language english arabic french turkish فارسي afrikaans belarusian chinese german hindi russian italian korean serbian welsh
برترينهاي بيان:

بخش ها

mamas
مذهبي
ورزشي
رايانه
موبايل
دانش و فناوري
خانواده و زندگي
تغذيه و سلامت
تصاوير
دانلود
مداحي و مولودي
موسيقي
هنرى
اخبار
احاديث
پيمانه

ساعت


آرشیو

فروردین 1388
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
آذر 1388
دی 1388
بهمن 1388

همه آرشیوها

مطالب اخیر

دعوت به همكاري
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف
از مقالات اصلاح الگوي مصرف

لیست آخرین پستها

عكس تصادفي

منوي ويژه


خروجی مطالب

RSS   Atom


واژه ای نه چندان آشنا


سلامت باشید

ظرفیت انسان برای خویشتنداری یکی از قدرتمندترین و سودمندترین توانایی‌های وی به شمار می‌آید. یافته‌های پژوهشی نشان داده‌اند که افراد در میزان خویشتنداری با هم تفاوت دارند. برخی از مردم بهتر از دیگران می‌توانند زندگی‌شان را اداره كنند، خشمشان را کنترل كنند، تغذیه متعادلی داشته باشند، به تعهداتشان عمل کنند یا رازدار باشند. اما چرا بعضی افراد در شرایط دشوار قادر به کنترل خویش نیستند؟ زیرا خویشتنداری کار آسانی نیست و ممکن است فرد در مسیرش با موانعی برخورد کند. از آنجایی که آشنایی با این موانع می‌تواند به غلبه بر آنها کمک کند، به ذکر مهم‌ترین آنها می‌پردازیم:

* اطلاعات ناکافی درباره معنای واقعی این ویژگی

* پاسخ‌های هیجانی شدید و کنترل نشده

* واکنش نشان دادن به محرک‌های محیطی، بدون اندکی تفکر

* در نظر گرفتن خویشتنداری به عنوان فعالیتی ناخوشایند و محدود کننده

* اعتقاد به اینکه خویشتنداری مانع بهره‌مندی از لذات زندگی می‌شود

* اطمینان نداشتن به توانایی‌های فردی

برای خودتان این قانون را وضع کنید که در ازای هر روز انجام ندادن فعالیت تعیین شده سه روز متناوب به آن بپردازید.

 برای تقویت و افزایش میزان خویشتنداری از این راهکارها استفاده کنید

1- یکی از عادات بدتان را انتخاب کنید : برای شروع می‌توانید یکی از عادات بد کوچکتان مثل مصرف زیاد چای یا قهوه و مسواک نزدن دندان بلافاصله پس از صرف غذا را انتخاب كنید و تصمیم به ترک آن بگیرید. بهتر است عادت بزرگی را که به جزئی از زندگی‌تان تبدیل شده است در آغاز کار انتخاب نکنید، زیرا ترک آن به وقت و انرژی فراوانی نیاز دارد. کنار گذاشتن عادتی کوچک اما مهم اولین گام برای افزایش خویشتنداری است.

2- یک هفته به فعالیتی بپردازید که می‌دانید باید انجام دهید : کارهایی وجود دارند که علی‌رغم اینکه همه ما به مفید بودن آنها واقفیم به بهانه‌های واهی از انجام دادنشان طفره می‌رویم. از رایج‌ترین امور می‌توان به شرکت در فعالیت‌های ورزشی، سحرخیزی و رسیدگی به امور خانوادگی اشاره کرد. یکی از این فعالیت‌ها را انتخاب کنید و به مدت یک هفته، مرتب آن را انجام دهید. برای خودتان این قانون را وضع کنید که در ازای هر روز انجام ندادن فعالیت تعیین شده سه روز متناوب به آن بپردازید.

عادات ممنوعه

3 - برای خود هدفی دشوار اما قابل دسترسی تعیین كنید و برای دستیابی به آن زمانی را در نظر بگیرید :  هدفی مانند ترک سیگار، کاهش وزن یا خواندن تعداد معینی کتاب را انتخاب کنید. در مورد راهکارهایی که موجب رسیدن به آن می‌شوند فکر و آنها را یادداشت کنید. هدف خود را به اهداف جزئی‌تر تقسیم كنید و برای گذر از هر مرحله زمانی خاص در نظر بگیرید، به طوری که با گذشت هر روز به اهداف خود نزدیک‌تر شوید.

4 - سعی کنید در ماه آینده، هیچ یک از کارهای خود را عقب نیندازید : هر روز به ما تکالیف و وظایفی محول می‌شود که می‌توانیم همان لحظه آنها را انجام دهیم، اما عموماً پرداختن به آنها را تا آخرین لحظه عقب می‌اندازیم. اموری مانند پرداخت قبوض، ثبت‌نام در کلاس‌های مختلف و مرتب کردن اتاق کار کارهایی هستند که معمولاً در دقیقه نود و با حداکثر عجله انجام می‌شوند. سعی کنید در ماه آینده، وظایفی در حد توانتان برعهده بگیرید و به محض مشخص شدن این وظایف، آنها را به انجام برسانید. حتی پنج دقیقه هم برای شروع کارتان مکث نکنید.

هدف خود را به اهداف جزئی‌تر تقسیم كنید و برای گذر از هر مرحله زمانی خاص در نظر بگیرید، به طوری که با گذشت هر روز به اهداف خود نزدیک‌تر شوید.

5 - ضعف‌های خود را مشخص کنید: مشخص کنید که لازم است در کدام یک از ابعاد زندگی، خویشتنداری بیشتری به دست آورید. فکر می‌کنید بیشتر در چه مواردی قادر به کنترل خود نیستید؟ مهم‌ترین این حوزه‌ها عبارتند از:

خوردن، خرید، کار كردن، سیگار كشیدن، وابستگی به مواد، و افکار و رفتارهای وسواسی. با مشخص شدن ضعف‌هایتان بهتر می‌توانید برای بهبود آنها برنامه‌ریزی کنید. با دانستن نقاط ضعف خود بهتر می توانید با خود اگاهی مراقبه را ادامه دهید.

6- هیجانات خود را مشخص کنید : سعی کنید هیجاناتی را که هنگام انجام دادن رفتارهای کنترل نشده دارید مشخص کنید. این هیجانات ممکن است شامل خشم، ناکامی، ترس، اندوه و اضطراب باشند. حال موقعیتی را به خاطر آورید که توانسته‌اید، به خوبی خود را کنترل کنید. چه احساسی داشتید؟ آیا احساس غرور، شادی و اعتماد به نفس نمی‌کردید؟ ترجیح می‌دهید در آینده کدام دسته از این احساسات را تجربه کنید؟ انتخاب با شماست.در مواقع وساوس درونی این احساس های خوب را در نظر آورید و حلاوت ان را به خود بچشانید.

7- افکار و باورهایی را که سبب می‌شوند نتوانید بر رفتار و اعمالتان کنترل داشته باشید، شناسایی کنید : زمانی که به این افکار پی بردید، آنها را یادداشت و سعی کنید با استفاده از استدلال‌های منطقی آنها را به چالش بکشید. اگر احساس می‌کنید اعتماد به نفستان ضعیف است و یا از واکنش دیگران می‌ترسید، می‌توانید برای راهنمایی از یک دوست آگاه یا از اعضای خانواده کمک بگیرید. توجه داشته باشید که تمرین های آغازین برای هر کاری از قدم های بعدی آسان تر است. اگر مشکلتان حل نشد، بهتر است از کمک تخصصی یک روان شناس یا مشاور بهره بگیرید.

 

سپیده دانایی همراه با اضافات



ادامه مطلب

نگارنده : [مسعود نائيني] در جمعه 22 آبان 1388  و ساعت 11:56 AM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

چرا بعضی ها بد خطند


خوش خطی

خوش‌خطی از جمله صفاتی است كه برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست كه این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا كه بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یك رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت كرد.

در این مطلب توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌كنیم. توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ در مورد كلمه (محمد) قابل توجه است، اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

                                                                                     ***

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است كه همواره مورد توجه بسیاری قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نكات توجه كنید:

علل بدخطی

* توجه نكردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان" مثل اختلالات دیکته نویسی".

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تكالیف.

* تندنویسی تكالیف.

* استفاده از خودكار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در كلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ كند.

* خط نسخ كتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

خوش خطی

* بی‌توجهی به هنر.

* فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.

* دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و آموزش آن.

* واكنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.

* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

* ندانستن روش‌ و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تكرار و تمرین دانش‌آموزان.

 با شناخت علل این مسئله در گام اول باید برای رفع آنها اقدام کنیم . به عنوان مثال دقت کنیم اگر کودک ما ناتوانی و اختلالی در مسائل یادگیری دارد یا اشتباه های خاصی را در دروسی خاص تکرار می کند باید برای درمان ترمیمی او اقدام کنیم. و یا اگر علت بد خطی در کم بودن زمان لازم برای انجام دادن تکلیف است با استفاده از روش های مختلف این زمان را بسط دهیم.

ما به عنوان الگو و سرمشق تلاشی مضاعف داشته باشیم تا سرمشق هایی با خطوط منظم و خوش خط ارائه دهیم.  دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان انگیزه ای برای خوش خط شدن به آنها نمی دهد.

در گام بعد ضروری است تا فرزندمان را با محاسن خوش خطی و استفاده از خط نستعلیق آشنا کنیم . به عنوان مثال اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ در مورد كلمه (محمد) قابل توجه است، اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت. و یا خط نسخ روی كاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای كمتری اشغال می‌كنند.

در گام بعد لازم است تا موارد کاربرد هر یک از خطوط را برای او ذکر کنیم. خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوس‌های موجود در مفردات و كلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل می‌كند و تأثیری در خوش‌نویسی ندارد.

در قدم بعد اینکه ما به عنوان الگو و سرمشق تلاشی مضاعف داشته باشیم تا سرمشق هایی با خطوط منظم و خوش خط ارائه دهیم.  دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان انگیزه ای برای خوش خط شدن به آنها نمی دهد.

و... سعی کنیم تا اهمیت هنر را گوشزد کنیم و روحیه زیبایی شناختی را در فرزندان تقویت کنیم  . توجه به زیبایی هنری خط باعث تقویت روح لطیف در كودكان می‌شود. و او را به این امر ترغیب می نماید.

 

 محمد حسین صفائی /کارشناس ارشد فلسفه تعلیم وتربیت



ادامه مطلب

نگارنده : [مسعود نائيني] در جمعه 22 آبان 1388  و ساعت 11:56 AM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

ازدواج آسان ،بي معطلي؟!


ازدواج

هر چند براساس قوانين موضوعه کنوني جمهوري اسلامي مقررات  متعددي پيرامون خانواده و نحوه و راههاي تشکيل خانواده پيش بيني گرديده است. اما در رأس همه ي اين مقررات و قوانين آنچه که بايد به عنوان سرلوحه و راهنماي اصلي براي قانون گذاران و نيز مجريان قانون مدنظر قرار گيرد ، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است؛ براين اساس و در راستاي آموزش و اطلاع رساني صحيح و مناسب به کاربران گرامي يکي از زواياي مهم و تأثير گذار قانون اساسي به ازدواج را تقديم مي نمائيم.

 

- خانواده در قانون اساسي کجاست؟!

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران علي رغم سياست قانون گذاران آن در مشروح مذاکرات نهايي مجلس خبرگان قانون اساسي که برپايه پرداختن به مسايل عام و کلي و پرهيز از وضع قوانين و مقررات جزيي که احتمال نياز به تغيير در آن بيشتر مشاهده مي شود ، با پرداختن به مسأله خانواده نه تنها در يک اصل بلکه در اصول متعدد نشان داده است که اين نهاد اجتماعي که به لحاظ فقهي – حقوقي يکي از عقود مورد اهتمام و توجه شارع مقدس نيز بوده است، از منظر واصفان قانون اساسي جمهوري اسلامي در چهار اصل مورد  توجه قرار گرفته و به صراحت موضوع قانون گذاري در اين سطح عالي قرار گرفته است؛  جالب آنکه اين کار در فصل هاي گونه گوني هم انجام شده است؛

1- اصل دهم در فصل اول قانون اساسي «اصول کلي»

2- اصل بيست و يکم  در فصل سوم قانون اساسي «حقوق ملت»

3- اصل سي و يکم در فصل سوم قانون اساسي «حقوق ملت»

4- اصل چهل و سوم در فصل چهارم قانون اساسي (اقتصاد و امور مالي»

 

ازدواج آسان، بي معطلي؟! (اصل دهم)

اصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يکي از مهمترين اصول اين قانون که در نخستين فصل آن که «اصول کلي» عنوان صريح آن مي باشد، نگاهي جامع و بنياني که داراي ابعاد ذيل است به خانواده دارد:

نگاه يکم – خانواده واحد بنيادي جامعه است.

نگاه دوم – همه قوانين و مقررات و برنامه ريزي هاي مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده باشد.

نگاه سوم – همه قوانين و مقررات مربوطه بايد در جهت پاسداري از قداست خانواده باشد.

نگاه چهارم – همه برنامه ريزي هاي مربوط بايستي در راستاي استواري و روابط خانوادگي برپايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد.

هر چند همه اين نکات در همين اصل قانون اساسي بيان گرديده، هنوز هم پس از گذشت سي سال از تصويب اين قانون بسترهاي ضروري جهت تحقق همه ي اين ابعاد فراهم نگرديده است و نيازمند تلاش و کوشش هاي فراوان پژوهشي، اجراي و قانون گذاران مي باشد.

 

ازدواج آسان و بي معطلي که در  اصل دهم و در همه ي قوانين و مقررات آن آسان کردن تشکيل خانواده است ، متاسفانه اشکالات و موانع بي شماري را در پيش دارد؛ به عنوان مثال کافي است به موارد زير کمي فکر نمائيم.

ازدواج

 

مصداق يکم – مسکن جوانان جوياي ازدواج!

هنوز پس از اين همه آثار سوء برقراري هزينه هاي متعدد مادي بر زوجين به دليل مسکن، يکي از اولين دلايلي که جوان مجرد جامعه کنوني ما براي عدم ازدواج خود يا تأخير در اقدام براي ازدواج بيان مي دارد ،مشکل و معضل مسکن است.  هر چند سياست هاي دولت بويژه در سالهاي اخير مؤيد توجه خاص به اين مساله بوده و هست لکن عبارت قانون گذاري در اصل دهم قانون اساسي از اين ها خيلي بالاتر است و در نتيجه نيازمند اين است که همه ي قوانين و مقررات و همه برنامه ريزي ها در جهت بهبود و رفع اين مشکل ازدواج هاست نه صرفا يک قانون! يک طرح! يا يک برنامه!

 

 

مصداق دوم = هزينه هاي ثبت و الزامات قانوني ديگر.

يکي ديگر از راههاي تسهيل ازدواج و قرار گرفتن در مسير اصل دهم قانون اساسي يعني وضع همه قوانين در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، کاستن از هزينه هاي تشکيل خانواده که يا الزاماتي همچون پرداختن هزينه هاي ثبت نکاح که گاه دفاتر ثبت ازدواج براساس مهريه و ميزان آن، هزينه هاي قابل ملاحظه اي را توقع دارند! مي باشد؛ در واقع با وجود اين همه مشکل و هزينه، آيا دريافت اينگونه هزينه ها از جوانان در شُرُف تشکيل خانواده صحيح است؟! آيا اينگونه مقررات ثبتي که نه تنها در جهت آسان کردن ازدواج يعني همان آرمان مورد نظر اصل دهم قانون اساسي نيستند بلکه دقيقاً و به روشني برخلاف آن و در راستاي دشوار ساختن و مانع تراشي براي تشکيل خانواده نيستند؟! آيا نبايد اين مقررات و قوانين مشابه آن اصلاح گردند؟!

 

همينطور مي توان الزامات قانوني ديگري که در قوانين اطراف و جوانب تشکيل خانواده وجود دارد به عنوان مصاديق نقض اصل دهم قانون اساسي که ازدواجي آسان وبي معطلي با برنامه ريزي همه جانبه و همه ي مدني؛ اجازه مخصوص دولت را براي ازدواج زن ايراني که مي خواهد با يک تبعه ي خارجي (مثلاً عراقي يا لبناني) ازدواج نمايد و تشکيل خانواده بدهد،لازم شمرده است. امري که به طور آشکار برخلاف سياست آسان سازي تشکيل خانواده و اصل دهم قانون اساسي است؟

 

نتيجه گيري:

هر چند تشکيل خانواده آسان و بي معطلي مدنظر قانون گذاران قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بوده است و آنها نهايت تلاش خود را در نگارش اصلي کامل و صريح نموده اند. بگونه اي که اين دقت در امر را در وضع همه قوانين و مقررات لازم دانسته اند؛ با اين حال موارد متعددي را (به تفصيلي که در مقاله اشاره شد) مي توان يافت که هنوز نيازمند اصلاح و بهبودي براي آسان کردن ازدواج و تشکيل خانواده است.

 

زهرايي(دانشجوي دکتري حقوق دانشگاه تهران)



ادامه مطلب

نگارنده : [مسعود نائيني] در چهارشنبه 15 مهر 1388  و ساعت 7:23 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

ازدواج آگاهانه، بهنگام و آسان


ازدواج

 

دكتر عليرضا عصارنيا معاون فرهنگي ـ اجتماعي سازمان ملي جوانان در باره ي تاخير سني در ازدواج مشكلات فرهنگي را مهمترين علت افزايش سن ازدواج و حتي عدم ازدواج معرفي مي كند و مي افزايد : ما به همين دليل هميشه بايد به اصل مساله ازدواج تاكيد كنيم و اگرازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشكلاتي كه در نهايت مي تواند منجر به پديده شوم طلاق هم شود كاهش مي يابد .

 

وي مي گويد : ما به هيچ وجه اعتقاد نداريم جوان ها به اين دليل كه ازدواج موضوعي ترسناك براي آنها شده پس به سمت ازدواج نمي روند جوان ها علاقمندترين طبقه براي ازدواج هستند اما شرايط براي آنها مهيا نيست كه اگر ما شرايط فكري و فرهنگي را فراهم كنيم ازدواج ها رخ مي دهد و مشكلات اقتصادي هم فقط مربوط به امروز و ديروز و كشور ما و... نيست هر نقطه اي در جهان جوانان دلايلي براي مشكلات زندگي دارند اما صرفا به دلايل اقتصادي ازدواج را به تاخير نمي اندازند يا از آن فاصله نمي گيرند.

 

دكتر عصار نيا با اشاره به اينكه هم اكنون حدود 14 ميليون جوان مجرد در آستانه ازدواج در كشور داريم ادامه مي دهد : يكي از عوامل تاخير در ازدواج جوانان گسترش باورهاي غلط است كه تقويت مراكز مردمي و گسترش فعاليت مراكز مشاوره و همكاري رسانه هاي گروهي به ويژه صداوسيما مي تواند تا حدود بسيار زيادي با فراهم كردن زمينه ازدواج آگاهانه ساده و پايدار جوانان مجرد را به سمت تاهل تشويق كرد.

 

 متاسفانه در كشور ما بحث وساطت براي همسريابي ضعيف شده است در حاليكه در گذشته بزرگترهاي فاميل هم اين كار را نه دخالت در امور جوانان بلكه همراهي آنها براي گذر از يك مرحله حساس در زندگي تلقي مي كردند كه به نظر مي رسد اين بعد از مسائل اجتماعي هم نيازمند رويكرد دوباره است .

 

وي مي افزايد : مساله ازدواج داراي دو بخش فردي و اجتماعي است و جوانان هم نبايد پيشنهاد ازدواج از سوي فاميل و آشنا را دخالت به شمار آورند زيرا براساس سفارش هاي شرعي و ديني جنبه هاي اجتماعي ازدواج بر عهده همه افراد و حتي دست اندركاران دولتي است .

ازدواج

 

جوانان چه دختر و چه پسر اگر به موقع ازدواج نكنند دچار اختلالات روحي و رواني مي شوند كه نيازهاي جنسي تنها بخشي از اين نيازها محسوب مي شود زيرا اين همدلي و همدمي زوج هاي جوان است كه سنگ بناي زندگي با دوام و شيرين را فراهم مي آورد و زندگي سالم سبب آرامش رواني در جامعه هم مي شود كه با خود پيشرفت و توسعه فرهنگي اجتماعي اقتصادي و... جامعه را هم بر همراه دارد.

 

 يكي از بخش هاي مربوط به تربيت را ازدواج مي دانستند و تاكيد مي كردند كه تاثيري كه ازدواج بر رشد و تكامل آدمي دارد آنقدر منحصر به فرد است كه هيچ چيز ديگري جايگزين آن نمي شود .

عدم درك صحيح از ازدواج سبب شده كه خواسته هاي غريزي و جنسي از سوي عده اي ملاك ازدواج مطرح شود كه خداي نكرده با انحرافات اخلاقي يا تامين اين نياز به دليل مشكلاتي كه در ازدواج هست هيچگاه به سمت ازدواج نروند .

اگر نياز نباشد آدمي تلاش نخواهد كرد و تجربه نشان داده كه اگر جوانان احساس بي نيازي كنند به سمت انحرافات مي روند و خوشي و تجملات بي انتها آن ها را به بي راهه خواهد كشاند كه يكي از عيش و نوش هاي بي ريشه و اساس اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي است كه بشر قرن معاصر گرفتار آن شده است .

وي يكي ديگر از موانع ازدواج را ادامه تحصيل معرفي مي كند و مي افزايد : اين در حاليست كه تحقيقات انجام شده نشان مي دهد دانشجويان متاهل در تحصيل و تحقيقات علمي موفق تر هستند.

 

 محدود كردن شرط ازدواج با داشتن مسكن و ماشين با آموزه هاي ديني هماهنگ نيست زيرا در روايت هست كه جواني خدمت پيامبر(ص ) رسيد و از فقر و نداري گله و شكايت كرد پيامبر(ص ) فرمود برو ازدواج كن ! آن جوان تعجب كرد و گفت كه من ندارم كه خودم را اداره كنم اما پيامبر دوباره مي فرمايند برو ازدواج كن ! بعد آن جوان به خودش نهيب زد كه پيامبر حكيمانه سخن مي گويد و به توصيه پيامبر عمل كرد و اتفاقا موفق هم شد و خدمت رسول اكرم (ص ) رفت و پس از شكر خدا اعلام كرد به سفارش شما عمل كردم و هم زن خوبي نصيب من شد و هم از فقر و نداري نجات پيدا كردم !

 

متاسفانه مدت هاست در كشور ما ملاك هاي واقعي ازدواج از مسير اصلي خود منحرف شده است . براي مقابله با اين انحراف عزم مردمي ـ دولتي مي خواهد كه آب رفته را به جوي بازگردانيم در غير اينصورت شرايط ازدواج روز به روز سخت تر خواهد شد.

ستار هدايت خواه مخبر كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي : محدود كردن شرايط ازدواج به مسايل مادي و جنسي دوري از فضل پروردگار است زيرا خداوند ازدواج را امري مقدس دانسته است و كسي را كه به دليل فقر و نداري از ازدواج سر باز زند از فضل و رحمت خدا بي بهره خواهد شد.

 

هم اكنون خودخواهي ها به جاي خداخواهي. تجمل گرايي به جاي زندگي آسان ساده و صميمي فرزند سالاري به جاي حق سالاري و شايسته سالاري فاصله گرفتن اعضاي خانواده با هم به دليل استفاده غير صحيح از كامپيوتر تلويزيون ماهواره و... نداشتن مسكن و شغل مناسب رسوخ فرهنگ غربي و برخي روابط خارج از چارچوب خانواده بين دختران و پسران از عوامل اصلي كاهش ازدواج و افزايش طلاق است .

دكتر عليرضا عصارنيا معاون فرهنگي ـ اجتماعي سازمان ملي جوانان : اگر ازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشكلاتي كه ممكن است در زندگي منجر به بروز پديده شوم طلاق شود كاهش مي يابد.

 

منبع :روزنامه جمهوري اسلامي- با تغيير و تلخيص



ادامه مطلب

نگارنده : [مسعود نائيني] در چهارشنبه 15 مهر 1388  و ساعت 6:23 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0

چرا اينقدر خسته هستيد؟آرامش آرامش درست مثل حق است، معمولاً آن را دو دستي به شما نمي دهند، بلکه بايد


 


ادامه مطلب
نگارنده : [مسعود نائيني] در چهارشنبه 15 مهر 1388  و ساعت 5:23 PM مرتبط با *بيان* | لینک | نظرات 0


تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6

لوگو سایت


امار سایت

 
 


آمار بازدیدها:
مجموع: 223784

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی: پنج شنبه 22 بهمن 1388 
كل نظرات: 45
کل مطالب : 1786

مدیر سایت:

مسعود نائيني

نظرسنجی

لینکستان

قالب ساز
جزیره دانلود
ثبت دامنه و هاستینگ
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني راسخون
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني آويني
سیستم تبادل لینک
سایت تبادل لینک خودکار
نیازمندیهای نیاز شهر تمامی نیاز های یک شهر
مسعود ده نمکی
مطالبي از سراسر اينترنت
محور
ادبیات زیبای رنگارنگ
آموزش برنامه نويسي
ديدنيها
جوابستان
توسن
مدل لباس
بيان
جوابگر
جمعه بازار
ايران

همه لینکها

ديكشنري آنلاين

حديث ثقلين كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 158 نويسنده: مشايخ فريدنى ثقل به دو فتحه هر شى‏ء نفيس و گران قيمت است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود. به همين معنى است در حديث «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى» يعنى: همانا من بين شما دو چيز گرانبها را باقى مى‏گذارم. كتاب خداى و عترت خود را (قاموس، فيروز آبادى، 470 و ساير كتب لغت) در حديثى ديگر آمده است: «ان لكل نبى اهلا و ثقلا و هولاء (يعنى عليا و فاطمة و الحسن و الحسين) أهل بيتى و ثقلى» يعنى: هر پيغمبرى را اهلى و كالاى نفيس و گرانبهايى است و اينان (على و فاطمه و حسن و حسين) اهل بيت من و كالاى گرانبهاى منند . باز در حديثى روايت شده كه: «من كان له من انبيائه ثقل فعلى و فاطمة و الحسن و الحسين ثقلى» يعنى هر كه را از پيامبرانش كالاى گرانبهايى در دست است پس على و فاطمه و حسن و حسين نيز متاع گرانبهاى منند، كه در اين دو حديث نيز ثقل به معنى شى‏ء نفيس گرانبها است كه بايد در حفظ آن اهتمام شود (مجمع البحرين، طريحى، 427) . بعضى هم احتمال داده‏اند ثقل در اين حديث به معنى شى‏ء سنگين وزن است. اشاره به آن است كه عمل به قرآن و متابعت اهل بيت وظيفه‏اى سخت و دشوار است (الصواعق المحرقه، ابن حجر ميثمى، 90) . حديث ثقلين، كه چون قرآن و اهل بيت در آن ثقلين خوانده شده‏اند به اين نام معروف شده، حديثى است صحيح كه نزد علماى همه مذاهب اسلامى معتبر است و شيعيان آن را از دلايل امامت و خلافت بلافصل امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) مى‏شمارند. اين حديث را مسلم در صحيح و ترمذى در صحيح و ابن حنبل در مسند و ثعلبى نيشابورى در تفسير و ابن مغازلى شافعى در مناقب و سمعانى در فضائل الصحابه و ابن حجر ميثمى در صواعق و ساير علماى اهل سنت، همچنين محدثين شيعه ـ به هشتاد و دو طريق ـ با عبارات و صور گوناگون از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند، (اعيان الشيعه، 1/370) ذيلا بعضى از اين روايات نقل مى‏شود: 1) مسلم بن حجاج نيشابورى (م 261 ق) در صحيح كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل على بن ابى طالب به روايت از زيد بن حيان حديثى آورده است كه ترجمه آن چنين است: «همراه با حصين بن سبره و عمر بن مسلم نزد زيد بن ارقم رفتيم. بعد از اين كه در كنار او نشستيم حصين گفت: اى زيد! ترا خير بسيار نصيب شده است. پيغمبر را ديده‏اى و حديث او را شنيده‏اى و همراه با آن حضرت جهاد كرده‏اى. اى زيد! تو خير بسيار ديده‏اى. براى ما شمه‏اى از آن چه از رسول الله (ص) شنيده‏اى باز گوى. زيد گفت: اى برادرزاده! به خدا سوگند كه سال من بزرگ و عهدم با رسول الله (ص) كهن شده و بسيارى از آنچه از او شنيده بودم فراموش كرده‏ام. پس آن چه براى شما مى گويم بپذيريد و آن چه را نمى‏گويم مرا به گفتن آن مجبور نسازيد. پس گفت: روزى پيغمبر خداى بين ما براى خواندن خطبه برخاست. ما در مكانى بين مكه و مدينه بوديم كه «خم» خوانده مى‏شود. پس حمد خداى و ثناى او را به جاى آورد و به وعظ و ذكر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانيد اى مردم كه من هم بشرم و به زودى فرستاده خداى پيش من مى‏آيد و دعوت او را اجابت مى‏كنم. من بين شما دو چيز گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم. نخستين آنها كتاب خداست كه در آن هدايت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگيريد و آن را رها نكنيد ـ پس درباره قرآن سفارش بسيار نمود و بدان تشويق و ترغيب فرمود ـ سپس گفت: و اهل بيت من. درباره اهل بيت من همواره خداى را به ياد داشته باشيد (اين جمله را سه بار فرمود) حصين از زيد پرسيد: اهل بيت او چه كسانى هستند؟ مگر زنان او اهل بيت او نيستند؟ ـ گفت: زنان او اهل خانه او بودند اما اهل بيت رسول الله (ص) كسانى هستند كه بعد از او صدقه برايشان حرام است ـ حصين گفت: آنان چه كسانند؟ ـ گفت آل على و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس. حصين گفت: آيا صدقه بر همه ايشان حرام است؟ ـ گفت: آرى. مسلم به اسناد ديگرى از زيد بن ارقم روايت كرده است كه از او پرسيدند: آيا زنان پيغمبر هم اهل بيت او هستند؟ ـ گفت نه ـ به خدا قسم ـ زن تا مدتى از زمان با مرد است. بعد او را طلاق مى‏دهد و نزد پدر و مادر خود بر مى‏گردد. اهل بيت او اصل و جماعت او هستند كه صدقه بر ايشان حرام است. حديث فوق را احمد بن محمد بن حنبل در المسند (4/366) احمد بن حسين بيهقى در سنن (2/148) و عبدالله بن عبدالرحمن دارمى در سنن (2/431) على متقى در كنز العمال فى سنن الاحوال و الافعال (1/45) احمد بن محمد طحاوى در مشكل الآثار (4/368) و ساير محدثين نيز روايت كرده‏اند. آنچه در اين مقاله مورد استناد است قسمت اول حديث، يعنى برابر بودن و تلازم اهل بيت با قرآن و پيوستگى جاودانى اين دو با يكديگر است. 2) محمد بن عيسى ترمذى (م 279 ق) در صحيح (2/308 ق) به روايت از ابو سعيد و اعمش، آن دو از حبيب بن ابى ثابت و از زيد بن ارقم حديث ثقلين را چنين آورده است: «قال رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم: انى تارك فيكم ما ان تمسكتم لن تضلوا بعدى: احدهما اعظم من الآخر. كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى و لن يفترقا حتى يردا على 158 الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيهما» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) فرمود: من چيزى بين شما بر جاى مى‏نهم كه اگر بدان چنگ زنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد. يكى از آن دو از ديگرى عظيم‏تر است: كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است. و ديگرى عترت كه اهل بيت منند. اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا بر سر حوض (كوثر) نزد من وارد شوند. پس بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ اين حديث را عزالدين ابن اثير در اشد الغابه (2/12) و سيوطى در الدر المنثور در تفسير آيه مودت (شورى، 23) نيز روايت كرده‏اند. 3) همچنين ترمذى در صحيح (2/308) از جابر بن عبدالله انصارى روايت كرده است كه «رأيت رسول الله صلى الله عليه (و آله) و سلم فى حجته يوم عرفه و هو على ناقيه القصوى يخطب فسمعته يقول: ايها الناس انى قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتى اهل بيتى» ـ يعنى ـ رسول الله را در حجة الوداع، در روز عرفه ديدم كه بر ناقه قصواى خود سوار بود و خطبه مى‏خواند. از او شنيدم كه مى‏گفت ايها الناس! همانا من چيزى را بين شما بر جاى مى‏گذارم كه اگر نگاه داريد و بدان عمل كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد. آن كتاب خدا و عترت من يعنى اهل بيت من است ـ اين حديث را متقى هندى نيز در كنز العمال (1/48) از ابن ابى شبيه و خطيب بغدادى روايت كرده است. 4) محمد بن عبدالله معروف به حاكم نيشابورى (م 405 ق) در كتاب، المستدرك على الصحيحين (3/109) به اسناد خود از ابو الطفيل و از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «لما رجع رسول الله (ص) من حجة الوداع و نزل غدير خم امر بدوحات فقمن فقال: كانى قد دعيت فاجبت . انى قد تركت فيكم الثقلين احدهما اكبر من الآخر. كتاب الله تعالى و عترتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. ثم قال: ان الله عز و جل مولاى و انا مولى كل مؤمن. ثم اخذ بيد على فقال: من كنت مولاه فهذا وليه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه» ـ يعنى ـ چون رسول الله (ص) از حجة الوداع بازگشت و در «غدير خم» فرود آمد دستور داد زير درختها را از خار و خاشاك پاك كردند... سپس فرمود: گويا كه مرا فرا خوانده‏اند و من اجابت كرده‏ام. همانا من بين شما دو شى‏ء گرانبها بر جاى گذاشته‏ام كه يكى از آنها از ديگرى بزرگتر است، كتاب خداى تعالى و عترت من. پس بنگريد كه بعد از من با آن دو چگونه رفتار مى‏كنيد، كتاب خدا و عترت من از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض (كوثر) نزد من بيايند. سپس گفت: همانا خداى عز و جل مولاى من است و من مولاى همه مؤمنانم. پس دست على را گرفت و فرمود: هر كه را من مولاى اويم پس على هم ولى و سرور اوست. خدايا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى كند. حاكم نيشابورى تمام اين حديث را مفصلا نقل كرده و آن را صحيح شمرده است. اين حديث را نسائى، احمد بن على (م 303 ق) در كتاب خصائص امير المؤمنين على بن ابى طالب (93) آورده و اضافه كرده است: «به زيد گفتم آيا تو خود اين سخن را از رسول الله (ص) شنيدى؟ گفت: در آن درختستان هيچ كس نبود مگر آن كه رسول الله (ص) را به چشم خود ديده و سخنش را به گوش خود شنيده است» همين حديث را متقى در كنز العمال (1/48) از زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى روايت كرده است، 5) حاكم در روايت ديگرى (المستدرك، 3/109) از سلمة بن كهيل از پدرش از ابوالطفيل از وائله از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «نزل رسول الله (ص) بين مكه و المدينة عند شجرات خمس دوحات عظام فكنس الناس ما تحت الشجرات. ثم راح رسول الله (ص) عشية فصلى ثم قام خطيبا فحمد الله و اثنى عليه و ذكر و وعظ فقال ما شاء الله ان يقول (ثم قال) ايها الناس. انى تارك فيكم امرين لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما كتاب الله و اهل بيتى عترتى (ثم قال) اتعلمون انى اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ (ثلاث مرآت) قالوا نعم. فقال رسول الله (ص): من كنت مولاه فعلى مولاه» ـ يعنى ـ رسول الله (ص) بين مكه و مدينه نزديك پنج درخت بزرگ پر شاخ و برگ فرود آمد. پس مردم زير درختها را جارو كردند. سپس رسول الله (ص) شامگاهان به آن جا رسيد و بعد از نماز براى ايراد خطبه برخاست. ابتدا حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و سخنانى در ذكر و وعظ بيان كرد و آنچه را خداى مى‏خواست كه او بگويد گفت. سپس فرمود: ايها الناس، من دو امر را بين شما باقى مى‏گذارم كه اگر از آن دو پيروى كنيد هرگز گمراه نمى‏شويد: كتاب خدا و عترت و اهل بيت من. (سپس گفت) آيا مى‏دانيد كه من بر مؤمنان از جانهاى خودشان اولى‏ترم؟ (سه بار) گفتند: آرى. پس رسول الله (ص) فرمود: هر كه را من مولى و سرورم على هم مولى و سرور اوست. حاكم نيشابورى (به روايت سيد مرتضى فيروزآبادى در كتاب فضائل الخمسة فى الصحاح الستة 2/46) و ابن حجر هيثمى (الصواعق المحرقه، 89) اين حديث را صحيح شمرده‏اند. 6) حاكم نيشابورى (المستدرك، 3/148) از مسلم بن صبيح از زيد بن ارقم چنين حديث كرده است: «قال رسول الله صلى آله عليه و آله و سلم: انى تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و اهل بيتى. و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ همانا من بين شما دو شى‏ء (يادگار) گرانبها از خود بر جاى مى‏گذارم، كتاب خدا و اهل بيت خود را و همانا اين دو هرگز از هم جدا نمى‏گردند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ـ حاكم اين حديث را صحيح دانسته است. 7) ابن حنبل در مسند (3/17) حديث ثقلين را از ابو سعيد 159 خدرى، از رسول الله (ص) را چنين روايت كرده است: «انى اوشك ان ان ادعى فاجيب و انى تارك فيكم الثقلين. كتاب الله عز و جل و عترتى كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى. و ان اللطيف اخبرنى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض فانظروا بم تخلفونى فيهما؟» ـ يعنى ـ نزديك شده است كه مرا فرا خوانند و من اجابت كنم. و همانا من دو شى‏ء گرانبها را بين شما باقى مى‏گذارم، كتاب خداى عز و جل و عترت خود را. كتاب خدا رشته‏اى است كه از آسمان به زمين كشيده شده و عترت من اهل بيت منند. همانا خداى مهربان مرا خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض نزد من بيايند. پس بنگريد بعد از من با اين دو چگونه رفتار مى‏كنيد. اين حديث را با جزئى اختلاف، ابن حنبل در موارد ديگرى از مسند (3/14 به بعد، 4/371، 5/181) فخر رازى در تفسير كبير ذيل آيه «و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا» (آل عمران، 103) متقى در كنز العمال (1/47 به بعد) هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) و ابن سعد در طبقات (2، قسم 2، ج 2) روايت كرده‏اند، 8) حافظ ابو نعيم احمد بن عبدالله اصفهانى (م 430 ق) در حلية الاولياء (1/355) از حذيفة بن اسيد غفارى از رسول الله (ص) چنين حديث كرده است: «ايها الناس انى فرطكم و انكم واردون على الحوض. فانى سائلكم حين تردون على عن الثقلين فانظروا كيف تخلفونى فيهما. الثقل الاكبر كتاب الله. سبب طرفه بيد الله و طرفه بايديكم. فاستمسكوا به لا تضلوا و لا تبدلوا . و عترتى اهل بيتى. فانه قد نبأنى اللطيف الخبير انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» ـ يعنى ـ ايها الناس همانا من پيشگام و پيشاهنگ شمايم. و شما همه در كنار حوض نزد من خواهيد آمد. وقتى بر من وارد شديد از شما درباره ثقلين پرسش خواهم كرد. بنگريد بعد از من با ايشان چگونه رفتار مى‏كنيد ـ ثقل (وزنه) بزرگ كتاب خدا است. ريسمانى است كه يك طرفش در دست خداست و طرف ديگرش در دستهاى شماست. پس بدان چنگ بزنيد تا گمراه نگرديد و دگرگون نشويد. و عترت من كه اهل بيت منند زيرا خداى مهربان دانا مرا خبر داده است كه اين دو گوهر گرانبها از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد گردند. اين حديث را ـ به الفاظ مختلف ـ ابو نعيم در حلية الاولياء (9/46) ابن اثير در اسد الغابة (3/147) متقى در كنز العمال (1/47 و 96) نور الدين هيثمى در مجمع الزوائد (9/163) ابن حجر در صواعق (75) ... و ساير محدثين اهل سنت روايت كرده‏اند. اما محدثين شيعه چنان كه اشاره شد در تواتر آن اجماع دارند و آنرا به هشتاد و دو سند از طريق ائمه اطهار (ع) از رسول الله (ص) روايت كرده‏اند و اين حديث را از دلائل استوار و روشن خلافت و امامت بلافصل امير المؤمنين (ع) مى‏دانند و گويند اگر شيعيان براى اثبات خلافت آن حضرت حجتى جز همين حديث نداشتند ايشان را بسنده بود (فضائل الخمسه، 2/53، اعيان الشيعه، 1/370) . حديث ثقلين حديثى است صحيح بلكه متواتر سند آن محكم و دلالت آن واضح و غير قابل انكار است. بزرگان صحابه مانند على بن ابى طالب (ع) و ابوذر غفارى و جابر بن عبدالله انصارى و زيد بن ثابت و حذيفة بن اسيد غفارى و زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى و عبدالله بن حنطب و ابو هريره دوسى و جمع كثير ديگر (فيض القدير، تأليف مناوى، 3/14) كه تعدادشان از بيست افزون است (صواعق، 136) آن را روايت كرده‏اند. كمتر حديثى در صحاح و مسانيد به اين قوت و اعتبار وجود دارد. دلالت آن نيز واضح و در اعلى مراتب قوت است . اين حديث در حجة الوداع بر زبان رسول الله (ص) جارى شده و در الفاظ مختلف آن آمده است كه: من مقبوض ـ يعنى در شرف مرگم ـ من مانند شما بشرم و به زودى دعوت حق را لبيك خواهم گفت ـ من دو وديعه گرانبها از خود باقى مى‏گذارم ـ من دو خليفه بين شما باقى مى‏گذارم ـ قرآن و اهل بيت هميشه با همند. چيزى را بر ايشان مقدم نداريد تا هلاك نشويد ـ چيزى به آن دو مياموزيد كه هر دو از شما عالمترند... اينها همه قوانين قطعى است كه پيغمبر وفات خود را نزديك مى‏ديده و وصيت مى‏كرده و قرآن و اهل بيت را به جانشينى خود منصوب مى‏داشته است. اما بين اهل بيت و عترت تنها فردى كه صلاحيت خلافت رسول الله (ص) داشته على (ع) بوده است خود رسول الله (ص) اين حقيقت را ضمن حديث ثقلين با صراحت روشن كرد. يعنى دست على را گرفت و فرمود هر كه را من مولى و سرورم و هر كه را من از جان او به او نزديكترم پس على نيز بايد كه مولاى او و ولى او و سرور او باشد. بنابراين به استناد حديث ثقلين شكى در تقدم على بر اهل بيت و ساير مسلمانان و تعيين او براى خلافت و امامت بلافصل باقى نمى‏ماند. ابن حجر، احمد بن محمد هيثمى (م 947 ق) در كتاب خود الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه كه در رد بر شيعه نوشته است بعد از بيان مطالب مشروحى درباره حديث ثقلين و وجوب تمسك به اهل بيت تا قيام قيامت و اين كه آنان همسنگ كتاب خدا و امان براى اهل زمينند (اهل بيت) گويد: «... پس شايسته‏ترين كس از اهل بيت كه بايد بود تمسك نمود پيشوا و عالم اهل بيت بود و على بن ابى طالب كرم الله وجهه است كه علمش از همه بيشتر و مدركات و دريافتهاى او از همه دقيق‏تر بود.» از اين رو ابوبكر مى‏گفت: «على عترت رسول الله يعنى همان كس است كه تمسك بدو را مؤكدا دستور فرموده است» (صواعق، 90) به علاوه حديث ثقلين كه اهل بيت (على و فاطمه و حسن و حسين) را به طور لا ينفك و همسنگ و همتاى قرآن و واجب الاطاعه مقرر فرموده و تصريح نموده است.
Check PageRank