توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان

 

آنچه در پی مي‌آید توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند. براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!

 

1. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

 

2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

 

3. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است [و حق خداست] از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

 

4. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

 

5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

 

6. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

(توقیع به شیخ مفید)

 

 

7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

 

8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)

 

 

9. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

 

10. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

 

ادامه مطلب در لینک مطلب
 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 11:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 به نام خدا

سلام

سلام مولای من

سلامی با دلی شکسته با چشمی اشک بار....

سلامی با تمام وجود خسته ام....

سلامی با هزاران آه با هزاران حرف نگفته با هزاران ظلمی که دیده ام و نذاشته اند چیزی بگویم....

مولای من....

تا چند ماه پیش معنی واقعی ظلم را از نزدیک نچشیده بودم.... روایات مختلفی از ظلم شنیده بودم ولی هیچ گاه با تمام وجودم لمسش نمی کردم

امام من.... خودتان بهتر از من آگاهی دارید ولی برای تسکین دل بی تابم قلم به دست گرفته ام و خواهان درد و دل شده ام....

مولای من سرور من... این ایام حس واقعی انتظار را در من شکوفا کرد... اکنون فهمیدم فریاد مظلومان برای دادخواهی و عدالت یعنی چه... اکنون در اینجا در انقلاب اسلامی ای که با خون هزاران هزار انسان (به معنای واقعی کلمه) جان گرفته بود... اینجا... ایران.... در اینجا فهمیدم که آخرالزمان یعنی چه

مولای من.... میلاد شما نزدیک است.... باید خوشحال باشم ولی نمیتوانم... نمیتوانم این ظلم را ببینم و سکوت کنم... نمی توانم بی تفاوت باشم.... نمی توانم چون از نسل جد شما... از نسل سیدالشهدا امام حسین(ع) هستم و نمی توانم بی عدالتی را نادیده بگیرم....

نمی توانم شاد باشم....

امام من.... نمی دانم چرا ... چرا چنین شد.... چرا انقلاب اسلامی ایران با وجود رهنمود های ائمه ی اطهار(ع) و نمونه ی رهبری عارف و شیعه ی واقعی -امام خمینی (ره)-.. نمی دانم چرا این شد... آن انقلابی که انتظارش را داشتیم ... آن انقلابی که خون بهترین ها برایش ریخته شد... چه دلها که داغ دار نشد ... چه همسران و پدران و فرزندانی که جامه ی عزای عزیز از دست داده ی خود را بر تن نکردند....

چرا....

مولای من.... با تمام وجودم با تمام اشک هایی که تا کنون ریخته ام.... عاجزانه... ملتمسانه... عاشقانه....

می خواهم

که

بیایید

بیایید و

اسلام ناب محمدی (ص) را به نمایش گذارید

بیایید و ظالمان زمان را که جامه ی حق بر خود  پوشانده اند به سزای اعمال خود برسانید...

اللهم عجل لولیک الفرج

 



 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 1:59 AM
نظرات 1 | لینک مطلب




 أين مثل مالك؟ ‌أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟

ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار،‌عاشورا!

آن روز هم، امام ديگري بود  و نداي ديگري:‌« هل من ناصر ينصرني؟ » اين ندا هم زماني بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند نا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همين !

آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟!

نه ! نبود !‌و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه !

آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :

- كجاست ياريگري  كه به ياري امامش بشتابد؟

و جواب نيز همان ! سكوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !

ديگرگاهي است كه هر روز ندايي در صحن دل شيعيان مي پيچد :

« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»

ادامه مطلب در لینک مطلب




 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 1:53 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن

 

ما را از این هوای سراسیمه دور کن

 

وقتی برای بدرقه عشق می روی

 

از کوچه های خسته ما هم عبور کن

 

افسرده از هجوم هوس های عالمیم

 

اقا دل شکسته ما را صبور کن

 

اقا بیا به حرمت مفهوم انتظار

 

اشعار ساده دل ما را مرور کن

 

کی می رسد شبی که تو از راه می رسی

 

...این باغ های شب زده را غرق نور کن



 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 1:51 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم

از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم...

ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!
 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 1:40 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از آن جایی كه رضایت و خشنودی خداوند تبارك و تعالی همان رضایت و خشنودی حضرت بقیه الله الأعظم امام زمان(ع) است، بهترین راه تحصیل رضایت ایشان، عبودیت و بندگی خالص خداوند است. انسان باید واجبات شرعی را انجام دهد و از منهیات دینی پرهیز كند و به گونه ای رفتار كند كه بندگان الهی اعم از اقوام، همسایه ها و دیگران از وی راضی باشند و سعی كند كه دلی را شاد كند و كوشش كند كه دلش خالی از حق و كینه و حسد باشد و قلبش سلیم شود. وقتی انسان كردارش را نیك كرد و از اوامر و نواهی الهی سرپیچی نكرد و از آلودگی های ظاهری و باطنی خود را پاكیزه كرد، انسانی امام زمان پسند می شود و هنگامی كه پرونده اعمالش را به خدمت ولی عصر(ع) عرضه می دارند، حضرت خوش حال می شود.
امام صادق(ع) فرمود: "در هر پنج شنبه اعمال بندگان به رسول خدا(ص) و امامان(ع) عرضه می شود".(1) حضرت در حدیثی دیگر فرمود: چرا رسول الله(ص) را ناراحت می كنید؟ مردی عرض كرد: چگونه ناراحتش می كنیم؟ حضرت فرمود: آیا نمی دانید اعمال شما بر حضرتش عرضه می شود؟ كه اگر گناهی ببیند ناراحت می شود، پس رسول خدا را ناراحت نكنید، بلكه خوشحالش كنید.(2) بنابراین، انسان با بندگی و خودسازی و عمل به وظیفه خود در زمان غیبت كه بعضی از وظایف زمان غیبت عبارتند از: انتظار فرج، خواندن دعای فرج و دعای ندبه و دعای عهد و صدقه دادن برای سلامتی حضرت و انجام حج و زیارت به نیابت از ایشان و كارهای خیر دیگر می تواند قدمی در جهت خشنودی حضرت ولی عصر(عج) بردارد.
ایمان و عمل صالح دو ركن اساسی در زندگی انسان به شمار می رود و برای كسب رضایت امام مهدی(عج) باید هر چه بیشتر آن دو را تقویت كرد. گفته اند در دورة آخر الزمان مردم لباس اسلام را وارونه به تن می كنند؛ این سخن ممكن است به این معنا باشد كه برخی از ارزش های اسلامی جایگاه خود را از دست می دهد و برخی از امور بی ارزش یا ضد ارزش، ارزشمند می گردد. یكی از اموری كه موجب می شود فرد از این آسیب تا حد زیادی در امان بماند، این است كه باید تلاش كند اسلام را درست بفهمد و به آثار دانشمندان اسلامی مورد اعتماد مراجعه نماید. بعد از شناخت اسلام صحیح آن را به بهترین وجه ممكن در زندگیش پیاده كند. این بهترین راه جلب رضایت امام زمان(عج) است.

پی نوشت ها:
1. بحار، ج 23، ص 345.
2. كافی، ج 1، ص 219.
 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در پنج شنبه 1 بهمن 1388  ساعت 1:38 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"

خدايا، در اين لحظه و در تمام لحظات،
سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر و راهنما و ديدبان ولىّ‏ات
حضرت حجّة بن الحسن-
كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد-
باش، تا او را به صورتى كه خوشايند اوست
[و همه از او فرمانبرى مى‏نمايند]
ساكن زمين گردانيده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 9:28 PM
نظرات 3 | لینک مطلب



 

ای نفست یار ومدد کار ما کی وکجا وعده دیدار ما

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم

در ساحل چشمان تو تکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهی آمد

آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم

دلم می گیره از دست خودم،از دست آدمایی مثل خودم .
می دونی چرا چون اونی که من و آدمای مثل من راحت از کنارش می گذریم و تمام تلاشمون شده یه دعای فرج خوندن شبای جمعه و هر چند وقت یکبار رفتن به جمکران برای ظهورش،می دونی در حقمون چه دعاها و کارهایی که نمی کنه.
هر بار که یاد این سخن امام زمان(عج) می افتم واقعاً از خودم خجالت می کشم.
(سید بن طاووس رحمه الله علیه می گوید:شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (ع) شدم.صدای ملکوتی امام را که با لحنی آرام  و دلسوزانه دعا می کرد را شنیدم:
شنیدم که می گفت:
پروردگارا! شیعیان ما از ما هستند،از زیادی گِلِ ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین گشته اند،خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.
پروردگارا ! آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و صوابشان کم است از اعمال من بردار و به صواب آنها بیفزای......)


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 9:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
جــــانم به فــــدای خاك پایــت مـهــــدی

اذنـــم بــده تـا كنــم صـــدایـت مهـــــدی

عـشق تو عجین گشته به جان و دل من

ای جــان و دلــــم  شود  فـدایت مهــــدی

 

انتظار را مقدس می شمرم؛ از آن كه هر آدینه، منتظرت می نشینم. هر آدینه، چشم به راه

و گام تو می سپارم و هر آدینه، دلم را سفره ی محبتهاى تو میكنم
.

نوازش نگاهت را از ما دریغ مدار،

 اى مولا، یا صاحب الزمان

 

منتظرم! منتظر دلى از جنس نور، كسى از قوم خورشيد! كسى از نژاد نفس‏هاى گرم! مردم نيز منتظرند! و غرق در لحظه‏هاى انتظار، نيازشان را از لابه‏لاى نفس‏هاى حيران خود بازگو مى‏كنند. شقايق‏ها منتظرند! منتظر كسى كه به فرهنگ شبنم ايمان بياورد. كسى كه آيينه‏هاى مكدر زمانه را در هم بشكند و اشك‏هاى ارغوانى‏ را از كوچه‏هاى پريشانى نجات دهد. كوچه‏ها چشم به راهند! كوچه‏ها نيز چشم به راهند! چشم به راه قدم‏هايى هستند كه زخم‏هاى بى ‏رحم گمراهى را از چشمان مردم پاك كند. كوچه‏ها منتظر چشمان باران ‏زايى هستند كه با قدم‏هايش جان مردم را به شبنم اشك‏ها بشويد. جاده‏ها منتظر رهگذرى هستند كه براى هميشه خواهد ماند. منتظر قدم‏هايى كه تن مرده كوچه‏ها را زنده مى‏كند

لاله‏ها منتظرند! در اين عرصه انفجار بلا، مردم ياد لاله‏ها را بين كوچه‏هاى اين شهر خاموش گم كرده‏اند و حتى امواج درياى عاشق سر بر ساحل نگاه‏هايى تيره مى‏گذارند و سرود عطش را سر مى‏دهند. لاله‏ها منتظرند؛ منتظر كسى كه همزاد موج‏هاى خورشيدى است. كسى از جنس ابر، پريزاد باران.


عاشقان منتظرند! عاشقان بى‏تابند، بى ‏قرارند تا هم آواز شيدايى صبح فردا باشند. اى دريا تبار، بر گونه‏هاى امت ‏ببار. عاشقانت صبورند، منتظر خواهند ماند.



 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:34 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




در انتظار رویت مائیم درخماری

نه رخوت خماری، بل  وجد و بی قراری

آماده نبردیم بر ضد هر تباهی

فرمان نمای صادر ای حجّت خدایی

ای وارث محمد ای یادگار حیدر

دانای قبر زهرا صاحب زمان کجایی

چون مجتبی صبوری،همچون حسین قائم

در سجده همچو سجاد، صاحب زمان کجایی

درعلم همچو باقر،درصدق همچوصادق

درکظم همچو موسی، صاحب زمان کجایی

همچون رضا، رضایی،بروعده الهی

همچون تقی به تقوا ، صاحب زمان کجایی

همچون نقی توهادی،چون عسکری گرفتار

در پرده های غیبت ، صاحب زمان کجایی

مهرعلیست با تو،با توست تیغ حیدر

شاه نسیم و طوفان، صاحب زمان کجایی

دنیا  اسیر گشته در بند ظلم و بیداد

ای مصلح جهانی، صاحب زمان کجایی

از ظلم و جور و ظالم دیگر اثر نماند

روزی که بر سرآید این دوره جدایی

مائیم وانتظارت،خواهیم از خدایت

تعجیل در ظهورت،، صاحب زمان کجایی

عهدی که  با تو بستیم تا حشر هست با ما

در قبر هم بگوییم، صاحب زمان کجایی

یارب به حق زهرا،تعجیل کن در این امر

باشد که بر سر آید این دوره جدائی

 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:32 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد(صلوات ناقص)

بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. « پیامبر گرامی اسلام »

 برای سلامتی آقا امام زمان ((عج))و تعجیل در ظهور ایشان صلوات :

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم 

رمز سلامتی و تندرستی است 

تحفه ای از بهشت برای انسان است

موجب استجابت دعا میشود 

هدیه ای از هدایای خداوند برای انسان 

سپری محکم در مقابل اتش دوزخ است 

کلید بهشت است

بالاترین دعاست 

رمز موفقیت برای دیدن رسول اکرم (ص) است

مونس انسان درروز قیامت است 

بهترین عمل در عالم برزخ است

یکی از محبوبترین عملهای انسان است 

گنجینه داروی معنوی است

غم و اندوه و حزن را از انسان دور میکند 

گناهان انسان را پاک و منزه میکند

گنج دنیوی است 

اتش جهنم را خاموش میکند

کلید گشایش روزی است 

تذکره ای برای ورود به بهشت است

فقر و نفاق و جدایی را از بین میبرد 

رحمت است از طرف خداوند

شادی بخش انسان درروز قیامت است 

به روح جلا میبخشد

از ذکرهای الهی است برای انسان 

موجب تقرب انسان است

نوری است که انسان از پل صراط عبور میدهد

زینت بخش نمازاست

بیمه انسان برای سلامتی است 

باز کننده فصل سختیهاست

گناهان انسان را محو میکند 

از رمور موفقیت است

نوری است از بهشت برای اشرف مخلوقات 

انیس روز قیامت است

دهان انسان را خوشبو میکند 

روشنی بخش شب اول قبر است

دشمنی هارا از بین میبرد 

کلید دوستیها با ائمه اطهار است

معجزه اجابت دعاست 

ولایت علی (ع) را زنده میکند

ارام بخش روح اموات است 

التماس دعا

 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:30 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

یا أیُها العَزیز!

 

تو از فراز زمین، از غبار می آیی
از انتهای شب انتظار می آیی

سوار ابر به سمت عروج می تازی
به دست، بیرقی از ذوالفقار می آیی

تو از قبیله نوری، تو از قبیله طور
تو با عشیره آیینه دار می آیی

تو از تبار غدیری و از نژاد فدک
چرا به ساحل دل، سوگوار می آیی

***


پر است خلوتم از عطر ناب شب بو ها
فدای آمدنت! ... با بهار می آیی ؟

***



 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:23 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

یا أیها العَزیز !

 

دلم بهانه  شعر نگفته کرده بیا
هوای هق هق بغض شکفته کرده بیا

کسی برای زمستان دعا نمی خواند
تو خود بگو که زمستان چقدر می ماند ؟

مگر نه این که بهار انتظار می خواهد ؟
دل شکسته ما هم بهار می خواهد !

دعا و گریه و نجوا بگو بگو تا کی ؟
در انتظار کمی گفتگو بگو تا کی ؟



 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:21 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



  
نسيم خادم مى گويد: وقتى امام زمان (ع) ده روزه بود به محضرش شرف ياب شدم و در حضورش عطسه كردم. فرمود: يرحمك للهِ خداى تو را بيامرزد، دعاى مخصوص عطسه كننده كه به تسميه العطاس معروف است

  بسيار خوشحال شدم كه امام در حق من چنين فرمود. سپس فرمودند: تو را درباره عطسه مژده دهم آن تا سه روز امان از مرگ است(1)




 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:18 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

پيشوايان معصوم هرچه به دوران غيبت نزديك مى شوند، معجزات بيشترى از خود نشان مى دهند تا شيعيان با عزمى راسخ و ايمانى استوار، گام در عصر غيبت نهاده و پيروزمندانه دوران غيبت را پشت سر قرار دهند.از اين رو شمار معجزاتى كه از امام هادى و امام عسكرى (ع) صادر شده، قابل مقايسه با شمار معجزات پيشوايان قبلى نبود. به همين دليل در دوران غيبت صغرى، هرچه به غيبت كبرى نزديك تر مى شويم، معجزات بيشترى از ناحيه مقدسه صادر مى شود و به خصوص به صورت خبرهاى غيبى درباره زندگى شخصى افراد، كه در مدتى كوتاه به وقوع پيوسته، اعجاز آن آفتابى مى گردد. معجزاتى كه از ناحيه حضرت در غيبت صغرى به وقوع پيوسته بسيار است.

در برخى روايات، پاره اى معجزات براى حضرت ذكر شده است. اينك به بخشى از معجزات وكرامات حضرت اشاره مى كنيم:

 1. سبزكردن چوب خشک

 2. نرم كردن سنگ سخت

 3. سخن گفتن پرنده به امر حضرت

اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:حضرت مهدى (ع) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوازده هزار رزمنده به همراه دارد، برخورد مى كند. حسنى در مقام احتجاج برمى آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى داند. حضرت در پاسخ او مى گويد: من مهدى هستم. حسنى مى پرسد: آيا دليل و نشانه اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى كند و آن پرنده فرود مى آيد و در دستان حضرت قرار مى گيرد، آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن مى گشايد و بر امامت حضرت مهدى (ع) گواهى مى دهد. براى اطمينان بيشترسيد حسنى، امام (ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى برد آن چوب سبز مى شود و شاخ و برگ مى دهد. بار ديگر، پاره سنگى را، از زمين برمى دارد و با يك فشار آن را خردكرده، همانند خمير نرم مى كند. سيد حسنى با ديدن آن كرامات، به حضرت ايمان مى آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام مى شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدَم مى گمارد. (1)

4.جوشش آب وآذوقه از زمين :

امام صادق (ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم (ع) در شهر مكه ظهور مى كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلاْم مى كندكه كسي كه آب و غذا و توشه راه با خود بر ندارد. حضرت، سنگ موسى (ع) را همراه دارد 0 هرجا توقف مى كنند سنگ را به زمين مى كوبد و از زمين چشمه هاى آب مى جوشد. هركس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى گردد و هركس تشنه باشد، سيراب مى شود.(2)


 


 نگاشته شده توسط محمد معزي زاده در سه شنبه 29 دی 1388  ساعت 1:14 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :17
  •    
  • <  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  

POWERED BY RASEKHOON.NET