|
یه نفر مثل همه آدما | ||
|
عمليات كربلاي4 ؛ شكست طلسم خط استحكام دشمن
در نقشه فرماندهان ايراني بنا بود اين كار با تصرف جزاير
«امالرصاص» و «ابوالخصيب» عراق و محاصره نيروهايي كه در شبه جزيره «فاو»
پراكنده بودند، انجام پذيرد. [ چهارشنبه 13 آبان 1388 9:04 PM ] [ علي رضا کلامي ]
مقدمه
سنگيني شرايط دشوار پس از عمليات کربلاي 4 ضرورت انجام عمليات ديگري را ايجاب مي کرد. عملياتي که پيروزي آن تضمين شده باشد و ضمنا از جنبه نظامي و سياسي بسيار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلاي 4 را جبران نمايد. ارزشمند ترين منطقه موجود شلمچه بود که دشمن در آن مستحکم ترين مواضع و موانع را داشت، به طوري که عبور از آن ها غير ممکن مي نمود و با توجه به اصول نظامي شناخته شده و محاسبات کمي، ضريب موفقيت بسيار ناچيز بود و بالطبع تضمين پيروزي از سوي فرماندهان عمليات را غير ممکن مي ساخت؛ ليکن ضرورت غير قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعيت و لزوم تسريع در تصميم گيري پس از عمليات کربلاي 4 سبب گرديد که صرفا براي انجام تکليف و با اميد به نصرت الهي، تمامي نيروهاي خودي اعم از رزمنده و فرمانده براي عمليات بزرگ کربلاي 5 آماده شوند. هنگام انتخاب منطقه عمليات کربلاي 5، آنچه اوضاع را پيچيده تر مي کرد، اين بود که: تنها انجام يک عمليات نمي توانست موثر باشد. به علاوه عمليات بايد با پيروزي توام باشد. هم چنين سرعت عمل نيز نقش تعيين کننده اي در اين عمليات داشت. دشمن با توجه به اهميت منطقه، زمين شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملياتي را غير ممکن ساخته و فضاي امني را براي خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نيروي مهاجم را قبل از دستيابي به خط اول خود سرکوب کند. اولين خط دفاعي دشمن دژي بود که در يک سمت آن سنگرهاي بتوني براي استراحت نيرو و در سمت مقابل، سنگرهاي ديده باني و تيربار با مهمات آماده و سنگرهاي تانک احداث شده بود. اين دژ، دشمن را از موقعيت ممتازي براي اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار مي کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالي شکل احداث، که قطر هر يک به 300 الي 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر مي رسيد. در پشت مواقع هلالي، براي تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به اين وسيله تانک مي توانست با استقرار روي مواضع مشخص شده، کل منطقه درگيري را زير پوشش گلوله مستقيم و تيربار قرار دهد. دومين خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سيل بندي بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که داراي موضع پياده، کانال مواصلاتي و مواضع تانک بود. اين سيل بند از جنوب جاده شروع مي شد و به سمت اروند ادامه داشت. سومين خط دشمن، خاکريزي بود به موازات خط دوم و داراي مواضع پياده و تانک که در جلوي آن کانال َمتروکه اي به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمين رده دشمن در پشت نهر دوعيجي قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندين موضع هلالي پي در پي، که بر توانايي دشمن براي مقابله و دفاع مي افزود. پنجمين رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتيکي سپاه سوم (مقر فرماندهي لشکر11)، داراي مواضع مستحکمي بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجي، مرکز توپخانه، لجستيک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجي و مثلثي هاي غرب کانال زوجي بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمين را به شکل پنج ضلعي درآورده بود. که از استحکامات بسيار پيچيده اي بر خوردار بود. اهداف عمليات منطقه شلمچه به لحاظ اهميت سياسي و نظامي آن، به عنوان يکي از معابر وصولي شهر بصره، همواره در زمره اهداف قواي نظامي جمهوري اسلامي ايران قرار داشت. در صورت تسلط بر اين منطقه، جمهوري اسلامي مي توانست برتري خود در جنگ را به اثبات برساند. منطقه عمليات منطقه عملياتي شلمچه که در جنوب شرقي شهر مهم بصره قرار گرفته و تقريبا نزديک ترين محور وصولي به اين شهر به شمار مي آيد، به مناطق و محورهاي زير محدود مي باشد: از شمال، به آب گرفتگي جنوب زيد. از شرق، به دژ مرزي ايران و عراق. از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغير. از غرب، به کانال زوجي و شهرهاي تنومه و الحارثه. اين منطقه از تعداد زيادي نهر، کانال، خاکريز، جاده و .... تشکيل شده است که همه آن ها در بخش شمالي اروند قرار دارند. هم چنين، آب گرفتگيهاي متعددي در اين منطقه وجود دارند که از سوي ارتش عراق به عنوان موانعي در مقابل هر گونه نفوذ قواي جمهوري اسلامي ايجاد شده اند. استعداد دشمن منطقه عملياتي در حوزه پدافندي سپاه سوم عراق بود و سه لشکر 11 پياده، 5 مکانيزه و 3 زرهي در اين منطقه مستقر بودند. با شروع عمليات، تعداد ديگري از لشکرهاي عراق به تدريج در منطقه عملياتي حضور يافتند. اين لشکرها عبارت بودند از: الف – پياده: : لشکرهاي 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35 ب – زرهي: : لشکر هاي 6، 10 و 12. ج – مکانيزه: : لشکر 1. د – گارد رياست جمهوري: : لشکرهاي 1، 2، 3 و6. در ذيل، تمام يگان هايي که به منطقه کربلاي 5 اعزام شدند، بر حسب تيپ آورده شده است: الف – پياده: : تيپ هاي 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501 ، 502، 506، 603 ، 604، 605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805. ب – زرهي: : تيپ هاي 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37 و50 و گردان تانک لشکر 11 پياده. ج – مکانيزه: : تيپ هاي 27، 8، 20، 15، 25، 24 و 46. د – گارد رياست جمهوري: : تيپ هاي 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پياده، 2 و 10 زرهي، 3 نيروي مخصوص و 11 کماندو. هـ – نيروهاي مخصوص: : تيپ هاي 65، 66 و 68. و – کماندو: : تيپ هاي 1، 2 و 3 ستاد کل، هفت تيپ کماندويي از سپاه هاي هفت گانه و پنج گردان مستقل کماندو. ز – توپخانه: : 46 گردان. قواي خودي براساس موجودي 200 گردان نيرو، نحوه رزم به شکل زير طراحي شد: :قرارگاه خاتم الانبياءصلياللهعليهوآلهوسلم به عنوان قرارگاه مرکزي. قرارگاه کربلا تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء صلياللهعليهوآلهوسلم هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت: لشکر 25 کربلا. لشکر 41 ثارالله عليهالسلام. لشکر 31 عاشورا. تيپ مستقل 33 المهدي (عج). تيپ مستقل 18 الغدير. تيپ مستقل 48 فتح. قرارگاه نجف تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياءصلياللهعليهوآلهوسلم هدايت نيروهاي زير را بر عهده داشت: لشکر 17 علي بن ابي طالب عليهالسلام. لشکر 5 نصر. لشکر 105 قدس. لشکر 155 ويژه شهدا. لشکر 21 امام رضا عليهالسلام. تيپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل عليهالسلام. تيپ مستقل 12 قائم (عج). قرارگاه قدس تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياءصلياللهعليهوآلهوسلم هدايت نيروهاي زير را بر عهده داشت: لشکر 27 محمد رسول الله صلياللهعليهوآلهوسلم. لشکر 7 ولي عصر (عج). لشکر 8 نجف اشرف. لشکر 14 امام حسين عليهالسلام. لشکر 32 انصارالحسين عليهالسلام. تيپ مستقل 44 قمربني هاشم عليهالسلام. هم چنين، گردان مستقل 38 زرهي ذوالفقار، تيپ 20 زرهي رمضان و تيپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم الانبياء صلياللهعليهوآلهوسلم بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه، آماده آتش وجود داشت. در جريان عمليات نيز قرارگاه عملياتي نوح و تيپ هاي مستقل 110 خاتم الانبياءصلياللهعليهوآلهوسلم و 22 بدر به نيروهاي عمل کننده ملحق شدند. شرح عمليات در آستانه شروع عمليات، با توجه به محدوديت زمان، آخرين اقدامات شامل جابه جايي و نقل و انتقال نيروها و امکانات، تکميل بحث مانور عمليات و غيره انجام گرفت و نيروهاي زرهي و توپخانه نسبت به ماموريت اصلي و گروه هاي مواصلاتي براي اجراي آتش و مانور توجيه شدند. و با توجه به تجارب عمليات کربلاي 4، ابهام نسبت به ميزان هوشياري دشمن موجب شده بود که کليه تحرکات دشمن تا قبل از آغاز درگيري کنترل شود. اجراي آتش کاتيوشا در داخل حوضچه لشکر 41 ثارالله و خسارت هاي وارده، به ميزان حساسيت ها افزود. از سوي ديگر، افزايش تردد خودروهاي دشمن به سمت منطقه فاو، اين تصور را تقويت کرد که دشمن قصد حمله به فاو را دارد. اما هم چنان نسبت به ميزان هوشياري دشمن در منطقه شلمچه ابهام و ترديد وجود داشت و هيچ گونه نتيجه مشخصي ارايه نمي شد. در اين حالت، نيروها در انتظار صدور فرمان حمله از سوي فرماندهي کل در شرق بصره بودند. با توجه به نور مهتاب، ساعت شروع حمله، 2 بامداد روز 19/10/1365 تعيين شده بود. اما نظر به محدوديت زمان براي شکستن خط و پاکسازي و تثبيت آن، مقرر شد که نيروها با استفاده از نور مهتاب حرکت کنند و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند. پس از نيمه شب، که نور مهتاب منطقه را روشن کرده بود، درگيري در برخي محورها آغاز شد. که اين خود بر نگراني مبني بر هوشياري دشمن افزود: با اين که تا غروب نور مهتاب هنوز زمان زيادي باقي مانده بود، از سوي فرمانده صحنه نبرد، سردار سرلشکر محسن رضايي، در ساعت 1:35 بامداد فرمان حمله با رمز مقدس يا زهراسلاماللهعليه صادر شد و بدين ترتيب برادران بسيجي و سپاهي يورش خود را به عظيم ترين و پيچيده ترين استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند. خبرهاي واصله به قرارگاه کربلا حاکي از پيشروي در محورهاي مختلف و شکسته شدن خط دشمن بود، از اين رو اطمينان به غافلگيري دشمن به وجود آمد و ابهامات مبني بر عدم امکان شکسته شدن خطوط دشمن نيز بر طرف شد. پس از اطمينان عبور از خط، تلاش براي پاکسازي، الحاق و تثبيت آغاز شد. و چون الحاق لشکر 25 کربلا به لشکر 31 عاشورا نقش تعيين کننده اي در تصرف پوزه کانال پرورش ماهي و باز شدن عقبه خشکي نيروهاي عبور کننده از کانال داشت، مورد تاييد قرار گرفت. هم چنين الحاق لشکر 19 فجر و لشکر 31 عاشورا در منطقه 5 ضلعي نيز حايز اهميت بود و ضمن اين که ضرورت پاکسازي قرارگاه تيپ دشمن در منطقه 5 ضلعي، همواره به يگان هاي عمل کننده در منطقه گوشزد مي شد. در واقع الحاق يگان هاي محور 5 ضلعي و محور کانال ماهي و نيز شکستن مقاومت دشمن در قرارگاه فرماندهي تيپ در 5 ضلعي، دو مساله اساسي بود که فرماندهي قرارگاه کربلا مي بايست تدابير لازم را براي انجام آن اتخاذ مي کرد. علاوه بر آن ، منطقه جناح راست عمليات نيز بايستي تثبيت مي شد. دشمن پس از عمليات کربلاي 4، براساس اين تحليل که ايران فعلا قادر به عمليات نيست، توجه خود را به بازپس گيري فاو معطوف کرده بود. عراقي ها مي پنداشتند، ايران در برابر يک تهاجم سنگين در منطقه فاو قادر به مقاومت نيست و تلاش هاي گسترده دشمن، به ويژه جابه جايي و انتقال نيرو و توپخانه به فاو، تماما حاکي از آمادگي دشمن براي حمله به منطقه فاو بود. اما انجام عمليات در منطقه کربلاي 5، آن هم در مقياس گسترده ، موجب گرديد عمليات در فاو منتفي و نيرو و امکانات دشمن به منطقه شرق بصره اعزام شود. در واقع دشمن ضمن غافل گير شدن نسبت به عمليات شرق بصره از نظر زمان و مکان در مورد تاکتيک ويژه عمليات که عمدتا معطوف به عبور از منطقه آب گرفتگي و کانال پرورش ماهي و حرکت از شمال به جنوب در پشت مواضعش بود، غافلگير شد. مرحله اول عمليات محور هاي اصلي تلاش هاي قرارگاه کربلا، شامل خروج از 5 ضلعي، تثبيت سرپل غرب کانال پرورش ماهي و باز کردن جاده شلمچه بود. هدف از اين تلاش ها تصرف منطقه مورد نظر، تامين جاي پا و فراهم کردن شرايط براي تثبيت منطقه و هم چنين تحويل خط به قرارگاه هاي قدس و نجف اشرف بود. تدبير قرارگاه اين بود که جناح راست منطقه عمليات توسط تيپ 18 الغدير و لشکر 33 المهدي(عج) تثبيت شود و سرپل غرب کانال پرورش ماهي با الحاق لشکر 41 ثارالله به لشکر 25 کربلا تامين گردد. هم چنين براي خروج از 5 ضلعي، علاوه بر تلاش براي پاکسازي مقر تيپ دشمن درمنطقه و الحاق لشکر 19 فجر به 31 عاشورا، نسبت به الحاق لشکر 31 به لشکر 25 در مثلثي پوزه کانال پرورش ماهي، نيز تاکيد مي شد، زيرا علاوه بر باز شدن عقبه خشکي نيروهاي غرب کانال پرورش ماهي، شرايط را براي پيشروي در عمق، توسط قرارگاه قدس، با تامين جناح راست اين قرارگاه، فراهم نمايد. هم چنين باز کردن جاده شلمچه توسط لشکر 10 سيد الشهدا عليهالسلام – که شرايط را براي عبور دو قرارگاه قدس و نجف فراهم مي کرد – از سوي فرماندهي عمليات دنبال مي شد. فشارهاي دشمن ابتدا معطوف به باز پس گيري منطقه سرپل غرب کانال پرورش ماهي با تاکيد به جناح راست منطقه عمليات و به منطقه سرپل بود. مقاومت قرارگاه تيپ دشمن در منطقه 5 ضلعي و مقابله با الحاق لشکرهاي 31 عاشورا و 25 کربلا در پوزه کانال پرورش ماهي نيز بدين منظور انجام مي گرفت که با ايجاد تاخير در اين الحاق بتواند با پاکسازي منطقه سرپل و عقب راندن نيروهاي خودي از اين منطقه، گسترش عمليات را مهار کند. مرحله دوم عمليات بعد از گذشت 24 ساعت از آغاز حمله، با وارد کردن قرارگاه قدس و نجف به صحنه نبرد، عمليات شدت گرفت. هدف تشديد فشار بردشمن براي بازشدن جاده شلمچه و گسترش عمليات بود. در مرحله دوم، دشمن کاملا هوشيار بود و نيروهاي خودي نيز طي 24 ساعت درگيري مداوم خسته به نظر مي رسيدند. به همين دليل، اهداف مورد نظر تامين نشد. هم چنين افزايش فشار دشمن در روز دوم و ناکامي در مرحله دوم، موجب گرديد تا نسبت به پشتيباني عمليات توسط نيروي هوايي و هوانيروز اقدام شود. ادامه مقاومت در غرب کانال پرورش ماهي و تلاش براي خروج از 5 ضلعي و باز شدن جاده شلمچه ، هم چنان در تدبير و تداوم عمليات مورد نظر بود. در اين شرايط، فشار دشمن در غرب کانال پرورش ماهي به شدت افزايش يافت، که با عقب راندن نيروهاي ايران از منطقه سرپل مانع توسعه و تأمين عمليات گرديد. از روز دوم عمليات، با انتقال امکانات و نيروهاي دشمن از منطقه فاو، فشار عراقي ها روي عقبه نيروهاي ايراني با افزايش بمباران تشديد شد، به گونه اي که پيوسته از سوي قرارگاه خاتم الانبياءصلياللهعليهوآلهوسلم نسبت به تامين پدافند منطقه، پيگيري و تلاش مي شد. تشديد فشارهاي دشمن و عدم پيشروي به سمت اهداف مورد نظر، کليه دستاوردهاي مرحله اول عمليات نيز در معرض تهديد قرار گرفت و شب سوم، عمليات در شرايط سرنوشت سازي قرار گرفت. شرايط ويژه الحاق لشکر 25 کربلا و لشکر 27 محمد رسول الله صلياللهعليهوآلهوسلم در غرب کانال پرورش ماهي، اين اميدواري را به وجود آورد که با توجه به موفقيت يگان هاي ياد شده در غرب کانال، سرپل در برابر فشارهاي دشمن تثبيت شود. باز شدن جاده شلمچه و فراهم شدن زمينه ورود قرارگاه قدس و نجف به منطقه، به ويژه پيشروي لشکر 8 نجف و لشکر 14 امام حسين عليهالسلام از قرارگاه قدس نيز اين مکان را به وجود آورد که با توسعه وضعيت از تمرکز فشار دشمن در برخي محورها، از جمله در منطقه سرپل غرب کانال ماهي کاسته شود. پيشروي در منطقه قرارگاه نجف گرچه با کندي صورت گرفت، اما اين امکان را به وجود آورد که با پيشروي تدريجي در منطقه جنوب عمليات، جناح چپ قرارگاه قدس تامين شود. هم چنين جناح راست منطقه عمليات توسط قرارگاه کربلا تثبيت گردد و چنين تدبير شد که با اقدامات مهندسي از هر گونه پيشروي دشمن جلوگيري شود تا عقبه يگان هاي مستقر در غرب کانال از هر گونه تهديد در امان باشند . در شب چهارم، مجدداً به منظور تکميل اهداف عمليات، همان مانور دنبال شد و با توجه به وضعيت کلي عمليات، تلاش اصلي بر روي قرارگاه هاي قدس و نجف متمرکز گرديد. ورود لشکر 5 نصر به جزيره بوارين و در هم شکستن استحکامات دشمن، بخشي از موفقيت هاي حاصله بود. طي درگيري هاي شب و روز پنجم، گر چه اهداف مورد نظر کاملا تحقق نيافت، ليکن ناتواني دشمن از عقب راندن نيروهاي اسلام از منطقه سرپل غرب کانال و ممانعت از پيشروي در جاده شلمچه، نشانه اي از اميدواري نسبت به تثبيت منطقه بود. پيچيدگي زمين، وجود موانع طبيعي، مقاومت دشمن و ساير عوامل موجب شد تا پيشروي در محورهاي مختلف با کندي انجام گيرد، از اين رو در تدبير کلي عمليات تاکيد بر اقدامات مهندسي، به منظور تثبيت منطقه و هم چنين استفاده از آتش براي در هم کوبيدن مقاومت دشمن، مورد توجه قرار گرفت. طي شب و روز ششم و هفتم علاوه بر پيشروي در برخي محورها، تلاش قابل ملاحظه اي نسبت به دفع حملات دشمن در غرب کانال پرورش ماهي انجام گرفت. تشديد فشار دشمن و خبرهاي واصله برگزاري جلسه فرماندهان دشمن، اين احتمال را تقويت کرد که دشمن در آستانه تصميم گيري اساسي مي باشد. در واقع تلاش هاي دشمن طي چند روز و ناکامي در عقب راندن مدافعان ايران اسلامي و يا متوقف نمودن آن ها؛ نشانه ناتواني دشمن ارزيابي مي شد در چنين شرايطي رژيم عراق مي بايست با توجه به ارزش سياسي – نظامي زمين منطقه، نسبت به بازپس گيري آن تلاش، و تلفات انبوهي را متحمل شود و يا اين که حفظ نيرو را بر حفظ زمين ترجيح دهد عقب نشيني کند. سرانجام پس از هشت شبانه روز نبرد در منطقه شرق نهر جاسم، دشمن به خاطر حفظ نيروهايش از منطقه شرق نهر جاسم عقب نشيني کرد. ضرورت تعقيب دشمن و پيشروي در عمق منطقه شرق بصره، تداوم عمليات را به عنوان يک اصل اساسي مورد تاکيد قرار مي داد. ادامه فشار نظامي بر عراق مي توانست بر دست آوردهاي عمليات و کسب امتياز و پيروزي سياسي جمهوري اسلامي در جنگ بيافزايد. اما با عنايت به درگيري طولاني با دشمن و عدم تامين امکانات و تجهيزات مورد نياز براي ادامه عمليات از يک سو و عکس العمل شديد دشمن از شب دهم عمليات به بعد، باعث شد که با وجود يک هفته درگيري درنهر جاسم و تصرف سرپل، عمليات متوقف شود تا يگان ها پس از بازسازي و تهيه امکانات مورد نياز به نبرد ادامه دهند. نتايج عمليات کربلاي 5 عبور از موانع نفوذ ناپذير دشمن در شرق بصره و حضور در حومه اين شهر به گونه اي اهميت يافت که متعاقب اين عمليات: موقعيت سياسي و نظامي عراق تضعيف شد و در نتيجه حملات گسترده اين کشور به مراکز اقتصادي، صنعتي و مسکوني ايران بار ديگر آغاز شد. اوضاع جبهه هاي نبرد به سود قواي نظامي ايران تثبيت شد و سپاه پاسداران يکي از ارزنده ترين تجارب نظامي خود را کسب کرد. تلاش هاي بين المللي براي پايان دادن به جنگ افزايش يافته و به تصويب قطع نامه 598، که در آن براي اولين بار تا حدودي نظريات جمهوري اسلامي ايران لحاظ شده بود، در شوراي امنيت سازمان ملل انجاميد. حضور گسترده نظامي امريکا و متحدين او در خليج فارس آغاز شد و يکي از هواپيماهاي مسافربري ايران توسط ناوگان امريکا ساقط گرديد. تعدادي از حجاج بي دفاع ايران توسط رژيم سعودي به شهادت رسيدند. آخرين آمار انهدام نيروي دشمن از شروع عمليات کربلاي 5 تا پس از عمليات تکميلي کربلاي 5 به شرح زير است: 1- مناطق و تاسيسات آزاد شده: 12 کيلومتر پيشروي به طرف بصره و آزاد کردن 150 کيلومتر مربع. آزاد سازي پاسگاه هاي بوبيان، شلمچه، کوت سواري و خين. آزاد سازي 14 کيلومتر از جاده آسفالته شلمچه – بصره. آزاد سازي جزاير بوارين، فياض و ام الطويل. آزاد سازي 11 قرارگاه تيپ ارتش عراق. آزاد سازي روستاهاي خرنوبيه، سعيديه، حنين، سليمانيه، هسجان، جاسم. عبور از کانال ماهي گيري، نهر دوعيجي و جاسم. استقرار در 10 کيلومتري بصره. تصرف درياچه بوبيان و بخشي از کانال ماهي. 2- تجهيزات منهدم شده دشمن: بيش از 80 فروند هواپيما. 700 دستگاه تانک و نفربر. 250 قبضه توپ صحرايي و ضد هوايي. صدها قبضه انواع ادوات نيمه سنگين. 1500 دستگاه خودرو. 400 دستگاه انواع ادوات مهندسي و رزمي. مقدار زيادي سلاح سبک و مهمات. در اين عمليات 81 تيپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تيپ و گردان مستقل نيز آسيب کلي ديدند و تعداد 40 هزار نفر کشته يا زخمي و 270 نفر نيز اسير شدند. بازتاب عمليات کربلاي 5 شکستن خطوط و استحکامات و پيشروي در شرق بصره، توانايي ها و قابليت هاي نظامي عراق را بار ديگر، زير سؤال برد، چنان که روزنامه آبزِرِور چاپ پاريس به نقل از کارشناسان غربي نوشت: «براي اولين بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کارشناسان غربي در مورد امکانات دفاعي عراق دچار ترديد شده اند.» هم چنين تاکيد بر توانايي نظامي ايران، بخشي ديگري از تحليل هاي ارايه شده در رسانه هاي خبري بود، چنان که راديو بي. بي. سي طي تحليل در همين زمينه، با توجه به تجربه سپاه درعمليات فاو و عبور از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگي و کانال پرورش ماهي در عمليات کربلاي 5 گفت: «موفقيت ايران در عبور از درياچه ماهي، يک بار ديگر توانايي ايران در عبور از آبراه ها را نشان مي دهد.» هفته نامه نيوزويک نيز ضمن تاکيد بر پيروزي ايران در عمليات کربلاي 5، بر شرايط پيروزي ايران بر عراق اشاره کرد: «تهاجم ايراني ها در نزديکي بصره، حداقل يک چيز را در خصوص جنگ ايران و عراق تغيير داده و آن اين مساله است که براي اولين بار طي چند سال گذشته، اين احتمال را که يک طرف حقيقتاً بر ديگري پيروز شود، مطرح ساخته است.» [ چهارشنبه 13 آبان 1388 9:03 PM ] [ علي رضا کلامي ]
عليرغم عمليات كربلاي۴ كه به شكست انجاميد، كربلاي ۵ توانست تا حدودي خواسته فرماندهان جنگ را تأمين كند. شايد مهمترين دستاورد عمليات بزرگ كربلاي ۵ انهدام بخش عظيمي از ماشين جنگي عراق بود. به همين دليل انجام عمليات در شرق بصره بار ديگر در دستور كار قرار گرفت. عمليات «كربلاي ۸ » در دو محور با حضور نيروهاي سپاه در همين راستا طراحي شد تا توسط دو قرارگاه اجرا گردد.
محور اول: آبگرفتگي شمال بوبيان، با فرماندهي و هدايت
قرارگاه قدس. منبع: كتاب كارنامه عمليات هاي رزمندگان اسلام [ چهارشنبه 13 آبان 1388 8:59 PM ] [ علي رضا کلامي ]
با فتح خرمشهر، دشمن در صحنه رويارويي با رزمندگان اسلام به لاك دفاعي فرو رفت. پيروزيهايي كه پس از آن به دستآمد، برتري قدرت ايران را در جبهههاي جنوب آشكار كرد. اين روند تا سال1364 يعني شروع حمله ايران به شبه جزيره «فاو» ادامه داشت.
عمليات در اروند، پس از بررسيهاي لازم و
استفاده از تجربيات و به كارگيري تدابير مهم نظامي و اطلاعاتي انجام شد.
اين تدابير در سه بخش مهم يعني آموزش، شناسايي و تدارك متمركز
ميشد.
نام عمليات: والفجر8 [ چهارشنبه 13 آبان 1388 8:58 PM ] [ علي رضا کلامي ]
نگاهی به دستاوردهای عملیات محرم
مردم استان ایلام هر ساله با فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، به یاد عملیات غرورآفرین «محرم» در دهلران در زمان جنگ تحمیلی میافتند.
در منطقه عملیاتی «موسیان»، شور حالی دیگر حکم فرما میشود. لشکرهای 25 کربلا، نجف اشرف، علیبن ابیطالب (ع) و امام حسین (ع)، سپاه پاسداران ماموریت مییابند خود را در خطوط درگیری محرم سازماندهی کنند.
مشخصه مهم این منطقه؛ وجود ارتفاعات جبال حمرین که خط مرزی قراردادی ایران و عراق قبل از تجاوز این کشور به ایران بود. یکی از عوارض طبیعی منطقه، رودخانه چیخراب، دویرج و میمه است که فصلی و وحشی بودند، به هنگام طغیان، ارتفاع آب آن بعضا به 10 برابر معمول میرسد. منطقه عملیاتی در حوزه ماموریت سپاه چهارم عراق قرار داشت و پدافند از منطقه عملیاتی محرم، به عهده لشگر 10 زرهی بود.
سرانجام لحظه موعود فرا میرسد. ترنم ریزش باران رحمت و نجوای دعای توسل در هم میآمیزد و فضایی ملکوتی به وجود میآورد. عملیات ساعت 22:8 دقیقه، با رمز مبارک «یا زینب» (س) در منطقه عملیاتی موسیان و شرهانی، زبیدات، جنوب شرقی دهلران در غرب عین خوش با اهداف آزادسازی ارتفاعات حمرین در جنوب دهلران و تهدید و دسترسی به امکانات نفتی داخل خاک عراق و شهرک زبیدات آغاز میشود. تا نزدیک صبح، بیشتر اهداف عملیات تامین میشود و الحاق نیروها با موفقیت صورت میگیرد ولی در منطقه چپ درگیری، بر اثر بارندگی و طغیان آب شکاف ایجاد میشود و تلاش میگردد تا دشمن نتواند از آن نقطه استفاده کند. با روشن شدن هوا، هواپیماهای عراق با تمام امکانات اقدام به حمله کرده و با ریختن بمب و راکت تلاش میکنند مانع ادامه عملیات شوند که در همین حین نیروی هوایی ایران نیز وارد معرکه شده و پاسخ مناسبی به نیروی هوایی عراق میدهد. آزادی 550 کیلومترمربع از خاک میهن اسلامی،2600 بعثی کشته و زخمی،1970 نفر اسیر،90 دستگاه تانک و نفربر و 13 دستگاه خودرو منهدم شده از دستاوردهای مرحله اول است.
روز بعد، ساعت 2:30 بامداد مرحله دوم آغاز میشود. به دلیل موفق نشدن نیروها در سمت چپ محور درگیری و امکان انجام عملیات از سوی دشمن، یگانهای رزمی ایران به سرعت آماده میشوند تا نقطه ضعف را پر کنند. پس از عبور از موانع ایذایی و میدان مین، ابتدا گردان سیدالشهدا (ع) که مهمترین گردان لشکر 25 محسوب میشود خود را به مواضع بعثیان میرساند که با شلیک تعداد زیادی گلوله و آرپیجی اقدام به عملیات ایذایی میکند، بدین صورت زمینه برای هجوم لشکرهای امام حسین (ع) و علیبنابیطالب (ع) آماده میشود. نیروهای سپاه اسلام به دشمن یورش میبرند. درگیری در خاکریزیهای دشمن به نبرد تن به تن میرسد و تعداد زیادی از عراقیها کشته و زخمی و تسلیم میشوند و بقیه فرار میکنند. رزمندگان تا صبح خود را به جاده شرهانی میرسانند و پاسگاههای جم هندی و ربط را فتح میکنند.
سومین مرحله عملیات چهار شب بعد در ساعت 22 با هدف تسخیر ارتفاعات غربی، دامنههای غربی جبال حمرین، جادههای تدارکاتی دشمن و تامین اهداف فتح شده در مراحل نخستین آغاز میشود. برای سومین بار پس از عبور از بلندیهای حمرین به سوی چاههای نفت منطقه یورش میبرند و تمام موانع را پشت سر میگذارند. در آستانه ورود به شهرک «زبیدات»، تانک های مستقر در بلندی ها و شیارها آخرین تلاش را انجام میدهند تا مانع ورود به شهر شوند. آرپیجی زنها تعدادی از آنها را شکار میکنند و باقیمانده تانک ها میگریزند و در سمت زبیدات موضع میگیرند. پس از در هم شکسته شدن آخرین مقاومت های دشمن، رزمندگان اسلام وارد شهر تخلیه شده زبیدات میشوند و کار تعقیب تا غرب شهرک ادامه مییابد.
خارج کردن جاده دهلران - عین خوش به طول 100 کیلومتر از زیر دید و تیر دشمن تامین امنیت شهرهای «موسیان»، «دهلران» و پادگان «عین خوش»، «دشت اژیه» و دهکدههای اطراف آن و آزادسازی کوه های «حمرین» آزادسازی منابع نفتی موسیان، بیات و حوضچههای نفتی زبیدات، تلمبهخانه و 70 قطعه چاه تامین قسمتی از مرز به طول 50 کیلومتر تعداد اسرا 3400 نفر
منبع : خبرگزاری ایسنا [ چهارشنبه 13 آبان 1388 8:56 PM ] [ علي رضا کلامي ]
در حالی که عراق با بازپسگیری اغلب مناطقی که طی سالهای گذشته از دست داده بود.
میرفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد. پذیرش
قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ 27/4/1367 موجب گردید
ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار
داده و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کند و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار دهد.
این تهاجم عراق ـ که دو بار دیگر نیز تکرار شد ـ با مقاومت شدید سپاهیان اسلامی
خنثی و ارتش عراق تا مرز، عقب رانده شد. به این ترتیب، دشمن در حالی که از تصرف
خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ 3/5/1367 از طریق مرکز کرمانشاه و
با به کارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آغاز نموده و در حالی که اغلب
یگانهای ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر (بین اسلامآباد و
کرمانشاه) پیشروی کرد. در پی حرکت دشمن، قوای خودی به سرعت وارد عمل شده و با انجام
عملیات موسوم به «مرصاد» به مقابله با منافقین برخواستند.
هدف انهدام عناصر ضد انقلاب (منافقین) استعداد دشمن منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود. تعداد کل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر می رسید. تجهیزات منافقین نیز عبارت بود از: 120 تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، 40 نفربر PMP، 30 توپ 122 میلیمتری، حدود 240 خمپاره، 1000 آرپی جی هفت، 700 تیربار، 20 توپ 106 میلیمتری، 60 مسلسل دوشکا و حدود 1000 خودرو. سازمان رزم خودی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) قرارگاه نجف لشگر 6 پاسداران به استعداد 7 گردان لشگر 32 انصار الحسین(ع) به استعداد 7 گردان لشگر 57 اباالفضل(ع) به استعداد 2 گردان لشگر 155 ویژه شهدا به استعداد 3 گردان لشگر 9 بدر به استعداد 6 گردان تیپ مستقل 12 قائم(عج) به استعداد 3 گردان تیپ مستقل 75 ظفر به استعداد 1 گردان تیپ مستقل 66 ولی امر(عج) به استعداد 3 گردان تیپ مستقل 36 انصار المهدی به استعداد 3 گردان معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد 1 گردان کمیته انقلاب اسلامی به استعداد 2 گردان قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه لشگر 27 محمد رسول الله(ص) به استعداد 4 گردان لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد 1 گردان لشگر 33 المهدی(عج) به استعداد 1 گردان لشگر 71 روح الله به استعداد 3 گردان سپاه ناحیه لرستان به استعداد 2 گردان قرارگاه سپاه هشتم لشگر 5 نصر به استعداد 2 گردان تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) به استعداد 4 گردان تیپ مستقل 59 مسلم بن عقیل به استعداد 1 گردان قرارگاه رمضان به استعداد 1 گردان نیروهای کرند و اسلام آباد به استعداد 1 گردان عناصری از لشگر 21 امام رضا(ع) و ارتش شرح عملیات پذیرش قطعنامه598، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار داد، و بر گروه ها و عناصر «اپوزیسیون» نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین تنها گروهی که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای که ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند. آنان در تحلیل های دورن گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامهرا می پذیرد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی، و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علی رغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد. عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران برحذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف کرده و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق هم چنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند. هدف منافقین از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود، بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمان شاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعت های مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – کرمان شاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آن ها جلوگیری شد. در این عملیات (فروغ جاویدان) منافقین با 25 تیپ ( هر تیپ 200 نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند. مقارن ساعت 14:30 در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانک های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کرده، به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند. تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج، و شهر به تصرف آن ها در آمد. سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف کرمان شاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند. نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد – کرند را قطع، و آن ها را محاصره کردند. نیروهای اسلام در روز 5 مرداد عملیات مرصاد را به رمز یا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده، و مابقی را به فرار وا داشتند. در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند. در این عملیات بیش از 2500 تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد. نتایج عملیات - عقب راندن دشمن از خاک ایران اسلامی - به هلاکت رساندن حدود 2000 نفر و به اسارت درآوردن 250 تن از نیروهای دشمن. [ چهارشنبه 13 آبان 1388 8:55 PM ] [ علي رضا کلامي ]
عمليات «والفجر مقدماتي» با هدف تصرف پل «غزيله» و سپس پيشروي به سوي شهر «العماره» عراق طرح ريزي شده بود. البته انجام عمليات محرم دسترسي به اين مهم را آسان جلوه ميداد.
دراين عمليات48 گردان از سپاه و16 گردان از
ارتش به مصاف80 گردان از عراق رفتند. در ساعت21 و30 دقيقه18 بهمن
ماه1361 رمز عمليات از قرارگاه «خاتمالانبيا9)») به گوش رزمندگان مستقر در
خطوط «فكه» رسيد: «ياالله يا الله يا الله». حمله از سه محور آغازشد و نيروها
در تاريكي مطلق شب به منظور شكستن خطوط دفاعي دشمن پيش رفتند. نكته قابل
ملاحظه در اين عمليات، موانع ايذايي، استحكامات، كانالهاي عميق و متعدد و
وجود ميدانهاي مين فراوان و گوناگون دشمن در دشتهاي رملي و خشك بود كه
عراق طي چند ماه كوشش آنها را فراهم آورده و چيده بود. اين عوامل سبب
كندي حركت يگانهاي خودي شده و در نتيجه- با وجود شكسته شدن خط دشمن،
نيروها به يكديگر ملحق نشده و همانجا در عمق موانع و خطوط دشمن موضع
گرفتند. اين موضوع با روشنايي سپيده دم مشكل را دو چندان كرد. عراقيها هر
آنچه از عمليات رمضان و حملههاي مشابه درس گرفته بودند،- از جمله
لايههاي تو در تو و پيچيده دفاعي- در عمليات والفجر مقدماتي (فكه) به كار
بستند. از آنجا كه انجام اين حمله با روزهاي دهه فجر سال1361 مقارن شده
بود، پيشبيني ميشد كه در سرنوشت جنگ تاثيرگذار باشد، ولي چنين نشد و پسوند
«مقدماتي» بر عمليات «والفجر» گذاشته شد. در آستانه اين عمليات «غلامحسين
افشردي» معروف به «حسن باقري» فرمانده اطلاعات و عمليات قرارگاه
خاتمالانبيا و فرمانده نيروي زميني سپاه و چند تن ديگر از جمله «مجيد بقايي»
فرمانده قرارگاه كربلا به شهادت رسيدند.
نام عمليات: والفجر مقدماتي [ چهارشنبه 13 آبان 1388 8:52 PM ] [ علي رضا کلامي ]
*سفره اي با خوراک وحدت دقايقي قبل از اذان مغرب روز شانزدهم رمضان ، ماشينهاي جورواجوري که اکثرشان وانت بودند، جاده سربالايي، با شيب نسبتاً تند تپه بزرگ شهر راسک، مرکز شهرستان سرباز، که مقر سپاه بر روي آن واقع شده، را مي پيمودند و بالا مي آمدند، با مختصر شناسايي و با گفتن جمله کوتاه «ما ميهمان سرداريم» از نگهباني ورودي به آساني و با احترام نظامي ميگذشتند و داخل ميشدند. لحظاتي بعد سرنشينان اين خودروها که همگي در لباس سفيد بلوچي وتک و توکي هم با لباس خاکي رنگ و خاکستري هستند، مورد استقبال گرم سردار و ديگران پاسداران قرار ميگيرند، آري اينان که سران طوايف و عشاير منطقه سرباز هستند، آمدهاند تا ميزبان سفره افطار يکي ازسربازان ولايت و رهبري باشند. سردار شوشتري جانشين فرمانده نيروي زميني و فرمانده قرارگاه قدس سپاه که با عزمي خستگي ناپذير، کمر همت را به خشکاندن ريشه ناامني در جنوب شرق بسته است، اين روز مبارک را غنيمت شمرده، تا در اين نقطه دور افتاده و محروم، ميزبان جمعي از بندگان روزهدار خداي رحمان باشد. *همه سران طوايف بلوچ منطقه آمده بودند پس از اقامه نمازمغرب، سفره افطار در گوشه نمازخانه سپاه پهن ميشود، سفرهاي ساده و بيريا. سفرهاي که شايد مشابه آن را در هيچ جاي ديگري نتوان يافت. همه آمدهاند، طوايف آسکاني، صلاحي ، شهبخش، بر و ديگران. از راههاي دور و نزديک، از پيشين، جکي گور و از خود شهر راسک، بخش سرباز يا مناطق دورتري همچون آشار و ايرافشان وخيلي جاهاي ديگري که من حتي اسمش را نميدانم. عبدالرحيم از پيشين، خان محمد از آن سويتر، رحيم داد از آشار، ابوالحسن از ايرافشان وکدخدا محمد از تگران، غلامعلي از نقطه صفر مرزي و به قول خودش از ميل مرزي 196 ودهها چهره ديگر. سردار چونان نزديکان و خويشان خود، يکي يکي تعارف ميکند و با احترام بر سفره مينشاند و در تب و تاب است تا کم وکسري نباشد، هر از چند گاهي هم که تازه واردي ميآيد، تعارف به نشستن ميکند و دوباره افطار خود را ادامه ميدهد. با پايان يافتن افطار گپ و گعدهها و بگو و بخندها شروع مي شود.«خان محمد صلاحي چطور است؟» ،«کدخدا محمد بسيار تا بسيار خوش آمديد » و جالب اينکه که بيشتر افراد را به اسم کوچک مي شناسد و صدا مي زند. اين رابطه صميمي سردار را که ميبينم نا خود آگاه به ياد حرف چند روز پيش حاج کمال فرمانده گردان تکاورمان مي افتم که با خنده مي گفت:« اگر خواستي بفهمي سردار کي به منطقه مي آيد کافي است از يکي از اين عشاير بپرسي، نه من يا ديگري! زيرا آنها بهتر از ما خبر دارند.» *ديگر دغدغه امنيت در اينجا نداريم سفره افطار جمع مي شود. سران طوايف بلوچ به دور سردار حلقه ميزنند و او نيز در همان ابتدا پس از نام و ياد خدا مي گويد: «اين را از همين اول بگويم که من با حضور شما مردم غيور ديگر هيچ دغدغه امنيتي در اينجا ندارم و يقين هم دارم هيچ کس نمي تواند کوچک ترين نفوذي در صفوف مستحکم شما داشته باشد». والحق که اينگونه است ، زيرا مرد بلوچ امروز ديگر بخوبي دريافته است، آنهايي که در آن سوي مرزها با بلعيدن دلارهاي آمريکايي و پوندهاي انگليسي سنگ خلق بلوچ را برسينه مي زنند، تنها و تنها به منافع خويش مي انديشند و لاغير. سردار به پيروي از مولا و مرادش حضرت آقا، از وحدت وهمدلي سخن به ميان مي آورد ومي گويد:«برادران من، امروز دشمن منتظر تفرقه شماست، منتظر دودستگي است. اگر خداي ناکرده، اختلافي پيش آمد، نگذاريد به جاي باريک کشيده شود.اصلاً يکي از خصوصيات طايفه، همين با هم بودن است ». توصيههاي وحدت بخش سردار که به اينجا مي رسد، به ياد حرف هاي پيش از افطار ابوالحسن از طايفه آسکاني مي افتم که مي گفت:«خوبي سپاه به همين است که قبل از هر چيزي به فکر وحدت ماست، کاري که بعضي ها از آن غفلت کردند. سپاه به فکر خدمت است و براي همين است که ما تا پاي جان در کنار سپاه هستيم. » [ سه شنبه 12 آبان 1388 6:07 PM ] [ علي رضا کلامي ]
اگر معجزه نباشد پس چه مى تواند بود؟! صدا دوباره
در گوشم طنين مى اندازد. همه چيز با همين صداى آرام اما توفانى شروع مى شد. همين
چند روز پيش صداى آسمانى اش در دل ايران پيچيد كه «حصر آبادان بايد شكسته شود!»
و همين يك جمله كافى بودكه مردان نبرد را با عزمى بى نظير به مبارزه و مقاومت بخواند، آن قدر مصمم تا آزادى آبادان را به ارمغان آورد. و امروز خود را براى سفر فردا آماده مى كنم. شور و شوقى مقدس گروه شعر حوزه هنرى را در برگرفته است. بشارت ديدار از آبادان، مژده كمى نيست! زمان به سرعت مى گذرد. وقتى به خود مى آيم كه ساعت ۱۰ صبح است و با همراهان شعر در مينى بوس نشسته ام. خيابان هاى تهران را سپرى مى كنيم. دقايقى بعد جاده هاى بيرون شهر به استقبالمان مى شتابند. سيد حسن حسينى توجهم را به خود جلب مى كند، مثل هميشه با تبسمى شاعرانه رو به قيصر امين پور صحبت مى كند. استاد اوستا، استاد سبزوارى و استاد شاهرخى و عده اى ديگر از دوستان نيز در اين سفر حضور دارند. خانم سپيده كاشانى به ويژه خانم وسمقى كه يك جوان مهربان و عفيف و باحيا و متفكر است مرا به حضور خويش در اين جمع دلگرم تر مى كنند. ساعت ها از پى هم مى گذرند و ما جاده ها را با اشتياق ملاقات آبادان، در مى نورديم. اين كه چقدر اين سفر شاعرانه را دوست دارم فقط خدا مى داند. همين قدر مى فهمم كه چشم هايم افق دورى را جست وجو مى كند. درقسمتى از راه، جاده به دو شاخه تقسيم مى شود. درحالى كه هر دو به آبادان پيوند مى خورند. به راهى كه راننده انتخاب مى كند مى نگريم. اتوبوس مى رود، بعضى ها سرگرم صحبتند و بعضى از ما همچنان غرق در انديشه هاى خود شده ايم كه ناگهان صداى انفجار ما را در درون مى لرزاند. همه نگاه ها به سمت انفجار بر مى گردد. خمپاره، مينى بوس را تهديد مى كند و حالا مى فهميم كه بايد از شاخه پايينى جاده عبور مى كرديم تا در ديد عراقى ها نباشيم. اما كار از كار گذشته و خطر جدى شده است. صداهاى عظيم انفجار در جاده مى پيچد. گويى دشمن تنها مينى بوس ما را نشانه مى گيرد. ميان اين وحشت ناگهانى، صداى مخملى حسام الدين سراج ما را به آرامشى آسمانى دعوت مى كند: «گلبرگ سرخ لاله ها در كوچه هاى شهر ما بوى شهادت مى دهد!» و به راستى چه زلال و عميق، بوى شهادت را استشمام مى كنيم. همه خود را براى مرگى سرخ آماده كرده ايم. پلك هايم را بر هم مى گذارم و در اعماق دل شهادتين خود را مى گويم. اما تقدير چيز ديگرى را رقم زده است؛ با آنكه راننده سعى دارد راه فرارى را براى هدايت مينى بوس به جاده جديدكه از ديد دشمن مخفى است باز كند اما بايد اين كار با مهارت انجام و پس از پيمودن چندكيلومتر راه راننده مينى بوس را بى اختيار در شيب تند جاده رها كرده و پس از چند تكان سخت، به پايين مى رسيم و بى هيچ آسيبى در زمين مسطح قرار مى گيريم و چه قرار گرفتنى! ديگر در ديد دشمن نيستيم. دست هاى خود را حركت مى دهم. باورم نمى شود. همه ما زنده هستيم! سيمين دخت وحيدى [ سه شنبه 12 آبان 1388 6:06 PM ] [ علي رضا کلامي ]
آدم به ترسويى او نديده بودم. نوبر بود. يك بار
منطقه محل استقرار ما را عراق شيميايى زد. البته ناگفته نماند كه آن روز ايشان
مرخصى بودند. بعد از آن باور كنيد حتى دستشويى كه مى خواست برود با ماسك ضد گاز مى
رفت. آن وقت كه بچه ها مسخره اش مى كردند، مى گفت: خيال نكنى من مى ترسم، به بوى
توالت حساسيت دارم!
«پلنگ صورتى» با طعم خرما به دوست خوش اشتهايى گفتم: تلويزيون مى بينى؟ گفت: اگر باشد، بدم نمى آيد. پرسيدم از بين كارتون ها، از پينوكيو بيشتر خوشت مى آيد يا پلنگ صورتى؟ گفت: حقيقت اش را بگويم؟ گفتم: البته. گفت: من كارتن خرما را ترجيح مى دهم! [ سه شنبه 12 آبان 1388 6:05 PM ] [ علي رضا کلامي ]
|
||