۲. بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود »
۳. میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
« امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »
۴. زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »
" اعتدال در انفاق و مصرف "
« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَبینَ ذلكَ قواماً»
( فرقان/ 67)
« آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نهاسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مىورزند.»
این آیه،بیانگر یكى از مهمترین مسایل زندگى است كه رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گرههاى مشكلات و برطرف شدن بسیارى از نابسامانىهاى اجتماعى و اقتصادى مىگردد . و مىتوانازآن به عنوان معجزه زندگى یاد كرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.
اعتدال،یعنى میانهروى و حدفاصل بین افراط و تفریط، كه چنینكارى از نظر اسلام در همه چیز ، محبوب و مطلوب است ، قرآن مسلمانان را به خاطر پیروى از اسلام، به عنوان «امت وسط» یعنى امت معتدل خوانده ومى فرماید: « وَكذلكَ جَعلناکُم اَمةٌ وَسَطاً»( بقره /143) اینگونه شما را امت میانه قرار دادیم.
امیرمؤمنان على(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوى افراط یاتفریط كشانده مىشوند، جاهل خوانده و مىفرماید: « لا تَرَی الجاهِلُ الّامفرطا او مفرطا » همیشه جاهل را نمىنگرى جز این كه یا زیادهروى مىكند، و یا كم مىآورد.
در آیه مورد بحث،كه بیانگریکی ازنشانه های بندگان ممتاز خداست ، از یكى از شاخههاى مهم اعتدالى ، كه مربوط به امور اقتصادى و زندگى اجتماعى است سخن به میان آورده،كه نقش مهمى در اصلاح زندگى و سامان یافتنشؤون اجتماعى و خانوادگى دارد؛ و آن رعایتاعتدال در مصرف است ، یعنى انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نهاسراف مىكند و نهسختگیری، بلكه راه میانه ی بین این دو را برمىگزیند.
نكوهش اسراف در اسلام
اسراف،به معنى هرگونه زیاده روى و تجاوز از حد اعتدال در هرچیزى است كه انسان آن را به جا مىآورد.
اسراف مصادیق مختلف دارد .یكى از شاخههاى آن،كه در آیه موردبحث از آن نهى شده ، اسراف در مصرف است؛ مانند: اسراف در خوردن وآشامیدن، اسراف در دور ریختن غذاهاى اضافى ، اسراف در صرف هزینههاى گزاف در امور تجملى، تزیینى، تشریفات بى محتوا و...
حتى اگر در عبادت زیادهروى شود،مثلا در وضو یا غسل، آب بیش ازحدِّ عقلى و طبیعى مصرف گردد، اسراف است . بر همین اساس ،پیامبر(ص) فرمود: « فى الوضوء اسراف، و فى كل شىء اسراف » دروضو و در هر چیزى مىتواند اسراف راه یابد.
شخصى به نام عباسى به محضر امام رضا(ع)مشرف شد و پیرامون شیوه صحیح مصرف در خانه نسبت به هزینه زندگى،همسر و فرزند وسایر شوون سؤال كرد، حضرت رضا(ع) در پاسخ فرمود: « باید مصرف تو،به گونهاى باشد كه بین دو كار ناپسند(اسراف وسختگیری) قرارگیرد. »
عباسى پرسید: منظورتان از این سخن چیست ؟ امام فرمود: آیا سخن خدا در قرآن را نشنیدهاى كه اسراف و سختگیری را ناپسند مىشمرد ومىفرماید « والذین اذا انفقوا...»
« بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسرافكنند و نهسختگیری، بلكه میان این دو(حد اعتدال)را مىگیرند» بنابراین در مورد معاش و هزینه زندگى اعضاى خانواده، در خرید ومصارف، میانه رو باش.
مطابق روایت دیگر، یك روز امام صادق(ع) در نزد شاگردان، همینآیه (67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتى سنگریزه از زمین برداشت، محكم در دست گرفت و فرمود: این همان بخل و سختگیرىاست (كه در آیه از آن نهى شده است) سپس مشت دیگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن بر روى زمین ریخت و فرمود: این هماناسراف است، بار سوم مشت دیگرى برداشت و كمى دستخود را گشود،به گونهاى كه مقدارى فرو ریخت، و مقدارى در دستش باقى ماند وفرمود: «این همان اعتدال بینسختگیری و اسراف است.»
در قرآن،در آیات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهى شده است.به عنوان نمونه نظر شما را به چند آیه جلب مىكنیم :
1.« کُلوُا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرفُوا». بخورید و بیاشامید ولىاسراف نكنید.( اعراف/31)
2.«وَ آتوا حَقَهُ یوم حَصادِه و لا تُسرفوا»( انعام/ 141)هنگام درو، حق زكات(غلات و...)را بپردازید، ولى (در انفاق)اسراف نكنید.
3.روایتشده، فقیرى به محضر پیامبر(ص)آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پیراهنش را به او ببخشد. پیامبر(ص) پیراهن را از تن خود بیرون آورد و به او داد، و چون پوشش دیگر نداشت، در خانه به طورعریان نشست و حتى براى نمازبیرون نرفت، كافران درغیاب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنین تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در این هنگام این آیه نازل شد: «ولاتجعل یدك مغلوله الى عنقك و لا تبسطها كلى البسط فتقعد ملوما محسورا» (اسراء 29) هرگز دستت را برگردنت زنجیر نكن(بخلنورز)و بیش از حد(اعتدال نیز)دستخود را مگشاى تا مورد سرزنشقرار گیرى و از كار فرو مانى.
براساس همین آیات و دستورهاى الهى، پیامبر(ص) فرمود: «ما مِن نَفَقَةٍ احبُّ الی الله مِن نفقة قصد و یبغض الاسراف» هیچ انفاقى درپیشگاه خدا محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست. و خداوند اسراف درانفاق را دشمن دارد.
نیز بر همین اساس پیامبر(ص) و امیرمومنان على(ع) و سایرامامان علیهم السلامبسیار ساده مىزیستند، و از هرگونه تجمل گرایى وتشریفات پرهیز جدى مى نمودند.
امیرمومنان على(ع) براى كارگزاران خود چنین نامه مىنوشت:
«آدِقوُااَقلامَکُم، وَ قارِبوُابَینَسُطوُرِکُم، وَ احذِفوُاعَن فُضوُلِکُم ،واقصدوُالمَعانی، و ایّاکُم والاكثار، فانَّ اموالُالمُسلمینلا تَحتَمِلُ الضَّرر» سر قلمها را نازك تر كنید، بین سطرها را نزدیك نمایید، ازاستفادهواژههاى زاید بپرهیزید، معانى را هدف قرار دهید و از پرچانگى و زیاده روى دورى نمایید، زیرا نباید به ثروت مسلمانان آسیب برسد.
نیز فرمود: « آگاه باشید ؛بخشیدن مال در جاى ناروا، بریز وبپاش و بیهوده نمودن آن است، این گونه بخشش ، بخشنده را در دنیا بالا مىبرد، ولى در روز رستاخیز به پایین مىكشاند ، و در پیشمردم او را محترم مىكند، ولى در پیش خدا خوار مىگرداند . هركس مال خود را در جاى نادرست و نزد ناشایستگان گذاشت، خداوند شكرآن مال را به او حرام مىنماید.»
در ادامه فرمود:«مَن اَنفَقَشیئاً فىغَیرِطاعَةِ اللهفَهُوَ مُبذِرٌ» كسى كه چیزى ازمال خود را در راه غیر خدا مصرف كند، چنین كسى اسراف كار است.
یاسر خادم مىگوید: روزى غلامان امام رضا(ع) میوه مىخوردند، ولىهنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشهاى مىانداختند، آن حضرت اینعمل اسراف كارانه آنها را دید و خشمگین شد . به آنها فرمود:
«سبحان الله! اگر شما به این میوهها نیاز ندارید، انسانهایىهستند كه نیاز دارند، چرا دور مىریزید؟ آنها را نگه دارید و به نیازمندان بدهید.»
و امام صادق(ع) در ضمن نهى از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش اسراف كاران فرمود: «حتى ته مانده آب ظرفى را به دور نریزید كه اسراف است.»
پرهیز شدید امام خمینى از اسراف در مصرف
حضرت امام خمینى قدس سره، كه در عمل به دستورات اسلام، بسیارجدى و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ویژه درمصرف، حساسیت مخصوصى داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زیر جلبمی کنیم:
1- یكى ازمسؤولین دفتر امام خمینى قدس سره مىنویسد: یك بارمسؤول امور مالى، پشت یك پاكت چیزى نوشت و به امام داد . امامدر یك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما دراین قطعه كوچك نیز مىتوانستید بنویسید. »
از این رو آن برادر خورده كاغذها را جمع و جور مىكرد و دركیسهاى مىگذاشت، و هنگامى كه مىخواست، براى امام چیزى بنویسد،روى آن كاغذ پارهها مىنوشت، امام هم زیرش جواب مىنوشتند.
2- خانم زهرا مصطفوى(دختر امام)از خاطرات دوران كودكىخود، چنین مىگوید:
درس امام در ساعت یازده و نیم تمام مىشد . ایشان در این هنگامبیست دقیقه با ما(كه كودك بودیم) بازى مىكرد، سپس ده دقیقه به ظهر، براى انجام مقدمات نماز حاضر مىشد . امام با خرید اسباببازى خیلى مخالف بودند و مىگفتند: این پول باطلى است . باوسایلى مانندگِل، تیله درست مىكردیم، بعد مىچیدیم و مىگفتیم هركس به این تیلهها بزند برنده است، بازى بیست دقیقه ما این گونهساده بود...
3-یكى از اعضای دفتر امام خمینى(ره) نقلمی کند: یك روز برطبق وظیفهاى كه هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه صورتمخارج ماهیانه را(در جماران) به خدمت امام فرستادیم، و در ضمنآن مخارج خانه امام از مهمانىها، رفت وآمدهاى امام، پول برقخانهو ...را نوشته بودیم . هنگامى كه صورت مخارج را نزد امام فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمدآقا(فرزند امام) تلفن زد وگفت: از وقتى كه صورت حسابرادادهاید، امام مرتب لب باغچه قدممىزند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه امام در این ماه ازده هزار تومان(آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مىفرماید:
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلا ازاین جا مىروم.»
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید كه خرج اضافى در این ماه چه بوده است،تا به آقا بگوییم و خیال امام راحتشود.
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم كه ابداً مربوط به خانه امام نبود ، است، مثلا:
- گازوئیلى كه از خانه امام زیاد آمده بود ما گفتیم كه آنرا در انبار حسینیه جماران بریزند.
- ماشینى كه خانواده حضرت امام را مىبرد، و براثربىتوجهى راننده خسارتى به آن وارد شده بود ، و هزینهاى پیدا نموده بود.
- برزنتى براى خانه حضرت امام تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالاى پشتبام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجا پاس مىدادند.
صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، درنتیجه ایشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند. از همین یك نمونه مىتوان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روى در مخارج خانه را به دست آورد.
دورى از تقتیر و سختگیرى
اعتدال در مصرف یكى از ویژگىهاى بندگان ممتاز الهى است، كه در میانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطى آن استكه از آن به اسراف و تبذیر یاد مىشود كه بیان گردید، دوم جنبه تفریطى آن كه چهره تفریط ، اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتیر یا سختگیرى و زندگى رنجآور تعبیر مىگردد . اسلام دین سمحه و سهله است، هرگز حاضر نیست كه مسلمانان در سختى و رنج اقتصادىزندگى كنند . باید با كار و كوشش و سرپنجه تدبیر، شكل زندگى رابه شیوهاى تبدیل كرد كه موجب وسعت در زندگى و آسایش گردد.
پیامبر اكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگیرى مىكرد، بهموازات آن از اقتار وسختگیری در زندگى، نهى مىنمود. رسولاكرم(ص)فرمود: «اِنَّ مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِمِ اَن یشبهَهُ وَلَدَه....»
" از سعادت و خوشبختى انسان مسلمان،آن است كه داراى فرزندى باشدكه در نیكى، شبیه به خود اوبوده و نیز داراى همسر زیبا و دیندار، ومركب راهوار و خانه وسیع باشد."
در ماجراى ابولبابه( گفتن یك راز نظامى حكومت اسلامىبه یهودیان ) به گناه خود پى برد و توبه حقیقى كرد و پس ازمدتى آیه 102 سوره توبه در پذیرش توبه او از جانب خداوند نازلشد، پیامبر(ص)با تلاوت آن آیه، به او بشارت داد. ابولبابه بهپیامبر(ص)عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبهام، نصفاموالم را انفاق كنم . پیامبر(ص)اجازه نداد. او عرض كرد: اجازه بده یك سوم آن را انفاق كنم، پیامبر(ص) اجازه داد.
این كه پیامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموال او را نداد، براین اساسبود كه وی و خانوادهاش،گرفتار سختى و تنگنا در معیشت نگردند.
این بحث را باذکر روایتی به پایان می بریم : یكى از مسلمانان مدینهکهداراى چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت. قبل از مرگ خود بهخاطر جلب پاداش الهى، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه ازدنیا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفین، او را به خاك سپردند.سپس ماجراى او را در مورد آزادسازى غلامان، و فقر فرزندانش بهآن حضرت خبر دادند. پیامبر(ص) فرمود: « اگر من اطلاع مىیافتم نمىگذاشتمجنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنید، زیرا او كودكان خودرا از ثروتش بىنصیب نمود، و آنان را فقیر و بىپناه گذاشت، تا دست گدایى به سوى مردم دراز كنند.»
این ماجرا در عین آن كه بیانگر نكوهش اسراف در انفاق است ، نیز حاكى از آن است كه نباید موجب سختى و فشار در زندگى اعضاء خانواده شود . بلكه باید اعتدال در مصرف را با توجه به همهجوانب رعایت نمود.
در عقاید اسلامی، غلو، شرک، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است که مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگرکشی با دشمنان متوجه فتح دروازههای علم و فرهنگ شدند. افکار جبریه که به اشاعره نسبت داده میشود و جبرگرایی و ارجاء که به وسیله بنیامیه برای توجیه حکومت خود به وجود آمده بود از جمله افکار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان که در عشق اهلبیت افکار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهمالسلام مواجه میشدند.
«گروهی از بنیهاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه کنید که زیادهروها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض کردند: غالی کیست؟ فرمود: کسی است که درباره ما مقامی معتقد است که ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی کیست؟ فرمود: کسی است که به دنبال خیر و نیکی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش میشود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمیتوان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت. هر کس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر کس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشیددر منابع دینی این موضوع غالبا تحت عناوین اسراف و تبذیر مورد بحث قرار گرفته است که بایستی کاری اجتهادی و استنباطی در باره آن انجام شود؛ اما از آنجا که در مباحث فقهی در حد بایسته به این موضوع پرداخته نشده، لازم است هر مبلغ در حد توان وبا دقت لازم سعی کند به هر مقدار از مباحث آن دست یافت برای مردم بیان نماید.
قبل از ورود به بحث، توجه به نکتهای ضروری است وآن اینکه در منابع دینی معمول مباحث بسیاری از جمله بحث اسراف و تبذیر مطرح و رهنمودهایی به صورت کلی بیان و از ذکر مصادیق وارائه الگو غالبا خودداری گردیده است. این امر برای بعضی افراد ایجاد سؤال میکند که چرا این مطالب بهصورت واضح و با ذکر مصادیق و شاخصهای روشن مطرح نگشته است.
اما باید توجه داشت که دین اسلام دینی جهانی است، دینی که از جانب خداوند برای سالیان دراز و جوامع مختلف نازل شده، تا در همه زمانها راهنمای انسانها باشد. چنین دینی اگر به مسائل مصداقی و عینی خصوصا در مسائلی که از متغیرهای بسیار زیادی برخوردار است نپردازد، نمیتواند از جامعیت لازم برای زمانهای مختلف برخوردار باشد؛ از اینرو در موضوعاتی از این قبیل به بیان قواعد کلی پرداخته و تعیین مصداق و نمونههای آن را در هر زمان به عرف یا فهم عمومی مسلمانان واگذاشته است.
روزي رسول اکرم
(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد اطاق عايشه شد. مشاهده کرد که تکه ناني روي
زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود:«اي حميرا؛ از
نعمت هاي الهي صحيح استفاده کن و آنان را گرامي دار تا هرگز نعمت هاي خداوند از
مردم دور نشود.»
( شکر نعمت نعمتت
افزون کند کفر نعمت از کفت بيرون کند )
حال که سخن از نعمت
الهي شد مناسب است توجه عزيزان را به يک روايت از حضرت ابا عبدالله الحسين معطوف
بدارم.
امام حسين (علیه
السلام) فرمود:
سقوطي تدريجي بنده،
به آن است که خداوند نعمت ها را بر او فرو مي ريزد و او از شکر باز مي ماند.
احادیث پرهيز از
اسراف و زياده روي
1- میانه روی لشگر
عقل ؛
« امام کاظم (علیه السّلام)
: در وصیت نامه ای به هشام یکی از لشگریان عقل را میانه روی از لشگریان جهل زیاده
روی است.»
2- بخشش وترحم اسراف
کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (علیه السّلام)
: زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم
مورد ترحم واقع نمی شود»
3- میانه روی باعث
پایداری نعمت می شود :
» امام موسی بن جعفر
(علیه السّلام) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند
و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »
4- زیاده از حد
اسراف است :
« امیرالمؤ منین
(علیه السّلام) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »
5- رسول الله (صلّی
الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند :
از گونه هاي اسراف
اين است که هر چه مي خواهي، بخوري.
6- رسول الله (صلّی
الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند :
من اقتصد اغناه الله
و من بذّر افقره الله و من تواضع دفعه الله و من تجبّر قصدالله هر که در خرج کردن
ميانه روي کند، خدا او را بي نياز مي کند و هر که زياده روي نمايد خدا فقيرش مي
کند و هر کس بزرگي بفروشد، خدا او را در هم مي شکند.
علاوه بر این در
سخنان گوهر بار ائمه و اؤلیاء الهی (علیه السّلام) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل
تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.
قناعت فضیلت بزرگان
:
در کنار بحث اسراف
که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی
های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین
قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از
آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن
قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و
تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که
آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه
نموده است.
این تجربه آن زمانی تلخ
تر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به
اسراف و تبذیر باشد.
امام باقر (علیه السّلام)
می فرماید : « هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی
خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی
آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته،
قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار
بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار
داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم
که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر
گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک
فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است. به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات
زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر
گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان
می کند.
صرفه جویی و قناعت
در ابیات و هنر ایرانی :
ادباء ، شعرا، هنرمندان
ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی
را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان
سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو كم خوردن طبيعت
شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل
گيرد
وگر تن پرورست اندر
فراخي
چو تنگي بيند از
سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم
گردان
كه وراي تو هيچ نعمت
نيست
راه های مبارزه با
اسراف :
الف ) استفاده از ظرفیت
های دینی عمومی :
مردم ایران بعلت
پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی که دارند بخوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند
و بر آن می گمارند.
بیان و آیات قرآن
کریم و احادیث نورانی معصومین علیه السلام در مذهب اسراف و ترغیب به صرفه جویی بهترین
راه کارعمومی سازی و نهادینه سازی فرهنگ صرفه جویی و پرهیز از اسراف است .
ب ) باز نگری وقایع تاریخی
و رخدادهای طبیعی :
به تصویر کشیدن سرانجام
اسراف کاران در همه طبقات اجتماعی و پیوند آنها با اتفاقات طبیعی از جمله عوامل
باز دارنده اسراف گرایی و سوق دادن جامعه به سمت و سوی قناعت و صرفه جویست بی گمان
در این قسمت بیشترین نقش را رسانه های جمعی بویژه رادیو و تلویزیون می تواند ایفا
نماید.
ج ) ارتباط بخشی بلایای
طبیعی به موضوع اسراف :
به نظر می رسد
مسائلی نظیر کم آبی ، خشکسالی و ... بهترین دلایل اثبات بدی اسراف و مفید بودن قناعت
در زندگی روزمره است. برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح، به ریشه ها باید
استناد نمود.
1- نظرات کلی راجع به مال:
الف. «و لا تؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما»؛ و اموالی که خداوند آنرا وسیله قوام زندگی شما قرار داده در اختیار سفیهان قرار ندهید. (نساء/ 5).
ب. «لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارة عن تراض»؛ اموال خود را میان خودتان به ناروا مخورید، مگر آنکه داد و ستدی با رضایت یکدیگر باشد. (نساء/ 29).
ج. آیات نهی از اسراف و تبذیر: «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»؛ همانا اسراف کنندگاه برادران شیاطین به شمار می روند. (اسراء/ 27).
د. «کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم»؛ ... تا میان توانگران شما دست به دست نگردد، .... (حشر/ 7).
ه. «و الذین فی اموالهم حق معلوم* للسائل و المحروم»؛ و همانان که در اموالشان حقی معین است، برای سائل و محروم. (معارج/ 24 و 25).
و. آیات منع از ربا.
2- انفاقات:
الف. آیات عمومی راجع به انفاقات.
ب. انفاقات واجبه:
«و اعلموا انما غنمتم من شی ء ...؛ و بدانید هر گونه غنیمتی به دست آوردید از هر چه باشد..... (انفال/ 41) انما الصدقات للفقراء و المساکین...»؛ صدقات «زکات مال» تنها به فقرا و بینوایان و ..... تعلق دارد. (توبه/ 60)
3- فی ء و غنائم:
«و ما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشاء و الله علی کل شی ء قدیر* ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم»؛ و آنچه خدا از «اموال» آنان «یهودیان» به رسم «فیء» عاید پیامبر خود گردانید، شما «برای به دست آوردن آن» هیچ اسب و شتری بر آن نتاختید «پس در آن حقی ندارید» ولی خدا فرستادگان خود را بر هر که بخواهد چیره می گرداند، و خدا بر هر کاری تواناست. آنچه خداوند «به صورت فیء» از اموال ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید، خاص خدا و پیامبر و خویشاوندان «او» و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و... (حشر/ 6 و 7).
ایضا: «یسئلونک عن الانفال، قل الانفال»...؛ از تو درباره غنیمت ها می پرسند، بگو، غنیمت ها .... (انفال/ 1)
جبران آن نیز تبعاتی در پی دارد .
اما در مقابل میانه روی و اعتدال بنیه اجتماعی را به لحاظ مادی و معنوی تقویت کرده، اقتدار و پیشرفت جامعه را موجب می شود .
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ .
بدین
گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما
گواه باشد و قبلهاى را که [چندى] بر آن بودى مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى
را که از پیامبر پیروى مىکند از آن کس که از عقیده خود برمىگردد بازشناسیم
هر چند [این کار] جز بر کسانى که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود و خدا
بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و
مهربان است . سوره بقره، آیه۱۴۳
تربیت خانوادگی، فساد اخلاقی، تقلید، الگوهای نامناسب اجتماعی و خودنمایی از جمله عوامل بروز پدیده زیانبار اسراف و عدم مصرف بهینه از منابع و داشتهها هستند.
زیاده روی در مصرف، منابع کشور را هدر داده، رفته رفته به ضعف در امور مختلف انجامیده و تهدیدی برای استقلال کشور خواهد بود .
ی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ .
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیادهروى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمىدارد(سوره اعراف- آیه 31)
ائمه معصومین نیز به این مهم چون دیگر امور زندگی توجه داشته اند:
حضرت رسول (ص) : ان من السرف أن تأکل کل ما اشتهیت . یکی از اقسام اسراف این است که هر چه می خواهی بخوری .
سنن ابن ماجه ، کتاب الاطعمه ، ح 3343
امام علی (ع) : کن سمحا و لا تکن مبذرا ، و کن مقدرا و لا تکن مقترا. سخاوتمند باش ولی اسراف کننده مباش . در زندگی حسابگر باش ولی سختگیر مباش .
حضرت رسول (ص) : من اقتصد اغناه الله ، ومن بذر افقره الله ، ومن تواضع لله رفعه الله ، ومن تجبر قصمه الله
. هر که میانه روی کند خدا بی نیازش کند و هر که اسراف کند خدا فقیرش کند و هر که فروتنی کند خدایش بردارد و هر که بزرگی فروشد خدایش در هم شکند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 50 ، ح ۴۳۷۵
مصرف بهینه، پرهیز از اسراف و صرفه جویی به برقراری عدالت و ایجاد زمینه و بستر لازم به منظور توسعه و پیشرفت و هدر رفتن منابع و امکانات به عنوان ضرورتهایی برای توسعه و تقویت بنیادی جامعه می انجامد .
مهمترین نتیجه منفی اسراف فقر و از بین رفتن داشته ها است . کم شدن برکت و هدر رفتن نعمت زیان بزرگی است که از اسراف حاصل شده و جبران آن نیز تبعاتی در پی دارد .
اما در مقابل میانه روی و اعتدال بنیه اجتماعی را به لحاظ مادی و معنوی تقویت کرده، اقتدار و پیشرفت جامعه را موجب می شود .
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ .
بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبلهاى را که [چندى] بر آن بودى مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مىکند از آن کس که از عقیده خود برمىگردد بازشناسیم هر چند [این کار] جز بر کسانى که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است . سوره بقره،

