یکی از حاملهای انرژی
مهم تعیینکننده در یارانه اختصاص یافته توسط دولت در کشور ما بنزین است،
به طوری که دولت بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان
برای حاملهای انرژی پرداخت میکند که بخش عمدهای از آن به بنزین اختصاص
دارد.
یکی از حاملهای انرژی مهم تعیینکننده در یارانه اختصاص
یافته توسط دولت در کشور ما بنزین است، به طوری که دولت بطور متوسط سالانه
100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حاملهای انرژی پرداخت میکند
که بخش عمدهای از آن به بنزین اختصاص دارد، چنانکه در این زمینه طی 82
سال گذشته در مجموع 411 میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در
کشور به مصرف رسیده است.
طی سالهای 1306 تا 1309 مصرف بنزین کشور 36 میلیون و 865 میلیون لیتر بوده است.
مجموع مصرف بنزین کشور در فاصله سالهای 1310 تا ابتدای 1320 نیز 625 میلیون و 975 هزار لیتر بوده است.
میزان
مصرف بنزین کشور در دهه 20 معادل یک میلیارد و 472 میلیون و 775 هزار لیتر
بوده که 135 درصد رشد را نسبت به دهه ماقبل آن نشان میدهد.
بر
این اساس، در دهه 30 نیز بیش از 4 میلیارد و 135 میلیون و 815 هزار لیتر
بنزین در کشور مصرف شد که این رقم در مقایسه با دهه 20 بیش از 180 درصد
افزایش داشته است.
در فاصله سالهای 1340 تا ابتدای سال 1350
نیز 8 میلیارد و 351 میلیون و 565 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف
شده است که حکایت از رشدی 101 درصدی دارد.
مصرف بنزین کشور در
دهه 50 نیز 34 میلیارد و 633 میلیون و 755 هزار لیتر گزارش شده که در
مقایسه با 10 سال پیش از آن بیش از 314 درصد رشد را نشان میدهد.
بطور
متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حاملهای انرژی
پرداخت میکند که بخش عمدهای از آن به بنزین اختصاص دارد،
در
فاصله سالهای 1360 تا ابتدای سال 1370 بیش از 65 میلیارد و 555 میلیون و
825 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسید که 5/18درصد از مصرف 85 ساله
کشور را تشکیل میدهد. این میزان مصرف در مقایسه با دهه 50 بیانگر بیش از
89 درصد افزایش مصرف است.
در دهه 70 مصرف بنزین کشور به 120
میلیارد و 731 میلیون و 780 هزار لیتر رسید که رشدی 84 درصدی را نسبت به
دهه ماقبل آن نشان میدهد.
در فاصله سالهای 1380 تا پایان سال 87 نیز بیش از 177 میلیارد و 131 میلیون و 615 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف شد.
بر
این اساس طی 82 سال گذشته از سال 1306 تا پایان سال گذشته در مجموع 411
میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسیده است.
در سال 1380 حدود 500 میلیون دلار به واردات این فرآورده اختصاص
یافت. این رقم در سال 81 به 800 میلیون دلار، سال 82 به یک میلیارد و 200
میلیون، در سال 83 به 2 میلیارد و 700 میلیون دلار، سال 84 به 3 میلیارد و
800 میلیون و در سال 85 نیز به بیش از 5 میلیارد دلار رسید.
بودجه اختصاص یافته برای واردات این فرآورده در سال 86 به حدود 2.5میلیارد دلار و در سال گذشته به 3/3 میلیارد دلار رسید.
ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز جهان قرار دارد؛
ایران
از نظر ارائه بنزین ارزان، سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به
این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است. متوسط مصرف سوخت خودروهای
بنزینی در ایران حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در
کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 2.5، در انگلیس 3.5، در فرانسه 1.9، در
کانادا 6.5و در کشور آمریکا 7.3لیتر در روز است.
هر 10 سال یک
بار میزان مصرف سوخت در کشور ما حدود 2 برابر میشود اما این نرخ رشد در
مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر
50 سال یک بار 2 برابر میشود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4
تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف میکند.
براساس گزارش صندوق
بینالمللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم
37 میلیارد دلار میباشد. مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش
از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2
برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک
میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژی در
ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره برداری انرژی
هستیم.
ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف
گاز جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر
مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10درصد به 123 میلیارد متر مکعب
در سال 2008 رسیده و پیش بینی میشود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به
277 میلیارد متر مکعب برسد.
با ادامه این روند در سالهای
آینده ایران به یک مصرفکننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این
در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به
مشترکان بخش خانگی اختصاص داده است.
مقایسه میزان مصرف در
بخشهای مختلف با سایر کشورها، نشاندهنده وضعیت نامطلوب مصرف در همه
زمینهها است و جالب آنکه سالانه نزدیک به 21.2هزار میلیارد تومان یارانه
واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت میکنیم. که در مجموع
مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان
است.
با تاکید مسوولان کشوری بر اصلاح الگوی مصرف در سال جدید این موضوع با
اهمیت که به فراموشی سپرده شده بود، جان تازهای گرفت تا مدیران با حساسیت
ویژهای در برنامههای خود به آن توجه کنند.به نظر میرسد یکی از مهمترین
راهکارهای کنترل و کاهش مصرف انرژی در کنار روشهای استفاده از سوختها و
انرژیهای جایگزین، اصلاح الگوی مصرف باشد؛ به نحوی که این عنوان ساده
شاید با پیچیدگیهایی روبهرو باشد که براحتی محقق نشود؛ اما بیشک توجه
در سطح کلان به این موضوع میتواند گرهگشای بخشی از مشکلات مصرف انرژی در
کشور بویژه در سطح شهری و صنعتی باشد. خوشبختانه توان علمی و کارشناسی
برای تحقق این شعار در کشور وجود دارد و باید دید برای اجرای این مبحث در
عمل چقدر کارآمد و اثرگذار برنامهریزی خواهد شد.
تعاملات موجود
میان انسان و محیط زیست، سازمانها و نهادهای اجتماعی را به سوی
برنامهریزیهای سازگار با محیط زیست سوق داده است؛ زیرا تاکنون آشکار شده
است که توسعه بدون برنامهریزی میسر نخواهد بود و هر قدر برنامهریزی
بیشتر مبتنی بر واقعیتهای عینی و توانهای بالقوه طبیعی باشد، حصول به
اهداف ازپیشتعیینشده آن ممکنتر میشود.
بر همین اساس و در
راستای برنامهریزی هدفمند برای حفاظت از محیط زیست، مدیریت صحیح و نظارت
بر عملکرد دستگاههای اجرایی، تدوین الگویی مناسب مصرف ضروری به نظر
میرسد.
عمید مرندی، عضو هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست
ایران در این رابطه میگوید: برای تدوین الگوی مناسب مصرف و قابل اجرا
بهترین راهکار رجوع به تجربیات، عملکردها و دستورالعملهایی است که تاکنون
مورد استفاده بوده و راهحلهای کلیدی از آنها سرچشمه میگیرند، به طوری
که مدیریت محیط زیستی در اجرای موثر وظایف خود، متکی به برخی اصول علمی و
روشهای کاربردی است که از طریق آنها میتواند به اهداف عالی اصلاح الگوی
مصرف نائل آید.
وی با اشاره به اینکه مدیریت محیط زیستی موثر در
راستای اصلاح الگوی مصرف، به کسب و کار و تجارت معنا میبخشد، میافزاید:
سازمانهای موفق و کارآمد هماکنون مدیریت محیط زیستی را جدی گرفتهاند و
همسو با اصلاح الگوی مصرف بویژه در بخش انرژی که از چالشهای اساسی کشور
است، به نحوی عکسالعمل نشان میدهند که آینده خود و عوامل وابسته به خود
را تضمین میکنند.
وی تاکید میکند: باید توجه کرد که فشارهای
محیط زیستی و واقعیتهای عینی از طریق قانون، پیشرفتهای فنی و تغییرات
بازار و حتی مصرفکنندگان اعمال میشوند، به نحوی که انتخاب برای بخش صنعت
جز حرکت در مسیر جهانی میسر نخواهد بود.
به این ترتیب، کارشناسان
برای اصلاح الگوی مصرف تاکید میکنند که برای اعمال مدیریت محیط زیست باید
فاکتورهای گوناگونی را در نظر گرفت و با اصلاح روشهای مصرف یا استفاده از
آنها به سرمنزل مقصود رسید.
مدیریت مصرف انرژی
مدیریت
محیط زیست درسادهترین شکل خود باید 3 وظیفه را شامل تشخیص اهداف، تعیین
امکان تحقق آنها و تدوین و اجرای راهکارها برای انجام اموری که برای اصلاح
الگوی مصرف امکانپذیر باشد، در نظر بگیرد.
به اعتقاد عمید
مرندی، برای اجرای راهکارهای نوین مدیریت محیط زیستی باید توجه کرد که در
محیط کار همه چیز قابل تغییر است؛ از تمایلات دستاندرکاران محیط زیست
گرفته تا نظرات عمومی و قابلیتهای بشری، لذا مدیر محیط زیستی باید
انعطافپذیر، سازشگر و با ذکاوت باشد.
وی میگوید: مدیریت محیط
زیستی علاوه بر پیشبینیهایی که در زمینه اجرای موارد مورد نظر کارشناسی
دارد، باید متکی بر دستاوردهای پذیرفته شده علمی، استفاده از تکنیکهای
مدلسازی، شبیهسازی و تخمین باشد و به این وسیله مساله را شناسایی و
مکانیسمهای جبرانی را محقق کند.
عضو هیات مدیره انجمن متخصصان
محیط زیست ایران میافزاید: هماکنون مدیریت محیط زیستی میتواند با
ابزارهای مدیریتی نوین، فرآیندهای نظارت، جمعآوری اطلاعات، ارزیابی میزان
اثرات، پردازش اطلاعات، تصمیمگیری و ارتباطات وضعیت مصرف انرژی و دیگر
منابع را بهبود بخشد. به طوری که مدیران محیط زیستی همواره با مسائل در
حال رشدی روبهرو هستند و به این دلیل نیاز به امکانات کمکی بیشتری دارند.
دنیای امروز که بدون حفظ منابع زیستی معنی ندارد، به سمتی پیش
میرود که مدیران محیطزیستی باید هر چه بیشتر از روشهای تصمیمگیری سنتی
دور شده و به روش پیشبینانه نزدیک شوند. این در حالی است که امروزه در
جوامع بشری، توسعه با به کارگیری انرژی بیشتر میسر میشود و در روند
توسعه، انسان خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی، اجتماعی و سنتی محیط
خود را دگرگون میکند و این امری اجتنابناپذیر است.
تولید،
انتقال و مصرف انرژی، اثرات مهمی را در محیط زیست زمین برجای میگذارد.
امروزه سیاستهای تولید و به کارگیری انرژی در مسائل محیط زیستی محلی و
منطقهای، نقش محوری را به عهده دارند. بنابراین ضرورت تعیین رابطه پیچیده
مسائل محیطزیستی با انرژی، بیش از پیش ملموس شده است.
مرندی،
کارشناس ارشد محیط زیست میگوید: پیشرفت و توسعه جوامع پیشرو با استفاده
از انرژی در مقیاس وسیع به منظور تقویت سیستم تولید مدرن میسر شده است به
طوری که انرژی زیربنایی قویای را برای پیشرفت اقتصادی بنا مینهد و نقش
تعیینکنندهای در بهبود زندگی بشر دارد.
از آغاز تاریخ، بشر در
مقیاس جهانی بار فراوانی را به محیط زیست تحمیل کرده و نباید اجازه داد که
صدمه به محیط زیست جهانی که بشر بقا و حیات خود را مرهون آن میداند به
نقطهای برسد که راه بازگشت و جبرانی وجود نداشته باشد و بهترین راهکار
اصلاح الگوی مصرف از طریق مبانی علمی و پژوهشی میباشد.
به این
سبب است که تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انرژی باید درخصوص نقشی که انرژی
برای دستیابی به توسعه پایدار به عهده دارد، عمیقا تفکر کنند. در این خصوص
حفظ محیط زیست که قابل جایگزینی نیست، باید دقیقاً مد نظر قرار گیرد و سعی
شود چرخه نابهنجاری که بیشتر به دلیل مصرف ناصحیح به شکل چرخه رشد
اقتصادی، استفاده از انرژی و مشکلات محیط زیستی رشد یافته، از میان برود.
عضو
هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست ایران، میافزاید: انرژی در حیات
اقتصاد صنعتی جوامع، نقش زیربنایی را ایفا میکند، به این معنا که هرگاه
انرژی به مقدار کافی و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادی نیز میسر خواهد
بود.
مرندی معتقد است: منابع خدادادی درکشور ایران با قیمتهایی
به مراتب نازلتر از دیگر کشورها و با سهولت بیشتری به مصرفکننده عرضه
میشود. میزان مصرف و اتلاف انرژی در ایران به مراتب بالاتر از کشورهای
صنعتی است و وضعیت مصرف انرژی در کشور ایران با اصول مربوط به ارتقای
بهرهوری و بازدهی انرژی در جهان، مغایرت دارد.
این کارشناس
ادامه میدهد: آیا این بهرهبرداری به این شکل ادامه خواهد داشت یا
مسوولان دلسوز نظام باید به دنبال راهکارهایی در راستای اصلاح الگوی مصرف
باشند؟ مسلماً منابع انرژی مانند تمامی پدیدههای طبیعی دیگر در حال کاهش
هستند و از آنجایی که دیگر حتی تصور زندگی عادی انسان امروزی بدون استفاده
از منابع انرژی ممکن نیست، بحران احتمالی را قبل از وقوع باید از طریق
مدیریت محیط زیستی اصلاح الگوی مصرف علاج کرد و همزمان با توسعه
فناوریهای نوین به سرمایهگذاری در روشهای استفاده بهینه از انرژی و
گسترش آنها فکر و سپس عمل کرد.
بهینهسازی مصرف انرژی
هیچ
یک از اعمال انسان، بازدهی صد درصد ندارد از این رو استفاده بهینه و
ممانعت از هدر رفتن امکانات امری اساسی است. این نکته هنگامی اهمیت بیشتری
پیدا میکند که موضوع انرژی مطرح شود. منظور از بهینهسازی مصرف انرژی،
انتخاب الگوها و اتخاذ و به کارگیری روشها و سیاستهایی در مصرف درست
انرژی است که از نقطه نظر اقتصاد ملی مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام
انرژی و ادامه حیات و حرکت را تضمین کند.
به گفته مرندی، در این
چارچوب تعیین سهم صورتهای مختلف انرژی در سبد انرژی هر جامعه با توجه به
امکانات درازمدت آن جامعه صورت میگیرد.
همچنین به کارگیری
پربازدهترین شیوه استفاده از آنها که متضمن کاهش تخریب منابع انرژی و نیز
کاهش تأثیرات سوء ناشی از استفاده ناصحیح از انرژی است، بر عوامل دیگر
حیات و محیط زیست مدنظر است، این استفاده درست و بجا از انرژی، نهتنها
متضمن استمرار حیات و توسعه پایدار جامعه است، بلکه به بقای انرژی برای
همگان و نسلهای آتی و مانعی برای تولید و گسترش آلودگیهای زیستمحیطی
ناشی از مصرف نادرست انرژی منجر خواهد بود.
علاوه بر بار اقتصادی
عوامل دیگری نیز وجود دارد که ضرورت اصلاح الگوی مصرف انرژی را تبلور
میبخشد که استفاده بیرویه از انرژیهای فسیلی و افزایش آلودگیهای محیط
زیستی و بالا بودن رشد جمعیت و نیاز به تقاضای بیشتر انرژی از آن جمله
است.
باید توجه کرد که منابع انرژی به دلیل تجدیدناپذیر بودن آن
محدودیت دارند و امروزه وجود سیستم بازیافت انرژی یکی از ضرورتهایی است
که کشورهای توسعه یافته به آن سو در حال حرکت هستند.
متاسفانه
علاوه بر بخش خانگی که نیازمند اصلاح الگوی مصرف هستند، شاید صنایع و
کارخانجات فرسوده نیازمند توجه بیشتری برای تغییر فناوری و تکنولوژیهای
خود هستند تا از هدررفت انرژی جلوگیری شود و تنها به اقتصاد ملی و
درآمدهای نفتی متکی نباشند.
افزایش گازهای گلخانهای و بارانهای
اسیدی تنها بخش کوچکی از اثرات زیست محیطی استفاده نادرست از انرژی است که
به تولید آلایندههای زیست محیطی منجر میشود و در سطح کلان اثرات زیست
محیطی ناشی از مصرف ناصحیح انرژی جبرانناپذیر خواهد بود.
کارشناسان
معتقدند مصرف درست و کارآمد علاوه بر اینکه از هدر رفتن ذخایر با ارزش
انرژی پیشگیری میکند، آلودگی را نیز کمتر و محیط زیست را سالمتر میکند.
در حقیقت اصلاح الگوی مصرف به طور غیرمستقیم نیز میتواند مفید
فایده واقع شود. به طور مثال، کاهش ناراحتی و بیماریهای مجاری تنفسی،
سرفه، سردرد افزایش توان کاری بدن، کاهش ناراحتیهای قلبی و گردش خون در
انسان سبز شدن برگها، رشد و نمو گیاهان و افزایش محصولات در نباتات از
اثرات کاهش و از بین رفتن اکسیدهای گوگرد و نیتروژن و مونواکسید کربن که
آلایندههای حاصل از مصرف نادرست سوختهای فسیلی هستند، بر انسانها و
گیاهان تاثیر میگذارد.
از طرف دیگر کاهش و از میان رفتن گازهای
گلخانهای و نیز بارانهای اسیدی که باعث از بین رفتن مناطق سبز و
گونههای گیاهی و جانوری و گرم شدن هوای زمین میشود، نمونهای دیگر از
اثرات اصلاح الگوی مصرف و بهینه شدن استحصال و مصرف انرژی است.
به
این ترتیب، ضرورت اصلاح الگوی مصرف در تمام بخشها بویژه انرژی بر کسی
پوشیده نیست و باید در انتظار سیاستهای برنامههای عملی دولت و مسوولان
برای تحقق این شعار ارزشمند بود.
چند سال پیش در پایتخت کشوری اروپایی و ثروتمند، در هتلی اقامت داشتم.
هوا سرد بود و سرما خورده بودم. هرچه کلید دستگاه گرماساز اتاق را چرخاندم
روشن نشد. به مسئول هتل مراجعه کردم و گفتم سیستم گرمایش اتاق من خراب
است. لطفاً درستش کنید. پاسخ داد نه، خراب نیست. این سیستم تنها زمانی که
دمای اتاق کمتر از 18 درجه باشد فعال میشود تا انرژی بیهوده هدر نرود.
گفتم اما من سردم است. گفت البته در اتاق پتو هست!
همان سال در
تهران، زمستان برف میبارید. دمای هوا زیر صفر درجه بود. در یک سازمان
دولتی بودم. از پنجره بارش برف را تماشا میکردم. با چشمهای خودم دیدم
کولرهای گازی روشن است. پرسیدم چرا؟ گفتند سیستم گرمایش مرکزی اینجا خیلی
قوی است. آنقدر گرم میکند که حالمان بَد میشود. کولرها را روشن میکنیم
تا بخشی از گرما را خنثی کند!
به نظرم همین یک مثال کافیست تا
نشان دهد که وضع مصرف در ایران تا چه حد غمبار و تکان دهنده است. اما
موضوع فقط این نیست. مصرف انرژی در ایران، براساس سرانه جمعیت، با هیچ جای
دنیا، حتی مترفترین و مسرفترین کشور جهان -- آمریکا-- قابل قیاس نیست.
در
اسراف و تبذیر منابع مثالهای فراوانی میتوان گفت. طی سالهای اخیر میانگین
تولید گندم در ایران، بدون لحاظ نوسانات برخی سالها، در حدود 12 میلیون تن
است و میزان واردات کم و بیش در حدود 5 میلیون تن. میزان ضایعات نان طبق
آمارهای اعلام شده حداقل 30 درصد است که میشود همان 5 میلیون تن. معنای
این سخن آن است که ما هر ساله 5 میلیون تن گندم را از کشورهای دور دست به
بهای گزاف خریداری میکنیم و پس از وارد کردن به کشور و حمل و نقل و ذخیره
کردن و آرد کردن و تحویل نانوا دادن و نان پختن دور میریزیم!
واقعاً چه اسرافی از این بدتراست و کدام کشور با منابع خود چنین میکند که ما میکنیم؟
سالهایی
بس دراز است که آمارهای ضایعات وحشتناک نان منتشر می شود و همگان،
کارشناسان و مردم و مسئولان، اظهار تأسف میکنند اما هیچ کار عملی و
اجرایی جدی انجام نشده و هرچه بوده حرف بوده است و حرف و افتتاح نمادین یک
واحد نانوایی صنعتی!
رفتار مسرفانه و نابود کردن منابع گرانقدر
سالهاست که چنان در تار و پود جامعه ایران رسوخ و نسوج یافته است که مقام
رهبری را برآن داشت که خود وارد عرصه شوند و نسبت به تداوم آن هشدار دهند.
اینک دیگر باید صادقانه بپذیریم که نه دولت فعلی و نه دولتهای
پیشین، نه رسانه ملی و نه سایر رسانهها، نه آموزش و پرورش و نه آموزش
عالی، نه روشنفکران و نه واعظان طی این سالها نتوانستند در زمینه اصلاح
الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر فعالیت مؤثر و مثمری داشته باشند.
اصلاح
الگوی مصرف با شعار میسر نیست. ملتی، به هر دلیل، طی پنج شش دهه گذشته
نوعی فرهنگ مصرف آمریکایی توام با تولید جهان سومی به خود گرفته و اینک
نیز با درآمد نفتی به ظاهر ناتمام مواجه شده است. در کنار این امر،
بیبرنامگی مسئولان باعث شیوع فرهنگ تبلیغ و مصرف از نوع سرمایهداری شده
و نهایتاً میزان مصرف به عنوان ملاک و نماد فخر و مکنت و غرور رسمیت یافته
است و نیک که بنگریم، میبینیم که هیچ برنامه جامع، مشخص و مدونی برای
خروج از این وضع اسفبار تهیه و تدوین نشده است و آنچه بوده شعار بوده و
حرف.
اگر از واقعیت نگریزیم باید بپذیریم که اسراف و زیادهروی
در مصرف در ایران امروز از شکل یک ناهنجاری خارج شده و در قالب یک
<رفتار اجتماعی> درآمده است. اصلاً اینطور نیست که گمان کنیم فقط
ثروتمندان و متمکنان مصرف بیرویه میکنند (اسراف) یا منابع را به هدر
میدهند (تبذیر) بلکه فقیرترین اقشار جامعه نیز ناخواسته، در حد خود، چنین
میکنند.
همه ما میشناسیم خانوادههای فقیری که چند سرعائله
دارند و هر سال چندین گونی نان خشک تحویل نان خشکی محله میدهند! لامپ
خانهشان را روشن میگذارند تا دزد نیاید! یک فرش کهنه مندرس بیارزش را
با 2 هزار لیتر آب میشویند. بخاریشان روشن است و پنجره نیمهباز! و...
این
وضع از نظر جامعهشناختی کاملاً نشاندهنده تبدیل یک <ناهنجاری> به
یک <رفتار اجتماعی> است. رفتاری که عمومی شده، عرف شده و هرگز دیگر
کار ناپسندی به نظر نمیآید. بلکه خلاف آن، غیرطبیعی مینماید! در این وضع
اصطلاحاً میگویند، این رفتار به شکل یک فرهنگ درآمده است. البته یک رفتار
به خودی خود، فرهنگ محسوب نمیشود بلکه به صورت جزئی از یک فرهنگ (خرده
فرهنگ( Sub Culture درمیآید. تغییر این فرهنگ کار بسیار دشواری است.
نیازمند علم و عمل توامان است. کار فرهنگی کردن یعنی، مجموعهای از
روشهای علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با تمام ظرفیت به خدمت گرفتن
و لاینقطع و برنامهریزی شده همه روشها را همپای هم پیش بردن برای تغییر
یک فرهنگ غلط و جایگزین کردن فرهنگ درست. غلط است اگر بپنداریم کار فرهنگی
این است که روزی 100 مرتبه در تلویزیون بگوئیم <مصرف بی رویه، کار خیلی
بدیه> و خوشحال باشیم که کار فرهنگی کردهایم غافل از اینکه تکرار
بیبرنامه یک شعار، پس از مدت کوتاهی آن را از حالت یک <معنا> خارج
میکند به شکل یک <صوت> درمیآید و گوش نسبت به آن حساسیتش را از
دست میدهد. ضمن اینکه تا زمانی که افراد بدانند که مصرف برایشان هزینه
سنگینی ندارد و نباید جوابگو باشند، لذت مصرف کردن را به خاطر منافعی بلند
مدت و دوردست، از دست نمیدهند.
غلط است اگر گمان کنیم اگر در 13
روز نوروز در گوشه چپ یا راست تلویزیون بنویسیم <اصلاح الگوی مصرف>
و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همین ایام نوروز زیر آرم
<اصلاح الگوی مصرف> صدها آگهی تبلیغاتی مصرفی پخش کنیم کار فرهنگی
کردهایم.
کار فرهنگی فرایندی پیچیده است و ماهیتی کاملاً متفاوت
و متمایز از شعار و دیوارنویسی دارد. کار فرهنگی یعنی مجموعه عملیاتی که
ابتدا توسط متفکران تهیه و نگاشته شود و آنگاه توسط همه نهادهای اجرایی،
فرهنگی، آموزشی و قضایی کشور در دوره زمانی مشخص و تعریف شدهای اجرا شود
به طوری که پس از آن هر فرد، با همه وجود حس کند که ضایع کردن منابع و دور
ریختن آن، بواقع عملی به غایت زشت و شرمآور است در غیر این صورت تا زمانی
که هزینه شستشوی خودرو یا فرش با آب تصفیهشده، ارزان تر از هزینه کارواش
و قالیشویی درآید و فرهنگی هم ساخته نشده باشد، در بر همین پاشنه خواهد
چرخید
طرح بسیار مهم و ضروری که درسال 1388 بر زبان مبارک رهبر عزیز انقلاب جاری گردید سوژه ای شد برای خیلی از موارد که با گفتار و کردار پیگیری شود تا شاهد نتایج درخشان مادی و معنوی آن باشیم. مثلی معروف داریم که ذره ذره خیلی شود و قطره قطره سیلی. راستی اگر دقت کنیم حقیقت را درک خواهیم کرد. خداوند متعال نعمت های فراوان و بیشماری در اختیار انسان قرار داده است و دستور کیفیت استفاده از آن نعمتها را صریحا در قرآن کریم برای همه بیان فرموده است. مثلاً درمورد خوراکیها آیه ای بسیار صریح داریم که کلو او اشربو او لاتسرفوا. بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی ننمائید (سوره اعراف آیه 31). شاعر نیز میگوید نه چندان بخور کز دهانت برآید نه چندان کز ضعف جانت برآید. باید به مسئله اعتدال و میانه روی توجه کرد که آیات بسیار صریحی درقرآن داریم حتی درمورد انفاق و بخشش که آنهمه تأکید شده ولی درعین امر به اعتدال گردید در سوره فرقان آیه 67 میفرماید:
و الذین اذا انفقوالم یسرفواولم یقتروا وکان بین ذلک قواما- بندگان خوب خداوند کسانی هستند که در بخشش زیاده روی وکوتاهی نمی کنند و اعتدال را رعایت مینمایند. در سوره اسری آیه 26 تا 30 صریحاً واکیداً از اسراف نهی میفرماید و اسراف کنندگان را برادران شیطان میداند بهرحال قرآن کریم پیروان خود را به شدت از افراط و تفریط نهی میکند و برحذر میدارد. اگر به این دستور قرآن عمل می شد نتایج درخشان بدست میامد البته باید از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غیره بسیار اقدام می شود که امیدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شرکتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ریخت وپاش و اسرافهای کذایی جلوگیری شود و طوری شود که اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و یک نوع استانداردی برای مصرف تهیه شود که اضافه نیاید اگر شما سری به بعضی جاها بزنید و کار تن های نان خشک و اضافی غذا را ببینید و دقت کنید متوجه می شوید که چقدر نعمت خداوند به هدر میرود و هیچکس احساس مسئولیت نمیکند و اصلا هیچگونه امر و نهی دراین مورد صورت نمیگیرد چه بسا تعدادی نان سالم و مقدار زیادی برنج و خورشت اضافی موجود است. شما را بخدا بیائید یک فکر اساسی کنید و برای همیشه این معضل را برطرف کنید.
آن همه آیات و روایات چرا باید بدست فراموشی سپرده شود؟ کی می خواهیم به آیات عمل کنیم؟ چرا بی تفاوت هستیم چرا نهی از اسراف نمی کنیم چرا آن همه مشاهدات را نادیده میگیریم کافی است شما سری به سطلهای زباله میهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنید تا از نزدیک اسرافهای فراوان را مشاهده کنید .مسئولین جواب خدا را چه می دهند مسئولین خدمات آشپزها تقسیم کنندگان غذا و خورندگان غذاهای آماده همه و همه مسئول این اسرافها هستند و باید به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه کسی در اختیار آشپزخانه ها قرار می دهد؟ چرا نسنجیده عمل می کنند. برای نمونه در یک پادگان که 600 نفر غذا می خوردند برای هر نفر دو عدد نان در هر وعده یعنی صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند که پیش از نصف آن به هدر می رفت و مصرف نمی شد شما حساب کنید روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرری وارد می شود. چه می شود اگر سهمیه را کسر کنند و بر مزایا و امتیازات دیگر بیفزایند و چیزهایی که ضرورت دارد و جذب می شود تهیه نمایند و بهرحال صرفه جویی کنند تا به مشکل اقتصادی گرفتار نشویم چرا ما باید مصرف کننده کشورهای خارج باشیم درحالیکه با رعایت و اصلاح الگوی مصرف میتوانیم به خودکفائی برسیم و از کشورهای بیگانه بی نیاز شویم و هزینه ای که به آنان می پردازیم در راه عمران و آبادی و درراه فرهنگ سازی و گسترش اسلام و قرآن به کار ببریم. فرمانداری ها و بخشداری ها در دادن سهمیه به پادگانها و ادارات و شرکتها و قهوه خانه ها تجدید نظر و دقت بیشتری کنند. گاهی روابط رؤسا با یک دیگر سبب می شود که تا دو برابر سهمیه واقعی به جاهای مذکور اختصاص دهند و از جیب خلیفه بخشش نمایند و با بیت المال بازی کنند و خواسته و ناخواسته حیف ومیل های فراوان صورت گیرد که باید درپیش گاه عدل الهی پاسخ گو باشند ای کاش این مطالب به سمع مبارک آنان برسد و دست از این گونه کارها بردارند و سبب وابستگی مملکت به کشورهای اجنبی نشوند. تقسیم کنندگان بودجه آرد و برنج و غیره صد درصد مقصرند نویسنده حاضر است این مطلب را در عمل ثابت نماید ولی باید خودشان در اصلاح امور پیش قدم شوند.
توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل
الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد.
افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان
خود میدیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره
های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می
شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.
مصرف گرایی می
بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد. در این
جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها
تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج
های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه
یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج
کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است.
مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که
اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار
باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق
مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز
کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع
پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید
هم هست (به شکل مصنوعی).
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری
شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای
کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو
ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسههای خیریه. افراد نمی
توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد
بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.
می
دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی،
تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح
غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها نیز همان سودسازی
مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این
کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند
نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهمترین عوامل
عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبلیغات، 4- دست
اندرکاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 5- بانکها
و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرفگرایی به شکل های زیر نمایان میشود:
1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک میکنند.
3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرفگرایی، افراطیتر از خارجیان عمل میکنند.
4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً
در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم میشود.
در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از
کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی
بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است.
البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل
کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایهای است. همین امر باعث می گردد که افراد
با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا
اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر
مصرفگرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل میشود.
ـ محروم شدن ازحب خداوند که در ابتدای بحث به آیه مورد نظر اشاره شد .
« خداوند اسرافکاران ار دوست ندارد .»
2ـ مستجاب نشدن دعا : پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ دعای چهار دسته از امت من مستجاب نمی شود که یکی از آنها مشخص مسرف است.6
3ـ محروم شدن از هدایت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوی او زیبا جلوه داد تا از هدایت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته است.»7
4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ـ علیه السلام ـ به نقل از پدرانشان به نقل از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمودند : کیفر خدا را کوچک نشمارید زیرا شفاعت ما به برخی از اسرافکاران تنها پس از سیصد هزار سال می رسد.8
5ـ خوار شدن در قیامت : علی ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه می فرمایند : « آگاه باشید بخشیدن مال به آنها که استحقاق آن را ندارند ، زیاده روی و اسراف است و ممکن است در دنیا مقام بخشند . مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد کرد و درمیان مردم ممکن است گرامی باشد اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است
الف : ضعف
ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از
افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی
تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته
نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد
عالی باشد از ارزش و مقام بهتری در اجتماع و جلوی سایرین برخوردار است.
د:
ریا : شخص مسرف برای نشان داددن خود یک سری خرجهای دهان پر کن ، بذل و
بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن دارند انجام می دهد تا
فقط به چشم بیاید .

