حس می کنم خورشید هستم،
 
لبریزم از موسیقی نور؛
 
دست ستاره توی دستم،
 
با ابرهای آسمان، جور.
 

حس می کنم یک شاخه هستم،
 
دستم پر از برگ و جوانه؛
 
مهر و محبت مثل گنجشک،
 
در من گرفته آشیانه.
 

حس می کنم دریاست قلبم،
 
در سینه ام یک راز آبی است؛
 
با رقص ماهیهای شادی،
 
اندوه، دیگر در دلم نیست.
 
« فاطمه ناظری »



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 بهمن 1388  توسط ميثم طاهری