language english arabic french turkish فارسي afrikaans belarusian chinese german hindi russian italian korean serbian welsh
برترينهاي بيان:

بخش ها

mamas
مذهبي
ورزشي
رايانه
موبايل
دانش و فناوري
خانواده و زندگي
تغذيه و سلامت
تصاوير
دانلود
مداحي و مولودي
موسيقي
هنرى
اخبار
احاديث
پيمانه

ساعت


آرشیو

فروردین 1388
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
آذر 1388
دی 1388
بهمن 1388

همه آرشیوها

مطالب اخیر

دعوت به همكاري
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف

لیست آخرین پستها

عكس تصادفي

منوي ويژه


خروجی مطالب

RSS   Atom


حمله ناصر حجازی به فردوسی پور


ناصر حجازی مثل همشه صریح و بی‌پرده صحبت می‌كند. صداقت خاص ناصرخان در رفتار و كردارش همیشه باعث می‌‌شود تا مصاحبه‌های دروازه‌بان افسانه‌ای ایران جذاب و خواندنی باشد.حجازی در گفت‌وگوی جدیدش با گل در مورد وضعیت باشگاه دی‌استرادا و نظرسنجی پرسروصدای برنامه نود صحبت‌های جالبی كرد.

وضعیت دی‌استرادا چطور است؟

شكر خدا وضعیت تیم خوب است. یكی، دو تا مشكل در مورد بازیكنان وجود دارد كه امیدوارم زودتر حل شود. این هفته با تیم اسلوان بازی داریم و با توجه به كری‌خوانی‌های هواداران دو تیم و اعتقاد سیاسی طرفین، این بازی همیشه پرحاشیه و حساس است. بازی با اسلوان به دلیل همین مسایل و همین حساسیت‌ها به تعویق افتاده بود و حالا اگر ما از این بازی عقب افتاده امتیاز بگیریم، وضع‌مان خیلی بهتر می‌شود.

در طول این مدت شما كارنامه خیلی خوبی در دی‌استرادا داشته‌اید.

لطف خدا و حمایت مسوولان باشگاه باعث شد تا با توجه به روابط و همكاری خوب ما با كادرفنی و بازیكنان نتایج خوبی بگیریم. در حال حاضر از شش بازی، سه برد و سه تساوی به دست آورده‌ایم كه این برای دی‌استرادا خوب بوده است.

پس از شرایط باشگاه و كادرفنی راضی هستید.

همه چیز خوب است. سرمربی تیم با من ارتباط خوبی دارد. به حرف‌های من گوش می‌كند و حسابی با هم هماهنگ هستیم. البته از همان روز اولی كه آمدم مدیرعامل ایرانی باشگاه دی‌استرادا در جلسه‌ای اعلام كرد كه همه باید از حجازی حرف شنوی داشته باشند و سكان كار را به من سپرد.

این آقای فردوسی‌پور می‌خواست ثابت کند که ناصر حجازی و امثال ناصر حجازی در ایران محبوبیت ندارند. می‌خواست بگوید که حجازی از پنج نفر، پنجم می‌شود

تكلیف الونگ‌الونگ چه شد؟ با جدایی او برای پیوستن به استقلال اهواز موافقت كردید؟

حدود یك هفته است كه الونگ‌الونگ حضور پررنگی در تمرینات ما دارد و به احتمال فراوان با توجه به رفع مصدومیتش مقابل اسلوان هم برای دقایقی به میدان خواهد رفت. در مورد انتقال الونگ‌الونگ به استقلال اهواز هم باید بگویم كه فعلا شرایط برای انجام این انتقال مساعد نیست و الونگ‌الونگ را نمی‌دهیم.

از برنامه نود و نظرسنجی در مورد محبوب‌ترین بازیكن 30 سال اخیر فوتبال ایران خبر دارید؟

بله... از همه چیز خبر دارم. این یك برنامه از پیش تعیین شده با اهداف خاصی بود. آقایان می‌خواستند ثابت كنند كه حجازی و پروین محبوب نیستند. البته با این برنامه‌ها و این جور كارها، چیزی از پیش نمی‌رود.

اتفاقا علی پروین هم اعلام كرد كه این نظرسنجی كشكی بوده!

بله... از صحبت‌های علی (پروین) هم با خبر هستم. البته آقایان چون به من دسترسی ندارند، سراغ دخترم «آتوسا» رفته‌اند و با او صحبت كرده‌اند. من با آتوسا هم صحبت كردم و به او گفتم كه دیگر در مورد من صحبت نكند. اگر آقایان با من كار دارند و سوالی دارند بهتر است با خودم صحبت كنند. آدم زنده وكیل و وصی نمی‌خواهد. اگر صلاح بدانم و دلم بخواهد جواب می‌دهم و اگر جواب نمی‌دهم دلیل نمی‌شود كه به جای من با كسی دیگری، حتی دخترم صحبت كنند.

نود برنامه پربیننده‌ای است و عادل فردوسی‌پور هم از همكاران خوب ماست. برخلاف بعضی از انتقادات بعید می‌دانیم كه كسی به دنبال خراب كردن شما و یا علی پروین باشد.

شما بعضی چیزها را نمی‌دانید... چند وقت پیش من و خشایار محسنی به برنامه VOA دعوت شدیم. در طول این مدت ما فقط از كشورمان ایران صحبت كردیم و اجازه ندادیم كسی علیه كشور عزیزمان بیراهه و بدگویی كند. یكی از بحث‌هایی كه در این برنامه تلویزیونی مطرح شد این بود که می‌گفتند حکومت ایران ارتباط خوبی با محبوبیت ناصر حجازی ندارد! من تمام این حرف و حدیث‌ها را تکذیب کردم. گفتم که کشورم را دوست دارم. گفتم که هر چه باشد مربوط به خودم و مسوولان کشور است و دلیلی ندارد که در مورد این مساله خانوادگی در حضور یک مشت اجنبی و دشمن صحبت کنم.

می‌دانید از دید من هدف این آقا چه بود. این آقای فردوسی‌پور می‌خواست ثابت کند که ناصر حجازی و امثال ناصر حجازی در ایران محبوبیت ندارند. می‌خواست بگوید که حجازی از پنج نفر، پنجم می‌شود و در ایران فقط هشت درصد هستند که به او رای می‌دهند. هدف فردوسی‌پور این بود که ثابت کند که VOA اشتباه کرده و حجازی در ایران محبوبیت ندارد!‍

اما آمار این مسابقه از طریق S.M.S‌های مردم و بینندگان برنامه مشخص می‌شد...

کل SMSها فقط یک میلیون بود. یعنی اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم فقط یک میلیون نفر در این مسابقه شرکت کرده‌اند. این مملکت 70 میلیون نفر جمعیت دارد. که 50 میلیون نفرشان می‌توانند در این مسابقه و تشخیص دادن محبوب‌ترین‌ها شرکت کنند. باید نظر این افراد را دانست و به آن امتیاز داد چون توجه کردن به چنین مسابقه‌ای مسخره و خنده‌دار است.

خودشان هر كاری بخواهند می‌كنند. بحث SMS نیست. خودشان می‌خواهند یك نفر را جلوی بقیه بیندازند و همه این مسابقات هم ساختگی و سركاری است.

فکر نمی‌کنید بهتر بود در این مورد با خود فردوسی‌پور صحبت می‌کردید؟

من با این آقایان صحبتی ندارم. دلشان می‌خواهد که من طبق ایده‌های آنها رفتار کنم و حرف بزنم. اما من ناصر حجازی هستم. همین چند وقت پیش که ایران بودم، خبرنگار فردوسی‌پور زنگ زد و گفت که می‌خواهد برای انجام مصاحبه با من قرار ملاقات بگذارد. چون این آقایان را خوب می‌شناختم،‌ گفتم اگر قرار است صحبت کنم، به برنامه شما می‌آیم و به صورت زنده صحبت می‌کنم. پسرک خبرنگار زود پرسید چرا با دوربین ما صحبت نمی‌کنید؟ گفتم چون می‌دانم که می‌خواهید نصف صحبت‌های مرا سانسور کنید. وقتی قرار است صحبت‌هایم سانسور شود نمی‌توانم حرف دلم را بزنم، چرا باید مصاحبه کنم و خودم را معطل کنم.اینها جرات نداشتند که مرا دعوت کنند. جرات نداشتند با حجازی در یک برنامه زنده صحبت کنند. می‌خواستند به جان مصاحبه از پیش ضبط شده بیفتند و فقط قسمت‌هایی را پخش کنند که دلشان می‌خواهد.تعداد طرفدارهای ناصر حجازی مشخص و معلوم است. وقتی در خیابان راه می‌روم، مشخص می‌شود که چه تعدادی مرا می‌شناسند و نسبت به من لطف می‌کنند.

شنیدیم که ایرانیان حاضر در اروپا و اتریش هم برای تماشای بازی‌های شما به استادیوم دی استرادا می‌آیند.

بله... اینجا كه اروپاست مردم لطف دارند و به من محبت می‌كنند وای به حال ایران كه وطن است و همه آن مردم از گوشت و خون من هستند.وقتی از وین به تهران می‌آمدم در فرودگاه آقای علی‌آبادی را دیدم. در حال خوش‌وبش با ایشان بودم كه مردم اظهار لطف می‌كردند و عكس و امضا می‌گرفتند. وقتی كه صحبت‌هایمان تمام شد به علی‌آبادی گفتم: «مردم را دیدید؟ دیدی كه چه كسی محبوب است و چطور در دل مردم جا دارد؟»

اما به هر حال در برنامه نود هم مردم شركت داشتند و تا ساعت دو صبح SMS می‌فرستادند.

ای‌ آقا... من طرفدارهایی دارم كه با اینها فرق دارند. البته همه اینها مردم ما هستند ولی اكثر آنهایی كه طرفدار ناصر حجازی هستند اون ساعت صبح خواب هستند. خودتان هم می‌دانید كه چه كسانی طرفدار حجازی هستند و چه خصوصیاتی دارند. اینها ساختگی است. خودشان هر كاری بخواهند می‌كنند. بحث SMS نیست. خودشان می‌خواهند یك نفر را جلوی بقیه بیندازند و همه این مسابقات هم ساختگی و سركاری است.

فكر می‌كنید جای چه كسانی در این مسابقه خالی بود؟ اصلا حق چه كسانی بود كه توی این مسابقه شركت كنند؟

اصلا این برنامه، برنامه‌ای نیست كه حق كسی را بدهد. اینها حق بده نیستند. حق موقعی است كه همه در یك مسابقه درست شر كت كنند، نه مسابقه‌ای كه ساختگی است.

بحث را عوض كنیم... شنیدیم كه از تیم‌های ایرانی پیشنهاداتی دارید؟

فعلا كه اینجا كار می‌كنم و راحت هستم. این درست كه دوری از ایران و خانواده سخت است ولی ایرانی‌های مقیم اروپا و دوستانی كه اینجا هستند به من خیلی لطف دارند. الان شرایط دی‌استرادا خیلی برایم مهم است و دوست دارم این تیم موفق شود.

پس قصد بازگشت به فوتبال ایران را ندارید؟

تیم‌ملی فوتبال اسلواكی به طور مستقیم راهی جام‌جهانی شده. این یعنی اینكه فوتبال این مملكت بیشتر از اینها هم رشد می‌كند و جان می‌گیرد. من در قلب اروپا و در یك باشگاه اروپایی كار می‌كنم. چرا باید اینجا را ول كنم و به آن حاشیه‌ها برگردم. همین كه تیم اسلواكی مستقیم به جام‌جهانی رفته خیلی مهم است. شما فكرش را بكنید كه چطور ایران از پس چهار تا تیم آسیایی و ضعیف برنیامد و حتی نتوانست از راه‌های دیگر به جام‌جهانی برسد. همین حاشیه‌ها هستند كه ما را بدبخت كرده‌اند. یعنی مسخره‌بازی‌ها و دور شدن از اصل‌ها... یك پیغام هم برای رفیقتان دارم!

رفیقمان؟!

فقط بگویید كه آقای فردوسی‌پور شما عددی نیستی كه بخواهی راجع به من و این همه اسطوره نظر بدهی و نظرسنجی راه بیندازی. آقای فردوسی‌پور...



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در دوشنبه 11 آبان 1388  و ساعت 5:15 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

خارجی های لیگ برتر از حرم امام رضا (ع) می گویند


تاثیرش را روی آدم می گذارد

تأثیرش را روى آدم مى گذارد. سنگ باشى آبت مى كند. مهم هم نیست كه چه كسى هستى و چه كار مى كنى. وارد آنجا كه مى شوى فضاى دیگرى است. حتى آسمانش هم رنگ دیگرى دارد. فقط كافى است یك بار دلت بشكند. . .

فرقى هم براى آقا نمى كند. ایرانى، خارجى، مسیحى و یا حتى یهودى. به همین دلیل هم است خارجى هایى كه پا به

حرم امام رضا(ع) مى گذارند با حالتى منقلب آنجا را ترك مى كنند. این حسى است كه بیشتر آنها به آن اعتراف كرده اند. بسیارى از آنها در بدو ورودشان به حرم متعجب شده اند و گاهى از تعجب ترجیح داده اند كه سكوت اختیار كنند. بعضى ها هم مدام گنبد و مناره ها را با نگاه هاى خود وارسى مى كرده اند و بقیه را سؤال پیچ، كه چرا این همه طلا در گنبد به این بزرگى به كار رفته است؟

سؤال در مورد كاشى كارى حرم، آیینه كارى آن و اینكه هنر معمارى ایرانى به خوبى در ساخت آنها رعایت شده از نخستین اظهارنظرهاى خارجى ها در بدو ورود به حرم است. هرساله آدم هاى مختلفى از سراسر دنیا به مشهد مى آیند و هر كدام هم واكنش هاى خاص خودشان را دارند. بسیارى از آنها اطلاعاتشان كامل است و به خوبى مى دانند كه پا در

قطعه اى از بهشت گذاشته اند. آنها هم كه نه مسلمانند و نه آگاهى از مشهد و حرم امام رضا(ع) دارند خاطرات را در حافظه خود ثبت مى كنند تا در بازگشت به كشورشان حكایت آنجا را براى دیگران به تصویر بكشند. اما در بین تمام خارجى هایى كه به زیارت امام رضا (ع) مى آیند افرادى هستند كه بیشتر مورد توجه اند.

از شخصیت هاى سیاسى كشورهاى مختلف گرفته تا بازیگر، هنرمند، توریست ها و البته ورزشكاران. هر كدام هم به دلیل خاصى سعادت زیارت امام هشتم شیعیان را پیدا كرده اند. بیان احساسات آنها با یكدیگر متفاوت است و هر كس برداشت خاصى از چیزهایى كه در حرم دیده دارد. در این میان هستند نفراتى كه به واسطه ورزش در ایران ماندگار شده اند و در طول سال چندین بار به حرم امام رضا(ع) مشرف شده اند. به خصوص فوتبالیست هایى كه در شرایط حرفه اى وارد فوتبال ایران شدند و هرگز فكرش را نمى كردند كه تغییرى ناگهانى در مسیر زندگى شان ایجاد شود و آنها حتى در جوار امام هشتم «اشهد ان محمد رسول الله» بگویند و مسلمان شوند. مثل دنى اولروم كه حالا همه عرفان صدایش مى زنند. یا ایوان پترویچ كه از ضرب المثل هاى فارسى هم استفاده مى كند ودر توصیف نخستین حضورش در حرم مى گوید: «مو روی بدنم سیخ شد وقتى پایم را داخل آن محوطه گذاشتم»

بیان احساس هر آدمى از زبان خودش گویا تر است و تنها خود انسان است كه مى تواند آنچه را كه در درونش اتفاق افتاده توصیف كند. خاطره نخستین حضور در بارگاه ملكوتى امام هشتم از زبان كسانى كه در زندگى شاید فقط خدا را قبول داشته باشند چیز دیگرى است. شاید تشرف در همان مرتبه نخست كار خودش را كرده باشد و امام رضا(ع)كه یك از القابش امام رئوف است ضمانت آنها را هم كرده باشد.

توصیف حال بازیکنان خارجی لیگ برتر فوتبال کشورمان که حداقل یک بار سعادت حضور در حرم امام رضا(ع) را داشته اند از زبان خودشان جالب و خواندنی است.

ایوان پتروویچ هافبک شاهین بوشهر

مو روى بدنم سیخ شد وقتى پایم را داخل آن محوطه گذاشتم. همه چیز عجیب بود و من هنوز هم نمى دانم كه حرم آن مرد مذهبى شما چرا آن همه چراغ داشت.»

این حرف را ایوان پترویچ زمانى زد كه در محفلى نشسته بودیم و درباره همه چیز بحث مى كردیم كه یك دفعه بحث به بازى كردن ایوان در مشهد و رفتن او به حرم امام رضا (ع)كشیده شد. «وقتی از دور آن لامپ های رنگی را دیدم حس عجیبى پیدا كرده بودم. قبلاً بقیه بازیكنان توضیحاتى در مورد آنجا به من داده بودند اما وقتى از دور یك جسم طلایى بزرگ را دیدم خیلى تعجب كردم. در هر حال فكر مى كنم آنجا فضاى روحانى جالبى داشت. این حس به من دست داده بود كه آنجا در امانم و واقعاً احساس آرامش می کردم.»

ایوان از زمانى حرف مى زند كه به قول ما ایرانى ها مو روى بدن آدم سیخ شود. حسى كه در حرم امام رضا(ع) به او دست داده و فضا آنقدر خاص بوده كه ایوان را اینطور منقلب كرده. او این حس را طور دیگری تعبیر می کند و ادامه می دهد: « دستانم دون دون شده و ضربان قلبم شدت گرفته بود. وقتى تعداد زیادى از مردم را دیدم كه آنجا هستند و دور یك فضاى مشبك مى چرخند حس كردم آن كسى كه ایرانى ها صدایش مى زنند و به خاطرش اشك مى ریزند باید جایگاه والایى داشته باشد. نمى دانم چطور باید بگویم تا متوجه شوید. اما در هر كشورى یك چیز بسیار باارزش براى نزدیك شدن به خدا وجود دارد و من فكر مى كنم مشهد و جایى كه روحانى مقدس شما را در آن دفن كرده اند جایى براى نزدیك شدن به خدا است.»

عرفان اولروم مهاجم تراکتور سازی

علیرغم مخالفت خانواده اش مسلمان شد، آن هم در ایران و البته در جوار حرم مطهر امام رضا (ع). حالا نامش عرفان است و چند سالى است كه مسلمان شده. درا بتدا دودل بود و شك این اجازه را به او نمى داد تا براى مسلمان شدن تصمیم بگیرد. اما فضاى روحانى شهر مشهد كارى كرد كه دنى اولروم دیگر نتوانست از تصمیمى كه گرفته بود منصرف شود. خودش بیشتر در این مورد توضیح مى دهد: « بله در آغاز كه مى خواستم مسلمان شوم، شك و دودلى داشتم، اما فضاى خاص مشهد من را كاملاً مطمئن كرد. آن روزى كه به حرم امام رضا(ع) رفتم را هرگز فراموش نمى كنم. مشابه حرم امام رضا(ع) را در عراق دیده ام اما فضاى اینجا خیلى خاص است. تا به حال تجربه حضور در اماكن اینچنینى را نداشتم. نمى دانم شاید دست خودم نبود كه براى اولین بار مبهوت فضاى آنجا شده بودم. وقتى اشهد گفتم و مسلمان شدم حس عجیبى در حرم درونم را فر اگرفته بود و احساس مى كردم كه سبك شده ام. بارها از همسرم شنیده ام كه مردم ایران هر خواسته اى كه دارند از امام رضا(ع) مى خواهند. مطمئنا ً اگر مشكلى داشته باشم از امام رضا(ع) خواهم خواست.

آندرانیك تیموریان

جاهاى زیارتى خیلى به من آرامش مى دهند. این تنها حسى است كه مى توانم بیان كنم. در مورد مشهد و حرم امام رضا(ع) هم همین طور. همه اش آرامش است و آرامش.

وقتى در مشهد بودم به همراه سردار صلاحى و تیم به حرم امام رضا(ع) مى رفتیم، معمولا قبل از بازى ها این كار را انجام مى دادیم.

بچه ها به حرم مى رفتند و من در حیاط مى نشستم و دعا مى كردم. راستش نمى توانم بیان كنم كه براى نخستین بار چه حسى داشتم. اما خب ما ایرانى هستیم و بارها در مورد مشهد و امام رضا (ع)شنیده بودم.

این مكان ها تمركز بیشترى به ما مى دهد و كلیسا هم همین طور.



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در دوشنبه 11 آبان 1388  و ساعت 5:13 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

شکست مس، اولین پیروزی فولاد


هفته پانزدهم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور با پیروزی تیم‌های ملوان بندرانزلی، تراکتورسازی تبریز و استقلال اهواز پیگیری شد.

در چارچوب هفته پانزدهم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور دیروز(یکشنبه) چهار دیدار همزمان در شهرهای مختلف برگزار شد که طی آن استقلال اهواز در ورزشگاه انقلاب کرج با نتیجه 4 بر2 از سد سایپا کرج گذشت، تیم‌های تراکتورسازی تبریز و ملوان بندرانزلی نیز در دیدارهای خانگی با نتیجه مشابه یک برصفر به ترتیب بر مس کرمان و پاس همدان فائق آمدند و دیدار تیم‌های پیکان قزوین و راه آهن شهرری نیز با نتیجه تساوی یک بریک به اتمام رسید. پیکانی ها که مدت هاست با پیروز شدن غریبه شده اند باز هم در قزوین نتوانستد مهمان خود را با شکست بدرقه کنند تا خودرو سازان فکری به حال سوخت شان بکنند. چون با ادامه همین روند کم کم باید خود را آماده حضور در کمرکش جدول بکنند.

فولاد که تا این هفته هیچ بردی را در کارنامه خود ثبت نکرده بود با انگیزه ای بالا به مصاف صبا آمد. اهوازی ها نمایش ای خوب و تماشاگر پسند را به نمایش گذاشت تا پس از 15 هفته به اولین 3 امتیاز لیگ نهم توسط مجید جلالی دست پیدا کند.

تراکتورسازی نیز با پیروزی مقابل مس توانست به وضعیت خود در جدول رده بندی لیگ برتر کمی سرو سامان دهد. برگزاری این دیدار به علت بارش شدید باران در هاله ای از ابهام قرار داشت اما قصع شدن باران چند ساعت قبل از شروع دیدار شرایط برگزاری دیدار را فراهم کرد.

به هر حال تبریزی ها با لایی کشیدن آن هم با تراکتور توانستند چند پله ای خود را در جدول رده بندی بالا بکشند.

- نتایج دیدارهای آغازین روز دوم از هفته پانزدهم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور به شرح زیر است:

* سایپا کرج 2 - استقلال اهواز 4

گل‌ها: ابراهیم صادقی (15) و کریم انصاری‌فرد (45) برای سایپا و جاسم صادقی (8)، میلاد میداودی (21)، رضا معقولی (68) و اسماعیل شریفات (2+90) برای استقلال اهواز

* ملوان بندرانزلی یک - پاس همدان صفر

گل: مهران جعفری (49)

* پیکان قزوین یک - راه آهن شهرری یک

گل‌ها: جهانگیر عسگری (89) برای پیکان و محمد زینو (15) برای راه آهن

* تراکتورسازی تبریز یک - مس کرمان صفر

گل: مهرداد پولادی (39 - پنالتی)

تنظیم برای تبیان: رضا سیگاری

ردیف تیم بازی برد مساوی باخت زده خورده تفاضل امتیاز
1 سپاهان 15 8 4 3 24 12 12+ 28
2 پیکان 15 6 7 2 18 11 7+ 25
3 استقلال 14 6 6 2 18 9 9+ 24
4 ذوب آهن 14 6 6 2 23 16 7+ 24
5 استیل آذین 15 6 6 3 23 21 2+ 24
6 فجر سپاسی 14 5 8 1 21 13 8+ 23
7 پرسپولیس 15 5 8 2 24 19 5+ 23
8 ملوان 15 5 6 4 15 21 6- 21
9 استقلال اهواز 15 5 6 4 23 22 1+ 20
10 صبای قم 15 6 2 7 23 22 1+ 20
11 تراکتورسازی 15 5 5 5 19 19 0 20
12 مس 15 5 4 6 25 26 1- 19
13 سایپا 15 4 5 6 19 25 6- 17
14 راه آهن 15 3 6 6 17 21 4- 15
15 شاهین بوشهر 14 2 7 5 18 23 5- 13
16 پاس 15 2 5 8 14 20 6- 11
17 فولاد 15 1 7 7 8 17 9- 10
18 ابومسلم 15 0 8 7 11 25 14- 8


ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در دوشنبه 11 آبان 1388  و ساعت 5:06 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

صعود تاریخی نوجوانان ایران


تیم فوتبال زیر 17 سال نوجوانان کشورمان با پیروزی برابر هلند و صعود به مرحله حذفی مسابقات جام جهانی نوجوانان جهان، رکوردی تاریخی را در فوتبال ایران به نام خود ثبت کرد و برای نخستین بار یک تیم ایرانی را به مرحله حذفی رقابتهای جام جهانی رساند.

به نقل از مهر، روز سوم از دیدارهای گروه C مرحله مقدماتی جام جهانی نوجوانان دیروز (شنبه) با برگزاری دو دیدار همزمان در شهرهای انوگو و کالابار پیگیری شد که با برتری تیم‌های ایران و توقف کلمبیا و صعود ملی پوشان کشورمان و تیم کلمبیا به مرحله حذفی این مسابقات همراه بود.

در ورزشگاه اننامدی شهر انوگو، تیم ایران موفق شد با تک گل میلاد غریبی که در دقیقه 26 به ثمر رسید هلند را شکست داده و به عنوان تیم نخست این گروه راهی مرحله بعدی این مسابقات شود.

ضمن اینکه گل دقیقه 70 پورعلی‌گنجی به علت خطا روی دروازه بان هلند مردود اعلام شد. همچنین در دقیقه 76 داور گل "لوک کاستایگنوس" بازیکن شماره 9 هلند را هم به نشانه آفساید مردود اعلام کرد.

شاگردان علی دوستی با این موفقیت برای نخستین بار در تاریخ فوتبال ایران، باعث شدند یک تیم کشورمان به مرحله حذفی مسابقات جام جهانی راه یابد. این موفقیت در حالی شکل گرفت که تیم ایران تنها تیم مسابقات بود که در مرحله مقدماتی دروازه اش را بسته نگه داشته است.

در این دیدار تیم فوتبال نوجوانان کشورمان با ترکیب ایمان صادقی، بهمن مالکی، ایمان شیرازی، علی گودرزی، سعید لطفی، مهرگان گلبرگ، اکبر ایمانی(71- حسین گوهری)، مرتضی پورعلی‌گنجی، مهرداد یگانه(89- سعید قدمی)، میلاد غریبی و کاوه رضایی(81- پیام صادقیان)به میدان رفت.

قضاوت این بازی برعهده "کارلوس باترس" گواتمالایی بود که به اکبر ایمانی و مرتضی پورعلی‌گنجی از تیم ایران و لابیاد، کوپرس و اوژیاکوپ از تیم هلند کارت زرد نشان داد.

ضمن اینکه وی در دقیقه 80 مسابقه اجازه یک دقیقه استراحت به بازیکنان دو تیم را داد.

همچنین در دیگر دیدار این گروه که در ورزشگاه اسوئنه شهر کالابار برگزار شد، تیم‌های گامبیا و کلمبیا برابر همدیگر به تساوی 2 بر 2 رضایت دادند. ساماته(19) و بیجانگ(43) برای گامبیا و کوئه لار(77 و 89 - پنالتی) برای تیم کلمبیا در این دیدار گل زدند.

در پایان دیدارهای این گروه، تیم زیر 17 سال کشورمان با 7 امتیاز به عنوان تیم نخست راهی مرحله بعدی این مسابقات شد. کلمبیا نیز با 5 امتیاز به عنوان تیم دوم به مرحله حذفی راه یافت. تیم‌های هلند با 3 امتیاز و گامبیا با یک امتیاز شانس های خود را برای صعود به مرحله بعدی این مسابقات از دست دادند.

با نتایجی كه بدست آمد، آرژانتین حریف كلمبیا شد. ایران هم منتظر مشخص شدن تیم سوم برتر گروه‌های اول، دوم و چهارم خواهد بود. بازی ایران روز چهارشنبه برگزار خواهد شد.

در صورتی كه ایران بتواند در مرحله‌ی یك هشتم به پیروزی دست یابد، در مرحله‌ی بعد باید با برنده‌ی دیدار بوركینافاسو و اسپانیا روبه‌رو شود.



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در دوشنبه 11 آبان 1388  و ساعت 5:05 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

حمله مدعیان به صدرجدول


هفته سیزدهم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور از امروز (پنج شنبه) با دیدار جذاب سپاهان - استیل آذین آغاز می شود و روز جمعه با دیدار تعیین کننده و حساس تیم های استقلال تهران و صبای قم به اتمام می رسد.

در هفته سیزدهم لیگ برتر بازی جذاب کم نیست. رویارویی سپاهان اصفهان و استیل آذین در فولادشهر، بازگشت محمود یاوری به ورزشگاه اکباتان برای رویارویی با راه آهن در جامه مربیگری شاهین بوشهر، صف آرایی محمد مایلی کهن و شاگردانش برابر پرسپولیس در ورزشگاه آزادی، جدال دو تیم مدعی پیکان و ذوب آهن در ورزشگاه شهید رجایی قزوین، دربی شهر اهواز و دست آخر دیدار استقلال با صبای قم هفته سیزدهم را متمایز از دیگر هفته های لیگ کرده است.

سپاهان - استیل آذین

صعود سپاهان به رده دوم جدول مهم ترین اتفاق هفته دوازدهم لیگ برتر بود؛ هفته ای که در آن 6 بازی با نتیجه تساوی به اتمام رسید. سپاهان که با صدر جدول فقط یک امتیاز اختلاف دارد برای کنار زدن استقلال فقط به پیروزی در دیدارهای پیش رو به ویژه مسابقه عصر امروز مقابل استیل آذین می اندیشد. استیلی که با کریمی سخت می بازد، شاید نوار پیروزی‌های خانگی تیم قلعه نویی را پاره کند.



ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در یک شنبه 3 آبان 1388  و ساعت 10:13 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0


تعداد کل صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 8

لوگو سایت


امار سایت

 
 


آمار بازدیدها:
مجموع: 223994

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی: پنج شنبه 22 بهمن 1388 
كل نظرات: 45
کل مطالب : 1786

مدیر سایت:

مسعود نائيني

نظرسنجی

لینکستان

قالب ساز
جزیره دانلود
ثبت دامنه و هاستینگ
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني راسخون
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني آويني
سیستم تبادل لینک
سایت تبادل لینک خودکار
نیازمندیهای نیاز شهر تمامی نیاز های یک شهر
مسعود ده نمکی
مطالبي از سراسر اينترنت
محور
ادبیات زیبای رنگارنگ
آموزش برنامه نويسي
ديدنيها
جوابستان
توسن
مدل لباس
بيان
جوابگر
جمعه بازار
ايران

همه لینکها

ديكشنري آنلاين

حديث ثقلين كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 158 نويسنده: مشايخ فريدنى ثقل به دو فتحه هر شى‏ء نفيس و گران قيمت است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود. به همين معنى است در حديث «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى» يعنى: همانا من بين شما دو چيز گرانبها را باقى مى‏گذارم. كتاب خداى و عترت خود را (قاموس، فيروز آبادى، 470 و ساير كتب لغت) در حديثى ديگر آمده است: «ان لكل نبى اهلا و ثقلا و هولاء (يعنى عليا و فاطمة و الحسن و الحسين) أهل بيتى و ثقلى» يعنى: هر پيغمبرى را اهلى و كالاى نفيس و گرانبهايى است و اينان (على و فاطمه و حسن و حسين) اهل بيت من و كالاى گرانبهاى منند . باز در حديثى روايت شده كه: «من كان له من انبيائه ثقل فعلى و فاطمة و الحسن و الحسين ثقلى» يعنى هر كه را از پيامبرانش كالاى گرانبهايى در دست است پس على و فاطمه و حسن و حسين نيز متاع گرانبهاى منند، كه در اين دو حديث نيز ثقل به معنى شى‏ء نفيس گرانبها است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود (مجمع البحرين، طريحى، 427) . بعضى هم احتمال داده‏اند ثقل در اين حديث به معنى شى‏ء سنگين وزن است. اشاره به آن است كه عمل به قرآن و متابعت اهل بيت وظيفه‏اى سخت و دشوار است (الصواعق المحرقه، ابن حجر ميثمى، 90) . حديث ثقلين، كه چون قرآن و اهل بيت در آن ثقلين خوانده شده‏اند به اين نام معروف شده، حديثى است صحيح كه نزد علماى همه مذاهب اسلامى معتبر است و شيعيان آن را از دلايل امامت و خلافت بلافصل امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) مى‏شمارند. اين حديث را مسلم در صحيح و ترمذى در صحيح و ابن حنبل در مسند و ثعلبى نيشابورى در تفسير و ابن مغازلى شافعى در مناقب و سمعانى در فضائل الصحابه و ابن حجر ميثمى در صواعق و ساير علماى اهل سنت، همچنين محدثين شيعه ـ به هشتاد و دو طريق ـ با عبارات و صور گوناگون از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند، (اعيان الشيعه، 1/370) ذيلا بعضى از اين روايات نقل مى‏شود: 1) مسلم بن حجاج نيشابورى (م 261 ق) در صحيح كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل على بن ابى طالب به روايت از زيد بن حيان حديثى آورده است كه ترجمه آن چنين است: «همراه با حصين بن سبره و عمر بن مسلم نزد زيد بن ارقم رفتيم. بعد از اين كه در كنار او نشستيم حصين گفت: اى زيد! ترا خير بسيار نصيب شده است. پيغمبر را ديده‏اى و حديث او را شنيده‏اى و همراه با آن حضرت جهاد كرده‏اى. اى زيد! تو خير بسيار ديده‏اى. براى ما شمه‏اى از آن چه از رسول الله (ص) شنيده‏اى باز گوى. زيد گفت: اى برادرزاده! به خدا سوگند كه سال من بزرگ و عهدم با رسول الله (ص) كهن شده و بسيارى از آنچه از او شنيده بودم فراموش كرده‏ام. پس آن چه براى شما مى گويم بپذيريد و آن چه را نمى‏گويم مرا به گفتن آن مجبور نسازيد. پس گفت: روزى پيغمبر خداى بين ما براى خواندن خطبه برخاست. ما در مكانى بين مكه و مدينه بوديم كه «خم» خوانده مى‏شود. پس حمد خداى و ثناى او را به جاى آورد و به وعظ و ذكر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانيد اى مردم كه من هم بشرم و به زودى فرستاده خداى پيش من مى‏آيد و دعوت او را اجابت مى‏كنم. من بين شما دو چيز گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم. نخستين آنها كتاب خداست كه در آن هدايت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگيريد و آن را رها نكنيد ـ پس درباره قرآن سفارش بسيار نمود و بدان تشويق و ترغيب فرمود ـ سپس گفت: و اهل بيت من. درباره اهل بيت من همواره خداى را به ياد داشته باشيد (اين جمله را سه بار فرمود) حصين از زيد پرسيد: اهل بيت او چه كسانى هستند؟ مگر زنان او اهل بيت او نيستند؟ ـ گفت: زنان او اهل خانه او بودند اما اهل بيت رسول الله (ص) كسانى هستند كه بعد از او صدقه برايشان حرام است ـ حصين گفت: آنان چه كسانند؟ ـ گفت آل على و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس. حصين گفت: آيا صدقه بر همه ايشان حرام است؟ ـ گفت: آرى. مسلم به اسناد ديگرى از زيد بن ارقم روايت كرده است كه از او پرسيدند: آيا زنان پيغمبر هم اهل بيت او هستند؟ ـ گفت نه ـ به خدا قسم ـ زن تا مدتى از زمان با مرد است. بعد او را طلاق مى‏دهد و نزد پدر و مادر خود بر مى‏گردد. اهل بيت او اصل و جماعت او هستند كه صدقه بر ايشان حرام است. حديث فوق را احمد بن محمد بن حنبل در المسند (4/366) احمد بن حسين بيهقى در سنن (2/148) و عبدالله بن عبدالرحمن دارمى در سنن (2/431) على متقى در كنز العمال فى سنن الاحوال و الافعال (1/45) احمد بن محمد طحاوى در مشكل الآثار (4/368) و ساير محدثين نيز روايت كرده‏اند. آنچه در اين مقاله مورد استناد است قسمت اول حديث، يعنى برابر بودن و تلازم اهل بيت با قرآن و پيوستگى جاودانى اين دو با يكديگر است. 2) محمد بن عيسى ترمذى (م 279 ق) در صحيح (2/308 ق) به روايت از ابو سعيد و اعمش، آن دو از حبيب بن ابى ثابت و از زيد بن ارقم حديث ثقلين را چنين آورده است: «قال رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم: انى تارك فيكم ما ان تمسكتم لن تضلوا بعدى: احدهما اعظم من الآخر. كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى و لن يفترقا حتى يردا على 158 الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيهما» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) فرمود: من چيزى بين شما بر جاى مى‏نهم كه اگر بدان چنگ زنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد. يكى از آن دو از ديگرى عظيم‏تر است: كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است. و ديگرى عترت كه اهل بيت منند. اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا بر سر حوض (كوثر) نزد من وارد شوند. پس بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ اين حديث را عزالدين ابن اثير در اشد الغابه (2/12) و سيوطى در الدر المنثور در تفسير آيه مودت (شورى، 23) نيز روايت كرده‏اند. 3) همچنين ترمذى در صحيح (2/308) از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده است كه «رأيت رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم فى حجته يوم عرفه و هو على ناقيه القصوى يخطب فسمعته يقول: ايها الناس انى قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتى اهل بيتى» ـ يعنى ـ رسول الله را در حجة الوداع، در روز عرفه ديدم كه بر ناقه قصواى خود سوار بود و خطبه مى‏خواند. از او شنيدم كه مى‏گفت ايها الناس! همانا من چيزى را بين شما بر جاى مى‏گذارم كه اگر نگاه داريد و بدان عمل كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد. آن كتاب خدا و عترت من يعنى اهل بيت من است ـ اين حديث را متقى هندى نيز در كنز العمال (1/48) از ابن ابى شبيه و خطيب بغدادى روايت كرده است. 4) محمد بن عبدالله معروف به حاكم نيشابورى (م 405 ق) در كتاب، المستدرك على الصحيحين (3/109) به اسناد خود از ابو الطفيل و از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «لما رجع رسول الله (ص) من حجة الوداع و نزل غدير خم امر بدوحات فقمن فقال: كانى قد دعيت فاجبت . انى قد تركت فيكم الثقلين احدهما اكبر من الآخر. كتاب الله تعالى و عترتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. ثم قال: ان الله عز و جل مولاى و انا مولى كل مؤمن. ثم اخذ بيد على فقال: من كنت مولاه فهذا وليه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه» ـ يعنى ـ چون رسول الله (ص) از حجة الوداع بازگشت و در «غدير خم» فرود آمد دستور داد زير درختها را از خار و خاشاك پاك كردند... سپس فرمود: گويا كه مرا فرا خوانده‏اند و من اجابت كرده‏ام. همانا من بين شما دو شى‏ء گرانبها بر جاى گذاشته‏ام كه يكى از آنها از ديگرى بزرگتر است، كتاب خداى تعالى و عترت من. پس بنگريد كه بعد از من با آن دو چگونه رفتار مى‏كنيد، كتاب خدا و عترت من از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض (كوثر) نزد من بيايند. سپس گفت: همانا خداى عز و جل مولاى من است و من مولاى همه مؤمنانم. پس دست على را گرفت و فرمود: هر كه را من مولاى اويم پس على هم ولى و سرور اوست. خدايا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى كند. حاكم نيشابورى تمام اين حديث را مفصلا نقل كرده و آن را صحيح شمرده است. اين حديث را نسائى، احمد بن على (م 303 ق) در كتاب خصائص امير المؤمنين على بن ابى طالب (93) آورده و اضافه كرده است: «به زيد گفتم آيا تو خود اين سخن را از رسول الله (ص) شنيدى؟ گفت: در آن درختستان هيچ كس نبود مگر آن كه رسول الله (ص) را به چشم خود ديده و سخنش را به گوش خود شنيده است» همين حديث را متقى در كنز العمال (1/48) از زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى روايت كرده است، 5) حاكم در روايت ديگرى (المستدرك، 3/109) از سلمة بن كهيل از پدرش از ابوالطفيل از وائله از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «نزل رسول الله (ص) بين مكه و المدينة عند شجرات خمس دوحات عظام فكنس الناس ما تحت الشجرات. ثم راح رسول الله (ص) عشية فصلى ثم قام خطيبا فحمد الله و اثنى عليه و ذكر و وعظ فقال ما شاء الله ان يقول (ثم قال) ايها الناس. انى تارك فيكم امرين لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما كتاب الله و اهل بيتى عترتى (ثم قال) اتعلمون انى اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ (ثلاث مرآت) قالوا نعم. فقال رسول الله (ص): من كنت مولاه فعلى مولاه» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) بين مكه و مدينه نزديك پنج درخت بزرگ پر شاخ و برگ فرود آمد. پس مردم زير درختها را جارو كردند. سپس رسول الله (ص) شامگاهان به آن جا رسيد و بعد از نماز براى ايراد خطبه برخاست. ابتدا حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و سخنانى در ذكر و وعظ بيان كرد و آنچه را خداى مى‏خواست كه او بگويد گفت. سپس فرمود: ايها الناس، من دو امر را بين شما باقى مى‏گذارم كه اگر از آن دو پيروى كنيد هرگز گمراه نمى‏شويد: كتاب خدا و عترت و اهل بيت من. (سپس گفت) آيا مى‏دانيد كه من بر مؤمنان از جانهاى خودشان اولى‏ترم؟ (سه بار) گفتند: آرى. پس رسول الله (ص) فرمود: هر كه را من مولى و سرورم على هم مولى و سرور اوست. حاكم نيشابورى (به روايت سيد مرتضى فيروزآبادى در كتاب فضائل الخمسة فى الصحاح الستة 2/46) و ابن حجر هيثمى (الصواعق المحرقه، 89) اين حديث را صحيح شمرده‏اند. 6) حاكم نيشابورى (المستدرك، 3/148) از مسلم بن صبيح از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «قال رسول الله صلى آله عليه و آله و سلم: انى تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و اهل بيتى. و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ همانا من بين شما دو شى‏ء (يادگار) گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم، كتاب خدا و اهل بيت خود را و همانا اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ـ حاكم اين حديث را صحيح دانسته است. 7) ابن حنبل در مسند (3/17) حديث ثقلين را از ابو سعيد 159 خدرى، از رسول الله (ص) را چنين روايت كرده است: «انى اوشك ان ان ادعى فاجيب و انى تارك فيكم الثقلين. كتاب الله عز و جل و عترتى كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى. و ان اللطيف اخبرنى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض فانظروا بم تخلفونى فيهما؟» ـ يعنى ـ نزديك شده است كه مرا فرا خوانند و من اجابت كنم. و همانا من دو شى‏ء گرانبها را بين شما باقى مى‏گذارم، كتاب خداى عز و جل و عترت خود را. كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده و عترت من اهل بيت منند. همانا خداى مهربان مرا خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض نزد من بيايند. پس بنگريد بعد از من با اين دو چگونه رفتار مى‏كنيد. اين حديث را با جزئى اختلاف، ابن حنبل در موارد ديگرى از مسند (3/14 به بعد، 4/371، 5/181) فخر رازى در تفسير كبير ذيل آيه «و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا» (آل عمران، 103) متقى در كنز العمال (1/47 به بعد) هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) و ابن سعد در طبقات (2، قسم 2، ج 2) روايت كرده‏اند، 8) حافظ ابو نعيم احمد بن عبدالله اصفهانى (م 430 ق) در حلية الاولياء (1/355) از حذيفة بن اسيد غفارى از رسول الله (ص) چنين حديث كرده است: «ايها الناس انى فرطكم و انكم واردون على الحوض. فانى سائلكم حين تردون على عن الثقلين فانظروا كيف تخلفونى فيهما. الثقل الاكبر كتاب الله. سبب طرفه بيد الله و طرفه بايديكم. فاستمسكوا به لا تضلوا و لا تبدلوا . و عترتى اهل بيتى. فانه قد نبأنى اللطيف الخبير انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ ايها الناس همانا من پيشگام و پيشاهنگ شمايم. و شما همه در كنار حوض نزد من خواهيد آمد. وقتى بر من وارد شديد از شما درباره ثقلين پرسش خواهم كرد. بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ ثقل (وزنه) بزرگ كتاب خدا است. ريسمانى است كه يك طرفش در دست خداست و طرف ديگرش در دستهاى شماست. پس بدان چنگ بزنيد تا گمراه نگرديد و دگرگون نشويد. و عترت من كه اهل بيت منند زيرا خداى مهربان دانا مرا خبر داده است كه اين دو گوهر گرانبها از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد گردند. اين حديث را ـ به الفاظ مختلف ـ ابو نعيم در حلية الاولياء (9/46) ابن اثير در اسد الغابة (3/147) متقى در كنز العمال (1/47 و 96) نور الدين هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) ابن حجر در صواعق (75) ... و ساير محدثين اهل سنت روايت كرده‏اند. اما محدثين شيعه چنان كه اشاره شد در تواتر آن اجماع دارند و آنرا به هشتاد و دو سند از طريق ائمه اطهار (ع) از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند و اين حديث را از دلائل استوار و روشن خلافت و امامت بلافصل امير المؤمنين (ع) مى‏دانند و گويند اگر شيعيان براى اثبات خلافت آن حضرت حجتى جز همين حديث نداشتند ايشان را بسنده بود (فضائل الخمسه، 2/53، اعيان الشيعه، 1/370) . حديث ثقلين حديثى است صحيح بلكه متواتر سند آن محكم و دلالت آن واضح و غير قابل انكار است. بزرگان صحابه مانند على بن ابى طالب (ع) و ابوذر غفارى و جابر بن عبدالله انصارى و زيد بن ثابت و حذيفة بن اسيد غفارى و زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى و عبدالله بن حنطب و ابو هريره دوسى و جمع كثير ديگر (فيض القدير، تأليف مناوى، 3/14) كه تعدادشان از بيست افزون است (صواعق، 136) آن را روايت كرده‏اند. كمتر حديثى در صحاح و مسانيد به اين قوت و اعتبار وجود دارد. دلالت آن نيز واضح و در اعلى مراتب قوت است . اين حديث در حجة الوداع بر زبان رسول الله (ص) جارى شده و در الفاظ مختلف آن آمده است كه: من مقبوض ـ يعنى در شرف مرگم ـ من مانند شما بشرم و به زودى دعوت حق را لبيك خواهم گفت ـ من دو وديعه گرانبها از خود باقى مى‏گذارم ـ من دو خليفه بين شما باقى مى‏گذارم ـ قرآن و اهل بيت هميشه با همند. چيزى را بر ايشان مقدم نداريد تا هلاك نشويد ـ چيزى به آن دو مياموزيد كه هر دو از شما عالمترند... اينها همه قوانين قطعى است كه پيغمبر وفات خود را نزديك مى‏ديده و وصيت مى‏كرده و قرآن و اهل بيت را به جانشينى خود منصوب مى‏داشته است. اما بين اهل بيت و عترت تنها فردى كه صلاحيت خلافت رسول الله (ص) داشته على (ع) بوده است خود رسول الله (ص) اين حقيقت را ضمن حديث ثقلين با صراحت روشن كرد. يعنى دست على را گرفت و فرمود هر كه را من مولى و سرورم و هر كه را من از جان او به او نزديكترم پس على نيز بايد كه مولاى او و ولى او و سرور او باشد. بنابراين به استناد حديث ثقلين شكى در تقدم على بر اهل بيت و ساير مسلمانان و تعيين او براى خلافت و امامت بلافصل باقى نمى‏ماند. ابن حجر، احمد بن محمد هيثمى (م 947 ق) در كتاب خود الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه كه در رد بر شيعه نوشته است بعد از بيان مطالب مشروحى درباره حديث ثقلين و وجوب تمسك به اهل بيت تا قيام قيامت و اين كه آنان همسنگ كتاب خدا و امان براى اهل زمينند (اهل بيت) گويد: «... پس شايسته‏ترين كس از اهل بيت كه بايد بود تمسك نمود پيشوا و عالم اهل بيت بود و على بن ابى طالب كرم الله وجهه است كه علمش از همه بيشتر و مدركات و دريافتهاى او از همه دقيق‏تر بود.» از اين رو ابوبكر مى‏گفت: «على عترت رسول الله يعنى همان كس است كه تمسك بدو را مؤكدا دستور فرموده است» (صواعق، 90) به علاوه حديث ثقلين كه اهل بيت (على و فاطمه و حسن و حسين) را به طور لا ينفك و همسنگ و همتاى قرآن و واجب الاطاعه مقرر فرموده و تصريح نموده است.
Check PageRank