نام كوچك او عشقعلي بود

نويسنده: علي رضا کلامي | یک شنبه 17 آبان 1388  ساعت 8:02 PM |  

 

 آخرين روز سال امام علي (ع) بود به دوستان گفتم امروز آقا به ما عيدي خواهد داد. در زيارت عاشوراي آن روز هم متوسل شديم به‌منظور عالم، حضرت علي (ع)، همه بچه‌ها با اشك و گريه، آقا را قسم كه اين شهيدان به عشق او به شهادت رسيده‌اند. از اميرالمومنيين (ع) خواستيم تا شهيدي بيابيم رفتيم پاي كار، همه از نشاط خاصي برخوردار بوديم مشغول كند‌وكاو شديم آن روز اولين شهيدي را كه يافتيم با مشخصات و هويت كامل پيدا شد نام كوچك او عشقعلي بود

ساجد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

نبرد نفتكش ها

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:23 PM |  

 

 
جنگ نفتكش ها چشم انداز جديدى را به وجود آورد كه بيانگر تشديد درگيرى و مقدمه جنگ دريايى بود. بعد از آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹ جنگ نفتكش ها با ساختار كلى جنگ در خليج فارس چنان در آميخته بود كه تفكيك جنگ دريايى از روند كلى جنگ غير ممكن بود.
براى نخستين بار عراق به ترمينال نفتى ايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد و بيست روز بعد تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرار داد و قبل از آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميدان نفتى نوروز كه يكى از ۳ ميدان نفتى مهرگان و نزديكترين حوزه نفتى فلات قاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشك هاى دشمن واقع شد كه بر اثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه ۲ تا ۲ هزار و پانصد بشكه نفت به آبهاى خليج فارس شد. تهاجمات عراق به  سكوهاى نفتى، توليد پالايشگاه هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به كمتراز نصف تقليل داد. در عين حال، آنچه «جنگ نفتكش ها» ناميده شد تأثير ويژه اى بر آغاز جنگ در خليج فارس  داشت.
تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خارك و كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
جنگ نفتكش ها  با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعيين نتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورت كه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دور جديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود در واقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶ آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال ۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين  موضوع متمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولى تعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶‎/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - و تأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند و بلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورد اصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراق را براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايران با شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجاد شد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقه شمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپر اتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود را افزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا با هواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چه اين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كه قيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغاز كردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفاده كردند.
عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، به سلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيز در پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهز به موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقى به طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزش ببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراق تحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاى آمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوى نيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق با آمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود را ارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيت تغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروند ميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايى عراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتى ايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها به پالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند. حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحول اساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حمله به اهداف در عمق خاك ايران بود.
در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانى حمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و ۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشى از اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱‎/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱‎/۸ ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱‎/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد. در آمد نفتى ايران ۱۰‎/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲‎/۵۹ ميليارد دلار در سال ۶۴ و ۶‎/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاً درآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايران علاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادى بدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقش تاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدور نفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچ واكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران و بازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى ۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچ واكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارش تحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آن زمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران نا امن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدف بازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاب به كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولت ايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياست هاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحران آفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاى عراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياست هاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و در ارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اين مرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاى موجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كه واكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سر گرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اين حملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شده بود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكش و ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتى ها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه ما نتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آماده صدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود، حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى در گسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روش هاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكش حمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات در سال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت. علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف و عراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفت نيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد. درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براى ادامه جنگ استفاده مى شد.
حضور آمريكا در خليج فارس
موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايران نسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايران پيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكش ها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) از سفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايى اين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتدا ايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتن دانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند، بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو در تاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتى برافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندى شده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» با مين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه در هشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانى تيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اول آذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنين سكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدند حادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايران اقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرى ايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكا هدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود، ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايش گذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدف دريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت، كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد در حالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايران بود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابت موشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيت آن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران، رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براى واداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحله سياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمان ملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكى از عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايت مستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس و جلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.
منابع:
منصورى لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس
دروديان، محمد، نقد و بررسى روند پايان جنگ
اسكندرى، محمد، جنگ تحميلى از ديدگاه حقوق بين الملل
 
 
 حميرا حيدريان

ادامه مطلب

 

 

(3) نظرات

 

عملیات بیت المقدس

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:20 PM |  

 

در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.
بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.
 اهداف عملیات
مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
-         آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات
منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه             کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.
منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.

استعداد دشمن
تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:
-         لشکر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.
-         لشکر 5 مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.
-         لشکر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.
-         لشکر 3 زرهی در شمال خرمشهر.
با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:
-         لشکر 5 مکانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مکانیزه.
-         لشکر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مکانیزه .
-         لشکر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مکانیزه .
-         لشکر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مکانیزه .
-         لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مکانیزه .
-         لشکر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.
-         لشکر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مکانیزه و 37 زرهی.
-         لشکر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.
-         تیپ مستقل 10 زرهی.
-         تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.
-         تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.
-         تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.
-         تعداد 30 گروهان کماندو.
-         تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).
-         گردان تانک مستقل سیف سعد.
-         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.
-         توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.
طرح عملیات
در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.
هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.
بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:
1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).
3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).
شرح عملیات
سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.
شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.
عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:
مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.
در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده                  اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات دشمن در جاده مذکور پرداختند.
در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حرکت و وجود با تلاق در کنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمرکز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند.
الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از کیلومتر 68 تا کیلومتر 103 تثبیت و کلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که                 قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.
عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.
دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکر های 5 و 6 خود را به عقب کشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.
در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.
مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.
مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:
سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.
به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یکان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا کردند.
در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاک گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.
از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار کردند که تعدادی از این قایق ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.
نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند.
در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.
 در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.
در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.
بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اکبر سردادند.
نتایج
-     طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
میزان انهدام یگان های دشمن
لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.
لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.
لشگر 7 پیاده: 40 درصد.
لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.
تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.
تیپ 109 پیاده: 60 درصد
تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.
تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

پنجم مهرماه سالروز عملیات « ثامن الائمه » در سال 1360

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:18 PM |  

 

 

اشاره :
پنجم مهر ماه 1360 نقطه عطفی درتاریخ8 سال دفاع مقدس به شمار می آید. در این روز اولین عملیات گسترده ایران در مقابل ارتش متجاوز عراق كه یك سال بود در داخل سرزمین اسلامی ما جا خوش كرده بود.آغاز شد و با موفقیت كامل پایان یافت . هفته دفاع مقدس فرصتی است تا با هم مروری بر گزارش این عملیات داشته باشیم .

وضعیت :

علیرغم برتری كامل نیروهای دشمن , ایستادگی و مقاومت مدافعین جانباز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مردمی مانع سقوط سریع خرمشهر شد. دشمن پس از برخورد بامقاومت سرسختانه نیروهای خودی ضمن محاصره خرمشهر در شمال و غرب كارون , در 19 مهرماه 1359 با عبور از رودخانه كارون درمقابل آبادی مارد واقع در 15 كیلومتری شمال بهمنشیر , محور اهواز ـ آبادان راقطع و در محور ماهشهر ـ آبادان تلاش نمود كه از رودخانه بهمنشیر نیز عبور نموده و باورود به جزیره آبادان , خرمشهر را كاملا محاصره و آبادان را اشغال نماید كه جریان وقایع این مرحله عملیات و تلاشهائی كه بمنظور ممانعت از اشغال آبادان توسط دشمن و عملیات آفندی كه قرارگاه اروند ولشگر 77 پیاده بمنظور آزاد سازی قسمتی از جاده ماهشهر ـ آبادان اجرا كردند قبلا تشریح گردیده است .

محاصره آبادان از شرق كارون واستمرار تهدید اشغال آن از سوی نیروهای دشمن ازجنبه های مختلف سیاسی و نظامی برای كشور ما بسیار خطرناك بود. حساسیت و اهمیت فوق العاده این مسئله سبب شد كه نگرانی شدیدی در مقامات تصمیم گیری سیاسی و نظامی بوجود آید و در راس همه , رهبر كبیر انقلاب اسلامی در دهه اول آبانماه 1359 ضمن ابلاغ پیامی فرمودند :

حصر آبادان باید شكسته شود.

از زمان صدور این فرمان تا پدید آمدن توان رزمی مناسب نیروهای خودی (تغییر نسبی توان رزمی بنفع خودی ) برای اجرای عملیات ثامن الائمه , تلاشهای زیادی بعمل آمد و دو بار عملیات ناموفق قرارگاه اروند و عملیات موفق لشگر 77 پیاده در محور ماهشهر ـ آبادان منجر به محدود شدن منطقه سرپل دشمن در شرق كارون و خودداری دشمن از ادامه تلاش برای تصرف جزیره آبادان ویا توسعه در محور اهواز ـ آبادان و آبادان ماهشهر گردیده , نیروهای دشمن نتوانستند جزیره آبادان را اشغال یا محاصره كامل نموده و راه آبی از قسمت شرقی بهمنشیر باز نگه داشته شد.

طرح انهدام نیروهای دشمن درمنطقه سرپل شرق كارون بدلائل زیر در اولویت قرار داشت :

1- فرمان رهبر كبیر انقلاب اسلامی مبنی بر شكست حصر آبادان كه باید اجرا می گردید.

2- محورهای اهواز ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان باز شده و دركنترل نیروهای خودی قرار می گرفت .

3- با انهدام یا عقب راندن دشمن به غرب كارون و اتكا مواضع پدافندی نیروهای خودی به رودخانه غیر قابل عبور كارون سبب صرفه جوئی در نیرو و در نتیجه رها شدن قسمت عمده لشگر77 پیاده و سپاه پاسداران از این منطقه و امكان كاربرد آنها در عملیات تعرضی سایر جبهه ها فراهم می گردید.

4- با شكست نیروهای متجاوز رویای حاكمان رژیم بعث عراق در مورد تسلط كامل بر اروندرود نقش بر آب شده , ضربه سیاسی وروانی بزرگی به صدام و ارتش عراق وارد می شود.

5- تصرف یا تخریب سریع پلهای احداثی دشمن روی رودخانه كارون امكان محاصره , انهدام و اسارت قسمت عمده ای از نیروهای متجاوز را میسر می ساخت .

در اوایل فروردین ماه 1360 لشگر 77 پیاده مسئولیت منطقه عملیاتی خرمشهر و آبادان را از فرماندهی اروند كه تا آن زمان هدایت عملیات درمنطقه را عهده دار بود , تحویل گرفت . لشگر از همان ابتدا ضمن تحكم مواضع پدافندی و سد پیشروی و تثبیت دشمن . جاده ارتباطی منشعب ازمحور ماهشهر ـ آبادان به جزیره آبادان (از طریق خور كویران به چویبده ) بنام « جاده وحدت » را احداث نمود و مشكل تدارك و اصولا هرگونه تردد به جزیره آبادان را كه صرفا از راه دریا انجام می گرفت بر طرف ساخت .

در خرداد ماه 1360 طرح عملیاتی ضربت قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش درجنوب تهیه ومنتشر گردید. ماموریت لشگر 77 پیاده در این طرح عبارت بود از :

1- انهدام نیروهای دشمن در منطقه بین آبادیهای مارد وسلمانیه .

2- انهدام نیروهای دشمن درجنوب محور ماهشهر ـ آبادان .

3- انهدام كلیه نیروهای دشمن در شرق رودخانه كارون وتامین كرانه شرقی آن .

بر اساس این ماموریت , ستاد لشگر 77 پیاده از اواسط خرداد ماه 1360 بر آوردهای ستادی خود را تهیه و ماموریتهای یكم و دوم را به ترتیب در منطقه دارخوین (21 خردادماه 1360 ) و در شمال رودخانه بهمنشیر (31 خرداد ماه 1360 ) باموفقیت اجرا نمود و برای اجرای ماموریت سوم فعالیتهای لشگر از تیرماه 1360 آغاز شد . تلاشهای فرماندهی وستاد برای آمادگی حمله به سرپل دشمن در شرق كارون بطور فعال وبمدت سه ماه ادامه یافته كه منجر به تهیه طرح عملیاتی ثامن الائمه در 15 شهریور ماه 1360 گردید .

طرح مذكور توسط قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش بررسی شد و ابهاماتی بنظر رسید كه در 26شهریور ماه 1360 به لشگر ابلاغ گردید ولی با توجیه و تشریح طرح توسط مسئولین لشگر درمنطقه عملیات برای فرمانده نیروی زمینی , طرح مورد تصویب و تایید قرار گرفت .

طرح ریزی های اولیه یگانهای تابعه لشگر كه با دستورات شفاهی و توضیحات وتوجیهات ارائه شده در كمیسیون فرماندهان آغاز شده بود بر اساس طرح مصوبه لشگر بطور رسمی انجام و پس از بررسی و ابلاغ نظرات لشگر , مراحل آمادگی برای انجام ماموریت انجام پذیرفته و عملیات ثامن الائمه كه در حقیقت می توان آنرا مرحله یكم عملیات آزادسازی دانست در زمان مقرر آغاز گردید.

آغاز عملیات : 5مهر ماه 1360

پایان عملیات : 10 مهر ماه 1360

مدت عملیات :6 روز .

قرارگاه هدایت كننده : قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش در جنوب وقرارگاه لشگر 77 پیاده .

منطقه عملیات : شرق رودخانه كارون , شمال آبادان و منطقه دار خوین .

یگانهای خودی : 1- نیروی های ارتشی : لشگر 77پیاده . تیپ 37 زرهی . گروه رزمی 291 تانك از لشگر 16 زرهی . گردان 251 تانك از لشگر 16زرهی . گردان 107 ژاندارمری . گروههای توپخانه . یگانهای مهندسی رزمی . هواپیمای نیروی زمینی (هوانیروز). نیروی هوائی در پشتیبانی عمومی .

2- نیروی سپاه پاسداران : یگانهائی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .

یگانهای دشمن :

1- تیپ 6زرهی لشگر3 زرهی . 2- تیپ8 مكانیزه لشگر 3 زرهی . 3- تیپ53 (-) مختلط لشگر 3 زرهی . 4- گردان شناسائی صلاح الدین لشگر 3 زرهی . 5- تیپ 44 پیاده . 6- تیپ 113گارد مرزی . 7 ـ گردان 3 تیپ 31 نیروی مخصوص . 8- عناصری از ارتش خلقی .

ماموریت :

لشگر 77 پیاده با همكاری سپاه پاسداران آبادان ماموریت دارد در مورخه 5 مهرماه 1360در منطقه تك نموده , شرق رودخانه كارون را در منطقه مربوطه تامین وسپس پدافند نماید.

تدبیر عملیات :

لشگر 77 ثامن الائمه با سه تیپ در خط , تیپ 1 درمنطقه ذوالفقاریه , تیپ 2 درمنطقه فیاضیه تلاش اصلی , تیپ 3 دارخوین تك نموده به ترتیب خط سبز و هدفهای الف و ب را تامین و تصرف می نماید.

گردان 107 ژاندارمری وگردان 214 سوار زرهی پوشش حاشیه شرق رودخانه كارون را از دارخوین تا سلمانیه برقرار می نماید . گردان 134 پیاده (ـ) و گروه رزمی 104 و گردان تانك واگذاری از نیروی زمینی ارتش احتیاط لشگر را تشكیل می دهند.

نتیجه :

1- عملیاتی : تصرف و تامین ساحل شرقی رودخانه كارون . خارج كردن آبادان از محاصره یكساله . آزادسازی بیش از 150 كیلومترمربع از اراضی اشغال شده .

2- تلفات پرسنلی دشمن : كشته و زخمی بیش از سه هزار نفر , اسیر 1656 نفر .

3- ضایعات لجستیكی دشمن : انهدام 90دستگاه تانك و نفربر و 100 دستگاه انواع خودرو وسرنگونی سه فروند هواپیما ویك فروند هلیكوپتر.

4- غنائم : تعداد 100 دستگاه تانك ،60 دستگاه نفربر , سه دستگاه لودر , 5 عراده توپ و150 دستگاه خودرو به غنیمت نیروهای خودی در آمد.

تحلیل : از زیباترین حوادث این عملیات كه كاملا كلاسیك و برمبنی اصول نظامی طرح ریزی و اجرا گردید مواردی است كه بصورت خلاصه به آن اشاره می شود.

1- سرهنگ ناصر نژاد آذر از خلبانان هوانیروز نقل می كند كه قبل از عملیات ثامن الائمه جهت شناسایی روی نیروهای عراقی در غرب كاروان پرواز می كردم چون زمینه مناسب بود همكاران دیگر را صدا زده و آتش انبوهی از انواع موشك ها را بر عراقیها ریخته و تلفات و ضایعاتی سنگین را وارد كردیم . در موقعیتی خاص احساس كردم تعداد قابل توجهی عراقی داخل یك سنگر روباز پناه گرفته اند , فرود آمدم و با یك اسلحه یوزی به طرف آنها رفتم از ترس اسلحه را زمین گذاشته و دست ها را بالا بردند آنهارا سوار بالگرد نموده و بطرف شرق كاروان پرواز كردم .

2- یكی از زیباترین صحنه های بعد از عملیات كه در نوع خود بی نظیر است رژه اسرای عراقی از مقابل امیر سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی ارتش میباشد كه بااحترامات نظامی به اجرا درآمد.

3- پس از مراسم رژه , سرهنگ جوادی فرمانده وقت لشگر 77 در جمع اسرای عراقی مدت 20 دقیقه به زبان عربی سخنرانی كرد. محتوی كلی سخنرانی كه به شكل حماسی بیان شده است , تشریح وضیعت نیروهای اسلامی و ابراز امیدواری برای وحدت مسلمانان جهت مبارزه و جنگ با رژیم اشغالگر قدس بوده است .

4- عملیات ثامن الائمه در حقیقت نتیجه اقدام یك ساله ایران در این منطقه بود در طول سال گذشته یگانهای نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن استقرار در مواضع پدافندی از بهمنشیر تا حوالی دارخوین , بارها با حمله به مواضع دشمن در طول این خطوط توانستند ضمن حفظ روحیه آفندی , نقاط ضعف دشمن را بررسی و بر اساس آن طرح عملیاتی ثامن الائمه را ارائه نمایند وبا بهترین حالت ممكن به نتیجه برسانند. عملیات ثامن الائمه نمونه كاملی از بكارگیری اصول كلاسیك جنگ در كنار بهره گیری از روحیه شهادت طلبی وایثار رزمندگان اسلام به شمار می رود.

طرح ریزی های اولیه یگانهای تابعه لشكر كه با دستورات شفاهی و توضیحات و توجیهات ارائه شده در كمیسیون فرماندهان آغاز شده بود بر اساس طرح مصوبه لشكر بطور رسمی انجام و پس از بررسی وابلاغ نظرات لشكر مراحل آمادگی برای انجام ماموریت انجام پذیرفت .

عملیات ثامن الائمه نمونه كاملی از بكارگیری اصول كلاسیك جنگ در كنار بهره گیری از روحیه شهادت طلبی و ایثار رزمندگان اسلام به شمار می رود.

یكی از زیباترین صحنه های بعد از عملیات ثامن الائمه كه در نوع خود بی نظیر است رژه اسرای عراقی از مقابل امیر سرلشكر ظهیرنژاد , فرمانده نیروی زمینی ارتش می باشد كه با احترامات نظامی به اجرا در آمد.

منبع : نیروی زمینی در 8 دفاع مقدس ـ اشكانفر , هادیان

سرهنگ مجتبی جعفری

ارسالی از : روابط عمومی نیروی زمینی ارتش

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

تحلیلی بر حماسه هویزه

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:17 PM |  

 

 
در سال 1359با گذشت یک سال و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش رهبری نظام در تثبیت پایه های رسمی حکومت، هنوز عوامل آشوب ساز در داخل و خارج کشور فعال بودند و با وجود تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، جامعه از ثبات سیاسی لازم برخوردار نبود.
با توجه‌ به‌ اهمیت‌ ویژه‌ عملیات‌ هویزه‌ که‌ در جای‌ خود نقطه‌ عطفی‌ در تاریخ‌ جنگ‌ محسوب‌ می‌شود و همچنین‌ تبیین‌ جایگاه‌رفیع‌ حماسه‌ سازان‌ آن‌ و نقش‌ آفرینی‌ برجسته‌ شهید حسین‌ علم‌الهدی‌ لازم‌ است‌ صفحات‌ تاریخ‌ جنگ‌ را ورق‌ زده‌ و به‌ تبیین‌ دوباره آن‌ بپردازیم‌.

پرسش مهم این است که حماسه هویزه چه تأثیری در روند جنگ تحمیلی داشت؟
شاید سوال فوق سوال بسیار مهمی باشد و لیکن بسیاری سوالات دیگر در حاشیه این موضوع مطرح می شود از جمله اینکه :
حماسه هویزه در کدام بستر زمانی شکل گرفت؟
شرایط سیاسی و نظامی ایران چگونه بود؟
وضعیت نظامی عراق به چه صورت بود؟
حماسه هویزه چه بود و چگونه پدید آمد؟
چه کسانی و چه فرهنگ و نگرشی این حماسه را آفریدند؟
حماسه هویزه چه ویژگی هایی داشت؟
این ویژگی ها چگونه و با کدام ساز و کار بر روند جنگ تأثیر گذاشتند؟ این تأثیرگذاری در کدام سطوح و زمینه ها بود؟


بررسی اوضاع سیاسی نظامی ایران از آغاز جنگ تا عملیات هویزه
در سال 1359با گذشت یک سال و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش رهبری نظام در تثبیت پایه های رسمی حکومت، هنوز عوامل آشوب ساز در داخل و خارج کشور فعال بودند و با وجود تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، جامعه از ثبات سیاسی لازم برخوردار نبود. در نتیجه، قدرت سیاسی حاکم انسجام چندانی نداشت. با این که موضوع بحران قومیت ها در کردستان، خوزستان، بلوچستان، آذربایجان و ترکمن صحرا تمامیت جغرافیایی و همبستگی ملی را تهدید می کرد، قدرت مرکزی به دلیل شکاف درونی و وجود گروه ها و احزاب متعدد دارای خط مشی مسلحانه نتوانسته بود بحران را حل کند و ترکیب قدرت، آن را از درون فلج کرده .
از یک سو، ابوالحسن بنی صدر در مقام رئیس جمهور و فرمانده کل قوا، نیروهای لیبرال را پشت سر داشت و از سوی دیگر، شهید محمدعلی رجایی، نخست وزیر نماینده نیروهای خط امام محسوب می شد که اکثریت مجلس شورای اسلامی را در پشتیبانی خود داشت و از حمایت رهبری و قوه قضائیه نیز برخوردار بود. سپاه بازوی نظامی این طیف بود. گروه نخست نیز به ارتش و رویکردهای نظامی آن در قبال نیروهای انقلابی گرایش داشت.

در جلگه های خوزستان، فهمیدیم جنگ کلاسیک یعنی چه؟ ما توانستیم جلوی نیروهای عراق بایستیم، اما دانشکده خاصی نداشتیم، صدای توپ تا به حال نشنیده بودیم. فرمانده عملیات منظمی نداشتیم. قادر به تأمین تدارکات و پشتیبانی جبهه ای به این گستردگی نبودیم و می توان گفت هیچ گونه آمادگی در رابطه با پذیرش جنگ کلاسیک نداشتیم. وقتی جنگ بر ما تحمیل شد با فشارهای فراوانی توانستیم مراحل و مقاطع گوناگون را طی کنیم
 
 


علی رغم آن که حمله عراق برای مدتی به ساختار درونی قدرت سیاسی و جامعه وحدت و انسجام بخشید، تعلیق خریدهای نظامی و شعار انحلال نیروهای نظامی کلاسیک به پایان رسید و با هر گونه ایجاد تردید و ابهام در فلسفه وجودی ارتش مقابله شد، ولی تأثیر اوضاع نابسامان این دوره در ترغیب رژیم عراق در حمله به جمهوری اسلامی ایران به وضوح آشکار بود و اثرات روحی روانی آن هم چنان، در بدنه نیروهای نظامی مشاهده می شد و شرایط جبهه ها نیز بهتر از اوضاع سیاسی نبود.

روزنامه کیهان در این زمینه می نویسد:
« در صحنه جنگ، ارتش عراق پیشروی سریعی داشت، به طوری که با در هم شکستن مقاومت های کوچک به پانزده کیلومتری اهواز رسید، اما در خرمشهر، جنگ چریکی و مقاومت نیروهای انقلابی یک ماه ادامه یافت و ضربه شدیدی بر نیروها و نگرش دشمن وارد آورد. با این حال، خرمشهر بعد از یک ماه مقاومت سقوط کرد و محاصره آبادان تنگ تر شد.»

همچنین روزنامه جمهوری اسلامی در مورد حمله عراق می نویسد:
«  از طرف دیگر، تلاش ارتش عراق در عبور از بهمن شیر به نتیجه نرسید. در نتیجه، دشمن ضربه دیگری را متحمل شد. مقاومت نیروهای انقلابی در مقابل حملات متعدد عراق در سوسنگرد، تکرار دلاوری های خرمشهر بود . فلش حمله عراق در بستان -سوسنگرد -اهواز در میانه راه قطع شد و مهاجمان از تسخیر شهر و ادامه پیشروی خود به طرف اهواز عاجز ماندند»

اوضاع داخلی جدید، که تمامی نظرها را به مقابله با دشمن معطوف کرده بود، با توقف پیشروی دشمن کم رنگ تر شد. تلاش رئیس جمهور وقت برای استفاده از شرایط جنگی در رسیدن به اهداف سیاسی، اختلاف و دوگانگی را درون قدرت سیاسی عمیق تر کرد؛ موضوعی که ابعاد جدیدتری یافت و بنی صدر نیز تلاش خود را در حذف نیروهای انقلابی به جبهه های جنگ گسترش داد. هرچند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به موازات نابسامانی های بعد از انقلاب و ضرورت برخورد با حرکت های ضد انقلاب در داخل کشور شکل گرفته بود، به تدریج، گسترش یافت و با تشکیل بسیج مستضعفین به دستور رهبر کبیر انقلاب به منبع غنی نیروهای مردمی پیوند خورد و با آغاز جنگ و ضرورت دفاع از انقلاب و تمامیت ارضی کشور، به یک نیروی نظامی قدرتمند تبدیل شد، ولی در دوره مورد بحث، از نظر استعداد، امکانات و شرایط سیاسی در موقعیتی نبود که بتواند مسئولیت همه جانبه دفاع از کشور را بر عهده بگیرد. هم چنین، تلاش های بنی صدر مانع همکاری آنها با ارتش می شد. در موارد اندکی هم که همکاری انجام می گرفت، در صورت همکاری ارتباط آنها بیشتر یک طرفه بود تا متقابل .

در جبهه های جنگ، به دلیل ضعف های موجود در نیروی نظامی کلاسیک و فقدان فرماندهی متمرکز توانا در به کارگیری نیروها، مقاومت اساسی در برابر تجاوز دشمن، به ویژه در شهرها با اتکا به نیروهای مردمی و انقلابی شکل گرفت. آنها که از گوشه و کنار کشور در جبهه های جنگ گرد آمده بودند، نه دوره های آموزش نظامی را طی کرده بودند و نه تجربه جنگ داشتند، اما با این همه و علی رغم تفاوت هایشان از نظر سطح سواد و سن و شهری یا روستایی بودن، با هدف مشترک دفاع از اسلام و وطن، رنج های بسیاری را به جان خریدند و در دفاع از آن، با تمام وجود جنگیدند.

 روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از یکی از فرماندهان سپاه در توصیف شکل گیری نیروهای مردمی در جبهه های جنگ می نویسد :
«در جبهه خودی، بجز اقدامات کوچک و محدود نیروهای انقلابی - مردمی طی سه ماه تا دی ماه 1359، تنها یک مورد عملیات منظم را طراحی و در محور دزفول اجرا کردند که آن هم موفقیتی در پی نداشت. اقدامات مؤثر نیروهای انقلابی در شکستن محاصره سوسنگرد توجه مردم و مسئولان را به جنگ از گذشته بیشتر و آنها را به تعمق و مقایسه عملکرد نیروها در جبهه های جنگ حساس تر کرد. افکار عمومی داخلی به این موضوع تمایل داشت که ارتش در صورت برخورداری از روحیه تهاجمی می تواند با بهره گیری از امکانات موجود، دشمن را شکست دهد و از سرزمین های اشغالی بیرون براند.

در این مقطع، سکون و رکود نیروهای نظامی توجیه پذیر نبود. در نتیجه، فشار به فرماندهان نظامی برای انجام عملیات آفندی افزایش یافت. رئیس جمهور در جلسه ای در قرارگاه عملیاتی جنوب در 26 آذر ماه، بر اجرای یک عملیات آفندی گسترده تأکید کرد و خطاب به فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: « به هر ترتیبی که امکان داشته باشد چنین طرحی را تهیه و اجرا کنید. من دیگر در مقابل نظرات و خواسته های مردم و رهبران مذهبی قدرت مقاومت ندارم یا باید طرحی را تهیه و اجرا کنید یا این که بروید در رسانه های گروهی صریحاً علت عدم امکان اجرای عملیات آفندی را برای مردم توضیح دهید» ( به نقل از روزنامه انقلاب اسلامی  متعلق به بنی صدر ).
علی رغم تشدید گلوله باران شهرهای مرزی، تلاش برای تدارک عملیات گسترده بسیار کند بود و اقدامات دو طرف از اجرای آتش توپخانه تجاوز نمی کرد و با اجرای شبیخون های نیروهای انقلابی، گلوله باران شهرها افزایش می یافت.
روزنامه جمهوری اسلامی در توصیف وضعیت آن روزها می نویسد : « تنها در دو مورد گلوله باران شهر اهواز، در هر ساعت نزدیک به یکصد گلوله توپ روی شهر فرو ریخت و حدود دویست نفر از مردم شهر شهید شدند.»
به دنبال این اقدام، موج اعتراضات مردم و ائمه جمعه و مسئولان درباره عدم تحرک اساسی و عقب زدن نیروهای دشمن از نزدیکی شهرها افزایش یافت. بدین ترتیب، فرماندهان نظامی جنگ کارهای ستادی طراحی عملیات در منطقه هویزه را آغاز و موضوع را به یگان مربوطه ابلاغ کردند.

موقعیت، اهداف و نیروهای عمل کننده
هویزه در جنوب غربی شهر سوسنگرد قرار دارد و از جنوب به پادگان حمید و جفیر و در نهایت، به کوشک و طلائیه ختم می شود که نیروهای عراق در آن جا مستقر بودند. در شرق هویزه، رودخانه کرخه کور قرار دارد که مواضع نیروهای خودی را از مواضع دشمن جدا می کند. این رود در جنوب غربی حمیدیه از کرخه منشعب می شود و نخست، به سمت جنوب امتداد می یابد و سپس، در شمال بنی تمیم به سمت غرب تغییر مسیر می دهد و به موازات جاده حمیدیه - سوسنگرد پس از عبور از هویزه، به هور الهویزه می ریزد.
بر اساس طرح عملیات، قرار بود در مراحل مختلف به ترتیب، شمال و جنوب کرخه کور پاکسازی و پادگان حمید و منطقه جفیر آزاد شود، سپس، طلائیه و کوشک در جنوب منطقه عملیاتی و بعد از آن، خرمشهر آزاد شود و پس از آزادسازی کل منطقه خوزستان بنا به دستور، دشمن را در حد فاصل کوشک -شلمچه در خاک عراق تا اروندرود تعقیب کنند و با پاکسازی شرق بصره در کنار این رود استقرار یابند. عملیات با شرکت سه تیپ زرهی ارتش دو گردان و چندین گروهان پیاده از نیروهای سپاه در روز 15/10/1359 آغاز شد .

عملیات هویزه، که بن بست جنگ منظم زرهی را در پی داشت، در درون خود، حماسه ای را نیز آفرید و راه حلی را برای این مشکل پدید آورد؛ راه حلی که چیزی جز تداوم راه حماسه سازان هویزه نبود. بدین ترتیب، مرحله جدیدی آغاز شد که طی آن، نیروهای مردمی و سپاه با استفاده از روش ها و تاکتیک های مبتنی بر روحیه انقلابی، مسئولیت سنگین تری را در جبهه های جنگ برعهده گرفتند.
 
 


طبق اعلامیه فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به منظور تأمین اهداف مورد نظر، عملیات در دو دوره و هر دوره در دو مرحله با شرکت نیروهای زیر انجام می گرفت: در نخستین دوره، قرار بود تیپ 3 همدان از لشکر 16 زرهی قزوین به همراه دو گروهان از نیروهای سپاه، از محور ابوحمیظه - سوسنگرد حرکت کرده منطقه شمال رودخانه کرخه کور را پاکسازی کنند و تیپ 1 قزوین از همان لشکر نیز به همراه دو گردان پیاده از سپاه هویزه حرکت و پس از پاکسازی کرخه کور، با نیروهای تیپ 3 الحاق کند. در محور دیگر، قرار بود هم زمان لشکر 92 زرهی اهواز با احداث پل روی رودخانه کارون در منطقه فارسیات به کرانه غربی بیاید و با پیشروی خود، جاده اهواز - خرمشهر را برای تردد نیروهای عراقی ناامن کند. طبق طرح، پنج گروهان از نیروهای سپاه در اختیار لشکر 92 قرار داشت.

عملیات هویزه؛ پیروزی اولیه و حماسه بعدی
عملیات نصر (هویزه) پس از پانزده دقیقه اجرای آتش تهیه در ساعت 10 صبح روز 15 دی ماه سال 1359، با حمله هماهنگ شده تیپ 3 همدان از محور جاده حمیدیه - سوسنگرد و تیپ 1 قزوین از جنوب هویزه آغاز شد. تیپ 3، که حمله خود را از منطقه ابوحمیظه آغاز کرده بود، به سرعت، به سوی مواضع دشمن پیشروی کرد البته تیپ 1 قزوین در جنوب هویزه با چنین سرعتی عمل نکرد -و طی دو ساعت به کرخه رسید و توانست با استفاده از پل های احداثی دشمن از رودخانه عبور کند و به کرانه جنوبی کرخه کور برسد. در این محور، طی شش ساعت، نیروهای عمل کننده توانستند مناطق جنوبی کرخه کور را آزاد کنند و ضربات سنگینی را بر نیروهای دشمن وارد آورند. نیروهای عراقی که شدیداً غافلگیر شده بودند، با به جا گذاشتن توپخانه خود به دو کیلومتری جنوب کرخه کور عقب نشینی کردند و حدود هشتصد نفر از افراد آنها به اسارت درآمدند، اما به دلیل تأخیر نیروهای محور کارون در عبور از این رودخانه و برخورد آنها به میدان مین، پادگان حمید و منطقه جفیر، که عقبه دشمن محسوب می شدند و از اهداف مرحله نخست بودند، دست نخورده در اختیار دشمن باقی ماندند.


طبق طرح عملیات، مرحله دوم حمله ساعت 8 صبح روز بعد آغاز شد. در این روز، نیروهای زرهی و پیاده به سوی پادگان حمید و منطقه جفیر پیشروی کردند. در مقابل، تعدادی از تانک های عراقی دشمن در حوالی" ام الغفار" و" ام الفصیح" متمرکز شدند و دشمن با آرایش تانک های خود جناح جنوبی لشکر16 زرهی را مورد تهدید قرار داد. ضد حمله آنها در ساعت 50/9 از سمت شرق و جنوب به یگان های لشکر 16 آغاز شد.
یگان های عراقی با وجود ضربات سختی، که روز پیش متحمل شده بودند، با در دست داشتن پادگان حمید، توان پشتیبانی و تحرک بالایی داشتند. در مقابل، نیروهای خودی سرمست از پیروزی اولیه، دشمن را دست کم گرفتند و از تثبیت مواضع جدید غافل شدند، یعنی تلاشی برای تحکیم موقعیت به دست آمده به عمل نیاوردند، سنگری ایجاد نکردند و خاکریزی برپا نداشتند، تانک های عراقی و تجهیزات دیگر دشمن، که از روز پیش در منطقه باقی مانده بودند، باعث شد تا برخی از افراد به جمع آوری غنائم مشغول شوند. بدین ترتیب، فقدان تجربه در مقابل ضد حمله، کمبود مهمات، کاستی در پشتیبانی و ضعف فرماندهی در مجموع موازنه قدرت را در صحنه نبرد به ضرر نیروهای خودی تغییر دادند.
در ساعت 11، نیروهای لشکر 16 زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار گرفتند و در غرب سوسنگرد، نیروهای دشمن به حرکت درآمدند. حضور هواپیماهای دشمن در آسمان منطقه و بمباران مواضع نیروهای خودی اوضاع را آشفته کرد، به طوری که تانک های عراق به هزار متری محل استقرار تیپ رسیدند و شدیدترین نبرد تانک ها در طول جنگ بین لشکر 16 زرهی ایران و لشکر 9 زرهی عراق در گرفت که تا ساعت 4 بعدازظهر هم چنان ادامه یافت.
در این ساعت، فرمانده یکی از گردان های لشکر 16 زرهی برای تجدید قوا و اقدام مجدد، دستور یک خیز عقب نشینی را صادر کرد که با رسیدن دستور به گردان، تمام نیروهای زرهی مستقر در منطقه به سرعت صحنه را ترک کردند و به جای یک گام، چندین گام عقب نشستند. در همین هنگام که نظم نیروها مختل شده بود، هواپیماهای نیروی هوایی ارتش در آسمان منطقه ظاهر شد و به جای مواضع دشمن، مواضع نیروهای خودی را بمباران کردند. بدین ترتیب، اوضاع بیش از پیش به ضرر نیروهای خودی ادامه یافت.

از سوی دیگرنیروهای پیاده سپاه، که حدود 1500 متر جلوتر از تانک ها می جنگیدند، از دستور عقب نشینی بی خبر بودند. البته، افزون بر فاصله مزبور، دو عامل گرد و غبار صحنه نبرد، که دید نیروهای پیاده را بسیار کاهش داده بود و وجود تانک ها در صحنه، که از عقب نشینی نیروهای زرهی به جا مانده بودند و این طور نشان می دادند که آنها هنوز در حال مقاومت اند، نیز در عدم آگاهی نیروهای پیاده مؤثر بود. بدین ترتیب، در پی عقب نشینی قوای زرهی خودی، نیروهای پیاده سپاه در منطقه به جا ماندند و به محاصره تانک های دشمن در آمدند.
مسعود انصاری یکی از بازماندگان این واقعه می نویسد:
« تعدادی از تانک های چیفتن در صحنه بودند و ما خیال می کردیم که ارتش هنوز دارد مقاومت می کند... یکی از تانک های عراقی در جاده به بیست سی متری ما رسید، حسین [علم الهدی] با اشاره به من گفت:  برجک تانک را بزن. من هم زدم و خود حسین هم زد. دو تانک دیگر نیز با آر.پی.جی. زده شد و برای چند دقیقه پیشروی آنها متوقف گردید. در این عملیات، با وجود این که ما بی سیم داشتیم، ارتش عقب نشینی اش را به ما خبر نداد. من خودم چندین بار معرف شکر را صدا زدم که جریان چیست؟ گفت: "به گوش باش" چندبار دیگر صدا زدم، گفت: ,,تیپ 1 دارد تغییر موضع می دهد. بعد از چند دقیقه دیگر ارتباط ما قطع شده تا این که محاصره شدیم. همه بچه ها مقاومت کردند. چنان که در کانال کوچکی کنار جاده بیش از پنجاه نفر شهید شدند»

عبیات یکی دیگر از بازماندگان این حماسه می گوید:
« آن جا بیابان بازی بود، تنها چیزی که مشاهده می شد، بوته های علف بودند. صدای انفجارهای پی در پی خمپاره ها، توپ ها و رگبار شدید تیربارهای تانک، دشت را پرکرده بود. برادران ما در لابلای بوته ها به شکل سینه خیز جلو می رفتند. در حالی که تیر بارها به شدت مشغول شلیک بودند و تیرها از همه طرف به سوی بچه ها روانه می شدند. منتهی براساس تحلیلی که برادر علم الهدی گفته بود آن نیروی ایمان بود که نقش اساسی در حرکت برادرها داشت. آنها در پشت دو تل خاک سنگر گرفته بودند و در کل حدود بیست الی سی گلوله آر.پی. جی. در آن جا وجود داشت. فرصتی برای تصمیم گیری درباره عقب نشینی نبود و بچه ها آماده مقابله بودند.حسین در تل خاک سمت چپ جاده بود»

محمدرضا باستی یکی دیگر از بازماندگان حماسه هویزه، در خاطرات خود در مورد حوادث این محاصره و خروج از آن می نویسد:
« حسین و محسن به من گفتند: شما آر.پی .جی. ندارید، بروید که کشته می شوید. ما حدود صد متر پیش رفته بودیم که برگشتیم پشت سر بچه ها را ببینم. دیدم حسین یک گلوله آر.پی .جی. به طرف تانک عراقی شلیک کرد که حدود یک متر از بالای تانک رد شد. تانک ها هم چنان جلو می آمدند که بچه ها یکی از آنها را زدند و بقیه سرجایشان متوقف شدند. ما حدود سیصد متر عقب آمده بودیم که یک مرتبه دیدیم تانک های عراقی از طرف راست جاده (سمت هویزه) به سوی مواضع ما می آیند... ما محاصره شده بودیم. رگبار تانک ها قطع نمی شد. بچه ها یکی یکی داشتند تیر می خوردند. خون از بدن آنها سرازیر بود. بچه ها سینه خیز جلو می آمدند. در این حال، مسعود انصاری هم داشت خودش را جلو می کشید. از او سراغ حسین، محسن و جمال را گرفتم و او گفت: آنها را به رگبار بستند و هر سه شهید شدند»
در این حماسه، حدود 140 نفر از نیروهای مؤمن، متعهد، تحصیل کرده و انقلابی سپاه و بسیج، که تعدادی از آنها از دانشجویان پیرو خط امام بودند، به شهادت رسیدند. عده دیگری نیز با تن مجروح و با استفاده از تاریکی شب خود را به نیروهای خودی رساندند تا به عنوان پیام آوران حماسه هویزه رسالت سنگین تری را بردوش بگیرند.


عملیات هویزه، که بن بست جنگ منظم زرهی را در پی داشت، در درون خود، حماسه ای را نیز آفرید و راه حلی را برای این مشکل پدید آورد؛ راه حلی که چیزی جز تداوم راه حماسه سازان هویزه نبود. بدین ترتیب، مرحله جدیدی آغاز شد که طی آن، نیروهای مردمی و سپاه با استفاده از روش ها و تاکتیک های مبتنی بر روحیه انقلابی، مسئولیت سنگین تری را در جبهه های جنگ برعهده گرفتند. سازمان سپاه گسترش یافت و از آن جا که امکاناتش نسبت به مسئولیتش محدود بود، تجهیزات و سلاح های بیشتری را دریافت کرد. دراین شیوه، که متأثر از حماسه هویزه و عملیات های مستقل سپاه در 9ماه اول جنگ بود، نیروهای دانشگاهی به دلیل تحصیلات عالی و توانایی ها و استعدادهای فردی، خلاقیت بیشتری را از خود نشان دادند و به سرعت مسئولیت های فرماندهی نیروهایی که قبلاً هیچ گونه دانشکده نظامی ندیده بودند و تجربه جنگ نداشتند، به عهده گرفتند.
آنها به این نتیجه رسیدند که حل معضلات انقلاب، تنها با شیوه های انقلابی و خارج از روش های مرسوم امکان پذیر است.


مهدی گیوه کی

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

عملیات خیبر

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:16 PM |  

 

 
پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به پدافند مطمئن تدابیری به کار بست؛ به گونه ای که در مناطق کوهستانی، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به کارگیری موانع مصنوعی موقعیت خود را تحکیم بخشید. در عین حال، دشمن از موانع طبیعی نیز به منظور ایجاد اطمینان بیشتر بهره می گرفت.
در این میان، رودخانه عریض اروند و منطقه وسیع هورالعظیم از نگرانی دشمن نسبت به تهاجم قوای ایران کاسته بود. این موضوع در منطقه هورالعظیم بیشتر مشهود بود، به طوری که دشمن هیچ گونه مانعی را برای ایجاد پدافند در غرب این منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمی پنداشت آب گرفتگی وسیع هورالعظیم برای نیروهای پیاده ایران قابل عبور باشد؛ و نیز گمان نمی کرد قوای مسلح ایران تلاش اصلی خود را در این منطقه قرار دهند.

هم چنین عراق در سال های سوم و چهارم جنگ تاکتیک های جدیدی اتخاذ کرد، که طبعا نیازمند به کارگیری تاکتیک ها و تدابیر جدید بود. به منظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و به دست گرفتن ابتکار عمل، منطقه هور با سه ویژگی انتخاب گردید:

1- ضعف و ناتوانی دشمن در عملیات آبی – خاکی.

2- سرعت عمل.

3- غافلگیری.

منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عملیات رمضان تا والفجر 4 و با در نظر گرفتن توان خودی و دشمن، و نیز نقش زمین و تاثیر گذاری آن، انتخاب شد. نظر به راکد بودن نسبی آب هور و وسعت بیش از اندازه آن، که طبعاً منجر به طولانی شدن عقبه های نیروهای خودی می شد و نیز فقدان زمین مناسب جهت قدرتمندی و قابلیت های نیروهای خود (پس از عملیات رمضان تا قبل از خیبر)، از جمله شرایط و عواملی بود که موجب می شد دشمن تصور عملیات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همین تصور باعث گردید که عراق، از جزایر مجنون شمالی و جنوبی و شرقی دجله تنها با چند گردان پدافند نماید.

در این میان، اجرای عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شمال هور، به رغم نتایج غیرمطلوب آن، نتیجه ای بزرگ – هر چند غیر مستقیم – بر جای گذارد. عملیات در منطقه چزابه، شناسایی موقعیت ضعیف دشمن در منطقه هور را در پی داشت.

فرماندهان سپاه پاسداران که به مناسبت عملیات والفجر مقدماتی در آن منطقه حضور یافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سریعاً به طراحی عملیات خیبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عملیات والفجر مقدماتی، ضریب امنیت را شدت بخشیده و رعایت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به این که دو نکته مهم دیگر در دستور کار قرار گرفت. نکته اول، فعالیت های شناسایی بود که با توجه به رعایت اصل حفاظت، به نیروهای بومی سپاه خوزستان واگذار شد.

نکته دوم، تغییر در سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد قابلیت عملیات آبی – خاکی بود که باید متحقق می شد ، بر همین اساس، یگان دریایی سپاه (قرارگاه نوح) تشکیل شد. در عین حال، برای جلوگیری از هوشیاری دشمن، قرارگاه دریایی سپاه در بوشهر فعال گردید تا به این وسیله تلاش جدید به منظور افزایش فعالیت در خلیج فارس تلقی گردد.


اهداف عملیات

هدف از عملیات خیبر عبارت بود از انهدام نیروهای سپاه سوم عراق، تامین جزایر مجنون شمالی و جنوبی، ادامه تک از جزایر و محور طلائیه به سمت نشوه و الحاق به نیروهایی که از محور زید به دشمن حمله می کردند. در نظر بود که خشکی شرق دجله از طریق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقویت کند.

منطقه عملیات

منطقه عملیاتی که در شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه واقع شده است، از شمال به العزیر و از جنوب به القرنه – طلائیه محدود می گردد.

این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: هور و خشکی. قسمت خشکی، که حداقل عرض آن 8 کیلومتر و حداکثر 10 کیلومتر است، توسط دو هور بزرگ – هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب آن – احاطه شده است.

هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی – غربی تقسیم می شود که 3/4 آن در شرق رودخانه قرار دارد. جاده مواصلاتی عماره – بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.

در داخل منطقه مزبور جزایر شمالی و جنوبی مجنون واقع است. هم چنین تاسیسات دیگری وجود دارد که عبارتند از: دکل های برق، دکل های تقویتی رادیو و تلویزیون، تاسیسات و کارخانجات کاغذ سازی، چاه های نفت و ...

هور منطقه ای است هم سطح دریا که در بعضی مناطق سطح آب آن 2 تا 3 متر بالاتر از آب دریاست و به طور کلی نسبت به مناطق هم جوار گود می باشد و در مسیر رودخانه های قدیمی و دایمی به وجود می آید و دارای روییدنی هایی به شرح زیر است:

1- نی با ارتفاع 2 تا 7 متر که عمدتاً در جاهای عمیق می روید.

2- بردی که معمولاً ارتفاع آن بین 1 تا 2 متر است.

3- چولان که در جاهای کم عمق می روید و ارتفاع آن کمتر از 50 سانتی متر است.

به علت پوشش فشرده سطح هور از نی، بردی و چولان، تردد در آن تنها از معابری خاص (آبراه ها، نهر ها و یا محل عبور حیوانات وحشی) امکان پذیر است.


علت انتخاب هور

علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، علت انتخاب هور به لحاظ عوامل زیر بود:

1- پرهیز از تک جبهه ای (حمله رویاروی و مستقیم به دشمن را تک جبهه ای می گویند).

2- حمله به جناح دشمن؛ شکل حضور دشمن در منطقه شرق بصره به گونه ای بود که الحاق نیروهای خودی در طلائیه و سپس رسیدن به عقبه دشمن در نشوه، جناحی عمده از دشمن به تصرف در می آمد که تزلزل خطوط دشمن را در پی داشت.

3- عدم تصور دشمن نسبت به انجام عملیات در هور.

4- بکر بودن منطقه.

5- غیرممکن بودن مانور زرهی برای دشمن.


استعداد دشمن

منطقه مورد نظر برای عملیات در حوزه استحفاظی سپاه سوم عراق قرار داشت و در جریان عملیات یگان های زیردر این منطقه حضور یافتند:

الف – یگان های پیاده :

- تیپ های 3، 5، 11، 18، 605، 702، 704، 93، 95، 96، 701، 501، 35، 419، 108، 113، 427، 36، 22، 23، 28، 418، 422، 19 پیاده.

ب – یگان های رزهی:

- تیپ های 30، 16، 6، 56، 14، 26 و 37 زرهی و تیپ 55 مختلط.

ج – یگان های مکانیزه:

- تیپ های 25، 8، 27، 15 و 20 مکانیزه.

د – گارد مرزی و گارد ریاست جمهوری:

- تیپ های 5، 8 و 11 گارد مرزی و یک تیپ از گارد ریاست جمهوری.

هـ – نیروی مخصوص:

- تیپ 65 .

و – جیش الشعبی و کماندو:

- بیش از 10 گردان.

ز – توپخانه:

- حدود 30 گردان.


قوای خودی

هدایت و فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) بود. دو قرارگاه اصلی (کربلا و نجف) و پنج قرارگاه فرعی (نصر، حنین، بدر، حدید و فتح) تحت امر قرارگاه مرکزی بودند. یگان های عملیاتی نیز به شرح ذیل بود:

الف – سپاه پاسداران:

- لشکرهای 5 نصر، 8 نجف اشرف، 31 عاشورا، 19 فجر، 41 ثارالله، 17 علی ابن ابی طالب (ع)، 14 امام حسین (ع)، 27 محمد رسول الله (ص) و 7 ولی عصر(عج).

- تیپ های مستقل 15 امام حسن (ع)، 10 سید الشهدا(ع)، 44 قمر بنی هاشم(ع)، 33 المهدی (عج)، 18 الغدیر و 21 امام رضا(ع).

- تیپ های مستقل زرهی 72 محرم، 20 رمضان و 28 صفر.

- یگان دریایی (قرارگاه نوح).

- در مجموع، سپاه پاسداران 220 گردان عملیاتی در اختیار داشت و استعداد توپخانه آن نیز 7 گردان بود.

ب - ارتش جمهوری اسلامی:

- لشکر های پیاده 77، 21، 28 و 55.

- لشکرهای زرهی 81، 16 و 92.

قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) فرماندهی قرارگاه های فرعی را به عهده داشت:

قرارگاه نصرهدایت لشکر 5 نصر و تیپ 15 امام حسن(ع) را به عهده داشت.

قرارگاه حدید هدایت تیپ 44 قمر بنی هاشم و تیپ 21 امام رضا (ع) را به عهده داشت.

قرارگاه فتح هدایت لشکر 27 محمد رسول الله (ص) و تیپ 33 المهدی (عج)+ تیپ 18 الغدیر را به عده داشت.

قرارگاه حنین هدایت لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) و لشکر 41 ثارالله و تیپ 10 سیدالشهدا(ع) را برعده داشت.

قرارگاه بدر هدایت لشکر 8 نجف، لشکر 31 عاشورا، لشکر 19 فجر را به عهده داشت.

قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عده داشت.

از ارتش لشکرهای 77، 21 و 28 پیاده و لشکر 8 زرهی.

از سپاه لشکر 14 امام حسین (ع)، 7 ولی عصر (عج) و تیپ زرهی 72 محرم.

لازم به ذکر است که لشکر 16 و 92 زرهی ارتش در حین عملیات به کار گرفته شدند.


طرح عملیات

دو قرارگاه کربلا و نجف ماموریت داشتند ضمن تامین اهداف محوله، روی پل دوعیجی در شمال نشوه (غرب نهر کتیبان) الحاق کرده و سپس به سوی بصره ادامه عملیات دهند.

قرارگاه کربلا می بایست با عمل ازمحور زید و چسبیدن به نهر کتیبان جهت مسدود کردن منطقه ورودی دشمن در دو عیجی اقدام می کرد. قرارگاه نجف نیز پس از دستیابی به العزیر و القرنه و تصرف جزایر مجنون و الحاق به طلاییه، جهت بازکردن جاده طلاییه – نشوه که تنها امید برای ادامه عملیات و انتقال نیرو و مهمات بود، اقدام نماید. یگان های تحت امر این قرارگاه می باید با عبور از طلاییه به سمت نشوه و تامین آن در پل دوعیجی به قرارگاه کربلا(نیروهای ارتش)ملحق می شدند. قرارگاه نجف برای تصرف اهداف خود به تشکیل پنج قرارگاه فرعی (نصر، بدر، حنین، حدید، فتح) مبادرت می ورزید.

قرارگاه دیگری با نام نوح(ع) وظیفه ترابری دریایی و پشتیبانی یگان های عمل کننده را برعهده داشت.


شرح عملیات

نکته قابل توجه قبل از آغاز تک، حضور گسترده نیروهای مانور قدس در مناطق عملیاتی، پس از انجام مانور در مراکز مختلف شهرستان ها بود. علاوه بر این، با توجه به مانور قدس و تهدید و اقدامات جنون آمیز دشمن و حمله موشکی به دزفول و بمباران شهرهای کرمانشاه، ایلام، رامهرمز و ...، جو کلی جنگ در کشور، شکل خاصی به خود گرفته بود.

عملیات در ساعت 21:30 روز 3/12/1362 با رمز یا رسول الله آغاز شد. در مرحله اول نیروهای قرارگاه نجف با تهاجم سراسری در مناطقی همچون تنگه و شهر القرنه، جاده بصره – العماره و نیز جزایر شمالی و جنوبی مجنون استقرار یافتند. در این میان، قرارگاه کربلا که در محور زید وارد عمل شده بود، با به دست آوردن کمترین موفقیت موجب بازگشت یگان های ارتش به مواضع قبلی خود شد.

در مرحله دوم عملیات، دو تلاش اصلی در محور جزایر مجنون و طلاییه به منظور الحاق و سپس پیشروی به سمت نشوه در نظر گرفته شد؛ بنا به عللی پیشروی انجام نشد. در مقابل، دشمن به تدریج خود را بازیافته و پس از کشف اهداف عملیات و محورهای اصلی تک، تلاش اصلی خود را ابتدا روی پاکسازی حوالی جاده بصره – العماره گذارد و سپس روی طلاییه متمرکز شد.

در ادامه عملیات، پس از آن که محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، لشکر 14 سپاه پاسداران که تحت امر قرارگاه کربلا (ارتش) بود، آزاد شده و به همراه لشکر 27 ماموریت طلاییه را به عهده گرفت. در آن شب نبردی سخت درگرفت که تا صبح به طول انجامید . در این میان، فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن که محور جاده طلاییه – به طول 6 کیلومتر– در اختیار نیروهای خودی بود، لیکن وسعت کم منطقه مانور از یک سو و آتش انبوه و بسیار زیاد دشمن از سوی دیگر، امکان پیشروی الحاق با محور جزایر مجنون را ناممکن ساخته بود. به همین خاطر از ادامه عملیات در طلاییه صرف نظر شد و به این ترتیب اهداف عملیات خیبر به حفظ جزایر مجنون محدود شد.

بر همین اساس و با توجه به فشارهای دشمن، مرحله سوم عملیات به منظور تثبیت موفقیت خودی در جزایر انجام شد. دشمن که هر گونه حضور نیروهای ایرانی در هور را خطری برای جاده بصره – العماره می دانست با اجرای آتش شدید و توان پیاده وزرهی می کوشید جزایر مجنون را بازپس گیرد. این در حالی بود که نیروهای خودی خسته از چند روز جنگ، نداشتن عقبه نزدیک و نیز عدم حمایت آتش توپخانه، به مقاومت خود ادامه می دادند. متقابلاً، دشمن با تمرکز صدها قبضه توپ روی جزایر و بمباران مداوم آن ها با هواپیما و نیز در اختیار داشتن عقبه خشکی با واحدهای زرهی خود فشارهای متعدد و طاقت فرسایی را وارد می ساخت.

به رغم وضعیت یاد شده، نیروهای خودی می کوشیدند به هر صورت ممکن جزایر را حفظ نمایند. براین اساس، سپاه پاسداران با تمام استعداد خود جهت دفع تهاجم دشمن و حفظ جزایر در آن جا استقرار یافت.

نهایتاً دشمن که در مقابل خود مقاومتی غیر قابل تصور و پیش بینی مشاهده می کرد، به تدریج از بازپس گیری جزایر ناامید شد و به تحکیم مواضع پدافندی خود مبادرت ورزید.

نتایج عملیات

عملیات خیبر که به آزاد سازی منطقه ای به وسعت 1000 کیلومتر مربع در هور، 140 کیلومتر مربع در جزایر مجنون و 40 کیلومتر مربع در طلاییه انجامید، موجب افزایش عزم بین المللی در جهت کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق گردید؛ به گونه ای که از تاریخ 3/12/1362 (زمان آغاز عملیات خیبر) تا تاریخ 30/7/1363 تعداد 474 طرح صلح از سوی 54 کشور مختلف جهان ارایه شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ 11/3/1363 قطعنامه552 خود را در خصوص پایان دادن به جنگ ایران و عراق تصویب نمود. این در حالی بود که هیچ یک از قطعنامهو طرح های مذکور نظر ایران را تامین نمی کرد.

هم چنین، در این عملیات فرماندهان جنگ به اهمیت تاثیر تجهیزات دریایی و آبی – خاکی برای کسب نتایج مهم و حیاتی پی بردند و نیز سپاه پاسداران به یکی از ضرورت های حساس و حیاتی در تکمیل و توسعه سازمان خود آگاه گردید و آن لزوم ایجاد تقویت و توسعه یگان های دریایی برای انجام عملیات های آبی – خاکی بود. این رهیافت، قابلیت سپاه در انجام عملیات عبور از هور و رودخانه های بزرگ را توسعه داد و هسته اصلی عملیات های بدر، والفجر8، کربلا3، 4 و 5 و نیز زمینه ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران گردید.

تلفات و ضایعات عراق در این عملیات به شرح ذیل می باشد:

- کشته و زخمی شدن حدود 15000 نفر.

- به اسارت درآمدن 1140 نفر .

- انهدام 150 تانک و نفربر و 200 خودرو.

- به غنیمت در آمدن 10 تانک و 60 کامیون.

- انهدام 21 تیپ به میزان 20 تا 100 درصد.
 
منبع: سایت تبیان 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

به سوى بصره … - نگاهى به عمليات رمضان

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:15 PM |  

 

 
تير ماه سال ،۱۳۶۱ عمليات رمضان با رمز يا صاحب الزمان(عج) ادركنى در منطقه شرق بصره آغاز شد. هدف اين عمليات دور كردن آتش  دشمن از شهرهاى جنوبى كشور و انهدام نيروهاى متجاوز ارتش عراق بود. عمليات رمضان به مدت پانزده روز و در منطقه اى به وسعت هزار و ششصد كيلومتر مربع ادامه داشت.
قبل از آغاز عمليات رمضان، مسوولين و دست اندركاران جمهورى اسلامى ايران دو مساله اساسى را روياروى خود داشتند: تجاوز اسراييل به جنوب لبنان و ورود به داخل خاك عراق. تجاوز اسراييل به جنوب لبنان، بى ارتباط با پيروزى هاى رو به گسترش جمهورى اسلامى پس از فتح خرمشهر نبود. تاثير پيروزى هاى ايران، اسراييل را به وحشت انداخته بود. بحران تجاوز اسراييل به جنوب لبنان، اذهان را متوجه آنجا كرد. از طرفى هم، فروكش كردن تب و تاب انجام عمليات در جبهه ها ـ خصوصا پس از فتح خرمشهر ـ طبعا خطرات فزآينده اى براى جنگ و انقلاب در پى داشت. در اين مرحله، فرمانده كل قوا، امام خمينى(ره) با تبيين استراتژى راه قدس از كربلا مى گذرد، عملا جهت اصلى تحركات و اقدامات اساسى جمهورى اسلامى را خاطر نشان فرمودند. بر اين اساس، نتيجه حاصل شد كه جنگ داراى ابعادى وسيع تر از آنچه تصور مى شده، است. همچنين لازمه حفظ و گسترش ابتكار عمل و برخوردارى از روحيه تهاجمى براى اعاده حقوق جمهورى اسلامى ـ در شرايطى كه عقب نشينى سراسرى دشمن در پى شكست هاى سنگينى كه متحمل شده بود، به منظور معطل نمودن ايران و ايجاد شرايط نه صلح، نه جنگ و حاكم ساختن وضعيت فرسايش در جنگ صورت گرفته بود ـ با ورود به داخل خاك امكان پذير مى شد.
بر اين اساس عمليات رمضان طراحى شد تا قواى نظامى جمهورى اسلامى با تجمع خود در پشت رودخانه دجله و اروند و تسلط بر معابر وصولى بصره، از نظر سياسى ـ نظامى موقعيت مناسبى را براى جمهورى اسلامى فراهم كنند.
منطقه عملياتى رمضان محصور بود بين يك زمين مثلث شكل به وسعت ۱۶۰۰ كيلومتر مربع ـ كه از شمال به كوشك و طلائيه(پاسگاه هاى مرزى ايران در جنوب هويزه) و حاشيه جنوبى هورالهويزه به طول ۵۰ كيلومتر و از غرب به رودخانه اروند ( كه از نقطه تلاقى رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع مى شود تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول ۸۰ كيلومتر و از شرق به خط مرزى شمالى - جنوبى از كوشك تا شلمچه به طول ۶۰ كيلومتر منتهى مى شود ـ روى رودخانه اروند. در اين قسمت چهار پل ( دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه تنومه) واقع شده است كه در جنوب غربى اين رودخانه شهر صنعتى و بندرى بصره قرار دارد.
دشمن تا قبل از فتح خرمشهر، از آنجا كه اين شهر را كليد بصره مى دانست و امكان از دست دادن اين شهر را غيرممكن مى پنداشت، در شرق بصره مواضع مستحكمى نداشت. ليكن در فرصتى كه به دست آورد، تغييرات مهمى را در زمين منطقه ايجاد كرد كه قسمت اعظم آن، مبتنى بر تجارب بر آمده از عمليات هاى گذشته بود.
بدين ترتيب دشمن با احداث خاكريزهاى مثلثى خطوط پدافندى مناسبى را ايجاد كرد كه طراحان و مبتكران اصلى آن در گذشته اسراييلى ها بودند. علاوه بر اين، دشمن كانالى به طول ۳۰ كيلومتر و عرض يك كيلومتر را كه مختص به امر پرورش ماهى با پمپاژ آب و احداث موانع و كمين و سنگرهاى تيربار، به عنوان مانعى بازدارنده، در مقابل تعرض نيروهاى خودى به سمت بصره، آماده نمود. همچنين در قسمت جنوبى منطقه كه مقابل شلمچه واقع است، از سوى دشمن، آب رها شد تا مانع از عبور نيروهاى اسلام شود.
مراحل پنج گانه عمليات
مرحله نخست عمليات: سه قرارگاه از سه محور با دشمن درگير شدند و در جناح شمالى، دو تيپ به علاوه از سپاه و يك تيپ از ارتش، ماموريت يافتند اين جناح عمليات را تامين نمايند. ليكن به علت وجود موانع و استحكامات مثلثى شكل و ميادين مين، نيروها نتوانستند با سرعت عمل به تمامى اهداف مورد نظر دست يابند. لذا با نزديك شدن روشنايى صبح، از ادامه پيشروى خوددارى شد.در محور ميانى( شمال پاسگاه زيد) سه تيپ با اضافه از سپاه و يك لشكر از نيروى زمينى ارتش شركت داشتند و به رغم اين كه توانستند مقدارى پيشروى كنند، ليكن به مثلثى هاى دشمن نرسيدند. در محور جنوبى( جنوب پاسگاه زيد)، چهار تيپ به اضافه از سپاه و دو تيپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگير و قابل ملاحظه اى تمامى مواضع دشمن را در هم بكوبند و به عمق ۳۰ كيلومترى مواضع دشمن پيشروى نمايند و خود را به نهر كتيبان، در شرق اروند و كانال ماهيگيرى برسانند، به طورى كه به قرارگاه فرمانده لشكر ۹ زرهى رسيده، ماشين بنز فرماندهى را به غنيمت گرفته، قرارگاه را منهدم كردند و از آب كانال ماهيگيرى و نهر كتيبان وضو ساختند.
در اين محور نيروها به قدرى به بصره نزديك شده بودند كه به راحتى چراغ هاى شهر را مشاهده مى كردند، بدين ترتيب طى مرحله اول عمليات، ۸۵ تانك و نفر بر و ۱۲ توپ دشمن منهدم گرديد و ۷۱ تانك و نفربر به غنيمت گرفته شد. علاوه بر اين، ۲۷۰۰ نفر از عناصر دشمن كشته و زخمى شده، ۸۵۰ نفر به اسارت درآمدند.
مرحله دوم عمليات: از محور ميانى (جنوب پاسگاه زيد) با همان يگان هاى مرحله اول، به اضافه يك يگان قوى از سپاه دو تيپ كه تحت امر قرارگاه محور جنوب بودند، آغاز شد.
در اين مرحله هدف عمده، استفاده از سه پل به دست آمده ( در داخل خاك عراق به وسعت ۶۰ كيلومتر مربع) در مرحله اول و گسترش و توسعه آن تا كانال ماهيگيرى ( جلوى بصره) بود كه در صورت دستيابى به آن فاصله، رزمندگان تا بصره از ۲۰ كيلومتر به ۱۲ كيلومتر تقليل مى يافت.
به دنبال تهيه عكس هوايى از منطقه عملياتى و ساير شواهد و قرائن موجود، مشخص شد كه دشمن نيروهاى زرهى خود را با تجمعى بسيار وسيع آرايش داده و احتمالا مبادرت به پاتك خواهد نمود. بر اين اساس مرحله سوم عمدتا به منظور انهدام تجهيزات زرهى ( تانك و نفربر) تدبير شد لذا از شركت نيروهاى زرهى خودى ممانعت به عمل آمد تا بدين وسيله نيروهاى پياده و مجهز با هر زره پوشى كه مواجه شدند، آن را منهدم كنند.
مرحله سوم عمليات: اين مرحله از محور ميانى ( جنوب پاسگاه زيد) با همان نيروهاى مرحله دوم به اضافه سه تيپ تقويت شد. قواى نظامى خودى در همان ساعات اوليه به صورت چشمگيرى خطوط دشمن را در هم شكسته و با انهدام بخش وسيعى از تجهيزات دشمن در زمينى به وسعت ۱۸۰ كيلومتر مربع، به پيشروى ادامه دادند. طى اين مرحله نزديك به هفتصد تانك و نفربر دشمن منهدم گرديد؛ چهارده تانك و نفربر غنيمت گرفته شد و دو هزار و صد نفر از نيروهاى دشمن كشته و زخمى شدند و دويست و پنجاه و نه نفر از آنها به اسارت درآمدند.
مرحله چهارم عمليات: اين مرحله در محور جنوبى عمليات ( شلمچه)، قرارگاه مزبور با دو تيپ به اضافه از سپاه و يگانى از ارتش به صورت ادغامى وارد عمل شدند، ليكن به دليل هوشيارى دشمن و نيز موانع و استحكامات قابل توجهى كه وجود داشت، عملا امكان عبور از خط اول دشمن فراهم نيامد.
 مرحله پنجم عمليات: تلاش اصلى در اين مرحله صورت گرفت و معطوف به محور شمالى پاسگاه زيد در حد فاصل دژ مرزى عراق و خاكريزهاى مثلثى دشمن شد.
طى اين مرحله هفت تيپ تقويت شده از سپاه و دو تيپ از ارتش شركت داشتند.
در آغاز درگيرى همه چيز طبق روال پيش مى رفت. در نتيجه نيروهاى خودى توانستند گذشته از پاكسازى و الحاق، خاكريزى مناسب و دو جداره در جناح شمالى احداث نمايند. ولى از آنجايى كه دقت كافى در احداث خاكريز نشده بود دشمن توانست پنج كيلومتر در آن رخنه كند.
در اين فاصله نيروها نزديك به ۴۸ ساعت در مواضع به دست آمده مستقر شدند و عقبه امكانات پشتيبانى رزمى و خدماتى به جلو منتقل گرديد، دشمن نيز كه در مرحله گذشته ضرباتى اساسى متحمل شده بود عملا تحركى از خود نشان نداد، ليكن بنا به دلايلى، به رغم اين كه عمليات تا آستانه تثبيت پيش رفته بود، طى بررسى كه به عمل آمد، ادامه حضور نيروها مصلحت ديده نشد. در ارزيابى عمليات رمضان مى توان به نكاتى همچون انهدام وسيع دشمن اشاره كرد كه نصب العين مراحل بعدى جنگ قرار گرفت.

على جعفرى
ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان  

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

عملیات طریق القدس

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:11 PM |  

 

 جمهوری اسلامی ایران تنها دو ماه پس از پیروزی در عملیات ثامن الائمه (ع)، عملیات طریق القدس را در سال دوم جنگ (آذرماه سال 1360) با سرعت بسیار و بر پایه تحولات جدید و شور و هیجان ایجاد شده در کشور، به عنوان بزرگ ترین عملیات خود در مقیاس گسترده، طرح ریزی کرد. سازماندهی نیروهای داوطلب با انگیزه شهادت طلبی در سازمان سپاه و در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، برجسته ترین ویژگی این عملیات بود.
با موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع)  که نشان داد طراحی و انجام عملیات های گسترده با سبک و شیوه جدید امکان پذیر است – فرماندهان سپاه و ارتش طی جلسات متعددی شرایط جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن استراتژی جدیدی را تعریف کردند که سه هدف اساسی را دنبال می کرد:   
1-     انهدام هر چه بیشتر ماشین جنگی عراق.
2-  دست یافتن به مواضعی مناسب جهت کم کردن خطوط پدافندی و نهایتاً آزاد سازی نیروهای خودی از پدافند به منظور افزایش توان خودی در عملیات بعدی.
3-     آماده شدن برای انجام عملیات نهایی و آزاد سازی گام به گام مناطق اشغالی.
مبتنی بر این استراتژی، دوازده طرح موسوم به «کربلا» تهیه شد که میزان تناسب توان خود با ظرفیت مورد نیاز منطقه عملیاتی، وضعیت زمین از جنبه نظامی و نیز اهمیت منطقه عملیاتی، از عوامل اصلی در تعیین تقدم هر یک از طرح های مزبور بود، بر همین اساس، پس از مباحث مختلف میان فرماندهان سپاه و ارتش عملیات طریق القدس به عنوان اولین گام از سلسله عملیات کربلا طراحی و به مرحله اجرا در آمد.
اهداف عملیات
مهم ترین اهداف عملیات طریق القدس عبارت بودند از :
-         آزاد سازی شهر بستان و بیش از 50 روستای منطقه
-         انهدام نیروهای دشمن در منطقه با استعداد بیش از یک لشکر
-         قطع ارتباط بین دو نیروی عمده در مناطق عمومی اهواز و دزفول
-         رسیدن به هور و امکان نفوذ در خاک عراق.
علل انتخاب منطقه
پس از پاکسازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن الائمه(ع)، هنوز در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن قرار داشت که عبارت بودند از :غرب روخانه کارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه کرخه. این مناطق از نظر وسعت، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن دارای موقعیت های متفاوتی بودند، بنابراین با توجه به توانایی و امکانات نیروهای خودی برای انجام عملیات، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد.
موقعیت منطقه
منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز قرار داشته و دارای زمین های مرتفع، پست و هموار می باشد که از شمال به ارتفاعات الله اکبر، میش داغ و تپه های رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، در غرب، از یک سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آن جا به سمت تپه های رملی در شمال امتداد می یابد و از شرق به هورالهویزه و تنگه چزابه و مرزهای بین المللی محدود می شود.
زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسه های بادی است. سمت بیشتر ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مکان های مختلف، متفاوت است. رودخانه های این منطقه شامل رودخانه کرخه با عرض تقریبی 25 تا 400 متر و عمق 5/1 تا دو متر است که عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیر ممکن می باشد؛ رودخانه کرخه کور در حمیدیه که از رودخانه کرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه ی جدا شده از کرخه و نهر نیسان به عنوان شاخه اصلی، جدا شده از کرخه که ابتدا به نام مالکیه وارد سوسنگرد شده و از آن جا به بعد نهر نیسان نامیده می شود.
عوارض مصنوعی منطقه به این شرح بود: جاده آسفالته سوسنگرد - پله سابله- بستان؛ جاده معروف به تعاون که دشمن ساخته بود و از حد فاصل بستان – سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن. آبادی های این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها می باشد.
وضعیت دشمن
ارتش عراق پس از ناکامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافندی خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابر حمدان در شمال رودخانه کرخه و محورهای دهلاویه، سویدانی و هویزه در جنوب کرخه به گونه ای مناسب تحکیم و تثبیت کرد.
عراقی ها پس از عملیات ثامن الائمه (ع) و تحمل ضربه مهلک ناشی از آن، تمام توان خود را برای شناسایی تحرکات و مقاصد نیروهای خودی بسیج کرد و تا 60 درصد موفق به کشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات، همچنان در تردید به سر می برد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود که یکی از راه کارهای احتمالی نیروهای خودی، تمرکز تلاش اصلی برای عملیات، در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز تلاش پشتیبانی، از شمال کرخه و محور الله اکبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه می باشد. دشمن برای مقابله با این راه کارها، ترکیب و شکل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق که برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پل های روی رودخانه های کرخه و سابله و جاده های شمالی جنوبی متکی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید کرد. در عین حال، عوارض رودخانه های منطقه تحرک فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیر ممکن کرده بود.
استعداد دشمن
نیروهای دشمن در شمال کرخه تیپ 26 زرهی از لشکر 5، تیپ 93 پیاده از لشکر 4 پیاده کوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروی مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود.
نیروهای دشمن در جنوب کرخه شامل تیپ های 25 مکانیزه و 16، 30 و 96 زرهی از لشکر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشکر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی، یک گردان ازتیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای کماندویی لشکر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود.

دشمن پس از آگاهی از سمت تک نیروهای خودی اقدامات زیر را انجام داد:
1-     جابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35.
2-     تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص.
3-     تمرکز تیپ 31 نیروهای مخصوص و گروه های کماندو در شمال کرخه، تنگه چزابه و پل های کرخه.
4-     ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 12 در شمال کرخه و تنگه چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتک.
5-     ایجاد تمرکز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلث فینیخی و شمال کرخه.
6-     ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 26 شمال کرخه به ویژه خطوط دوم.
7-     تقویت خطوط دفاع غرب سوسنگرد یا تیپ 30 زرهی، گردان های طارق و المثنی.
8-  جابه جایی تیپ 10 زرهی از منطقه مسیله به حوالی قرارگاه لشکر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشکر برای اجرای تک در منطقه غرب سوسنگرد.
9-     تمرکز در ذخیره مهمات توپخانه و تانک و سلاح ضد تانک و ضد هوایی و افزایش مهمات خطوط اول.
10- تمرکز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوط به آن.
اقدامات نیروهای خودی پیش از عملیات
مهم ترین اقدامات نیروهای خودی حد فاصل عملیات های ثامن الائمه (ع) تا طریق القدس، عبارت بودند از:
1-  شناسایی خطوط و عمق دشمن؛ مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشیه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار، نهرکسر، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه می شد. برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعکس، شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین، خاکریزها و سایر تاسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحرکات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی، هوانیروز، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت. هم چنین منطقه شمال کرخه در حدفاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ در منطقه رملی نیز شناسایی شد که اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطه ای شد و جاده معروف بر روی منطقه رملی نیز بر اساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب، امکان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.
2-  سازماندهی نیروهای مردمی به کوشش و تدبیر سپاه پاسداران، به گونه ای که در محاسبات عملیات، میزان استعداد و توان سپاه به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در آغاز عملیات و کسب موفقیت مورد تاکید قرار گرفت.
3-  طرح ریزی عملیات بر پایه شناسایی از منطقه وتوان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابه جایی ها و تقویت منطقه که با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت.
4-     نزدیک کردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاکریزهای کوتاه.
5-     اجرای طرح آب برای محدود کردن خطوط پدافندی و آزاد کردن نیرو.
6-     احداث جاده ای به طول 15 تا 20 کیلومتر در زمین های رملی شمال منطقه عملیاتی.
در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامن الائمه(ع)، انتصاب های جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد که در گسترش و تأمین همکاری سپاه و ارتش نقش به سزایی داشت.
سازمان رزم خودی
 در این عملیات، نیروهای سپاه پاسداران برای اولین بار در قالب «تیپ» شرکت داشتند که عبارت بودند از:
تیپ 1 عاشورا با استعداد 9 گردان پیاده.
تیپ 2 کربلا با استعداد 3 گردان پیاده.
تیپ 3 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان پیاده.
تیپ امام سجاد (ع).
تیپ امام حسن(ع) با استعداد 3 گردان پیاده (به عنوان احتیاط عملیات).
هم چنین، یگان های ارتش متشکل بودند از :
تیپ 3 از لشکر 92 زرهی.
تیپ های 1 و 2 از لشکر 16 زرهی.
تیپ 1 از لشکر 77 پیاده.
8 گردان توپخانه.
طرح مانور
طرح کلی مانور عملیات به شرح ذیل تهیه و تصویب شد:
الف- تلاش اصلی: با توجه به تحلیل و ارزیابی فرماندهان از نوع آرایش نیروهای پدافندی دشمن و نیز تفکر حاکم بر فرماندهان ارتش عراق و نوع نگرش آنان نسبت به توانایی نیروهای انقلابی و عدم باور دشمن نسبت به امکان عبور قوای خودی از منطقه رملی شمال عملیات، این منطقه به عنوان فلش اصلی عملیات انتخاب شد تا موجب غافلگیری دشمن شود، بر همین اساس، مقرر شد شمال کرخه با استفاده از یک مانور احاطه ای و با به کار بردن یک تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه پاکسازی شده و تنگه چزابه تامین می شود.
ب – تلاش پشتیبانی: به منظور حمایت از تلاش اصلی و تامین منطقه جنوبی عملیات، یک مانور جبهه ای با استفاده از دو تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه تصویب شده که ضمن پشتیبانی از تلاش اصلی، اهداف دیگری را دنبال می کرد که عبارت بودند از: آزادسازی بستان و منطقه غرب سوسنگرد و نیز دستیابی به کرانه شمالی رودخانه نیسان و سواحل شرقی هورالعظیم.
شرح عملیات
عملیات در ساعت 00:30 بامداد 8/9/1360 با عبور نیروهای پیاده یگان های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن، در چند محور به طور هم زمان آغاز شد. نیروهای عمل کننده در محور شمال عملیات، در همان ساعات اولیه درگیری موفق شدند مواضع نیروهای عراقی را در خطوط اول تصرف کرده و نیروهای احتیاط دشمن را در پشت خطوط پدافندی منهدم کنند. میزان موفقیت اولیه یگان های سپاه در محور شمال به حدی بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش نیز به گردان های زرهی و مکانیزه خود فرمان داد تا از معابر بازشده با چراغ روشن عبور کرده و ضمن انهدام دشمن و حمایت از نیروهای پیاده خودی به سوی هدف های خود در عمق منطقه پیشروی کنند. به این ترتیب، در ساعت 6 بامداد روز اول عملیات، تیپ امام حسین (ع) به همراه یک گردان از تیپ 3 زرهی از لشکر 92 موفق شدند تنگه چزابه را تصرف و تامین کنند. در این محور تا ساعت 9 صبح روز اول، تمامی اهداف تعیین شده، تامین گردید.
در محور جنوبی عملیات، اوضاع به گونه ای دیگر بود. دشمن که فلش اصلی عملیات نیروهای ایرانی را از این محور می دانست، با بهره گیری از موانع متعدد و هوشیاری نیروهایش به سختی مقاومت کرده و مانع پیشروی قاطع نیروهای ایرانی شده بود. نیروهای خودی به رغم شکستن برخی از خطوط اولیه و تصرف پل سابله، با روشن شدن هوا مجبور به عقب نشینی شدند.
با بروز شرایط سخت در محور جنوبی عملیات، تصمیم گرفته شد که نیروهای خودی در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ (منطقه کوچک محصور بین شاخه های رودخانه کرخه درغرب بستان) به سوی شرق و جنوب شرقی پیشروی نموده، بستان و منطقه سابله را تصرف و تأمین نمایند.
این مرحله از عملیات در روز دوم با ورود یگان های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان پس از 420 روز اشغال آزاد شد.
متعاقب ورود نیروهای خودی به مثلث سابله و پیشروی به سوی ساحل شمال رودخانه سابله و نهر عبید نیروهای باقی مانده عراقی موضع خود در این منطقه را ترک و به جنوب رودخانه سابله گریختند.
روزهای سوم تا پنجم عملیات با تبادل آتش بین طرفین و تلاش نیروهای خودی برای نگهداری و تحکیم مواضع متصرفی سپری شد.
در روز ششم عملیات (13/9/1360) دشمن سعی کرد تا از تعلل نیروهای ایرانی در اتخاذ یک پدافند مطمئن و مستحکم، در منطقه مثلث شکل شمال سابله، سود جسته و آن را مجددا به تصرف خود درآورد و از آن طریق بستان را در معرض تهدید قرار دهد. اما هوشیاری نیروهای خودی و حضور به موقع نیروهای تقویتی (پیاده و زرهی) در قسمت شمال پل سابله، موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین چندین کیلومتر عقب نشینی نموده و در جنوب سابله مستقر شود.
نقطه پایان عملیات طریق القدس، تلاش نیروهای خودی برای پاکسازی محدوده ای به وسعت 70 کیلومتر مربع بود که بین جنوب سابله و شمال رودخانه نیسان قرار داشت و همچنان در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود. فرماندهان خودی پس از انجام مباحث مانور و اقدامات شناسایی و آماده سازی نیروها، قصد داشتند این منطقه را نیز آزاد نمایند؛ لیکن قبل از شروع عملیات، فرمانده عراقی به اشتباه تاکتیکی خود مبنی بر حضور در یک منطقه محصور با موانع طبیعی پی برده و بر همین اساس، در تاریخ 30/9/1360 در پوشش آتش شدید توپخانه به طرز ماهرانه ای نیروهای خود را از منطقه مزبور خارج ساخت و در نتیجه، انجام عملیات نیروهای خودی منتفی شد.
نتایج
با اجرای عملیات طریق القدس، اولین مرحله از استراتژی جدید تحت عنوان کربلای 1 با موفقیت به پایان رسید و نتایج زیر را به دنبال داشت:   
1-  آزاد سازی 650 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی شامل شهر بستان، حدود 70 روستا، 5 پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیک چزابه.
2-     تجزیه شدن قوای سپاه سوم عراق، که با توانی بیش از 6 لشکر بخش های خوزستان را تحت اشغال داشت.
3-     موفقیت ابتکار عبور از منطقه رملی.
4-     خسارات وارده به دشمن به شرح زیر:
تانک 170
 نفربر 150
خودرو  250
توپ ضد هوایی  30
دستگاه مهندسی 120
توپ صحرایی  19
هواپیما  13
هلی کوپتر  4
کشته و زخمی شدن حدود 8500 نفر و به اسارت در آمدن 546 نفر از نیروهای دشمن.

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

شرح عملیات فتح المبین

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:09 PM |  

 

 
اول فروردين ماه 1361 در حاليكه رزمندگان اسلام براي حمله آماده‌اند و بي‌صبرانه منتظر شنيدن رمز عمليّات هستند، اما از اعلام شروع حمله خبري نمي‌شود. سلحشوران اسلام همچنان منتظر مي‌مانند تا قرارگاه فرماندهي آغاز حمله را اعلام كند.
روز دوّم فروردين ماه، مقر فرماندهي سپاه و ارتش آماده صدور دستور عمليّات مي‌شود. استخاره برادر محسن رضايي، به قرآن كريم آية 17 سوره مباركه فتح را در مقابل ديدگان فرماندهان جنگ مي‌گذارد و بدين ترتيب عمليّات، فتح‌المبين نامگذاري مي‌شود.
زماني كه عقربه ساعت روي 30 دقيقه بامداد قرار مي‌گيرد، پيام رمز شروع عمليّات توسط فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(سردار محسن رضایی) و فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ایران(سپهبد شهیدصیاد شیرازی)صادر مي‌شود.

عمليّات فتح‌المبين- مرحله اول
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌: بسم‌الله القاصم الجبارين. يا زهرا (س)، يا زهرا (س)، يا زهرا (س).
سرانجام با اين پيام مبارك، عمليّات فتح‌المبين در تاريخ 2/1/61 در ساعت 30 دقيقه بامداد در غرب دزفول و شوش (بدون آتش تهيه) آغاز مي‌شود. اهداف اين عمليّات انهدام دشمن، آزادسازي ارتفاعات و مناطق جنوب كشور مي‌باشد.
رزمندگان سپاه، بسيج و ارتش جمهوري اسلامي ايران با شنيدن رمز عمليّات، از كمين‌گاه‌هاي خود خارج شده و راه رسيدن به دشمن را در پيش مي‌گيرند. براي اين مهم چهار محور فجر، قدس، نصر و فتح در نظر گرفته مي‌شود. در همان ابتداي عمليّات، دو گردان از سپاه و دو گردان از ارتش بدون درگيري با دشمن، از خطوط مقدم نيروهاي عراق گذشته و اقدام به دور زدن توپخانه‌ آنها مي‌كنند.
رزمندگان اسلام چنان هوشيارانه و با احتياط كامل از روي سنگرهاي دشمن عبور مي‌كنند كه حتي دشمن متوجه آنها نمي‌شود. بدين ترتيب رزمندگان خود را به نزديك توپخانه عراق مي‌رسانند. دشمن مشكوك مي‌شود و در محور شمالي شروع به گلوله‌باران و شليك منور مي‌كند.
5/1 ساعت پس از آغاز حمله، فرماندهان توپخانه دشمن خبر مي‌دهند كه مورد حمله قرار گرفته‌اند و توپخانه آنان در حال سقوط است، ولي از فرماندهي جواب داده مي‌شود هيچ علامتي كه نشان از عمليّات باشد، مشاهده نمي‌شود. بار ديگر مسئول توپخانه با التماس از فرماندهان ردة بالا مي‌خواهد كه نيروي كمكي به محل اعزام دارند، ولي مجدداً مسئولين رده بالا اين ادعا را به تمسخر گرفته و آن را ناشي از مصرف بيش از حد مشروبات الكلي مي‌دانند.
در خاتمه به توپخانه گفته مي‌شود در جلوي شما چند گردان زرهي مستقرند و آنها هيچ گزارشي مبني بر حمله‌ ايراني‌ها نداده‌اند، شما چطور ادعا مي‌كنيد كه مورد حمله واقع شده‌ايد؟
درساعت يك و پنجاه دقيقه، اولين خاكريزهاي دشمن سقوط مي‌كند. همچنين خمپاره‌اندازهاي دشمن واقع در ارتفاعات كوت‌كابون محاصره شده و به تصرف در مي‌آيد. در ساعت 09/2 دقيقه به تمامي يگان‌ها در حالي كه آتش تهيه وجود ندارد و دشمن نيز همچنان در بي‌خبري است، دستور سرعت عمل داده مي‌شود. ده دقيقه بعد از دستور قرارگاه فرماندهي ايران، دشمن متوجه حملة سرتاسري ايران شده و به تمامي نيروهاي خود دستور آماده‌باش مي‌دهد.
در جبهه شمالي (قدس) با هجوم برق‌آساي رزمندگان اسلام، مواضع دشمن سقوط مي‌كند و تانك‌هاي آنها از مهلكه مي‌گريزند و فرصت مناسبي پيش مي‌آيد تا تحكيم موضاع موقتي انجام گيرد.
در جبهه جنوبي (فتح) نيز با حمله سريع نيروها، ارتباط يگان‌هاي دشمن در منطقه قطع مي‌شود و آنها با سردرگمي به هر سو پراكنده مي‌شوند تا از آتش رزمندگان اسلام در امان بمانند.
در جبهه مياني (فجر) رزمندگان اسلام (سه‌راه) شليبيه را محاصره مي‌كنند و پس از نبردي سنگين، مواضع دشمن سقوط كرده و فرصت نفوذ به عمق مواضع دشمن فراهم مي‌آيد.
در جبهه شمال شرقي منطقه عمليّاتي (نصر) عمليّات با موفقيت صورت مي‌گيرد و فرماندهان بعثي بدون مقاومت جدي از مهلكه فرار مي‌كنند.
بدين ترتيب نيروهاي عراقي از هر سو مورد هجوم قرار مي‌گيرند و مواضع آنها يكي پس از ديگري سقوط مي‌كند. عراقي‌ها براي چندمين بار با توپخانه‌هاي خود تماس مي‌گيرند تقاضاي اجراي آتش مي‌كنند، اما از آتش توپخانه خبري نمي‌شود.
صداي تكبير رزمندگان اسلام چنان رعبي در دل عراقي‌ها مي‌افكند كه گروه گروه تسليم مي‌شوند.
آرپي‌جي‌زن‌ها و شكارچيان تانك با اقدامات متهورانه خود، حماسه‌اي فراموش نشدني خلق مي‌كنند. آرپي‌جي‌زن‌ها خود را در مقابل گلوله مستقيم تانك قرار مي‌دهند و شكار آنها، منطقه را به آتش مي‌كشند. شليك بي‌امان شكارچيان تانك چنان است كه امان از دشمن گرفته مي‌شود.
تيپ يك لشكر 10 زرهي عراق كه عامل اصلي جنايت هويزه بود و با انجام پاتك‌هاي متعدد، تعداد زيادي از رزمندگان شجاع اسلام را به شهادت رسانده بود، هدف سنگين‌ترين حملات بي‌امان رزمندگان قرار مي‌گيرد. اين حمله چنان است كه مقر تيپ مزبور به جهنمي از آتش مبدل مي‌شود.
به دستور صدام باقيمانده اين تيپ راه گريز را در پيش مي‌گيرند و تعداد زيادي هم به اسارت درمي‌آيند.
نزديكي صيح، با روشن شدن هوا عراقي‌ها چشم اميد به حمايت نيروي هوايي مي‌دوزند. رزمندگان اسلاك دست‌بردار نبوده و همچنان به دشمن ضربات سنگيني وارد مي‌كنند و در حالي كه جنگنده‌هاي عراق با بمباران وسيع تلاش مي‌كنند ظفرمندان اسلام را وادار به عقب‌نشيني كنند، نيروهاي عمل‌كنندة در محور شمالي و جبهه قدس، در ساعت 5/8 بامداد پادگان عين خوش و مناطق اطراف را كاملاً به تصرف خود درمي‌آورند و پس از آن، دستور تحكيم و تثبيت مواضع صادر مي‌شود.
محور شمالي منطقه عين خوش و امام‌زاده عباس و جاده تداركاتي دهلران (كه در دست دشمن بود) سقوط مي‌كند.
در جبهه شمال شرقي تپه‌هاي علي گره‌زرد و شاوريه و توپخانه سنگين دشمن و سه راهي و ارتفاعات نادري به تصرف درمي‌آيد.
در جبهه مياني (جنوب شرق) نيز خطوط و خاكريزهاي دشمن تسخير مي‌شود و توان رزمي دشمن تا سي درصد منهدم شده و اهداف ديگري هم محاصره مي‌شوند.
در جبهه جنوب نيز خطوط مقدم دشمن تسخير و پس از وارد كردن شرباتي به ماشين جنگي دشمن، تا دامنه ارتفاعات رقابيه فتح مي‌شود.
در اين مرحله مجموعاً 650 كيلومتر مربع از خاك ميهم اسلامي آزاد و بيش از 6000 نفر اسير و 10000 نفر كشته و زخمي مي‌شوند و چندين تيپ و گردان زرهي و مكانيزة دشمن نيز منهدم مي‌شود و توپخانة آنها سالم به غنيمت رزمندگان اسلام درمي‌آيد.

عمليّات فتح‌المبين- مرحله دوم
پس از پيروزي خيره‌كننده مرحله اول عمليّات و قرار گرفتن نيروهاي اسلام در حالت تهاجمي، فرماتندهان سپاه و ارتش تصميم مي‌گيرند مرحله دوم عمليّات را با سرعت تمام آغاز كنند تا دشمن منهزم نتواند به بازسازي يگان‌هاي خود بپردازد.
با گرم شدن تنور عمليّات و پيروزي‌هاي درخشان، نيروهاي داوطلب مردمي، گروه گروه براي شركت در عمليّات به منطقه جنگي اعزام مي‌شوند. كثرت نيرو يكي از عوامل سرعت بخشيدن به مرحله دوم عمليّات مي‌شود. مرحله دوم عمليّات در كمتر از 24 ساعت، شروع مي‌شود و رزمندگان بار ديگر به مواضع دشمن متجاوز يورش مي‌برند. اين در حالي است كه راديو بغداد مثل هميشه عمليّات ايران را شكست خورده اعلام كرده و پس از آن تهديد مي‌كند كه در صورت ادامه حمله از اسلحه‌هاي گوناگون و جديد خود بهره خواهد گرفت.
در تاريخ 4/1/61 در ساعت يك بامداد و با رمز مبارك «يا زهرا (س)» نيروهاي اسلام هجوم‌هاي ويرانگر خود را آغاز مي‌كنندو دشمن كه توان مقابله را در خود نمي‌بيند، تيپ‌هاي جديد را از ديگر مناطق به محل درگيري اعزام مي‌كند.
رزمندگان اسلام از سه محور (تنگه رقابيه، ارتفاعات ميش‌داغ و تنگه دليجان) بر دشمن هجوم مي‌برند. در فاصله دو عمليّات دشمن بخشي از نيروهاي زرهي خود را از منطقه جنوب به طرف شمال اعزام مي‌كند و موفق مي‌شود امامزاده عباس و دشت عباس را تصرف كند.
رزمندگان اسلامك حدود 8 كيلومتر در خاك دشمن پيشروي مي‌كنند، ولي از دشمن اثري نمي‌بينند. پس از مدتي اولين ميدان مين دشمن به عمق 300 متر ديده مي‌شود و بلافاصله آتش تيربار و دوشكا به شمت رزمندگان شليك مي‌گردد. نبردي سخت در مي‌گيرد و سرانجام در نزديكي صبح دشمن با تحمل شكستي سخت، اقدام به عقب‌نشيني مي‌كند.
در جريان مرحله دوم درگيري، لشكر يك مكانيزة عراق ضربات سختي را متحمل مي‌شود. با روشن شدن هوا، نيروي هوايي دشمن وارد عمل مي‌شود كه با پدافند قوي آتشباري ايران، تعدادي هواپيما ساقط مي‌شوند و بقيه با بمباران‌هاي بي‌هدف، آسمان منطقه را ترك كرده و از معركه مي‌گريزند.
دشمن پس از عقب‌نشيني موقت، بار ديگر در منطقه و ارتفاعات حساس رقابيه اقدام به پاتك سنگين مي‌كند و با تمام قوا تلاش مي‌كند منطقه را در كنترل بگيرد، كه با مقاومت كم‌نظير قواي اسلام مواجه مي‌شود. در اين نبرد شديد تعدادي از تانك‌هاي دشمن مورد هدف قرار گرفته و در آتش مي‌سوزند و تعداد زيادي از فريب‌خوردگان ارتش عراق كشته مي‌شوند و تعدادي هم به اسارت رزمندگان اسلام در مي‌آيند.
بدين ترتيب بار ديگر دشت عباس و رقابيه از چنگ دشمن خارج مي‌شود. آرايش دشمن به هم مي‌خورد. نيروهاي عراقي به صورت سرگردان در منطقه پراكنده مي‌شوند و بناچار به جاي اول فراخوانده مي‌شوند. در نتيجه، توان رزمي آنان لحظه به لحظه با تهاجم نيروهاي ايران از زمين و هوا، تحليل رفته و نيروها گروه گروه خود را تسليم مي‌كنند. در پايان مرحله دوم عمليّات 65 درصد اهداف از پيش تعيين شده حاصل مي‌شود.

عمليّات فتح‌المبين- مرحله سوم
دو روز پس از پايان مرحله دوم و با اعزام‌هاي گسترده نيروهاي داوطلب مردمي و هوشياري و برنامه‌ريزي موفق فرماندهان سپاه و ارتش، سومين مرحله از عمليّات فتح‌المبين در تاريخ 7/1/61 (در نيمه شب) آغاز مي‌شود.
دشمن در محور عمليّاتي شوش به دليل تك گسترده‌اش، بهتر از ديگر محورها عمل مي‌كند، زيرا در مقابل شوش، رادار و سايت 4 و 5 كه نقش مهمي در رهگيري و كنترل منطقه ايفا مي‌كند، وجود دارد و ارتش عراق با تمام توان سعي مي‌كند آن را نگه دارد. صدام ادعا مي‌كند كه اگر ايراني‌ها بتوانند سايت 4 و 5 را بگيرند، كليد بصره را به آنها خواهد داد.
براي آزادسازي اين اهداف استراتژيك، محور نصر كه در شمال شرق منطقه عمليّاتي عمل مي‌كرد، مأموريت مي‌يابد دشمن را دور زده و در پشت سر آنها اقدام به عمليّات كند و محور مقابل دشمن (جبهة فجر) نيز مأمور مي‌شود كه با تمام قوا دشمن را از سمت مقابل مشغول كند.
اولين درگيري بين رزمندگان اسلام و محافظين سايت 5 در ساعت 20/3 آغاز مي‌شود. رزمندگان ديسگر محورها كه از تأخير بسيار زياد و درگيري نگران شده بودند، با رمز مبارك «يا زهرا (س)» حملة سهمگين خود را شروع مي‌كنند.
نيروهاي اسلام با استفاده از توپخانه دشمن كه تصرف كرده بودند و ساير آتشبارها، جهنمي از آتش براي دشمن فراهم مي‌كنند. در ساعت چهار بامداد، سايت 5 و در ساعت شش رادار به تصرف درمي‌آيد و پيشروي به سوي سايت 4 ادامه مي‌يابد. با هجوم بي‌امان، سايت 4 نيز در ساعت هفت صبح از چنگ متجاوزان عراقي آزاد مي‌شوند.
در اين لحظات، هر چهار محور فشار خود را افزايش مي‌دهند و نيروهاي وحشت‌زدة عراقي در عمليّات گازانبري نيروهاي اسلام گرفتار مي‌آيند. با انهدام گسترده نيروهاي زرهي دشمن، دود سياه رنگ حاصل از سوختن ادوات زرهي و مهمات دشمن، منطقه فتح‌المبين را فرا مي‌گيرد، به طوري كه ديده‌باني مشكل مي‌شود.
با حضور نيروهاي پياده ايران در پس مانده‌ نيروهاي سرگردان دشمن، فرار و تسليم به اوج خود مي‌رسد. هوانيروز در اين نبرد بي‌امان با شكار تانك‌ها و ديگر ادوات زرهي دشمن، كاري مي‌كند فراموش‌نشدني با آتش گرفتن تانك‌ها و انبار مهمات، دشمن رو به هزيمت مي‌گذارد و در دشت وسيع منطقه پراكنده مي‌شود.
با الحاق كامل قواي ايران در نزديك مرز بين‌المللي، راه هرگونه فرار بر نيروهاي عراقي بسته مي‌شود و بدين ترتيب نيروهاي آنان دسته‌دسته اسير شده و غنائم به دست رزمندگان اسلام مي‌افتد.
تنگه رقابيه و عين خوش مملو از اجساد دشمن مي‌شود. در آخرين مرحله، پس از رسيدن به اين دو تنگه، اهداف عمليّات به طور صددرصد حاصل و فتح مي‌شود و مهمترين مواضع پدافندي، در اختيار ايران قرار مي‌گيرد.
در اين شرايط كه شكست نيروهاي عراقي بسيار آشكار بود، راديو بغداد با شور و هيجان اعلام مي‌كند كه نيروهاي شجاع عراق همچنان در حال پيشروي به سوي دزفول و شوش هستند و قواي ايران راه فرار را در پيش گرفته‌اند.
با اين پيروزي سپاه اسلام، شادي زايدالوصفي مردم و رزمندگان اسلام را در بر مي‌گيرد و مردم در تمام كشور با چراغاني و پخش نقل و شيريني، پيروزي فتح‌المبين را همراه ايام نوروز جشن مي‌گيرند.
نتايج عمليّات
مناطق آزاد شده:
جاده دهلران، دشت عباس، عين خوش و مناطق دشت چنانه و زمين‌هاي سرخه. مناطق شمال غربي خوزستان به اسامي ابوصلبي خات، علي گره زرد، عين خوش، تينه، برتازه، رقابيه، ميش داغ، ارتفاعات 350 شاوريه، بلما، تپه چشمه و جوقينه، ارتفاع 202 و كمرسرخ.
خارج كردن شهرهاي دزفول، شوش، انديمشك، پايگاه چهارم هوايي، جاده سراسري انديمشك- اهواز و صدها روستا از زير آتش دشمن.
دستيابي به چاه‌هاي نفت ابوغريب در ارتفاعات تينه.
تصرف و تأمين 5 پاسگاه مرزي.
تجهيزات منهدم شده دشمن:
18 فروند هواپيما.
3 فروند هلي‌كوپتر.
361 دستگاه تانك و نفربر.
صدها دستگاه خودرو نظامي و مقدار قابل توجهي از انواع سلام سبك و سينگين.
يگان‌هاي منهدم شده دشمن:
لشكر 10 زرهي متشكل از تيپ 42 زرهي، تيپ 24 مكانيزه، تيپ 17 زرهي و گردان 6 از تيپ 5، لشكر مكانيزه شامل تيپ 1 مكانيزه، تيپ 27 مكانيزه، گردان‌هاي تانك اندلس، قرطبه، اشبيله و گردان 8 مكانيزه، تيپ 34 و 51 زرهي، تيپ 422، 96 و 93 پياده، تيپ 10 نيروهاي ويژه و تيپ 421 پياده.
غنايم: 150 دستگاه تانك.
170 دستگاه نفربر.
500 دستگاه خودرو.
165 قبضه توپ 182، 130 و 152 ميليمتري.
مقدار زيادي سلاح سبك و نيمه سنگين.
يك عدد كامل موشك سام 6 به همراه 3 فروند موشك.
مقدار قابل توجهي از انواع مهمات ...
تعداد كشته و زخمي دشمن:
25000 نفر.
تعداد اسرا: 15000 نفر.

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

عمليات‌ «فرمانده‌ كل‌ قوا- خميني‌ روح‌ خدا»؛ زمينه‌ ساز شكست‌ حصر آبادان‌

نويسنده: علي رضا کلامي | چهارشنبه 13 آبان 1388  ساعت 9:05 PM |  

 

 
مشكل‌ آفريني‌ها و كارشكني‌هاي‌ «بني‌ صدر» آن‌ قدر براي‌ رزمندگان‌ و فرماندهان‌ ايراني‌ عذاب‌آور شده‌ بود كه‌ پس‌ از بر كناري‌ وي‌ از فرماندهي‌ كل‌ قوا، به‌ پيشنهاد و استقبال‌ همه‌ فرماندهان‌ جنگ‌ قرار شد عملياتي‌ كه‌ در جبهه‌ «دارخوين» در حال‌ انجام‌ بود، به‌ علامت‌ رضايت‌ از اين‌ كار حضرت‌ امام، «فرمانده‌ كل‌ قوا-  خميني‌ روح‌ خدا» نامگذاري‌ شود. نيروهاي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ مدت‌ 4 ماه‌ بدون‌ سر و صدا و جلب‌ توجه‌ دشمن‌ و در نزديكي‌ نيروهاي‌ عراق، شبانه‌ يك‌ كانال‌ به‌ طول‌ 1300 متر و به‌ شكل‌ «T» حفر كردند كه‌ انتهاي‌ آن‌ وارد ميدان‌ مين‌ در جلوي‌ خاكريز و خط‌ آتش‌ دشمن‌ شده‌ بود.

پيشاني‌ اين‌ كانال‌ به‌ موازات‌ خط‌ آتش‌ دشمن‌ و به‌ فاصله‌ 400 تا500  متر قرار داشت. در اين‌ حمله، نيروهاي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ عمل‌ كننده‌ و ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ پشتيباني‌ و پدافند را به‌ عهده‌ داشتند. قرار بود در ساعت‌3  و30  دقيقه‌ بامداد21  خرداد ماه‌1360  حمله‌ آغاز شود. ساعت‌11  شب، خبر بركناري‌ بني‌ صدر از فرماندهي‌ كل‌ قوا توسط‌ امام‌ خميني4))، از راديو پخش‌ شد و وضعيت‌ در بهترين‌ حالت‌ ممكن‌ قرار گرفت. اين‌ عمليات، خود كليدي‌ براي‌ باز شدن‌ طلسم‌ محاصره‌ آبادان‌ و آزمايشي‌ براي‌ عمليات‌ بزرگ‌ ثامن‌ الائمه(7) بود. در اين‌ حمله‌ با3  كيلومتر پيشروي، مواضع‌ محكم‌ و مهم‌ دشمن‌ در اين‌ جناح‌ به‌ تصرف‌ درآمده‌ و دست‌ كم‌32  دستگاه‌ تانك‌ و نفربر منهدم،و تعداد1496  تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند. در راه‌ بدست‌ آوردن‌ اين‌ پيروزي،120  تن‌ از برادران‌ سپاهي‌ به‌ شهادت‌ رسيدند.  اين‌ عمليات‌ توسط‌ سردار رحيم‌ صفوي‌ و شهيد حسن‌ باقري‌ طراحي‌ و اجرا گرديد كه‌ فرماندهي‌3 محور اصلي‌ آن‌ را شهيدان‌ منصور موحدي‌-   پهلوان‌ نژاد و رضا رضايي‌ بعهده‌ داشتند.   

نام‌ عمليات: فرمانده‌ كل‌ قوا-  خميني‌ روح‌ خدا
زمان‌ اجرا1360/3/21
تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) : 1496
مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ دارخوين‌   

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با پشتيباني‌ و پدافند ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي

‌  اهداف‌ عمليات: پيشروي‌ در مواضع‌ دشمن‌  نفوذي‌ و انهدامي‌ 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات