ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

یا دهرُ اُفٍّ لک مـن خلیلٍ کم لک بالاشراقِ و الاصیل
من صاحب او طالب قتیل والـدهـر لا یقنع بالبدیل
و انـما الامـرُ الـی جلیلِ و کـلُّ حی سالک السبیل
«اف بر تو ای روزگار که ناستوده دوستی هستی، تا چند هر صبح و شبیاران و آرزومندانی به خون غلتیده داری؟ روزگار کسی را به جای دیگری نمی پذیرد. کاربه دست خداست و هر زنده ای راه مرگ را می پیماید.» این ابیات سراسر اندوه، در شبدهم محرم است که بر زبان حسین بن علی(ع) رفته آن هم در حالی که بیرون سراپرده فرزندبیمار خویش ایستاده است و به گواهی اسناد مختلف تاریخی این نقطه آغاز حضور تاریخیحضرت علی بن الحسین است در واقعه کربلا. یعقوبی در این باره از قول حضرت می نویسد: در شب دهم محرم، در حالی که از تب می سوختم و عمه ام از من پرستاری می کرد، پدرم درحالی که به سمت من می آمد این ابیات را زمزمه می کرد.
بغض من را فراگرفته بود که عمه ام زینب طاقت نیاورد و فریاد« وابرادر» سر داد....این اما ابتدای سخن گفتن اسناد موجود تاریخی از سیره حضرت علی بنالحسین است و البته خسران ماست از چشم تنگی تاریخی که نخواسته یا نخواسته اند بیشتراز این از پیش از عاشورا و یا حتی حین حرکت امام شهیدان و رسیدن به کربلا از فرزندبرومند و امام بر حق پس از ایشان بدانیم. ورق بعدی اما به روایت برخی از محدثانشیعی در غروب غم انگیز عصر عاشوراست؛ غروبی که خورشید حقیقت را بر نیزه می بیند وآسمان شیون واحقیقتا سر می دهد، آنجا که ابن قولویه در کامل الزیاره از زبان امامجوانمان اینگونه می نویسد: چون مصیبت های روز عاشورا را از کشته شدن پدر و خویشانمتا اسیری خود و کسانم دیدم، سینه ام تنگ شد. عمه ام زینب پرسید: برادر زاده تو راچه می شود؟ و من گفتم چرا اندوهگین نباشم وقتی کشته های ما این چنین در بیابانافتاده است...
اما علی بن الحسین از این صفحات آغاز نمی شود یا حتی آنجا کهحضرت را در سکوت محض از کوفه تا شام در حالی که بیمار است و او را بر مرکبی بدونزین و در غل و زنجیر و به روایت برخی جامه ای که دست و سرش در آن گرفتار بود بالباس مندرس به همراه دیگران کاروان که همگی از حرم آل الله بودند و از سراپردهناموس وحی، وارد کردند. هرگز! بلکه حضرت را باید در نطق های آتشین اش در کسوت امامزمان بعد از پدر به نصب و تعیین الهی و اعلام نبوی در خطاب به پسر پدر نامعلوم وپسر پدرِ پدر نامعلوم و همین طور خلیفه بوزینه باز کافرکیش مسلمانان تماشا کرد؛آنجاکه به همراه عمه اش رسالتی سجادی و زینبی بر عهده گرفته تا مبادا پرچم عاشورا برزمین بماند بی هراس از مرگ.
آنچنان که در تبار شیران شمشیر به دست ایشان بود از پدر بزرگشکه قتال العرب بود تا حتی فرزند برومندش زید که جد اعلایش «حضرت مهربانی» خبر از بهدار آویخته شدن و شهادت مظلومانه اش داده بود. در این نوشتار اما به انگیزه پاسداشتشهادت حضرت علی بن الحسین اشارت و جست و جویی است در حضور سیاسی حضرت بعد از قیامعاشورا و رابطه ایشان با آنانی که در نینوا همراه نبودند و برخی از سر صداقت و برخیدیگر سیاست، آرزوی بودن با پدر شریف علی بن الحسین را داشتند.
چه قول مشهور علمای سلف شیعه را در ولادت حضرت در سال ۳۷ یا۳۸هجری قبول کنیم و چه نظر استدلالی دانشمند فقید دکتر شهیدی را که تولد حضرت را درسال۴۷یا ۴۸هجری می داند، رجحان بدهیم؛ باید گفت دوران نوجوانی حضرت در زمانی گذشتهاست که دوران بدعت های ناروا در اسلام شمرده می شود و هنوز سال های بسیاری از حضورآفتابی پیامبر رحمت در میان تاریکی مردمان شبه جزیره نگذشته که مردم خو کرده به شبخود را بی نیاز از چراغ های معرفت نبوی و علوی دیده و یکسره دل به دنیا و اهالی آندادند. چنگ انداختن در مفاهیم عمیق اسلامی و کژ نشان دادن و باژگونه تفسیرکردن اینمفاهیم، سکه های قلبی شده بود که خود را اصل نشان می داد.
شاید از آن روز که ابوسفیان و هند به معاویه که حکم دارالامارهشام را از خلیفه دوم گرفته بود، توصیه می کردند که مبادا کاری کنی که خلیفه از توناراضی شود و آن هنگام که ابوسفیان بر خاک قبر حمزه سید الشهدا لگد می زد که: هایببین اباعماره، امروز آن حکومتی که با ما بر سر آن می جنگیدی و شمشیر می کشیدی دردست جوانان ماست که با آن بازی می کنند، دیگر باید فاتحه ای برای آفتاب می خواند،همان گونه که امام حسین(ع) خواند، وقتی حاکم مدینه در حضور مروان، حضرت را فراخواندو خبر از درگذشت معاویه و بیعت گیری یزید برای خلیفه مسلمین شدن داد و حضرت بی درنگفرمودند: وعلی الاسلام سلام...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

                                   نگاهی به نذورات در ماه محرم

زنان آشنا و فامیل با چادرهایی که هزار شکوفه سفید دارد، بر سردیگ شله زرد ایستاده اند و حوائجشان را از ذهن می گذرانند. نسیم راز دل را به آسمانمی برد و شکوفه های دعا به گل می نشینند.
در دیگ را که برمی دارند، همه چشم ها به میانه آن دوخته می شود. آخر اعتقادی هست با این مضمون که دیگ های نذری امام حسین(ع) اعم از شله زرد، آش ویا خورش رویش اسمی از ائمه(ع) می افتد. یکی از میان جمع بلند می گوید: «نام مادرحسین(ع) است. یا زهرا(ع)...» و همه با شنیدن نام بانوی آب و آینه صلواتی می فرستند.
نذر با جوش و خروش شیعه در محافل عزاداری اباعبدالحسین(ع) عجینشده است و پیوندی دیرینه دارد. در محفل حسین(ع) همچون آن پیرزن مصری که می خواستتنها دارایی اش گلوله نخ و ریسمانی که داشت را در طبق اخلاص بگذارد و لحظه ای جمالیوسف(ع) را ببیند، عزاداران حسینی نیز از هر قشر و طبقه ای با هر وسعی که دارند،ابراز ارادت و عاشقی می کنند.
اولین و متبرک ترین نذر از گذشته تا به امروز نذر سیراب کردنعزاداران حسینی بوده است.
جوانی مشک بر دوش با پای برهنه بر سینه سخت آسفالت خیابان قدممی گذارد، کام لب تشنگان را سیراب می کند و زیرلب یاحسین(ع) گویان با اشک چشم مسیرسینه زنان را گلاب افشانی می کند.
نذر سیراب کردن عزاداران حسینی جایگاه خاص در میان مردم دارد واز تقدس بسیار بالایی برخوردار است، به طوری که این تقدس از دید خارجیان نیز پوشیدهنمانده و معمولاً در سفرنامه های خود به آن اشاره کرده اند. اهمیت این نذر تاکنوننیز حفظ شده است و شاید دلیل محکم آن همدردی با شهدای کربلا و دل سپردن به مصائبکاروان حسین(ع) باشد.
نذر، ریاضت نیست
نذر عملی است که انسان بر خود واجب کند که آن کار خیر را برایخدا انجام دهد و یا کاری را که انجام ندادن آن بهتر است، برای رضای خدا ترک کند.
از شرایط نذر این است که شخص مکلف و صاحب اختیار باشد، برای خداانجام دهد و استطاعت به جا آوردن آنچه را که نذر کرده داشته باشد.
بنابراین برخلاف نظر برخی افراد، نذر نباید مشقتی بر دوش به جاآورنده بگذارد و خدا در حد توان از بنده اش انتظار دارد.
داوود نور صالحی، کارشناس مذهبی که خود سال هاست در مجالس آقااباعبدالله(ع) فعالیت داشته و به ایراد سخنرانی و مداحی پرداخته است، برایمان درباب شرایط نذر می گوید: «نذر باید حتماً به قصد قربت باشد که لفظ نذر برای خدا چهبه فارسی و چه در صیغه عربی باید گفته شود. خیلی وقت ها نیت می کنیم که فلان نذر رابه ازای برآورده شدن فلان حاجتمان ادا کنیم، ولی برای رضای خدا را نمی گوییم. چنیننذرهایی اگرچه قبول است ولی برای بهره گیری کامل بهتر است از همان ابتدا لفظ برایرضای خدا بر زبان جاری شود
وی صراحتاً اشاره می کند که باید آنچه که نذر می کنیم ادای آندر توانمان باشد و ضمناً در نیتمان و در آنچه به زبان جاری می سازیم (صیغه نذر) زمان و مکان قرار ندهیم، چرا که نذرکننده ممکن است به مشقت بیفتد. این کارشناسمذهبی توضیح می دهد: «مثلا اگر بگوییم برای سوم محرم آش می پزم. این نذر باید درستدر روز سوم محرم ادا شود، وگرنه حتی اگر در چهارم محرم آشی پخته شود، باز نذر اصلیخود را برآورده نکرده ایم و تا سال بعد به گردنمان خواهد بود. یا فرد دیگری که نیتکرده گوسفندی می خرد، به حرم امام حسین(ع) می برد و ذبح می کند، ده ها مشکل بر سرادای نذرش قرار داده است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

آنچه در پی می آید گلچینی از آموزه های سیره اخلاقی امامحسین(ع) است که در قالب ده نکته بیان شده است .
اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
۱) تواضع
امام حسین(ع) روزی از محلی عبور می کرد. عده ای از فقرا بر رویعباهای پهن شده خود نشسته بودند و نان پاره های خشکی می خوردند. امام(ع) وقتی ازکنار آنها گذشت تعارفش کردند و او هم پذیرفت. نشست و تناول کرد و آنگاه به آنانگفت: «ان الله لایحب المتکبرین»(نحل/۲۲) یعنی خداوند متکبران و مردم مغرور و از خودراضی را دوست نمی دارد. سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما هم دعوت مرابپذیرید. آنان هم دعوت حضرت را قبول کردند و همراه امام(ع) به منزل رفتند. سیدالشهداء(ع) دستور دادند هرچه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند و بدینترتیب پذیرایی گرمی از آنان به عمل آورد و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عملخویش به جامعه آموخت.(جلاءالعیون ص۵۰۱)
۲) بی ادعایی
از امام حسین(ع) پرسیدند: چگونه صبح کردید. (حالتان چطور است) فرمودند: صبح کرده ام در حالی که پروردگاری دارم که ناظر اعمال من است و آتش جهنمدر مقابل من است و مرگ، مرا تعقیب می کند تا جان مرا بگیرد و حساب و محاسبه (دردنیا و قیامت) مرا احاطه نموده است و من در گرو اعمال خود هستم.
اینگونه نیست که هرچه را بخواهم و دوست داشته باشم همان برایمپیش آید و بتوانم به آن برسم و نیز اینگونه نیست که هرچه را که دوست نداشته باشمبتوانم از خودم دور کنم. زیرا تمام امور، دست دیگری (خدا) است. اگر بخواهد مرا عذابمی کند و اگر بخواهد مورد عفو قرار می دهد. بنابراین کدام فقیر از من فقیرتر است. (پیشوای سوم ص ۳۰)
۳) خود را از دیگران پایین تر دیدن
از امام حسین(ع) درباره ادب پرسش کردند که ایشان در پاسخفرمودند: ادب آن است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچ کس برخورد نکنی مگر آن کهاو را برتر از خود ببینی. (فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) ص ۸۱۲)
چنانچه همین فرمایش کوتاه امام(ع) را خوب مورد توجه قرار دهیم،نتایج و آثار درخشانی را در روابط فردی و اجتماعی و اصلاح رفتارها در پی خواهدداشت.
به عنوان مثال:
۱) وقتی دیگران را بهتر و بالاتر از خود دانستیم قطعا به او بیاحترامی نمی کنیم.
۲) از مردم غیبت نکرده و دنبال عیوب آنان نخواهیم بود.
۳) هنگامی که مردم بهتر از ما دیده شوند، برای آنها ناز و افادهو تکبر نمی فروشیم بلکه برعکس بالهای تواضع و فروتنی را برای آنها خواهیم گشود.
۴) در برخورد با یکدیگر تلاش می کنیم جلوتر سلام کرده و ادب رارعایت نماییم.
۵) کوشش می کنیم که به سخنانش توجه نموده و حتی الامکان آنها رابکار بندیم.
۶) اگر واقعا سایرین را بالاتر و بهتر از خود دانستیم، آنگاهدعوا، مجادله و بگوومگوهای بی حاصل با آنان بوجود نمی آید.
۷) هیچ گاه به ظاهر مردم قضاوت ارزشی نمی کنیم حتی رفتارهای زشتو بد آنها را دلیل بالاتر بودن خود نمی شناسیم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

دیر زمانی بود مسئله سینه زنی و عزاداری برای حضرت حسین(ع) وگریه بر مصائب ایشان و ظلمهایی که بر اهل بیت ایشان رفته بود ذهن مرا درگیر خودکرده بود و این درگیری ذهنی، در برخورد من با عزاداری ها و رفتار من در عزاداری هاتاثیر خود را گذارده و در بسیاری موارد مانع گریه کردن و اشک ریختن من می شد.
تا اینکه چند شب پیش در اثنای بحثی مسئله برایم روشن شد و احساسکردم آنچه ذهنم را درگیر کرده بود حل شده و از بین رفت.
اینک ابتدا به بیان آن مسئله و شبهه می پردازم و سپس در پاسخ،نتیجه ای را که جدیدا به آن رسیده ام بیان خواهم نمود.
بیان مسئله:
حتما در مراسمات عزاداری حضرت حسین(ع) دیده اید که یکی ازپرطرفدارترین روضه ها در بین قشر روضه خوان و مداح و واعظ و... روضه حضرت رقیه ونیز روضه حضرت علی اصغر است.
دختر سه ساله ای که پدرش را به فجیع ترین شکل ممکن کشته اند وسپس ایشان را به اسارت درآورده و با غل و زنجیر به مقصدی طولانی کوچانیده اند و دراثنای مسیر، مردم کوچه و بازار – به گمان خارجی بودن ایشان – با ایشان برخوردهایزشت و زننده کرده اند و سپس شب هنگام در خرابه ای اسکان شان داده اند و در آنجا ایندختر سه ساله مرتب بهانه پدر را می گرفته و گریه و ناله می کرده و آرام نمی شده استتا اینکه گریه اش حوصله ماموران را سر می برد و ایشان سر پدرش را در طبقی نهاده وپیش رویش می گذارند که :«بیا! پدرت!» و او پارچه را از روی سر بریده کنار می زند وآنقدر ضجه می زند تا جان می دهد!
و نیز روضه حضرت علی اصغر(ع) که شش ماهه بوده و از شدت عطش و بیآبی جانش به لب رسیده و شدت ضعف او پدر را بر آن می دارد تا برای مطالبه جرعه ای آببرای او، روی دست بالایش بیاورد و به سپاه مقابل نشانش دهد و بعد ناگهان دستش باشدت به عقب هل داده شود و وقتی سر بر می گرداند که ببیند چه شده فرزند را غرق درخون می یابد در حالیکه تیری سه شعبه گلویش را دریده است!
این دو روضه را به عنوان نمونه ذکر کردم و واقعیت این است کهتمامی واقعه عاشورا از ابتدا تا انتهایش همینگونه زجر آور و دهشتناک و جان کاه است!
آنچه در مراسمات عزاداری بسیار مشهود است بالا بردن شدت مصائب وظلمهایی است که بر اهل بیت(ع) رفته است و این همان نقطه آغاز شبهه ذهنی من بود کهچرا باید بر این مصیبتها گریست؟


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
بنا بر نقل مشهور حضرت امام حسین (ع)، در روز۲ محرم سال۶۱ هجریقمری وارد کربلا شد.
براساس احادیث صحیح وارده خدای سبحان به زمین کربلا قداست وشرافتی خاص بخشیده که به هیچ جای دیگر زمین حتی مکه معظمه نبخشیده است. امام سجادفرمود: خداوند بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه کعبه را بیافریند و حرم قرارش دهدزمین کربلا را حرمی امن و مبارک قرار داد و آنگاه که خدای متعال زمین را به لرزهدرآورد و تکانش دهد زمین کربلا همانگونه که هست نورانی و پاکیزه بالا برده می شود ودر برترین باغ از باغ های بهشت و برترین خانه آن جای می گیرد که جز پیامبران در آنمنزل نکنند و کربلا در میان باغ های بهشت همانند ستاره برای ساکنان زمین می درخشد ونور آن چشم بهشتیان را خیره می سازد و ندا می دهد منم سرزمین مقدس پاکیزه و مبارککه سیدالشهدا و سرور جوانان بهشت را دربر گرفته ام. (المزار شیخ مفید ص۳۴)
تربت مقدس کربلا شفابخش است؛ امام صادق فرمود: تربت مزارحسینبزرگترین درمان هر دردی است. روایات مربوط به فضیلت کربلا تنها به آنچه شیعیان ازائمه اطهار نقل کرده اند محدود نمی شود بلکه در بسیاری از کتاب های دیگر فرق مختلفاین حقیقت تبیین شده است.
ملاجلال سیوطی نزدیک به بیست روایت از علمای بزرگ اهل تسننمانند بیهقی، ابی نعیم و... در باب فضیلت تربت کربلا نقل کرده است.
البته تمسک به قداست تربت مزار اولیای الهی امری عقلانی و عادیو مرسوم در میان همه مذاهب خاصه مسلمانان است چنان که علامه سمهودی از بزرگان عامهدر کتاب وفاءالوفاء می نویسد: هنگامی که پیامبر وفات یافت مردم از تربت شریف آنحضرت می گرفتند تا اینکه عایشه دستور داد مقابل شان دیوار کشیدند. درون دیوارسوراخی بود که از آن تربت می گرفتند پس عایشه فرمان داد که آن را هم بستند. (وفاءالوفاء ج۱ ص۳۸۵)
امام صادق فرموده است فاطمه زهرا دختر رسول خدا تسبیحی داشت کهنخ آن پشم بود و شمار تکبیرات را روی آن گره زده بود و آن را با دست می چرخاند وتکبیر و تسبیح می گفت پس از آنکه حمزه بن عبدالمطلب به شهادت رسید حضرت با استفادهاز تربت وی تسبیح درست کرد و مردم نیز چنین کردند و چون حسین به شهادت رسید به خاطرفضیلت و برتری تربت وی مردم به آن روی آوردند.
تاریخ و معنای کربلا


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 

یکی از چیزهای برجسته در فرهنگ اسلامی که مصداق بارزی هم در تاریخ صدر اسلام و در طول زمان (البته کمتر، در صدر اسلام بیشتر دارد) عبارت است از فرهنگ رزمندگی و جهاد. جهاد هم فقط در میدان جنگ نیست. هر چیزی که هم تلاش باشد، هم در مقابله با دشمن باشد، این جهاد است، درست توجه فرمائید. بعضی ممکن است یک کاری را انجام دهند. زحمت بکشند بگویند ما داریم جهاد می‌کنیم، نه، جهاد یک شقش این است که در مقابله با دشمن باشد. البته یک وقت در میدان جنگ مسلحانه است، این جهاد رزمی است، یک وقت در میدان سیاست است. این جهاد سیاسی است، یک وقت در میدان مسائل فرهنگی است، این جهاد فرهنگی است. یک وقت در میدان سازندگی است، این جهاد سازندگی است و میدان‌های دیگری هم البته هست. شرط اول این است که در آن تلاش باشد، کوشش باشد، شرط دوم این که در مقابل دشمن باشد. در فرهنگ اسلامی این چیز برجسته‌ای است که عرض کردیم. نمونه‌هایی هم در میدان‌های مختلف دارد. امروز هم از وقتی که ندای مقابله با رژیم منحوس پهلوی از حلقوم امام(ره) و همکاران ایشان در آن روز بیرون آمد در سال ۱۳۴۱ این جهاد شروع شد. قبل از آن هم شروع شد. اما پراکنده بود، کم بود، کم اهمیت بود. از وقتی این مبارزه شروع شد اهمیت پیدا کرد تا رسید به پیروزی این جهاد، پیروزی انقلاب، بعد از آن هم دائماً در این



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین « محمدعلي فروغي » عاشورا را حاصل عمر بابركت حضرت سيدالشهدا (ع) عنوان كرد و اظهار داشت: شيعه هميشه به اين حماسه تاريخي بي‌مثال به عنوان هويت و اصالت خود افتخار مي‌كند و مسير عاشورا را مسير عزت و افتخار خود مي‌داند.

 

وي با بيان اين‌كه امام حسين (ع) وارث و چكيده تمام انبيا و اولياي الهي است، تصريح كرد: تمام صفات انبيا از آدم گرفته تا خاتم در وجود امام حسين (ع) باقي بوده و آن حضرت وارث زحمات تمام انبياي الهي اعم از آدم، نوح، عيسي، ابراهيم و موسي (ع) است.

 

فروغي افزود: اگر سر مبارك آن حضرت در بالاي نيزه‌ها قرآن مي‌خواند در حقيقت طور در عينيت تجلي يافته و نور توحيد بار ديگر تلألو مي‌كند.

 

وي با يادآوري اين‌كه حضرت سيدالشهدا مولا و مقتداي كساني است كه شرافت و حيثيت خود را به ماديات نمي‌فروشند، خاطر نشان كرد: امام حسين (ع) شرف، آبرو و وجاهت شيعيان و مسلمانان واقعي است و بايد شيعه واقعي او فدايي آن حضرت در احياي احكام اسلامي و ارزش‌هاي دين مبين اسلام باشد.

 

امام جمعه موقت اردبيل اضافه كرد: رمز و كليد با حسين (ع) بودن و حسيني زيستن در توجه به احكام اسلامي به ويژه نماز، امر به معروف و نهي از منكر است و اگر انسان وجه‌الله باشد، باقي مي‌ماند چرا كه امام حسين (ع) با بصيرت و دانايي خود وجه‌الله بود.

 

وي در ادامه سخنان خود به ممنوعيت حجاب در كشور جمهوري آذربايجان از سوي سران اين كشور اشاره كرد و ادامه داد: سران اين كشور مطمئن باشند كه انقلاب معنوي در آذربايجان در حال رخ دادن است چرا كه آذربايجان در آينده‌اي نزديك مركز ديني مسلمانان مي‌شود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

مقدمه

در هشت سال دفاع مقدس برای هدایت، چه اصولی را رعایت کردیم؟

گر چه در هشت سال دفاع مقدس اصول مختلفی نقش داشت اما اصل معنویت یکی از مهم ترین، سازنده ترین و تاثیرگذارترین آنها می تواند باشد که به نمونه های مختلفی از آن اشاره می کنیم؟

 

تطابق الگوهای عاشورا با جبهه

کربلا اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا اُنس و اُلفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش حیات خود را در خود حس نکند. جامعه ای که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار از پویایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هایی اند که حُریت، عزت، جوانمردی، پاکبازی، اخوت، صمیمیت، عرفان، ایمان و شهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیری هاشان خواهد شد.(عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس،ج3 ص 20)

رهبر معظم انقلاب می فرمایند:' شما ببینید این نصف روز حادثه (کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است.' (حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری،ج7ص236-237)

سیمای پیرانی که در جبهه می جنگیدند، حبیب بن مظاهر را تداعی می کرد. نوجوانان به قاسم سرداران به ابوالفضل و جوانان به علی اکبر تشبیه می شدند. در نامه هایی که از جبهه به خانواده ها می رسید، به صبوری زینب توصیه می شد. حتی کودکان شهید در بمباران و حملات موشکی، به علی اصغر تشبیه می شدند.

 

در یک نگاه کلی، به برخی از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس اشاره می کنیم:

1-     هر دو برای دفاع از حریم ارزش ها و حفظ اسلام و رضای پروردگار، رویاروی دشمن می ایستند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

معنی تحريف و انواع آن
سلام وعرض تعزیت به مناسبت عاشورای حسینی علیه السلام نظرشماعزیزان رابه سخنان استادشهیدمطهری ازکتاب این بزرگوارتحت عنوان حماسه حسینی که درقسمت های دنباله داروپیوسته این حقیرمدیروبلاگ به نظرشمابازدیدکنندگان وبلاگ می رسانم امیداست موردرضای حق تعالی قرارگیردقسمت اول سخنان شهیدبزرگوارآیت ا...مطهری
الحمد لله رب العالمين باری‏ء الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی‏
عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی‏القاسم محمد
صلی الله عليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ
بالله من الشيطان الرجيم :
« فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏
مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »( 1 ) .
موضوع بحث ، تحريفات در واقعه تاريخی كربلاست . در بازگوئی اين واقعه‏
بزرگ ، تحريفاتی صورت گرفته است . لهذا اين بحث را در چهار فصل خلاصه‏
می‏كنيم . فصل اول در اطراف معنی تحريف و انواع تحريفاتی كه در دنيا
وجود دارد و اشاره به اينكه انواع
پاورقی :
1 - پس چون ( بنی اسرائيل ) پيمان شكستند آنان را لعنت كرديم و
دلهايشان را سخت گردانيديم ( كه موعظه در آنها اثر نكرد ) ، كلمات خدا
را از جای خود تغيير می‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد (
در تورات ) نصيب بزرگی را از دست دادند . سوره مائده . 13
11

حريفات در حادثه تاريخی عاشورا واقع شده است . فصل دوم درباره عوامل‏
تحريف است ، يعنی بطور كلی در قضايای دنيا كه تحريف صورت می‏گيرد ، به‏
چه علت صورت می‏گيرد ،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيز ديگری از آب در آمده است . آن وقت شما
می‏گوئيد اين آدم حرف مرا تحريف كرده است . مخصوصا اگر كسی در سندهای‏
رسمی دست ببرد ، می‏گويند سند را تحريف كرده است . اينها مثالهائی بود
برای روشن شدن معنی كلمه تحريف و اين كلمه بيش از اين احتياج به توضيح‏
ندارد . حال به شرح انواع تحريف می‏پردازيم :
تحريف انواعی دارد كه مهمترين آنها عبارت است از : تحريف لفظی و
تحريف معنوی . تحريف لفظی اين است كه ظاهر مطلبی را عوض كنند ، مثلا
از يك گفتار عبارتی حذف شود يا به آن عبارتی اضافه شود ، و يا جمله‏ها
را چنان پس و پيش كنند كه معنی آن فرق كند ، يعنی در ظاهر و در لفظ
گفتار تصرف كنند .
تحريف معنوی اين است كه شما در لفظ تصرف نمی‏كنيد ، لفظ همان است كه‏
بوده ، ولی آن را طوری معنی می‏كنيد كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است .
آن را طوری معنی می‏كنيد كه مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلی‏
گوينده .
قرآن كريم كلمه تحريف را مخصوصا در مورد يهوديها بكار برده و با ملاحظه‏
تاريخ معلوم می‏شود كه اينها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند . نمی‏دانم‏
اين چه نژادی است كه تمايل عجيبی به قلب حقايق و تحريف دارد لهذا
هميشه كارهايی را در اختيار می‏گيرند كه در آنها بشود حقايق را تحريف و
قلب كرد . من شنيده‏ام بعضی از همين خبر گزاريهای معروف دنيا كه راديوها
و روزنامه‏ها هميشه از اينها نقل
13
می‏كنند منحصرا در دست يهوديهاست . چرا ؟ برای اينكه بتوانند قضايا را
در دنيا آن طوری كه دلشان می‏خواهد منعكس كنند و قرآن چه عجيب درباره‏
اينها حرف می‏زند . اين خصيصه يهوديان كه تحريف است ، در قرآن بصورت‏
يك خصيصه نژادی شناخته شده است . در يكی از آيات قرآن در سوره بقره‏
می‏فرمايد : « افتطمعون ان يؤمنوا لكم »ای مسلمانان آيا شما طمع بستيد كه‏
اينها به شما راست بگويند ؟ اينها همانها هستند كه با موسی می‏رفتند و
سخن خدا را می‏شنيدند اما وقتی كه برمی‏گشتند تا در ميان قومشان نقل كنند
آن را زير و رو می‏كردند .
« افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم‏
يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون »( 1 ) .
تحريف هم كه می‏كردند ، نه از باب اينكه نمی‏فهميدند و عوضی بازگو
می‏كردند ، نه ، اينها ملت باهوشی هستند و خوب هم می‏فهميدند ، اما در
عين اينكه خوب می‏فهميدند معذلك حرفها را ، سخنان را به گونه‏ای ديگر
برای مردم بيان می‏كردند . تحريف همين است . يعنی پيچ دادن ، كج كردن‏
چيزی ، از مسير اصلی منحرف كردن . اينها در كتب الهی تحريف كردند .
قرآن در اين مورد در بسياری از جاها يا كلمه تحريف را آورده و يا به‏
صورت ديگری مطلب را بيان كرده است . ولی مفسرين ذكر كرده‏اند كه تحريفی‏
كه قرآن می‏گويد اعم از تحريف
پاورقی :
1 - آيا طمع داريد كه يهودان به دين شما بگروند در صورتی كه گروهی از
آنان كلام خدا را شنيده و بدلخواه خود آن را تحريف می‏كنند با آنكه در كلام‏
خدا تعقل كرده معنی آن را دريافته‏اند . سوره بقره ، . 75


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

16
شعر الحاقی در مثنوی اضافه كرده‏اند كه خدا می‏داند . مثلا يك شعر عالی‏
راجع به اثر محبت در مثنويهای اصل بوده است كه می‏گويد :

از محبت تلخها شيرين شود
وز محبت مسها زرين شود

كه حرف حسابی است . محبت مثل چيزی است كه تلخها را شيرين می‏كند ،
محبت حكم كيميا را دارد كه مس وجود انسان را تبديل به زر می‏كند . بعد
ديگران آمدند و بدون اينكه تناسبی وجود داشته باشد اشعاری به آن افزودند
. مثلا گفتند : از محبت مار موری می‏شود ، و يا از محبت مثلا سقف ديوار
می‏شود و يا از محبت خربزه هندوانه می‏شود كه اينها ديگر ربطی به موضوع‏
ندارد . البته اينها نبايد بشود ولی اين تحريفها به حيات و سعادت‏
اجتماع ضربه نمی‏زند ، در مسير اجتماع انحرافی ايجاد نمی‏كند ، اما تحريف‏
در چيزهائی كه بستگی به اخلاق و تربيت و دين مردم دارد خطرناك است ، و
وای به آنجا كه در اسناد و پشتوانه‏های زندگی بشر تحريف صورت بگيرد .
حادثه كربلا برای ما مردم ، خواهی نخواهی يك حادثه بزرگ اجتماعی است‏
. يعنی در تربيت ما ، در خلق و خوی ما اين حادثه اثر دارد .
حادثه‏ای است كه خود بخود بدون اينكه هيچ قدرتی ما مردم را مجبور كرده‏
باشد ، ميليونها نفر و قهرا ميليونها ساعت از وقت خودمان را برای‏
استماع قضايای مربوط به آن صرف می‏كنيم ، ميليونها تومان در اين راه خرج‏
می‏كنيم . اين قضيه بايد همان طوری كه بوده است بدون كم و زياد بيان شود
و اگر كوچكترين
17

داخل و تصرفی از طرف ما در اين حادثه صورت بگيرد ، حادثه را منحرف‏
می‏كند و بجای اينكه ما از اين حادثه استفاده بكنيم قطعا ضرر خواهيم كرد .
حالا بحث من اين است كه در نقل و بازگو كردن حادثه عاشورا ، ما هزاران‏
تحريف وارد كرده‏ايم ! هم تحريفهای لفظی ، يعنی شكلی و ظاهری كه راجع به‏
اصل قضايا ، راجع به مقدمات قضايا ، راجع به متن مطلب و راجع به حواشی‏
مطلب است ، و هم تحريف در تفسير اين حادثه . با كمال تاسف اين حادثه‏
، هم دچار تحريفهای لفظی شده و هم دچار تحريفهای معنوی . گاهی از اوقات‏
تحريفهايی كه می‏شود لااقل با اصل مطلب هماهنگی دارد ، ولی گاهی وقتها
تحريف ، كوچكترين هماهنگی كه ندارد هيچ ، قضيه را هم مسخ می‏كند ، قضيه‏
را به كلی واژگون می‏كند و به شكلی در می‏آورد كه به صورت ضد خودش‏
درمی‏آيد . باز هم با كمال تاسف بايد بگويم تحريفهايی كه بدست ما مردم‏
در اين حادثه صورت گرفته است همه در جهت پائين آوردن و مسخ كردن قضيه‏
بوده است ، در جهت بی خاصيت و بی اثر كردن قضيه بوده است . و در اين‏
قضيه ، هم گويندگان و علمای امت ، و هم مردم تقصير داشته‏اند كه همه‏
اينها را انشاء الله توضيح خواهم داد .
من نمونه‏هايی از بعضی تحريفهايی كه در لفظ ظاهر ، يعنی در شكل قضيه‏
بوجود آورده‏اند و چيزهايی كه نسبت داده‏اند را ذكر می‏كنم . مطلب آنقدر
زياد است كه قابل بيان كردن نيست ، آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم‏

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

20
يك مطلب را لازم است قبلا بگويم كه در همه اينها مردم مسؤولند . يعنی‏
شما مردمی كه در روضه خوانيها شركت می‏كنيد ، هيچ خيال نمی‏كنيد كه در اين‏
قضيه مسؤول هستيد ، بلكه فكر می‏كنيد كه مسؤول فقط گويندگان هستند . دو
مسؤوليت بزرگ مردم دارند ، يكی اينكه نهی از منكر بر همه واجب است .
وقتی می‏فهمند و می‏دانند كه اغلب هم می‏دانند كه دروغ است ، نبايد در آن‏
مجلس بنشينند كه حرام است و بايد مبارزه كنند . و ديگر از بين بردن‏
تمايلی است كه صاحب مجلسها و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به‏
اصطلاح مجلس بايد بگيرد ، بايد كربلا شود . روضه خوان بيچاره می‏بيند كه‏
اگر هر چه می‏گويد راست و درست باشد آن طور كه شايد و بايد مجلس‏
نمی‏گيرد و همين مردم هم دعوتش نمی‏كنند ، ناچار يك چيزی اضافه می‏كند .
مردم بايد اين انتظار را از سر خودشان بيرون كنند و با رفتارشان آن روضه‏
خوانی را كه می‏ميراند و مجلس را كربلا می‏كند تشويق نكنند . كربلا می‏كند
يعنی چه ! مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان ، سطح فكرشان بالا
بيايد و بدانند كه اگر روحشان در يك كلمه اهتزاز پيدا كرد ، يعنی با روح‏
حسين بن علی هماهنگ شد و در نتيجه اشكی ولو ذره‏ای ، از چشمشان بيرون آمد
واقعا مقام بزرگی است . اما اشكی كه از راه قصابی كردن از چشم بيرون‏
بيايد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد .
نقل می‏كنند كه يكی از علمای بزرگ در يكی از شهرستانها تا اندازه‏ای درد
دين داشت و هميشه به اين دروغهائی كه روی منبر گفته
21
می‏شد اعتراض می‏كرد و تعبيرش هم اين بود كه اين زهرماريها چيست كه بالای‏
منبرها می‏گوئيد . يك وقت يك واعظی به او گفت اگر اينها را نگوئيم اصلا
بايد در دكان را تخته كنيم ! آن آقا جواب داد اينها دروغ است و نبايد
گفته شود . از قضا چندی بعد خود اين آقا بانی شد و مجلسی در مسجد خودش‏
تشكيل داد و همان واعظ را دعوت كرد ، ولی قبل از شروع منبر به واعظ گفت‏
من می‏خواهم به عنوان نمونه مجلسی ترتيب بدهم كه جز روضه راست در آن‏
خوانده نشود و تو هم بايد مقيد باشی كه جز از كتابهای معتبر هيچ روضه‏ای‏
نخوانی ، و با تعبير خودش گفت از آن زهرماريها نبايد چيزی بگويی . واعظ
هم گفت چون مجلس مال شماست اطاعت می‏شود . شب اول خود آقا در محراب‏
رو به قبله نشسته بود ، منبر هم كنار محراب بود . آقای واعظ صحبتهايش‏
را كرد و موقع خواندن روضه شد ، شروع كرد به خواندن روضه و خود را مقيد
كرده بود كه جز روضه راست چيزی نگويد ، اما هر چه گفت مجلس تكان نخورد
و همين طور يخ كرده بود . آقا ديد عجب ، اين مجلس مال خودش هم هست‏
بعد مردم چه می‏گويند ، زنها می‏گويند لابد آقا نيتش پاك نيست كه مجلسش‏
نمی‏گيرد ، اگر آقا خودش نيتش درست بود ، اخلاص نيت داشت ، حالا كربلا
شده بود . ديد كه آبرويش می‏رود چه بكند ؟ يواشكی و زير چشمی به واعظ
گفت يك كمی از آن زهرماريها قاطی كن .
اين انتظاری كه مردم برای كربلا شدن دارند ، خود دروغ ساز است و لهذا
غالب جعلياتی كه شده است مقدمه گريز زدن بوده است .


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

24
چه ؟ اين تاريخ است كه می‏گويد : امام حسين در حالی كه بيرون می‏آمد اين‏
آيه را می‏خواند : « فخرج منها خائفا يترقب »( 1 ) يعنی در اين بيرون‏
آمدن خودش را به موسی بن عمران كه از فرعون فرار می‏كرد تشبيه كرده است‏
: « قال عسی ربی ان يهدينی سواء السبيل »( 2 ) يك قافله بسيار بسيار
ساده‏ای حركت كرده بود . مگر عظمت اباعبدالله به اين است كه يك كرسی‏
مثلا زرين برايش گذاشته باشند ؟ ! يا عظمت خاندان او به اين است كه‏
سوار محملهائی از ديباج و حرير شده باشند ؟ ! اسبها و شترهايشان چطور
باشد ، نوكرهايشان چطور باشد ؟ !
نمونه ديگر از تحريف در وقايع عاشورا كه يكی از معروفترين قضايا شده‏
است و حتی يك تاريخ هم به آن گواهی نمی‏دهد قصه ليلا مادر حضرت علی اكبر
است . البته ايشان مادری به نام ليلا داشته‏اند ، ولی حتی يك مورخ نگفته‏
كه ليلا در كربلا بوده است . اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علی اكبر
داريم ، روضه آمدن ليلا به بالين علی اكبر . حتی من در قم ، در مجلسی كه‏
به نام آيه الله بروجردی تشكيل شده بود
پاورقی :
1 - آيه به طور كامل اين است : فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجنی‏
من القوم الظالمين »يعنی موسی از مصر با ترس و نگرانی از دشمن به جانب‏
شهر مدين بيرون رفت و گفت پروردگارا مرا از شر اين قوم ستمكار نجات ده‏
. سوره قصص . 21
2 - آيه بطور كامل اين است : و لما توجه تلقاء مدين قال عسی ربی ان‏
يهدينی سواء السبيل »و چون از مصر بيرون شد و سر به بيابان رو بجانب‏
شهر مدائن آورد با خود گفت اميد است كه خدا مرا به راه راست هدايت‏
فرمايد . سوره قصص . 22
25

كه البته خود ايشان در مجلس نبودند ، همين روضه را شنيدم كه علی اكبر به‏
ميدان رفت ، حضرت به ليلا فرمود كه از جدم شنيدم كه دعای مادر در حق‏
فرزند مستجاب است ، برو در فلان خيمه خلوت موهايت را پريشان كن ، در
حق فرزندت دعا كن شايد خداوند اين فرزند را سالم بما برگرداند ؟ ! اولا
ليلائی در كربلا نبوده كه چنين كند . ثانيا اصلا اين منطق ، منطق حسين نيست‏
. منطق حسين در روز عاشورا ، منطق جانبازی است . تمام مورخين نوشته‏اند
كه هر كس اجازه می‏خواست ، حضرت به هر نحوی كه می‏شد عذری برايش ذكر
كند ، ذكر می‏كرد ، بجز برای علی اكبر فاستاذن فی القتال اباه فاذن له ( 1
) . يعنی تا اجازه خواست ، گفت برو . حال چه شعرها كه سروده نشده ! از
جمله اين شعر كه می‏گويد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

28
و فقيه بزرگی است ، ولی از اين موضوعات اطلاع نداشته ، نوشته شده است‏
كه يكی از اصحابی كه در روز عاشورا از زير زمين جوشيد ، هاشم مرقال بود ،
در حالی كه يك نيزه هجده ذرعی هم دستش بود . آخر يك كسی هم گفته بود
سنان بن انس كه بنا بقول بعضی سر امام حسين را بريد ، نيزه‏ای داشت كه‏
شصت فرع بود . گفتند نيزه شصت ذرعی كه نمی‏شود ! گفت خدا برايش از
بهشت فرستاده بود . در كتاب محرق القلوب هم نوشته كه هاشم بن عتبه‏
مرقال با نيزه هجده ذرعی پيدا شد در حالی كه اين هاشم بن عتبه از اصحاب‏
حضرت امير بوده و در بيست سال پيش كشته شده بود . ما برای امام حسين‏
يارانی ذكر می‏كنيم كه چنين يارانی نداشته است . و يا زعفرجنی جزو ياران‏
امام حسين است . اما دشمنانی ذكر می‏كنند كه نبوده است . در كتاب اسرار
الشهاده نوشته شده است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار
نفر بود . بايد سؤال كرد اينها از كجا پيدا شدند ؟ اينها همه در كوفه‏
بودند ، مگر چنين چيزی می‏شود ؟ ! و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين‏
در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت ! با بمبی كه در
هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند ، و من حساب كردم كه‏
اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود ،
كشتن سيصدهزار نفر ، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت می‏خواهد . بعد
كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نمی‏آيد ، گفتند روز عاشورا هم‏
هفتاد ساعت بوده است !
همين طور درباره حضرت ابوالفضل گفته‏اند كه بيست و پنج
29
هزار نفر را كشت كه حساب كردم اگر در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، شش‏
ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت می‏خواهد . پس حرف اين مرد
بزرگ ، حاجی نوری را باور كنيم كه می‏گويد : اگر كسی بخواهد امروز بگريد،
اگر كسی بخواهد امروز ذكر مصيبت كند ، بايد بر مصائب جديده ابا عبدالله‏
بگريد ، بر اين دروغهائی كه به اباعبدالله عليه السلام نسبت داده می‏شود ،
گريه كند .
نمونه ديگر ، اربعين است . اربعين كه می‏رسد ، همه ، اين روضه را
می‏خوانند و مردم هم خيال می‏كنند اين طور است كه اسراء از شام به كربلا
آمدند و در آنجا با جابر ملاقات كردند و امام زين العابدين هم با جابر
ملاقات كرد . در صورتی كه بجز در كتاب لهوف كه آن هم نويسنده‏اش يعنی‏
سيد بن طاووس در كتابهای ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تاييد نكرده‏
است ، در هيچ كتاب ديگری چنين چيزی نيست و هيچ دليل عقلی هم اين را
تاييد نمی‏كند ، ولی مگر می‏شود اين قضايائی را كه هر سال گفته می‏شود از
مردم گرفت ؟ ! جابر اولين زائر امام حسين عليه‏السلام بوده است و اربعين‏
هم جز موضوع زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام هيچ چيز ديگری ندارد . موضوع‏
تجديد عزای اهل بيت نيست ، موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست ، اصلا
راه شام از كربلا نيست ، راه شام به مدينه ، از همان شام جدا می‏شود .
آن چيزی كه بيشتر دل انسان را به درد می‏آورد اينست كه اتفاقا در ميان‏
وقايع تاريخی كمتر واقعه‏ای است كه از نظر نقلهای معتبر به اندازه حادثه‏
كربلا غنی باشد . من در سابق خيال می‏كردم كه اساسا


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏كردم . آن يكی‏
می‏گويد هزار بار ، ديگری می‏گويد ای كاش امكان داشت جانم را فدای تو كنم‏
، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاكسترش كنند ، آنگاه خاكسترش را بباد دهند
و دوباره مرا زنده كنند و باز . . . اول كسی كه به سخن آمد برادرش‏
ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم . همينكه اين سخنان را گفتند ، امام‏
مطلب را عوض كرد و از حقايق فردا قضايائی را گفت . به آنها خبر كشته‏
شدن را داد كه همه آنها درست مثل يك مژده بزرگ تلقی كردند . همين‏
جوانی كه اين قدر به او ظلم می‏كنيم و آرزوی او را دامادی می‏دانيم ، سؤالی‏
كرد كه در حقيقت خودش گفته است كه آرزوی من چيست ؟ وقتی كه جمعی از
مردان در مجلسی اجتماع می‏كنند ، يك بچه سيزده ساله در جمع آنها شركت‏
نمی‏كند ، پشت سر مردان می‏نشيند .
مثل اينكه اين جوان پشت سر اصحاب نشسته بود و مرتب سر می‏كشيد كه‏
ديگران چه می‏گويند . وقتی كه امام فرمود همه شما كشته می‏شويد ، اين طفل‏
با خودش فكر كرد كه آيا شامل من هم خواهد شد يا نه ؟ آخر من بچه هستم‏
شايد مقصود آقا اين است كه بزرگان كشته می‏شوند و من هنوز صغيرم . لذا رو
كرد به آقا و عرض كرد : و انا فی من يقتل ؟ آيا من هم جزء كشته شدگان‏
هستم يا نيستم ؟ حالا ببينيد آرزو چيست ؟ امام فرمود اول من از تو يك‏
سؤال می‏كنم ، جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می دهم . من اينطور فكر
می‏كنم كه آقا اين سؤال را مخصوصا كرد ، می‏خواست اين سؤال و جواب پيش‏
بيايد تا مردم آينده


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آذر 1389  توسط محمدعلي حاجيان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.