همت مضاعف=پيشرفت مضاعف




























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
اصلاح الگوی مصرف از کلام ولی تا قیام ملی
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


سال1388 با همه پیش زمینه ها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف   نامیده شد.این نام مناسب ترین کلامی بود که می توانست در این برهه به   رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد   سال1388 با همه پیش زمینه ها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف   نامیده شد.این نام مناسب ترین کلامی بود که می توانست در این برهه به   رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد. بدیهی است برای تبیین چنین کلام بزرگی   ،لازم است ابعاد مختلف اصلاح و الگوی مصرف روشن شود و چگونگی عملکرد   جملگان نیز مشخص گردد . اصلاح الگوی مصرف را می توان در دو ساختار متفاوت بررسی کرد : اول: ساختار حاکمیتی که خود دو بعد متفاوت را پوشش می دهد. یکی ابعاد سخت   افزاری که لازم است شناخته شوند و برای آنها برنامه ریزی گردد، دیگر بعد   نرم افزاری که معمولا در قالب ساختار مدیریت در حاکمیت شکل می گیرد . دوم : ساختار مردمی که مستلزم شناخت عمیق نیازهای آنها و آموزش جامعه برای   تغییر رفتار مناسب در جهت تغییر الگوی مصرف است . در ابعاد سخت افزاری که حاکمیت مکلف به شناخت و برنامه ریزی برای آنهاست   ،چند مثال خوب در کلام رهبریت وجود داشت مثل چگونگی تامین منابع آب و   توزیع آن و احیانا نحوه مصرف آن و یا شناخت علل دور ریز نان و کمبود و یا   گاهی نبود کیفیت در این قوت غالب مردم. همچنین مصرف انرژی که به عنوان   مثال در مورد بنزین و گازوئیل و مصرف آنها در اتومبیل ها، در کشور ما حدود 60 درصد بیشتر از کشور های پیشرفته توسط اتومبیل ها مصرف می شود،اندیشیدن   در مورد این مصرف نا خواسته توسط مردم و میزان سرمایه ای که به هدر می رود   کار سختی نیست اما همت حاکمیت را چه در بعد سخت افرازی و چه نرم افزاری می   طلبد تا الگوی اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گیرد و آن صرفه جویی بزرگ   اتفاق افتد . در مورد انرژی الکتریکی نیز تصمیمات حاکمیتی بر آنچه تصمیمات مدیریتی و   مردمی نامیده می شود ارجح است.در کشور ما بیش از 70 درصد از لوازم برقی   ساخته شده که مورد استفاده همگان است از شاخص مصرف انرژی C به پائین   هستند. لوازمی همچون ماشین لباسشویی ،یخچال ،فریزر ، بخاری ،کولر و ... اگر حاکمیت در اصلاح سخت افزاری این لوازم مصرفی برنامه ریزی کند و یا با   آگاهی نحوه انتقال انرژی الکتریکی را در سیم های کهنه و غیر استاندارد   پیگیری نماید یقینا روزی به ذهنیتی می رسد که تغییر اصول الگوی ساخت و   مصرف این لوازم برای کشور دخل و خرج می کند و آن وقت ما هم در زمره   کشورهای پیشرفته در مصرف بهینه انرژی الکتریکی در جهان قرار می گیریم و می   توانیم با شاخص های روشن اثر بخشی هزینه انرژی را بدنیا نشان دهیم. در غیر   اینصورت اگر همه امکانات تبلیغاتی و یا آموزشی را بکار گیریم باز هم نمی   توانیم الگوی مصرف جامعه را تغییر دهیم، زیرا جامعه قادر نیست سخت   افزارهای مصرف را تغیر دهد، و این از وظایف حاکمیت است. بدیهی است در همه   موارد منظورم از حاکمیت به مجموعه قوایی است که سکان هدایت جمهوری اسلامی   ایران را در دست دارند اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و یا قوه قضائیه. اما   در بعد نرم افزاری حاکمیت معمولا در ساختار مدیریت اجتماعی خلاصه می شود و   به نحوی مورد خطاب مقام معظم رهبری نیز بوده کارهای بزرگی می تواند صورت   گیرد که اگر چه اثر بخشی کمتری از بعد سخت افزاری حاکمیت دارد اما به دلیل   فراگیر بودن و آسان تر بودن میتواند نتایج درخشانی از خود بروز دهد . اکبری در ادامه یاداشتی که برای قلم نوشته است اضافه کرده است: این روزها   در اغلب کشور های صنعتی نمی توانید وارد فضایی شوید که کمتر مورد استفاده   است و با کلید برق آنجا را روشن کنید؛ بلکه ورود شما سبب روشن شدن لامپ ها   می شود تا خروجتان نیز به خاموشی آنها منجر شود و شما فراموش نکنید که   کلید را خاموش کنید ،در عوض در زمستان در اغلب فضا های دولتی و حتی خصوصی   در کشورمان شاهد بودیم که ساختار گرمایش در حال کار و مصرف انرژی است و در   عوض پنجره ها بر حسب ضرورت برای تنظیم گرمایش باز و بسته می شود. آیا چنین   اتفاقی در هیچ کشور پیشرفته ای امکان بروز دارد؟ در حال حاضر در کشور ما   از 11 قلم میوه موجود در میوه فروشی ها 8 قلم آن خارجی است و این در حالی   است که همه آنها را می توان در داخل تهیه کرد. تنها لازم است مدیریت   محاسبه کند که الگوی مصرف را به کدام سمت هدایت کند تا هزینه اثر بخش   باشد. مثال روشنی از مدیریت اجتماعی که می تواند الگوی مصرف را در کشور   تعیین کند در مورد اتفاقی است که سال گذشته و یا سالهای گذشته برای شکر و   برنج افتاد. در کشور ما میزان مصرف شکر باید حداکثر 2 میلیون تن در سال   باشد(30 کیلو گرم برای هر نفر که بالاترین رقم مصرف در جهان است) از این   میزان قریب به 3/1 میلیون تن در سال 1385 در کشور تولید می کردیم و بر   اساس برنامه مقرر بود تا سال 1387 به میزان 7/1 میلیون تن برسد. اما یک   باره واردات شکر شروع شد و در همان سال 1385 که تنها 700 هزار تن شکر   احتیاج داشتیم ،6 میلیون تن شکر وارد شد و این واردات همچنان ادامه دارد . طبیعتا این مدیریت اجتماعی به پر مصرفی میزان قند های ساده یا ساکاریدی در   کشور منجر شد که عوارض جسمی و اقتصادی آن تا سالها ی طولانی گریبان ملت   ایران را خواهد گرفت. مصرف شکر در کشور ما با این ارقام به حدود 10 برابر   پر مصرف ترین کشورهای جهان رسید و طبیعتا عوارض آن هم به همین میزان   افزایش می یابد. از نظر اقتصادی نیز تولید 3/1 میلیون تنی که قرار بود به 7/1 میلیون تن برسد به 800 هزار تن سقوط کرد یعنی نسبت به سال مبدا 500   هزار تن و نسبت به سال 1387 900 هزار تن از تولید قند و شکر از محل نیشکر   و چغندر کاسته شد. مفهوم مدیریتی این رفتار مصداق جامعی است بر کلام رهبری   که با زدن ریشه های اقتصادی و سلامتی مردم، الگوی مصرف آنها را هم تخریب   کرده ایم که معلوم نیست چگونه و در چه مدتی امکان بازگشت و سالم سازی   الگوی مصرف را پیدا کنیم. در مورد برنج نیز وضعیت همین طور است. وقتی کشت   برنج در دنیا کاهش پیدا کرد، پادشاه تایلند از مردمش خواست که در مصرف   برنج صرفه جویی کنند تا میزان بیشتری را صادر کنند و ارز وارد مملکت   نمایند، در چین از مردم خواسته شد که مصرف خود را 5/1 کاهش دهند تا مجبور   به واردات برنج گران نشوند ،در کشور آمریکا برای اولین بار در طول تاریخ   تاسیس این کشور سهمیه بندی مصرف برنج صورت گرفت و در این کشور سرمایه داری   در فروشگاههای زنجیره ای کی مارت به هر کس تنها یک سهم برنج داده شد.یعنی   الگوی مصرف را بر حسب اقتصاد پویا و سالم هدایت کردند. اما آنچه ما انجام   داده ایم کاملا مغایر با اندیشه حکومتی و اصلاح الگوی مصرف بود. کاری   کردیم کارستان و اعلام کردیم که از همه دروازه های کشور برنج وارد کرده   ایم و گفتیم خیالتان راحت باشد و همچنان اندام ها را با نشاسته برنج نا   موزون کنید که ما جیب بیگانگان را از اموال شما پر کرده ایم . در اصلاح الگوی مصرف با دلسوزی های مدیریتی مثال ها زیاد است که به یک   مورد دیگر بسنده می کنم . اگر موجودی بازار از مواد دخانی را در طول 8-7   سال گذشته پیگیری کنید، از میزان تنوغ این مواد و در دسترس بودن و ارزان   بودن آنها با خبر می شوید ،کدام نصیحتی می تواند جوانان عزیز ایرانی را از   مصرف این مواد دخانی ظاهر فریب و خوش رنگ و لعاب مصون بدارد .بدیهی است که   باید میزان مصرف از 7/11 درصد به قریب 15 درصد برسد و معلوم نیست چقدر   سلامتی و پول مردم باید هدر رود تا فقط به جایگاه اول خود بر گردیم . در قسمت دوم یعنی اصلاح ساختار و عادات مردم در الگوی مصرف موضوع کمی   فرق می کند. الگوی مصرف مردم در بسیاری از زمینه ها مثل آنچه در بالا مثال   زدم، نتیجه رفتارهای سخت افزاری و مدیریتی حاکمیت است.اما بهر حال مردم   عزیز نیز اگر آگاه شوند حق خود را مطالبه می کنند و از طرفی در مواردی که   قدرت انتخاب دارند الگوی مصرف سالم را پیگیری می کنند.قوات حاکم بر سرنوشت   مردم نباید گناه کاستی ها و ضعف در برنامه ریزی و مدیریت را به گردن مردم   بیندازند. نباید بگویند مردم شکر می خواهند ،برنج می خواهند ، سیگار می   خواهند، حتی چند برابر کشور ها ی پیشرفته و باید فراهم کنیم. عقل دلسوزانه   حکومت حتی می تواند نیازهای اساسی جامعه را منطبق بر ساختار های حاکمیتی   طراحی کند و تغییر دهد. لذا برای مردم آنچه مهم است تبعیت از سیاست های   کلان و مدیریتی حاکمیت است .در این زمینه سه قدم اساسی باید برداشته شود   که این قدم ها هم از وظایف حکومت است . اول آموزش جامعه : این آموزش باید متنوع و در همه ابعاد و حتما فراگیر   باشد.آموزش تنها در بعد انتقال مفاهیم نباید باشد بلکه باید در جامعه   اعتقاد بوجود آورده و منجر به تغییر رفتار گردد،در جهان مثال های بزرگی از   این نوع آموزش وجود دارد که در اینجا ذکر نمیکنم . دوم ارائه استاندارد ها: ارائه استاندارد ها ی علمی و منطبق بر نیاز های   جامعه از وظایف حاکمیت است. این استاندارد ها برمبانی فرهنگی، اقتصادی،   قومی و جنسی هر جامعه ای طراحی می شود و در قالب قوانین و مقررات ابلاغ می   شود. قوانین و مقرارات در صورتیکه زمینه اجرائی آنها فراهم نباشد امکان   تخلف و انحراف و قانون گریزی پیش می آید.بعنوان نمونه اگر شما مجوز خرید   خودرو را صادر کردید و مردم نیز امکان خرید آن را پیدا کردند و بر اساس   قانون و مقررات اجازه حضور در هر خیابان و کوچه ای را پیدا نمودند اما محل   پارک برای آنها تعبیع نکردید و در اینجا قانون یا مقررات وضع ننمودید،   مطمئن باشید که تخلف و انحراف پیش می آید ، لذا استاندارد سازی و تدوین   قوانین و مقررات نیز باید بر اساس موقعیت ها و امکانات باشد نه کمتر و نه   فراتر از آن . سوم: ارزشیابی که وظیفه حاکمیت است تا همه چیز را زیر نظر داشته باشد ، و   بر اساس این نظاره گری حکم صادر کند. بدیهی است اگر کسی استخر شنای خصوصی   خود را می خواهد از آب آشامیدنی مردم پر کند که معادل 350 نفر آب می شود ،   لازم است به همان میزان به حاکمیت برای تامین آب کمک کند و همین طور برای   بنزین و میوه و .... یادمان باشد که در اینجا نیز وجود استخر عمومی برای پاسخگویی به نیاز های   جامعه هم از وظایف حاکمیتی است. اینک که از سوی رهبری عالم نظام کلامی به   فراگیری همه نیازهای اجتماعی اعم از سخت افزاری و نرم افزاری مطرح شده است   لازم است برای اجرایی کردن آن بر یک قیام ملی دست بزنیم و کاری کنیم که در   پایان سال کارنامه ای ارزشمند برای ارائه با شاخص های روشن داشته باشیم . انشاء الله تعالی

http://www.dl.p30island.com/Power2009/saeed/book.gif

فرمت: جاوا

 

  دانلود   - با حجم 200کیلوبایت

 

  کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

 


لطفا مقاله های جامع (یکی 80صفحه ودیگری100صفحه ) زير را كه به مناسبت سال اصلاح الگوي مصرف تهيه شده وبصورت پي دي اف ميباشد را دانلود كرده ومطالعه بفرمائيد


.pdf

الگوي مصرف.pdf


جوانان والگو.

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهيم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:59 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

اعتدال در آموزش بر اساس ظرفیت افراد

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


  افراط و تفریط در تعلیم و تربیت   یکی از اشکالاتی که کفار به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) می‏کردند   می‏گفتند چرا قرآن یک جا نازل نشد خوب این افراط است بابا یک جیزی که   ظرفیت انسان محدود است قرآن می‏فرماید که می‏گفتند «لو لا نزل علیه جملة   واحدة» چرا یکمرتبه قرآن نازل نشد قرآن می‏فرماید بابا اگر خواسته باشیم   که شما را تربیت کنیم باید آیات تدریجاً نازل بشود سیل که بیاید آب که   فرود نمی‏رود که اگر خواسته باشیم آب به عمق زمین برود باید قطره چکان   باشد یکمرتبه بکوب می‏خوانند دانشجوها و دبیرستانیها و همه می‏خوانند شبها   تا صبح زیر لامپ‌ها بخوان امتحان است کنکور است یاللّه می‏رود توی اتاق در   را قفل می‏کند یا شبانه روز می‏خواند یکبار هم می‏بینی اصلاً سه ماه است   هیچی نخوانده . آموزش نماز یک کار تعلیمی است بنده الان از من می‏پرسند   بچه‏مان را بفرستیم قرآن حفظ کند من جواب نمی‏دهم جواب مثبت نمی‏دهم جواب   منفی هم نمی‏دهم چون اسلام، آنچه ما بلدین از دین اینست اسلام فرمود   بچه‏ات را تا 7 سال آزادش بگذار «دع ابنک سبع سنین» بچه‏ات را تا 7 سال   کاریش نداشته باش حالا به چه دلیل من بچه 4 ساله را تحمیل کنم که قرآن حفظ   کند بله یک وقت یک بچه استعدادهای فوق العاده دارد تیزهوش است نابغه است   خوب نابغه حسابش جداست مثل بیام وه می‏دود ولی ما هر بشکه و درشکه‏ای را   خواسته باشیم هی هل‏اش بدهیم خوب از پا می‏افتد تحمیل، حتی حدیث داریم اگر   حال دعا نداری کم دعا بخوان لازم نیست دعا را بخوانی تا آخر اگر نشاط داری   بخوان نشاط نداری نخوان حاجی‏ها که می‏روند مکه خدا اعمال مکه را قیچی   گذاشته و سطلش یک پنج تا عمل انجام بدهید چند روز استراحت لباس احرام بپوش 7 بار طواف 2 رکعت بخوان سعی و صفا و مروه یک خورده مو قیچی کن آزاد، آزاد   که شد دو مرتبه اعمال حج شروع می‏شود یعنی بین عمره و حج واشِر گذاشته طرف   می‏برد «کفواً احد» که گفتی خدا خم‏ات می‏کند دو رکعت که خواند می‏گوید   بنشین «اشهد أن لا اله» خوب «اشهد ان لا اله الّا اللّه» را نمی‏شود   ایستاده بگویم؟ نه بنشین خم شو دولا شو تنوع واشر گذاشتن بین حج عمره   زمانی برای استراحت و بعضی از مسائل دیگر روایاتی داریم مومن ساعاتش را   چند تقسیم کند که قبلاً خواندم ساعتی را برای لذت و تفریح بگذارد روایاتی   داریم همه قرآن را یک جا یک ضرب نخوان یک کسی همه لباس‌هایش را سبز کرد   جوراب سبز عبا سبز کفش سبز دستکش سبز ریش‏هایش را هم سبز کرد گفتند دیگر   چرا ریش‏ات را... گفت من می‏خواهم یک ضرب 14 معصوم شوم

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهيم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:42 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

نه افشاگری، نه کتمان

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

 

بعضی‏ها به اسم افشاگری همه عیب‌ها را به همه   می‏گویند اسم آن را هم می‏گذارند افشاگری، نه آقا این افشاگری نیست این   آبروی مؤمن را بردن است، اصلاً استیضاح وزیر هم همینطور است، اگر یک وزیری   مشکل دارد نماینده برود اتاق وزیر بگوید آقای وزیر شما مشکل دارید،   نماینده شما، مدیر کل شما در استان ما در شهر ما مسئول نماینده شما این   غلط را کرده، این هم دلیلش فقط استیضاح باید برسد به جایی که با تذکر   مسئله حل نمی‏شود، از قدیم گفته‏اند گره‏ای که با دست باز می‏شود... از   قدیم گفته‏اند سری که درد نمی‏کند دستمالش نبندید از قدیم گفته‏اند کار را   به کاردان بگو. نهضت سوادآموزی بنده رئیس‏اش هستم یکی از کلاس‌های نهضت   سوادآموزی در یک گوشه‏ای یک مشکلی دارد این را مثلاً شما به چه دلیل توی   روزنامه و تلویزیون... به من زنگ می‏زدی. ما باید آبروریزی را بگذاریم در   حدی که هیچ راهی جز آبروریزی نداریم، اگر فقط یک راه داریم که بیائیم   بگوئیم مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، شاه ببیند همه ایران بگویند مرگ بر شاه   فرار می‏کند، اگر رسید که شاه دیگر قابل موعظه نیست، تذکرپذیر نیست، آنجا   بسیج می‏شویم هورا می‏کشیم شاه فرار می‏کند اما یک چیزی را که راحت می‏شود   گفت اصلاً اگر یک پسری بد است چرا به بابش می‏گوئیم، بگو آقا جان بیا این   کار تو خلاف بود، چرا عکس‏اش را برمی‏داری، جرا حرف‌هایش را توی نوار ضبط   می‏کنی، می‏خواهی آبرویش را بریزی، اصلاً یک مجرمی را می‏خواهند شلاقش   بزنند، همانجا شلاقش بزنند، چرا این را می‏برند توی در دکان باباش می‏زنی،   می‏خواهی باباش هم سکته کند در دکان حالا یک جوانی خلافکار بود، بنا هم   بود ده تا شلاق بخورد خوب این ده تا شلاق را چرا می‏روی توی محله پهلوی ... پهلوی پدر زنش چرا... زندگی خانوادگی اینرا چرا به هم می‏زنی، مجرم شلاق   بخورد ولی زندگی‏اش به هم... وقتی این مجرم را می‏برند توی محله‏اش دیگر   خانمش هم از خجالت فرار می‏کند، دیگر دخترش هم خواستگار گیرش... می‏گوید   اِه! دختر فلانی را گرفته‏ای، همان که باباش را شلاق زدند، می‏خواهی داماد   او شوی، بابا حالا یک پدری خلاف کرد، چرا دخترش را بی خواستگار می‏گذاری،   چرا زنش را به... ببینید قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و خاص و عام   همه‏مان باید به خدا پناه ببریم. اگر به خدا پناه نبریم از خط مستقیم خارج   می‏شویم «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا یک لحظه از راه مستقیم دور نشویم،   بنابراین خیلی مهم است نه همه چیز را همه بدانند که آبروریزی است، افراط   است نه، مسئولین هم ندانند که این کتمان است، خوب، مشکلات را باید به   مسئولین بگوئیم که مسئولین یک فکری بکنند به همه نگوئید تفریط است، به همه   بگوئیم افراط است نه تهمت بزنیم و محروم کنیم، همه را از مسئولیت‏ها نه   سوء سابقه‏ها را نادیده بگیریم، نه تهمت نه نادیده گرفتن سوءسابقه . بعضی‏ها تهمت می‏زنند عیبی هم که نیست می‏چسبانندو یک کسی را با تهمت فشل   می‏کنند می‏دانی فلانی... همینطور یک چیزی می‏گویند و خیلی از این تهمت ... شایعه هم چیز برده‏اند آقا فلانی چه باغی دارد، چه مزرعه‏ای دارد، فلانی   چه برجی دارد، چه کاخی دارد، چی دارد، چی دارد، چی دارد، وارسی کنید اگر   دارد با او بد بشوید، اگر دارد و از راه حرام دارد و خیلی سوء استفاده   کرده از موقعیتش، آخر ممکن است یک کسی داشته باشد از حلال داشته باشد حالا   سلیمان (علیه السلام) هم پول داشت، مگر باید آبروی حضرت سلیمان (علیه   السلام) را ریخت، حضرت یوسف (علیه السلام) هم حکومت داشت، ببینید این پولی   که دارد از حق پیدا کرده یا سوء استفاده کرده، اگر سوء استفاده کرده   خوب... ولی عده‏ای را تهمت می‏زنیم، عده‏ای هم که سوء سابقه ما را   نمی‏دانند بابا آخر این سابقه‏اش چنین است، حد وسط چیه؟ حد وسط این است که   تهمت نزنیم اما عیب‏های... سوء سابقه افراد را هم نادیده نگیریم هر پستی   را به هر کس ندهیم خوب این سابقه‏اش خراب است .

  نه تجسس و شنود و کنترل   در مسائل شخصی، نه بی تفاوتی نسبت به توطئه‏ها بعضی وقتها حالا این دیگر   به وزارت اطلاعات می‏خورد بعضی وقتها شنودی ممکن است بگذارند که... بابا   من می‏خواهمب ه یک کسی توی تلویزیون فحش بدهم، یک کسی می‏خواهد با نامزدش   شوخی بکند، اگر شنود بگذاریم برای اینکه همه مسائل شخصی این افراط است،   اما گاهی هم ما می‏فهمیم که اینها با خارج یک قراردادی توطئه دارند آنجا   هم بگوئیم نه انشاءاللّه بز است، آن هم خیلی سادگی است، نباید برای زندگی   شخصی تجسس کنیم، شنود بگذاریم نه باید نسبت به توطئه‏ها که امنیت ملی را   در خطر می‏اندازد بی تفاوت باشیم، پس کجا؟ مردم در زندگی شخصی‏شان هیچ کس   نباید تجسس کند، شنود بگذارد، تلفن‏ها کنترل بشود، مسائل شخصی مردم را   بناید وارد بشویم به حریم خانوادگی کسی وارد نشویم، اما اگر احساس کردیم   که یک خطی بین ایران و خارج هست، یک رد و بدل‏هایی است که اقتصاد، سیاست،   امنیت و عزت ما در خطر است، آنجا باید شنود بگذاریم، آنجا باید تجسس هم   بکنیم، باید عامل نفوذی هم داشته باشیم، توی زندگی شخصی نه ولی توی   زندگی... یکوقت یک کسی سیلی می‏زند توی گوش بچه‏اش بیخود ما اینجا نباید   الو!! کلانتری آقا این یک پدری توی خانه‏اش به بچه‏اش کتک زده به تو چه   توی خانه می‏خواهد بزند بعد هم عذرخواهی خواهد کرد، حالا غلط هم کرد   عذرخواهی می‏کند، مسئله شخصی را چکار داری، اما یکوقت همین آقایی که سیلی   می‏زند یک 20 کیلو تریاک از این خانه می‏برد خانه دیگر که با این تریاک   می‏خواهد جوانها را از بین ببرد آنجا اگر دیدی تریاک حمل و نقل می‏کند به   کلانتری بگوئید اما اگر یک گناه شخصی می‏کند لازم نیست به کلانتری اطلاع   بدهی، پس ببینید، اینها باید مواظب باشیم کجا اطلاع بدهیم کجا اطلاع   ندهیم، مسائلی که نسل جوان در خطر است، مسائلی که امنیت عمومی هرجا   مسئولیت عام است باید آنجا نعره بکشیم هم... شنود بگذاریم عامل نفوذی   بگذاریم، همه دقتهای لازم را انجام بدهیم، چون مسئله مهم است، اما اگر یک   مسئله شخصی است و فردی است و جزیی است توی مسائل شخصی جزئی فردی حق   آبروریزی، افشاگری، شفاف‏گری نداریم

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهيم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:41 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
دوری از افراط در ستایش و سرزنش
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


  ستایش «اکبر الحمق» رئیس احمق‌ها کیه   رئیس احمق‌ها کسی است که «الاغراق فی المدح والذم» رئیس احمق‌ها کسی است   که وقتی خوشش می‏آید خیلی تملق می‏گوید وقتی عصبانی می‏شود خیلی انتقاد   می‏کند این پیداست خیلی آدم احمقی است «الکر الحمق» بالاترین درجه احمقی   این است که انسان در ستایش و انتقاد توازن نداشته باشد. از یک کسی خوشش   می‏آید بگوید آقا اصلاً روی کره زمین دو تا آدم مثل تو نیست. ای کاش همه   مردم مثل تو بودند، خاک زیر کفش‏ات بخورد توی کله نمی‏دانم... همچین ابروی   تو نمی‏دانم فرض کنید که کمال تو تملق می‏گوید ایشان از... تملق می‏گوید   گاهی هم خودش آدم از خودش می‏رود بیرون مثلاً حالا نمره درسش نوزده است   حالا نمره نوزده است فکر می‏کند خدا هم نمره نوزده به او می‏دهد نه، ممکن   است یک کسی نمره‏اش نوزده باشد ولی پهلوی خدا نمره‏اش پائین باشد «انّ   اکرمکم عنداللّه» خوشا بحال کسی که همه چیزهایش میزان باشد یعنی ادب 20   نماز 20 احترام به پدر و مادر 20 تحصیلات 20 مطالعات 20 فهم 20 نظافت 20   اگر همه چیزها میزان بود خیلی خوب بود اما اگر کسی هوش بالا زبان حرف بد   از دهانش آمد بیرون فحش داد یعنی میزان نیست مثل زنی که می‏زاید کله سه   کیلو است بدن یک سر کله سه کیلو بدن یک سیر خوب این می‏میرد. قران خوب   می‏خواند صوتش خوب است اما آن مقداری که روی الفاظ کار می‏کند روی معنی   کار نمی‏کند خوب این نامیزان است. اگر طلبه‏های ما درسهایی را می‏خوانند   اما مثلاً با نهج‏البلاغه و تفسیر کم رنگ آشنا باشند خدای ناکرده، این هم   نامیزان است. توی ساختمان‌های ما پول منار می‏دهیم اما پول بلال نمی‏دهیم . یعنی الان منار می‏سازیم اما بلالی که برود روی آن اذان بگوید وجود ندارد   یعنی مؤذن تربیت نمی‏کنیم اما محل برای مؤذن می‏سازیم یعنی بشقاب هست اما   پلویی توی آن نیست، منار بی بلال، بشقاب بی پلو، یعنی باید منار و بلال با   هم باشد، بشقاب و برنج با هم باشد، این توازن این است. بنده اگر یک قبای   سفید بپوشم اما پیراهنم مشکی باشد همه می‏گویند چرا همچین کفش‌هایم تا به   تا بشود. جوراب‌هایم رنگاورنگ باشد. یک دستم را حنا ببندم یک دستم را حنا   نبندم توازن... گفتم این کاریکاتورهایی که می‏کشند این کاریکاتورها   می‏دانید می‏خواهد بگوید چه؟ می‏خواهند بگویند جامعه توازن ندارد، یک آدم   هست شکمش گنده بغلش یک آدم هروئینی این کاریکاتورها همه‏اش هنرمند یک چیز   روانی دارد پشت این نقشه‏اش ظاهرش کاریکاتور است اما پشتش از نظر روانی،   از نظر سیاسی یک اهداف روانی، یک اهداف... یک ناله‏هایی دارد نعره‏هایی   دارد یک افکاری دارد آن افکارش را در قالب کاریکاتور نشان می‏دهد می‏گوید   این چرا همچین است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهيم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:39 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
اعتدال در هزینه های زندگی
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


مواظب باشید نه خودتان گول   خودتان را بخورید نه گول کتابها را بخورید یک کسی ممکن است کتابخانه خیلی   قشتگی داشته باشد ولی کسی توی آن مطالعه نکند، خانه‏اش مهرهای بزرگ   جانمازهای قشنگ اما نماز نمی‏خواند. ما چقدر آدم داریم که اتاقهای   میهمان‏خوان خوبی دارد، برای اتاق پذیرایی پولهای سنگینی خرج می‏کند، اما   حاضر نیست مثلاً بیاید یک سالن توی مدرسه بسازد برای نمازخانه بچه‏ها یعنی   برای میهمان سالی یکبار سالی دو بار پول خرج می‏کند اما برای نماز نسل نو   که هر روز نسلش می‏خواهد نماز بخواند نمی‏آید توی دبیرستان پسرش بگوید آقا   من که 5 میلیون 10 میلیون خرج میهمانخانه‏ام کردم یک 10 میلیون می‏دهم یک   نمازخانه توی مدرسه بسازید یا دگاری بیایند مثلاً... ما الان ده‌ها هزار   مدرسه داریم که بچه‏ها می‏خواهند نماز بخوانند سالن نمازخانه ندارند و پدر   بعضی از این بچه‏ها خرج... برای تغییر ماشین تغییر لوستر تغییر اتاق   پذیرایی تغییر خانه سنگ کاری روکاری منبدکاری دکورسازی یکوقت ممکن است   میلیونها تومان پول دکور بدهد اما برای بچه‏اش کفش می‏خرد یعنی چند هزار   تومان برای بچه‏اش کفش می‏خرد اما اگر یک کتاب هزار تومانی باشد هو هزار   تومان!! یعنی برای مخ بچه‏اش هزار تومان سوت می‏کشد برای مخ بچه‏اش پول کم   خرج می‏کند اما برای کفش بچه‏اش به راحتی پول خرج می‏کند اینها ... نامیزانی هایی است که... دولت‏ها همینطور یک دولت اصل را می‏گذارد روی   اقتصاد یک دولت اصل را می‏گذارد روی سیاست یک دولت اصل را می‏گذارد روی   دیانت یک دولت اصل را می‏گذارد روی... همه چیز باید با هم باشد سیاست و   دیانت و تقوا و اقتصاد و ورزش

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهيم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:34 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

POWERED BY RASEKHOON.NET