دنیای دانلود و سرگرمی
وبلاگی ساده وپرمحتوا از جدیدترین های اینترنت


نگاشته شده توسط محمد باقري شنبه 28 آذر 1388  ساعت 8:49 PM 

روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد …

یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام داده‌ای.
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت.
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد.
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند.
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت.
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد.
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند.
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است.
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشکنه.
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد…!!



نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 23 آذر 1388  ساعت 9:10 AM 

«جنگ ما، جنگ حق و باطل،

              جنگ مستضعف و مستكبر،

                           جنگ فقر و غنا و در یك كلام

                                         جنگ اسلام ناب محمدی (ص) با اسلام آمریكایی است

                                                                                          كه از آدم تا خاتم ادامه دارد»

( امام خمینی ر.ه)





نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 16 آذر 1388  ساعت 9:02 AM 

bia2films.sub.ir
برای دانلود به ادامه مطلب بروید





نگاشته شده توسط محمد باقري یک شنبه 15 آذر 1388  ساعت 9:36 AM 

بازی فلش کراش ایرانی 

در این بازی شما نقش کراش را ایفا می کنید و در هر مرحله باید تکه های ماسک اوکا اوکا راپیدا کرده و سپس تکه اصلی را بیابید تا بتوانید از مرحله توسط سکوی انتقال (یک سکوی سیاه رنگ) به مرحله بعد راه پیدا کنید در این میان می توانید امتیاز جمع آوری کرده و جادو هایی همانند افزایش سرعت افزایش پرش و … دریافت کنید همچنین در این میان باید مواظب دشمنان باشید و برای نابودی آنها می توانید با پرش بر روی سرشان، دشمنان را نابود کنید در نهایت باید با دکتر نئو کرتیکس در مرحله آخر مبارزه کنید گرافیک کارتونی محیط شاد و جذاب و همچنین امکان ذخیره بازی و ادامه از هر جایی که باختید از قابلیتهای بارز این بازی به شمار می رود در کل به عنوان یک بازی فلش ایرانی با مضمونی کارتونی و شاد از همه نظر کامل می باشد

addفرمت:exe
حجم: ۲,۴۵ MB

دانلود





نگاشته شده توسط محمد باقري یک شنبه 15 آذر 1388  ساعت 9:35 AM 





نگاشته شده توسط محمد باقري یک شنبه 15 آذر 1388  ساعت 9:33 AM 

سارقان موهای زن صاحبخانه را کوتاه کردند
حوادث  - سارقان پس از ارتکاب سرقت در کویت، موهای زن صاحب‌خانه را کوتاه کردند.

به گزارش روزنامه الرای، روز حادثه زنی به اداره پلیس رفت و ماموان را در جریان سرقت جواهرات از خانه‌اش قرار داد.
شاکی در تشریح حادثه به ماموران گفت: روز حادثه یک مرد و زن، او را به هنگام خروج از آسانسور ساختمان محل سکونتش در منطقه الفنطاس کویت مورد ضرب و شتم قرار داده و زن را وادار کردند تا درب خانه‌اش را باز کند. این افراد به زور وارد خانه شاکی شدند.
زن سارق در ابتدا با قیچی موهای زن صاحبخانه را کوتاه کرد، سپس با سرقت کلیه جواهرات او، به همراه مرد از محل متواری شد. ارزش جواهرات مسروقه 700 دینار برآورد شده است.
شاکی با کمک ماموران از سارقان چهره نگاری کرد. تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.





نگاشته شده توسط محمد باقري شنبه 14 آذر 1388  ساعت 1:54 PM 

 

نکاتی برای خریداری گوشی اصل نوکیا


در اینجا قصد داریم به شما چندین نکته بسیار مهم را آموزش بدهیم که هنگام خرید گوشی های نوکیا باید به آن ها توجه کنید تا از اصل بودن گوشی مطمئن شوید. نکته هایی که ممکن است در صورت رعایت نکردن آنها پشیمان شوید!

مواردی که در هنگام خرید گوشی های نوکیای اصل باید توجه کرد:
1- بر روی جعبه هر گوشی  نام کشور سازنده نوشته شده است. دقت کنید ساخت کشور فنلاند باشد.
2- با زدن کد #06#* شماره سریال گوشی را نگاه کنید تا رقم هفتم و هشتم آن صفر باشد.
3- کد #0000#* را بزنید و مطمئن شوید ورژن گوشی بالای 4 است.




نگاشته شده توسط محمد باقري چهارشنبه 11 آذر 1388  ساعت 1:07 PM 

 

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

 

گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی العربیه حاکیست، در این تصاویر که در سطح گسترده پخش شده است، ترایان باسیسکو در حال سیلی زدن به صورت یک کودک ده ساله دیده می شود.

این دختر هنگام وقوع حادثه در سال دو هزار و چهار، ده سال داشت.

در این تصاویر یک زن دیده می شود که از باسیسکو عصبانی است و به شدت به وی پرخاش می کند و از دست دادن با ترایان باسیسکو که دستش را به سوی وی دراز کرده است، خودداری می کند.

در این هنگام دختر ده ساله ای که در کنار این زن قرار دارد، دست خود را در دست باسیسکو که در حال نگاه کردن به پشت سر خود است می گذارد اما وقتی باسیسکو می فهمد این کودک، دست خود را در دست وی قرار داده است عصبانی می شود و به صورت وی سیلی می زند.





نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 6:43 PM 


آموزش رنگی کردن عکس سیاه و سفید



ادامه مطلب ...




نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 6:38 PM 

Persianv.com At site





نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 12:13 AM 

استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١٥٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقيقاً وزنش چقدر است. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هيچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
يکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد مي‌گيرد.
حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گيرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت: خيلى خوب است. ولى آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند: يکى از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت: دقيقاً. مشکلات زندگى هم مثل همين است.
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن‌تان نگه داريد، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد.
اگر بيشتر از آن نگه‌شان داريد، فلج‌تان می‌کنند و ديگر قادر به انجام کارى نخواهيد بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمی‌گيريد، هر روز صبح سرحال و قوى بيدار می‌شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشى که برايتان پيش می‌آيد، برآييد!
دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذار. زندگى همين است!




نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 12:12 AM 

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.




نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 12:09 AM 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به

.

 کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد

.

اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

.

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک

.

سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا

.

اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما

.

پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس

.

 به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال

.

چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
.
گیرنده : همسر عزیزم

.
موضوع : من رسیدم
.
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر

.

دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان

.

رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .

.

امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!





نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 12:07 AM 

چند جمله از گابریل گارسیا مارکز :

bullet

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

bullet

اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

bullet

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

bullet

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

bullet

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

bullet

به چیزی که گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن.

bullet

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی.

bullet

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

و چند جمله جالب :

bullet

عقلش آنقدر بزرگ بود که هیچ کلاهی به راحتی به سرش نمی رفت.

bullet

دهان تنها عضو نان آور بدن است.

bullet

همه ی تولد ها با گریه شروع می شوند.

bullet

انقدر از تنهایی نترس. تو تنهایی وارد این دنیا شدی.

bullet

اگر فشار نبود کسی نمی توانست از ذغال، الماس بسازد.

bullet

آن قدر به قسط عادت کرده ام که برای جان دادن به عزراییل هم جانم را قسط بندی کرده ام.

bullet

شب قاب ستاره های تنهایی است.

bullet

طولانی ترین سفرها نیز یک روز با گامی کوچک آغاز میشود.

bullet

هر رفتنی رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت.

bullet

در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز را بیاموز.





نگاشته شده توسط محمد باقري دوشنبه 9 آذر 1388  ساعت 12:05 AM 

مرد ها :

************

۱ . همه مردها به شدت مشغولند .

************

۲ . علیرغمی که خیلی خیلی مشغولند، ولی هنوز برای خانم ها وقت دارند .

************

۳ . علیرغمی که برای خانم ها وقت دارند، اصلاً بهشون اهمیتی نمی دن .

************

۴ . علیرغمی که اصلاً بهشون اهمیتی نمی دن، همیشه یکی دور و برشون هست

************

۵ . علیرغمی که همیشه یکی دور و بروش هست، همیشه سعی می کنن که شانسشون رو برای بدست اوردن بقیه امتحان کنن .

************

۶ . علیرغمی که همیشه سعی می کنن که شناسشون رو برای بدست اوردن بقیه خانم ها امتحان کنن، واقعاً به هم می ریزن اگه زنی رو که دارن از دست بدن .

************

۷ . علیرغمی که زنشون ترکشون می کنه، اونا اصلا از اشتباهاتشون درس نمی گیرن و همیشه سعی برای امتحان شانسشون برای بدست اوردن زنهای دیگه دارن .

************

زن ها :
************

۱ . مهمترین چیز برای خانم ها امنیت اقتصادی است .

************

۲ . علیرغمی که این خیلی خیلی براشون همه است، اونا همچنان برای خریدن لوازم و لباسهای گرون قیمت بیرون می رن

************

۳ . علیرغمی که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن، اونا هیچ وقت هیچ چیز برای پوشیدن ندارن .

************

۴ . علیرغمی که هیچ چیز برای پوشیدن ندارن، اونا همیشه خوش تیپ لباس می پوشن .

************

۵ . علیرغمی که اونا همیشه خوش تیپ لباس می پوشن، لباس های اونا همیشه کهنه و قدیمیه

************

۶ . علیرغمی که لباس های اونا کهنه و قدیمیه، اونا همچنان انتظار دارن که شما ازشون تعریف کنید .

************

۷ . علیرغمی که اونا همیشه انتظار دارن که شما ازشون تعریف کنید، وقتی شما تعریفشون می کنید، اونا اصلا شما رو باور نمی کنند .








  • تعداد صفحات :6
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6