ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
     
 
 
لزوم پرداختن به عزاداری سنتی

عزاداری های سنتی، مردم را به دین نزدیک می کند. این است که امام خمینی (ره) می فرمودند: عزاداری سنتی بکنید. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، بر سر و سینه زدن، مواکب عزا انداختن، این دستجات عزاداری، اینها همان چیزهایی است که عواطف را نسبت به خاندان پیغمبر (علیهم السلام) پرجوش می کند، اینها بسیار خوب است. (۱)
ما باید حافظ این سنت های اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می افتند، باشیم. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاری سیدالشهدا (علیه السلام) است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است.
مراسم عاشورا و دیگر ایام عزا باید با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون و خطبا با همان وضع سابق زنده نگه داشته شود و از طرف توده های مردم باید با همان ترتیب سابق که دستجات منظم عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد؛ به پا داشته شود. (
۲)
دستجات باید همان طور به قوت خودش باقی باشد و دستجات سینه زنی و نوحه خوانی به همان قوت خودش باقی باشد و بدانید که حیات این ملت به همین روضه خوانی ها، به همین اجتماعات و دستجات است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

رويدادها در تاريخ، هر چه از زمان وقوع و ولادت خويش فاصله می‌گيرند، كمرنگ‌تر و بی‌فروغ‌تر می‌شوند و سرانجام به سايه روشنی از يك خاطره يا حادثه در ذهن‌ها بدل می‌گردند، اما تنها،....
يك حادثه را می‌شناسيم كه در روزی داغ و سرزمينی كوچك و گمنام به نام« كربلا» رخ داد و امروز پس از قرن‌ها و روزگاران دراز، دامنگستر و تاثير‌گذار و حركت آفرين به سمت فردايی درخشان تر راه می‌سپارد. شور و شكوه و شراره‌ای كه عاشورا آفريد، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسان‌ها را فتح می‌كند و خون خيزش و حركت در رگ‌هامی‌دواند. اين ويژگی، اين سخن پيامبر را به ياد می‌آورد:
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارةً فی قُلُوبِ المُؤمِنينَ لا تَبرُدُ اَبَداً1
از شهادت حسين، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود كه هرگزسردی و خاموشی نمی پذيرد.
كربلا، زنده، زاينده و فزاينده است، كوثری است كه می‌جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تكاپو و ظرفيت خويش از آن بهره می‌گيرد. كربلا به روح‌ها طراوت، زيبايی، سرزندگی و شيوه خوب زيستن می‌آموزد كه حسين (عليه السّلام ) يعنی خوب، يعنی زيبا.
كربلا، اساس‌نامه‌ي ايمان، فهرست همه‌ی خوبی‌ها و فرهنگنامه‌ي قبيله‌ي‌ معرفت و عشق است. هيچ كس نيست كه با كربلا انس و الفت بيابد و شكفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نكند. جامعه‌ای نيز كه با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايی بيابد، سرشار پويايی، زايايی و توانايی خواهد شد. به همين دليل است كه كربلا، بهترين پايگاه الهام برای حركت و خيزش و قيام است و آنان كه معرفت عاشورايی يافته‌اند، انسان‌هايی‌اند كه حريّت، عزّت، جوانمردی، پاكبازی ، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان و شهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگی و جهت‌گيری‌هاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامی ايران و درون‌مايه‌ی آن نيز مُلهَم و متأثّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامی در زلال كربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعی از آتش ستم سوزي است كه درسال 61 هجري درساحل فرات شعله كشيد. امام خمينی (قدس سرّه الشريف) در يكی از سخنرانی‌های خويش فرموده است:
اگر سيدالشهدا نبود، اين نهضت {انقلاب اسلامی} هم پيش نمی‌برد، سيد الشهدا همه جا هست«كلّ ارضٍ كربلا» همه‌جا محضر سيدالشهدا است، همه‌ی منبرها محضر سيدالشهدا است، همه‌ی محراب ها از سيدالشهدا است.... امام حسين نجات داد اسلام را، ما برای يك آدمی كه نجات داده اسلام را و رفته كشته شده هی سكوت كنيم؟ ما هر روز بايد گريه كنيم، ما هر روز بايد منبر برويم برای حفظ اين مكتب، برای حفظ اين نهضت‌ها، اين نهضت‌ها مرهون امام حسين (ع) است.2
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

نهضت عاشورا الگویی از ازل تا ابد

م حسین(ع) از شخصیت های بزرگ مکتب اسلام است که از او به عنوان کشتی نجات، امام مطلق و محبوب پیامبر(ص) و نمونه عینی مکتب اسلام یاد می شود.
امامی که الگوی او پیامبر(ص)، امام علی(ع) و انبیا بودند و خود الگوی مسلمانان است. نام حسین(ع) با نام عاشورا عجین شده است به گونه ای که با یاد یکی، دیگری در ذهن تداعی می شود.
عاشورا بزرگ ترین حادثه تاریخ است. رویداد عظیمی که از آغاز تا انجام آن درس آموز است و الگویی است جاودانه برای همه کسانی که می خواهند انسان باشند و وظیفه شناس.
ماهیت این قیام امر به معروف و نهی از منکر بود لذا آن امام(ع) در وصیتش به محمدبن حنیفه بر این سیاست تاکید می کند و می نویسد: می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم.
انقلاب حسینی هم یک انقلاب درونی و فردی و هم انقلابی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بود.
امام حسین(ع) تصویری از عدالت خواهی، ایثار و فداکاری را در تاریخ ترسیم کرد که بشریت همواره آن را سر لوحه خود قرار خواهد داد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

   
 
 
فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟

فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟آیا تاسوعا و عاشورا قبل از قیام کربلا وجود داشتند؟
در پاسخ این سؤال باید توجه کرد که: «تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد.
اطلاق کلمه «عاشورا» بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین و یاران آن حضرت، صورت پذیرفته است و در دوره پیش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورانمیگفتند.کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز دوم محرم به سرزمین مقدس کربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمین بودند به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام نامیدند.
ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» و ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود، (
۱).
در «مجمع البحرین» نیز آمده است: «عاشورا یک اسم اسلامی است» آنچه پیش از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین علیه السلام بود این بود که هم پیامبر اسلام(ص) و هم حضرت علی علیه السلام شهادت امام حسین علیه السلام را در کربلا پیشگویی کرده بودند و حتی امام حسین علیه السلام نیز شهادت خود را پیشگویی کرده بود و به برخی از پیامبران پیشین هم شهادت آن حضرت وحی شده بود، (۲). ولی پیش از اسلام دهم محرم را عاشورا نمیگفتند. ولی پس از آنکه حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسید، آن روز در میان مردم به روز عاشورا معروف گردید و شیعیان علی علیه السلام آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند و در مقابل آنان بنی امیه و پیروانشان آن روز را روز جشن و سرور قرار دادند و به تدریج دشمنان شیعه درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند در حالی که آن روز، روز غم و اندوه است و روز مصیبت و نکبت است، روزی است که بهترین انسان را کشته اند، جگر رسول خدا را پاره کرده اند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت برده اند، آیا اینگونه روز میتواند روز مبارکی باشد؟!
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان میگوید: روز دهم ماه محرم روز شهادت امام حسین است، روز مصیبت و حزن ائمه اطهار و شیعیان آنان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارهای دنیوی نگردند و مشغول گریه و نوحه باشند و زیارت عاشورا بخوانند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

اربعین حسینی
من چــله نشین غـم هجران حسینم              از روز ازل والــه و حیـــران حسینم
از مـکتب عاشـوری او درس گـرفتم               من مـات به استادی ایمـان حسینم
آزادگی و عـزت و غیرت ز حسین است           من هم قسم بیعت و پیمان حسینم
هرکس به سـرخـوان کریمی بنشسته              من ریزه خـور سفره ی احسان حسینم
شعــری نبود گر پی آن شــور نباشد               من شاعـر شـوریده ی بسـتان حسینم
دشمن چه جـفـا بر پسـر آل عبا کـرد              زین ماتم عظماست که گریان حسینم
هرکس به دلش نور حسینی است بداند           من مشتعلِ شعــله ی تابان حسینم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

اربعین حسینی
درفرهنگ عاشورااربعین به چهلمین روزشهادت حسین ابن علی ع ویاران باوفایش گفته می شودمراسم اربعین حسینی راشیعیان جهان به یادآن بزرگ مردآزاده وایثارگربرگزاروبه سوگ می نشینند.

وهمه ساله غزاداری مراسم محرم عاشوراواربعین حسینی تکرارمی شودوبرگزاری این ایام هیچگاه به دست فراموشی سپرده نمی شودچون چنین آزادمردی ایثارگرکه اخبار در بیان شجاعت آن فرزند حیدر کرار، تعجب خود را چنین اظهار نموده اند که به خدا سوگند، هرگز ندیدم کسی را که دچار لشکر بسیار گردیده و دشمنان بی شمار او در میان احاطه نموده باشند با آنکه فرزندان و اهل بیت و اصحاب او شربت مرگ نوشیده و به دست دشمنان مقتول گردیده باشند که قوی دل تر باشد از حسین بن علی علیه السلام، دراین حال بود که مردان کارزار بر آن جناب حمله آورند، پس آن حضرت نیز با شمشیر تیز به آنها حمله نمود، چنان حمله ای که از ضربت شمشیر آتشباران بر روی هم می ریختند و صف ها را می شکافتند.. سپس آن حضرت فرمودای پیروان آل ابوسفیان! اگر شما را دین نیست و از عذاب روز قیامت ترس ندارید، پس در دنیا خود از جمله آزادمردان باشیدچنانکه گمان داریداگر شما ازعرب هستید.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

   
 
 
قهرمانان کربلا؛ واقعیت یا اسطوره؟

یکی از مسایلی که در خصوص واقعه جانگداز عاشورا و قهرمانان آن حادثه عظیم باید مورد مداقه و بررسی و تحلیل قرار گیرد این است
که آیا طبق نظر برخی شرق شناسان، می توان عاشورا را به عنوان یک پروژه دینی در لباس اسطوره به مخاطبان معارف حسینی ارایه کرد؟
از آنجا که رهبری قیام جاویدان کربلا بر عهده جانشین پیامبر خدا بوده است نمی توان قهرمان محوری و نیز سایر قهرمانان قیام حسینی را با معیاری که از تعریف اسطوره در ادبیات رایج جهان استفاده می شود، معرفی کرد. به عبارت دیگر، شخصیت امام معصوم(ع) با معیارهای عادی و متعارف که در میان انسانها وجود دارد، نباید مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.
برای سنجش مقام عصمت و رفتارهای ذات مقدسه معصومین(ع) از جمله رفتارهای حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) معیارهای دیگری باید بکار بسته شود که شایسته مقام آن بزرگواران باشد چرا که معیارهای عادی و متعارف بین انسانها ظرفیت عظمت و جلالت رفتارهای آنها را ندارد.
امیرالمؤمنین علی(ع) در این رابطه می فرماید:«لا یقاس ب؛ل محمد صلی ا... علیه و آله من هذه الامهٔ احد؛ هیچ کسی را از این امت به آل محمد(ص) نمی شود قیاس کرد.»(نهج البلاغه/ خطبه
۲ )
با این توضیح بکار بردن کلمه «اسطوره» در مورد قهرمانان کربلا کار صحیحی نیست. چون «اسطوره» درباره داستانهای خیالی و دروغین کاربرد دارد و نوعاً توسط برخی اندیشمندان و شرق شناسان مسیحی به کار برده شده است که سعی داشتند تا برخی آموزه های دین به سطح اسطوره تقلیل یابد. این اشتباه غربیان از این مسأله ناشی می شود که از دید آنان زبان انجیل، زبان اسطوره است و خاستگاه موضوعات گوناگون آن را می توان به آسانی در اسطوره های یهودیان در مورد آخرالزمان و اساطیر عارفانه درباره نجات و رستگاری انسان بازیافت. این رویکرد باعث دوگانگی در نگاه آنان به انجیل به عنوان یک کتاب آسمانی و زندگی ساز شده است، به گونه ای که برخی از اندیشمندان غربی قایل به اسطوره زدایی از انجیل هستند تا بتوانند محتوای آن را با زندگی مدرن به سازش در آورد و مفهومی حقیقی به آن داد.(فرانکلین لوفان بومر، جریان های اصلی اندیشه غربی، ترجمه کامبیز گوتن) علاوه بر این رویکرد، در برخی موارد اسطوره به معنای قهرمان بکار می رود.
این کلمه به صورت جمع آن یعنی «اساطیر»
۹ بار در قرآن بکار رفته است و به عبارت دیگر این واژه یک اصطلاح قرآنی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
     
 
 
جان در مقابل عشق

ظهر بود و آفتاب دیوانه وار در آسمان می درخشید و هراس میان خیمه ها پرسه می زد.
فرات آن روز به تکاپو درآمده بود و آرامش را از چشم ها ربوده بود. اشک خیمه ها را به هم پیوند زده بود و آه سکوت را در هم شکسته بود. بیابان آشفته و چشم ها نگران. همه چیز خبر از حادثه ای تلخ می داد. دور از خیمه ها کرکس ها به انتظار نشسته بودند. لحظه ها بی تاب بودند و اشک ها بی وقفه، هر لحظه صدای پای مرگ نزدیک تر می شد. مرگ در کمین نشسته بود.
ستارگان زمینی با قلبی مالامال از عشق به استقبالش می رفتند. گویا هراس از مرگ در خیمه ها به خواب رفته بود. تیرها رشته های آسمان را گسستند، تیرهایی که حاملان مرگ بودند و ستارگان به سوی مرگ شتافتند و دنیا در حیرت فرو رفت. لب های تشنه ی کویر با خون سیراب شد و خاک با خون وضو گرفت.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
     
 
 
اندوه بزرگ  
 
 

خدای من، اینجا کجاست؟
این سرزمین و خاک تفتیده اش چه داغی در سینه دارد که از آغاز پای نهادن یاران به این صحرا، وجودش را غم و اندوهی غریب، فراگرفته است؟
معبودا! در دل این نهر و آب خروشانش چه سرّی موج می زند؟
این شمیم فراغ چیست که دل ها را به لرزه انداخته است؟
اینجا کجاست؟



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
     
 
 
علت نامگذاری ماه محرم

علت نامگذاری این ماه آن بود که در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند. در دوم ماه محرم الحرام سال ۶۱ هجری کاروان حضرت امام حسین (ع) وارد کربلا شد و سپاهیان دشمن که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد در روزهای تاسوعا و عاشورا که روز نهم و دهم محرم می باشد، او و یارانش را به شهادت رساندند. پیشوای هشتم شیعیان امام رضا (ع) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می شد و در آن نمی جنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و خیمه ها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر (ص)را در باره ذریه اش رعایت نکردند... به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) از اول محرم، محافل و مجالس را سیاهپوش کرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می پردازند. شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

 
     
 
 
عاشورا، دهگانه حقیقت

عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

عمر سعد از فرط اضطراب و رعب و وحشت، قدم بر روی لباس هایش گذاشت و لغزید، ابوعمره با شمشیر به او حمله کرد و او را از پای درآورد...

یکی از کسانی که نزد مختار دارای موقعیت خاصی بود و مختار او را به خاطر قرابت و نزدیکی او با امیرالمؤمنین(ع) گرامی می داشت «عبدالله بن جعده بن هبیره» بود.
عمربن سعد نزد عبدالله بن جعده آمد و به او گفت: «برای من از مختار امان بگیر!» عبدالله وساطت کرد! و مختار این امان نامه را برای او نوشت: «این امان نامه ای است از مختار بن ابی عبید برای عمربن سعد بن ابی وقاص، تو در امان هستی به امان خدا، خودت و مالت و اهل و فرزندانت و تو به خاطر آنچه کرده ای، تا زمانی که اطاعت کنی و در خانه و شهر و نزد اهلت بمانی و حادثه ای به وجود نیاوری در امان خواهی بود.»
پس از آن، مأموران مختار و پیروان آل محمد(ص) و دیگران، او را می دیدند و مزاحم او نمی شدند و گروهی بر این امان نامه شهادت دادند و مختار هم عهد و پیمان بسته بود که به این امان نامه وفادار باشد، مگر این که عمر بن سعد حادثه ای بیافریند و خدا را بر این امر گواه گرفت.
مختار روزی به یارانش گفت: «فردا مردی را خواهم کشت که دارای این نشانه هاست: قدم هایی بزرگ، چشمان او در گودی فرورفته و ابروانش به هم چسبیده و کشته شدن او، مومنان و فرشتگان مقرب را شاد و خوشحال می کند.»
«هیثم بن اسود نخعی» نزد مختار بود، از آن نشانه ها دانست که مقصود او، عمر بن سعد است، به منزل آمد و فرزندش «عریان» را طلب کرد و او را نزد عمربن سعد فرستاد تا وی را از تصمیم مختار آگاه کند و به او بگوید که: «از خودت مواظبت کن.»
عمربن سعد گفت: «خدا پدرت را جزای خیر دهد! که شرط برادری را به جای آوردی، ولی مختار بعد از امان نامه ای که به من داده است چگونه می تواند که با من چنین کند؟!»
از این رو هنگامی که شب شد از منزلش بیرون رفت و غلامش را از تصمیمی که مختار درباره او گرفته و همچنین از امان نامه مختار آگاه کرد.
غلامش به او گفت: «مختار با تو شرط کرده است که تو کاری انجام ندهی چه حادثه ای بالاتر از این که تو، خانه و اهل خود را رها کرده و به اینجا آمده ای! هم اکنون بازگرد و بهانه ای برای نقض آن امان نامه به دست مختار نده.»
عمربن سعد نیز بازگشت. خبر رفتن عمر سعد را به مختار رساندند، مختار گفت: «مرا برگردن او زنجیر و سلسله ای است که او را دوباره بازگرداند.» صبح روز بعد مختار «ابوعمره» را فرستاد و به او فرمان داد که عمربن سعد را بیاورد، ابوعمره بر عمربن سعد وارد شد و به او گفت: «امیر را اجابت کن.»
عمر برخاست ولی از فرط اضطراب و رعب و وحشت، قدم بر روی لباس هایش گذاشت و لغزید، ابوعمره با شمشیر به او حمله کرد و او را از پای درآورد و به هلاکت رساند و سر او را در دامن قبایش گذارده و آورد و نزد مختار گذاشت.
مختار به «حفص» پسر عمر بن سعد که نزد وی بود رو کرد و گفت: «این سر را می شناسی؟» حفص گفت: «انا لله و انا الیه راجعون» و در ادامه گفت: «آری و بعد از او خیری در زندگی نیست.»



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

غير خدا را نشانه و نشانگر خدا تلقي كردن در قلمروي علم حصولي است. اما حضرت حق جلّ و علا را روشن‌تر و اظهر از ما سواي حق‌تعالي...

امام حسين (ع): «أيكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتي يكون هو المُظهِر لك؟»
آيا غير تو ظهوري دارد كه تو نداري تا آن غير، روشنگر تو باشد؟

پرسشي كه راجع به اين جمله عميق سيدالشهداء مطرح مي‌شود، اين است كه آيا اين مطلب در تعارض با شيوه خود قرآن كريم نيست كه غير خدا را آيه و دليل وجود خدا و صفات خدا معرفي مي‌كند؟ مانند: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (روم/46) (و از نشانه‏‌هاى او اين است كه بادهاى بشارت‏آور را مى‏فرستد تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا كشتى به فرمانش روان گردد و تا از فضل او [روزى] بجوييد و اميد كه سپاسگزارى كنيد) يا در كلمات معصومين عليهم‌السلام فراوان مي‌بينيم كه به آيات طبيعي و انفسي به عنوان نشانه و نشانگر و دليل بر حق‌تعالي و صفات حق‌تعالي توجه داده مي‌شود. مانند كتاب توحيد مفضّل كه فرمايش‌هاي امام صادق (ع) است. در اين كتاب آيات طبيعي و انفسي به عنوان نشانه و دليل وجود حق‌تعالي و صفات حق‌تعالي تشريح شده است.
آيا بين كلام امام حسين (ع) و اين شيوه و رويكرد كتاب و سنّت تعارض و ناسازگاري هست؟
پاسخ اين است كه در واقع معرفت داراي سطوح گوناگون و مراتب متعدد و متنوع است.اين كه غير خدا را دليل و روشنگر وجود و صفات حق‌تعالي تلقي كنيم؛ در واقع مربوط به سطوح پايين و مراتب نازل معرفت است. اين سطح از معرفت از يك طرف گام‌هاي اوليه براي معرفة‌الله است و از طرف ديگر بيشتر براي عامّه مردم، توده مردم و حتي اهل علوم عقليه، اعم از كلام و فلسفه است. اما در مرتبه والاي معرفت كه ويژه اولياي الهي، عرفا و غير محجوبين از شهود حضرت حق جلّ و علاست؛ حق‌تعالي اظهر و روشن‌تر و بارزتر از ماسواي خود است. و چنين نيست كه ماسواي حضرت حق براي اين طايفه ظهور بيشتري از خود حق تعالي داشته باشد، تا اين اغيار روشنگر حضرت حق شوند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

عکس حرم مطهر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام که در 90 سال پیش گرفته شده است منتشر شد.

http://noorportal.net/news/ShowNews.aspx?ID=30160





نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان

برنامه كم‌نظير پياده‌روي از نجف به كربلا براي زيارت امام حسين عليه‌السلام و يارانش، سال‌هاست در كشور عراق، هر سال در چند مرحله و به صورت باشكوه، برگزار مي‌شود.
اين مراسم معمولاً به مناسبت ايام خاصي مانند اول و نيمه رجب، نيمه شعبان، روز عرفه و اربعين حسيني ـ كه روز زيارت مخصوص امام حسين عليه‌السلام است ـ انجام مي‌شود و اين مراسم اختصاص به شهر نجف ندارد بلكه از شهرهاي ديگر، مانند بصره، ناصريه، سماوه، بغداد، حله و جاهاي ديگر هم مردم به كربلا مي‌آيند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني حج، مراسم پياده‌روي معمولاً به‌صورت فردي، خانوادگي، گروهي يا به صورت هيئت‌هاي عزاداري شكل مي‌گيرد.
مسير نجف به كربلا، 2 راه اصلي دارد؛ يكي مستقيم است كه از بيابان‌هاي خشك اين منطقه عبور مي‌كند و مسافت آن حدود 70 كيلومتر است؛ راه ديگر، از كنار رود فرات مي‌گذرد و نزديك به 100 كيلومتر است و زائران حسيني، معمولاً اين مسير را انتخاب مي‌كنند و در مدت 3 روز، آن را مي‌پيمايند برخي نيز با پا و سر برهنه، اين مسير را طي كرده و به عشق و ارادت خويش مي‌افزايند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  توسط محمدعلي حاجيان
(تعداد کل صفحات:22)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.