- معبود شما, معبود يگانه اى است كه جز او هيچ معبودى نيست ,رحمان رحيم است .
- اللّه است كه معبودى جز او نمى باشد, زنده پاينده است .
- معبودى جز اللّه , كه پيروزمند داناست , وجود ندارد.
- اوست اللّه , آن كه معبودى جز او نمى باشد, داناى نهان وآشكار, رحمان رحيم است .
- معبودى نيست جز اللّه , يگانه پيروز.
- منزه است اللّه يگانه پيروز.
- (اى پيامبر) بگو: معبود يكتا اللّه است - اللّه , پناه همه نيازمندان است - نه زاده و نه زاده شده است و هيچ كس او را همتانمى باشد.
- (اى پيامبر) بگو: اللّه معبود يكتاست و من از آنچه براى اوشريك قرار مى دهيد, بيزارم .
- معبود شما, معبود يكتا - اللّه - مى باشد, به (فرمان ) او گردن نهيد و فروتنان را مژده ده .
- (اى پيامبر) بگو: من بشرى همانند شما مى باشم به من وحى مى شود كه معبود شما معبود يكتا -اللّه - است .
منبع: کتاب انوار از قرآن
ارسال شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر 1388 | لينک مطلب | نظرات(3)
سپاس و ستايش , اللّه را كه پروردگار جهانيان است - رحمان رحيم است .
سـپـاس و سـتايش , اللّه را كه نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شريكى براى او مى باشد و نهنيازمند بوده كه (نياز به ) ياورى داشته باشد, او را به بزرگى بستاى , بزرگ ستودنى .
سپاس و ستايش , اللّه را كه آفريننده آسمانها و زمين است .
سپاس و ستايش , اللّه را كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است , از آن اوست , و در جهان آخرت هم سپاس و ستايش براى اوست , او دانا و آگاه است .
سـپـاس و سـتـايش , اللّه را كه اين كتاب (آسمانى ) را بر بنده خودفروفرستاد و هيچ كژى در آنننهاد.
سـپـاس و ستايش , اللّه را, همان كسى كه ما را بدين (راه )رهنمون شد و اگر اللّه , ما را راهنمايىنفرموده بود, ما خود,هدايت نمى يافتيم .
سپاس و ستايش , اللّه را كه ما را بر بسيارى از بندگانش برترى بخشيد.
سپاس و ستايش , اللّه را و درود بر بندگانش كه (آنان را)برگزيده است .
سـپـاس و سـتـايش , اللّه را كه اندوه را از ما ببرد, به راستى كه پروردگار ما آمرزنده و سپاسداراست
منبع: کتاب انوار از قرآن
ارسال شده در تاريخ یک شنبه 24 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
1- اللّه است و معبودى جز او نيست , زنده و پاينده است .
2- اللّه است و معبودى جز او نيست , نامهاى نيكوتر ويژه اوست .
3- اللّه است و معبودى جز او نيست , مومنان بايد بر اللّه توكل كنند و بس .
4- اللّه است و معبودى جز او نيست , به يقين در روز رستاخيز, كه هيچ شكى در آن نمى باشد, شما راگرد خواهد آورد.
چه كسى راستگوتر از اللّه است .
5- اللّه نور آسمانها و زمين است .
6- اللّه بهتر مى داند كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد.
7- اللّه است آن كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبى فروفرستاد, و به وسيله آن از ميوه ها براىشما روزى بيرون آورد.
8- اللّه دوست و كار0ساز كسانى است كه ايمان آورده اند, آنان رااز تاريكيها به سوى روشنايى بيرونمى برد.
9- اللّه است آن كه شما را آفريد, آنگاه به شما روزى عطا فرمود,سپس شما را مى ميراند و پس از آنزنـده تـان مـى گرداند.
آيا درميان شريكهايى كه شما (براى او مى پنداريد) كسى هست كه چيزىازاين كارها را بتواند انجام دهد.
او منزه است از آنچه (برايش ) انبازقرار مى دهند.
10- اللّه اسـت آن كـه زمـين را قرارگاه شما قرار داد و آسمان رابرافراشت و شما را صورتگرى كرد وصورتهايتان را نيكوگردانيد و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى بخشيد.
11- اللّه به بندگانش مهربان است , هركه را خواهد روزى دهد, اونيرومند و شكست ناپذير است .
12- اللّه آفريننده همه چيز است و او بر هر چيز نگهبان است .
13- اللّه اسـت كـه آفـريـنـش را آغـاز مـى كـند, سپس آن را بازمى گرداند, پس از آن به سوى او بازگردانيده مى شويد.
14- اللّه اسـت كـه شـمـا را آفـريـد درحالى كه ناتوان بوديد, پس ازناتوانى نيرو و توان بخشيد, بعد ازنيرومندى ناتوانى و پيرى قرارداد, هرچه خواهد مى آفريند و او دانا و توانا است .
منبع: کتاب انوار از قرآن
ارسال شده در تاريخ چهارشنبه 13 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
يكى از نكات مهمّى كه در زندگى ائمه اطهارعليهم السّلام قابل دقت مى باشد، توجّه آن
بزرگان ، به استعدادِ ذاتى افراد بود و آنان سعى مى كردند، نيروها و قواى انسانها
را در راه صحيح تربيت كرده و در راستاى اهداف الهى ، شكوفا سازند، به عنوان نمونه
به داستانى كه سعد خفاف يكى از اصحاب راستگوى امام سجاد (1) عليه السّلام نقل مى كند، اشاره مى كنيم
:
روزى به يكى از اصحاب خاصِّ على عليه السّلام (ابوعمر ذازان فارسى
)
برخورد كردم و ديدم كه با صوتى زيبا و لحنى دلربا، قرآن مى خواند. گفتم
:
ابو عمر! عجب قرائت نيكوئى دارى ! اينگونه قرائت را از كه آموخته
اى ؟ وى در حالى كه تبسمى بر لب داشت گفت
:
من در ايّام
جوانى با صدائى شيوا شعر مى خواندم ؛ آقا اميرالمؤ منين عليه السّلام مرا ديد و از
حُسن صوت من ، تعجب كرد، و فرمود: اى ذازان ! چرا با اين صداى زيبا قرآن نمى خوانى
؟
عرضه داشتم
:
يا اميرالمؤ منين ! من از قرآن بقدر آنچه
كه در نماز خوانده مى شود، بيشتر بلد نيستم
فرمود: نزديك
من بيا، چون بحضورش شتافتم ، چيزهائى در گوشم خواند كه نفهميدم ، بعد فرمود: دهانت
را بگشا و در آنحال با آب دهان مباركش دهانم را، متبرك گردانيد. بخداوند سوگند اى
سعد! بعد از آن لحظه ، احساس كردم ، تمام قرآن را با اعراب و حمزه و شرائط ديگر،
حفظ كرده و مى دانم و بعد از آن ، در مورد قرآن ، به هيچ كس محتاج نشده و نيازى
به سؤ ال پيدا نكردم
سعد خفاف مى گويد: من اين قصه را
بر حضرت ابى جعفر امام باقرعليه السّلام عرضه داشتم ، آن بزرگوار فرمود: ذازان راست
گفته است ؛ همانا اميرالمؤ منين عليه السّلام از خداوند تبارك و تعالى ، براى ذازان
، به اسم اعظم درخواستِ عنايت كرده است ، و هر كس با اسم اعظم ، خداوند را بخواند
ردّ نمى شود (2)
پی نوشتها:
1- رجال شيخ طوسى
2- ناسخ التواريخ ، ج حضرت اميرالمؤ منين ، ص 733
منبع: کتاب جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
.jpg)
.jpg)






