ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

سپاه نیوز: معاون امور مجلس و استان هاي صدا و سيما گفت: "دا" پل ارتباطي است ميان واقعه 61 هجري و حادثه کربلا و هشت سال دفاع مقدس که شباهت هاي بسيار نزديکي با هم دارند و دفاع مقدس ما برگرفته از آن حال و هوا و آموزه ها است.

به گزارش سپاه نیوز؛ حجت الاسلام والمسلمين"سيدرمضان موسوي مقدم" در آيين آغاز توليد مجموعه نمايش راديويي "دا" با اشاره به اينکه پس از انتشار کتاب "دا" آن را خوانده گفت: "دا" قصه و داستان نيست، چون قصه با نوعي افسانه و تخيل سروکار دارد و اين کتاب از اين منظر مستثني است. دا حقيقتي است که از دل برآمد و احساس را واقعيت بخشيد.
وي افزود: دا منشور کامل مظلوميت ملتي است که بدنبال حق و حقيقت بود. دا دادنامه اي است عليه همه متجاوزان عالم ؛ فرياد در گلو خفته و بغض در ترک خورده مردمي است که جز حق خود چيزي نمي خواست و هشت سال مظلومانه دفاع کرد.
معاون امور مجلس و استان هاي صدا و سيما خاطرنشان کرد:دا سند افتخاري است که از آموزه هاي ديني و قرآني ما سرچشمه گرفته چرا که ما در فضايل اخلاقي و آموزه هاي ديني مثل ايثار، صبر، استقامت و بردباري را به عينيت بخشيده ايم. دا يک اثر استثنايي است که بر تارک تاريخ ادبيات ما خواهد درخشيد.
در ادامه اين مراسم "حبيب الله مازندراني" با اشاره به برگزاري جلسات دستگاه هاي فرهنگي کشور زير نظر رهبر معظم انقلاب گفت: در اين جلسات براي هم افزايي دستگاه هاي فرهنگي تصميم گرفته شد که کتاب ارزشمند "دا" که توسط انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به زيور طرح آراسته شد را به يک اثر ماندگار راديويي تبديل کنيم.
مديرکل صداي استانها اظهار داشت:نوشتن متن اين نمايش به جواد پيشگر واگذار شد و امروز اين کار، بعد از چهار تا پنج ماه تهيه مقدمات آماده ضبط شده است.
وي افزود: کمتر کسي پيدا مي شود که کتاب دا را خوانده باشد و پا به پاي مولف و راوي داستان اشک نريخته باشد چرا که دا تنها يک کلمه نيست، دا تصوير مقاومت زنان ايراني است. دا لحظه لحظه جنگي است که به کشور ما تحميل شد و صبر و تحملي است که فرزندان اين آب و خاک و قهرمانان اين داستان با آن درگير بودند.
مازندراني با بيان اينکه کتاب دا در ميان آثاري که در خصوص دفاع مقدس نوشته شده اند يکي از قله هاي اين آثار ادبيات دفاع مقدس است، خاطرنشان کرد: بعد از انقلاب اسلامي و در هشت سال دفاع مقدس براي جنگ هزينه هاي زيادي شد که اينها هزينه نيست بلکه سرمايه گذاري هايي بوده که نظام جمهوري اسلامي براي پاسداشت دفاع مقدس انجام داده است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

پس از شهادت امام حسین(ع) در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری و ترک لشکر ابن سعد از میدان جنگ، جنازه امام حسین(ع) و یاران او بر زمین ماند.
آنگاه تعدادی از قبیله بنی اسد که از قدیمی ترین قبایل عربی ساکن در شهر کربلا به شمار می رفته، به آنجا آمده و سه گودال قبر مهیا کردند. یکی از آنها برای شهدای بنی هاشم، دیگری جهت مابقی یاران امام حسین(ع) و یکی نیز برای تدفین امام(ع) بود.
انتقال یکباره جسد مبارک امام حسین(ع)برای آنها غیر ممکن بود زیرا جسد پاره پاره شده بود. لذا آنها را داخل حصیری گذاشته و به طرف قبر برده و در آنجا دفن کردند.
افراد قبیله پس از تدفین، سریعاً به طرف مزارع خود رفته از بیم اینکه اتباع ابن زیاد آنها را ببینید...پس از هفته ها صحابی جلیل جابربن عبداللّه انصاری به زیارت امام(ع) رفته و گریه کنان برکنار قبر شریف او نشست... سپس او هم به جهت اینکه در دید اتباع ابن زیاد قرار نگیرد، شبانه آنجا را ترک کرد.
1ـ قبر شریف، حالت معمولی داشت تا اینکه سلیمان بن صرد خزاعی و گروهش که بعدها به توابین مشهور شدند به آنجا آمده و جایگاه مخصوصی برای مزار درست کردند. در همانجا آنها هم پیمان شدند که انتقام او را از ابن زیاد و آل مروان بگیرند.
2ـ پس از آنها، مختار به سال 66 هجری قیام کرد و برای مزار، علاماتی جهت راهنمایی زائرین، درست کرد و مرقد مطهر امام را به مکانی معلوم و مشخص تبدیل ساخت.
از آن پس قافله های مسلمان برای تبرک و زیارت قبر امام به آنجا رهسپار می شدند. هیچ یک از والیان اموی، اقدامی در مورد مزار به عمل نیاوردند بلکه تلاش بسیار می نمودند که از آمدن زائرین به طرف قبر شریف خودداری کنند. اما زائران با دادن اجناس و هدایا به سربازان اموی، به زیارت قبر امام(ع) می رفتند.
3ـ پس از سقوط امویان به سال 132 هجری و تأسیس حکومت عباسی، اقبال مسلمانان به زیارت مرقد امام حسین(ع) رو به ازدیاد گذاشت. خلفای عباسی برای زائرین تسهیلاتی را فراهم کردند جز این تعدادی از خلفای آنها، زایران امام حسین(ع) را از زیارت منع کرده و برخی نیز قبر ایشان را ویران ساختند. کینه ورزترین خلفای عباسی نسبت به امام حسین(ع) متوکل بوده، پس از قتل متوکل پسرش مستنصر که بر عکس پدرش دوستار امام حسین(ع) بود به تخت نشست او به زیارت مرقد امام(ع) رفته و مبالغ قابل توجهی برای بنای مرقد مطهر تخصیص داد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

ياران و اصحاب اباعبدالله الحسين(ع)، چه آنان كه قبل از شهادت آن حضرت وفات يافته‏اند و چه آنان كه پس از شهادت ايشان از دنيا رفته‏اند، بسيار زيادند. در اين جا تنها نام آناني را كه در واقعه عاشورا به شرف شهادت نايل آمده‏اند، ذكر مي‏كنيم:
الف) بني هاشم
1. عباس‏بن علي، معروف به‏ابوالفضل العباس(ع).
2. ابوبكربن علي.
3. محمد اصغربن علي.
4. عبدالله‏بن علي.
5. عبدالله بن اصغر.
6. جعفربن علي.
7. عمربن علي.
8. عثمان بن علي.
9. محمدبن عباس بن علي.
10. عبدالله‏بن عباس بن علي.
11. علي بن حسين(علي اكبر).
12. عبدالله رضيع(علي اصغر).
13. ابراهيم بن حسين.
14. قاسم بن حسن.
15. ابوبكربن حسن.
16. عبدالله بن حسن.
17. بشربن حسن.
18. محمدبن عبدالله بن جعفر.
19. عون بن عبدالله بن جعفر.
20. عبيدالله بن عبدالله بن جعفر.
21. مسلم بن عقيل.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

1ـ در هـم شكستـن اركان مخـوف ديـن سالاري ساختگـي اموي كه امويان ويارانشان سلطه سلطنتي خـود را بر آن استـوار ساخته بـودند و رسـوا ساختن حاكمان تبهكار بنـي اميه كه پيـوسته در صـدد احياي نظام جـاهلـي بـودند.
2ـ بيدار كردن وجدانها خفته: شهادت فجيع امام حسيـن(ع) در كربلا مـوجي شـديـد از احساس گناه در وجـدان مسلمانانـي كه او را ياري نكردنـد برانگيخت.
اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف آنها را وادار مي ساخت كه گناهي را كه مـرتكب شـده اند با كفاره بشـوينـد و از طـرف ديگـر به كسانـي كه آنهارا به ارتكاب چنيـن گناهـي واداشته بودند, كينه و نفرت بـورزند. به طـوري كه انگيزه قيام تـوابيـن همان كفـاره يـاري نـكـردن امام حسيـن(ع) و انتقام گـرفتـن از امويان بود. مقدر چنين بود كه آتـش ايـن احساس گناه, پيوسته برافروخته ماند و انگيزه انتقام از بنـي اميه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضـد ستمگران منتهي گردد.
3ـ ارائه اخلاق جـديد: قيام امـام حسيـن(ع) مـوجــب آن گرديـد كه در جامعه, نـوعي اخلاق بلند نظرانه پديد آيد. امام(ع) و فرزندان ويارانـش در قيام بر ضد بنـي اميه اخلاق عالي اسلامي را با همه صفات و طراوت آن نشان دادنـد. آنان ايـن اخلاق را بـر زبـان نيـاوردنـد بلكه بـا خـون خـود آن را مسجل سـاختند.
مـردم عادي قبايل عادت كـرده بـودنـد كه ديـن و وجدان خود را به بهاي اندك بفروشند و در برابر ستمكاران گردن خـم كنند تا از عطاهاي آنان بهره مند گردند. هدف مسلمانان عادي همان زندگـي روزمره شخصـي بـود و تنها به زنـدگانـي خـويـش مـي انـديشيـدنـد. در آنان, دردهاي اجتماعي تـاثيــري نـداشت, به قـول شـاعر:
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
بامردم بي درد نداني كه چه دردي است !



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

هدف قيام امام حسين(ع) را به آساني و بدون تكلف مي تـوان از سخنـان آن حضرت استنباط كرد. آنگاه كه امام(ع) بر اثر تهاجم عمال حكومت نـاچار شـد از مدينه خارج گردد, در ضمـن نوشته اي, هدف حركت خـود را چنيـن شرح داد:
1ـ((انـي لـم اخرج اشرا ولا بطرا و لا مفسـدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فـي امه جـدي, اريـد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بـي ابيطالب))
يعني:((مـن از روي خود خواهي و خـوشگذاراني و يا براي فساد و ستمگري قيام نكردم, مـن فقط براي اصلاح در امت جدم از وطـن خارج شدم. مـي خـواهـم امر به معروف ونهي از منكر كنم وبه سيره و روش جدم و پدرم علي بن ابيطالب عمل كنم.))
در اين سخـن چند نكته مهم, شايان تـوجه است:
1ـ اصلاح امت
2ـ امر به معروف و نهي از منكر
3ـ تحقق سيره و روش پيامبر و علي(ع)
2ـ آن حضرت در مقام ديگري فرموده است:
((اللهم انك تعلـم ما كان منا تنافسا فـي سلطان و لا التماسا مـن فضـول الحطام ولكـن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك و يامن المظلومون مـن عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك.))
((بار خدايا تـو مـي داني كه آنچه از ما اظهار شـده براي رقابت در قدرت و دستيابـي به كالاي دنيا نبـوده, بلكه هدف ما ايـن است كه نشانه هاي دينت را به جاي خـود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييـم, تا ستمـديـدگان از بندگانت امنيت يابنـد و به واجبات و سنتهاو دستـورهاي دينت عمل شـود.))
در ايـن سخـن هـم چند نكته قابل تـوجه است:



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

ميلاد با بـركت حضـرت ابـي عبـدالله الحسين(ع) دومين فرزندامام علي و فاطمه زهرا(س) بنا بـر مشهور, روز سـوم شعبان سال چهارم هجري در مـدينه بـوده است. پـس از ولادت, پيامبر اكرم(ص) نام وي را((حسيـن)) گذاشت, آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: تو رامصيبتي عظيم در پيش است, خداوندا كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدي و سفينه النجاه و سيد الشهداء و ابوعبدالله معروف است.
مسعودي مي نويسد:امام حسين(ع)مدت هفت سال با رسول خدا(ص) بود و در اين مدت, آن حضرت خود متصدي غذا دادن و علم و ادب آموختـن بود كه كوچكتريـن ناراحتي او را نمي تـوانست تحمل كند. روزي پيامبر از در خانه فاطمه(س) مـي گذشت, صداي گريه حسين را شنيد وارد خانه شد و به دخترش فرمـود: مگر نمـي داني كه گريه حسيـن در مـن چقـدر مـوثـر است, آن گـاه طفل را بـوسيـد و گفت:
((خداوندا مـن ايـن كودك را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار.))



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

یكی از راههای عمیق و در عین حال ساده و آسان برای شناخت اسلام و آثار سازنده آن، مطالعه زندگی اصحاب خاصّ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهم‏السلام است. آنها كه تا آخر عمر در خط پیامبر و امامان بودند و از جانب آن بزرگوران مورد تأیید قرار گرفتند.

جابر بن عبداللّه انصاری از افراد نادری است كه براستی شاگردفهیم، عارف، پارسا، مجاهد و وارسته پیامبر صلی الله علیه و آله بود. وی بیش از ۹۰سال عمر پربركت خود را در راه اسلام و گسترش آن صرف كرد و شیرمردی مخلص و نستوه،عابدی وارسته و عاشق و عالمی پرتلاش بود. جابر پنج امام را درك كرد، از شاگردان ویاران مخصوص همه آنها بود و در نشر اندیشه آنان، سهمی بزرگ داشت. «جابربن عبداللّهانصاری» كسی بود كه هم اسلام او را پرورش داد و هم او موجب رشد و گسترش اسلام شد. او در این میدان، گوی سبقت از همگنان ربود و چنان درخشید كه وی را از «اصفیا» میدانند.
او به دو موضوع، كه در مكتب اسلام بسیار مهم و سرنوشت ساز است،اهمیت بسیار می داد:
۱ـ پاسداری و نگهبانی عمیق و جدّی از خط راستین ولایت و رهبریامامان برحق،
۲ـ نقل و نشر احادیث پیامبر و امامان علیهم السلام و گسترشفرهنگ اسلام.
او چنان به نشر روایات اهمیت می داد كه در تمام كتب احادیثاسلامی، نام او به عنوان ناقل حدیث و ناشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام می درخشد. پسضروری است كه زندگی این بزرگوار را مورد مطالعه قرار داده، از آن درس گیریم و درزندگی خود به كار بندیم.
جابر كیست؟
جابر بن عبداللّه انصاری یار باوفای پیامبر صلی الله علیه و آلهو شیفته حق و پاسدار جان بركف اسلام حدود پانزده سال قبل از هجرت در مدینه و درخانواده ای محترم، از خاندان «خزرج» متولد شد. پدر جابر «عبداللّه بن عمرو» ازنخستین كسانی است كه قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله از مكه به مدینه،اسلام را پذیرفت.
او تمام زندگی اش را وقف گسترش اسلام كرده بود. و بیش از صدسالداشت.(۱) در جنگ بدر شركت كرد و در جنگ احد به درجه رفیع شهادت دست یافت.(۲) ناممادر جابر «نسیبه» بود و دختر، عقبة بن عدی به شمار می آمد.(۳)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

نهضت سیدالشهدا(ع) و هدف آن با یك سیر اجمالی در وضع عمومی آن روز، می ‏توان نسبت به تصمیم و اقدام سیدالشهدا(ع) روشن شد.

تیره ترین و تاریك ترین روزگاری كه در جریان تاریخ اسلام بهخانواده رسالت و شیعیانشان گذشته، دوره حكومت بیست ساله معاویه بود. معاویه پس ازآنكه خلافت اسلامی را با هر نیرنگ بود به دست آورد و فرمانروای بی قید و شرط كشورپهناور اسلامی شد، همه نیروی شگرف خود را صرف تحكیم و تقویت فرمانروایی خود و نابودساختن اهل بیت رسالت می نمود. نه تنها دراینكه آنان را نابود كند ؛ بلكه می خواستنام آنان را از زبان مردم و نشان آنان را از یاد مردم محو كند. جماعتی از صحابهپیغمبر(ص) را كه مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، از هر راه بود با خود همراه كردو با ساختن احادیث به نفع صحابه و ضرر اهل بیت به كار انداخت و به دستور او درمنابر اسلامی در سرتاسر بلاد اسلامی به امیرالمؤمنین(ع) مانند یك فریضه دینی لعن میشد. به وسیله ایادی خود مانند زیاد بن ابیه و سمرة بن جندب و بسر بن ارطاة و امثالایشان، هر جا از دوستان اهل بیت سراغ می كرد به زندگیش خاتمه می داد و در این راههااز زر، از زور، از تطمیع، از ترغیب و از تهدید تا آخرین حد توانایی استفاده می كرد. در چنین محیطی طبعاً كار به اینجا می كشد كه عامه مردم از بردن نام علی(ع) و آل علینفرت كنند و كسانی كه از دوستی اهل بیت، رگی در دل دارند از ترس جان و مال و عِرضخود، هرگونه رابطه خود را با اهل بیت قطع كنند. واقع امر را از اینجا می توان بهدست آورد كه امامت سیدالشهدا(ع) تقریباً ده سال طول كشید كه در همه این مدت جز چندماه اخیر معاصر معاویه بود.
در طول این مدت از آن حضرت كه امام وقت و مبیّن معارف و احكامدین بود، در تمام فقه اسلامی حتی یك حدیث نقل نشده است؛ منظور روایتی است كه مردماز آن حضرت نقل كرده باشند كه شاهد مراجعه و اقبال مردم است نه روایتی كه از داخلخاندان آن حضرت مانند ائمه بعدی رسیده باشد. و از اینجا معلوم می شود كه آن روز دربخانه اهل
اختناق و فشار روز افزون كه محیط اسلامی را فرا گرفته بود بهحضرت امام حسین(ع) اجازه ادامه جنگ یا قیام علیه معاویه را نداد و كمترین فایده یهم نداشت؛ زیرا:
اولاً: معاویه از او بیعت گرفته بود و با وجود بیعت، كسی با ویهمراهی نمی كرد.
ثانیاً: معاویه خود را یكی از صحابه كبار پیغمبر(ص) و كاتب وحیو مورد اعتماد و دست راست سه نفر از خلفی راشدین به مردم شناسانیده بود و نام خالالمؤمنین را به عنوان لقبی مقدس بر خود گذاشته بود.
ثالثاً: با نیرنگ مخصوص به خودش به آسانی می توانست حضرت امامحسین(ع) را به دست كسان خودش بكشد و بعد به خونخواهی وی برخیزد و از قاتلین ویانتقام بكشد و مجلس عزا نیز برایش برپا كند و عزادار شود!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

خبرگزاري فارس: يك امدادگر دفاع مقدس گفت: رازها و رمزهايي در كربلا و واقعه عاشورا براي مردم نهفته بود كه در دوران دفاع مقدس خداوند اين رمزها را براي ما گشود و ما گوشه‌اي از كربلا را در جبهه‌ها ديديم.


 

صديقه كشنده‌فر در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: تلاش‌ها و مبارزات ياران امام حسين عليه‌السلام در تمام ايامي كه با ايشان بودند، شباهت زيادي به تلاش ياران حقيقي امام خميني (ره) در دوران قبل از انقلاب، بعداز انقلاب و دوران دفاع مقدس دارد؛ دفاع مقدس براي ما اينگونه بود كه اگر از كربلا روايت‌هاي شنيده بوديم در جبهه‌ها آن شنيده‌ها را مي‌ديديم.

اين امدادگر دفاع مقدس بيان داشت: در دوران دفاع مقدس، ما تجسم عيني زينب سلام‌الله عليها را مي‌ديديم؛ علي‌اكبرها و علي‌اصغرها در طول جنگ پرپر مي‌شدند و زبان از گفتن حقايق و معنويات آن دوران قاصر است.

وي خاطرنشان كرد: رازها و رمزهايي در كربلا و واقعه عاشورا براي مردم نهفته بود كه در دوران دفاع مقدس خداوند اين رمزها را براي ما گشود و ما گوشه‌اي از كربلا را در جبهه‌ها ديديم.

* جبهه‌ها در تمام ايام سال براي ما عاشورا بود

كشنده‌فر با اشاره به خاطراتي از محرم در دوران دفاع مقدس، گفت: در ايام دفاع مقدس براي حضور در مراسم‌ عزاداري اباعبدالله‌الحسين عليه‌السلام با تعدادي از دوستان و همكاران در بيمارستان شهيد بهشتي به مسجد بهبهاني‌ها در مركز شهر آبادان مي‌رفتيم؛ در اين مسير و در دل شب رزمندگان در جلو كاروان عزاداري و پشت سر آنها، خواهران با حجاب كامل و شمع در دستشان حركت مي‌كردند و شعار «تا خون مظلومان به جوش است؛ آواي عاشورا به گوش است» سر مي‌دادند و پس از رسيدن به محل عزاداري تا پاسي از شب عزاداري با حال و هواي عاشورايي برگزار مي‌شد.

وي بيان داشت: جبهه‌ها در تمام ايام سال براي ما عاشورا بود و در محرم جبهه‌ها شكل زيبايي به خود مي‌گرفت؛ رزمندگان در زير توپ و تانك در پي اين بودند كه مراسمي در خور شأن محرم برگزار كنند؛ همه دنبال اين بودند كه مخلصانه براي امام حسين عليه‌السلام عزاداري كنند زيبايي عزاداري اباعبدالله در جبهه‌ها به خاطر خلوص نيت رزمندگان بود و كسي نمي‌خواست خود را مطرح كند.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

امام حسین( ع ):آیا نمی نگرید كه به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود. پس در چنین شرایطی شایسته است كه مؤمن در اندیشه دیدار خداوند باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمكاران را جز خواری نمی یابم

سخن از حسین(ع) و قیام او نامكرر است، هر چند تشنه از ره رسیده را سیراب كند. غبار زمان را كنار می زنیم تا ببینیم حسین كه بود و چه كرد.حادثه عاشورا مختص به زمانی خاص نیست بلكه همواره تا ظالم و مظلوم هست، در سپهر زمان پابرجاست. از این رو بر مسلمانان و شیعیان راستین فرض است كه ذكر امام خود را با خویشتن و عالمیان مدام كنند زیرا كه «ثبت است بر جریده عالم دوام ما» . محبت نتیجه دانش است .از این رو هر چند آموزه های عاشورا را بیشتر بشناسیم و در تحقق آن بیشتر بكوشیم دوستار واقعی تری برای حسین(ع) خواهیم بود. این مقاله در پی معرفی و هدف قیام حسین(ع) و نهضت اوست تا مبادا در كسوت مسلمانی با امام حسین به جنگ برخیزیم و افسوس بس گران دامانمان را فراگیرد.یكی از مسائلی كه در تبیین حركت امام حسین(ع) لازم است، توجه به فلسفه و معنای قیام عاشوراست.معنای قیام عاشورا را، شایسته است در كلام خود امام(ع) جست وجو كنیم: «من نه برای سركشی و طغیان و نه بر بنیاد هوی و هوس، نه به اندیشه فساد و ستمكاری خروج كرده ام؛ قیام من منحصراً برای اصلاح امت جدم محمد(ص) است. من برآنم تا امر به معروف كنم و از منكر اجتناب دهم و راه و روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب را پی بگیرم.» چنین عباراتی صریحاً مفهوم اصلاح را با نظام اجتماعی پیوند می دهد و تأكید دارد كه آن حضرت با ملاحظه تفاوت ماهیت نظام اموی موجود با نظام عصر نبوی، بر آن است تا به مسلمانان خاطر نشان سازد كه وضع موجود با واقعیات عصر نبوی متفاوت است و سخت نیازمند اصلاح. اصلاحی نه در عرصه انجام فرایض، بلكه اصلاحی در عرصه نظام اجتماعی و بازگرداندن مناسبات اجتماعی و حیات جامعه اسلامی به مناسبات عصر نبوی و سیره مرتضوی. از نظر امام(ع)، فساد اجتماعی موجود چنان عمیق و تلخ است كه بر مومن است در صورت تداوم این مناسبات در درون نظام موجود، مرگ سرخ را بر حیات نكبت بار رجحان دهد: «آیا نمی نگرید كه به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود. پس در چنین شرایطی شایسته است كه مؤمن در اندیشه دیدار خداوند باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمكاران را جز خواری نمی یابم.» بی گمان مفهوم اصلاح، قلمرویی فراتر از شخصیت و رفتار یزید دارد و آن را جز بر ضرورت اصلاح نظام اموی نمی توان تفسیر كرد. پس فرض متوقف شدن نهضت حسینی با فرض اصلاح شخص یزید و باقی ماندن نظام اموی، فرضی نامعقول است، چرا كه یزید محصول آن نظام بود نه عنصری فاسد از نظامی سالم و بهنجار و مشروع. بر همین اساس می توانیم باز هم برای حصول به معرفتی دقیق تر از قیام عاشورا، به طرح این پرسش بپردازیم كه بالاخره مراد امام از معروف متروك مانده و منكر مسلط در امت محمدی، به كدام عرصه ها مربوط بود؟ هدف امام اصلاح امت محمدی و بازگرداندن حاكمیت و حكومت و مردم به قالب و محتوای عصر نبوی و سیره علوی است. به بیان دیگر كل ساختار اجتماع دچار عدم تعادل شده بود. مورخان همه تأكید كرده اند كه با استقرار معاویه به مسند قدرت وتكوین سلطنت اموی، راه و رسم حكومت نبوی در عرصه های سیاست و اقتصاد و اجتماع تفاوتی بارز یافت و عصر كاملاً متفاوت در تاریخ حكومتهای اسلامی آغاز گشت. عصری كه به نام دوره سلطنت اشتهار داشت. بارزترین جلوه این سلطنت مطلقه، تبدیل مردم به متابعان بی چون و چرا و عبد و عبید سلطان و دستگاه سلطنت است در حالی كه پیامبر اسلام(ص) برای رهانیدن مردم از قید هرگونه عبودیت غیرخدا مبعوث شده بود و همواره جایگاه اجتماعی خویش را بنده خدا می شمرد اما حسین نمی توانست موجودیت چنین نظامی را تحمل كند نظامی كه در آن، حاكم با بوزینگان و سگان شكاری به بازی می پردازد.(۱)پس منزلت امام را می توان در اصلاح فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن عصر نشان داد. از منظر جامعه شناسی هنجارهای اجتماعی جوامع بشری در واقع، تجلی ارزشهای آن جوامع است و آنچه همواره حیات اجتماعی جوامع انسانی را تهدید می كند، آسیبها و انحرافهای اجتماعی است كه ممكن است موجب بیگانگی فرد از جامعه و یا از خود بیگانگی جامعه با ارزشهای بنیادین آن گردد و زمینه های بروز رفتارهای نابهنجار فردی و اجتماعی را نیز فراهم كند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
 
 
   
 
 
امام حسین(ع) و دینداری در غبار فتنه ها

فتنه، آزمون همیشگی برای همگان است. این سنت الهی حتی نسبت بهاولیای الهی سخت تر و برای مومنان سخت است. از این رو گفته اند: البلاء للولاء، بلاو آزمون برای دوستان است. بسیاری از مدعیان دینداری در آزمون ها چهره حقیقی خویش ازایمان و کفر را روشن می کنند. بر همین اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانونقرارداده تا این گونه حجت بر همگان تمام شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
نگاه امام حسین (ع) درتحلیل روان شناسی اجتماعی رفتار مردم ازچنین خاستگاهی برخوردار است و او با آن که می دانست که مردم این گونه هستند، ولیبرای اتمام حجت، به میان ایشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتی را آزمود تا نگویند اگرپیشوایی بود ما به راه راست می رفتیم و عدالت را برپا داشته و علیه ظلم و ستم قیاممی کردیم.
نویسنده دراین مطلب کوتاه بر آن است تا سنت و سیره امام حسین(ع) را دربرخورد با مدعیان دینداری ارائه دهد و نقش آزمون را درحقیقت شناسی و تمایزحق از باطل تبیین کند.
فتنه ها وآزمون ها
آزمون های الهی در اشکال و قالب های گوناگون صورت می گیرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آیند. خداونددرآیه ۲سوره عنکبوت می فرماید:أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا امنا وهم لایفتنون؛آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
از این آیه چنین بر می آید که آزمون فتنه ها برای آن است کهمدعیان ایمان از مومنان واقعی بازشناخته شوند. از این رو درباره بادیه نشیناناعرابی می فرماید:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا أسلمنا ولما یدخلالایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لایلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفوررحیم؛ برخی از بادیه نشینان گفتند:«ایمان آوردیم» بگو: ایمان نیاورده اید، لیکنبگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شده ایم.» و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، از ارزش و پاداش کرده هایتان چیزی کم نمیکند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آیه ۱۴)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
 
   
 
 
عباس، امام ادب و اخلاق

نگاهی به زندگی زیبای حضرت قمر بنی هاشم (س) پر از درس های پرمغز و ادب است.
بارقه آشنایی
علی به طرف مسجد به راه افتاد. درب شبستان مسجد که رسید برادرشعقیل را دید که طبق معمول در سجاده اش نشسته بود.
عقیل در نسب شناسی مهارت خاصی داشت، و افراد برای حل مسائل خودبه او مراجعه می کردند. علی(ع) منتظر ماند تا مردم رفتند، آنگاه نزد برادر رفت.
ـ سلام برادر. می خواهم همسری انتخاب کنم تا برایم فرزند شجاعیبیاورد. اگر بتوانی قبیله ای را به من معرفی کنی تا از میان آن همسری برگزینم. عقیلگفت: برادرجان تو که خود دانای عربی چرا از من می پرسی؟ علی(ع) فرمود: آمده ام باتو مشورت کنم.
عقیل اندکی تأمل کرد سپس گفت: قبیله کلاب مردان شجاعی دارد همهآنها از دلاوران روزگارند. بین آنها زنی را می شناسم به نام فاطمه دختر حزام بنخالد، زن خوبی است.
علی کسی را برای خواستگاری فاطمه فرستاد مراسم خواستگاری وازدواج برگزار شد. فاطمه به خانه علی آمد. در این زمان حسن و حسین مریض بودند. ویبه خوبی از آنها پرستاری کرد و سعی نمود جای خالی مادر را برای فرزندان علی پر کند.
خانه علی روشن می شود
دیری نپائید که دیگربار خانه علی با تولد نوزادی روشن شد. همانطور که علی می خواست فرزندش آثار دلاوری و شجاعت در وجود او نمایان بود.کودک علیبسیار خوش اندام و زیبا بود. بعدها به خاطر این زیبایی وخوش اندامی به او لقب ماهبنی هاشم دادند. علی کودک را به دست گرفت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامهگفت. آداب ولادت را به جای آورد. نگاه معناداری به کودکش کرد؛ اشک چشمان او را فراگرفت.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

رویدادها در تاریخ، هرچه از زمان وقوع و ولادت خویش فاصله می گیرند، کم رنگ‎تر و بی فروغتر می شوند و سرانجام به سایه روشنی از یک خاطره یا حادثه در ذهنها بدل می گردند، امّا تنها، یک حادثه را می شناسیم که در روزی داغ، در سرزمینی کوچک و گمنام به نام «کربلا» رخ داد و امروز پس از قرنها و روزگاران دراز، دامنگستر و تأثیر گذار و حرکت آفرین، به سمت فردایی درخشانتر راه می سپارد. شور و شکوه و شرارهای که عاشورا آفرید، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسانها را فتح می کند و خون خیزش و حرکت در رگها می دواند. این ویژگی، این سخن پیامبر را به یاد می آورد:
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسین، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردی و خاموشی نمی پذیرد.
کربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ کوثری است که می جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تکاپو و ظرفیت خویش از آن بهره میگیرد. کربلا به روحها طراوت، زیبایی، سرزندگی و شیوه خوب زیستن می آموزد که حسین (علیه السلام) یعنی خوب، یعنی زیبا.

کربلا، اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی‎ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا انس و الفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش و حیات را در خود احساس نکند. جامعهای نیز که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار پویایی، زایایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا، بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هاییاند که حرّیت، عزّت، جوانمردی، پاکبازی، اخوّت، صمیمیّت، عرفان، ایمان وشهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیریهاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامی ایران و درون مایه آن نیز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهیدان انقلاب اسلامی در زلال کربلا ریشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعی از آتش ستم سوزی است که در سال 61 هجری در ساحل فرات شعله کشید. امام خمینی(قدس سره) در یکی از سخنرانی های خویش فرموده است:
اگر سید الشهدا نبود، این نهضت (انقلاب اسلامی) هم پیش نمی برد، سید الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سید الشهدا است، همه منبرها محضر سیدالشهدا است، همه محرابها از سید الشهدا است... . امام حسین نجات داد اسلام را، ما برای یک آدمی که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هی سکوت کنیم؟ ما هر روز باید گریه کنیم، ما هر روز باید منبر برویم برای حفظ این مکتب، برای حفظ این نهضتها؛ این نهضت ها مرهون امام حسین (علیه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‎ای نیز می فرماید:
شما ببینید این نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . این در انقلاب و جنگ و گذشته تاریخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهیم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشتـ نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم یا آن را خیلی درخشانتر بدانیمـ که واقعاً هم همین است، یعنی من حادثهای را در تاریخ نمیشناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد؛ همه چیز کوچکتر از آن استـ لیکن بالاخره طرحی از آن یا نمی از آن یم است[3].



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
   
 
 
نذورات نوظهور بسته پیشنهادی عوام

                                         ضرورت بازنگری در پدیده نذورات مردمی

برای خدا هم که شده به من کمک کنید و مقداری پول بدهید .
تو که ظاهر خوبی داری با این لباس و عینک آفتابی و ... چراگدایی می کنی؟ !
نذر کرده بودم هنگامی که پسرم شفا یافت سه روز گدایی کنم و پولآن را به حرم امام رضا(ع) تقدیم کنم ! !
مطابق با آیات قرآنی دین، حیات انسانها است و آنها را زنده میکند. همانطور که آب حیات بخش است اما کوچکترین آفت و میکروبی که متوجه آب شود میتواند آلودگی آن و هم سلامت مصرف کنندگان را تهدید کند.
دین نیز اگر دچار آفات شود نه تنها مایه زندگی نخواهد بود بلکهزندگی دنیا و زندگی آخرت را به فساد و تباهی می کشاند.
به اعتقاد کارشناسان دینی تمامی عواملی که منجر به شهادتمظلومانه امام حسین(ع)
شدند ناشی از انحرافاتی بود که در دین بوجود آمد و حسین بن علی(ع) را تنها به این بهانه که علیه حکومت وقت قیام کرده است به قتل می رسانند و ازخداوند طلب أجر و ثواب می کنند .
نذورات نیز می تواند در راستای تقویت دین همچنین تضعیف آن گامبردارد.
نذر در حقیقت پیمانی است که با خداوند بسته می شود تا در نتیجهانجام عمل نیکی که آدمی بر خویش واجب می کند، خداوند نیز حاجت او را برآورده سازد.
گفته می شود این عمل دارای پیشینه قوی در تاریخ زندگی آدمی است.
انسان نیز همواره در طول تاریخ برای رسیدن به خواسته هایش ازاین ابزار سود برده و سعی کرده است با نذر کردن رضایت خداوند را کسب کند و از اوخواسته هایش را بطلبد وهمچنین برآسودگی خیال خود بیفزاید .
مطابق با روایات اسلامی نذر را می توان نوعی عبادت، دعا ودرخواست از خداوند دانست که اتفاقا دارای تأثیر فراوان است و با هدف قرب الهی انجاممی شود .
به لحاظ شرعی هم وفا کردن به نذر چنانچه مشروع باشد دارای شرایطو ضوابطی است که می بایست مراعات شود همانطور که نذر کردن دارای شرایط منحصر به خوداست.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
 
 
   
 
 
قرآن کریم و گریه و عزاداری برای سیدالشهداء(ع)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود ...

درمقاله حاضر نویسنده به تشریح گریه های با فضیلت از جمله گریهبر امام حسین(ع) پرداخته و موضوع گریه از نگاه قرآن را بررسی کرده است که اینک آنرا با هم از نظر می گذرانیم:
عزای جن و انس بر حسین(ع)
داستان ذبح شدن سالار شهیدان در صحرای کربلا از چنان عظمتیبرخوردار است که تمام پیامبران پیشین را به سوگ خود نشانده است. خاتم الانبیاءپیامبراعظم(ص) نیز از لحظه ای که قنداقه حسین(ع) را به دستان مبارکش دادند تا پایانعمر شریفش بارها و بارها بر پاره تنش گریست. فاطمه زهرا سیده زنان عالمیان نیز اززمانی که نوید داشتن فرزندی به نام حسین را از پدرگرامیش و نیز صدای «اناالمظلوم» حسینش را در رحم شنید، بر مظلومی او اشک بارید. ملائکه مقرب و امامان معصوم نیز برآن حضرت اشک ریخته اند. امام سجاد(ع) تا آخر عمر شریفش چشم از گریه برای مظلومی پدرو خاندانش برنداشت، هر آب و غذایی که درپیش رو می نهادند، اشک می ریخت. هر گوسفندیرا که ذبح می کردند می گریست و می فرمود: آبش دهید. امام صادق(ع) با ورود ماه محرمخنده و تبسم بر لبان مبارکش نمی نشست. امام زمان مهدی موعود (عج) نیز بر جدش اشک میریزد و می فرماید: «یا جداه در مصیبت تو صبح و شام ندبه می کنم و به جای اشک خون میگریم؛ «فلاندبنک صباحا و مساء ولابکین علیک بدل الدموع دما» (بحارالانوار/ ۹۸/۲۳۷ و۳۲۰)
آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود، به نوحهسرایی و روضه خوانی پرداخته و چشمان خود را با درهای بهشتی گریه بر سالار شهیدان(ع) زینت می بخشند و یاد مصیبت های آن کوه صبر و استقامت را همیشه زنده نگه می دارند وبا گلاب اشک، زنگار از دل می زدایند و از منظری دیگر درخت اسلام را با آب دیدگانآبیاری و مزرعه دین را از گزند خشکسالی و قحط معنویت، پاسداری می کنند. از زاویه ایدیگر می توان گفت این عزاداران حسینی بر محرومیت خود از فیض فوز در رکاب دوست با آهو ناله و به زبان حال و قال می گویند: «یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما» (بحارالانوار/ ۹۸/ ۱۸۴)
البته آسمان و زمین، کوه و صحرا، خشکی و دریا و جماد و نبات نیزبه شهادت تأویل کتاب و تصریح سنت، از این قافله سعادت، عقب نمانده و چهل شبانه روزبر شهید بی کفن کربلا گریستند، چنان که بر سر بریده در تشت یحیای زکریا اشک ریختند. (همان/ ۱۳/۱۰۴)
نگهبان اشک خود باشیم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلي حاجيان
(تعداد کل صفحات:22)      [ < ]   [ 10 ]   [ 11 ]   [ 12 ]   [ 13 ]   [ 14 ]   [ 15 ]   [ 16 ]   [ 17 ]   [ 18 ]   [ 19 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.