عناوین خبرها
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
شلغم؛ دفع
كننده سنگ
هاي مجاري
دنياي مجازي در تسخير مورچگان ديجيتال
ما ایرانیان چقدر شادیم؟
عشق و حسادت از یک هورمون نشأت می
گیرند
خودروي هيدروژني از رويا تا واقعيت
.
.
.
تاثیر مواد شیمیایی موجود در کالاهای پلاستیکی بر رفتار پسربچه ها
محققان آمریکایی می گویند مواد شیمیایی موجود در پلاستیک، بر مغز پسر بچه ها تاثیر گذاشته و رفتار آنها را "زنانه" می کند
.
طبق این مقاله جنین هایی که از طریق رحم مادر در معرض میزان بیشتری از این گونه مواد قرار می گیرند، تمایل کمتری به بازی با اسباب بازی هایی مانند ماشین، قطار، تفنگ و به طور کلی بازی های "خشن تر" مانند جنگیدن، نشان می دهند
.
در این مقاله که در مجله بین المللی آندرولوژی به چاپ رسیده است، نسبت به مضرات فتالیت های موجود در کفپوش های وینیل و پلیمرهای پلاستیکی (پی وی سی) استفاده شده در پرده های حمام، ابراز نگرانی شده است
.
از آنجایی که این فتالیت ها می توانند اختلالات هورمونی ایجاد کنند، چندین سال است که استفاده از آنها در اسباب بازی هایی که در اتحادیه اروپا به فروش می رسد، ممنوع شده است. هر چند که هنوز در بسیاری از لوازم خانگی از جمله لوازم پلاستیکی و ظروف بسته بندی به وفور استفاده می شود
.
فتالیت ها که انواع مختلف دارند می توانند ویژگی های هورمون استروژن زنان را تقلید کنند
.
این گروه محققان که از دانشگاه روچستر هستند، اثبات کرده اند جنین هایی که از طریق مادر در معرض این مواد قرار می گیرند، در هنگام تولد ناهنجاری هایی در اعضای تناسلی شان دیده می شود. آنها همچنین گفته اند که برخی از فتالیت ها با مختل کردن عملکرد هورمون تستسترون، بر مغز هم تاثیر می گذارند
.
دکتر شانا سوان و گروه تحقیقاتی او، از طریق آزمایش ادرار مادران در اواسط دوره بارداری، میزان فتالیت موجود در بدن آنها را اندازه گیری کرده اند
.
در این آزمایش، 145 مادر، به همراه کودکانشان مورد آزمایش قرار گرفتند که از این تعداد 74 کودک پسر و 71 کودک دختر بودند. این کودکان پس از تولد، در سن 4 تا 7 سالگی در مورد انتخاب اسباب بازی و همچنین بازی های مورد علاقه شان مورد مطالعه قرار گرفتند
.
شانا سوان اذعان کرد که پسر بچه های مورد مطالعه خردسال بوده اند، اما گفت علاقه کمتر آنها به بازی های پسرانه ممکن است بر رشد و نمو آنها در سنین بالاتر اثر بگذارد و آنها در آینده رفتاری "زنانه" از خود نشان دهند
.
.
.
.
ادامه خبرها در ادامه مطلب
شلغم؛ دفعكننده سنگهاي مجاري
مريم مرادف يك متخصص تغذيه گفت: شلغم ادرارآور است و باعث دفع سنگهاي مجاري ادراري ميشود، ميتواند بلورهاي اسيد اوريك خون را حل كرده و از دردهاي مفاصل و نقرس جلوگيري كند.
اين متخصص تغذيه در گفتگو با فارس افزود: شلغم نه تنها از نظر داشتن ويتامين و خواص معدنياش ارزنده است، بلكه از نظر ساير ويژگيهاي غير غذايي هم سرآمد بوده و جزو سبزي هاي مهم شمرده ميشود.
وي گفت: ريشه شلغم يكي از منابع بسيار خوب ويتامين C است. برگ شغلم نيز منبع غني از ويتامين C و پيشسازهاي ويتامين A از جمله كاروتنوئيدهاست كه همگي نقش آنتياكسيداني قوي را در بدن ايفا ميكنند.
اين متخصص تغذيه افزود: ريزمغذيهاي موجود در شلغم براي تشكيل بافت استخواني و بافت همبند ضروري هستند بنابراين مصرف شلغم عامل موثري در حفظ سلامت استخوانها و مفاصل و سرشار از پتاسيم و كلسيم است كه براي فشارخونيها ميتواند بسيار مفيد باشد.
مراداف گفت: يكي ديگر از تركيبات قابل توجه در اين سبزي فيبر است. فيبر باعث حجيم شدن مدفوع و دفع راحتتر و سريعتر آن شده بنابراين خطر تماس مواد سرطانزا با سلولهاي روده را كمتر ميكند. با توجه به اينكه ريشه شلغم حاوي مقادير فراواني ويتامين C و برگ آن غني از پيشساز ويتامين A است. اين گياه در درمان بيماريهاي تنفسي خصوصا سرماخوردگي مفيد است.
اين متخصص تغذيه افزود: شلغم برطرفكننده سرفه، نرمكننده سينه، معده و روده است و به علت داشتن ويتامين هاي A ،C بر نور چشم و قدرتبينايي ميافزايد. شلغم ادرارآور است و باعث دفع سنگهاي مجاري ادراري ميشود و ميتواند بلورهاي اسيد اوريك را حل كند و از دردهاي مفاصل و نقرس جلوگيري كند.
دنياي مجازي در تسخير مورچگان ديجيتال
بزودي دنياي مجازي و كاربران آن شاهد رفتوآمد مورچههاي ديجيتال در رايانهها خواهند بود كه برخلاف كرمها و ويروسهاي خرابكار، حضورشان جاي نگراني ندارد و فناوري نوين آنها را براي كمك به ما اعزام كرده است.
هوش مورچگان يا مورچههاي ديجيتال عنوان ريزبرنامههايي است كه اكنون و به همت محققان بر اساس رفتار واقعي مورچگان و با هدف تامين امنيت رايانهها مدلسازي شده است و از قرار معلوم اين ريزبرنامههاي سرگردان در هيئت مأموران امنيتي با پرسهزدن در رايانهها و بخشهاي مختلف آن به كار تفحص و شناسايي مهاجمان و مزاحمان امنيت و سلامت دنياي مجازي يا همان كرمها و ويروسهاي رايانهاي ميپردازند.
دانشمنداني از دانشگاه ويك فارست و آزمايشگاه ملي پاسيفيك موفق به خلق ارتشي از مورچههاي ديجيتال شدهاند كه با تمام قوا و همراه با افسران ارشد، گروهبانان ديجيتال و نگهبانان و ديدهوران خود در اعماق رايانهها به كار جستجوي ويروسها، كرمها و ساير افزارهاي مضر ميپردازند. دانشمندان معتقدند اين نرمافزار آنتيويروس جديد ميتواند ضمن آزاد گذاشتن دسترسي سختافزار، حفاظت بهتري را براي رايانه ايجاد كند.
در همين رابطه، ارن فالپ دانشيار علوم رايانه دانشگاه ويك فارست كه سهم بسزايي در توسعه فناوري ريزبرنامههاي جستجوگر هوشمند موسوم به مورچههاي ديجيتال داشته، درباره اين ايده فناورانه ضدويروسي خاطرنشان ميسازد كه اين مورچهها در واقع براي پي بردن به موردي بسيار اساسي و پايه همچون نرخ و سرعت اتصال استفاده ميشوند؛ اما در ادامه و با بهرهبرداري واحد پردازش مركزي رايانه و ديگر عناصر درگير با آن، كار جمعآوري شواهدي كه ما را به آلودگي خاصي يا تهديدي امنيتي رهنمون ميشوند نيز در دستور كار اين ريزبرنامهها قرار ميگيرد.
هريك از اين مورچههاي منفرد همچون همتايان زيستي واقعي خود خيلي زرنگ و باهوش نيستند. اما مواردي نظير سرعت برقراري اتصال، بهرهبرداري سيپييو يا يكي از تقريبا 60 مورد جزييات فني ديگر رايانه همان چيزي است كه تمام و كمال از سوي اين جانوران مجازي احساس شده و مورد دقت و مراقبت لازم قرار ميگيرد.
در حقيقت اساس مكانيسم عملكرد اين مورچههاي مجازي بر پايه همان ساز و كاري شكل گرفته كه در عالم طبيعت و در دنياي مورچگان در جريان است. به عبارتي همانطور كه مورچهها در مواجهه با موردي غيرعادي مقداري از ماده شيميايي فرمون را از خود در موضع مربوطه برجاي ميگذارند تا علامت و هشداري براي سايرين باشد، در عالم مجازي نيز زماني كه مورچهاي چيزي غيرعادي را رديابي و كشف ميكند، از خود فرمون ديجيتال برجاي ميگذارد كه در واقع مصداق حس ديجيتال ظريفي است كه وجود موردي غيرعادي در آن موضع را اعلام ميكند و همچنين به ساير مورچهها نيز ميگويد كه بايد مورد مربوطه را بازديد و كنترل كنند.
به گفته محققان، اين مورچگان ديجيتال، هرگونه فعاليت مشكوك را به مورچههاي قراول و نگهبان گزارش ميكنند كه همين مكانيسم ديدهباني و گزارش در حقيقت برنامهاي طراحي شده براي ديدهباني و مراقبت كامل مجموعهاي از رايانههاي متصل به شبكه است.
در اين ميان و با حفظ سلسلهمراتب، وظيفه مورچههاي نگهبان طبقهبندي و مرتبسازي تمامي دادهها و اطلاعات جمعآوري شده از سوي مورچههاي ديگر ميباشد و در صورت مشكوكبودن اطلاعات واصله، مراتب را با انتقال دادن به يك مورچه گروهبان گزارش ميكنند. در اين مرحله مورچه گروهبان زنگ خطر و آمادهباش را براي ناظري انساني كه ميتواند از عهده مشكل مربوطه برآيد به صدا درميآورد.
اما نكته جالب توجه و تدبيري كه از سوي محققان در اين برنامه پايش رايانهاي مورچهاي پيشبيني شده، سياست پاداش و مجازاتي است كه در طبيعت و در جامعه مورچگان وجود دارد، به نحوي كه مورچههاي نگهبان و گروهبانبه مورچههاي كارگر براي يافتن مشكلات موجود پاداش خدمت ميدهند.
به عبارتي اگر مورچه كارگري نتواند به حد كفايت مشكلات را پيدا كند يك مورچه مرده به حساب ميآيد و از دور خارج ميشود؛ البته برنامه همواره تعداد حداقلي از اين مورچهها را حفظ ميكند و اصطلاحا دست خود را خالي نميگذارد.
از سوي ديگر، اگر نوع بخصوصي از مورچهها حجم قابل ملاحظهاي از مشكلات را پيدا كنند، شمار بيشتري از آنها براي كنترل و نظارت مشكل مربوطه بهعنوان قواي كمكي اعزام ميشوند؛ به اين ترتيب به خدمات سودمند گروه مزبور پاداش داده ميشود.
به گفته محققان، اين نظام كامل ضد ويروس رايانهاي به طور كامل از روي يك كلوني طبيعي مورچگان مدلسازي و الگوبرداري شده و در ساختار تشكيلاتي خود از مفهوم هوش گروهي براي يافتن و تشخيصمشكلات بهره ميبرد.
در حقيقت اين همان نظام تشكيلات اجتماعي مبتني بر غريزه و ذكاوت جمعي است كه در گونههاي مختلف جانوري به اشكال مختلف زندگي اجتماعي گروهي، دستهاي و كپهاي مشاهده ميشود و راهبردهاي دفاعي و تهاجمي چنين گونههايي نيز بر بنياد همين ساختار جمعي بنا شده است؛ به نحوي كه در نظامهاي اجتماعي مورچگان و زنبورهاي عسل براي تمامي اعضاي جامعه كار و وظايفي تعريف شده و كار و هوشياري وظيفه هميشگي است و از همين رو چنين ساختارهاي متشكل جمعي در مواجهه با بلايا و بروز مشكلات بزرگ به واسطه گوش به زنگ بودن تمام اعضا از قابليت انعطافپذيري و تصميمگيريهاي كلي و سريع برخوردارند.
در دنياي مجازي نيز لطف بهكارگيري مورچههاي ديجيتال به جاي برنامههاي آنتيويروس سنتي و رايج را بايد به حساب انعطافپذيري بالاي مورچههاي ديجيتال گذاشت. نرمافزارهاي آنتيويروس سنتي كه در حال حاضر استفاده ميشوند معمولا كار پايش و تجسس را به شكل دائمي يا بر اساس يك جدول زماني وضع شده انجام ميدهند. اين در حالي است كه بهرغم موثر و كارآمد بودن كنترل و تجسس دائمي براي تهديدات، چنين فرآيندي حجم زيادي از منابع رايانهاي را درگير ميكند؛ منابعي كه در واقع بهتر است به جاي درگير شدن در اين فرآيند به مصرف انجام كاري در جاي ديگر برسند.
به اعتقاد كارشناسان هرچند فرآيند اسكن يا تجسس آنتيويروسها در اوقات معين و معمولا در شبها، موجب مصرف بهينه رايانه ميشود، اما در عوض يك رايانه را در معرض آسيبپذيري بيشتري قرار ميدهد.
به گفته طراحان برنامه آنتيويروس مورچههاي ديجيتال، از آنجا كه تعداد مورچهها به موازات تعداد مشكلاتي كه پيدا ميشوند افزايش و كاهش مييابند، راهكار مناسبي براي آزاد گذاشتن سختافزار رايانه مهيا ميكند، طوري كه وقتي حمله و تهاجمي در حال وقوع نيست، سختافزار رايانه آزاد است تا به اجراي محاسبات خود بپردازد.
بههمين ترتيب در صورتي كه تهاجمي صورت گيرد، مورچههاي بيشتري ميتوانند بسرعت ايجاد شوند تا با نيروي كافي از عهده حمله برآيند.
محققان در فرآيند طراحي و ساخت برنامه آنتيويروس مورچههاي ديجيتال ابتدا به خلق 4مورچه ديجيتال از ميان 64 نوع كه نهايتا مد نظرشان بود مبادرت كردند. در مرحله بعد و به منظور آزمايش كارايي و تاثيربخشي اين ويروسكشهاي هوشيار، بانكي از رايانهها را مهياي كار كردند و سپس سه ويروس از گونه كرمها را به داخل اين رايانههاي لينوكسمحور مملو از مورچه رها ساختند.
نتايج عملكرد نشان داد چهار مورچه ديجيتال حاضر در اين رايانهها كه پيش از اين هيچ ويروسي را ملاقات نكرده بودند، در عين حال موفق به شناسايي و تعيين هويت اين ويروسها شدند و تنها از طريق كنترل و مراقبت 4 جنبه بسيار ويژه رايانهها به اين مهم دست يافتند.
فناوري ريزبرنامههاي تجسسي رايانهاي و در راس آنها برنامه آنتيويروسي مورچههاي ديجيتال در حالي براي محافظت بهتر و بيشتر امنيت رايانهها و شبكه مطرح ميشود كه تاكنون نرمافزارهاي آنتيويروس رايج و سنتي بهرغم كاراييهاي متفاوت و بعضا سودمند خود درخصوص موارد مهمي از جمله كارايي نرخ سرعت اتصال و درگير نكردن سختافزار و درايوهاي سخت رايانه در حين فرآيند تجسس و حذف و پاكسازي نتوانستهاند خود را كارآمد نشان دهند بنابراين و در مقام مقايسه، قابليتهاي انعطافپذيري فناوري آنتيويروس ابتكاري محققان از آزادي بيشتر سختافزار و كاهش آسيبپذيري رايانهها خبر ميدهد و از همه مهمتر سهولت دسترسي و سرعت بالاي اتصال به شبكه را براي كاربران مهيا خواهد كرد.
ما ایرانیان چقدر شادیم؟
در روانشناسی شادی شاخصههای نشاط در جامعه به خود افراد و نوع نگرش آنها بازمیگردد. در میان این افراد آنهایی که باورهای منطقیتر و بهتری دارند آدمهای شادتری هستند.
به گزارش «خبر»، آنهایی که از قضاوتهای مردم رها هستند بانشاطتر هستند و آنهایی که روابط سالمتر و پایدارتری با دیگران برقرار میکنند نیز افراد خوشحالتری هستند.
برای شادی و نشاط بخشها و نکات مختلفی وجود دارد که اگر یک جامعه آنها را به کارببندد و رعایت کند مردم و جامعه بانشاطی خواهد داشت. اما این ملاک و معیارهایی که برای رسیدن به یک جامعه بانشاط وجود دارد کدام هستند؟
محور زندگیمان بر پایه تأیید دیگران است
دکتر بدریسادات بهرامی، دکتر روانشناس در خصوص شاخصههای نشاط در جامعه ما در مقایسه با دیگر جوامع چنین میگوید: «برای رسیدن به نشاط باید چندین فاکتور در نظر گرفته شود. یکی از این فاکتورها داشتن نگرش مثبت و واقعبینانه است. متأسفانه مردم ما بهخاطر داشتن برخی باورهای غلط قراری روابط با دیگران را در پرده ابهام قرار میدهند. در فرهنگ عامه مردم جامعه ما همواره حرف دیگران و اظهار نظر دیگران بر زندگی شخصی سایه افکنده است.
از این رو هیچگاه در باره احساساتمان سخنی به میان نمیآوریم. اگر احساسمان در مورد کسی منفی است و از کسی دلگیر هستیم بهخاطر اینکه او از دست ما دلخور نشود از گفتن حرفمان خودداری میکنیم، چرا که در فرهنگ ما نگاه و تأیید مردم در روابط و زندگیهایمان بسیار مهم و مؤثر است. این مسائل باعث بروز حالتی میشود که نشاط را از انسانها و جامعه و روابط اجتماعی میگیرد.»
وی ادامه میدهد: «اگر محور زندگی بر تأییدطلبی دیگران باشد و اینگونه عمل کنیم که همگان را از خودمان راضی نگه داریم و همگان برایمان هورا بکشند راه را به خطا رفته و نشاط را از زندگی خودمان و اطرافیانمان خواهیم گرفت. از سوی دیگر این امر هیچگاه شدنی نیست، تلاش بیهودهای انجام دادهایم و آسیب جدی به خود رساندهایم.»
خودشیفتگی؛ عامل دورافتادگی از اهداف و از دست دادن نشاط
دکتر بهرامی دیگر شاخصه را توقع غیرواقعبینانه از خود دانسته و معتقد است: «یکی دیگر از وجوهی که برای رسیدن به نشاط لازم و ضروری به نظر میرسد نوعی کمالگرایی در فرهنگ عامه مردم جامعه ما دیده میشود. مردم ما فکر میکنند آنقدر تیزهوش خوشفکر و کارآمد هستیم که با کمترین فعالیتی قادر هستیم تا به آرزوها و دستاوردهای بزرگی برسیم. اگر مردم جامعه خودمان را با جوامع دیگر مانند ژاپن و یا دیگر کشورهایی که فرهنگ درست کار دارند، مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که منظور سخن من چیست. بازده کارایی مفید در کشور ما از 8 ساعت نیم ساعت است.
از سوی دیگر بهشدت افراد جامعه ما خودشیفتهای هستند. به همین خاطر میاندیشیم با حداقل و کمترین کار آن هم نیم ساعت در روز میتوانیم بالاترین دستاورد را داشته باشیم. از آنجایی که در عمل آنگونه نمیشود افسرده میشویم و نشاطمان را از دست میدهیم. همه این مسائل نیز از آنجا ناشی میشود که غیرواقعبینانه از خودمان متوقع هستیم. این ذهنیت باعث میشود که در کارمان بهرهوری خوبی نیز نداشته باشیم و در نهایت جدای از از دست دادن نشاط اجتماعی و عمومی دچار یک عقبماندگی از مسیر زندگی و دورتر شدن از اهداف زندگیمان نیز خواهیم شد.»
مثبتاندیشی
«مثبتاندیشی» دیگر عامل مهم رسیدن به نشاط فردی و اجتماعی افراد است. دکتر بهرامی با بیان این شاخصه عنوان میدارد که این شاخصه در کشور ما وجود دارد. وی میگوید: «یکی دیگر از آیتمهای نشاط مثبتاندیشی است. اینکه هیچگاه بخش خالی لیوان را نبینیم. البته این حالت در مردم جامعه ما وجود دارد. زیرا مردم جامعه ما آدمهای امیدواری هستند. نگرش مثبتی به زندگی دارند و سختیها را نیز با امید پشت سر میگذارند و نسبت به آن سازگاری خوبی دارند. این خصوصیت منفی بین نبودن و بدخواه دیگری نبودن شامل مجموع آدمهای جامعه ما میشود این سخن به آن معنا نیست که نوادر و استثناهایی وجود ندارد.»
سنتی غلط و افراطی به نام «کنترل هیجانات درونی»
«کنترل هیجانات درونی» دیگر اصل رسیدن به یک جامعه شاد و بانشاط است. دکتر بهرامی در این خصوص خاطرنشان میکند: «یکی از عوامل نشاط اهمیت به این اصل است که مردم در نشان دادن هیجاناتشان نیز آزاد عمل کنند. این هیجانات هم در شادی و هم در نشان دادن اندوه و غم باید یکسان صورت گیرد. اما در این خصوص بهخاطر وجود حساسیتها و نگرشهای غلطی که به مرور زمان ایجاد شده مردم تلاش میکنند تا این هیجانات را کنترل کنند.
امروزه کنترل این هیجانات در جامعه ما بیشتر از جوامع دیگر دنیا وجود دارد. مردم ما کمتر زمانی را برای خوشحال بودن و مغتنم شمردن لحضات خوش صرف میکنند. این حالت غلط را از کودکی به کودکانمان هم تلقین میکنیم. چندی پیش در اتاق فکر گروه کودک نیز عنوان داشتم زمانی که کودکان دوساله در خانوادههایشان در کنار یکدیگر با شادی و نشاط در کنار یکدیگر بازی میکنند را در برنامههای کودک جدای از هم مینشانید. متأسفانه بهخاطر فضاسازیهای افراطی در فرهنگ و سنتهایمان هر آنچه به ذات شیرین و نشاطآور است را تلخ و سرد و بیروح کردهایم.
شایان ذکر است که اعتقادات و باورهای دینی ما عامل سردی و رخت بربستن شادیها نیستند بلکه این سنتهای غلطی هستند که بر باورهای دینی سایه افکندهاند. در کل باید گفت آن چیزهایی که نشاط اجتماعی را به همراه میآورد داشتن نگرش مثبت، واقعبینی و نداشتن کمالگرایی و خودشیفتگی و شناسایی و حذف باورهای غلط فرهنگی و اجتماعی با مواردی که ذکر شد مردمان ما مردمان بانشاطی نیستند. از این روست که بهخاطر آنکه سعی میکنیم هیجاناتمان را کنترل کنیم در مواردی شاهد تظاهراتی دور از ذهن و افراطی از هیجاناتی مانند شادی و غم هستیم.»
وی ادامه میدهد: «باید بپذیریم که هر هیجانی در جای خودش مغتنم و ارزشمند است. ابراز محبت کردن هیجانی است که نباید سد آن شد. همین کنترلها باعث میشود که زن و شوهری، پسر و پدر و دیگر اعضای خانواده نتوانند محبت نسبت به یکدیگر را ابراز کنند. در فرهنگ ما دوست داشتن و ابراز آن آموزش داده نمیشود.»
جوانان امروز جامعه، تنهایی را حس میکنند
دکتر بهرامی در پاسخ به این سؤال که «با وجود این احوال علت اینکه در جوامع دیگر بیش از جامعه ما آمار خودکشی و تنهایی و افسردی بالاست، اما میتوان آنها را جوامع بانشاطی دانست؟» عنوان میدارد: «البته هیچگاه در جامعه ما آمار دقیقی از خودکشی و بیماریهای روحی و روانی داده نمیشود. اما از آنجایی که مردم جامعه ما اهل حمایت از یکدیگر هستند و تلاش میکنند تا گروهی مشکل یکدیگر را حل کنند از این رو آدمهایی که در جامعه ما زندگی میکنند کمتر احساس تنهایی میکنند. اما در دیگر جوامع آدمها به معنای کامل کلمه تنها هستند. آنها بهخاطر همین رنج تنهایی افسرده میشوند. روحیه همدردی در جامعه ایرانی از آموزههای دینی منشأ میگیرد. زیرا در دین ما سفارش به باهم بودن و جویا بودن از حال همسایه شده است. یکی از عوامل افسردگی عامل تنهایی است که در کشور ما نیز وجود دارد.»
دکتر بهرامی در خاتمه متذکر میشود: «این نکته را نیز باید متذکر شد که جوانان امروز جامعه ما دیگر مانند نسل پیشین نیستند زیرا آنها بهشدت دچار تنهایی هستند. جوانان امروز از نبود عاطفه رنج میبرند. از این رو امیدوارم که نسل آینده جامعه ما به سرانجامی مانند جوامع دیگر که به آن اشاره کردید، نشوند. البته جوامع دیگرهم برخی از آیتمها و بخشهای نشاط را ندارند اما بیشترین بخشها و دلایل وجود نشاط را دارند. از این رو میتوان گفت که آنها جوامع بانشاطتری هستند.»
عشق و حسادت از یک هورمون نشأت میگیرند
یک مطالعه که به تازگی انجام شده است، نشان میدهد: هورمون «اکسی توسین» که بر رفتارهایی مانند اعتماد، همدلی و سخاوت تاثیر میگذارد، بر رفتارهای متضاد آن مانند حسادت و تکبر نیز تاثیر دارد.
جامجم آنلاین نوشت:
به گزارش ساینس دیلی، محققان با توجه به یافتههای این مطالعه اظهار داشتند: این هورمون برانگیزاننده احساسات اجتماعی است، بطوری که زمانی که ارتباط شخص مثبت است هورمون اکسی توسین موجب تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی میشود و زمانی که این ارتباط منفی است این هورمون احساسات منفی را تقویت میکند.
مطالعاتی که پیش از این انجام شده نشان میدهد،هورمون اکسی توسین تاثیر مثبتی بر روی احساسات مثبت دارد. در یک مطالعه افرادی که هورمون اکسی توسین استنشاق کرده بودند، احساسات ایثارگرانه از خود بروز دادند. گمان میرود این هورمون در ایجاد ارتباطات میان افراد نقش مهمی ایفا میکند. این در حالی است که مطالعات سایر محققان بر روی جوندگان نشان داد که این هورمون با پرخاشگری نیز ارتباط دارد.
محققان در این مطالعه تاثیر این هورمون را بر احساسات اجتماعی منفی بررسی کردند. این مطالعه که در مجله «روان شناسی بیولوژیکی» منتشر شده است بر روی 56 نفر انجام شد.
نتیجه این مطالعه نشان داد افرادی که هورمون عشق را استنشاق کردند، زمانی که رقیب پول بیشتری برنده میشد، حسادت بیشتری از خود بروز میدادند و زمانی که آنها جلو میافتادند، احساس غرور پیدا میکردند.
نتیجه جالب دیگری که از این مطالعه بدست آمد این بود که به محض پایان بازی، تفاوتی در این احساسات میان افراد شرکتکننده دیده نمیشد.
خودروي هيدروژني از رويا تا واقعيت
تصور كنيد خودرويي در چند دقيقه سوختگيري كند و فقط آب از اگزوز آن خارج شود. اين بيشتر شبيه يك داستان علمي تخيلي است، اما در واقع چنين ماشيني وجود دارد.
جيم لي كودتيس، ستارههاليوود و تاكانابو ايتو رئيس كارخانه هوندا هر كدام يك خودروي هيدروژني دارند. بعضيها اين نوع خودرو را آخرين نسل خودروهاي سازگار با محيط زيست ميدانند، اما هزينه بالاي توليد اين خودروها به اين معناست كه هنوز خودروهاي هيدروژني بيشتر به رويا شبيه هستند تا واقعيت.
البته سازندگاني همچون هوندا، خودرويي ساختهاند كه با الكتريسيته ناشي از واكنش هيدروژن و اكسيژن حركت ميكند و تنها خروجي مضر ناشي از اين واكنش بخار آب است.
در نمايشگاه فناوري اتومبيل توكيو كه امسال برگزار شد رئيس كارخانه هوندا اظهار كرد خودروهاي الكتريكي آخرين شكل از خودروهايي است كه ميتوان در آينده تصور كرد. از مزاياي اين خودروها منتشر نشدن دياكسيدكربن، پيمودن مسافت زياد بدون نياز به سوختگيري مجدد و در صورت نياز، سوختگيري سريع است.
سال گذشته كارخانه هوندا تعدادي ماشين هيدروژني را به مشتريان آمريكايي و ژاپني كه شامل چهرههاي مشهورهاليوود است، اجاره داد.
همچنين شركت تويوتا كه يكي از پيشگامان توليد خودروهاي هيدروژني است، در نظر دارد تا سال 2015 نمونهاي از اين خودروها را با بكارگيري تكنولوژي هيبريدي مخصوص به خود توليد كند.
مهندسان طراح خودروهاي هيبريدي اوليه معتقدند، نميتوان تنها روي يك تكنولوژي تمركز كرد.
آكيو تويودا رئيس كارخانه تويوتا معتقد است درنهايت، خودروهاي الكتريكي براي مسافتهاي كوتاه و خودروهاي هيبريدي براي مسافتهاي طولاني استفاده خواهند شد.
شركتهاي نيسان و مزدا نيز در اين زمينه خودروهايي با تكنولوژي مخصوص خود توليد كرده و در اختيار دولت و مشتريان خود قرار دادهاند.
در نمايشگاه توكيو شركت سوزوكي هم خودرو، ويلچر و اسكوترهايي را به نمايش گذاشته كه همگي با اين نوع پيلهاي سوختي كار ميكنند.
بزرگترين مشكلي كه اكنون توليدكنندگان با آن روبهرو هستند، هزينه بالاي توليد خوردوهاي هيدروژني است. به عبارتي، ساخت هر خودرو صدها هزار دلار هزينه بر ميدارد..پيشبيني ميشود تا سال 2050 خودروهاي هيدروژني بتوانند بر ماشينهاي الكتريكي برتري يابند. خودروهاي الكتريكي در بسياري از كشورها خصوصا چين و هند كه انرژي الكتريسيته با سوختهاي فسيلي توليد ميشوند، نميتوانند گزينه مناسبي باشند.
علاوه برهزينه بالاي توليد و ايجاد ايستگاههاي سوختگيري، اندازه و وزن خودروهاي هيدروژني بهدليل نياز به مخزن پرحجم براي طي مسافت مناسب از ديگر مشكلات پيش روي طراحان است.