اين موضوع قابل توجه است كه تمام سوره هاى قرآن با بسم الله شروع مى شود (بجز سوره برائت آن هم به دليلى كه سابقا گفتيم ) و در بسم الله پس از نام ويژه الله تنها روى صفت رحمانيت و رحيميت او تكيه مى شود، و اين سؤ ال انگيز است كه چرا سخنى از بقيه صفات در اين موضع حساس به ميان نيامده ؟
اما با توجه به يك نكته ، پاسخ اين سؤ ال روشن مى شود و آن اينكه در آغاز هر كار لازم است از صفتى استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جهان پرتوافكن است ، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشيده است .
بهتر است اين حقيقت را از زبان قرآن بشنويد آنجا كه مى گويد: و رحمتى وسعت كل شيى رحمت من همه چيز را فرا گرفته است) اعراف( 156
و در جاى ديگر از زبان حاملان عرش خدا مى خوانيم ربنا وسعت كل شيى رحمة : خدايا رحمت خود را بر همه چيز گسترده اى (مؤ من 7 )
از سوى ديگر مى بينيم پيامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت
و طاقت فرسا و دشمنان خطرناك ، دست به دامن رحمت خدا مى زدند قوم موسى براى نجات از چنگال فرعونيان مى گويند و نجنا برحمتك : خدايا ما را به رحمت خود رهائى بخش)يونس 86 )
در مورد هود و پيروانش چنين مى خوانم : فانجيناه و الذين معه برحمة منا: هود و پيروانش را به وسيله رحمت خويش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشيديم (اعراف( 72
اصولا هنگامى كه حاجتى از خدا مى طلبيم مناسب است او را با صفاتى كه پيوند با آن حاجت دارد توصيف كنيم مثلا عيسى مسيح (عليه السلام ) به هنگام درخواست مائده آسمانى (غذاى مخصوص ) چنين مى گويد: اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء ... و ارزقنا و انت خيرالرازقين : بار الها مائدهاى از آسمان بر ما نازل گردان ... و ما را روزى ده و تو بهترين روزى دهندگانى )مائده 114 )
نوح پيامبر بزرگ خدا نيز اين درس را به ما مى آموزد، آنجا كه براى پياده شدن از كشتى در يك جايگاه مناسب ، چنين دعا كند رب انزلنى منزلامباركا و انت خير المنزلين : پروردگارا! مرا به طرز مباركى فرود آر كه تو بهترين فرود آورندگانى) مؤ منون 29 )
و نيز زكريا به هنگام درخواست فرزندى از خدا كه جانشين و وارث او باشد خدا را با صفت خير الوارثين توصيف مى كند و مى گويد رب لاتذرنى فردا و انت خير الوارثين : خداوندا! مرا تنها مگذار كه تو بهترين وارثانى )انبياء89 )بنابراين در مورد آغاز كارها به هنگامى كه مى خواهيم با نام خداوند شروع كنيم بايد دست به دامن رحمت واسعه او بزنيم ، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آيا براى پيشرفت در كارها و پيروزى بر مشكلات صفتى مناسبتر از اين صفات مى باشد؟!
جالب اينكه نيروئى كه همچون نيروى جاذبه ، جنبه عمومى دارد و دلها را به هم پيوند مى دهد همين صفت رحمت است ، براى پيوند خلق با خالق نيز از اين صفت رحمت بايد استفاده كرد.
مؤ منان راستين با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز كارها دل از همه جا بر مى كنند و تنها به خدا دل مى بندند، و از او استمداد و يارى مى طلبند، خداوندى كه رحمتش فراگير است ، و هيچ موجودى از آن ، بى نصيب نيست .
اين درس را نيز از بسم الله به خوبى مى توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پيدا نشود تحقق نخواهد يافت ، چنانكه در دعا مى خوانيم يا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پيشى گرفته است انسانها نيز بايد در برنامه زندگى چنين باشند، اساس و پايه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند، قرآن 114 سوره دارد، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است !
منبع: تفسير نمونه
ارسال شده در تاريخ جمعه 6 آذر 1388 | لينک مطلب | نظرات(3)
در ميان دانشمندان و علماء شيعه اختلافى در اين مساءله نيست ، كه بسم الله جزء سوره حمد و همه سوره هاى قرآن است ، اصولا ثبت بسم الله در متن قرآن مجيد در آغاز همه سوره ها، خود گواه زنده اين امر است زيرا مى دانيم در متن قرآن چيزى اضافه نوشته نشده است ، و ذكر بسم الله در آغاز سوره ها از زمان پيامبر )صلى اللّه عليه و آله و سلم ) تاكنون معمول بوده است .
و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن ، نويسنده تفسير المنار جمع آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زير كرده است :
در ميان علما گفتگو است كه آيا بسم الله در آغاز هر سورهاى جزء سوره است يا نه ؟ دانشمندان پيشين از اهل مكه اعم از فقهاء و قاريان قرآن از جمله ابن كثير و اهل كوفه از جمله عاصم و كسائى از قراء، و بعضى از صحابه و تابعين از اهل مدينه ، و همچنين شافعى در كتاب جديد، و پيروان او و ثورى و احمد در يكى از دو قولش معتقدند كه جزء سوره است ، همچنين علماى اماميه و از صحابه طبق گفته آنان على (عليه السلام ( و ابن عباس و عبدالله بن عمر و ابوهريره ، و از علماى تابعين سعيد بن جبير و عطا و زهرى و ابن المبارك اين عقيده را برگزيده اند.
سپس اضافه مى كند مهمترين دليل آنها اتفاق همه صحابه و كسانى كه بعد از آنها روى كار آمدند بر ذكر بسم الله در قرآن در آغاز هر سورهاى جز سوره برائت است ، در حالى كه آنها متفقا توصيه مى كردند كه قرآن را از آنچه جزء قرآن نيست پيراسته دارند، و به همين دليل آمين را در آخر سوره فاتحه ذكر نكرده اند ...
سپس از مالك و پيروان ابوحنيفه و بعضى ديگر نقل مى كند كه آنها بسم الله
را يك آيه مستقل مى دانستند كه براى بيان آغاز سوره ها و فاصله ميان آنها نازل شده است .
و از احمد (فقيه معروف اهل تسنن ) و بعضى از قاريان كوفه نقل مى كند كه آنها بسم الله را جزء سوره حمد مى دانستند نه جزء ساير سوره ها.
از مجموع آنچه گفته شده چنين استفاده مى شود كه حتى اكثريت قاطع اهل تسنن نيز بسم الله را جزء سوره مى دانند.
در اينجا بعضى از رواياتى را كه از طرق شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نقل شده يادآور مى شويم : (و اعتراف مى كنيم كه ذكر همه آنها از حوصله اين بحث خارج ، و متناسب با يك بحث فقهى تمام عيار است (
معاوية بن عمار از دوستان امام صادق (عليه السلام ) مى گويد از امام پرسيدم هنگامى كه به نماز برمى خيزم بسم الله را در آغاز حمد بخوانم ؟ فرمود بلى مجددا سؤ ال كردم هنگامى كه حمد تمام شد و سورهاى بعد از آن مى خوانم بسم الله را با آن بخوانم ؟ باز فرمود آرى :
2 دارقطنى از علماى سنت به سند صحيح از على (عليه السلام ) نقل مى كند كه مردى از آن حضرت پرسيد السبع المثانى چيست ؟ فرمود: سوره حمد است ، عرض كرد سوره حمد شش آيه است فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم نيز آيه اى از آن است
3 بيهقى محدث مشهور اهل سنت با سند صحيح از طريق ابن جبير از ابن عباس چنين نقل مى كند: استرق الشيطان من الناس اعظم آية من القرآن بسم الله الرحمن الرحيم : مردم شيطان صفت ، بزرگترين آيه قرآن بسم الله
الرحمن الرحيم را سرقت كردند )اشاره به اينكه در آغاز سوره ها آن را نمى خوانند(
گذشته از همه اينها سيره مسلمين همواره بر اين بوده كه هنگام تلاوت قرآن بسم الله را در آغاز هر سورهاى مى خواندند، و متواترا نيز ثابت شده كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) آن را نيز تلاوت مى فرمود، چگونه ممكن است چيزى جزء قرآن نباشد و پيامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت كنند.
و اما اينكه بعضى احتمال داده اند كه بسم الله آيه مستقلى باشد كه جزء قرآن است اما جزء سوره ها نيست ، احتمال بسيار سست و ضعيفى به نظر مى رسد، زيرا مفهوم و محتواى بسم الله نشان مى دهد كه براى ابتدا و آغاز كارى است ، نه اينكه خود يك مفهوم و معنى جدا و مستقل داشته باشد، در حقيقت اين جمود و تعصب شديد است كه ما بخواهيم براى ايستادن روى حرف خود هر احتمالى را مطرح كنيم و آيه اى همچون بسم الله را كه مضمونش فرياد مى زند سر آغازى است براى بحثهاى بعد از آن ، آيه مستقل و بريده از ما قبل بعد بپنداريم .
تنها ايراد قابل ملاحظه اى كه مخالفان در اين رابطه دارند اين است كه مى گويند در شمارش آيات سوره هاى قرآن (بجز سوره حمد) معمولا بسم الله را يك آيه حساب نمى كنند، بلكه آيه نخست را بعد از آن قرار مى دهند.
پاسخ اين سؤ ال را فخر رازى در تفسير كبير به روشنى داده است آنجا كه مى گويد: هيچ مانعى ندارد كه بسم الله در سوره حمد به تنهائى يك آيه باشد و در سوره هاى ديگر قرآن جزئى از آيه اول محسوب گردد. (بنابر اين مثلا در سوره كوثر بسم الله الرحمن الرحيم انا اعطيناك الكوثرهمه يك آيه محسوب مى شود (
به هر حال مساءله آنقدر روشن است كه مى گويند: يك روز معاويه در
دوران حكومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت ، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فرياد زدند اسرقت ام نسيت ؟: آيا بسم الله را دزديدى يا فراموش كردى ؟.
منبع: تفسير نمونه
ارسال شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
فاتحة الكتاب
به معنى
آغازگر كتاب (قرآن ) است ، و از روايات مختلفى كه از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله
و سلم ) نقل شده به خوبى استفاده مى شود كه اين سوره در زمان خود پيامبر (صلى اللّه
عليه و آله و سلم ) نيز به همين نام شناخته مى شده است
.
از اينجا دريچه اى به
سوى مساءله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود و آن اينكه بر خلاف آنچه در ميان
گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به صورت
پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر يا عمر يا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به همين صورت امروز جمع آورى شده بود، و
سرآغازش همين سوره حمد بوده است ، والا نه اين سوره نخستين سوره اى بوده است كه بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نازل شده ، و نه
دليل ديگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى اين سوره وجود دارد
.
مدارك متعدد
ديگرى در دست است كه اين واقعيت را تاءييد مى كند كه قرآن به صورت مجموعه اى كه در
دست ماست در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و به فرمان او جمع آورى شده
بود
.
على بن ابراهيم از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه رسول خدا (صلى
اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: قرآن در قطعات حرير و كاغذ
و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنيد سپس اضافه مى كند على (عليه السلام
)
از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد (و
انطلق على (عليه السلام ) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه
(
گواه ديگر اينكه
خوارزمى دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب
مناقب
از
على بن رياح
نقل
مى كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب ، قرآن را در زمان رسولخدا (صلى اللّه عليه
و آله و سلم ) جمع آورى كردند
.
سومين شاهد جمله اى است كه حاكم نويسنده معروف
اهل سنت در كتاب
مستدرك
از
زيد بن ثابت
آورده است
:
زيد مى گويد
:
ما در خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) قرآن را از
قطعات پراكنده جمع آورى مى كرديم و هر كدام را طبق راهنمائى پيامبر (صلى اللّه عليه
و آله و سلم ) در محل مناسب خود قرار مى داديم ، ولى با اين حال اين نوشته ها متفرق
بود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) دستور داد كه آن
را يكجا جمع كند، و ما را از ضايع ساختن آن بر حذر مى داشت
سيد مرتضى دانشمند بزرگ شيعه مى گويد
:
قرآن در زمان رسول الله به همين صورت كنونى جمع آورى شده بود
طبرانى و ابن عساكر از
شعبى
چنين نقل مى كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پيامبر (صلى
اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كردند و قتاده نقل مى كند كه از انس پرسيدم چه
كسى قرآن را در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كرد، گفت چهار
نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب ، معاذ، زيد بن ثابت ، و ابوزيد و بعضى
روايات ديگر كه نقل همه آنها به طول مى انجامد
.
به هر حال علاوه بر اين احاديث
كه در منابع شيعه و اهل تسنن وارد شده انتخاب نام فاتحة الكتاب براى سوره حمد
همانگونه كه گفتيم شاهد زنده اى براى اثبات اين موضوع است
.
منبع: کتاب تفسير نمونه
ارسال شده در تاريخ شنبه 16 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ
الرَّحِيمِ
اين سوره در ميان سوره هاى قرآن درخشش فوق العادهاى دارد كه
از مزاياى زير سرچشمه مى گيرد
:
1- آهنگ اين سوره
اين سوره اساسا با سوره هاى ديگر
قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اينكه سوره هاى ديگر همه بعنوان سخن
خدا است ، اما اين سوره از زبان بندگان است ، و به تعبير ديگر در اين سوره خداوند
طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است
.
آغاز اين سوره با حمد و
ستايش پروردگار شروع مى شود
.
و با ابراز ايمان به مبدء و معاد (خداشناسى و
ايمان به رستاخيز) ادامه مى يابد، و با تقاضاها و نيازهاى بندگان پايان مى
گيرد
.
انسان آگاه و بيدار دل ، هنگامى كه اين سوره را مى خواند، احساس مى كند كه
بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانيت و معنويت
لحظه به لحظه به خدا نزديكتر مى شود
.
اين نكته بسيار جالب است كه اسلام بر خلاف
بسيارى از مذاهب ساختگى يا تحريف شده كه ميان
خدا و
خلق
واسطه ها
قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد كه بدون هيچ واسطه با خدايشان ارتباط برقرار
كنند
!.
اين سوره تبلورى است از همين ارتباط نزديك و بى واسطه خدا با انسان ، و
مخلوق با خالق ، در اينجا تنها او را مى بيند، با او سخن مى گويد، پيام او را با
گوش جان مى شنود، حتى هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربى در اين ميان واسطه
نيست و عجب اينكه اين پيوند و ارتباط مستقيم خلق با خالق آغازگر
قرآن مجيد است
.
2- سوره حمد، اساس قرآن است
در حديثى از پيامبر اكرم (صلى اللّه
عليه و آله و سلم ) مى خوانيم كه
الحمد ام القرآن
و اين به هنگامى بود كه جابر بن عبدالله انصارى خدمت پيامبر (صلى
اللّه عليه و آله و سلم ) رسيد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به او
فرمود
:
الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ قال
فقال له جابر بلى بابى انت و امى يا رسول الله ! علمنيها، فعلمه الحمد، ام الكتاب
آيا برترين سوره اى را كه خدا در
كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم ، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدايت باد، به
من تعليم كن ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) سوره حمد كه ام الكتاب است به
او آموخت سپس اضافه فرمود اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ
و نيز از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شده كه
فرمود
:
و الذى نفسى بيده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى
الزبور، و لا فى القرآن مثلهاهى ام الكتاب
قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در
انجيل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل اين سوره را نازل نكرده است ، و اين ام
الكتاب است
دليل اين سخن با تاءمل در محتواى اين سوره
روشن مى شود، چرا كه اين سوره در حقيقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از
آن توحيد و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمينه معاد و رستاخيز سخن مى گويد و بخشى
از هدايت و ضلالت كه خط فاصل مؤ منان و كافران است سخن مى گويد، و نيز در آن
اشارهاى است به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاى
بى پايانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانيت و رحيميت
)
تقسيم مى گردد، و همچنين اشاره به مساءله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او
شده است
.
در حقيقت هم بيانگر توحيد ذات است ، هم توحيد صفات ، هم توحيد افعال ،
و هم توحيد عبادت
.
و به تعبير ديگر اين سوره مراحل سه گانه ايمان : اعتقاد به
قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى دانيم
ام
به معنى اساس و ريشه است
.
شايد به
همين دليل است كه
ابن عباس
مفسر
معروف اسلامى مى گويد
:
ان لكل شى ء اساسا... و اساس القرآن
الفاتحة
هر چيزى اساس و شالوده
اى دارد... و اساس وزير بناى قرآن ، سوره حمد است
روى همين
جهات است كه در فضيلت اين سوره از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شد
:
ايما مسلم قراء فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قراء ثلثى
القرآن ، واعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤ من و مؤ منه
هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را
خوانده است (و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به
هر فردى از مردان و زنان مؤ من هديه اى فرستاده است
تعبير به دو سوم قرآن شايد به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه
به خدا است و بخشى توجه به رستاخيز و بخش ديگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و
دوم در سوره حمد آمده ، و تعبير به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از يك
نظر در ايمان و عمل مى توان خلاصه كرد كه اين هر دو در سوره
حمد جمع است
.
3- سوره حمد افتخار بزرگ پيامبر (صلى اللّه
عليه و آله و سلم
)
جالب اينكه در
آيات قرآن سوره حمد به عنوان يك موهبت بزرگ به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم
(
معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است ، آنجا كه مى فرمايد
:
و لقد آتيناك سبعا من المثانى و القرآن العظيم
ما به تو سوره حمد كه هفت آيه است و دو
بار نازل شده داديم همچنين قرآن بزرگ بخشيديم
سوره حجر آيه
87
قرآن با تمام عظمتش در اينجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول
دوباره آن نيز به خاطر اهميت فوق العاده آن است
.
همين مضمون در حديثى از امير
مؤ منان على (عليه السلام ) از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شده است
كه فرمود
:
ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و
جعلها بازاء القرآن العظيم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش
خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد
بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظيم قرار داده ، و سوره حمد
باارزشترين ذخائر گنجهاى عرش خدا است
!.
4- تاكيد بر تلاوت
اين سوره
با توجه به بحثهاى فوق
كه تنها بيان گوشهاى از فضيلت سوره حمد بود روشن كه چرا در احاديث اسلامى در منابع
شيعه و سنى اينهمه تاءكيد بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ايمان
مى بخشد، او را به خدا نزديك مى كند، صفاى دل و روحانيت مى آفريند، اراده انسان را
نيرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و ميان او و گناه و انحراف فاصله مى افكند
.
به همين دليل در حديثى از
امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم
رن ابليس اربع رنات
اولهن يوم لعن ، و حين اهبط الى الارض ، و حين بعث محمد (صلى اللّه عليه و آله و
سلم ) على حين فترة من الرسل ، و حين انزلت ام الكتاب
شيطان چهار بار فرياد كشيد و ناله سر داد نخستين بار روزى
بود كه از درگاه خدا رانده شد سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمين تنزل يافت ، سومين
بار هنگام بعثت محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بعد از فترت پيامبران بود، و
آخرين بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد
منبع: کتاب تفسير نمونه
ارسال شده در تاريخ جمعه 15 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(2)
هفت آيه اى كه در اين سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است
:
بسم الله
سر آغازى است براى هر
كار، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مى
آموزد
.
الحمد لله رب العالمين
درسى است از بازگشت همه نعمتها و تربيت همه موجودات به الله ، و توجه به اين حقيقت
كه همه اين مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى گيرد
.
الرحمن
الرحيم
اين نكته را بازگو مى كند كه اساس خلقت و تربيت و
حاكميت او بر پايه رحمت و رحمانيت است ، و محور اصلى نظام تربيتى جهان را همين اصل
تشكيل مى دهد
.
مالك يوم الدين
توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال ، و حاكميت خداوند بر آن دادگاه عظيم
.
اياك نعبد و اياك نستعين
توحيد
در عبادت و توحيد در نقطه اتكاء انسانها را بيان مى كند
.
اهدنا الصراط المستقيم
بيانگر نياز و عشق بندگان به مساءله هدايت و نيز توجهى است به
اين حقيقت كه هدايتها همه از سوى او است
!
سرانجام آخرين آيه اين سوره ، ترسيم
واضح و روشنى است از صراط مستقيم راه كسانى است كه مشمول نعمتهاى او شده اند، و از
راه مغضوبين و گمراهان جدا است
.
و از يك نظر اين سوره به دو بخش تقسيم مى شود
بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى گويد و بخشى از نيازهاى بنده
.
چنانكه در عيون
اخبارالرضا (عليه السلام ) در حديثى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى
خوانيم : خداوند متعال چنين فرموده
من سوره حمد را ميان خود
و بنده ام تقسيم كردم نيمى از آن براى من ، و نيمى از آن براى بنده من است ، و بنده
من حق دارد هر چه را مى خواهد از من بخواهد: هنگامى كه بنده مى گويد : بسم الله
الرحمن الرحيم خداوند بزرگ مى فرمايد بنده ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه
كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم ، و هنگامى كه
الحمد لله رب العالمين
خداوند بزرگ مى گويد
بنده ام مرا حمد و ستايش كرد، و دانست نعمتهائى را كه دارد از ناحيه من است ، و
بلاها را نيز من از او دور كردم ، گواه باشيد كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر
نعمتهاى دنياى او مى افزايم ، و بلاهاى آن جهان را نيز از او دفع مى كنم همانگونه
كه بلاهاى دنيا را دفع كردم
.
و هنگامى كه مى گويد
الرحمن
الرحيم
خداوند مى گويد: بنده ام گواهى داد كه من رحمان و
رحيمم ، گواه باشيد بهره او را از رحمتم فراوان مى كنم ، و سهم او را از عطايم
افزون مى سازم
.
و هنگامى كه مى گويد
مالك يوم الدين
او مى فرمايد: گواه باشيد همانگونه كه او حاكميت و مالكيت
روز جزا را از آن من دانست ، من در روز حساب ، حسابش را آسان مى كنم ، حسناتش را مى پذيرم ، و از سيئاتش
صرف نظر مى كنم
.
و هنگامى كه مى گويد
اياك نعبدخداوند بزرگ مى گويد بنده ام راست مى گويد، تنها مرا پرستش مى
كند، من شما را گواه مى گيرم بر اين عبادت خالص ثوابى به او مى دهم كه همه كسانى كه
مخالف اين بودند به حال او غبطه خورند
.
و هنگامى كه مى گويد
اياك نستعين
خدا مى گويد: بنده ام از من
يارى جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشيد من او را در كارهايش كمك مى كنم ،
در سختيها به فريادش مى رسم ، و در روز پريشانى دستش را مى گيرم
.
و هنگامى كه
مى گويد
اهدنا الصراط المستقيم
)
تا آخر سوره ) خداوند مى گويد اين خواسته بنده ام بر آورده است ، و او هر چه مى
خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه اميد دارد، به او مى بخشم و از آنچه
بيم دارد ايمنش مى سازم
.
منبعک کتاب تفسير نمونه
ارسال شده در تاريخ جمعه 15 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
اين سوره مباركه از جمله معدود سوره هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرايى كه به عمل آمد ، معلوم شد كه اين سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى ديگر غير معروف است. اكنون ما اين نامها را با ذكر علت نامگذارى بيان مى كنيم:
1 ـ سوره حمد، به سبب اينكه اولين كلمه اين سوره، كلمه حمد مى باشد.
2 ـ سوره فاتحة الكتاب، به دليل اينكه قرآن كريم كه يكصدو چهارده سوره دارد با اين سوره آغاز مى شود و نيز به طوريكه خواهيم گفت اين سوره نخستين سوره كاملى است كه بر پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است.
3 ـ سوره ام الكتاب يا ام القرآن، اين نامگذارى از آن جهت است كه اين سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى توان آنرا فشرده و خلاصه اى از معارف قرآن دانست بگونه اى كه در تفسير سوره خواهيم ديد.
4 ـ سوره سبع مثانى، اين اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى باشد و اين نامگذارى به اين جهت است كه اولا اين سوره هفت آيه است و ثانياً در هر نماز دو بار خوانده مى شود. البته وجوه ديگرى هم ذكر كرده اند كه ما از نقل آنها خوددارى كرديم.
5 ـ سوره كنز، زيرا كنز به معناى گنجينه است و اين سوره گنجينه معارف قرآنى است.
6 ـ سوره وافية، شايد علت نامگذارى آن باشد كه اين سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است.
7 ـ سوره كافية، زيرا اين سوره در نماز از سوره هاى ديگر كفايت مى كند و مى تواند جايگزين آنها بشود ولى سوره هاى ديگر نمى توانند جايگزين اين سوره در نماز باشند.
8 ـ سوره شافية، زيرا اين سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنين حالت را دارد ولى از آنجا كه اين سوره فشرده اى از همه قرآن است، به اين نام ناميده شد.
9 ـ سوره شفاء، علت اين نامگذارى همانست كه در نام قبلى بيان شد.
10 ـ سوره صلاة، بدانجهت كه بايد در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.
11 ـ سوره اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پايه و اساس قرآن است.
12 ـ سوره سؤال، زيرا كسى كه اين سوره را مى خواند، از خداوند درخواست عبوديت و كمك و هدايت مى كند.
13 ـ سوره شكر، زيرا در اين سوره از رحمت الهى و ربوبيت او صحبت مى شود و بيان همين معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است.
14 ـ سوره دعا، چون اين سوره مشتمل است بر دعايى است كه خواننده سوره در حق خود مى كند.
منبع: کتاب تفسير كوثر جلد اول
ارسال شده در تاريخ جمعه 8 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)

.jpg)






