
دانمارک بهتر است یا امام رضا (ع)
آخرین سفر مشهد با دختران دانشگاه اتفاقات عجیب و غریب زیادی داشت.از جمله این قضیه است که ناخودآگاه اشک من را جاری کرد و متوجه شدم در دستگاه اهل بیت
(
ع) ملاک دوست داشتن و عشقبازی ظاهر آدم ها نیست
.
در این سفر
چند نفری همراه ما بودند که وضعیت بسیار بسیار نامناسبی داشتند و به وقول خودشان فقط به خاطر تفریح و
شمال رفتن به سفر آمده بودند.لذا وضع ظاهری و پوشش بسیار نامناسب آنها حتی صدای اعتراض مسافران دیگر هتل مشهد را در آورد
.
من نیز بسیار از دستتشان ناراحت بودم و نمی دانستم در برابرحرکات و رفتارشان که گاهی باعث شرم انسان می شد چگونه برخورد کنم. هرچه گشتم راهی جز توسل به آقا امام رضا (ع) امام محبت و رحمت نیافتم. برای همین وقتی قدمهای اول ورود به حرم را برمی داشتم خیلی التماس آقا کردم در دلم به امام رضا (ع
)
گفتم
:
آقا جان
خودت می دانی من هم ضعیف هستم و هم گنه کار،من را چه به هدایت دیگران
!
اگر شما آنها را دعوت کرده اید خودتان هم کاری کنید.و
..
دلم خیلی شکست .از جان می سوختم وقتی می دیدم این همه دریای محبت در حرم امام رضا (ع) است ولی بعضی از دختران دنبال چه بازیچه های ساده ی دنیا هستند.سادلوحانه فکر می کردم نگاه محبت امام رضا (ع) از این دختران برداشته شده است و اتفاقی به این سفر آمده اند. اصلا دعوتی از طرف امام رضا نبوده بلکه علت حضورشان شانس بوده و بس
!
روز دوم سفر در سالن انتظار هتل نشسته بودم و مشغول مطالعه شدم که دختر خانمی که شاید در بین همه دختران از کسانی بوده که در بی حجابی تابلو شده بود و مسئول یک گروه از هم تیپ های خودش بود پیش من آمد و گفت
من که انتظار حضور آن شخص را نداشتم گفتم
: خواهش می کنم بفرمائید
نگاهی به اطراف کرد تا مطمئن شود کسی صدایش را نمی شنود بعد سرش را پایین انداخت و با حالت بغض گفت
هر چه سعی کرد در مقابل من جلو اشکهایش را بگیرد نتوانست شاید هر کس آن حرفها و آن حالت محزونش را می دید به گریه می افتد . چند لحظه ای مکثی کرد اشک می ریخت بعد ادامه داد
:
((
حاج
اقا نمی دانم چکار کنم واقعا اگر دانمارک بروم،نمی دانم چطور دوری امام رضا را تحمل کنم
!
واقعا نمی دانستم چگونه جلو اشکهایم را بگیرم
!
براستی امام رضا چگونه وسعت محبتش به تمام انسانها می رساند؟چرا گاهی مواقع ما از جهلمان سریعا برچسب کفر بر دیگران می زنیم؟ چرا گاهی فکر نمی کنم همان شخصی که در نگاه ما ضد دین است شاید از مقربین درگاه اهل بیت باشد؟ بنده معتقدم امام رضا خیلی علاقه به آن خانم داشته که نه تنها قلبهای آن خانم بلکه آینده آن دختر خانم را برای خودشان و راه دوستی با اهل بیت (ع) قرار داده است . من مطمئن هستم آن دختر خانم هر جای دنیا که برود به خاطر لطف امام رضا (ع) عشق به اهل بیت (ع) در وجودش زنده خواهد ماند و چه بسا مسیر زندگی و شخصیت پذیری آینده ی او راتغییر پیدا کند
.
شما چه فکر می کنید؟ (از فرم زیر ارسال کنید)
مناظره میان (شیخ مفید )و عالم سنی
در عصر شیخ مفید یکی از علمای بزرگ اهل سنت در بغداد مجلس درسی داشت که ( قاضی عبدالجبار )خوانده میشد .
روزی قاضی عبدالجبار در مجلس درس خود نشسته بود و علماء و شاگردان حاضر بودند، در آن روز شیخ مفید نیز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست. قاضی تا آن روز شیخ مفید را ندیده بود ، اما وصفش را شنیده بود .
پس از لحظاتی شیخ مفید به قاضی رو کرد و گفت ( آیا اجازه می دهید در حضور این دانشمندان سوالی از شما بپرسم ؟ )
قاضی : بپرس
شیخ مفید : این حدیثی که شیعیان وارد کرده اند که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه واله ) در صحرای غدیر در باره آقا امیر المومنین علی(علیه السلام) فرمود:
( من کنت مولاه فهذا علی مولا؛ هرکس من مولای اویم این علی مولای اوست . )
آیا صحیح است و یا شیعه آن را ساخته است ؟
قاضی : این روایت صحیح است .
شیخ مفید : منظور از کلمه (مولا)در این روایت چیست ؟
قاضی : منظور رهبری و اولویت است .
شیخ مفید : اگر چنین است ، پس طبق فرمایش پیامبر اکرم (صلوات الله علیه واله ) حضرت علی( علیه السلام) رهبری و اولویت بر دیگران دارد ، بنابراین این همه اختلاف و دشمنی ها بین شیعه و سنی برای چیست ؟
قاضی ای برادر ! این حدیث {غدیر} روایت است ولی خلافت ابو بکر درایت و امری مسلم است و آدم عاقل به خاطر روایتی ، درایت را ترک نمی کند .!{البته حدیث و حادثه غدیر با حضور 120000 نفر هم روایت و هم درایت است .}
شیخ مفید : شما در باره این حدیث چه می گویید : که پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله ) در شان مولا علی (علیه السلام) فرمودند :
{یا علی حربک حربی و سلمک سلمی ؛ علی جان ! جنگ با تو ،جنگ با من و صلح با تو ، صلح با من است.}
قاضی : این حدیث صحیح است .
شیخ مفید : بنابراین آنانکه جنگ جمل را به راه انداختند مانند : طلحه و زبیر و عایشه و... و با علی (علیه السلام) جنگیدند ، طبق حدیث فوق و اعتراف شما به صحت آن باید با شخص رسول خدا (صلی الله ) جنگیده باشند و کافر باشند .
قاضی : ای برادر ! آنها <
طلحه و زبیر و عایشه و...>
توبه کردند .
شیخ مفید : جنگ جمل درایت و قطعی است ، ولی در این که پدید آورندگان جنگ توبه کرده اند ، روایت و شنیدنی است و به گفته تو : نباید درایت را فدای روایت کرد و مرد عاقل به خاطر روایت ، درایت را ترک نمی کند !
قاضی در پاسخ این سوال فروماند و پس از لحظه ای درنگ ، سرش را بلند کرد و گفت: تو کیستی ؟
شیخ مفید : من <
محمد بن نعمان >
هستم .
قاضی همان دم برخواست و دست شیخ مفید را گرفت و بر جای خود نشاند و به او گفت :
< انت المفید حقاً ؛تو در حقیقت مفید و فایده بخش هستی !>
علمای مجلس از رفتار قاضی رنجیده خاطر شدند و همهمه کردند ، قاضی به آنها گفت : من در پاسخ این شخص (شیخ مفید ) درمانده شدم ، اگر هر یک از شما پاسخی دارد ، برخیزد و بیان کند .
هیچ کس برنخاست ، به این ترتیب شیخ مفید پیروز شد و لقب <
مفید >
در این مجلس برای او برسر زبانهای مردم افتاد .

کاسبي بود و خيلي تو بازار اسم و رسم داشت
توي دفتر حسابش يه صفحه جداگانه اي باز کرده بود و سربرگ صفحه نوشته بود
حساب علي و فاطمه(عليهما السلام)
هر سيدي و يا شيعه امير المومنيني که مي امد و ميگفت دختر دم بخت داريم؛کمک مي کرد
ميگفتند مريض داريم ؛کمک ميکرد
مي گفتند معيشتمون خوب نيست ؛کمک مي کرد
روزگار بر او بد گذشت و او مغازه اش از رونق افتاد و او خود وضعش بد شد و مجبور شد مغازه اش را بفروشد
و خيلي فقير شد
همه همسايه ها مسخره اش ميکردند و مي گفتند برو دفتر حسابت را باز کن و حساب علي و فاطمه را وصول کن!

!
يکي ديگه ميگفت: برو به علي و فاطمه که معصومند بگو قرض گرفتي بيا قرضت را بده براي معصومين خوب نيست



يکي ديگه ميگفت خيلي بي عقلي..........


خسته و دل گرفته از همه جا اومد خونه و همسرش هم به او طعنه زد:ديدي
اينهمه پولهايت را دادي به اين سيد به اون فقير مومن به اون جوون براي
ازدواج و دختر براي جهيزيه!!!!حالا برو بگير و جاي حسابت را پر کن ديگه!!!
خيلي دلش گرفته بودو دلش شکسته بود
با چشم گريان وقتي رفت مسجد براي نماز رو به قبله به خانم حضرت زهرا(سلام الله عليها)و آقاامير المومنين(سلام الله عليه)عرض کرد:خانم جان ؛آقا جان من به خاطر شما قرض دادم نذاريد مسخره ام کنند !!
پول مهم نيست ولي دارم خرد ميشم

رفت خونه و زنش دوباره طعنه و متلک زد و گفت و خوابيد
با دلي شکسته و چشمي گريان
شب در عالم رويا خواب ديد:
که درب بيت امير المومنين (عليه السلام)بازه و اين خودش در خونه ايستاده
آقا رسول الله(صلي الله عليه و آله) تشريف آوردند:و رفتند داخل خونه امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام)ايستاده بودند
فرمودند حسنم حسينم بابات علي کجاست؟؟
آقازاده ها فرمودند:يا جدا
پدرمون علي رفتند بيرون و الان تشريف مي اورند
آقا رسول الله (صلي الله عليه و اله)فرمودند بگيد بياد قرض اين محب ما را بده!!
در اين مابين ديدم خود وجود نازنين امير المومنين(عليه السلام) دارند تشريف مي اورند و فرمودند :دارم ميام يا رسول الله قرضش را بدم
و ديدم سه کيسه زر آوردند و ريختند توي دامن ما و دفتر را گرفتند و حساب را خط کشيدند
با گريه از خواب پريدم !!باور نميکردم
دامنم پر بود از سکه هاي زر
خانمم بيدار شد و گفت روزگار بهت سخت شده دست به دزدي زدي؟؟
گفتم نه دزدي نکردم
همون کسي که شما مي گفتيد بدهکاره قرضش را داد
رفتم ديدم درسته در دفتر برگه حساب علي و زهرا خطي بزرگ روي آن کشيده شده که با هيچ کاري و وسيله اي پاک نشد .
بياييد تو دفتر زندگيتون يه حساب براي علي و زهرا باز کن
يه حساب باز کن و هر چي خوبيه بريز تو حسابت به نيت اونها
يه جايي ميان پرداخت مي کنند اون هم چند برابر و اون هم در دوجا(دنيا و اخرت)


از بارگه عشق چنان سوخته ام
کز سوختنم عاشقي اموخته ام
نامردم اگر منت مردم بکشم
من ديده به زهرا و علي دوخته ام

با نام فاطمه به جهان ناز مي کنم
صدها گره زهمت او باز مي کنم
خواهم که بگذرم به سهولت من از صراط
به يک نگاه فاطمه پرواز مي کنم
تعجيل در فرج امام زمان(عليه السلام)صلواتي بفرست
اگر خادم حرم بودم...
اگر خادم حرم بودم، در هر پگاه که ديده از خواب ميگشودم پيش از هر چيز، دستهاي خود را بر آسمان بلند ميکردم و از سويداي دل، نيازهايم را به درگاه حضرت بينياز عرضه ميداشتم. اگر خادم حرم بودم، هر بامداد با باد همراه ميشدم و لبانم را با بوسهي ادب بر پرچم سبز بارگاه پر جلال امام همام حضرت علي بن موسي الرضا عليهالسلام متبرک ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، با عرض ادب و احترام به پيشگاه هشتمين امام عليهالسلام، خداي را بر اين نعمت عظيم و توفيق والا، سپاس ميگزاردم.
اگر خادم حرم بودم، هر خدمتي را که به هر زائر عزيزي ارائه ميکردم، توفيقي از سوي حضرت سبحان ميدانستم و از صميم جان به درگاه حضرت منان، سجدهي شکر به جاي ميآوردم.
اگر خادم حرم بودم، خود را به خاک پاي زائران حضرت دوست ميکشاندم تا از هرگونه پليدي و پستي رهايي يابم.
اگر خادم حرم بودم، خطاب به خالق هستي شعري ميسرودم و در آن تقاضا ميکردم که در سراسر زندگي، مرا به کسب فيض از صحن و سراي قدسي امام شهيد موفق بدارد.
اگر خادم حرم بودم، براي همهي زائران آفتاب، خطابهي خرسندي ميخواندم و همه جا را بوسه باران بلاغت معنا ميکردم و به همهي مردم دنيا ميگفتم که اين جا نه تنها پناهگاه آهو، که ضمانت کردهي من و تو و اوست!
اگر خادم حرم بودم، خود را بيدرنگ به درياي الطاف قبلهي هشتم ميافکندم و پاک پاک، از آن برميآمدم.
اگر خادم حرم بودم، توفيق و فرصت خدمت را به هيچ روي، از دست وانمينهادم. اگر خادم حرم بودم، خاطرات خورشيدي خويش را با خطي خوانا مينوشتم و خطاب به همهي دل مردگان، فرياد ميزدم که حيات ابدي و داروي شفابخش جسم و جان خويش را جز در اين ديار آفتاب نخواهيد يافت.
اگر خادم حرم بودم، خون سرخ خويش را نثار سرو سرسبزي ميکردم که جز در برابر قادر متعال، سر تسليم و جز در برابر مولايم سر تعظيم و تکريم فرود نميآورد.
اگر خادم حرم بودم، بيهيچ دريغي؛ هر خدمتي را که از دست و دل و زبانم برميآمد، نثار آمدگان به اين مکان مقدس ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، تلاش ميورزيدم که هيچ خط و خشي بر بدنهي انديشههايم کشيده نشود و دل سپرده به ولايت و والايي و هدايتم، هرگز به راه خطا و درنگ و سستي نرود.
اگر خادم حرم بودم، دلم را به دار محبت دوست ميآويختم و هرگز نگاهم را به پيشگاه کسي جز امام رئوف و غريب، نميدوختم.
اگر خادم حرم بودم، به اعتلاي دانش ديني خويشتن همت ميگماشتم و از باب معرفت به منزل نور وارد ميشدم.
اگر خادم حرم بودم، عشق به همهي خوبيها را چونان گردن آويزي زيبا، به گردن فرزندانم ميآويختم و زيبايي زيارت يار را براي همهي مردم جهان نقاشي ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، اخبار الطاف بيکرانهي سرور و مولايم را در همه جا نشر ميدادم و فرياد ميزدم: آي انسان به کجا ميروي؟ مهربانترين رهبر دنيا، اينجاست. زيباترين زاويهي نيايش در اين سمت است و خوش رايحهترين عطر جهان، از مشهد به مشام جان ميرسد.
اگر خادم حرم بودم، دست دل همگان را ميگرفتم و از گذرگاه عابر با ايمان، به سوي ايستگاه مواج سخاوت و علم، کرامت و حلم، بزرگواري و بخشش هشتمين اختر آسمان دين و دانايي ميبردم و به همگان نشان ميدادم که ما، چه امام والا مقامي داريم.
اگر خادم حرم بودم، براي هيچ خدمتي به هيچ کس فخر نميفروختم و منت نميگذاشتم و با آشنا شدن هر چه بيشتر به وظايف ديني و اخلاقي خود، سعي در هر چه بهتر شدن ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، با بهرهوري از دو بال و دانش و تقوا، در فراسوي ابرها به پرواز در ميآمدم و گرد همهي خوبيها و زيباييها طواف ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، با امواج صداي نقاره، همهي ايوانهاي بشري را از عشق و محبت سرشار ميکردم.
اگر خادم حرم بودم، آرزو ميکردم و تلاش ميورزيدم که هميشه به راستي خادم حرم و حضرت باشم.
و اگر شما خادم حرم بودین .........
از فرم زیر اگر خادم حرم بودی ..... را برای ما ارسال کنید . در وب نمایش داده می شود .
آرزویی نمیکردم
غلام کوی رضایم که تا هستم
به کفشداری این آستانه دل بستم
به این امید می شوم کفشداری او که شبی
به کفش های امام زمان رسد دستم
هربار که مشهدالرضا می رم واقعا غبطه می خورم به خادمای حرم. خوش به حالشون. همجوار بودن با آقا چقدر تو خلق و خوشون تا ثیر گذاشته. چه روح لطیفی دارن. خوش به سعادتشون
یاعلی
خادم کبوترای خادم گنبدشم
خادم حرم بودنش لیاقت می خواد اگه بودم سعی می کردم اون لیاقت خادم بودنو کسب کنم و لایقش باشم!
همین
اگر خادم بودم غبار ضریح سرمه چشام میکردم.
و چشای تشنه ام با خواب بیگانه و همسایه دیوار به دیوار بهت ، ثانیه ثانیه آن لحظه ها رو قاب می گرفت.تا نکنه لحظه ای پلکی محرومم کنه از دیدن آقام شاید که میدیدمش و...
خادمی یعنی درحضور بودن در بطن حادثه بودن یعنی عاشقی .بودن و نوشیدن جام مستی از دست ساقی..
و کاش خادم بودم کاش...
السلام علیک یا بن الرسول الله یا علی بن موسی الرضــــــــــا
اونقدر التماس می کردم تا من و ببخشه
خدایااااااااااااااااااااا
به دادم برس
یا اما رضا به دادم برس
دعام کنید که خیلی محتاجم
محتاجم
محتاجم
محتاااااااااااااج
به شغلم افتخار میکردم و آرزو داشتم تا آخر عمرم میتونستم اونجا باشم و همونجام بمیرم...
من فعلابه مرحله ای از تعالی روحی نرسیده ام که لیاقت خادمی حرم داشته باشم ولی اگر به اون مرحله میرسیدم فکر کنم همه چیزم( افکار ،رفتار،گفتار)خدایی میشد.
سلام اگر خادم حرم بودم ........آخ اگر خادم حرم بودم!
شکر یعنی....
شکر یعنی در آستان رضا
به رضــای خـدا رضا بودن
با تـمام غریبه ها این جا
مهربان بودن، آشنا بودن
شکر یعنی که زیر چتر دعا
بـاز جارو کش حرم باشیم
در جــوار کــریم اهــل الـبیت
دست و دل باز با کرم باشیم
شکر یعنی به دست مهر و وفا
گـــره از کــار بســته وا کــردن
با نشـانی که روی سینه ی توست خــــدمـــت خــلق بــی ریــا کــردن
شکر یعنی که با تمام وجود
بــه خــلوص عــقیده افزودن
مــثل آییـنه های پاک حرم
حرف دل با زبان یکی بودن
شکر یعنی همین که گفتی تو
اشـــــهد انــــک تــردّ ســــلام
خویش را بنگری بدون حجاب
در همان حال در حضور امام
شکر یعنی برای سرمه ی چشم
ذره ای از غـــبار فـــــرش بـــگـــیر
گر که دلبسته ی زمین هستی
اوج تـــا آســـمان و عــرش بگیر
شکر تنها نباشد آن که سحر
بگــذاری بـــه خـاک پیشانی
شکر یعنی پناه مردم باش
در گــرفتاری و پــریشـانی
شـــکر یعــنی که در حریم حرم
با خودت عشق آنچه هست آور
در حرم دلشکسته بسیار است
تــا تــوانی دلــی به دســـت آور
شــکر یعــنی اگــر خطا کردی
توبه کن عذر خواه و نادم باش
لحظه ای غفلت از امام مکن
در حــضور و غیاب خادم باش
شاید آنجا که می گذاری پای
پــر وبــال فـــرشــته ای باشد
شاید اشکی که می چکد به زمین
نــامـــه ای دل نــوشــته ای باشـد
شــکر یــعنی کـه در کنار ضریح
چشم دل باز کن که جان بینی
شـــاید از پـــیش رو و بــالاتر
جلوه ی صاحب الزمان بینی
موفق باشید... خدای مهربون کعبه نگهدارتان
هرگاه وارد صحن مطهر بشم به نیابت از آقا امام
زمان (عج) هم سلامی بدم و برای ظهور
وسلامتی ایشون دعا کنم و
برای تمام زوارهایی که چه از
دور یا نزدیک میان خدمتگزاری کنم و
خاک پای همه زوارها رو سرمه چشمام کنم.
هر لحظه از خادمی مو با ذکر زیبای
\"اللهم عجل لولیک الفرج\" سپری کنم...
صبوری ترف خاکی برسرم کرد حالا آقا جان فقط می تونم بگم نوکری خیلی سخته خیلی
نام : فریده
اگه خادم حرم پر برکتش بودم می چسبیدم به ضریح و ول نمی کردم ان قدر گریه می کردم تا اروم شم مث الان که بعض خفم کرده
یا علی
اگر خادم حرم بودم...هزاران بار خود را فدای زائران حرم می کردم...و با اشکهایی که میون پلکهام قاب گرفتم ضریح آقا را می بوسیدم و هزارن بار خاک پای زائرای حرم میشدم...
هر روز پايين پاي مولا نماز مي خواندم و براي فرج مولامون دعا مي كردم
آقا ما این هفته داریم می ریم جای همتون دعا می کنم
هرکجا که باشی میتوانی خادم حرم باشی با پیمودن راه و هدفشان . او باید قبول کند .
التماس دعا
دعامي كردند كه وقتي توكوچه وخيابان مي آند مردم مسخره شون نكنند واونها را عقب مانده صدا نزنند.
فقط وفقط ازكبوتراي حرم مي خواسم كه براي اينا وخانواده هاشون دعا كنند.براي بهتر شدنشون براي اينكه فقط بتوانند بگنند كجاشون دردميكنه و چي مي خواند وبگند گشنه شون بگند آب مي خواند .
وتا آخر عمرهم خودم وهم فرزند مريضم خادمي ونوكري امام رضا را مي كنم .به زائرشون خدمت مي كنم كه از دور ونزديك با پاي پياده مي آند حرم امام رضا .
درسالروز تولد امام رضا تورو خدا براي بچه هاي بيماريهاي خاص وخانواده هاشون دعا كنيد وسلامتي اين كودكان را ازخدا وصبر وتحمل دائمي براي خانواده هاشون از خدا وامام غريب بخايد.
فقط همين
التماس دعا
فکر این که کبوترم عشق است
از لب بام صحن آزادی
رو به سوی تو می پرم عشق است
این که فکر زیارتت آقا
تا ابد هست در سرم عشق است
تا که من لقمه ای برای شفا
از غذای تو می خورم عشق است
گوشه ی این حریم نورانی
یاد مولای بی حرم عشق است
روضه های کنار صحن و رواق
نعره ی وای مادرم عشق است
حالت لحظه ی تولد اشک
به روی گونه ی ترم عشق است
شعر گفتن کنار پنجره ی
این قطاری که می برم عشق است
این که از کودکیم تا امروز
سائلی پشت این درم عشق است
من که در غربت تو تنهایم
تو که هستی برابرم عشق است
تو که حسن ختام من هستی
به خدا بیت آخرم عشق است
مگه چیز دیگه ای هم بعدش هست
فقط اگه خادم حرم بودم..........................
اين پست توسط گنبدطلايي امام رضا طراحي و تمامي نظرات و فرم ارسال متعلق به گنبدطلايي امام رضا مي باشد .
كپي مطالب با ذكر منبع مجاز مي باشد .
سخنان مقام معظم رهبری در مورد امام رضا(ع)
بايد اعتراف كنيم كه زندگى ائمه ، عليهمالسلام، بدرستى شناختهنشده و ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتى بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است. علىرغم هزاران كتاب كوچك و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگى ائمه ، عليهمالسلام، امروز همچنان غبارى از ابهام و اجمال، بخش عظيمى از زندگى اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسى برجستهترين چهرههاى خاندان نبوت كه دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاى تاريخ اسلام را دربرمىگيرد با غرضورزى يا بىاعتنايى و يا كجفهمى بسيارى از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است. اين است كه ما از يك تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگى پرحادثه و پرماجراى آن پيشوايان، تهيدستيم .
زندگى امام هشتم ،عليهالسلام، كه قريب بيستسال از اين دوره تعيين كننده و مهم را فراگرفته از جمله برجستهترين بخشهاى آن است كه بجاست درباره آن تامل و تحقيق لازم به كار رود .
مهمترين چيزى كه در زندگى ائمه ، عليهمالسلام، بهطور شايسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسى» است. از آغاز نيمه دوم قرن اول هجرى كه خلافت اسلامى بهطور آشكار با پيرايههاى سلطنت آميخته شد و امامت اسلامى به حكومت جابرانه پادشاهى بدل گشت، ائمه اهل بيت ،عليهمالسلام، مبارزه سياسى خود را بهشيوهاى متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند.
اينمبارزهبزرگترينهدفش تشكيل نظام اسلامى و تاسيس حكومتى بر پايه امامتبود. بىشك تبيين و تفسير دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحى، و رفع تحريفها و كجفهمىها از معارف اسلامىو احكامدينى نيز هدف مهمى براى جهاد اهل بيتبه حساب مىآمد. اما طبق قرائن حتمى، جهاد اهل بيتبه اين هدفها محدود نمىشد و بزرگترين هدف آن، چيزى جز تشكيل حكومت علوى و تاسيس نظام عادلانه اسلامى نبود. بيشتريندشواريهاىزندگىمرارتبار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان به خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه ، عليهمالسلام، از دوران امام سجاد ، عليهالسلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمينهسازى دراز مدت براى اين مقصود پرداختند.
در تمام دوران صدو چهل ساله ميان حادثه عاشورا و ولايتعهدىامام هشتم ،عليهالسلام، جريان وابسته به امامان اهل بيتيعنى شيعيان هميشه بزرگترين و خطرناكترين دشمن دستگاههاى خلافتبه حساب مىآمد. در اين مدت بارها زمينههاى آمادهاى پيش آمد و مبارزات تشيع كه بايد آن را نهضت علوى نام داد به پيروزيهاى بزرگى نزديك گرديد.
پيام مقام معظم رهبري به کنگره جهاني حضرت رضا
بسم الله الرحمن الرحيم
تشکيل کنگرهي علمي زندگي امام هشتم (ع) در جوار تربت پاک آن بزرگوار و همزمان با سالروز ولادت آن حضرت، گام تازهاي در جهت روشنگري چهره تابناک ائمه معصومين (عليهمالسلام) و آشنائي با زندگينامه پرحماسه و پررنج آن پيشوايان عظيمالشأن، است بايد اعتراف کنيم که زندگي ائمه (عليهمالسلام) بدرستي شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت بار آنان حتي بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است، عليرغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قديم و جديد دربارهي زندگي ائمه (ع) امروز همچنان غباري از ابهام و اجمال بخش عظيمي از زندگي اين بزرگواران را فراگرفته و حيات سياسي برجستهترين چهرههاي خاندان نبوت که دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاي تاريخ اسلام را در برميگيرد با غرض ورزي يا بياعتنائي و يا کج فهمي بسياري از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است، اين است که ما از يک تاريخچهي مدون و مضبوط دربارهي زندگي پرحادثه و پرماجراي آن پيشوايان، تهيدستيم.
زندگي امام هشتم (ع) که قريب بيست سال از اين دورهي تعيين کننده و مهم را فراگرفته از جملهي برجستهترين بخشهاي آن است که بجاست دربارهي آن تأمل و تحقيق لازم بکار رود.
ادامه بیانات رهبری در ادامه مطلب ...
" وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "
قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.
بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است.
و دحو الارض روزي است كه زمين از زير کعبه كشيده وگسترانيده شد، و روزي است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع بذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است. روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع) متولد شده اند.
در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله، به قصد حجة الوداع از مدينه با يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار و حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بيت خود از راه شجره به مکه عزيمت نمودند.
فضيلت شب و روز دحو الارض و اعمال آن
شب بيست و پنجم شب دحو الارض است
يعنى پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روى آب و از ليالى شريفه است كه رحمت خدا در آن نازل مىشود و قيام به عبادت در آن اجر بسيار دارد (و از حسن بن على وشا روايت است كه گفت: من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا عليه السلام شام خورديم در شب بيست و پنجم ماه ذى القعده پس فرمود كه امشب حضرت ابراهيم عليه السلام و حضرت عيسى عليه السلام متولد شدهاند و زمين از زير كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته باشد و به روايت ديگر است كه فرمود در اين روز حضرت قائم عليه السلام قيام خواهد نمود)
روز بيست و پنجم روز دحو الارض است و يكى از آن چهار روز است كه در تمام سال بفضيلت روزه ممتاز است
و در روايتى روزهاش مثل روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر كفاره هفتاد سال است و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزهدار اين روز هر چه در ميان آسمان و زمين است استغفار كند و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است و از براى اين روز به غير از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل وارد است
اول نمازى كه در كتب شيعه قميين روايت شده
و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ
پس دعا كند و بخواند
يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ
دوم خواندن اين دعا است كه شيخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِي أَوْلِيَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِي وَ حُلُولِ رَمْسِي وَ انْقِطَاعِ عَمَلِي وَ انْقِضَاءِ أَجَلِي اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِي عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِيَنِيَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِي دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِي مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِيئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَبا رَوِيّا سَائِغا هَنِيئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِي خَيْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِيعَادٍ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِيَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِينَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْيَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِينِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِي أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَيْتَ إِلَيْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا وَ يَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ يَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
و بدان كه مير داماد رحمه الله در رساله اربعه ايام خود در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده كه
زيارت حضرت امام رضا
عليه السلام در اين روز افضل اعمال مستحبه و آكد آداب مسنونه است و همچنين زيارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد نيز بغايت مؤكد و محثوث عليه است.
بهداشت ( طب الرضا )
پيشگيري از بواسير
متن حديث
و من أراد أن يأمن وجع السفل و لايضرّه شىء من أرياح البواسير فليأكل سبع تمرات هيرون بسمن بقر و يدهن أنثييه بزئبق خالص.
* * *
پيشگيري از بواسير هر كس مي خواهد كه از ابتلا به درد مقعد مصون بماند و بواسير نگيرد هفت دانه خرماي برنيك با روغن گاو تناول كند، و بيضه هاي خود را با سيماب خالص چرب نمايد.
پيشگيري از ترك لبها
متن حديث
و من أراد أن لاتشقق شفتاه و لايخرج فيها ناسور فليدهن حاجبيه.
* * *
پيشگيري از ترك لبها هر كس مي خواهد كه لبهايش نتركد و زخم نشود ابروهاي خود را چرب كند.
پيشگيري از درد گوش
متن حديث
و من أراد أن لايشتكى أذنه فليجعل فيها عند النوم قطنة.
* * *
پيشگيري از درد گوش هر كس مي خواهد كه به گوش درد دچار نشود هنگام خواب قدري پنبه در گوش خود بگذارد.
پيشگيري از درد مثانه
متن حديث
و من أراد أن لايشتكى مثانته فلايحبس البول و لو علي ظهر دابته.
* * *
پيشگيري از درد مثانه هر كس مي خواهد كه درد مثانه نگيرد، ادرارش را حبس نكند، حتي اگر سوار بر مركب خود است.
ازدياد عقل
متن حديث
و من أراد أن يزيد فى عقله فلايخرج كلّ يوم حتّي يلوك علي الريق ثلاث هليلجات سود مع سكّر طبرزد.
* * *
ازدياد عقل هر كس مي خواهد كه عقلش زياد شود هر روز ناشتا سه دانه هليله سياه با شكر طبرزد (نبات ) بجود.
جلوگيري از ترك ناخن
متن حديث
و من أراد أن لاتشقّق أظفاره و لاتفسد فلايقلم أظفاره إلّا يوم الخميس.
* * *
جلوگيري از ترك ناخن هر كس مي خواهد كه ناخنهايش ترك نخورد و خراب نشود فقط روزهاي پنجشنبه ناخن بگيرد.
جلوگيري از سنگ مثانه و...
متن حديث
و من أراد أن يأمن الحصاة و عسر البول فلايحبس المنى عند نزول الشهوة و لايطيل المكث علي النساء.
* * *
جلوگيري از سنگ مثانه و عسر البول هر كس مي خواهد از ابتلا به سنگ (مثانه ) و عسر البول ايمن بماند در هنگام انزال، مني خود را حبس نكند و مدت جماع را طول ندهد.
گياه كاسنى
متن حديث
قالَ (عليه السلام): إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ
* * *
فرمود: گياه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، كاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ريشه كن مى نمايد.
:: هر روز ، از ساعت 20 الي 22


گالري عكس گرافیکی بصورت فلش