language english arabic french turkish فارسي afrikaans belarusian chinese german hindi russian italian korean serbian welsh
برترينهاي بيان:

بخش ها

mamas
مذهبي
ورزشي
رايانه
موبايل
دانش و فناوري
خانواده و زندگي
تغذيه و سلامت
تصاوير
دانلود
مداحي و مولودي
موسيقي
هنرى
اخبار
احاديث
پيمانه

ساعت


آرشیو

فروردین 1388
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
آذر 1388
دی 1388
بهمن 1388

همه آرشیوها

مطالب اخیر

دعوت به همكاري
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف

لیست آخرین پستها

عكس تصادفي

منوي ويژه


خروجی مطالب

RSS   Atom


رفراخوان مقاله زیارت ناحیه مقدسه


نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت اعلام کرد فراخوان طرح کاربردی سال اصلاح الگوی مصرف

مرکز احیاء زیارت ناحیه مقدسه به منظور نشر و ترویج این زیارت عظیم الشأن و ارتقاء معرفت دینی مردم و آشنا ساختن جامعه با ابعاد ناشناخته این زیارت اقدام به فراخوان مقاله نموده است. لذا از کلیه صاحب نظران و محققین و شیفتگان حسینی دعوت بعمل می آورد.

 

موضوعات:

1 – عزاداری صحیح از منظر زیارت ناحیه مقدسه

2 – پیامدهای قتل امام حسین در نگاه امام زمان

      توضیح: این موضوع، تحلیل بخش هشتم زیارت ناحیه مقدسه است.

3 – زنان حرم و قتلگاه

      توضیح: این موضوع، تبیین رفتار زنان حرم در آخرین لحظات حیات امام حسین و نحوه آمدن ایشان به قتلگاه است.

4 – زمینه قیام امام حسین

5 – زهد امام حسین

 

امتیازات برترین مقالات قابل عرضه:

1 – اهداء جایزه

2 – ارائه در پایگاه اینترنتی مرکز احیاء زیارت ناحیه مقدسه و پایگاه تبیان

3 – انتشار در روزنامه ها و مجلات

4 – انتشار بصورت جزوه و یا کتاب (مجموعه مقالات)

 

مشخصات مقاله:

1– چهارچوبه هریک از موضوعات فقط زیارت ناحیه مقدسه است و شرح و تبیین عبارات آن می تواند از هرجائی باشد.

2– مقاله نباید قبلاً منتشر شده باشد و یا همزمان برای چاپ به مجلات دیگر ارائه شود.

3 – قواعد دستور زبان فارسی و رسا بودن جملات مورد توجه ویژه باشد.

4 – مطالب مستند و با ذکر منبع اصیل باشد.

5 - مقالات تایپ شده باشد. (زرنگار یا Microsoft Word 2003)

 

روش تنظیم مقاله:

هر مقاله باید دارای قسمت های زیر باشد:

1– عنوان مقاله

2 – مشخصات نویسنده، آدرس دقیق پستی، تلفن ثابت و تلفن همراه

3 – چکیده مقاله (حداقل 10 سطر 12 کلمه ای و حداکثر 20 سطر)

4 – کلمات کلیدی(حداقل 2 کلمه و حداکثر5 کلمه)

5 – مقدمه  (ضرورت موضوع،  15 تا 25 سطر)

6 – اصل مقاله در تبیین موضوع (حداقل 6 صفحه 25 سطری = 1800 کلمه)

7 – فهرست منابع (براساس نام کتاب، نام نویسنده، نام مترجم، ناشر، سال و نوبت چاپ)

 

آخرین مهلت ارسال مقالات:

مرحله اول: 26 آبان 1388- این مقالات در اواخر پائیز1388 (محرم1431) منتشر می گردد

مرحله دوم: 16 بهمن1388- این مقالات در بهار1389 منتشر می گردد

 

نحوه ارسال مقالات:

1 – ارسال مقاله باCD   آن بوسیله پست

2 – ارسال مقاله بوسیله ایمیل

تذکر: هماهنگی اولیه با مرکز زیارت ناحیه مقدسه بسیارمفید می باشد.

 

برای آشنائی بیشتر با زیارت ناحیه مقدسه

و هر گونه سؤال در این زمینه و ارائه پیشنهادات و اطلاعات

مرکز احیاء زیارت ناحیه مقدسه

در خدمت شماست:

تلفکس: 7711188 (0251) -  قم، ص پ  185- 37155



ادامه مطلب

نگارنده : [مسعود نائيني] در پنج شنبه 30 مهر 1388  و ساعت 12:52 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

بررسي مفاهيم اخلاقي،اجتماعي امام خميني(ره)


(قسمت دوم)

امام خميني در تبعيد

 

کاربران گرامي سلام

از امروز به اميد خدا، بخش جديدي به مطالب دين و انديشه افزدده خواهد شد. دراين بخش پژوهش هاي دانشگاهي و حوزوي مرتبط با علوم اسلامي و متناسب با سطح و نياز کاربران ارائه خواهد گرديد. شما نيز مي توانيد تحقيقات و آثار پژوهشي خود را براي ما ارسال نموده وپس از بررسي در سايت با نام مولفان به نمايش گذاشته خواهد شد. در سر آغاز اين امر با نام زيباي امام خميني (ره) و قله آموزه هاي اسلامي يعني اخلاق آغاز مي کنيم.

براي مطالعه قسمت اول اينجا کليک کنيد.

 

(بخش اول)

دراينجا بحث از اين نکته شروع ميشود که اخلاق به چه واژهاي نسبت داده مي شود، اخلاق به واژه خوبي وبدي حال به صورت مطلق بودنش بيشتر مد نظر است تا نسبي بودن آن در اين جا اخلاق را از نظريه هاي مختلف مورد بحث قرار داده ايم:

 

1-ديدگاه بدسرشت بودن ذاتي انسان:

 اين مکتب گناه نخستين لقب دارد که مبنا را بر شرارت ذاتي انسان قرار داده وبنابراين،دخالت جامعه را در ارشاد وهدايت افراد،لازم وحتمي مي داند. که اين ديدگاه به نظريه روان کاوي فرويدملقب کرده اندوبر طبق اين نظريه،افراد انساني عمدتا تحت تاثير انگيزه هاي نا معقول ونيرومندي بوده وهمواره به دنبال ارضاي بدون قيدوشرط هستند.

تعريف اخلاق از اين ديدگاه

در اين مکتب اخلاق به عنوان فراخود يا وجدان وعبارت است از احساس گناه در برابر تخلف از اصول واحساس سرزنش وبازخواست دروني در برابر ارتکاب عمل خطاست.

در اين جا رشد اخلاق در کودکان،نتيجه فرايند هاي همانند سازي است.ودر اين جا خانواده نقش تعيين کننده اي را اجرا مي کند.

2-ديدگاه نيک سيرت بودن فطري انسان

اين ديدگاه با نظريه ژان پيازه شروع مي شود،بر طبق اين مکتب،انسان به طور فطرتي وذاتي پاک است وچنانچه به طبيعت خود سپرده شود،به سوي خوبيها گرايش خواهد يافت.

در اين مکتب بر اهميت تعقل وتفکر تاکيد زيادي شده است.به نظر پياژه کودک،در بيشتر زمينه ها،از جمله در مورد مسائل اخلاق تابع مراحل رشد عقلي خودش مي باشد.در اين مکتب شاخص اخلاق به عنوان قضاوت هاي اخلاقي شناخته مي شود،ودراين مکتب رشدعقلي براساس مرحله به مرحله اتفاق مي افتد

3-ديدگاه نه بد ونه خوب بودن ذاتي انساناين ديدگاه با نظريه جان لاک شروع مي شود که ذهن انسان مانند لوح سفيدي است که در زمان کودکي اين محيط اورا رشد مي دهد که به چه سمتي سوق يابد.

در اين جا ارزش هاي اخلاقي به صورت مطلق وجود ندارد.اخلاق در اين مکتب نسبي است.وبه نظريه يادگيري اجتماعي معروف است.

امام خميني

بخش دوم

 

اخلاق از نگاه امام

اگر انسان بخواهد بدون هيچ قانوني عمل کند و رفتاري از خود بروز دهد،به زودي با واکنشهاي شديد مواجه مي شود ومنافع خود را از دست مي دهد ئآرامش او به اضطراب ومحروميت تبديل مي شود.بنابراين مردم بايد براي دست يابي به لذت دنيوي بر اساس ضوابط روش هايي که به عنوان اخلاق ياد ميشود تکيه کنند.

ما در اينجا نگاهي اجمالي به مسلک هاي اخلاقي مي کنيم تا به منظور شناخت اخلاقيات امام خميني(ره):

 

1-اخلاق زيستي وهمسازي اجتماعي

امام در جامعه اي متولد شد که ناگزير بود در ميان جامعه به نياز هاي خود پاسخ بکويد،اما نياز ها ومنافع او با يکديگر ناسازگاري داشت آرمانها وخواسته هاي امام گسترده بود ومنابع تامين آن ها محدود.

 

2-اخلاق عرفاني وسير وسلوکي

اين اخلاق امام با پيراستن دل از آلودگي ها وآراستن به زيور(محاسن اخلاق)از راه رياضت ومجاهدت تلاش مي کردند تا حقيقت در ايشان جاري گردد.ودراين بعد اخلاقي،حرکت قلبي وعملي مورد نياز است نه حرکت فلسفي وعقلي.

از نگاه عرفان،امام با تزکيه نفس،راه تعالي را مي پيمودند واز راه قلبي به قرب الهي مي رسيدند ودرد خدا جويي وعطش بهکمال مطلق را تازيانه سلوک مي شناختند(خميني، 1370).

 

3-مردم دوستي امام(عشق به انسانها)

آن چه بيش از همه عناصر و ويژگي هااخلاق امام را روح قرآني بخشيده است،عنصر خدمت وخير انديشي وايثاربراي بندگان خدا در امام به وضوح ديده مي شد.که به عنوان عنصري دلسوزترين مرد تاريخ در قرن20که ديده مي شد.(خميني،1370).

امام خميني

 بخش سوم

 

فضايل اخلاقي امام(از ديدگاه روان کاوي)

1-خيلي سخت است که بگوييم امام چه شخصيتي داشت اما او شخصيتي والا داشت واحساس ميکردم که نوري او را احاطه کرده وهر جا که او قدم مي گذاشت آن هلال هم به دنبال او مي رفت.                               (به نقل از حسن حماده)

2-امام خميني با شخصيتي فقيه وسياسي شناخته شد و دنيا،نياز به وقت داشت تادرک کند که اين عالم دين ،فرمانروايي ايران است وايران را يک نظام ديني اداره خواهد کرد نظامي که تاکنون نظيرش را نديده بود. 

(به نقل از روحاني)

3-زندگي خصوصي امام خميني از دور بين هادور ماند ظاهرا اين خواسته او تا لحظه وفاتش بود،حتي افراد خانواده اش هم تا زماني که امام زنده بود از آمدن به جلوي دوربين ومصاحبه کردن پرهيز مي کردند.                 (به نقل از غلامعلي رجايي)

 

4-ويژگي برجسته امامانس با قرآن بودنشان بود،شايد تعجب آور باشد که امام روزي 7بار قرآن مي خواند وروزي 3 جزء قرآن را تلاوت مي کردند.                                                                                                         (به نقل از سيد حسن خميني)

 

5-امام بسيار شوخ طبع بودند شايد اين را کسي به چشم نديده باشداما با فرزندانش شوخ طبعي مي کردند وبابچه ها بسيار مهربان بودند وبا بچه ها با زبان خودشان حرف مي زدند وبازي ميکردند.

 

6-زماني که ما وارد منزل مي شديم امام به دخترشان عرض مي کردند که زهرا جان،من به مادر شما مديون هستم وزماني که بچه ها پيش ايشان مي رفتند از آنها مي خواستتند که اول به مادرشان سري بزنند اگر به او سري نزدند هيچ مشکلي نبود.                                                                                                                               (به نقل از مصطفوي)

 

7-نظم امام به صورت ثانيه اي بود،يعني اگر امام ساعت 1 ظهر براي ناهار مي آمدند اگر اين ساعت 1ربع مي گذشت خانواده مي دانستند که براي امام مشکلي پيش آمده بود و وقتي به دنبالشان مي رفتند مي ديدند که با يک مراجعي به بحث مشغول هستند.اگر براي امام مي خواستند چاي بياورند از امام سئوال مي کردند که آيا چاي بياوريم وامام جواب مي دادندکه: هنوز چند ثانيه اي به خوردن چاي مانده است.                                                                  (به نقل از رجائي)

 

8-امام در وقت نماز شب بسيار گريه مي کردند وشدت گريه ايشان طوري بود که دستمال کاغذي براي پاک کردن اشکهاي ايشان کافي نبود وبايد حوله اي کنار دست ايشان مي گذاشتند واين طبيعتاخانواده رامتاثر ميکرد.  

(به نقل از حسن خميني)

 

نوشته: منا  قطره ، اعظم پايا ،محبوبه مفيدي



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در پنج شنبه 30 مهر 1388  و ساعت 12:52 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی موجود در آثار شهید مطهری مطهری


مطهری

 

کاربران گرامی سلام

قبلا گفتیم که، بخش جدیدی به مطالب دین و اندیشه افزودایم، دراین بخش پژوهش های دانشگاهی و حوزوی مرتبط با علوم اسلامی و متناسب با سطح و نیاز کاربران ارائه خواهد گردید. شما نیز می توانید تحقیقات و آثار پژوهشی خود را برای ما ارسال نموده وپس از بررسی در سایت با نام مولفان به نمایش گذاشته خواهد شد. در سر آغاز این امر با نام زیبای امام خمینی (ره) و قله آموزه های اسلامی یعنی اخلاق آغاز کردیم، در ادامه به بررسی آموزه های اخلاقی در آثار شهید مطهری می پردازیم.

 

چكیده

 یكی از عوامل و موثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تاثیر اندیشه های متفكران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی می باشد. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و كمال و سعادت او و راههای وصول به كمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فكری را برای پاسخگویی به سوالات مربوط به انسان و تربیت او بنا گذارده اند. از دانشمندان معاصری كه یادش همواره جاودانه است. شهید آیت الله مرتضی مطهری است. ضعف پژوهش در حوزه تعلیم و تربیت بویژه در قلمرو ((تربیت اخلاقی))، بی توجهی به اهداف اساسی و بنیادی اختلاق و نقش قابل توجه تربیت اخلاقی در ساماندهی و بهبود وضعیت خشك و بی روح حاكم بر جهان ماشینی امروز، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیدگاههای مكاتب اسلام بر جهان ماشینی امروزه، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیگاههای مكاتب اسلام و غرب را ضروری می می نماید. همچنین بحران معنوی و اخلاقی حاكم بر جوامع بشری به خصوص در كشورهای پیشرفته و صنعتی غرب از یك طرف و مشخص نبودن مرزهای تعلیم و تربیت و تربیت اخلاقی و نظامهای تربیت و جوامع اسلامی از طرف دیگر، بحث و بررسی پیرامون اهداف، معیارها و شیوه های تربیت اخلاقی از منظر شهید مطهری در این تحقیق مشخص تر می سازد. 

هر فعل اختیاریِ انسان می‏تواند موضوع گزاره‏های اخلاقی قرارگیرد؛ خواه آن فعل ارزش محسوب شود مثل عدالت، و یا ضد ارزش باشد مثل ظلم.

مقدمه

علم اخلاق از عوامل مهم بهره‏مندی انسان از خوشبختی این سرا و آن سرا و رسیدن به مطلوب نهایی و حقیقی خود یعنی تقرب به خدا و مقام خلیفة اللّهی است، اما مهم این است كه علم اخلاق خود دارای اصول و مبادی است و پیش از هر چیز باید با این اصول و مبادی (كه فلسفه اخلاق را تشكیل می‏دهد) آشنا شد. بدون آگاهی از مسایل فلسفه اخلاق، نمی‏توان از اصول و مبانی اخلاقی اسلام در برابر سایر نظام‏های اخلاقی دفاع موجه و معقولی ارائه داد و برتری آن را اثبات كرد..

در میان مسائل فلسفه اخلاق، آنچه كه اساسی‏تر و مهمتر از همه به نظر می‏رسد، «ماهیت گزاره‏های اخلاقی» است؛ یعنی اینكه آیا گزاره‏های اخلاقی از سنخ قضایای واقعی و خارجی است و یا از نوع قضایای اعتباری است؟ و اگر اعتباری است، آیا از امور اعتباری محض است كه صرفاً بستگی به اعتبار معتبِر دارد، یا آنكه از اعتباراتی است كه ریشه تكوینی و منشأ انتزاع واقعی دارد؟ خلاصه آنكه گزاره‏های اخلاقی از سنخ گزاره‏هایِ اخباری است یا انشایی؟

این مسئله در فلسفه اخلاق جنبه كانونی و محوری دارد؛ به گونه‏ای كه مسائل دیگر از قبیل اطلاق یا نسبیت، معیار ارزش اخلاقی، معقول و منطقی بودن گزاره‏های اخلاقی و ... بستگی به نوع نظریه‏ای دارد كه در این مسئله اتخاذ می‏شود. از این رو در مقاله حاضر سعی شده است كه این مسئله مهم و اساسی از دیدگاه استاد شهیدمطهری مورد بررسی قرار گیرد.

مطهری

قبل از ورود به اصل بحث لازم است به طور خلاصه ویژگی‏های حكمت عملی را (كه اخلاق، جزئی از آن است)، از دیدگاه استاد شهید بیان كنیم:«حكمت عملی عبارتست از علم به تكالیف و وظایف انسان كه مسائل آن از نوع جمله‏های انشایی و مربوط به افعال اختیاری انسان است؛

و فقط از بایدهای نوعی، كلی و مطلق بحث می‏كندو نه بایدهای فردی و نسبی.»[1]

موضوع گزاره‏های اخلاقی: هر فعل اختیاریِ انسان می‏تواند موضوع گزاره‏های اخلاقی قرارگیرد؛ خواه آن فعل ارزش محسوب شود مثل عدالت، و یا ضد ارزش باشد مثل ظلم. البته استاد شهید در بعضی موارد از فعل اخلاقی، فقط فعل ارزشی را اراده كرده است؛ یعنی فعلی كه از نظر اخلاقی دارای ارزش باشد و در این صورت ویژگی‏هایی را برای آن ذكر می‏كند: الف. از روی عقل باشد؛ ب. مبتنی بر اراده و اختیار باشد؛ ج. دارای ارزش ذاتی باشد و یا آن كه انسانها برای آن ارزش قائل باشند؛ د. دارای ارزش غیرمادی باشد؛ ه‍ . از حد فعل طبیعی، حیوانی و غریزی بالاتر باشد؛ و. متناسب با «من» علوی و یا «خود» اصیل انسان باشد.[2]

محمول گزاره‏های اخلاقی: حُسن و قبح، باید و نباید: ریشة حسن و قبح امری درونی است. لذا حسن و قبح را باید قلبی دانست و نه عقلی. «حسن و قبح عقلی در واقع به حسن و قبح قلبی برمی‏گردد. عقل از مقوله ادراك است نه از مقولة احساس. همة حسن و قبح‏هایی كه اسمش را گذاشته‏اند حسن و قبح عقلی، در واقع حسن و قبح قلبی است؛ چون حسن، زیبایی است و قبح، زشتی. و اینها از مقولة احساس است نه از مقولة ادراك كه كار عقل باشد و احساس در واقع كار قلب است.» انسان در درون خود به طور فطری و وجدانی می‏داند كه چه چیز زیبا و چه چیز زشت است.

 

حسن و قبح عقلی در واقع به حسن و قبح قلبی برمی‏گردد. عقل از مقوله ادراك است نه از مقولة احساس. همة حسن و قبح‏ هایی كه اسمش را گذاشته‏اند حسن و قبح عقلی، در واقع حسن و قبح قلبی است؛ چون حسن، زیبایی است و قبح، زشتی. و اینها از مقولة احساس است نه از مقولة ادراك كه كار عقل باشد و احساس در واقع كار قلب است.

معرفی كتاب فلسفه ی اخلاق

مشتمل بر سیزده جلسه ی سخنرانی استاد شهید پیرامون «فلسفه ی اخلاق» و دارای دو بخش است. بخش اول که قسمت اعظم کتاب را تشکیل می دهد متشکل از ده سخنرانی استاد در سال 1351 شمسی ، در ماه محرم و در مسجد ارک تهران است . در این بخش علاوه بر فلسفه ی اخلاق ، درباره اخلاق اسلامی نیز بحث شده است.

بخش دوم متشکل از سه سخنرانی استاد تحت عناوین «اخلاق کمونیستی» ، «مسئله ی خودی در اخلاق» و «معیار فعل اخلاقی» می باشد که در زمانها و مکانهای مختلف ایراد شده اند. در فصل «اخلاق کمونیستی» مفهوم تکامل از نظر مارکسیسم و نیز آزادی و مساوات از دیدگاه این مکتب طرح ونقد گردیده است و در فصل «مسئله ی خودی در اخلاق» انواع «خود» و «خودپرستی» (خود شخصی، خود خانوادگی و خود ملی) و نیز نحوه ی مبارزه  با آنها بیان شده و فضایل اخلاقی از منظر مکتب اسلام مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل «معیار فعل اخلاقی» ضمن تعریف فعل طبیعی و فعل اخلاقی و تمییز نهادن بین آن دو، معیار فعل اخلاقی از نظر متفکران و فیلسوفان غربی ، طرح و بررسی گردیده است.

 

نوشنه: سمیرا لشكربلوكی



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در پنج شنبه 30 مهر 1388  و ساعت 12:52 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

تکّه گم شده دلم


امام مهدی(عج) از دیدگاه امام حسن علیه السلام

 

شبیه قطعه ی گنگی که توی پازل نـیست

شکسته های دلم بی توهیچ کامل نیست

دلــم گــرفـتـه از ایـن نـبـضـهــای تـکــراری

دلــی کــه یـاد تو را دم نمی زند دل نیست

چـقـدر پـشت سرت حـرف می زنـنـد ولــی

نــگــاه آیـنــه جز نـقطـه ی مـقابـل نـیست

بــیـــا و دست مــرا هــم بــگیـر، غیـر از تـو

کــســی بــرای دلــم احــترام قائل نیست

تو گفته ای که می آیی غروب جمعه و حیف

همیشه حرف زدن با عمل معادل نیست !!

 

سروده: نیما فرقه



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در پنج شنبه 30 مهر 1388  و ساعت 12:52 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

عصاره گل محمدی


میلاد امام مهدی ( عج )

 

کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی

در شب تولدت

مثل کاج

توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام

*

راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید - همکلاسی‌ام - سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

دست راستم می‌دهی؟

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا

از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!

فصل امتحان سخت ما ظهور کن !

                                                                                                                 غلام رضا بکتاش



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در پنج شنبه 30 مهر 1388  و ساعت 12:52 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0


تعداد کل صفحات : 62 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10  >

لوگو سایت


امار سایت

 
 


آمار بازدیدها:
مجموع: 217607

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی: پنج شنبه 22 بهمن 1388 
كل نظرات: 45
کل مطالب : 1786

مدیر سایت:

مسعود نائيني

نظرسنجی

لینکستان

قالب ساز
جزیره دانلود
ثبت دامنه و هاستینگ
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني راسخون
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني آويني
سیستم تبادل لینک
سایت تبادل لینک خودکار
نیازمندیهای نیاز شهر تمامی نیاز های یک شهر
مسعود ده نمکی
مطالبي از سراسر اينترنت
محور
ادبیات زیبای رنگارنگ
آموزش برنامه نويسي
ديدنيها
جوابستان
توسن
مدل لباس
بيان
جوابگر
جمعه بازار
ايران

همه لینکها

ديكشنري آنلاين

حديث ثقلين كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 158 نويسنده: مشايخ فريدنى ثقل به دو فتحه هر شى‏ء نفيس و گران قيمت است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود. به همين معنى است در حديث «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى» يعنى: همانا من بين شما دو چيز گرانبها را باقى مى‏گذارم. كتاب خداى و عترت خود را (قاموس، فيروز آبادى، 470 و ساير كتب لغت) در حديثى ديگر آمده است: «ان لكل نبى اهلا و ثقلا و هولاء (يعنى عليا و فاطمة و الحسن و الحسين) أهل بيتى و ثقلى» يعنى: هر پيغمبرى را اهلى و كالاى نفيس و گرانبهايى است و اينان (على و فاطمه و حسن و حسين) اهل بيت من و كالاى گرانبهاى منند . باز در حديثى روايت شده كه: «من كان له من انبيائه ثقل فعلى و فاطمة و الحسن و الحسين ثقلى» يعنى هر كه را از پيامبرانش كالاى گرانبهايى در دست است پس على و فاطمه و حسن و حسين نيز متاع گرانبهاى منند، كه در اين دو حديث نيز ثقل به معنى شى‏ء نفيس گرانبها است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود (مجمع البحرين، طريحى، 427) . بعضى هم احتمال داده‏اند ثقل در اين حديث به معنى شى‏ء سنگين وزن است. اشاره به آن است كه عمل به قرآن و متابعت اهل بيت وظيفه‏اى سخت و دشوار است (الصواعق المحرقه، ابن حجر ميثمى، 90) . حديث ثقلين، كه چون قرآن و اهل بيت در آن ثقلين خوانده شده‏اند به اين نام معروف شده، حديثى است صحيح كه نزد علماى همه مذاهب اسلامى معتبر است و شيعيان آن را از دلايل امامت و خلافت بلافصل امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) مى‏شمارند. اين حديث را مسلم در صحيح و ترمذى در صحيح و ابن حنبل در مسند و ثعلبى نيشابورى در تفسير و ابن مغازلى شافعى در مناقب و سمعانى در فضائل الصحابه و ابن حجر ميثمى در صواعق و ساير علماى اهل سنت، همچنين محدثين شيعه ـ به هشتاد و دو طريق ـ با عبارات و صور گوناگون از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند، (اعيان الشيعه، 1/370) ذيلا بعضى از اين روايات نقل مى‏شود: 1) مسلم بن حجاج نيشابورى (م 261 ق) در صحيح كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل على بن ابى طالب به روايت از زيد بن حيان حديثى آورده است كه ترجمه آن چنين است: «همراه با حصين بن سبره و عمر بن مسلم نزد زيد بن ارقم رفتيم. بعد از اين كه در كنار او نشستيم حصين گفت: اى زيد! ترا خير بسيار نصيب شده است. پيغمبر را ديده‏اى و حديث او را شنيده‏اى و همراه با آن حضرت جهاد كرده‏اى. اى زيد! تو خير بسيار ديده‏اى. براى ما شمه‏اى از آن چه از رسول الله (ص) شنيده‏اى باز گوى. زيد گفت: اى برادرزاده! به خدا سوگند كه سال من بزرگ و عهدم با رسول الله (ص) كهن شده و بسيارى از آنچه از او شنيده بودم فراموش كرده‏ام. پس آن چه براى شما مى گويم بپذيريد و آن چه را نمى‏گويم مرا به گفتن آن مجبور نسازيد. پس گفت: روزى پيغمبر خداى بين ما براى خواندن خطبه برخاست. ما در مكانى بين مكه و مدينه بوديم كه «خم» خوانده مى‏شود. پس حمد خداى و ثناى او را به جاى آورد و به وعظ و ذكر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانيد اى مردم كه من هم بشرم و به زودى فرستاده خداى پيش من مى‏آيد و دعوت او را اجابت مى‏كنم. من بين شما دو چيز گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم. نخستين آنها كتاب خداست كه در آن هدايت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگيريد و آن را رها نكنيد ـ پس درباره قرآن سفارش بسيار نمود و بدان تشويق و ترغيب فرمود ـ سپس گفت: و اهل بيت من. درباره اهل بيت من همواره خداى را به ياد داشته باشيد (اين جمله را سه بار فرمود) حصين از زيد پرسيد: اهل بيت او چه كسانى هستند؟ مگر زنان او اهل بيت او نيستند؟ ـ گفت: زنان او اهل خانه او بودند اما اهل بيت رسول الله (ص) كسانى هستند كه بعد از او صدقه برايشان حرام است ـ حصين گفت: آنان چه كسانند؟ ـ گفت آل على و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس. حصين گفت: آيا صدقه بر همه ايشان حرام است؟ ـ گفت: آرى. مسلم به اسناد ديگرى از زيد بن ارقم روايت كرده است كه از او پرسيدند: آيا زنان پيغمبر هم اهل بيت او هستند؟ ـ گفت نه ـ به خدا قسم ـ زن تا مدتى از زمان با مرد است. بعد او را طلاق مى‏دهد و نزد پدر و مادر خود بر مى‏گردد. اهل بيت او اصل و جماعت او هستند كه صدقه بر ايشان حرام است. حديث فوق را احمد بن محمد بن حنبل در المسند (4/366) احمد بن حسين بيهقى در سنن (2/148) و عبدالله بن عبدالرحمن دارمى در سنن (2/431) على متقى در كنز العمال فى سنن الاحوال و الافعال (1/45) احمد بن محمد طحاوى در مشكل الآثار (4/368) و ساير محدثين نيز روايت كرده‏اند. آنچه در اين مقاله مورد استناد است قسمت اول حديث، يعنى برابر بودن و تلازم اهل بيت با قرآن و پيوستگى جاودانى اين دو با يكديگر است. 2) محمد بن عيسى ترمذى (م 279 ق) در صحيح (2/308 ق) به روايت از ابو سعيد و اعمش، آن دو از حبيب بن ابى ثابت و از زيد بن ارقم حديث ثقلين را چنين آورده است: «قال رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم: انى تارك فيكم ما ان تمسكتم لن تضلوا بعدى: احدهما اعظم من الآخر. كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى و لن يفترقا حتى يردا على 158 الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيهما» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) فرمود: من چيزى بين شما بر جاى مى‏نهم كه اگر بدان چنگ زنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد. يكى از آن دو از ديگرى عظيم‏تر است: كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است. و ديگرى عترت كه اهل بيت منند. اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا بر سر حوض (كوثر) نزد من وارد شوند. پس بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ اين حديث را عزالدين ابن اثير در اشد الغابه (2/12) و سيوطى در الدر المنثور در تفسير آيه مودت (شورى، 23) نيز روايت كرده‏اند. 3) همچنين ترمذى در صحيح (2/308) از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده است كه «رأيت رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم فى حجته يوم عرفه و هو على ناقيه القصوى يخطب فسمعته يقول: ايها الناس انى قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتى اهل بيتى» ـ يعنى ـ رسول الله را در حجة الوداع، در روز عرفه ديدم كه بر ناقه قصواى خود سوار بود و خطبه مى‏خواند. از او شنيدم كه مى‏گفت ايها الناس! همانا من چيزى را بين شما بر جاى مى‏گذارم كه اگر نگاه داريد و بدان عمل كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد. آن كتاب خدا و عترت من يعنى اهل بيت من است ـ اين حديث را متقى هندى نيز در كنز العمال (1/48) از ابن ابى شبيه و خطيب بغدادى روايت كرده است. 4) محمد بن عبدالله معروف به حاكم نيشابورى (م 405 ق) در كتاب، المستدرك على الصحيحين (3/109) به اسناد خود از ابو الطفيل و از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «لما رجع رسول الله (ص) من حجة الوداع و نزل غدير خم امر بدوحات فقمن فقال: كانى قد دعيت فاجبت . انى قد تركت فيكم الثقلين احدهما اكبر من الآخر. كتاب الله تعالى و عترتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. ثم قال: ان الله عز و جل مولاى و انا مولى كل مؤمن. ثم اخذ بيد على فقال: من كنت مولاه فهذا وليه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه» ـ يعنى ـ چون رسول الله (ص) از حجة الوداع بازگشت و در «غدير خم» فرود آمد دستور داد زير درختها را از خار و خاشاك پاك كردند... سپس فرمود: گويا كه مرا فرا خوانده‏اند و من اجابت كرده‏ام. همانا من بين شما دو شى‏ء گرانبها بر جاى گذاشته‏ام كه يكى از آنها از ديگرى بزرگتر است، كتاب خداى تعالى و عترت من. پس بنگريد كه بعد از من با آن دو چگونه رفتار مى‏كنيد، كتاب خدا و عترت من از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض (كوثر) نزد من بيايند. سپس گفت: همانا خداى عز و جل مولاى من است و من مولاى همه مؤمنانم. پس دست على را گرفت و فرمود: هر كه را من مولاى اويم پس على هم ولى و سرور اوست. خدايا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى كند. حاكم نيشابورى تمام اين حديث را مفصلا نقل كرده و آن را صحيح شمرده است. اين حديث را نسائى، احمد بن على (م 303 ق) در كتاب خصائص امير المؤمنين على بن ابى طالب (93) آورده و اضافه كرده است: «به زيد گفتم آيا تو خود اين سخن را از رسول الله (ص) شنيدى؟ گفت: در آن درختستان هيچ كس نبود مگر آن كه رسول الله (ص) را به چشم خود ديده و سخنش را به گوش خود شنيده است» همين حديث را متقى در كنز العمال (1/48) از زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى روايت كرده است، 5) حاكم در روايت ديگرى (المستدرك، 3/109) از سلمة بن كهيل از پدرش از ابوالطفيل از وائله از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «نزل رسول الله (ص) بين مكه و المدينة عند شجرات خمس دوحات عظام فكنس الناس ما تحت الشجرات. ثم راح رسول الله (ص) عشية فصلى ثم قام خطيبا فحمد الله و اثنى عليه و ذكر و وعظ فقال ما شاء الله ان يقول (ثم قال) ايها الناس. انى تارك فيكم امرين لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما كتاب الله و اهل بيتى عترتى (ثم قال) اتعلمون انى اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ (ثلاث مرآت) قالوا نعم. فقال رسول الله (ص): من كنت مولاه فعلى مولاه» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) بين مكه و مدينه نزديك پنج درخت بزرگ پر شاخ و برگ فرود آمد. پس مردم زير درختها را جارو كردند. سپس رسول الله (ص) شامگاهان به آن جا رسيد و بعد از نماز براى ايراد خطبه برخاست. ابتدا حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و سخنانى در ذكر و وعظ بيان كرد و آنچه را خداى مى‏خواست كه او بگويد گفت. سپس فرمود: ايها الناس، من دو امر را بين شما باقى مى‏گذارم كه اگر از آن دو پيروى كنيد هرگز گمراه نمى‏شويد: كتاب خدا و عترت و اهل بيت من. (سپس گفت) آيا مى‏دانيد كه من بر مؤمنان از جانهاى خودشان اولى‏ترم؟ (سه بار) گفتند: آرى. پس رسول الله (ص) فرمود: هر كه را من مولى و سرورم على هم مولى و سرور اوست. حاكم نيشابورى (به روايت سيد مرتضى فيروزآبادى در كتاب فضائل الخمسة فى الصحاح الستة 2/46) و ابن حجر هيثمى (الصواعق المحرقه، 89) اين حديث را صحيح شمرده‏اند. 6) حاكم نيشابورى (المستدرك، 3/148) از مسلم بن صبيح از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «قال رسول الله صلى آله عليه و آله و سلم: انى تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و اهل بيتى. و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ همانا من بين شما دو شى‏ء (يادگار) گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم، كتاب خدا و اهل بيت خود را و همانا اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ـ حاكم اين حديث را صحيح دانسته است. 7) ابن حنبل در مسند (3/17) حديث ثقلين را از ابو سعيد 159 خدرى، از رسول الله (ص) را چنين روايت كرده است: «انى اوشك ان ان ادعى فاجيب و انى تارك فيكم الثقلين. كتاب الله عز و جل و عترتى كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى. و ان اللطيف اخبرنى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض فانظروا بم تخلفونى فيهما؟» ـ يعنى ـ نزديك شده است كه مرا فرا خوانند و من اجابت كنم. و همانا من دو شى‏ء گرانبها را بين شما باقى مى‏گذارم، كتاب خداى عز و جل و عترت خود را. كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده و عترت من اهل بيت منند. همانا خداى مهربان مرا خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض نزد من بيايند. پس بنگريد بعد از من با اين دو چگونه رفتار مى‏كنيد. اين حديث را با جزئى اختلاف، ابن حنبل در موارد ديگرى از مسند (3/14 به بعد، 4/371، 5/181) فخر رازى در تفسير كبير ذيل آيه «و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا» (آل عمران، 103) متقى در كنز العمال (1/47 به بعد) هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) و ابن سعد در طبقات (2، قسم 2، ج 2) روايت كرده‏اند، 8) حافظ ابو نعيم احمد بن عبدالله اصفهانى (م 430 ق) در حلية الاولياء (1/355) از حذيفة بن اسيد غفارى از رسول الله (ص) چنين حديث كرده است: «ايها الناس انى فرطكم و انكم واردون على الحوض. فانى سائلكم حين تردون على عن الثقلين فانظروا كيف تخلفونى فيهما. الثقل الاكبر كتاب الله. سبب طرفه بيد الله و طرفه بايديكم. فاستمسكوا به لا تضلوا و لا تبدلوا . و عترتى اهل بيتى. فانه قد نبأنى اللطيف الخبير انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ ايها الناس همانا من پيشگام و پيشاهنگ شمايم. و شما همه در كنار حوض نزد من خواهيد آمد. وقتى بر من وارد شديد از شما درباره ثقلين پرسش خواهم كرد. بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ ثقل (وزنه) بزرگ كتاب خدا است. ريسمانى است كه يك طرفش در دست خداست و طرف ديگرش در دستهاى شماست. پس بدان چنگ بزنيد تا گمراه نگرديد و دگرگون نشويد. و عترت من كه اهل بيت منند زيرا خداى مهربان دانا مرا خبر داده است كه اين دو گوهر گرانبها از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد گردند. اين حديث را ـ به الفاظ مختلف ـ ابو نعيم در حلية الاولياء (9/46) ابن اثير در اسد الغابة (3/147) متقى در كنز العمال (1/47 و 96) نور الدين هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) ابن حجر در صواعق (75) ... و ساير محدثين اهل سنت روايت كرده‏اند. اما محدثين شيعه چنان كه اشاره شد در تواتر آن اجماع دارند و آنرا به هشتاد و دو سند از طريق ائمه اطهار (ع) از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند و اين حديث را از دلائل استوار و روشن خلافت و امامت بلافصل امير المؤمنين (ع) مى‏دانند و گويند اگر شيعيان براى اثبات خلافت آن حضرت حجتى جز همين حديث نداشتند ايشان را بسنده بود (فضائل الخمسه، 2/53، اعيان الشيعه، 1/370) . حديث ثقلين حديثى است صحيح بلكه متواتر سند آن محكم و دلالت آن واضح و غير قابل انكار است. بزرگان صحابه مانند على بن ابى طالب (ع) و ابوذر غفارى و جابر بن عبدالله انصارى و زيد بن ثابت و حذيفة بن اسيد غفارى و زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى و عبدالله بن حنطب و ابو هريره دوسى و جمع كثير ديگر (فيض القدير، تأليف مناوى، 3/14) كه تعدادشان از بيست افزون است (صواعق، 136) آن را روايت كرده‏اند. كمتر حديثى در صحاح و مسانيد به اين قوت و اعتبار وجود دارد. دلالت آن نيز واضح و در اعلى مراتب قوت است . اين حديث در حجة الوداع بر زبان رسول الله (ص) جارى شده و در الفاظ مختلف آن آمده است كه: من مقبوض ـ يعنى در شرف مرگم ـ من مانند شما بشرم و به زودى دعوت حق را لبيك خواهم گفت ـ من دو وديعه گرانبها از خود باقى مى‏گذارم ـ من دو خليفه بين شما باقى مى‏گذارم ـ قرآن و اهل بيت هميشه با همند. چيزى را بر ايشان مقدم نداريد تا هلاك نشويد ـ چيزى به آن دو مياموزيد كه هر دو از شما عالمترند... اينها همه قوانين قطعى است كه پيغمبر وفات خود را نزديك مى‏ديده و وصيت مى‏كرده و قرآن و اهل بيت را به جانشينى خود منصوب مى‏داشته است. اما بين اهل بيت و عترت تنها فردى كه صلاحيت خلافت رسول الله (ص) داشته على (ع) بوده است خود رسول الله (ص) اين حقيقت را ضمن حديث ثقلين با صراحت روشن كرد. يعنى دست على را گرفت و فرمود هر كه را من مولى و سرورم و هر كه را من از جان او به او نزديكترم پس على نيز بايد كه مولاى او و ولى او و سرور او باشد. بنابراين به استناد حديث ثقلين شكى در تقدم على بر اهل بيت و ساير مسلمانان و تعيين او براى خلافت و امامت بلافصل باقى نمى‏ماند. ابن حجر، احمد بن محمد هيثمى (م 947 ق) در كتاب خود الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه كه در رد بر شيعه نوشته است بعد از بيان مطالب مشروحى درباره حديث ثقلين و وجوب تمسك به اهل بيت تا قيام قيامت و اين كه آنان همسنگ كتاب خدا و امان براى اهل زمينند (اهل بيت) گويد: «... پس شايسته‏ترين كس از اهل بيت كه بايد بود تمسك نمود پيشوا و عالم اهل بيت بود و على بن ابى طالب كرم الله وجهه است كه علمش از همه بيشتر و مدركات و دريافتهاى او از همه دقيق‏تر بود.» از اين رو ابوبكر مى‏گفت: «على عترت رسول الله يعنى همان كس است كه تمسك بدو را مؤكدا دستور فرموده است» (صواعق، 90) به علاوه حديث ثقلين كه اهل بيت (على و فاطمه و حسن و حسين) را به طور لا ينفك و همسنگ و همتاى قرآن و واجب الاطاعه مقرر فرموده و تصريح نموده است.
Check PageRank