7 . سُكون ( ــــْــ )
«سُكون» يعنى «حركت نداشتن». علامت سكون ( ــــْــ ) بالاى حرف قرار مى گيرد. به حرفى كه هيچ حركتى ندارد و داراى علامت سكون است، ساكِن(1) مى گويند.
حرف ساكن به تنهايى خوانده نمى شود، زيرا حركت ندارد. بنابراين، حرف ساكن به كمكِ حرفِ حركت دارِ پيش از خود خوانده مى شود.(2)حرف ساكن و حرف متحرّكِ پيش از آن، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند.
اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:
جداگانه (تفكيكى)باهم (تركيبى)
بَعْدُ =بَعْــدُ =بَعْدُ
نَعْبُدُ =نَعْــبُــدُ =نَعْبُدُ
أَرْسَلَ =أَرْسَــلَ =أَرْسَلَ
أَنْعَمْتَ =أَ نْــعَمْــتَ =أَنْعَمْتَ
ىُوَسْوِسُ =يُــوَسْــوِسُ =يُوَسْوِسُ
توجّه
* در بسيارى از قرآن ها، علامت سكون به شكل ( ــــــ ) يا به صورت ( ــــــ ) است. پس علامت ( ـــْـ ) = ، .
* اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) يا (ياء ساكن) قرار گيرد، بايد فتحه به نرمى تلفّظ يا ادا شود. يعنى به هنگام خواندن، نبايد فتحه به ضمّه يا كسره تبديل شود. مثلاً:
كَوْثَرَ درست است نه كُوْثَرَ ;
همچنين
كَيْفَ درست است نه كِيْفَ.(3)
* اگر پيش از يك حرف ساكن، حرف ساكن ديگرى نيز وجود داشته
باشد، هر دو حرف ساكن به كمكِ حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، يك بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند. به اين مثال ها توجّه كنيد:
فَتْحْ، خَوْفْ، بَيْتْ، صَيْفْ، قُرَيْشْ، عَصْرْ، خُسْرْ، صَبْرْ، قَدْرْ، شَهْرْ، أَمْرْ، فَجْرْ.
* اگر پيش از حرف ساكن، يكى از حروف مدّ (صداهاى كشيده) باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به كمك حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند; مانند ناسْ، دينْ، ماعُونْ.
پرسش :
1. سكون به چه معناست و علامت سكون كجاى حرف قرار مى گيرد؟
2.به چه حرفى «ساكن» مى گويند؟
3. آيا حرف ساكن به تنهايى خوانده مى شود؟ چرا؟
4. حرف ساكن به كمك چه حرفى خوانده مى شود و همراه با آن، چند بخش از كلمه را تشكيل مى دهد؟
5. آيا حرف ساكن در آغاز كلمه قرار مى گيرد؟ چرا؟
6. علامت سكون به چه شكل هايى نوشته مى شود؟
7. اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) يا (ياء ساكن) قرار گيرد، فتحه بايد چگونه خوانده شود؟
8. لين به چه معناست; و به چه حرف هايى، «حروف لين» مى گويند؟
9. اگر پيش از يك حرف ساكن، حرف ساكن ديگرى نيز وجود داشته باشد به چه صورت خوانده مى شود؟ در اين هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكيل مى شود؟
10. اگر پيش از حرف ساكن، يكى از حروف مدّ باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به چه صورت خوانده مى شوند؟ در اين هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكيل مى شود؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
مِنْ ـ لَوْ ـ فَجْرِ ـ نَصْرُ ـ صَدْرَكَ ـ بِحَمْدِ ـ لَمْ يَكُنْ ـ فَوَسَطْنَ ـ زُلْزِلَتِ ـ أَغْنى ـ رَدَدْناهُ ـ زِلْزالَها ـ بِأَصْحابِ ـ أَفَلايَعْلَمُ.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت سكون باشند.
8 . تَشديد ( ـــّـ )
هر حرفى كه علامت تَشديد ( ـــّـ ) بالاى آن باشد، در هنگام خواندن، بدون فاصله و قطع صدا، به صورت دو حرف خوانده مى شود، به گونه اى كه به هنگام خواندن، حرف اوّل، ساكن، و حرف دوم، حركت دار تلفّظ مى شود. حرفى كه علامت تشديد دارد، محكم و با شدّت خوانده يا اَدا مى شود; از اين رو آن را «حرف مُشَدَّد» مى نامند.
بنابراين، «حرف مشدّد» در حقيقت شامل دو حرف است كه اوّلى حركت ندارد. به همين دليل، حرف مُشدّد مانند حرف ساكن، به تنهايى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گيرد. پس حرف مشدّد به كمك حرفِ حركت دارِ قبلى خوانده مى شود. حرفِ حركت دارِ قبلى با حرفِ مشدّد، دو بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند; به اين ترتيب:
تَبَّ كه خوانده مى شود:تَبْبَ .
كُلِّ كه خوانده مى شود: كُلْلِ .
أُمُّ كه خوانده مى شود:أُمْمُ .
إِنّا كه خوانده مى شود: إِنْ نا .
رَبّى كه خوانده مى شود: رَبْ بى .
يُصِرُّونَ كه خوانده مى شود: يُصِرْرُونَ .
تذكّر
* براى آنكه مفهوم تشديد بهتر فهميده شود، حرف مشدّد به صورت دو حرف نوشته شد كه حرف اوّلِ ساكن همراه با حرفِ قبلى، يك بخش از كلمه; و حرف دوم، بخش ديگر را تشكيل مى دهند.
* اگر دو حرفِ مثلِ هم كنار يكديگر قرار گيرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، تشديد به كار نمى رود. مثلاً در كلمه مَمْنُون، دو حرف ميم جداگانه نوشته و خوانده مى شوند.
* اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره رابالاى حرف و زير تشديد قرار مى دهند; مثلاً به جاى رَبِّ مى نويسند: رَبِّ.
پرسش :
1. تشديد كجاى حرف قرار مى گيرد؟
2. حرفى را كه علامت تشديد دارد، چه مى نامند؟ چرا؟
3. حرف تشديددار چگونه خوانده مى شود؟
4. چرا حرف مشدّد به تنهايى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گيرد؟
5. حرف مشدّد به صورت چند بخشى خوانده مى شود؟ هر بخش شامل كدام حرف است؟
6. اگر دو حرفِ مثل هم كنار يكديگر قرار گيرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، آيا در آن تشديد به كار مى رود؟
7. اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره كجا قرار مى گيرد؟
تمرين:
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
حَقِّ ـ خَفَّتْ ـ رَبُّكَ ـ فَسَبِّحْ ـ عَدَّدَهُ ـ فَصَلِّ ـ حُصِّلَ ـ تُحَدِّثُ ـ تَنَزَّلُ ـ يُكَذِّبُ ـ تَطَّلِعُ ـ لَتَرَوُنَّ ـ لَتُسْئَلُنَّ ـ لَيُنْبَذَنَّ.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت تشديد باشند.
9 . تَنوين نَصب ( ــــًـ )
تَنوين نون ساكنى است كه در آخر برخى از كلمات عربى خوانده مى شود، امّا نوشته نمى شود. تنوين سه گونه است:
الف. تنوينِ نَصْب
ب. تنوينِ جَرّ
ج. تنوينِ رَفْع
علامت تنوينِ نَصب، دو فتحه ( ــــًـ ) است كه بالاى حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين نصب دارد، مَنصوب مى گويند; مانند بً كه خوانده مى شود: بَنْ.(4)
اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:
نارًا خوانده مى شود:نارَنْ .
أَفْواجًاخوانده مى شود:أَفْواجَنْ .
تَوّابًاخوانده مى شود: تَوّابَنْ .
رَحْمَةً خوانده مى شود: رَحْمَتَنْ .
صُبْحًا خوانده مى شود: صُبْحَنْ .
معمولاً پس از تنوين نصب يك «الف» نوشته مى شود كه خوانده نمى شود; ولى اين الف در سه مورد نوشته نمى شود:
1. هنگامى كه در پايان كلمه، تاء گِرد (ة ـ ـة) باشد; مثلاً:
تَذْكِرَةً خوانده مى شود: تَذْكِرَتَنْ .
مَوْعِظَةً خوانده مى شود:مَوْعِظَتَنْ.
2. هنگامى كه در پايان كلمه، ياء (ى) باشد(5); مثلاً:
هُـدًى خوانده مى شود: هُـدَنْ .
3. هنگامى كه در پايان كلمه، همزه (ء) باشد; مثلاً:
مـاءً خوانده مى شود:مـاءَنْ.(6)
توجّه
* حرفى كه داراى تنوين نصب است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
* گاه تنوين نصب را روى (الف) مى گذارند، نه روى حرف پيش از الف; مانند خَيْراً به جاى خَيْرًا.(7)
پرسش :
1. تنوين چيست؟
2. تنوين چند گونه است؟ آن ها را نام ببريد.
3. علامت «تنوين نصب» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟
4. در فارسى، به علامتِ «نصب» چه مى گويند؟
5. به كلمه اى كه «تنوين نصب» دارد، چه مى گويند؟
6. معمولاً پس از «تنوين نصب» چه حرفى نوشته مى شود كه خوانده نمى شود؟
7. در چه مواردى، پس از «تنوين نصب»، الف نوشته نمى شود؟
8. حرفى كه داراى «تنوين نصب» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
كُفُوًا ـ شَرًّا ـ جَمْعًا ـ طَيْرًا ـ مالاً ـ قَدْحًا ـ مُبْصِرَةً ـ نَقْعًا ـ مُسَمًّى ـ أَذًى ـ جَزاءً ـ أَشْتاتًا ـ مَغْفِرَةً ـ فاكِهَةً.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين نصب باشند.
10 . تَنوينِ جَرّ ( ـــــ )
علامت تنوينِ جَرّ، دو كسره ( ـــــ ) است كه زير حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين جرّ دارد، مَجرور مى گويند; مانند د كه خوانده مى شود: دِنْ.(8)
اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:
خُسْر خوانده مى شود:خُسْرِنْ.
حاسِد خوانده مى شود:حاسِدِنْ.
حِجارَة خوانده مى شود:حِجارَتِنْ.
راضِيَة خوانده مى شود: راضِيَتِنْ.
يَوْمَئِذ خوانده مى شود:يَوْمَئِذِنْ.
تذكّر
* حرفى كه داراى تنوين جرّ است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
پرسش :
1. علامت «تنوين جرّ» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟
2. در فارسى، به علامتِ «جرّ» چه مى گويند؟
1ـ در فارسى، به علامت جرّ «دو زير» مى گويند.
3. به كلمه اى كه «تنوين جرّ» دارد، چه مى گويند؟
4. حرفى كه داراى «تنوين جرّ» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
جُوع ـ خَوْف ـ عَمَد ـ أَمْر ـ غاسِق ـ هُمَزَة ـ ذَرَّة ـ عيشَة ـ قُرَيْش ـ سِجّيل ـ تَقْويم ـ مَأْكُول ـ مَمْنُون ـ مُمَدَّدَة.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين جرّ باشند.
11 . تَنوينِ رَفع ( ــــٌـ )
علامت تنوينِ رَفع، دو ضمّه ( ــــٌـ ) است(9) كه بالاى حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين رفع دارد، مَرفوع مى گويند; مانند شٌ كه خوانده مى شود: شُنْ.(10)
اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:
حَبْلٌ خوانده مى شود: حَبْلُنْ .
سَلامٌ خوانده مى شود: سَلامُنْ .
لَشَديدٌ خوانده مى شود:لَشَديدُنْ .
حامِيَةٌ خوانده مى شود:حامِيَتُنْ .
مُؤْصَدَةٌ خوانده مى شود:مُؤْصَدَتُنْ .
توجّه
* حرفى كه داراى تنوين رفع است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
پرسش :
1. علامت «تنوين رفع» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟
2. در فارسى، به علامتِ «رفع» چه مى گويند؟
3. به كلمه اى كه «تنوين رفع» دارد، چه مى گويند؟
4. حرفى كه داراى «تنوين رفع» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
نارٌ ـ أَجْـرٌ ـ أَحَدٌ ـ خَيْرٌ ـ وَيْلٌ ـ عابِدٌ ـ لَشَهيدٌ ـ لَخَبيرٌ ـ لَكَنُودٌ ـ حَميدٌ ـ حَرَجٌ ـ هاوِيَةٌ ـ واحِدَةٌ ـ رِضْوانٌ.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين رفع باشند.
12 . مَدّ ( ـــــ )
پيش از اين، با صداهاى كشيده، يا حروفِ مَدّىِ ( ا ـ ى ـ وُ ) آشنا شديم. هرگاه بالاى حرف مدّى، علامت مدّ ( ـــــ ) قرار گيرد(11)، حرف مدّى با صداى كشيده تر خوانده مى شود; مثلاً:
جآءَ خوانده مى شود:جااااءَ.
جىءَ خوانده مى شود:جى ى ى ىءَ.
سآءَ خوانده مى شود:سااااءَ.
سُوءُ خوانده مى شود:سُووووءُ.
سىءَ خوانده مى شود:سى ى ى ىءَ.
به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، «مَمدود» مى گويند.
تذكّر
* معمولاً علامت مدّ بالاى سه حرف (الف) و (ياء) و (واو) قرار
مى گيرد كه (الف مدّى) و (ياء مدّى) و (واو مدّى) نام دارند. پس از حروف مدّى، اين سه حرف قرار مى گيرند:
ـ هـمـزه ; مثال: مآ أَغْنى.
ـ حرف ساكن ; مثال: آلاْنَ.
ـ حرف مشدّد ; مثال: ضآلّينَ
پرسش :
1. علامت مدّ كجاى حرف مدّى قرار مى گيرد؟
2. حرفى كه داراى علامت مدّ است، چگونه خوانده مى شود؟
3. به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، چه مى گويند؟
4. معمولاً علامت مدّ بالاى چه حرف هايى قرار مى گيرد؟
5. پس از حروف مدّى چه حرف هايى قرار مى گيرند؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
إِنّآ أَنْزَلْناهُ ـ وَ لا أَنْتُمْ ـ فى أَحْسَنِ ـ أَلَّذى أَطْعَمَهُمْ ـ يَدآ أَبى ـ شِتآءِ ـ مَلــئِكَةُ ـ يُرآؤُنَ ـ مآأَدْريكَ ـ إِنّآ أَعْطَيْناكَ ـ أَتُحآجُّونّى ـ تَأْمُرُونّى ـ فى أَمْرى ـ مآ أَعْبُدُ.
2. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت مدّ باشند.
13 . وَصل ( ــــــ )
«علامتِ وَصل» نشانه اى است به اين شكل: ( ــــــ ) كه هر گاه بالاى همزه قرار گيرد، آن همزه خوانده نمى شود. در اين حالت، حرف هاى پيش از همزه و پس از همزه به يكديگر مى چسبند و وصل مى شوند; مثلاً:
وَانْحَرْ خوانده مى شود:وَنْحَرْ.
وَالْعَصْرِخوانده مى شود:وَلْعَصْرِ.
بِالْحَقِّ خوانده مى شود:بِلْحَقِّ.
وَامْرَأَتُهُ خوانده مى شود:وَمْرَأَتُهُ.
بِرَبِّ الْفَلَقِ خوانده مى شود:بِرَبِّلْفَلَقِ.
توجّه
* به همزه اى كه علامت وصل بالاى آن باشد، «همزه وصل» مى گويند. همزه وصل در آغازِ خواندنِ كلام، تلفّظ مى شود، مانند إِجْعَلْ; ولى در ميانِ خواندنِ كلام، تلفّظ نمى شود، مانند رَبِّ اجْعَلْ كه خوانده مى شود: رَبِّجْعَلْ.
* در برخى از قرآن ها، علامت وصل را بالاى «همزه وصل» نمى گذارند. در اين صورت، بايد خودمان حرفِ پيش از همزه را به حرفِ
پس از همزه وصل كنيم; مثلاً:
وَانْحَرْ خوانده مى شود: وَنْحَرْ.
* اگر پيش از علامت وصل، تنوين باشد، حرف نون (كه در تنوين به صورت ساكن است و تلفّظ مى شود) مكسور خوانده مى شود; به اين ترتيب:
مَثَلاً الْقَوْمُ(ر مَثَلَنْ الْقَوْمُ) خوانده مى شود: مَثَلَنِ لْقَوْمُ.
بِغُلام اسْمُهُ (ر بِغُلامِنْ اسْمُهُ) خوانده مى شود: بِغُلامِنِ سْمُهُ.
فِسْقٌ الْيَوْمَ (ر فِسْقُنْ الْيَوْمَ) خوانده مى شود: فِسْقُنِ لْيَوْمَ.
در برخى از قرآن ها، براى راهنمايى خوانندگان، يك نون مكسور (نِ) زير تنوينِ اين گونه كلمه ها قرار مى دهند; مانند فِسْقٌنِ الْيَوْمَ. گاه نيز تنوين را حذف مى كنند و نونِ مكسور را زير حرف مى گذارند; مانند فِسْقُنِ الْيَوْمَ.
پرسش :
1. «علامت وصل» كجاى همزه قرار مى گيرد؟
2. هر گاه همزه اى علامت وصل داشته باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟
3. «همزه وصل» چه همزه اى است؟
4. اگر پيش از علامت وصل، تنوين باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟
تمرين :
1. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
وَالْفَتْحِ ـ كَالْعِهْنِ ـ كَالْفَراشِ ـ عِلْمَ الْيَقينِ ـ هُوَالاَْبْتَرُ ـ لِحُبِّ الْخَيْرِ ـ مِنَ الْجِنَّةِ ـ طَعامِ الْمِسْكينِ ـ زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ـ وَاسْتَغْفِرْهُ ـ يَدُعُّ الْيَتيمَ ـ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ ـ شَرِّ الْوَسْواسِ ـ حَمّالَةَ الْحَطَبِ.
2. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
ثَلاثَةٌ انْتَهُوا ـ كَرَماد اشْتَدَّتْ ـ بِزينَة الْكَواكِبِ ـ عَزيزٌ ابْنُ ـ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها ـ بِرَحْمَة ادْخُلْ ـ سَوآءً الْعاكِفُ ـ أَليمًاالَّذينَ ـ يَوْمَئِذالْحَقُّ ـ عَدْن الَّتى ـ عادٌالْمُرْسَلينَ ـ مِصْباحٌ الْمِصْباحُ ـ شَيْئًا اتَّخَذَها ـ إِفْكٌ افْتَريهُ.
3. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت وصل باشند.
پی نوشتها:
1ـ ساكن يعنى داراىِ «سكون»; و سكون به معنى «آرامش» است. هنگامى كه حرفى با سكون خوانده مى شود، يعنى داراى آرامش است، زيرا هيچ صدايى ندارد.
2ـ حرف ساكن هيچ گاه در آغازِ كلمه قرار نمى گيرد; زيرا آغاز كردنِ كلمه بدون هيچ حركتى، مشكل است.
3ـ به دو حرف واو ساكن و ياء ساكن كه حرفِ پيش از آن ها مفتوح باشد، حروف لين مى گويند. «لين» يعنى «نرمى»; و اين دو حرف را «لين» مى نامند، زيرا به نرمى تلفّظ يا ادا مى شوند.
4ـ در فارسى، به علامت نصب «دوزَبَر» مى گويند.
5ـ اين (ياء) بايد منقلب از (الف) و به جاى آن باشد.
6ـ استثناء: دو كلمه (جُزْءًا) و (سُوءًا) با الف نوشته مى شوند.
7ـ در اين كتاب تنوين نصب روى حرف پيش از الف گذاشته شده است.
8ـ يكى از اين دو ضمّه رو به پايين و ديگرى رو به بالا و چسبيده به يكديگر (ــ) نوشته مى شود، ولى دستگاه تايپ و حروفچينى آن را به شكل (ــٌـ) مى نويسد. پس علامت ــٌـ = ــــ . البتّه در برخى قرآن ها علامت رفع به دلايلى گاه به شكل دو ضمّه كنار يكديگر (ــُـُـ) نوشته شده است.
9ـ در فارسى، به علامت رفع «دوپيش» مى گويند.
10ـ همان گونه كه پيش از اين گفته شد، مدّ يعنى كشش. و چون علامت مدّ باعث كشش بيشتر حروف مدّى مى شود، به آن، علامت مدّ مى گويند.
11ـ همزه و سكون و تشديد علّت و سبب مدّ هستند و كشيده نمى شوند.
منبع: کتاب آموزش قرآن
لينک هاي مرتبط : http://rasekhoon.net/weblog/borhan/14374.aspx,
ارسال شده در تاريخ یک شنبه 8 آذر 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
.jpg)






