خداوند مىفرمايد: <أُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ»(1)؛ مرا بخوانيد تا به شما پاسخ دهم. مىدانيم كه خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمىرود، ليكن يكى از بهترين شواهد بر صدق گفتار حق تعالى مواردى است كه در قرآن كريم آمده است كه انبيا، اوليا و بندگان صالح حق تعالى در شرايطى خاص خدا را خواندند و خدا هم دعاى آنان را اجابت كرد و آنها را از غم واندوه رهانيد.
وقتى كه خداوند داستان حضرت يونس و زندانى شدن او در شكم ماهى در قعر دريا، و قبول توبه و استغفار او را بيان مىكند در پايان اشاره مىكند به دعا و مناجات يونس در قعر دريا، و مستجاب شدن دعا و نجات يافتن او از چنان زندان وحشتناك، در آخر سخن مىفرمايد: <وَكَذلِكَ نُنْجِى المُؤْمِنينَ»(2)؛ ما اينچنين مؤمنان را نجات مىدهيم.
و اين معنا را بالفظ مستقبل (كه دلالت بر دوام و استمرار دارد) بيان مىكند. گويا خداوند مىخواهد بفرمايد: مباداگمان كنيد اينگونه برخورد و يارى و كمك ما اختصاص به يونس و يا گذشتگان و يا پيامبران دارد؛ بلكه نجات و يارى و كمك و هدايت ما شامل حال همه مؤمنان است؛ آنهايى كه از سوز دل و از عمق جان در گرفتارىها خدا را بخوانند.
در حقيقت خداوند با ذكر داستان حضرت يونس و حسن ختام آن با اين جمله، به مردم با ايمان راه ارتباط بندگان با خدايشان را نشان مىدهد كه در مشكلات و سختىها به خداوند اميدوار باشند و به درگاه او روى آورند و هيچگاه از رحمت الهى مأيوس نباشند، چرا كه فريادرس همه در همهجا خداوند است.
پی نوشتها:
منبع: کتاب دعاهاى قرآنى
ارسال شده در تاريخ یک شنبه 3 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
براى سست كردن بنيان محكم قرآن هم طرح كم و زياد شدن قرآن را ريختند و عمر در آخرين روزهاى زندگانيش در پايان خطبه اى كه در مدينه خواند در حالى كه دستهايش را بر هم زد گفت :
اياكم ان تهلكوا عن اية الرجم ان يقول قائل لانجد حدين فى كتاب الله فقد رجم رسول الله (ص ) و رجنا، والذى نفسى بيده ، لولا ان يقول الناس : زاد عمر!الخطاب فى كتاب الله تعالى لكتبتها فانا قد قرن اها (1)
و از
عايشه روايت شده
:
آنهاقالت
:
كان فيما انزل من القرآن عشر رضعات معلومات يحر من ثم نسخ خمس معلومات فتوفى رسول
الله و هو فيما يقرا من القرآن
و صدها
نمونه ديگر كه آوردن آنها از حوصله اين مقال بيرون است و باعث شد كه عده اى
كوركورانه با همين ريسمان محكم الهى خود را به چاه تطبيق افكندند
.
پی نوشتها:
1- صحيح بخارى شرح كرمانى ، حديث 6424، الموطا، 8240، كتاب 41، حديث 10، مسند احمد، 1 23
منبع: کتاب قرآن هرگز تحريف نشده
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
باقى ميماند طريقه ايكه رسولخدا صلى الله عليه
و آله و سلم و امامان اهل بيت او در تفسير سلوك نموده اند، رسولى كه خدا قرآنرا
نخست به او تعليم كرده ، و او را معلم سايرين قرار داده ، و فرموده
:
نزل به الروح الامين ، على قلبك
،
)
روح الامين آنرا بر قلب تو نازل كرده )، و
نيز فرموده
:
و انزلنا اليك الذكر،
لتبين للناس ما نزل اليهم،
)
ما كتاب را
بر تو نازل كرديم ، تا براى مردم بيان كنى ، كه چه چيز براى آنان نازل شده )...، و
نيز فرموده
:
يتلوا عليهم آياته ، و
يزكيهم ، و يعلمهم الكتاب و الحكمه
،
)
آيات آنرا بر شما ميخواند و شما را تزكيه نموده ، كتاب و حكمت را تعليمتان مى
دهد
(
و امامان اهل بيت كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ايشانرا در
حديث مورد اتفاق بين شيعه و سنى
انى
تارك فيكم الثقلين ، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى ابدا، كتاب الله و عترتى ،
اهل بيتى ، و انهما لن يفترقا، حتى يردا على الحوض
، من دو چيز گران در شما جانشين مى گذارم ، كه مادام به آن
دو تمسك جوئيد، ابدا بعد از من گمراه نمى شويد، يكى كتاب خدا، و يكى عترتم اهل بيتم
را، و اين دو حتى چشم بر هم زدنى از يكديگر جدا نمى شوند، تا كنار حوض بر من
درآيند، منصوب براى چنين مقامى كرده ، و خدا هم تصديقش كرده ، كه فرموده
:
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و
يطهر كم تطهيرا، و نيز علم به قرآن را
از غير ايشان كه مطهرين اند نفى كرده ، و فرموده
:
انه لقرآن كريم ، فى كتاب مكنون ، لا يمسه الا المطهرون به درستى كه اين قرآن كتابى است كريم
و خواندنى در كتابى مكنون كه احدى جز مطهرين با آن تماس ندارد
اين پيغمبر و
اين امامان اهل بيت عليهم السلام ، طريقه شان در تعليم و تفسير قرآن كريم ، بطوريكه
از احاديث تفسيرى آنان بر مى آيد، همين طريقه اى است كه ما بيان كرديم ، و ما بزودى
آن احاديث را در ضمن بحث هاى روايتى اين كتاب از نظر خواننده عزيز مى گذرانيم ،
آنوقت خواهيد ديد كه هيچ اهل بحثى در آن همه روايت حتى به يك حديث برنميخورد، كه
رسولخدا و يا ائمه اهل بيت عليهم السلام در تفسير آيه اى از حجت و برهانى علمى و
نظرى و يا فرضيه اى علمى كمك گرفته باشند
.
منبع: کتاب تفسير الميزان جلد 1
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(1)
انسان در جهان بينی
اسلامی داستانی شگفت دارد . انسان اسلام تنها يك
حيوان مستقيم القامه كه ناخنی
پهن دارد و با دو پا راه میرود و سخن
میگويد نيست ، اين موجود از نظر قرآن
ژرفتر و مرموزتر از اين است كه بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد
.
قرآن انسان را مدحها و ستايشها كرده و هم مذمتها و نكوهشها نموده است
عالیترين مدحها و بزرگترين مذمتهای قرآن دربارهء انسان است ، او را از آسمان
و زمين و از فرشته برتر و در همان حال از ديو و جار پايان پستتر شمرده است
.
از نظر قرآن انسان موجودی است كه توانايی دارد جهان را
مسخر خويش سازد و
فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد ، و هم میتواند به
"
اسفل سافلين " سقوط كند.
اين خود انسان است كه بايد در باره خود
تصميم بگيرد و سرنوشت نهايی خويش را
تعيين نمايد
.
بحث خود را از ستايشهای انسان در قرآن تحت عنوان " ارزشهای
انسان
"
آغاز میكنيم
.
منبع: کتاب انسان در قرآن شهید مطهری
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
اگر بخواهيم به همه آنچه درباره قرآن در نهجالبلاغه آمده است بپردازيم بحث بسيار طولانى مىشود. امام على (ع) در بيش از بيست خطبه نهجالبلاغه به معرفى قرآن و جايگاه آن پرداخته است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در قبال اين كتاب آسمانى اختصاص پيدا كرده است. ما در اين جا تنها به توضيح پارهاى از توصيف پارهاى از توصيفهاى نهجالبلاغه درباره قرآن كريم بسنده مىكنيم. امام عليهالسلام در خطبه 133 مىفرمايد:
و كتاب الله بين اظهر كم ناطق لا يعيى لسانه
قرآن در دسترس و جلوى روى شماست. بر خلاف كتب آسمانى اديان ديگر از قبيل كتاب حضرت موسى و حضرت عيسى عليهالسلام، قرآن در اختيار شماست. گفتنى است كه امم گذشته و به خصوص در بين يهود بنى اسرائيل كتاب مقدس در اختيار عموم مردم نبوده است؛ بلكه تنها نسخههاى محدودى از تورات در نزد علماى يهود موجود بوده و براى عموم امكان مراجعه به تورات وجود نداشته است.
درباره كتاب آسمانى حضرت عيسى عليهالسلام وضع از اين هم نگران كنندهتر بوده و هست؛ زيرا آنچه امروز به نام انجيل در ميان مسيحيان شناخته مىشود كتابى نيست كه بر حضرت عيسى مسيح عليهالسلام نازل شده؛ بلكه مطالبى است كه به دست افرادى گردآورى و به نام اناجيل اربعه معروف شده است.
بنابراين امم پيشين از دسترسى به كتب آسمانى محروم ماندند. اما وضعيت در مورد قرآن متفاوت است. كيفيت نزول قرآن و قرائت و تعليم آن از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله به گونهاى بود كه مردم مىتوانستند آن را فرا بگيرند و آياتش را حفظ كنند و قرآن به طور كامل در دسترسشان باشد. از ديگر ويژگىهاى مهم اين كتاب آسمانى آن است كه خداوند متعال بر امت اسلام منت نهاده و خود، حفظ قرآن كريم را از هر گونه تهديدى به عهده گرفته است. به علاوه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به قدرى به فراگيرى مسلمانان و حفظ آيات الهى اهتمام داشتند كه در همان زمان رسول الله، عده زيادى از مسلمانان حافظ قرآن بودند و نسخههايى از آياتى كه جديدا نازل مىشد در اختيار داشتند و به تدريج آنها را حفظ مىكردند و به هر حال از طريق تكثير اين نسخهها يا نقل سينه به سينه از حافظى به حافظ ديگر، قرآن در اختيار همگان قرار مىگرفت.
حضرت على عليهالسلام مىفرمايد: كتاب الله بين اظهركم؛ كتاب خدا در ميان شماست، در دسترس شماست. ناطق لا يعيى لسانه. بجاست روى اين جمله تاكيد و تكيه شود. حضرت مىفرمايد: اين كتاب گوياست و زبانش به كندى نمىگرايد، از سخن گفتن خسته نمىشود و هرگز لكنت پيدا نمىكند، بنايى است كه پايه هايش فرو نمىريزد و پيروزمندى است كه يارانش شكست نمىخورند.
منبع: کتاب آن در آيينه نهجالبلاغه
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)
علامه مجلسى(ره) نقل مىكند كه ابنابىالعوجاء كه يكى از ماديين بود، با سه نفر از همفكران خود قرار گذاشتند كه با قرآن مبارزه نمايند.هر يك متعهد شدند كه بخشى از قرآن را به عهده بگيرند و همانند آنسورههايى بياورند.
قرار آنها تا يك سال بود.پس از پايان مدت تعيين شده در مكه به گرد هم به طور سرّى جمع شدند و يكى از آنها گفت: من چون به اين آيه رسيدم از معارضه بازماندم،«وَقيلَ يا اَرْضُ ابْلَعى مائَكِ وَ يا سَماءُ اَقْلِعى وَ غِيضَ الماءُ.»
«و به زمين گفته شد كه آب را فرو بر، و به آسمان امر شد كه باران را قطع كن، آب بى درنگ خشك شد.»ديگرى گفت: من چون به اين آيه رسيدم دست از معارضه برداشتم،«فَلَمّا اسْتَيْئَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيّاً.»«پس چون برادران يوسف از اجابت خواهش خويش مايوس شدند در خلوت، راز خود به ميان آوردند.»در همين حال امام صادق(عليه السلام) آنها را ديد و اين آيه را تلاوت نمود:«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلاِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى اَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذا الْقُرْآنِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ...»«بگو اگر جن و انس گرد آيند تا مثل اين قرآن بياورند هيچگاه نخواهند آورد...»
منبع: کتاب چهل داستان از عظمت قرآن
ارسال شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1388 | لينک مطلب | نظرات(0)






