نقش وقف در گسترش سنت کتاب در سال همت مضاعف کار مضاعف(محور همت و کار مضاعف در مورد وقف)
علاقه
اسلام به علم و دانش و تأکيد بر فراگيري آن باعث گرديد
که مسلمانان بطور
روز افزوني به جانب علم و دانش روي آوردند و با توجه به حجم مطالب و مسائل
موضوع ثبت و حفظ
آنها مطرح گرديد. اولين نياز مسلمانان به کتابت و کتاب ـ
ثبت آيات الهي بود که پيامبر گرامي(ص) نازل مي شد و بعلت
فراواني سوره ها
و آيات احتمال فراموشي ـ از بين رفتن و حذف و اضافات کلمات و عبارات وحي
مسلمانان را تهديد
مي نمود. فلذا تدوين و جمع آوري سوره و آيات قرآن بصورت
کتاب مطرح گرديد
.
علاوه بر اين امر، پيامبر(ص) کتاب را به عنوان معجزه
خود معرفي نمود، به اين دليل ارزش کتاب و کتابت به حدي
رسيد که کتاب و
کتابخانه به عنوان وسايل با ارزش تربيتي ـ تعليمي به سرعت تأسيس و گسترش
يافت و لذا در مي
يابيم که: 1ـ اولين کتاب در اسلام قرآن بود 2ـ اولين محل
تعليم و تربيت مسجد بود 3ـ اولين محل حفظ و نگهداري کتاب
نيز مساجد بودند
ولي با توجه به آزادي علما در خصوص جمع آوري کتب و تشکيل کتابخانه بصورت
امري عادي درآمد
جريان تشکيل کتابخانه در اسلام از سه جنبهِ هديه کتاب
منتج مي شده است که ذيلاً فقط به آن اشاره مي شود
.
الف) هديه کتاب به
حکام ـ وزرا ـ امرا و بزرگان ب) هديه کتاب به عنوان پيش کش و تحفه ج) وقف کتاب
.
کتابخانه
هاي اسلامي که از مراکز پژوهشي و نمود عيني فرهنگ و تمدن
اسلام به شمار مي
آيند، نقش بسزايي در حفظ و حراست آثار و منابع علمي به جا مانده از علما،
فقها، ادبا، مورخان،
پژوهشگران و نويسندگان مسلمان و ارائه خدمات علمي به
جامعه دارند. در جامعهاي که اسلام و فرهنگ اسلامي بر آن
حاکم است و ما در
آن زندگي مي کنيم، رهبر آسماني اش حضرت محمد(ص)، فراگيري دانش دين را بر
هر مرد و زن مسلمان
واجب دانسته، (طلب العلم فريضه علي کل مسلم و مسلمه) و
به پيروان خود دستور داده تا پايان عمر جوينده دانش
باشند، (الطلبوا العلم
من المهد الي اللحد) و آن را در هر نقطه اي از جهان که باشد، بجويند،
(
اطلبوا العلم و لو
بالصين). وصي و جانشين بر حق او اميرمؤمنان علي(ع) نيز
به فراگرفتن دانش هر چند از نفاق پيشگان امر کرده، (خذ
الحکمه، و لو من
اهل النفاق). بنابراين، در چنين جامعه اي به کتابخانه و کتاب و کتابخوان و
نيز تحقيق و پژوهش و
به طور کلي فعاليتهاي علمي و فرهنگي، بايد بهاي
بيشتري داده شود و فرهنگ مطالعه و استفاده از کتابخانه
همگاني شود و
فضاهاي مطالعاتي گسترش يابد. تحقق اين مهم در گرو توجه جدي متصديان امور
به تأمين نيازهاي
معيشتي مردم، به ويژه قشر تحصيل کرده و کتابخوان و رفع
مشکلات آنهاست، تا با فراغت خاطري مطلوب، به تحقيق و
مطالعه در کتابخانه
ها بپردازند و زمينه رشد و توسعه علمي کشور را فراهم آورند؛ چرا که
پيشرفتهاي علمي
زمينه ساز پيشرفت در ساير زمينه هاست. در غير اين صورت
کتابخانه ها به مراکز نگهداري اسناد ملي و ميراث فرهنگي
مبدل خواهد شد
.
بيشتر
مفسران اتفاق نظر دارند که نخستين آيات نازل شده قرآن،
اين آيات است
: (
إقرا باسم
ربک الذي خلق. خلق الانسان من علق، إقرأ و ربّک الأکرم. الذي
علم بالقلم. علم
الإنسان ما لم يعلم)، يعني: «بخوان به نام پروردگارت که
جهان را آفريد، همان کس که انسان را از خون بسته خلق
کرد. بخوان که
پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان کسي که به وسيله قلم تعليم نمود، و
به انسان آنچه را
نمي دانست ياد داد
».
اين آيات و آيات بسياري که پس از
آنهاست ـ و انسان را
تشويق به کسب دانش مي کند و ارزش علما را بالا مي برد
ـ نشانه هاي کلي حيات فرهنگي مسلمانان، به ويژه حيات
علمي آنان را معين
کرده است
.
بدين ترتيب، دانش جزئي از حيات روزمره
و راه روش آنها در
زندگي و ساختن خانه هاي مسکوني آنان شد. کتاب به صورت منبع تابش نور و
پرتو افکني درآمد، و
مردم در دستيابي به آن با يکديگر رقابت مي کردند
.
حرکت تحقيق و ترجمه و تأليف و استنساخ آغاز شد و مقالات
متعددي در منزلت
کتاب، قصايدي در ترغيب به مطالعه و دست يافتن به آن سرودند
.
خلفا،
امرا، وزرا و علما بسياري از وقت و مالشان را صرف کتاب
مي کردند و با دانش
و فراگيري آن و کتاب و کتابت به خداوند تقرب مي جستند. آنان براي اين
منظور موقوفات مختلف
و گوناگوني را به وجود آوردند، و اين فرمايش رسول
خدا(ص) که: اذا مات ابن آدم انقطع علمه إلا من ثلاث:
صدقه جاريه أو علم
ينتفع به، او ولد صالح يدعو له (هرگاه فرزند آدم بيمرد، عملش قطع مي شود
مگر از سه راه: صدقه
جاريه، يا دانشي که از آن سود برده شود، يا فرزند
پرهيزکاري که براي او دعا کند)، آنان را به رقابت با
يکديگر وا مي داشت
.
مسلمانان
بر روي اين پل بزرگ فرهنگي که آن را با نيروي ايمان و
شوق راستين به عمل
شايسته بنا کردند، بر يکديگر سبقت مي جستند. بدين سان، دين بزرگان اسلام و
فرهنگ و تمدن آن که
بر پايه هاي ايمان راستين به وجود آمده بود، برتري
يافت و کتابها و کتابخانه ها در اشکال و حجم هاي مختلف
پديد آمدند، بلکه
مي توان گفت حتي کتابخانه هاي شخصي جزء اصلي در[نقشه]ساخت منازل شدند که
آثار آنها تا به
امروز همچنان باقي مانده است
.
دهها تحقيق و پژوهش در
دوره هاي متعددي از
تاريخ عرب و مسلمانان، حيات فکري و علمي آنان را مورد
بررسي قرار داده اند. برخي از آنها بر جزئيات تکيه داشته
اند، چنان که
کتابخانه توجه برخي از پژوهشگران[مانند نگارنده]را به خود جلب کرده، جز آن
که تاريخ کتابخانه
ها، پيدايش و تحول آنها، در چارچوبي کلي مورد بحث و
بررسي قرار گرفته است
.
نگارنده دريافته است که وقف کانون جنبش علمي و
فکري اعراب و مسلمانان در طي قرنها بوده، زيرا واقفان
اعم از حکام، وزرا،
علما و اشخاص در پشتيباني از راههاي علمي و در نتيجه قرار دادن دانش در
اختيار همه طبقات
جامعه بدون کمترين تبعيض، سهم داشته اند
.
نيز به
اين
نتيجه رسيده است کتابخانه هاي[اسلامي]عربي از تلاش واقفان بهره بسيار
برده، به طوري که
هزاران نفر از آنان در گردآوري و سپس وقف کتب بر
کتابخانههاي مستقل مانند کتابخانههاي عمومي و يا وقف
آنها بر مدارس،
مساجد، بيمارستانها و محلهاي سکونت بينوايان و بيکسان، بر يکديگر پيشي
ميگرفتند. همين امر
نگارنده را بر آن داشت تا به ارائه پژوهش جداگانهاي
که ابعاد اين موضوع را نمايان سازد، بينديشد
.
وقف در محکم کردن پايههاي گوناگون فرهنگي جوامع اسلامي در طول سدههاي
متمادي مؤثر بوده است، از جمله
:
ـ تأسيس مدارس، تعيين مدرس براي آنها و
تأمين هزينه جويندگان علم
ـ استفاده از مساجد در امر آموزش با تشکيل
جلسات درس در گوشه و کنار آنها
ـ توجه به فراهم کردن منابع علمي در مدارس،
مساجد، کاروانسراها و بيمارستانها
افراد
برجسته جامعه مانند خلفا، پادشاهان، فرمانروايان،
ثروتمندان، علما و
وزيران و برخي از عامه مردم در اين گونه وقفها مشارکت داشتهاند. کسي که
تاريخ اسلام را مورد
پژوهش قرار ميدهد، از بذل توجه بسيار اين افراد در
ايجاد مدارس وقفي موجود در سراسر جهان اسلام آگاه ميشود،
زيرا پيشي گرفتن
آنان بر يکديگر در امر تأسيس و بناي اين قبيل مدارس پديدهاي است که به
وضوح قابل مشاهده
است، تا آنجا که وجود آنها در روستاهاي دور دست به چشم
ميخورد، چه رسد به شهرهاي بزرگ که مدارس مختلفي همچون
کانونهاي قرآن و
حديث و مذاهب فقهي، مدارس طب، مدارس عمومي بزرگ در آنها فراوان يافت
ميشود
.
نعيمي دمشقي در کتاب خود که آن را فقط در زمينه تاريخ مدارس
دمشق و معرفي آنها
به رشته تحرير درآورده است، تصوير شگفتآوري از توجه
بينظير مردم در تاريخ به امر تعليم و علاقه شديد آنان
به نشر فرهنگ ارائه
ميدهد و به معرفي افراد بزرگ و سرشناسي ميپردازد که در آن مدارس، در
رشتههاي علمي مختلف
تدريس ميکردند
.
هر چند تاريخ معيني در اختيار
نداريم که بر ما
معلوم سازد نخستين مدرسه در اسلام در چه زماني تأسيس شده،
ولي يکي از مورخان
که تاريخ را بررسي کرده معتقد است که در عهد صحابه و
تابعين چنين مدارسي وجود نداشته، بلکه کار احداث آنها از
سال 400 هـ به
بعد آغاز شده است. نخستين کساني که در زمينه تأسيس مدارس در اسلام از آن
نام برده شده، اهل
نيشابور بودهاند که مدرسه بيهقيه را در آنجا بنا
کردند. امير نصر فرزند سبکتکين و برادرش سلطان محمود هر
يک مدرسهاي را در
اين شهر بنا کردند و مدرسه سعيديه نيز در آنجا بنا شده بود
.
مشهورترين
مدرسهاي که در قديم بنا شده، مدرسه نظاميه بغداد بوده
است. نظاميه بغداد
نخستين مدرسهاي بود که کرسي استادي را براي فقها تعيين کرد. اين مدرسه
منسوب است به نظام
الملک ابوعلي حسن بن علي بن اسحاق بن عباس طوسي، وزير
ملکشاه فرزند آلب ارسلان بن داود بن ميکال بن سلجوق. او
در سال 457 هـ
شروع به ساختن «نظاميه» در شهر بغداد کرد
.
بناهايي که ساخته ميشد،
صرفاً مدرسه و محل تجمع طلاب براي کسب علوم از اساتيد در
زمان و مکان معين
نبود، بلکه بيشتر مدارس مؤسسات علمي پيشرفتهاي بودند که از نظامات و راه
و روشهاي خاصي
پيروي ميکردند و منابع مالي و درآمدهايي داشتند که در
انجام فعاليتهاي خود به آنها متکي بودند
.
محض نمونه مدرسه
المستنصريهي بغداد که کار احداث آن در سال 631 هـ. به
پايان رسيد، فعاليت
آموزشي خود را طبق نظام دقيق و خاصي شروع کرد، زيرا «بر مذاهب چهار گانه
اهل سنت» وقف شده
بود. از هر مذهبي شصت و دو فقيه و چهار نفر مربي در آن
حضور داشتند و هر يک از مذاهب داراي مدرس مخصوص و استاد
حديث، قارياني با
ده نفر مستمع و يک استاد طب با ده نفر دانشجوي پزشکي و دفتر مخصوصي براي
ايتام بودند و براي
هر يک از آنان سهميهاي از نان و گوشت و حلوا در نظر
گرفته شده بود و به هر يک کمک هزينه مکفي داده ميشد
».
بيشتر مدارس از
استحکام، وسعت
و زيبايي بسياري
برخوردار بودند و نسبت به زماني که تأسيس
شده بودند، اموال زيادي صرف آنها ميشد. مساحت تقريبي
مدرسه ستونزاده
(
تأسيس سال 810 هـ) در قاهره به 2262 (39 70/28) متر ميرسيد و
داراي دو
نما و دو در، يکي اصلي، در سمت شمال غرب و ديگري فرعي، در سمت جنوب غربي
بود. در وسط آن صحن
مستطيل شکل و رو بازي (با مساحت 16 7/14 متر) وجود
داشت که چهار سايبان در چهار طرف آن به چشم ميخورد و
بزرگترين سايبانش در
سمت قبله بود
.
آنچه ميتوان بر آن تأکيد کرد آن است که همه
مدارس بنا
شده در طول تاريخ اسلام به رغم تفاوتهايشان از لحاظ وسعت و امکانات، متکي
بر وقف و تحصيل در
آنها همگاني و رايگان بوده است. طلاب براي تحصيلات
متوسطه و عالي خود هزينهاي پرداخت ميکردند. و نيز
تحصيل در آنها اختصاص
به قشر خاصي از مردم نداشته، بلکه شرايط براي آموزش همه اقشار مردم فراهم
بوده است و فرزند
فقير و غني و تاجر و صنعتگر و کشاورز دوشادوش يکديگر در
اين مدارس تحصيل ميکردهاند. تحصيل در اين مدارس به دو
صورت انجام
ميگرفت: کساني که وضعيت مالي خوبي نداشتند و نميتوانستند با هزينه
پدرانشان زندگي کنند
و يا غريب بودند، به صورت شبانهروزي و کساني که
ميخواستند شبها به خانه و جمع خانواده خود باز گردند،
به صورت روزانه در
آنجا به تحصيل اشتغال داشتند
.
از
آنجا که شمارش همه مدارس معروف در
تاريخ اسلام دشوار مينمايد، بهتر است به ذکر اطلاعاتي
بپردازيم که از
منابع مختلف تاريخي در مورد برخي از آنها گرفته شده است. امير سيف الدين
علي فرزند امير علم
الدين بن سليمان بن جندر که از امراي بزرگ حلب و
خيرخواهي بنام بود، دو مدرسه در اين شهر وقف کرد، يکي را
بر فرقه شافعي و
ديگري را بر حنفيها
.
سلطان ملک
ناصر صلاحالدين ابو مظفر يوسف بن ايوب
مدرسه السيوفيه را بر حنيفه وقف کرد. اهميت دادن به امر
آموزش از فضاي
مدارس به مساجد نيز سرايت کرد، به طوري که در مييابيم موقوفات بزرگي به
اين منظور اختصاص
يافته تا با بهرهوري از عايدات آنها هزينه زندگي علمايي
که در مساجد به تدريس اشتغال داشتند تأمين و شرايط لازم
براي آنان و طلاب
فراهم شود. اين گونه موقوفات کمک ميکند تا شهرت علمي و مساجد حفظ شود و
براي هميشه جزو
مراکز علمي در سراسر جهان اسلام باشند
.
موقوفات
زيادي به حلقههاي درس و زواياي تعليم مسجد عمر و عاص، نخستين مسجد تأسيس شده در
مصر اختصاص داشت، از قبيل
:
«
زاويه
امام شافعي که گفته
شده شافعي در آن تدريس ميکرده و به نام او شهرت يافته
و بر سر آن زميني است در ناحيه سندبيس که سلطان ملک عزيز
عثمان بن سلطان
ملک ناصر صلاحالدين يوسف بين ايوب آن را وقف کرده است و هنوز بزرگان فقها
و اجله علما عهدهدار
تدريس در آنجا هستند. از اين قبيل است زاويه مجيدي
در بخش بالاي مسجد، ميان محراب بزرگ و محراب الخمس، در
داخل ايوان مياني
کنار محراب بزرگ، اين زاويه را مجد الدين ابو اشبال حارث بن مهذب الدين
ابوالمحاسن مهلت بن
حسن بنا کرد. و از اين قبيل است زاويه الصاحبيه، زاويه
الکماليه در ايوان مجاور در مسجد جامع، قاري قرآن، اديب
و تاريخ نگار
دقيق، شهابالدين احمد بن عبدالملک بن حسن اوحدي رحمه الله عليه گويد
:
علامه شمسالدين
محمد بن عبدالرحمن صائغ حنفي به من خبر داد که در مسجد
جامع عمر و عاص در مصر پيش از وباي سال 749 هـ. بيش از
چهل حلقه درس را که
به منظور آموزش علم تشکيل شده بود (و هنوز ادامه دارد) مشاهده کرده است
».
اين
خبر بيانگر فعال
بودن نهضت علمي است که از اين مسجد در طول قرنها به
عنوان يک مرکز علمي شروع شده و وقف بزرگترين پشتيبان آن
در استمرار و
ادامه فعاليتهايش بوده است
.
همه کساني که موقوفاي را بر مدارس و
خانقاهها و حلقههاي درس در مساجد وقف ميکردند به اهميت
کتاب در امر
تعليم پي برده و دريافته بودند که نبايد صرفاً به ايجاد ساختمان و فراهم
ساختن وسائل تدريس
اکتفا کنند؛ از اين رو به وقف کتاب به آنها اهتمام
ورزيدند تا با دسترسي و مراجعه به آن، تحصيل علم ميسر و
آسان شود و استاد
و شاگرد بتوانند همزمان به عنوان مأخذ علمي به آن استناد کنند. لذا وجود
کتابخانه در هر
مدرسه و مسجدي که زوايايي براي تدريس در آن بود، يا
کاروانسراهايي که وقف بر طالبان علم و ديگران شده بود،
معمول و رايج گرديد
.
هدف از بحث کتاب و اهميت آن
ما
اطلاعات چنداني از وضعيت فکري و فرهنگي که در طول قرنها،
تاريخ عرب شاهد
آن بوده است، نداريم. هدف ما از اين بحث، تکرار مسائل جزئي يا همگامي با
آراء و اقوال ديگران
براي دستيابي به تحکيم و تقويت ساختاري که شايد ترسيم
کنندهاش آن را در حقيقت با نظر و اجتهاد خود شکل داده
باشد نيست، ولي
پذيرش آنچه بدان دسترسي باشد يا بازسازي آن با الفاظ متفاوت نيز الزامي
نميباشد
.
پس اين سخن که دوران
انحطاط فرهنگي پس از سقوط بغداد بوده،
از سخناني است که در برابر حقايق ريشهدار موجود ـ
حقايقي که از راه تلاش
براي ارائه تصويري کلي از فرهنگ و انديشه عرب بر ما آشکار شده ـ بياساس و
ناپايدار است. چهره
کلي فرهنگ عرب نه بر اساس تفکيک جمعيت ساکن در نواحي
عربنشين استوار است و نه بر ساس تفکيک موضوعه، بنابراين
اگر ادبيات دچار
انحطاط شده، ضرورتي ندارد که به ساير علوم مانند طب و فلسفه و غيره نيز
سرايت کرده باشد
.
همه اين امور ناگزير
بايد مربوط باشد به امر آموزش در
مساجد و مدارس و نيز توجه به تحکيم و پايه تعليم استوار
شده بر مباني
آزادي که کتاب درسي سيطرهاي بر آن ندارد، بلکه هدف اخذ مطالب از منابع
بيشتر و اطلاع از
آراي پسنديده و ناپسند براي به دست آوردن ديدگاه اصلي
است و اين در جهت تشکيل کتابخانههاي عربي بوده است
.
جنبش فرهنگ عرب از
زماني که کار شکلدهي به تأليف ساده کتاب را آغاز کرد، و
مکاني را به
جمعآوري تصنيفات و تأليفات اختصاص داد تا خوانندگان بيشتري به آن راه
پيدا کنند، به صورت
عميق و نيرومندي با کتابخانه مرتبط بوده است
.
آنچه
که ميتواند
مؤيد اين مطلب باشد، اين است که عبدالحکم جمحي زودتر از
ديگران کتابخانهاي را در مکه تأسيس کرد و در اختيار
عموم قرار داد و براي
جذب مطالعه کنندگان بيشتر، آن را به وسايل رفاهي و تفريحي مجهز کرد و به
وسيله آنها افراد
وادار به مطالعه ميشدند. سابقه اين گونه کتابخانهها،
به صدها سال پيش از آن که غربيها به فکر تأسيس کتابخانههاي
عمومي مجهز
به وسايل رفاهي و تفريحي بيفتند، ميرسد
.
از آغاز، برتري از آن کسي
بوده که در تحکيم موقعيت کتابخانه نقش داشته است، يعني
کسي که در جستجوي
کتاب بود، آن را جمعآوري ميکرد، کتابخانهاي را به وجود ميآورد و سپس
آن را وقف ميکرد تا
يک مؤسسه فرهنگي براي عموم باشد
.
پيش از تأسيس
مدارس مکانهايي وجود داشت به نام دارالعلم يا به تعبير
زمان ما،
کتابخانههاي عمومي، مانند: دارالعلم موصل، دار العلم بغداد، دار العلم
بصره و دار
الحکمه... و بيت الکتب در ري. اين اماکن مدارسي بودند که طلاب
مبتدي به آنجا ميرفتند
درس ميخواندند، مطالعه ميکردند و اگر وقتشان
اجازه ميداد در گوشه و کنار کتابخانهاي که داير بود با
کسي که با او
ملاقات ميکردند به بحث و مناظره و گفتگو ميپرداختند
.
گويي مردان مصلح
و خيرخواهان دريافته بودند که کتابخانه عمومي به تنهايي
کافي نيست و
نميتواند اشتهاي شديد دانشطلبان را ارضا کند؛ اين بود که کتابخانههايي
در مساجد جامع بر پا
شد، سپس مدارس پديد آمد و هر کس مدرسهاي تأسيس
ميکرد، کتابخانهاي نيز در داخل يا کنار آن داير ميکرد
.
اينها همه
کافي نبود، لذا کتابخانههايي در بيمارستانها،
کاروانسراها و خانقاهها به
صورت کتابخانههاي خصوصي داير شد و کسي که برايش مقدور
نبود از
کتابخانههاي عمومي و کتابخانههاي مدارس و مساجد براي مطالعه استفاده
کند، به کتابخانههاي
کاروانسراها يا خانقاهها مراجعه ميکرد و از آن بهره
ميبرد
.
آنچه ذکر کرديم مطالبي بود مربوط به کتاب و کتابدار و مطالعه کنندگان کتاب که با
نظم و ترتيب همه جانبه بيان شد
.
اين
پژوهش گوشهاي از ابعاد درخشان گذشته و نيز برخي از رموز
ميراث فرهنگي
اسلام را براي کساني که بخواهند بيطرفانه در اين درياي متلاطم غور کنند و
هدفشان اين نباشد که
ميان گذشته درخشان و وضعيت کنوني آن که بايد
درخشانتر باشد، مقايسه کنند، برملا ميسازد
.
ميراث فرهنگي يک
قصيده و
يک موضوع انشاي جديد نيست تا بتوان به بهانه حمايت و پاسداري از آن روحيه
نوآوري امروزي را از
ميان برداشت، بلکه ميتوان از اين طريق به شواهدي دست
يافت حاکي از آن که عظمت و اقتدار آنچه در گذشته بوده
کمتر از آنچه اکنون
ملتهاي پيشرفته دارند، نيست
.
اگر اهتمام غرب به کتابخانهها و تکيهاش
بر آنها ما را به
شگفتي وا ميدارد اين نشانه آگاهي کامل او از نقش
کتابخانهها در تحکيم و ايجاد بناي تمدن است. گذشته
تاريخ گواهي ميدهد که
پدران و اجداد ما نيز چنين شناختي داشتهاند، لذا کتابخانهها در شهرهاي
بزرگ و روستاهاي
کوچک به روي مردم گشوده بود و همه آنها بر وقف متکي بودند
و هيچ کس از دولت
انتظار نداشت که مدرسه و کتابخانه يا کتابخانه عمومي يا
مسجد و کتابخانه را با هم بسازد
.
هدف اين بحث بيان
منشأ پيدايش
کتابخانه عربي است که بر وقف متکي بوده يا بعداً بر آن استوار شده،
صرفنظر از کتابخانههاي
خصوصي و آنهايي که وقفي بودنشان به اثبات نرسيده
است، تمام اين کار با تکيه بر شواهدي تاريخي ـ مادامي که
فراوان باشند ـ و
با ياري جستن از روشهاي علمي جديد در صورت کافي نبودن متون تاريخي انجام
ميگيرد و فراوان
نبودن شواهد بيشتر اوقات ناشي از ناتواني و کسالت خود
پژوهشگر نيست
.
اين تحليل مجموعهاي از حقايق مسلم را که بر
محور مطالب زير دور ميزند مورد بحث قرار ميدهد
:
1.
وقف کتاب نزد
مسلمانان عامل اساسي در افزايش معلومات طالبان دانش در طول قرنهاي متمادي بوده
است
2.
اين گونه وقف در
افزايش و توسعه کتابخانههاي گوناگون در تاريخ اسلام سهم مهمي داشته است
.
3.
کتاب هاي وقفي
پراکنده بودند و بسياري از آنها در نتيجه سهلانگاريها ناپديد يا ربوده و غارت
شدند
4.
بيشتر
کتابهاي خطي، عربي
و اسلامي موجود در کتابخانههاي دنيا نتيجه گردآوري و
خريداري آنها توسط کتابخانههاي وقفي امروزي و يا افراد
و گروههايي است که
آنها را خريده و در اختيار کتابخانههاي تازه تأسيس گذاردهاند
.
گروهي
از پژوهشگران عرب در زمينه وقف کتب و کتابخانهها به تحقيق پرداختهاند
.
دکتر عبداللطيف
ابراهيم استاد سند شناس در بخش کتابخانهها و اسناد
دانشکده ادبيات دانشگاه قاهره از جمله اين گروه است. او
تحقيقات مستندي را
در اين زمينه انجام داده و برخي از جوانب موضوع را روشن ساخته است. وي اين
تحقيقات را گردآوري
و در کتابي تحت عنوان، دراسات في تاريخ الکتب و
المکتبات الاسلاميه در قاهره به سال 1963 م./ 1382 هـ.
منتشر کرده است
.
اين کتاب مشتمل بر پنج بحث است و عنوان اولين بحث آن (کتابخانههاي
مملوکيه) است. او در
اين بحثها به هويت کتابخانهها در آن دوره ميپردازد
و از جمله اموري که بدان پرداخته، موضوع انتخاب کتاب و
تجهيز کتابخانه است
و يادآور ميشود که واقف، که عادتاً بنيانگذار مدرسه است، مجموعهاي از
کتب و قرآنهاي
موجود در گنجينه کتابهاي شخصي و ابزار نويسندگي خود را بر
کتابخانهي آن وقف
ميکرد. علاوه بر اين کتابهاي ديگري نيز خريداري و وقف
بر مدرسه ميکرد و نشانه موقوفهي خود را بر آن مينهاد
.
عنوان دومين
بحث آن (کتابخانه در وقفنامه) بود که پژوهشي دربارهي
کتابخانه و انتشار
وقفنامه است. او در اين بحث به بررسي وقفنامهي علي بن سليمان ابشادي
مالکي، ثبت شده در
سال 919 هـ. پرداخته و مضمون آن وقف يک باب منزل و يک
کتابخانه شخصي با تمام کتب و وسائل آن است. دکتر
عبداللطيف ابراهيم در اين
تحقيق خود به مجموعهاي از کتابهاي وقفي در موضوعات
مختلف اشاره کرده است
.
او
در سومين تحقيق تحت عنوان «سند دريافت کتابهاي پژوهشي،
تحقيقاتي و
انتشاراتي، به بررسي يک سند رسمي اداري در مورد ليست کتابهاي وقفي
پرداخته است که يکي
از اعضاي هيئت امناي کتابخانههاي زمان مملوکيها به
نام شيخ شمس الدين محمد بن جمال الدين عبدالله بن
عبدالعزيز مغربي، آن را
دريافت کرده بود. واقف اين کتابها شخصي است به نام عيسي بن عبدالرحمن
الزواوي مالکي، و
تاريخ اين سند به سال 883 هـ. بر ميگردد
.
به رغم اين
که در منابع قديمي مربوط به قرون اول تا سوم هجري از
کتابخانههايي خاص و
اشخاصي که کتابهايي را جمعآوري کردهاند، سخن به ميان آمده، ولي درباره
اين که چه کسي آنها
را پس از درگذشت خود وقف کرده مطلب مفيدي ذکر نشده است
و به نظر ميرسد علل آن به کمي تصنيفات و خودداري برخي
افراد از استفاده
از کتاب و ترجيح داشتن کسب دانش از علما به صورت شفاهي و از طريق نقل و
روايت، بدون ياري
جستن از نوشتافزار، مربوط ميشود
.
در قرن دوم هجري
يک نوع مؤسسه علمي به نام «بيت الحکمه» ظهور کرد و از
ميان بخشهاي مختلف
آن، کتابخانه بيش از ديگر بخشهاي آن مورد توجه گروهي از خلفاي عباسي قرار
گرفت، هر چند مأمون
بيش از ديگران به نظارت، پشتيباني و توسعه همه بخشهاي
بيت الحکمه، اهميت ميداد. او علاوه بر اهميت دادن به
کتابهاي عربي تأليف
شده توسط بزرگان، از علماي مناطق مختلف قلمرو خلافت عباسي، براي دستيابي
به کتابهاي فلسفي و
غير فلسفي، نمايندگاني را به کشور روم فرستاد و هر
چند هدف از تأسيس بيت الحکمه کمک به علما و پژوهشگران و
فراهم آوردن منابع
اطلاعاتي بيشتر و ايجاد تسهيلاتي براي علاقمندان به کار تحقيق و مطالعه و
تأليف و ترجمه بوده
ولي به هر حال نميتوان چنين کتابخانهاي را جزو
کتابخانههاي وقفي به شمار آورد، زيرا ما به مدرک علمي
روشني در اين مورد
دست نيافتهايم
.
دسترسي مردم
به کتابهاي علمي کمياب و کتابهايي که از
زبانهاي مختلف به زبان عربي ترجمه شده بود، دشوار بود؛
لذا خلفا راههاي
تحقيق و مطالعه در بيت الحکمه را که به منظور نشر علوم و معارف منتقل شده
از ملتهاي ديگر
تأسيس شده بود، براي مردم هموار کردند
.
اين هدف بدون
ترديد به هدف کساني که در مرحله بعد به طور آشکار در وقف
کتب و
کتابخانهها
سهيم بودهاند نزديک است، زيرا با درخشش کار تأليف و فعال شدن
نهضت علمي معروف
جهان اسلام در آن زمان، و افزايش تعداد محققان، حاکمان و
وزرا و علما و ثروتمندان به اهميت فراهم آوردن کتب براي
بيشترين تعداد
متقاضيان کتاب، پي بردند و کتاب را يکي از وسايل انجام کار نيک يافتند
.
اين انگيزه و
علاقمندي آنان به اشاعهي علم و غلبه بر مشکل دستيابي طلاب
شهرها و مناطق مختلف
به کتابهاي موجود در سراسر جهان اسلام به پيدايش وقف
در خصوص کتاب و کتابخانهها منجر شد
.
برخي از مردم کتابهايشان
را بر
عموم
مسلمانان وقف ميکردند و کتابهاي آنان[ براي استفاده همگان]در
گنجينه کتب مساجد
قرار داده ميشد. برخي وقف آنها را به مکان يا شهر معين
اختصاص ميدادند و ميگفتند: اين کتابها را بر فلان جا
يا فلان شهر وقف
ميکنيم. و برخي ديگر اسفتاده از آنها را آزاد ميگذاشتند. گاهي واقف،
شرايطي را براي
استفاده يا به امانت سپردن کتابهاي وقفي وضع ميکرد، چنان
که قاضي ابن حيان
خارج کردن کتابها را از کتابخانه ممنوع ساخت و برخي
مانند ابن الخشاب کتابهايشان را بر اهل علم وقف کردند
.
کم کم انواع
وقف، از قبيل وقف
کتابخانهها به طور کامل، وقف کتب بر مدارس، مساجد،
بيمارستانها، رصدخانهها، کاروانسراها و خانقاهها به
وجود آمد، در اين
ميان نوع ديگري از وقف نمودار شد و آن وقف کتابهاي يک عالِم بر علما يا
ورثهاش پس از درگذشت
او بود. واقفينِ کتابخانههاي مستقل يا کتابخانههاي
مدارس و مساجد، به افزاي درآمد اقتصادي ثابتي براي
نگهداري و مرمت و
پرداخت مخارج افرادي که در آنها کار ميکردند، اهميت ميدادند، و برخي از
آنان درآمدي را معين
کرده بودند تا به رشد و توسعه و شکوفايي کتابخانهها
در گذر زمان کمک کند
.
از قرن چهارم هجري به بعد کتابخانههاي وقفي در
سراسر جهان اسلام
رواج يافت به درجهاي که کمتر شهري يافت ميشد که خالي
از کتابخانه وقفي باشد. اين کتابخانهها به دليل کتاب
هاي وقفي موجود در
آنها بسيار مورد توجه طلاب واقع شد و کتابخانهها نيز در دستيابي به کتب
جديد به آنان کمک ميکردند
و فرصتهايي را براي آشنايي طالبان علم با
افکار و انديشههاي مؤلفان سراسر جهان اسلام در
اختيارشان قرار ميدادند
.
تعداد اين کتابخانهها در اندلس به حدي رسيده بود که ابوحيان نحوي بر
خريدار کتاب عيب ميگرفت
و ميگفت: «خدا به تو عقل معاش دهد[ چرا کتاب
ميخري؟!]من هر کتابي را بخواهم از کتابخانههاي وقفي به
امانت ميگيرم
».
براي مدلل
ساختن افزايش تعداد کتابخانههاي وقفي و گسترش آنها، يادآور
ميشويم که در قرن
هفتم هجري، تنها در شهر مرو شاهجان، ده گنجينه کتاب
وقفي وجود داشت. ياقوت حموي دربارهي آن ميگويد
: «
من نظير اين شهر را
از لحاظ فراواني
گنجينههاي موجود در آن، در دنيا نديدهام. دو گنجينه در
مسجد جامع آن بود که به يکي از آن دو «عزيزيّه» گفته ميشد
و فردي به نام
عزيز الدين ابوبکر عتيق زنجاني يا عتيق بن ابوبکر، آن را وقف کرده بود
.
اين شخص ابتدا در
بازار مرو ميوه و سبزيجات ميفروخت و سپس ساقي[مِي
رِسان]سلطان سنجر شد. در آن کتابخانه نزديک به دوازده
هزار جلد کتاب وجود
داشت؛ و به ديگري گنجينه «کماليه» گفته ميشد، گنجينه شرف الملک مستوفي
ابوسعد محمد بن
منصور در مدرسه او بود، گنجينه ديگري در مدرسه العميديه
وجود داشت و گنجينهاي بود متعلق به مجد الملک يکي از
وزراي متأخر اين شهر
و گنجينههاي خاتونيه در مدرسهاش و ضميريه در خانقاه آنجا قرار داشت که
دسترسي به کتاب آنها
آسان بود و اقامتگاه من هيچگاه از حدود دويست جلد از
اين کتب که بيشتر آنها را بدون سپردن وثيقه دريافت کرده
بودم، خالي نبود
».
به
نظر ميرسد بسياري از آثار مشهور علماي بزرگ به هر شکل
ممکن در اختيار
کتابخانههاي وقفي قرار ميگرفت. خطيب تبريزي متوفاي سال 502 هـ. يک نسخه
از کتاب التهذيب في
اللغه ابومنصور ازهري را در اختيار داشت و خواست آن را
با خود از تبريز به المعره ببرد و چون مال کافي نداشت تا
مرکبي اجاره کند،
اين کتاب را در توبرهاي گذاشت و پياده به راه افتاد. توبره را بر دوش
کشيد و عرق بدنش در
آن نفوذ و به کتاب سرايت کرد. بعدها اين کتاب در قرن
هفتم هجري، در اختيار يکي از کتابخانههاي وقفي بغداد
قرار گرفت
.
کتابخانههاي
وقفي و کتابهايشان، علاوه بر کتابخانههاي خصوصي نظير
کتابخانههاي
خلفاء، اميران، وزيران و دانشمندان پشتوانه انقلاب فکري و فرهنگي بوده که
جهان اسلام در طول
قرنهاي متمادي شاهد آن بوده است. علماي مشهور در تأليف
کتابهايشان به اين کتابخانهها استناد ميجستهاند،
جنان که ياقوت حموي
خود به استفاده از گنجينههاي کتب شهر مرو شاهجان اشاره کرده ميگويد: «در
گردآوري بيشتر مطالب
اين کتاب (مقصودش معجم البلدان است) و ديگر کتابهايي
که نوشتهام، از کتابخانههاي آن شهر استفاده کردم
».
دولت بايد در اداره مساجد نقش
مؤثري ايفا کند
حمدعلي نظام زاده متولد 1332 در اژيه در
نزديکي شهر اصفهان، دوازده سالگي را زمان حضور در حوزه علميه قم انتخاب کرد. از
محضر اساتيدي چون آيت الله قدوسي، جنتي، وحيد خراساني، مرتضي انصاري، صانعي کسب
فيض کرد و خارج از فقه، تفسير و فلسفه را گذراند. 1351در سال توسط ساواک دستگير و
با اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 6 ماه حبس محکوم شد. پس از حبس مبارزات انقلابي
خود را تا پيروزي انقلاب ادامه داد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي با دستور آيت الله
قدوسي در دادستاني انقلاب مشغول به خدمت شد و سپس به عنوان اولين امام جمعه
"مسجد سليمان" انتخاب شد. در سال 1359 با دستور امام خميني (ره) به
همراه حجت الاسلام امام جماراني به عنوان نماينده امام (ره) در سازمان اوقاف و
امور خيريه منصوب شد. علاوه بر اين از موسسان بنياد 15 خرداد، دانشکده هاي علوم
قرآني و بنياد پژوهش و توسعه فرهنگ وقف و صندوق عمران موقوفات کشور محسوب مي شود. در
سال 1376 با حکم رهبر معظم انقلاب به سمت سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه کشور
منصوب شد. دغدغه کار در حوزه دين و عمران مادي و معنوي مساجد از ويژگيهاي حجت
الاسلام والمسلمين نظام زاده است، همين تلاش دليل شکل گيري اين گفتگو در هفته
جهاني مسجد شد. از چه زماني ضرورت تشکيل ستاد پشتيباني و هماهنگي مساجد کشور احساس
شد و چه افرادي در اين ستاد عضو خواهند بود؟ يکي از مسائلي که از مشکلات هميشگي
مساجد بود و ما همواره با آن مواجه بوديم، پاسخگو نبودن يک دستگاه معين نسبت به
فعاليتهاي مسجد بود. مردم نمي دانستند اگر بخواهند درمسجد محل خودشان فعاليتي را
آغاز کنند بايد از چه ارگاني مجوز بگيرند و يا اينکه چه مرجعي اين اختيار را دارد
که آنها را از انجام فعاليتشان نهي کند.
از آن جا که ارگانهاي مختلفي در امر مساجد
حضور داشتند از ائمه جماعت تا هيات امناي مساجد، کانونهاي فرهنگي هنري مساجد کشور
و نيروي مقاومت بسيج و ... همواره يک ناهماهنگي براي پيشبرد امور مربوط به مساجد
وجود داشت و موانعي در راه توسعه فعاليتهاي فرهنگي، مذهبي و گاهاً ساخت و ساز
مساجد احساس مي شد. تصميم مسئوليني که بر فعاليت مساجد نظارت مي کنند بر آن شد تا
تمامي ارگانهايي که مستقيم يا غيرمستقيم در مساجد سهمي دارند، حتي گاهي حضور
فيزيکي در مساجد ندارند ولي از صاحبنظران محسوب مي شوند مانند ستاد احياي امر به
معروف و نهي از منکر در اين ستاد عضو داشته باشند و وقتي رئوس يا مرکزيت اين
ارگانها در ستاد مصوبه اي را به تصويب رساندند، نمايندگان ارگانها در مساجد ملزم
به رعايت آن مصوبه باشند.
چقدر به عملياتي شدن مصوبات اين ستاد
معتقديد؟
در اين ستاد حدود وظايف هر ارگاني مشخص مي شود و هر ارگان موظف به ابلاغ آن دستورالعمل به نمايندگان خود خواهد بود. به همين دليل با تصويب حدود وظايف هر ارگاني پيش بيني مي شود تداخلي در فعاليتهاي ارگانهاي مختلف پيش نيايد و مرزبنديها کاملا مشخص شود، نحوه تعامل و ارتباط دستگاهها با يکديگر تعيين شود و به جاي اينکه همه اين ارگانها فعاليتهاي يکديگر را خنثي کنند و در بين آنها اختلاف به وجود آيد که از آسيب پذيري هاي مساجد کشور محسوب مي شود يکديگر را پوشش دهند و تعامل ايجاد کنند تا ديگر تنشي در ميان ارگانهاي دخيل در امور مساجد پيش نيايد بلکه با هماهنگي بيشتر و تعامل گسترده فعاليتهايشان را دنبال کنند.
ستاد در حال حاضر چه مرحله اي را طي مي کند،
آيا فعاليتهاي اين ستاد آغاز شده است؟
برابر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مقرر
شد تا تشکيل اين ستاد مرکب از 13 نفر حقيقي و حقوقي فعاليت خود را آغاز کند و
دبيرخانه ستاد در سازمان اوقاف و امور خيريه مستقر باشد. بنا بود از ارگانهاي
مختلفي که در اين ستاد نماينده دارند، افرادي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي معرفي
شوند و احکام آن افراد توسط رييس جمهور صادر شود. علي رغم اينکه اين اسامي مدتي
است به شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعلام شد متاسفانه تاکنون احکام عضويت اعضاي
حقيقي و حقوقي آماده نشده است و تا زماني که وظايف هر فردي ابلاغ نشده است ستاد
هيچ رسميتي براي شروع فعاليت خود ندارد. اگرچه مقدمات فعاليت ستاد فراهم است.
و شما در اين مدت چه کرده ايد؟ دبيرخانه اي را
براي اين ستاد در نظر گرفته ايم. امکانات و تجهيزاتي آماده شده است اما همچنان
منتظر صدور احکام اعضا هستيم که اميدواريم هر چه سريعتر احکام اين افراد نيز ابلاغ
شود تا ستاد هر چه زودتر فعاليت خود را آغاز کند. از بحث ستاد جدا مي شويم و
اميدواريم هر چه زودتر نتايجي مطلوب از آن حاصل شود. برمي گرديم به بحث اصلي مان
بي مهري که هم اکنون تمامي مساجد کشور به آن دچار شده اند ناشي از چيست؟ آيا حضور
دولت در امورمسجد را موثر مي دانيد؟
مساجد پايگاههاي مردمي هستند که به لحاظ
بافت فکري و مذهبي که در ايران وجود دارد، پيوسته توسط مردم و بعضاً دولتمردان به
وجود آمده است و به عنوان پايگاههاي ديني و مذهبي مورد بهره برداري قرار گرفته اند
تاکنون هم اين سنت حفظ شده و حضور دولتها در احداث و حمايت از مساجد در برخي از
موارد تاريخي پررنگ بوده و در بسياري از مقاطع تاريخ بسيار کمرنگ شد و بعضاً در
برخي حکومت ها مورد بي مهري شديد واقع شده است. لذا وقتي ارتباط مساجد با حکومتها
را ملاحظه کنيد، مي بينيد به لحاظ بافت نحوه برخورد هر حکومتي بامساجد متفاوت بود.در
اين شکي نيست که قابليت هاي مساجد بايد حفظ شود از حيث بهره برداري از مساجد و
اينکه درب مساجد بايد باز باشد و چراغشان همواره روشن تا مومنان هر زمان که
خواستند بتوانند در مساجد حضور پيدا کنند و آنجا محل تجمعشان باشد و اين آزادي را
داشته باشند که از اين مکان بهره مند شوند. اما اينکه دولت بگويد ما هيچ کاري به
مساجد نداريم علي رغم اينکه اعتبارات دولتي در ساير اماکن و تاسيسات که عام
المنفعه است و مورد استفاده مردم قرار مي گيرد، مي تواند در مساجد هم سهيم باشد،
اين حرف مناسبي نيست. اما به طور کلي در حال حاضر يک بي مهري و حتي ظلمي نسبت به
مساجد صورت مي گيرد. در حال حاضر که ما با خيل عظيمي از مومنيني مواجه هستيم که
توانايي هاي مادي براي حمايت از مساجد ندارند اگر در زماني زندگي مي کرديم که مردم
و کمکهاي مردمي براي پاسخگويي به نيازهاي مساجد کافي بود مطمئنا ترجيح بر اين است
که کمکها توسط مردم صورت گيرد. در حال حاضر هم نمي خواهيم مردم را به حاشيه بکشيم
و اينکه مردم در احداث و پشتيباني از مساجد نقشي نداشته باشند اما حضور مردم در
احداث و پشتيباني از مساجد سقفي دارد و آن سقف توانايي هاي مردم است. مردم هم تا
آن جا که توانايي دارند در امور مسجد همکاري مي کنند و در برخي موارد که از
پشتيباني از مساجد ناتوانند چون خللي احساس مي شود و در طول سالهاي طولاني بي مهري
به مساجد متراکم شده است، مساجد سخت نيازمند دولت هستند.دولت براي حضور و پشتيباني
از مساجد بايد حضور پررنگي داشته باشد و اين فقر متراکم چندين ساله را به نحوي
جبران کند تا مساجد در جايگاه قابل قبولي از نظر ساختمان، فضا، امکانات و تجهيزات
قرار بگيرند که اگر بعداً به مردم سپرده شود، ممکن است مردم خودشان حمايت کنند و
ديگر نيازي به حضور دولت احساس نشود، اما در حال حاضر ضعف حضور دولت در حمايت از
مساجد کاملا مشهود است.
آيا دولت براي رفع اين کاستيها
تاکنون مصوبه اي داشته و يا اعتباري را تخصيص داده است؟
خوشبختانه اولين گام امسال برداشته شد و در
مجلس مبلغي - که زياد هم نيست - 2 ميليارد و ششصد ميليون تومان براي مساجد کشور به
جز تهران در نظر گرفته شد که به همراه مساجد تهران 5 ميليارد و يکصد ميليون تومان
مي شود. البته اين مبلغ در مقابل سيل تقاضاهاي مردم براي ساخت و توسعه مساجد بسيار
اندک است و به هيچ وجه پاسخگوي نياز مساجد نيست. زيرا ما بيش از 60 هزار باب مسجد
در کشور داريم که حدود 60 درصد از اين مساجد در روستاهاي کشور پراکنده هستند و 30
درصد از آنها در مناطق بسيار محروم قرار دارند.در اين مناطق ديگر توقعي براي حمايت
و پشتيباني مردم از مساجد وجود ندارد. تنها 40 درصد از مساجد در مناطق شهري هستند
که البته در بسياري از مناطق شهري هم مشکلات مادي مردم برطرف نشده است و تنها درصد
کمي از مساجدي كه توسط شخص يا اشخاص خاصي ساخته مي شوند، حمايت مي شود و تعدادي از
مساجد هم مستقلاً توسط دولت ساخته مي شود مانند مساجد بين راهي. البته قبلاً
اعتباري براي ساخت مساجد بين راهي وجود داشت و برنامه سازمان اوقاف بر اين بود که
يکصد مسجد در شهرهاي کشور و راههاي پرتردد احداث کند که متاسفانه اعتبار مساجد بين
راهي قطع شد و تنها 30 باب مسجد احداث شد و در اختيار مسافران قرار گرفت. به نظر
شما حضور مستقيم دولت در حمايت از مساجد وجه مردمي بودن مسجد را کمرنگ نمي کند؟
مساجد تنها پايگاه هاي مستقل مردمي هستند که
سابقه و پيشينه تاريخي بسيار مهمي حتي در بروز انقلاب و مقابله با مفاسد و کمک به
افراد ضعيف و ناتوان در حل مشکلات اجتماعي مردم داشتند. اين خاصيت مساجد بايد
همچنان حفظ شود و از ناحيه مردم پشتيباني، حفظ و حمايت شود استقلال روحانيت در
مساجد بايد حفظ شود و اگر مي گوييم دولت بايد از مساجد حمايت مادي انجام دهد به
اين معنا نيست که مساجد در اختيار دولت قرار بگيرد. دولت تنها بايد حمايت کند و
همچنان که مديريت مساجد در اختيار امام جماعت است و امام جماعت خود از يک نهاد
حوزوي مستقل از دولت، مسجد را اداره مي کند حمايت دولت در کنار مديريت مساجد با
حضور امام جماعت و هيات امناي مساجد که منتخبين محل هستند جز حمايت از مردمي بودن
مسجد، نقش ديگري نخواهد داشت. هم و غم دولت بايد بر اين باشد که مساجد هميشه براي
رفع مشکلات عمومي مردم و انجام فرائض ديني و حضور مردم فعال باشد و چراغش هم براي
مردم روشن.
سازمان اوقاف و امور خيريه در اداره
مسجد چه نقشي دارد؟
سازمان اوقاف در مسائل داخلي و نرم افزاري مساجد نقشي ندارد بلکه تنها مسجدي که به عنوان يک رقبه وقفي براي بهره برداري عموم در محدوده فعاليتهاي اوقاف قرار مي گيرد سازمان اوقاف به عنوان يک رقبه وقفي از مساجد حمايت مي کند. موقوفات مساجد هم اگر چنانچه در وقف نامه متولي داشته باشد، توسط متولي اداره مي شود و اگر چنانچه مجهول التوليه باشد و يا اصلاً متولي براي آن انتخاب نشده باشد يا از ناحيه خود اوقاف موارد وقفي براي مساجد و رقبات ساخته شده باشد، اداره آن به عهده سازمان اوقاف و امور خيريه خواهد بود.
نظر مقام معظم رهبري در خصوص
نحوه دخالت دولت در اداره مسجد چيست؟
مقام معظم رهبري نظر صريح و روشني درباره
مسائل حقوقي مساجد بيان نفرمودند و تنها نظر ايشان حفظ مردمي بودن مساجد است و
اينکه مردم احساس کنند در پيدايش، ترميم و حمايت از مساجد نقش کليدي بر عهده دارند
و اين فرهنگ بايد درجامعه ما حفظ شود و اتصال اين پايگاه با مردم دليلي براي كمرنگ
شدن نگاه دولت به مساجد نشود و اهتمام مسئولين بر جذب کمکهاي مردمي براي مسجد
کمرنگ و تمامي نيازهاي مسجد از سوي حکومت تامين نشود. ايشان صريحاً با اين دو
موضوع مخالف هستند، حذف مردم از مساجد و جايگزيني حکومت به جاي نقشي که مردم در
مساجد دارند که البته اين وظيفه مسئولان در حوزه مساجد را سنگين تر مي کند.
طرح توسعه فضاهاي مذهبي و مساجد
در حال حاضر به کجا رسيده است؟
از سوي سازمان اوقاف و امور خيريه و سازمان
تبليغات اسلامي سندي در حال تدوين است که برابر برنامه 5 ساله چهارم توسعه است.
اين طرح در حال حاضر نهايي و براي ارسال به دفتر مقام معظم رهبري آماده است تا
نظرات ايشان پيرامون طرح هم دريافت شود. در اين طرح وظايف سازمان اوقاف و سازمان
تبليغات تفکيک شده است. نقش مردم، روحانيت، ائمه جماعات، ائمه جمعه و دولت در
اداره مساجد و توسعه اين فضاهاي مذهبي در مناطق شهري و روستايي نيز مشخص شده است
که با تصويب اين طرح نقش ارگانهايي که در اداره مساجد هم سهيم هستند، مشخص خواهد
شد.
وظايف سازمان اوقاف و امور
خيريه در اين طرح چگونه تعريف شده است؟
در طرح توسعه فضاهاي مذهبي و مساجد سراسر
کشور مسائل ساختماني و مربوط به فيزيک مساجد و مساله حفظ و حراست از آنها در
اختيار سازمان اوقاف است و جايگاه حقوقي مساجد، توسعه مساجد، مجوز تخريب يا احداث
مسجد، از وظايف سازمان اوقاف است، در کنار آن نظارت بر مسائل فرهنگي و اجرايي،
برنامه هاي مذهبي، برپايي نماز جماعت، کتابخانه هاي مساجد و فعاليتهاي فرهنگي بر
عهده سازمان تبليغات گذاشته شده است.
کمي هم در مورد در آمد حاصل
از موقوفات و ارتباط آن با مساجد بگوييد؟
هر ساله از طريق درآمد موقوفات، موسسه عمران
مساجد کشور و کمکهاي مردمي و منابع دولتي که به مساجد سراسر کشور کمک مي شود، در
يک آمار فشرده و کوتاه مدت از سال 72 تا 80، مبلغ 3 ميليارد و 300 ميليون تومان به
12 هزار و 604 مسجد روستايي مساعدت شده است و 3 هزار و 135 مسجد شهري مبلغ يک
ميليارد و 600 ميليون تومان مساعد دريافت کرده اند. 36 باب مسجد بين راهي نيز مبلغ
5 ميليارد و 500 ميليون تومان اعتبار دريافت کرده اند که جمعاً به 15 هزار و 775
مسجد ميانگيني در حدود 350 هزار تومان مساعدت شده است. در سال 81 به 5 هزار و 877
مسجد مساعدت شده و در سال 82، شش هزار و 122 مسجد از کمک هاي مالي سازمان اوقاف و
امور خيريه استفاده کرده اند. در سال 83 نيز هنوز آمار دقيقي در دست نيست اما
مطمئناً با همين سير صعودي مواجه بوده ايم.
معيار سازمان اوقاف براي کمکهاي
مالي بر چه اصولي پايه ريزي شده آيا صرف درخواست مساجد اقدام مي شود يا خير؟
عمدتاً تقاضا از سوي مردم، هيات امنا يا
ادارت اوقاف محل منعکس مي شود البته ما تنها به اعلام درخواست اکتفا نمي کنيم بلکه
به محض دريافت درخواست مساعد مالي فرمي که حاوي سئوالاتي پيرامون مسجد است به
اداره اوقاف محل ارسال مي شود و توسط ماموران اوقاف اين فرم تنظيم مي شود، از مسجد
بازديدي صورت مي گيرد و ما برحسب اطلاعات تکميل شده در فرم براي مساعدت مالي مسجد
تصميم مي گيريم.
همه مردم از منافع وقف بهره مند
مي شوند
از منافع وقف و
موقوفات براساس نيات واقف همه مردم و آحاد جامعه بهره
مند مي شوند
.
آن مقداري که اين حکم الهي و اين سيره و سنت نبوي اقتضا مي کند ترويج و تبليغ براي آن صورت نگرفته است . در اين زمينه از علما ، روحانيت ، رسانه ها و دستگاه هاي فرهنگي و تبليغي درخواست داريم که در ترويج اين حکم الهي ما را ياري دهند . وقف از پيشرفته ترين و مترقي ترين حکم الهي و اسلامي است و اسلام که ديني جاودانه است نياز به يک سرمايه و پشتوانه جاودانه اي مثل وقف دارد که هيچ گاه زايل نمي شود و نابود شدني نيست براساس روايات وقف قابل بخشش ، فروش و ارث بردن نيست و هميشه به حال وقفيت باقي است براساس آمار موجود از سرمايه وقف هم اکنون 110 هزار موقوفات عام المنفعه داريم که آحاد مردم مي توانند از منافع آن بهره مند شوند همچنين 23 هزار موقوفات خاص داريم که واقفان براي اولاد ذکور و اناث خود وقف کرده اند و در مجموع اين موقوفات از 1 ميليون رقبه در سراسر کشور برخوردار است مديريت وبلاگ با اشاره به تنوع موقوفات و جلوه هاي نوين وقف گفت : برخي از واقفان در دوره اخير سهام بورس و اوراق بهادار خود را خريده و وقف کرده اند که جزو جلوه هاي نوين وقف است . وي راه اندازي دفاتر مشاوره در ادارات اوقاف و نظر سنجي از مردم به ويژه از قشر روشنفکر و تحصيل کرده در جهت تبيين نيازهاي روز وقف را از جمله فعاليت هاي جديد سازمان اوقاف دانست
