- کوچکترکه بودیم،دل بزرگتری داشتیم،امروزکه بزرگیم، چقدردلتنگیم.
- کلاغ وطوطی هردو زشت وسیاه آفریده شدند،طوطی اعتراض کردوزیباشد،کلاغ به رضایت خداراضی شد،اکنون طوطی درقفس است وکلاغ آزاد....
- کاش میشد دربسیط چشمهایت جا شوم/ "باتو" ای رویای من آبی تراز دریا شوم/ بی تو ای خورشید عالمتاب می دانی شبم؟/کاش میشد در حریم "عشق تو" فردا شوم.
- کاش می شدتوروزگارت/توبهار موندگارت/میون این همه یارت/من باشم داروندارت
- كوچكترین محبتها حتی ازضعیفترین حافظه ها هم پاك نخواهد شد.
- كوتاهترين فاصله براي گفتن دوستت دارم يك لبخنداست،يك دنيالبخندبراي تو
- كجايى؟من تصادف كردم،بدجورى صدمه ديدم!خوردم به عظمت مرامت،چپ كردم!
- كاش باران بودم تا غبارغم هايت راميشستم كاش نسيم بودم تاصورتت رانوازش ميكردم اماافسوس نه بارانم نه نسيم ولى هرچه هستم دوستت دارم
- (ز حق توفيق خدمت خواستم دل گفت پنهاني/چه توفيقي از اين بهتر كه خلقي را بخنداني)
- قيمت ميوه توى ميدون تره بار به شدت افزايش يافت ارزش خودتو بدون. هلو
- قلمي خواهم ساخت،از ني باغ بهشت،جوهر از شيشه ذات،كاغذ از صفحه دل،نور از شمع حيات،تا نويسم همه جا،نام زيباي تو را..!.
- قسم بهLove پاکم، زعشقYou هلاکم. اي گل ريشه ريشه I love youهميشه
- قانون چهارم نیوتون:زمین جاذبه ندارد;تو تنها جاذبه ی زمینی!!!
- فكركردى sms فرستادم كارم پيشت لنگه يا دستم زير سنگه ؟ نه گلم دلم واست تنگه.
- فرشته هاوجوددارن، امابعضی وقتاچون بال ندارن،ماباونامیگیم دوست،تقدیم به فرشته ی بیبالم.
- فراموش نكن چون فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان رافراموش نميكنند
- فراموش مكن تا باران نباشد رنگين كمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست وگاهي همين دشواري هاست كه از ما انساني نيرومند تر وشايسته تر مي سازد خواهي ديد + آري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي كند
- فدات فدات يه بوس برات كنج لبات يه چسب بزن بچسبونش كه در نره ازرولبات*
- فاصله تابش خودرا برديگران تنظيم كن...خداوندخورشيدرادر جائى نهاده كه گرم كند، ولى نسوزاند.
- غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کردهمین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی!
- عميق ترين درد زندگى مردن نيست بلکه نداشتن کسى است که الفباى دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزى.
- عمری که عجل در پی آن می تازد-هر کس که غصه می خورد میبازد.
- عمرم ،جونم ،قشنگم ،نفسم ،قربونت بشم، دورت بگردم، فدات شم ،خوشگلم ،مهربونم، اینارو تمرین میکنی هر وقت من رو دیدی بهم میگی
- عشق فقط عشق لاتی . عرق سگی و آبجو قاطی. پری و زری وشمسی و فاطی.حبس ابد بدون ملاقاتی.فکر نکنی گنده لاتیم.به جون خودت خاطر خاطیم.
- عشق راازماهی بیاموز، كه چه بی پایان آبراپراز بوسه های بی پاسخ میكند.
-عاشق حقیقی کیست؟آنکس که چنان ازعشق لبریزاست که آفتاب مهررابه کسانی می تاباندکه دردخمه های نومیدی واندوه زندگی می کنند.
- طورااذسميم غلب وباطمام وجوددوصط دارم،مگربيصواطادل ندارن؟
- طوجه،طوجه: عاموظش علفباي فارصی سد در سد تزمینی،جلصه عول رایگان!
- ضدحال ميدونى چيه؟يه كچل بره موبكاره اسمش براى حج تمتع دربيايد.
بازی فوق العاده جذاب International Tennis Pro که برگرفته شده از ورزش بسیار مفرح تنیس می باشد می تواند لحظاتی شاد را برای هرکاربری فراهم کند. این بازی جذاب که از گرافیک مناسبی هم بهره می برد از GamePlay قدرتمند بهره می برد که کمک می کند تا جذابیت انجام بازی چند برابر شود. از امکانات این بازی جذاب می توان به قابلیت انجام بازی به صورت چند نفره ، امکان انجام مسابقات قهرمانی و همچنین بهره گیری از تمامی قوانین ورزش تنیس اشاره نمود.
داور این بازی که دقت بسیار بالایی دارد حرکات بازیکنان و مکان هایی که توپ بر زمین اصابت می کند را زیر نظر دارد تا هیچ گونه اشتباهی پیش نیاید ؛ تورنومنت های جالب بازی نکته ای دیگر از امکانات International Tennis Pro به شمار می رود، زمین های چمن و خاکی ، ورزشگاه های زیبا که بسیاری زیبا شبیه سازی شده اند به زیباترشدن بازی کمک می کنند. جالب است که بازیکنان و حرکات آن ها هم دقیقا مطابق با آنچه در واقعیت صورت می گیرد شبیه سازی شده اند ، یعنی برای مثال در زمان زدن سرویس دقیقا حرکات یه بازیکن واقعی صورت می گیرد و البته مهم اینجاست که کاربر باید طوری این بازیکنان را هدایت کند تا بتواند برنده تمامی مسابقات شود.
قابلیت های کلیدی بازی International Tennis Pro :
- گرافیک مناسب بازی
- ورزشگاه ها ، زمین بازی ، داور و بازیکنان که بسیار نزدیک به واقعیت هستند
- وجود تورنومنت های مختلف با جام های قهرمانی متعدد
- دقت بالای داور در طول بازی
- بهره گیری از تمامی قوانین بازی تنیس
- امکان انجام بازی به صورت تک نفره ، دو نفره و یا چند نفره
- مناسب برای سنین مختلف
- سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز ویستا و ویندوز محبوب 7
- و ...
تذکر : برای نصب و انجام بازی کافیست پس از خارج سازی بازی از حالت فشرده فایل Setup.bat را اجرا نمائید. دقت کنید ابتدا یک نسخه کپی از فایل های اصلی ذخیره کنید چون پس از اجرا بازی در همان پوشه نصب خواهد شد. ضمنا این بازی به صورت فشرده شده در آمده است تا ساده تر بتوانید آن را دریافت نمائید.
لينک دانلود
(حجم فايل حدود 43 مگابايت)
رمز فايل: ندارد
کارگردان: رودريگو گارسيا. فيلمنامه: روني کريستينسن. موسيقي: اد شيرمور. مدير فيلمبرداري: ايگور جدو ليلو. تدوين: تام نوبل. طراح صحنه: ديويد بريسبين. بازيگران: آن هاتاوي[کلر سامرز]، پاتريک ويلسون[اريک]، اندره برافر[پري]، سليا دووال[شانون]، ديويد مورس[ارکين]، دايان ويست[توني]، ويليام بي ديويس[پدربزرگ اريک]. محصول 2008 آمريکا.
پس از سقوط يک هواپيما، روان درمانگري به نام کلر سامرز مامور مي شود تا با 5 نجات يافته از حادثه ملاقات کرده و در بهبود وضعيت روحي آنها بکوشد. اما زماني که بازماندگان به يادمانده هاي خود از حادثه را با وي در ميان مي گذراند، تناقض ها رخ مي نمايد. چند نفر از مسافران از آتش گرفتن يکي از بال هاي هواپيما بر اثر انفجار سخن مي گويند، در حالي که شرکت مسافربري هوايي اصرار دارد اين حادثه صرفا بر اثر بي احتياطي خلبان اتفاق افتاده است. همزمان يکي از مسافران به نام اريک تصميم به ايجاد ارتباط عاطفي با کلر مي گيرد. اما کلر اصرار دارد که ارتباط شان از دايره روابط شغلي خارج نشود. ولي سماجت هاي اريک سبب مي شود تا کلر نيز علاقه اي نزد خود به اريک احساس کند. کلر همزمان به تعقيب ماجراي سانحه هواپيما ادامه مي دهد، چيزي که باعث خشم يکي از مسئولين شرکت هوايي مي شود. از طرف ديگر غريبه اي مرموز در اطراف نجات يافتگان مي پلکد و گويي آنها را تحت نظر دارد. وقايعي که با ناپديد شدن يک به يک نجات يافتگان چهره اي مرموزتر به خود مي گيرد...
چرا بايد ديد؟
رودريگو گارسياي 49 ساله و اهل کلمبيا بدون پسوند نامش شايد برايتان آشنا نباشد، ولي او فرزند نام آورترين نويسنده آمريکاي لاتين-گابريل گارسيا مارکز- است.او نيز مانند پدرش در زمينه فيلمسازي درس خوانده، ولي فرجام حضورش در عالم سينما خوش تر از پدرش بوده است. اشاره ام به فيلم هاي مستقل متعدد يا متفاوت مانند 9 زندگي است که جوايزي ارزنده برايش به ارمغان آورده اند. يا جايزه بخش نوعي نگاه که براي فيلم چيزهايي که فقط مي تواني با نگاه کردن به او بگويي نصيب اش شده است. تجربه هايي گسترده او در زمينه فيلمبرداري، تهيه کنندگي، نويسندگي و ... سبب شده تا بر رسانه تسلطي معقول پيدا کند، اما سرنوشت مالي خوبي در انتظار آخرين کارش نيست.
مسافران به رغم بودجه معقول 25 ميليون دلاري و ظاهر شسته رفته اش، يک ديگران تازه است که ارواح سرگردانش بي آزارند و مي خواهند همديگر را قانع کنند تا به سوي آن دنيا بشتابند. فيلمنامه روني کريستينسن به رغم دکوپاژ خوب گارسيا قادر به حفظ تعادل ميان پيرنگ هاي فرعي نيست. گاه بعضي سرنخ ها فراموش مي شوند و گاه هرگز دنبال نمي شوند. انتخاب بد آن هاتاوي نيز مانع از جذب بيننده مي شود، شيمي ميان صاحب درشت ترين چشم هاي سينماي آمريکا با يکي از بازيگران خوش آتيه هرگز شکل نمي گيرد.
فيلم هاي با مايه هاي متافيزيک بايد واجد ويژگي هايي باشند تا بتوانند در اذهان باقي بمانند. هراس آورباشند يا نشاط آور، جدي باشند يا کمدي؛ ولي مسافران تنها مي خواهد هيجان آفريني کند و چيزي جز ادامه دست چندم فيلم هايي مانند حس ششم يا ديگران نيست. وقتي به مرده بودن شخصيت هاي فيلم پي مي بريم، تنها چيزي که بر جاي مي ماند افسوس بر وقت تلف شده است. اگر نام گارسيا در عنوان بندي فيلم نبود، مي شد آن را به راحتي منتسب به يکي از کارچرخان هاي هاليوود کرد، ولي حيف!
ژانر: ترسناک، مهيج.
لينکهاي دانلود
http://rapidshare.com/files/281804195/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part1.rar
http://rapidshare.com/files/281805340/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part2.rar
http://rapidshare.com/files/281802255/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part3.rar
http://rapidshare.com/files/281802402/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part4.rar
http://rapidshare.com/files/281802315/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part5.rar
http://rapidshare.com/files/281802419/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part6.rar
http://rapidshare.com/files/281803567/vk674n6iSpbpKJ_psngr.part7.rar
رمز فايل: ندارد
*یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.
*دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.
*سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق..
*و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
*و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
*سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*
*آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.
لينکهاي دانلود
(نسخه اورجينال)
http://rapidshare.com/files/303364635/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part1.rar
http://rapidshare.com/files/303368140/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part2.rar
http://rapidshare.com/files/303364952/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part3.rar
http://rapidshare.com/files/303367201/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part4.rar
http://rapidshare.com/files/303366600/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part5.rar
http://rapidshare.com/files/303366951/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part6.rar
http://rapidshare.com/files/303364318/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part7.rar
http://rapidshare.com/files/303366870/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part8.rar
رمز فايل: ندارد
کما 2 باصداي حمید عسکری
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای حمید عسکری با نام کما 2
| 01 Fereshte.mp3 |
| 02 Gole Man.mp3 |
| 03 Khaste Shodam.mp3 |
| 04 Khande O Gerye.mp3 |
| 05 Setare.mp3 |
| 06 Taghsir.mp3 |
| 07 Vase Ine Ke.mp3 |
| 08 Cheshmaye To.mp3 |
| 09 Vaghte Raftan.mp3 |
براي دانلود، روي هر يک از لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
تمرینات سخت و فشرده ورزشی برای کودکان
داد ميزنه گريه ميكنه فايده نداره
بايد ياد بگيره
چهره اولي بيچاره رو ببینید!
به نظرتون کمر این بچه سالمه؟
معلومه ، اون باید قهرمان بشه
تمرین عضلات شکم
توضیحی برای این ندارم
دست هاشون رو ببینید!
حتي بعد از تمرين و در حال خوردن غذا از درد گريه ميكنه
صبر داشته باش قهرمان، تحمل كن
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!
اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’
پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’
نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست،باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.
به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند..
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!!
او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!!
فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد
و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد
که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛
او فقط تا حد توان کار می کرد!!!
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.
نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند.
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشکهایش را پاک میکرد و فنجانی قهوه مینوشید پیدا کرد ...
در حالی که داخل آشپزخانه میشد پرسید:چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!
زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه...
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!
زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت:
اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم
دوشنبه گذشته سالروز کشف قاره امریکا بود
اگر کریستوفر کلمبو ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬ چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد
سوالات ذیل می گذراند:
کجا داری میری؟
با کی؟
واسه چی؟
چطوری دارین می رین؟
کشف چی؟
چرا فقط تو؟
تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
می تونم منم باهات بیام؟!
کِی برمی گردی؟
برای شام خونه ای دیگه؟!
واسم چی میاری؟
تو عمدا این برنامه رو بدون من ریختی٬
اینطور نیست؟!
جواب منو بده؟
من می خوام برم خونه مامانم!
من می خوام تو منو اونجا برسونی!
دیگه هیچوقت به این خونه برنمی گردم!
منظورت چیه "اوکی"؟!
چرا جلوم رو نمی گیری؟!
من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چی هست؟
تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
آخرین بار هم همین کار رو کردی!
می بینم این روزها داری یه کارهایی می کنی!
من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
ظاهرا در مورد این یک موضوع٬ تمام فرهنگها به طرز وحشتناکی با هم وجه مشترک دارند. در ضمن٬ خوب شد کریستوفر کلمبو مجرد بود!
Real Madrid - The History
مستندي ديدني در مورد تاريخچه رئال مادريد
لينکهاي دانلود
(نسخه اورجينال)
رمز فايل: ندارد

کارگردان: دارن آرونوفسکي. فيلمنامه: رابرت د. سيگل. موسيقي: کلينت منسل. مدير فيلمبرداري: ماريس آلبرتي. تدوين: اندرو وايزبلوم. طراح صحنه: تيم گريمز. بازيگران: ميکي رورک[رندي رابينسون]، ارنست نيلر[باب/آيت الله]، ماريزا تومي[کسيدي]، اوان ريچل وود[استفاني رابينسون]، تاد بري[وين]، مارک مارگوليس[لني]، واس استيونس[نيک ولپ]، جودا فريدلندر[اسکات برومبرگ]. 109 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. برنده جايزه بهترين بازيگر مرد از ماسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه بهترين آواز-بهترين بازيگر مرد و بهترين بازيگر زن نقش مکمل/ماريزا تومي از مراسم گولدن گلاب، نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري-بهترين فيلم-بهترين بازيگر مرد از مراسم روحيه مستقل، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد از مراسم انجمن منتقدان لندن، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد-بهترين آواز از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد ز مراسم اتحاديه بازيگران، برنده شير طلايي جشنواره ونيز، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد از مراسم انجمن منتقدان واشنگتن دي سي.
رندي رابينسون مشهور به Ram کشتي گير مشهور دهه 1980 اينک در سالن هاي کوچک محلي کشتي مي گيرد. درآمد اين گونه مسابقات کمتر از حد انتظار است و طبعاً زندگي بر رندي بسيار سخت مي گذرد. ناچار با قبول کارهاي کوچک مانند کارگري يا فروشندگي روزگار مي گذراند. همسرش را از دست داده و دخترش نيز دور از او زندگي مي کند. تنها دلخوشي اش رفتن با باشگاهي شبانه و ملاقات با رقصنده اي ميان سال به نام کسيدي است. تنها راه نجات او از اين وضعيت به پيشنهاد مدير باشگاه، مسابقه اي ديگر با رقيب ديرينش آيت الله است که 20 سال قبل با وي در مديسون اسکوئر گاردن مبارزه کرده بود. رندي مي پذيرد و مي پندارد شايد اين مسابقه بتواند او را دوباره به اوج بازگرداند. براي اين کار دست به خريد مقداري داروي نيروزا نيز مي زند. اما بعد از اولين مسابقه کوچک که با خشونت همراه است، بد حال شده و راهي بيمارستان مي شود. وقتي در بيمارستان چشم باز مي کند، در مي يابد که دچار حمله قلبي شده و عمل باي پس بر روي وي انجام شده است. دکتر به وي مي گويد بايد از کشتي دست بردارد، در غير اين صورت زندگيش به خطر خواهد افتاد. رندي مسابقه را لغو کرده و کاري در بخش فروش گوشت يک سوپرمارکت پيدا مي کند. در اولين ملاقات شان با کسيدي ماجرا را به وي مي گويد و به نوصيه کسيدي به ملاقات دخترش استفاني برود. رندي به خانه استفاني مي رود، اما برخورد ميان پدر ودختر چندان خوشايند نيست. بعد از خريد يک هديه، رندي دوباره به سراغ دخترش مي رود و ساعاتي را با هم مي گذرانند. اما برخورد رندي با يک زن و سکس يک شبه آن دو منجر به دير رسيدن رندي به قرار ملاقات بعدي با استفاني شده و ميانه آن دو را براي هميشه به هم مي ريزد. تلاش اش براي ارتباط با کسيدي نيز با پاسخ سرد وي روبرو مي شود و کار به توهين متقابل مي کشد. روز بعد نيز شناخته شدنش از سوي يک طرفدار در محل کار با بريده شدن انگشتش خاتمه مي يابد. اقدام بعدي رندي تماس با مدير باشگاه و اعلام آمادگي براي مسابقه با آيت الله است. کاري که به مرگ او منتهي خواهد شد...
لينکهاي دانلود(نسخه اورجينال با کيفيت DvDrip)
http://rapidshare.com/files/291761320/saw-TW.part1.rar
http://rapidshare.com/files/291758285/saw-TW.part2.rar
http://rapidshare.com/files/291759501/saw-TW.part3.rar
http://rapidshare.com/files/291759888/saw-TW.part4.rar
http://rapidshare.com/files/291760315/saw-TW.part5.rar
http://rapidshare.com/files/291759370/saw-TW.part6.rar
http://rapidshare.com/files/291760168/saw-TW.part7.rar
http://rapidshare.com/files/291759682/saw-TW.part8.rar
رمز فايل:ندارد
دسا مبر 2009
جديدترين شماره از ماهنامه
Elle Decor
تاريخ انتشار: دسامبر 2009
تعداد صفحات مجله: 132
حجم فایل: 19 مگابايت
رمز فايل: ندارد
پاورچین «مجموعه داستان كوتاه طنز»
نوشتهٔ رفیع افتخار
انتشارات طاقبستان
چاپ اول، 1387
«پاورچین» اسم خوبی نیست. اسم خوبی برای عنوان یك مجموعه داستان كوتاه نیست. اسم خوبی نیست چون بیشتر داستانهای كتاب طنزآمیزند و این نام بیاختیار مخاطب را به یاد یكی از سریالهای 90 شبی «مهران مدیری» میاندازد. عنوان كتاب اگرچه چنگی به دل نمیزند اما بعضی از داستانهای كتاب از اسمهای بدون كلیشهای برخوردارند. اسمهایی مانند «كوچكسازی»، «پشت خاكی» و «سفر ایام نوروزی همراه وراث» كه مخاطب را برای خواندن این داستانها كنجكاو میكند. نویسندهٔ داستانهای پاورچین از آن دسته نویسندگانی است كه برای سوژهیابی حتی از نوشتن دربارهٔ شیرمرغ هم دریغ نمیكند! سوژههایی كه دور و برمان را پر كردهاند ولی ما بدون توجه به آنها، هنوز برای نوشتن داستان، به دنبال سوژه میدویم! مثل سوژهٔ داستان «روزی كه پایم شكست» كه روایت شكستن پای كارمندی است كه مجبور است دو ماه به مرخصی استعلاجی برود اما رئیس ادارهاش به هیچ وجه زیر بار غیبت دو ماههٔ او نمیرود و به جای دكتر او تصمیمگیری میكند كه چه مدتی برای استراحت او در منزل كافی است! پاورچین شامل ده داستان كوتاه است كه در میانشان البته به سوژههای كلیشهای و شعارزده هم برمیخوریم. مثل سوژهٔ داستان «سفر به قفس» كه دربارهٔ سفر یك خواهر شهرستانی ـاز بهشت شهرستان خودش در واقع!ـ به پایتخت كشور یعنی تهران ـهمان قفس!ـ است؛ سوژهای كه تا به حال دستمایهٔ نوشتن داستانهای زیادی توسط نویسندگان شهرستانی شده است و در همهٔ آنها به جای آنكه با یك روایت داستانی روبهرو بشویم؛ با بیانیههایی متعصب و توهینآمیز بر ضد تهران و تهرانیان روبهرو هستیم. بیانیههای كه از منطق و توجیهات منسجمی هم برخوردار نیستند.
به نظر من بهترین داستان طنز كتاب، همان داستانی است كه عنوان روی جلد كتاب را هم به خودش اختصاص داده. داستانی كه از مهمترین خصیصهٔ طنز یعنی تضاد برخوردار است و از زن و شوهری به نام «شكلات» و «ضربت» حرف میزند كه به نوعی جایشان در بنیاد خانواده عوض شده یعنی شكلات خانم سركار میرود و پول درمیآورد و آقا ضربت توی خانه میماند و كهنهٔ بچه میشوید! نویسنده در این داستان به نوعی مردان بیعرضه و بیكار امروزی را به نقد كشیده و در مقابل زنانی را كه مثل مرد كار میكنند و زحمت میكشند؛ تحسین كرده است. تازه انتقاد نویسنده از مردان به همین جا ختم نمیشود بلكه در ادامهٔ داستان خود، رفتار و منش زنانهٔ بعضی از مردان را نیز با استفاده از ویژگی بزرگنمایی، به سخره میگیرد: «ضربت از خوشحالی جستی زد. زنش قول داده بود؛ برایش یك گردنبد و یك دستبند طلا بخرد. شكلات دوست نداشت؛ ناخنهای شوهرش بلند باشد اما در مقابل خرید گردنبد و دستنبد طلا سر تعظیم فرود آورده بود. ضربت مردهای زیادی را نشانش داده بود كه گردنبد به گردن و دستنبد به دست در كوچه و خیبابان قدم میزدند. وی شادمان از برآورده شدن آرزویش خود را به آینه رساند. با آن پاهای كوتاه، شلوار جین پت و پهن و دماغ عقابی خود را با گردنبد و دستبند مجسم میكرد. چه ماه میشد!ـص 70ـ» از دیگر نكات مثبت قلم نویسندهٔ كتاب پاورچین، كشش و جذابیتی است كه در بیشتر داستانهای او با مخاطب همراه میشود. كششی كه مخاطب را به خواندن ادامهٔ داستانها تشویق و او را با تكتك شخصیتهای داستان درگیر میكند. داستان «سفر ایام نوروزی با وراث» شاهد مثال خوبی برای این ادعاست. داستان مردی كه با اهل و عیال راهی یك سفر نوروزی میشود اما پیشاپیش به خاطر خرج و مخارج زیاد سفر از نظر روحی به هم میریزد و حتی سر صد تا تك تومان با یك مسافركش بیچاره گلاویز میشود! بزرگترین مشكلی كه با كتاب داشتم اما نامهای عجیب و غریب و در عین حال بیمزهٔ شخصیتهای داستان بود. نامهایی كه به نظر میرسد نویسنده برای نمكدار شدن داستانهایش از آنها استفاده كرده اما با توجه به اینكه همهٔ داستانهای كتاب از موضوعات رئال برخوردارند؛ حسابی توی ذوق میزند. نامهایی مثل: «صندوق»، «نمانده»، «بازمانده» و «بمانده» كه حتی اگر به درد شخصیتهای داستانهای فانتزی بخورند؛ مناسب داستانهای این مجموعه نیستند. با این همه به گمانم در قحطی انتشار مجموعه داستانهای طنز، پاورچین جرقهای است كه میتواند سوزن بزرگی به طنزپردازان ژورنالیست بزند تا آنها نیز برای دوام بیشتر آثار خودشان هم كه شده، به طنز در قالب داستان نیز روی بیاورند.
لينکهاي دانلود
(نسخه اورجينال)
http://rapidshare.com/files/303364635/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part1.rar
http://rapidshare.com/files/303368140/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part2.rar
http://rapidshare.com/files/303364952/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part3.rar
http://rapidshare.com/files/303367201/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part4.rar
http://rapidshare.com/files/303366600/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part5.rar
http://rapidshare.com/files/303366951/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part6.rar
http://rapidshare.com/files/303364318/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part7.rar
http://rapidshare.com/files/303366870/Bio.Leg.-.Aftms.WarezBB.part8.rar
رمز فايل: ندارد