ظهور گياهان و حيوانات گشته است. در برخى از احاديث نيز آمده است كه زمين در آغاز از زير كعبه فعلى گسترش يافته است. در کتاب سعد النفوس للنفوس المنضود ص28 در ذیل « هو الذی مد الارض و جعل فیها رواسی و .....» آورده است که مدّ بمعنای همان دحوالارض می باشد که خداوند زمین را چون فرشی مبسوط کرد برای بندگان .... در الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج30، ص: 90 روایتی از امام علی علیه السلام آمده است، عن إمام المتقين علي عليه السّلام: «إن شاميا سأله عن مكة المكرمة لم سميت مكة؟ قال: لأن الله مك الأرض من تحتها، أي دحاها». و المك هو الدحرجة كما في القاموس. فرد شامی از امام سوال نمود ، چرا مکه را مکه نامیدند امام علیه السلام فرمود به این دلیل که زمین از زیر حرکت پیدا کرده است و مکّ به معنای حرکت منظم و اظطراب است و آنچه که در تفاسیر از دحوالارض به بسط و گسترش یاد میکنند منافی این معنا نیست ، چرا که هر بسط و انبساطی ملزم به حرکت و اظطراب است . و عنه عليه السّلام أيضا: «فلما خلق الله الأرض دحاها من تحت الكعبة ثم بسطها على الماء». در كتب ادعيه و آداب و سنن شب و روزى به عنوان «دحوالارض» ضبط شده است كه همان شب و روز بيست و پنجم ماه ذيقعده است و براى عبادت در اين روز و روزه روز آن ثواب فراوانى نقل كردهاند و همچنين براى اين روز نماز و دعاى مخصوصى نيز وارد شده است كه دعاى اين روز مشتمل بر مضامين عالى اخلاقى و اجتماعى و طلب رحمت و توفيق توبه و پيروزى اهل حق است، (تفسير پرتوى از قرآن، تفسير جزء سىام، سوره نازعات، ذيل آيه 30). در مفاتيحالجنان در باب اعمال ماه ذيقعده روايتى نقل شده است كه چنين است: از حسن بن على وشّار روايت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا(علیه السلام) شام خورديم در شب بيست و پنجم ماه ذيقعده پس فرمودند كه امشب حضرت ابراهيم(علیه السلام) و حضرت عيسى(علیه السلام) متولد شدهاند و زمين از زير كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته است و در روايت ديگرى آمده است كه در اين مثل چنين روزى حضرت قائم(علیه السلام) قيام خواهند نمود. آنچه در مجموع استفاده مىشود اين است كه: اين روز مباركى است كه رحمت الهى براى بندگان گسترش يافته، گسترش زمين در چنين روزى سمبل و نمادى از گسترش رحمت و فيض الهى براى بندگان اوست.
وقایع روز دحوالارض و در اين روز، سنه 664، وفات يافت سيد اجل عالي مقام ((طاوس آل طاوس رضى الدين على بن موسى بن جعفر)) مشهور به ((سيد ابن طاوس )). نسب شريفش منتهى مى شود به ((داود بن حسن بن حسن مجتبى )) عليه السلام . والده ماجده اش دختر ((شيخ مسعود ورام بن ابى فراس )) و برادرش سيد اجل ((احمد بن موسى )) صاحب بشرى و ملاذ است و پسر برادرش ((سيد عبدالكريم بن احمد)) صاحب فرحة الغرى است و فضائل سيد در زهد و عبادت و تقوى و جلالت قدر و معرفت او بعظمت خدا و ائمه عليهم السلام ، زياده از آنستكه ذكر شود، هر كه طالب باشد رجوع به كتب آنجناب نمايد خصوص به كتاب ((كشف المهجة )). (( و كان رحمه الله مستجاب الدعوه و صاحب الكرامات الباهرة و كان فصيحا بليغا دعاءا و بالجمله اطاله الكلام فى حقه اذراء لشانه .)) او نميماند بما گرچه ز ما است ما همه مسيم و احمد كيميا است و در اين روز، سنه 760، وفات يافت ((عبدالله بن يوسف حنبلى )) معروف به ((ابن هشام )) صاحب كتاب ((مغنى اللبيب )) و او غير از ((ابن هشام )) صاحب ((سيره نبويه )) است . (کتاب وقایع الایام حاج شیخ عباس قمی) در مناظره معروفي كه بين امام صادق(علیه السلام) و ابن ابي العوجاء اتفاق افتاد ـ طبق نقل مرحوم صاحب حدائق در ج17 ص390 كتاب حدائق الناضرة ـ حضرت چنين فرمود: خداوند كعبه را دوهزار سال قبل از دحوالارض خلق كرد.
در متون تفسیری : محقق است كه اول خانه كه براى افراد انسان قرار گرفت هر آينه خانهاى است كه در مكه در حالى كه با بركت است و وسيله هدايت اهل عالم است. آنچه مستفاد از اخبار بسياريست كه در كافى و غيره نقل شده و ميتوان منطبق بر قواعد هيئت نمود اينست كه كره زمين در جوف دريا بود و آب احاطه بجميع اطراف زمين داشت و بتوسط باد امواج دريا بسيار شد و در اثر آن يك قسمت از زمين از آب خارج شد كه فعلا يك ربع از كره زمين از آب خارج است و اول قطعه كه از آب خارج شده مسجد الحرام بود كه كعبه در آن واقع و سپس بتدريج خارج شد تا كنون كه يك ربع كره خارج شده، و ممكن است معناى دحو الارض كه در اخبار دارد روز 25 ذى القعده بوده كه اول مكه بود و سپس ساير بقاع همين معنى باشد و ممكن است كه مكه را امّ القرى گفتند بهمين مناسبت باشد و اين معنى مثبتست بر اينكه معناى. للناس جهت استفاده زندگى باشد. و اما اگر مراد جعل بر عبادت باشد چنانچه از پاره اخبار استفاده ميشود مراد از بيت كعبه معظمه است و دليل بر اين ميشود كه اول ساختمانى كه روى زمين بنا شد كعبه بوده كه حضرت آدم على نبيّنا و آله و عليه السّلام قواعد آن را بنا كرد و طواف حول كعبه نمود و سپس انبياء بعد از او تا زمان ابراهيم عليه السّلام كه مأمور شد با اسمعيل بر آن قواعد جدران كعبه را بنا كند (أطيب البيان في تفسير القرآن، ج3، ص: 288) (و الارض بعد ذلك دحاها). منظور از «دحو الارض» اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود اين آبها تدريجا در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكيها از زير آب سر برآوردند و روز به روز گستردهتر شدند تا به وضع فعلى درآمد- و اين مسأله بعد از آفرينش زمين و آسمان روى داد. (آيه 31)- بعد از گسترش زمين و آماده شدن براى زندگى و حيات سخن از آب و گياه به ميان آورده، مىفرمايد: «و از آن، آب و چراگاهش را بيرون آورد» (اخرج منها ماءها و مرعاها). اين تعبير نشان مىدهد كه آب در لابلاى قشر نفوذ پذير زمين پنهان بود، سپس به صورت چشمهها و نهرها جارى شد و حتى دريا و درياچهها را تشكيل داد. ولى از آنجا كه عوامل مختلفى مىتوانست آرامش زمين را بر هم زند- از جمله طوفانهاى عظيم و دائمى و ديگر جزر و مدهائى كه در پوسته زمين بر اثر جاذبه ماه و خورشيد و همچنين لرزههايى كه بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ مىدهد- آن را به وسيله شبكه نيرومندى از كوهها كه سرتاسر روى زمين را فرا گرفته آرام كرد. و لذا مىفرمايد: «و كوهها را ثابت و محكم نمود» (و الجبال ارساها). و در پايان مىفرمايد: «همه اينها براى بهرهگيرى شما و چهارپايانتان است»! (متاعا لكم و لانعامكم). تا از مواهب حيات بهره گيريد و به غفلت نخوريد. (برگزيده تفسير نمونه ج 5 ص 401).
ترجمه فرازهايي از دعاي اين روز: منابع : مجمع البحرین ریشه دحو اطیب البیان فی تفسیر القرآن ج3 ص288 برگزيده تفسير نمونه ج 5 وقایع الایام شیخ عباس قمی الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن ج3 [ چهارشنبه 20 آبان 1388 7:50 PM ] [ علي رضا کلامي ]
|
||