اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استطكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استطكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه مي‌گردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 3:05 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

قرار بود طبق برنامه وابستگی بودجه به نفت کاهش پیدا کند، اما تاکنون دولت‌ها نتوانستند آن را عملی‌کنند. چرا شاهد رخداد این اتفاق نبوده‌ایم؟

طبق قانون برنامه قرار بوده وابستگی بودجه به نفت کاهش پیدا کند و با یک شیب ملایمی ‌طی سال‌های متوالی میزان وابستگی را کاهش دهیم، به طوری که مثلا در یک مدت زمان معینی ارتباط بودجه با نفت قطع شود؛ البته در سابقه تاریخی کشور هست که چنین اتفاقی در گذشته افتاده است. بین سال‌های 1308 اگر اشتباه نکنم تا 1320 یعنی12‌سال‌بودجه کشور مستقل از نفت تصویب شده است، ولی از سال 1320 به بعد طبق قانون قرار شد پول نفت دست وزیر اقتصاد باشد و از آن زمان، وزیر اقتصاد پول نفت را وارد بودجه کرد که مجددا همین وضعیت به وجود آمد و ادامه پیدا کرد و بعد از انقلاب، همین کیفیت در واقع حفظ شد. وابستگی ما به نفت در بودجه یکی از نقاط ضعف بزرگ محسوب می‌شود، به خاطر این‌که بیشتر اوقات‌ بازی‌های سیاسی که درباره قیمت نفت توسط قدرت‌های اقتصادی به وجود می‌آید منجر به تلاطم و اختلال در وضعیت بودجه می‌شود.

البته تنها ما نیستیم که بودجه بشدت وابسته‌ای به نفت داریم. خیلی از کشورهای دیگر هم هستند، ولی الگوی خیلی خوبی در دنیا وجود دارد و آن کشور نروژ است که بودجه این کشور نفتی، کاملا مستقل از نفت است و این سبب شده هم ذخیره ارزی بسیار خوبی داشته باشد و هم پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در فناوری نفت داشته باشد، لذا پول فراوانی را از محل درآمد نفتی خرج صنعت نفت کرده که ما نمی‌توانیم چنین کاری را انجام دهیم، چون ما درآمدی که از نفت داریم را خرج فرهنگی‌ها، بازنشسته‌ها، حقوق کارمندان و ... می‌کنیم و بر این اساس وضعیت ارتباط بودجه به نفت طی سال‌های قبل که قرار بود طبق قانون برنامه کاهش پیدا کند، نه تنها کاهش پیدا نکرد بلکه به نظر من افزایش هم یافت.

ما وقتی قیمت نفت را در بودجه بالا می‌بینیم میزان وابستگی‌مان را به نفت افزایش می‌دهیم. در سال گذشته به عنوان مثال 55 دلار قیمت هر بشکه نفت را در بودجه در نظر گرفتیم، ولی عملا در واقع بیش از90 دلار به نفت وابستگی پیدا کرده بودیم.

در مجموع یکی از نقاط ضعف همه دولت‌هایی که آمدند همین بوده که میزان وابستگی‌شان را به نفت کاهش ندادند. این یکی از نقاط ضعف سیستم دولت بوده که متاسفانه همچنان تداوم دارد. نظر من این است که دولت در طرح تحول اقتصادی حول این محور اصلی متمرکز شود و شاید تنها محور مهم این باشد، راهکاری را تدوین کند که میزان وابستگی اقتصاد به نفت کاهش یابد، اما این اصلا در طرح دیده نشده است.

وقتی با کارشناسان دولت بحث می‌کنیم بر سر قیمت نفت چانه می‌زنند و این نشان می‌دهد چقدر این پیوند و وابستگی وجود دارد و این یکی از نکات بسیار منفی است که به نظر من در همه دولت‌ها بوده و در دولت نهم هم با کمال تاسف بوده و تلاش جدی هم برای کاهش این وابستگی‌ها صورت نگرفته است و اراده چشمگیری بر‌ای آن وجود ندارد.

مساله دیگری که در بخش انرژی شایان توجه است، پیش‌بینی افزایش مصرف و میزان تداوم این افزایش است که هر ساله در کشور وجود دارد، هم در بخش نیروگاهی و هم در بخش خانگی و تجاری. در بخش برق نیز این موضوع خیلی خودش را در سال گذشته نشان داد و شاهد بودید که چه اتفاقاتی افتاد.

موضوع دیگر این است که ما هر ساله یک میزان معینی مثلاً فرض کنید 5 هزار مگاوات در بخش برق افزایش تولید باید داشته باشیم، چون ما یک کشور رو به توسعه هستیم و کشور رو به توسعه هم میزان وابستگی‌اش به انرژی الکتریکی بسیار بالاست و هر ساله هم این میزان وابستگی و این میزان نیاز به انرژی الکتریکی افزایش پیدا می‌کند، بنابراین ما باید طرح‌های توسعه نیروگاهی داشته باشیم. پیش‌بینی افزایش مصرف برای کشورهایی که رو به توسعه هستند باید صورت بگیرد و متناظر و متعاقب با این توسعه بودجه آن تامین و ساز و کار لازم آن ایجاد شود. متاسفانه در این زمینه هم باز ما شاهد یک نقص هستیم. در واقع دولت در زمینه سرمایه‌گذاری و اختصاص بودجه لازم برای توسعه منابعی که می‌تواند بعدها مورد استفاده قرار دهد و به تولید کمک کند بویژه در بخش انرژی کم‌کاری کرده است.

چرا فکر می‌کنید که دولت در این زمینه کم‌کاری کرده است؟

دولت این را استناد می‌کند به قانون برنامه و می‌گوید برنامه دست دولت را بسته و گفته تصدیگری دولت نباید افزایش داشته باشد، در حالی که شرکت توانیر خودش می‌توانسته یعنی احتیاج به سرمایه‌گذاری داشته و مصوبه هیات مدیره آن بوده که سرمایه‌گذاری جدید در بخش نیروگاهی انجام پذیرد، ولی متاسفانه در این زمینه سرمایه‌گذاری صورت نگرفته و فقط با سرمایه اندک بخش خصوصی بوده است. ما نمی‌توانیم تولید چند هزار مگاوات برق را به عهده بخش خصوصی بگذاریم. البته جدا از بحث تحریم، مشکلات ناشی از محدودیت‌های سیستم بانکی کشور هم مزید بر علت می‌شود و دست بخش خصوصی هم برای تاسیس و تولید نیروگاه‌های جدید بسته است.

ببینید ، طی سالیان گذشته هر سال به طور متوسط 3 هزار مگاوات به شبکه تولید و توزیع برق اضافه ‌شده، اما در سال ‌های اخیر این روند کندتر شده است. ما در سال‌های بعد هم این مشکل را خواهیم داشت ، چون سرمایه ‌گذاری جدید صورت نگرفته، بنابراین بهره‌برداری جدیدی هم طی سال‌های آتی نخواهیم داشت. احتمالا امسال چیزی نزدیک به 1200 تا 1300 مگاوات بهره‌برداری جدید داریم که مقدار زیادی به ظرفیت کشور اضافه نمی‌کند و ما بشدت با کمبود برق در سال جاری مواجه خواهیم شد.

ساخت نیروگاه هم چیزی نیست که سریع جواب دهد، یعنی سرمایه‌گذاری آن دو سه سال زمان می‌برد تا نیروگاه بتواند به بهره‌برداری کامل برسد و از این نظر ما مشکل خواهیم داشت. بحث دیگری هم در زمینه نیروگاه‌های برقآبی وجود دارد، چون کشور ما در ناحیه خشکی قرار گرفته است از این نظر آب کافی برای این‌که سدسازی جدیدی انجام دهیم یا بتوانیم انرژی الکتریکی جدیدی از آب تامین کنیم، نداریم و از نیروگاه برق‌آبی هم سال گذشته نتوانستیم استفاده کنیم، زیرا بارش به اندازه کافی نداشتیم و خشکسالی بوده و این خشکسالی‌ها ممکن است ادامه پیدا کند. امسال اگر بارش طولانی داشته باشیم لزوما نیروگاه برق‌آبی جواب نمی‌دهد، چون اینها فرآیندی دارد. این سفره‌های آب زیرزمینی باید اشباع شود و آب رودخانه‌ها جریان پیدا کند.

در بحث انرژی‌های نو تلاش‌هایی صورت گرفته که البته این هم کافی نبوده است. در بحث استفاده از نیروگاه‌های بادی این امکان هست زیرا نواحی‌ در کشور همواره بادهای شدید دارند و ما می‌توانیم آنجا نیروگاه‌های بادی داشته باشیم یا نیروگاه اتمی ‌که تاسیس آن از 40 سال پیش مطرح بوده است. از دهه 60 تا به حال می‌گویند سال آینده این نیروگاه راه می‌افتد و همین‌طور عقب افتاده است.

این نیروگاه می‌تواند چیزی در حدود یک‌هزار مگاوات برق به شبکه اضافه کند که باز معلوم نیست حتی تولید آزمایشی آن هم به جواب رسیده است یا نه. بر این اساس در بخش نیروگاهی هم این وضعیت را شاهد هستیم.

در بخش نفت و گاز چطور؟

در بخش نفت و گاز باید حتما صورت بگیرد تا بتوانیم بهره‌وری خوبی داشته باشیم حتی اگر بخواهیم سطح تولید نفت را به اندازه‌ای که در حال حاضر وجود دارد حفظ کنیم نیاز به سرمایه‌گذاری جدید داریم؛ زیرا عمر بیشتر میادین نفتی به نیمه دوم رسیده و بازدهی آنها کم است و نیاز به تزریق گاز و آب دارند که بتوان بهره‌برداری بیشتری از آنها حاصل کرد.

پس این‌که گفته می‌شود مشکل گاز نداریم، برای این است که تزریق گاز به منابع نفتی در کشور انجام نمی‌شود؟

بله.‌در بخش نفت تزریقی که باید انجام می‌گرفت انجام نشد، در صورتی که سطح تولید نفت ما (با استفاده از تزریق) می‌تواند بیشتر از این باشد. در حال حاضر تولید ما کمتر از برنامه است. این در حالی است که باید با شیب ملایمی ‌تولید را افزایش می‌دادیم ولی افزایشی هم صورت نگرفته.

ما در کشور الگوی مصرف درستی در بحث انرژی نداریم و در حوزه‌های صنعتی نحوه استفاده ما بهینه نیست

یک چیزی بین 3 میلیون و 700 تا‌‌4 میلیون و 200هزار بشکه در روز الان تولید ما است. البته بین آماری که وزارت نفت به ما اعلام می‌کند که می‌گوید 4 میلیون و 200 هزار با آماری که بعضی سازمان‌های بین‌المللی اعلام می‌کنند که می‌گویند 3 میلیون و 700 هزار بشکه ، اختلاف وجود دارد و ما هم در کمیسیون پیگیری می‌کنیم تا مشخص شود واقعا تولید نفت ما روزانه به چه ترتیب است. به‌هرصورت، این تولید هم که باید افزایش پیدا می‌کرده در حد قابل قبول نبوده است.

درباره افزایش تولید در زمینه گاز هم وضعیت ما به همین صورت است. سرمایه‌گذاری‌هایی که در گذشته صورت گرفته، بخصوص در پارس جنوبی بتدریج در سال‌های اخیر به بهره‌برداری رسیده است و ما افزایش تولید گاز را داشتیم. سال 87 ، 20 تا 30 میلیون متر مکعب به تولید ما اضافه شد، ولی سرمایه‌گذاری‌های آن در گذشته انجام شده؛ به طوری که الان خودمان محتاج هستیم و مجبوریم از ترکمنستان گاز بخریم برای این‌که بتوانیم نیاز داخلی را تامین کنیم این درحالی است که میدان پارس جنوبی میدان بسیار وسیع و مشترکی است که این را اگر ما به توسعه سرعت ندهیم با توجه به این‌که شیب میدان به طرف قطر است و آنها به سرعت هم برداشت می‌کنند احتمالا افت فشار در آن ناحیه به‌وجود می‌آید و گاز هم حرکت می‌کند به ناحیه‌ای که فشار آن کاهش یافته و طبیعتا دسترسی آنها خیلی خوب است. قطر با برداشت وسیعی که انجام می‌دهد، سرمایه‌گذاری هم در حد بسیار وسیع کرده، هم گاز را به عنوان سوخت استفاده و هم به عنوان ورودی پتروشیمی‌ ضمن این که با تبدیل کردن گاز طبیعی به مایع ،‌مایع ‌آن را صادر می‌کند.

قطر که برای انرژی‌ خیلی خوب سرمایه‌گذاری میکند.

بله. ایران متاسفانه همچنان در پیچ و خم بستن قراردادها یا پیدا کردن شرکت‌های مناسب سرمایه‌گذار گیر کرده و من فکر می‌کنم این یکی از آزمون‌های بزرگ برای کشور ‌است که ما تا چه اندازه همت و اراده داریم که از منابع ملی استفاده کنیم؛ چون اگر ما از این میدان برداشت نکنیم، کشور مقابل برداشت می‌کند و ما در واقع عقب می‌افتیم. به هر صورت در بخش گاز چنین وضعیتی است در پارس جنوبی طرح‌ها کند جلو می‌رود که بخشی از آن به دلیل کمبود سرمایه‌گذاری است.

بخشی از آن هم به دلیل مدیریت است.

بله، بحثی به دلیل ضعف مدیریت است. بخشی از آن هم به علت مساله تحریم‌هاست که فشارهایی را به ما در زمینه‌های فنی تکنولوژیکی و سرمایه‌گذاری تحمیل کرده است. در واقع به کار گرفتن یک تدبیر خوب از جانب دولت برای کاهش فشارها می‌توانست در سرعت بیشتر طرح‌ها تاثیر داشته باشند.

جمع‌بندی من این است که دولت در بخش انرژی فعالیت و تلاش خوبی داشت، ولی بعضی ابزارها را در اختیار نداشت، مثل سرمایه‌گذاری به اندازه کافی بعضی ضعف‌های مدیریتی داشتیم؛ مقداری هم ضعف در برنامه‌ریزی‌ها داریم.

اگر ما بخواهیم قانون برنامه را دقیقا رعایت کنیم و به اهداف آن برسیم، باید به طور جدی در حوزه انرژی در زمینه سرمایه‌گذاری، مدیریت و برنامه‌ریزی تجدید نظر کنیم.ما در حوزه استخراج، تولید، برداشت صیانتی، تولید فرآورده پتروشیمی ‌و الگوی مصرف برنامه‌های منسجم و یکپارچه‌ای نداریم و این موضوع هم در وزارت نفت مشهود است هم وزارت نیرو.

در زمینه فعالیت‌هایی که در حوزه تولید نیروگاهی است نیاز به یک طرح جامع داریم که ما چون در کمیسیون انرژی دیدیم شورای عالی انرژی تشکیل نمی‌شود، این را در کمیسیون انرژی در دستور کار قرار دادیم و آن را دنبال می‌کنیم.

طرح جامع انرژی که یک دوره مطرح شد را نمی‌خواهید دنبال کنید فکر نمی‌کنید پیگیری آن ضرورت داشته باشد؟

این طرح همان چیزی است که در کمیسیون پیگیری می‌شود وزارت نفت، وزارت نیرو، سازمان انرژی اتمی، سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت صنایع و تمام دستگاه‌های ذی ربط در تدوین این طرح مشارکت دارند مشاور اصلی کمیسیون هم موسسه بین‌المللی مطالعات انرژی است که دارد کار می‌کند و ما هم با آنها جلساتی داشتیم از طرف کمیسیون ما هم آقای دکتر زارعی مسوول هستند که این مطلب را پیگیری کنند خود من هم در شورای راهبردی شرکت می‌کنم. ما وظیفه این مجموعه را تدوین طرح جامع انرژی گذاشتیم که خیلی جاها ممکن است احتیاج به چارچوب‌های قانونی داشته باشد این چارچوب‌ها را ما می‌توانیم بیاوریم مجلس در مجلس هم تصویب کنیم که به صورت قانون دائمی‌ در کشور به اجرا گذاشته شود.

یکی از ضعف‌های بزرگی که انگیزه ای برای ما شد تا به سمت تدوین طرح جامع انرژی برویم مساله الگوی مصرف است. ما در کشور الگوی مصرف درستی در بحث انرژی نداریم. در بحث آب چه آب مصرفی خانگی، صنعتی و کشاورزی، در برق هم همین‌طور چه برق خانگی، گاز نیز به همین ترتیب. در حوزه‌های صنعتی نحوه استفاده ما استفاده بهینه نیست یعنی در واقع ما پرمصرف هستیم؛ ولی پرمصرف کم راندمان و کم بهره‌ایم. اگر مراجعه کنیم به آمارهای وزارتخانه‌های نیرو و نفت مشخص می‌شود که شدت مصرف انرژی در کشور ما عدد بسیار بالایی دارد.

شدت انرژی یعنی میزان انرژی که ما مصرف می‌کنیم. میزان بشکه نفت خامی‌که ما مصرف می‌کنیم و در قبال آن میزان ارزش افزوده‌ای و یا تولید ناخالص ملی در کشور ما خیلی بالاست،شدت انرژی ما تقریبا چیزی نزدیک به 15 برابر ژاپن است، بیش از 2 برابر چین است. کل گاز مصرفی کشورما از کل گاز مصرفی گمرکات و بخش صنعت اروپا بیشتر است؛ در حالی که آنها کشورهای صنعتی هستند که با آن وسعت کار این میزان گاز مصرف می‌کنند.

آنها نیروگاه برق هسته‌ای دارند که انرژی پاک‌تری است.

بله. نحوه بهره‌برداری ما مناسب نیست.

ما به جای این‌که گاز را به مردم بدهیم، می‌توانیم گاز را به نیروگاه برق بدهیم تا مردم تا از انرژی برق استفاده کنند.

در همین مصرف گاز اگر بهینه استفاده شود می‌توان کلی جلو افتاد. در بخش‌های صنعتی هم همین است فقط خانگی‌ها را نمی‌توانیم سرزنش کنیم مصرف صنعتی ما نیز در ساختمان‌ها و کارگاه‌ها بهینه نیست میزان انتقال حرارت بالاست، در حالی که می‌تواند این‌طور نباشد.

مثلا مبحث 19 در قانون ساختمان‌سازی رعایت نمی‌شود.

بله. همین الان شیشه دوجداره که به عنوان قانون شهرداری برای جلوگیری از اتلاف انرژی عنوان می‌شود یا استفاده از ایزولاسیون اصلا در ساختمان‌ها رعایت نمی‌شود خیلی از ساختمان‌هایی که الان شیشه دو جداره دارند نه کنترلی روی انتقال سوخت آنها انجام می‌شود و نه روی انتقال حرارت. در واقع شیشه‌های دو جداره‌ای هم که نصب می‌شود، شکل صوری دارد واقعا ماموریتی که دارند، نمی‌توانند انجام دهند از نظرفنی ، ضعف روی نصب و به‌کارگیری آنها خیلی زیاد است. این مشکلات سبب شد ما مقداری رویکردمان به سمت طرح جامع انرژی جدیت بیشتری پیدا کند. مثلا در همین بخش مصرف انرژی اخیرا کارخانجاتی به کشور وارد شده است که این کارخانجات در خارج از کشور از رده خارج و دست دوم بوده است؛‌ مثل کارخانه تولید فولاد و میلگرد از قراضه آهن که از چین و هند آمده است، اصلا آن کشورها این کارخانه‌ها را از رده خارج کرده‌اند، به دلیل مصرف بالای انرژی حالا ما اینها را آورده‌ایم اینجا کسانی که می‌خواستند در بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کنند، رفته‌اند این کارخانجات را آورده‌اند؛ در حالی که راندمان اینها خیلی پایین است. اگر ما به اینها انرژی یعنی گاز و برق ارزان ندهیم، این کارخانجات بهره‌وری‌شان خیلی پایین می‌آید و در واقع این یک جور رانت است.



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در سه شنبه 4 اسفند 1388  ساعت 5:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

پس از سخنان مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود و متعاقب آن در سخنرانی ابتدای سال در صحن حرم رضوی در زمینه اصلاح الگوی مصرف ، جامعه ایرانی با موجی از تحلیلها و نظرات در این زمینه روبرو شده است.مقام معظم رهبری  در پیام نوروزی خود فرمودند:با توجه به ا"همیت حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور"، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم. این سخنان باعث شد که دولت،رسانه ها و نخبگان به جنب و جوش درآیند و به سرعت خود را برای پاسخگویی و برنامه ریزی اجرایی مهیا کنند.اصلاح الگوی مصرف حوزه های مختلفی را مانند نان،آب،برق،انرژی،بنزین و ... را در بر می گیرد که بررسی تمام ابعاد آن در یک نوشتار  امکان پذیر نیست. البته هم اکنون از سوی مجریان و سیاست گذاران راهکارهای ضربتی و سریعی مانند افزایش قیمت بنزین و یا کاهش محسوس سهمیه ها پیشنهاد می گردد.به نظر می رسد قبل از تصمیم گیری باید دلایل و اقعی اسراف در بنزین را در کشور ادراک کرد.

در این نوشتار به اختصار به دلایل اصلی عدم بهینگی و ضعیت مصرف بنزین در کشور پرداخته و راهکارهای اصلاح آن را تجزیه و تحلیل می کنیم.

وضعیت مصرف بنزین در سالهای اخیر:

بنا بر گزارش موسسه «مارکت اوراکل» ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007در ایران مصرف ‌گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2در انگلیس 5/3در فرانسه 9/1در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است.هر 10سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2  برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4تا 5برابر بیشتر سوخت مصرف می‌کند. هم‌اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. و در سالهای گذشته بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص می‌یافت در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می‌تواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.

بنزین

اما نکته شگفت انگیز این است که نسبت خودرو به فرد در ایران بسیار حدود می باشد.هم اکنون در آمریکا تقریبا به ازای هر نفر یک خودرو و در اروپا تقریبا به ازای هر دو نفر یک خودرو وجود دارد که این آمار برای شش تا هفت سال پیش در ایران، یک خودرو به ازای هر 17 نفر بود که امروزه به حدود یک خودرو برای هر 12 تا 13 نفر رسیده است. اما به دلیل تراکم بالای خودروها در بعضی نقاط مانند کلان شهرها، تعداد خودروها زیاد جلوه پیدا کرده است. البته نمی توانیم به این دلیل که ظرفیت و زیرساخت های لازم در بخش حمل ونقل از قبیل راه سازی و جاده سازی انجام نشده است.

ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است.

یک مطالعه جالب درباره مقایسه آمار مصرف بنزین در ایران در سال 1355 با کشورهای ترکیه و فرانسه نشان می دهد که در آن زمان مصرف بنزین در کشور ما و ترکیه تقریبا برابر و حدود 7میلیون لیتر در روز بوده است. در فرانسه نیز مصرف بنزین 6 برابر ایران بوده است; اما آمارها نشان می دهد پس از 30 سال از آن زمان که مصرف بنزین در فرانسه در سال 1385، معادل نصف مصرف این فرآورده در ایران است.

اگرچه پس از اجرای برنامه سهمیه بندی بنزین میزان مصرف انرژی در ایران کاهش داشته ولی ایران همچنان بالاترین نرخ مصرف بنزین در خاورمیانه را در اختیار دارد .

حال به بررسی دلایل این مساله می پردازیم:

1-بالا بودن مصرف بنزین  ناشی از مصرف بالای سوخت در خودروهای داخلی:

به نظر می رسد سیاستهای حمایتی دولتهای مختلف از صنعت خودروی کشور، یکی از دلایل اصلی این عدم مصرف صحیح باشد.دولت از دهه هفتاد در راستای خودکفایی کشور در تولید خودرو ،سیاستهای حمایتی مانند ممنوعیت واردات خودرو و یا وضع نرخ  گمرکی حدود 100 درصد بر خودروهای وارداتی را پیگیری کرد.این سیاستها باعث شد بازار داخلی در اختیار دو خورو ساز اصلی وطنی و چند خودروساز کوچک فرعی قرار گیرد و نوعی انحصار در این بازار به و جود آید.

با وجود تلاش این خودرو سازها همواره تقاضا بر عرضه خودرو ، پیشی داشته و به علت پایین بودن میزان تولید خودرو، امکان بالا بردن کیفیت محصولات تولیدی وجود نداشت و  این خودرو سازان در فضای انحصار به آسودگی تولید می کردند.  در کنار این امر  اگر امکان واردات خودرو نیز وجود نداشته باشد، قیمت خودروهای داخلی در مقایسه با مشابه خارجی افزایش می یابد. از سوی دیگر این امر بی انگیزگی تولیدکنندگان داخلی را جهت بالا بردن بهره وری در فرآیند تولید به دلیل نبود رقبای قابل اعتنا در پی داشت.یکی از این موارد بقا و اصرار تولید کنندگان بر تولید پیکان با تکنولوژی دهه 60 میلادی،پراید و پژو با تکنولوژی ده 80 میلادی بود! تکنولوژی هایی که نسبت به استاندارد جهانی بسیار پر مصرف تر می باشد.

سازمان بهینه سازی مصرف سوخت جهت نصب بر چسب میزان مصرف انرژی محصولات تولید داخل را مورد آزمایش قرار داد که نتایج نگران کننده ای داشت:

درجهA نشانگر بیشترین بهره وری و درجه G ,Fنشانگر بیشترین اسراف و بازده است در رتبه‌بندی صورت گرفته از سوی

برچسب انرژی

شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت از هفت رتبه‌بندی A تا G مصرف سوخت خودروهای تولید داخل، هیچ خودرویی نتوانست در گروه نخست (A) قرار گیرد.

 تنها از گروه خودروسازان راین، دو خودروی هیوندا آوانته و هیواندا سوناتا 2400 به ترتیب با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 7.4 و 8.1 لیتر در 100 کیلومتر در رتبه B قرار گرفتند. در گروه C نیز تنها مگان 2000 اتومات پارس خودرو با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 7.9 لیتر در 100 کیلومتر جای گرفت.

 

در گروه‌بندی مصرف سوخت خودرو که از A تا G صورت گرفته، مصرف سوخت شش خودرو داخلی خارج از محدوده استاندارد(یعنی G) اعلام شده که از گروه ایران خودرو پژو آردی با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 9.5 لیتر ، وانت پیکان و وانت پیکان با موتور OHV به ترتیب با مصارف 10.7 و 10.3 لیتر در چرخه ترکیبی؛ از گروه زامیاد وانت نیسان Z24 انژکتوری با مصرف سوخت 15.3 لیتر و وانت نیسان Z24F انژکتوری با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 17.1 لیتر؛ از گروه بهمن پاجرو با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 13.2 لیتر، مزدای دو کابین انژکتوری و مزدای تک کابین انژکتوری با مصارف سوخت در چرخه ترکیبی 11.1 و 10.7 لیتر و از گروه تولیدی مرتب موسوی شش سیلندر با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 16.2 لیتر شش خودروی یاد شده هستند. همچنین تندر نود 1600 گروه ایران خودرو با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی 7.4 لیتر و تندر نود 1600 گروه پارس خودرو با مصرف سوخت در چرخه ترکیبی6.9 لیتر در 100کیلومتر در گروه D قرار گرفتند. پراید گروه سایپا نیز در مدل‌های مختلف در گروه‌های F و D قرار گرفتند.

اتومبیل 405 و سمند نیز  در رتبه G قرار گرفتند که جای بسی شگفتی است.حال به این موضوع این نکته را بیافزایید که اتومبیلهای فرسوده پیکان و مدلهای کاربراتوری پژو و سمند که در حال جولان در خیابانها هستند چه میزان از همین مصرف صفر کیلومترها جلوتر رفته اند و چه حجمی مصرف می کنند.

 2-استفاده بیش از حد از خودروها به ویژه خودروهای شخصی:

نکته دیگر که به اندازه مورد اول حائز اهمیت است کمبود امکانات حمل و نقل عمومی شهری و بین شهری است که باعث

مترو تهران

افزایش علاقه ما ایرانیان برای استفاده از این خودروهای پرمصرف می شود!

در کشورهای پیشرفته ،افراد ترجیح می دهند فقط در کارهای ضروری از خودرو شخصی استفاده کنند و در بقیه موارد از سیستم حمل ونقل عمومی بهره می برند .البته در این کشورها سیستم حمل و نقل بین شهری مانند قطارهای سریع السیر برقی و سیستم حمل و نقل درون شهری کامل و راحت مثل مترو  وجود دارد.در این کشورها به دلیل وجود سیستم حمل ونقل عمومی کارا، استفاده از خودروهای شخصی توسط افراد کاهش چشمگیری پیدا کرده است. اما متاسفانه در ایران به دلیل توسعه نیافتگی حمل ونقل عمومی، استفاده از خودروهای شخصی درصد بالایی را به خود اختصاص داده است.

سیستم ریلی ما شمول کامل نداشته و تکنولوژی آن مربوط به 50 سال پیش است .هم چنین در شهرهای بزرگ خطوط متزو توسعه نیافته و خطوط اتوبوس و تاکسی با اضافه بار روبرو هستند.

اما به گفته نایب رییس فراکسیون مدیریت شهری مجلس شورای اسلامی سهم بودجه حمل و نقل عمومی نسبت به بودجه عمرانی کل کشور کمتر از 4 درصد است  که اصلا امیدوار کننده نیست.

نتیجه گیری:

اصلاح الگوی مصرف در حوزه بنزین صرفا با اقدامات ضربتی و پرهیزی مانند کم کردن سهمیه بنزین خودروها امکان پذیر نبوده بلکه نیاز مند رویکرد جدید دولت در سیاستهای بخش حمل و نقل و صنایع است.اگرچه قیمت پایین بنزین از دلایل زیاد مصرف کردن بنزین است اما  تنها دلیل و دلیل اصلی آن نیست .دولت می تواند با گسترش سیستم حمل و نقل عمومی و به موازات آن فرهنگ سازی، باعث کاهش استفاده مردم از خودروهای شخصی شود و در نتیجه از ایجاد تراکم خودروها و ترافیک جلوگیری کند. البته دولت نمی تواند از مردم بخواهد که از سیستم حمل ونقل عمومی استفاده کنند و در عین حال نیز زیرساخت های آن را به وجود نیاورد. ضمن این که در سیاستهای خود در بخش خودرو نیز باید تجدید نظر کند.

تجربه نشان داده است که کارهای مقطعی و کوتاه مدت و در اصطلاح بدون پشتوانه فکری و اقتصادی مانند افزایش قیمت بنزین یا کاهش سهمیه بندی نمی تواند به تنهایی راهکار مناسبی برای اصلاح الگوی مصرف انرژی به حساب آید و تنها راه ممکن ،تولید و یا ورود خودروهای با تکنولوژی بالا و کم مصرف و افزایش و گسترش شبکه های حمل و نقل عمومی در کشور است.



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 12:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

یکی از حامل‌های انرژی مهم تعیین‌کننده در یارانه اختصاص یافته توسط دولت در کشور ما بنزین است، به طوری که دولت بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌کند که بخش عمده‌ای از آن به بنزین اختصاص دارد.

یکی از حامل‌های انرژی مهم تعیین‌کننده در یارانه اختصاص یافته توسط دولت در کشور ما بنزین است، به طوری که دولت بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌کند که بخش عمده‌ای از آن به بنزین اختصاص دارد، چنانکه در این زمینه طی 82 سال گذشته در مجموع 411 میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسیده است.‌

طی سالهای 1306 تا 1309 مصرف بنزین کشور 36 میلیون و 865 میلیون لیتر بوده است. ‌

مجموع مصرف بنزین کشور در فاصله سالهای 1310 تا ابتدای 1320 نیز 625 میلیون و 975 هزار لیتر بوده است. ‌

میزان مصرف بنزین کشور در دهه 20 معادل یک میلیارد و 472 میلیون و 775 هزار لیتر بوده که 135 درصد رشد را نسبت به دهه ماقبل آن نشان می‌دهد. ‌

بر این اساس، در دهه 30 نیز بیش از 4 میلیارد و 135 میلیون و 815 هزار لیتر بنزین در کشور مصرف شد که این رقم در مقایسه با دهه 20 بیش از 180 درصد افزایش داشته است. ‌

در فاصله سالهای 1340 تا ابتدای سال 1350 نیز 8 میلیارد و 351 میلیون و 565 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف شده است که حکایت از رشدی 101 درصدی دارد.

مصرف بنزین کشور در دهه 50 نیز 34 میلیارد و 633 میلیون و 755 هزار لیتر گزارش شده که در مقایسه با 10 سال پیش از آن بیش از 314 درصد رشد را نشان می‌دهد. ‌
بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌کند که بخش عمده‌ای از آن به بنزین اختصاص دارد،

در فاصله سالهای 1360 تا ابتدای سال 1370 بیش از 65 میلیارد و 555 میلیون و 825 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسید که 5/18درصد از مصرف 85 ساله کشور را تشکیل می‌دهد. این میزان مصرف در مقایسه با دهه 50 بیانگر بیش از 89 درصد افزایش مصرف است. ‌

در دهه 70 مصرف بنزین کشور به 120 میلیارد و 731 میلیون و 780 هزار لیتر رسید که رشدی 84 درصدی را نسبت به دهه ماقبل آن نشان می‌دهد.

در فاصله سالهای 1380 تا پایان سال 87 نیز بیش از 177 میلیارد و 131 میلیون و 615 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف شد. ‌

بر این اساس طی 82 سال گذشته از سال 1306 تا پایان سال گذشته در مجموع 411 میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسیده است. ‌

در سال 1380 حدود 500 میلیون دلار به واردات این فرآورده اختصاص یافت. این رقم در سال 81 به 800 میلیون دلار، سال 82 به یک میلیارد و 200 میلیون، در سال 83 به 2 میلیارد و 700 میلیون دلار، سال 84 به 3 میلیارد و 800 میلیون و در سال 85 نیز به بیش از 5 میلیارد دلار رسید. ‌

بودجه اختصاص یافته برای واردات این فرآورده در سال 86 به حدود 2.5میلیارد دلار و در سال گذشته به 3/3 میلیارد دلار رسید. ‌
ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز جهان قرار دارد؛

ایران از نظر ارائه بنزین ارزان، سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در ایران حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 2.5، در انگلیس 3.5، در فرانسه 1.9، در کانادا 6.5و در کشور آمریکا 7.3لیتر در روز است. ‌

هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در کشور ما حدود 2 برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می‌کند. ‌

براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می‌باشد. مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژی در ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره‌ برداری انرژی هستیم. ‌

ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینی می‌شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. ‌

با ادامه این روند در سال‌های آینده ایران به یک مصرف‌کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی اختصاص داده است.

مقایسه میزان مصرف در بخش‌های مختلف با سایر کشورها، نشان‌دهنده وضعیت نامطلوب مصرف در همه زمینه‌ها است و جالب آنکه سالانه نزدیک به 21.2هزار میلیارد تومان یارانه واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می‌کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان است. ‌



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

با تاکید مسوولان کشوری بر اصلاح الگوی مصرف در سال جدید این موضوع با اهمیت که به فراموشی سپرده شده بود، جان تازه‌ای گرفت تا مدیران با حساسیت ویژه‌ای در برنامه‌های خود به آن توجه کنند.به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین راهکارهای کنترل و کاهش مصرف انرژی در کنار روش‌های استفاده از سوخت‌ها و انرژی‌های جایگزین، اصلاح الگوی مصرف باشد؛ به نحوی که این عنوان ساده شاید با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو باشد که براحتی محقق نشود؛ اما بی‌شک توجه در سطح کلان به این موضوع می‌تواند گره‌گشای بخشی از مشکلات مصرف انرژی در کشور بویژه در سطح شهری و صنعتی باشد. خوشبختانه توان علمی و کارشناسی برای تحقق این شعار در کشور وجود دارد و باید دید برای اجرای این مبحث در عمل چقدر کارآمد و اثرگذار برنامه‌ریزی خواهد شد.

تعاملات موجود میان انسان و محیط زیست، سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی را به سوی برنامه‌ریزی‌های سازگار با محیط زیست سوق داده است؛ زیرا تاکنون آشکار شده است که توسعه بدون برنامه‌ریزی میسر نخواهد بود و هر قدر برنامه‌ریزی بیشتر مبتنی بر واقعیت‌های عینی و توان‌های بالقوه طبیعی باشد، حصول به اهداف از‌پیش‌تعیین‌شده آن ممکن‌تر می‌شود.

بر همین اساس و در راستای برنامه‌ریزی هدفمند برای حفاظت از محیط زیست، مدیریت صحیح و نظارت بر عملکرد دستگاه‌های اجرایی، تدوین الگویی مناسب مصرف ضروری به نظر می‌رسد.

عمید مرندی، عضو هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست ایران در این رابطه می‌گوید: برای تدوین الگوی مناسب مصرف و قابل اجرا بهترین راهکار رجوع به تجربیات، عملکردها و دستورالعمل‌هایی است که تاکنون مورد استفاده بوده و راه‌حل‌های کلیدی از آنها سرچشمه می‌گیرند، به طوری که مدیریت محیط زیستی در اجرای موثر وظایف خود، متکی به برخی اصول علمی و روش‌های کاربردی است که از طریق آنها می‌تواند به اهداف عالی اصلاح الگوی مصرف نائل آید.

وی با اشاره به این‌که مدیریت محیط زیستی موثر در راستای اصلاح الگوی مصرف، به کسب و کار و تجارت معنا می‌بخشد، می‌افزاید: سازمان‌های موفق و کارآمد هم‌اکنون مدیریت محیط زیستی را جدی گرفته‌اند‌ و همسو با اصلاح الگوی مصرف بویژه در بخش انرژی که از چالش‌های اساسی کشور است، به نحوی عکس‌العمل نشان می‌دهند که آینده خود و عوامل وابسته به خود را تضمین می‌کنند.

وی تاکید می‌کند:‌ باید توجه کرد که فشارهای محیط زیستی و واقعیت‌های عینی از طریق قانون، پیشرفت‌های فنی و تغییرات بازار و حتی مصرف‌کنندگان اعمال می‌شوند، به نحوی که انتخاب برای بخش صنعت جز حرکت در مسیر جهانی میسر نخواهد بود.

به این ترتیب، کارشناسان برای اصلاح الگوی مصرف تاکید می‌کنند که برای اعمال مدیریت محیط زیست باید فاکتورهای گوناگونی را در نظر گرفت و با اصلاح روش‌های مصرف یا استفاده از آنها به سرمنزل مقصود رسید.

مدیریت مصرف انرژی

مدیریت محیط زیست درساده‌ترین شکل خود باید 3 وظیفه را شامل تشخیص اهداف، تعیین امکان تحقق آنها و تدوین و اجرای راهکارها برای انجام اموری که برای اصلاح الگوی مصرف امکان‌پذیر باشد، در نظر بگیرد.

به اعتقاد عمید مرندی، برای اجرای راهکارهای نوین مدیریت محیط زیستی باید توجه کرد که در محیط کار همه چیز قابل تغییر است؛ از تمایلات دست‌اندرکاران محیط زیست گرفته تا نظرات عمومی و قابلیت‌های بشری، لذا مدیر محیط زیستی باید انعطاف‌پذیر، سازشگر و با ذکاوت باشد.

وی می‌گوید:‌ مدیریت محیط زیستی علاوه بر پیش‌بینی‌هایی که در زمینه اجرای موارد مورد نظر کارشناسی دارد، باید متکی بر دستاوردهای پذیرفته شده علمی، استفاده از تکنیک‌های مدل‌سازی، شبیه‌سازی و تخمین باشد و به این وسیله مساله را شناسایی و مکانیسم‌های جبرانی را محقق کند.

عضو هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست ایران می‌افزاید: هم‌اکنون مدیریت محیط زیستی می‌تواند با ابزارهای مدیریتی نوین، فرآیندهای نظارت، جمع‌آوری اطلاعات، ارزیابی میزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری و ارتباطات وضعیت مصرف انرژی و دیگر منابع را بهبود بخشد. به طوری که مدیران محیط زیستی همواره با مسائل در حال رشدی روبه‌رو هستند و به این دلیل نیاز به امکانات کمکی بیشتری دارند.

دنیای امروز که بدون حفظ منابع زیستی معنی ندارد، به سمتی پیش می‌رود که مدیران محیط‌زیستی باید هر چه بیشتر از روش‌های تصمیم‌گیری سنتی دور شده و به روش پیش‌بینانه نزدیک شوند. این در حالی است که امروزه در جوامع بشری، توسعه با به کارگیری انرژی بیشتر میسر می‌شود و در روند توسعه، انسان خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی، اجتماعی و سنتی محیط خود را دگرگون می‌کند و این امری اجتناب‌ناپذیر است.

تولید، انتقال و مصرف انرژی، اثرات مهمی را در محیط زیست زمین برجای می‌گذارد. امروزه سیاست‌های تولید و به کارگیری انرژی در مسائل محیط زیستی محلی و منطقه‌ای، نقش محوری را به عهده دارند. بنابراین ضرورت تعیین رابطه پیچیده مسائل محیط‌زیستی با انرژی، بیش از پیش ملموس شده است.

مرندی، کارشناس ارشد محیط زیست می‌گوید:‌ پیشرفت و توسعه جوامع پیشرو با استفاده از انرژی در مقیاس وسیع به منظور تقویت سیستم تولید مدرن میسر شده است به طوری که انرژی زیربنایی قوی‌ای را برای پیشرفت اقتصادی بنا می‌نهد و نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود زندگی بشر دارد.

از آغاز تاریخ، بشر در مقیاس جهانی بار فراوانی را به محیط زیست تحمیل کرده و نباید اجازه داد که صدمه به محیط زیست جهانی که بشر بقا و حیات خود را مرهون آن می‌داند به نقطه‌ای برسد که راه بازگشت و جبرانی وجود نداشته باشد و بهترین راهکار اصلاح الگوی مصرف از طریق مبانی علمی و پژوهشی می‌باشد.

به این ‌سبب است که تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی باید درخصوص نقشی که انرژی برای دستیابی به توسعه پایدار به عهده دارد، عمیقا تفکر کنند. در این خصوص حفظ محیط زیست که قابل جایگزینی نیست، باید دقیقاً مد نظر قرار گیرد و سعی شود چرخه نابهنجاری که بیشتر به دلیل مصرف ناصحیح به شکل چرخه رشد اقتصادی، استفاده از انرژی و مشکلات محیط زیستی رشد یافته، از میان برود.

عضو هیات مدیره انجمن متخصصان محیط زیست ایران، می‌افزاید:‌ انرژی در حیات اقتصاد صنعتی جوامع، نقش زیربنایی را ایفا می‌کند، به این معنا که هرگاه انرژی به مقدار کافی و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادی نیز میسر خواهد بود.

مرندی معتقد است:‌ منابع خدادادی درکشور ایران با قیمت‌هایی به مراتب نازل‌تر از دیگر کشورها و با سهولت بیشتری به مصرف‌کننده عرضه می‌شود. میزان مصرف و اتلاف انرژی در ایران به مراتب بالاتر از کشورهای صنعتی است و وضعیت مصرف انرژی در کشور ایران با اصول مربوط به ارتقای بهره‌وری و بازدهی انرژی در جهان، مغایرت دارد.

این کارشناس ادامه می‌دهد: ‌آیا این بهره‌برداری به این شکل ادامه خواهد داشت یا مسوولان دلسوز نظام باید به دنبال راهکارهایی در راستای اصلاح الگوی مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژی‌ مانند تمامی پدیده‌های طبیعی دیگر در حال کاهش هستند و از آنجایی که دیگر حتی تصور زندگی عادی انسان امروزی بدون استفاده از منابع انرژی ممکن نیست، بحران احتمالی را قبل از وقوع باید از طریق مدیریت محیط زیستی اصلاح الگوی مصرف علاج کرد و همزمان با توسعه فناوری‌های نوین به سرمایه‌گذاری در روش‌های استفاده بهینه از انرژی و گسترش آنها فکر و سپس عمل کرد.

بهینه‌سازی مصرف انرژی

هیچ یک از اعمال انسان، بازدهی صد درصد ندارد از این رو استفاده بهینه و ممانعت از هدر رفتن امکانات امری اساسی است. این نکته هنگامی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که موضوع انرژی مطرح شود. منظور از بهینه‌سازی مصرف انرژی، انتخاب الگوها و اتخاذ و به کارگیری روش‌ها و سیاست‌هایی در مصرف درست انرژی است که از نقطه نظر اقتصاد ملی مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام انرژی و ادامه حیات و حرکت را تضمین کند.

به گفته مرندی، در این چارچوب تعیین سهم صورت‌های مختلف انرژی در سبد انرژی هر جامعه با توجه به امکانات درازمدت آن جامعه صورت می‌گیرد.

همچنین به کارگیری پربازده‌ترین شیوه استفاده از آنها که متضمن کاهش تخریب منابع انرژی و نیز کاهش تأثیرات سوء ناشی از استفاده ناصحیح از انرژی است، بر عوامل دیگر حیات و محیط زیست مدنظر است، این استفاده درست و بجا از انرژی، نه‌تنها متضمن استمرار حیات و توسعه پایدار جامعه است، بلکه به بقای انرژی برای همگان و نسل‌های آتی و مانعی برای تولید و گسترش آلودگی‌های زیست‌محیطی ناشی از مصرف نادرست انرژی منجر خواهد بود.

علاوه بر بار اقتصادی عوامل دیگری نیز وجود دارد که ضرورت اصلاح الگوی مصرف انرژی را تبلور می‌بخشد که استفاده بی‌رویه از انرژی‌های فسیلی و افزایش آلودگی‌های محیط زیستی و بالا بودن رشد جمعیت و نیاز به تقاضای بیشتر انرژی از آن جمله است.

باید توجه کرد که منابع انرژی به دلیل تجدیدناپذیر بودن آن محدودیت دارند و امروزه وجود سیستم بازیافت انرژی یکی از ضرورت‌هایی است که کشورهای توسعه یافته به آن سو در حال حرکت هستند.

متاسفانه علاوه بر بخش خانگی که نیازمند اصلاح الگوی مصرف هستند، شاید صنایع و کارخانجات فرسوده نیازمند توجه بیشتری برای تغییر فناوری و تکنولوژی‌های خود هستند تا از هدررفت انرژی جلوگیری شود و تنها به اقتصاد ملی و درآمدهای نفتی متکی نباشند.

افزایش گازهای گلخانه‌ای و باران‌های اسیدی تنها بخش کوچکی از اثرات زیست محیطی استفاده نادرست از انرژی است که به تولید آلاینده‌های زیست محیطی منجر می‌شود و در سطح کلان اثرات زیست محیطی ناشی از مصرف ناصحیح انرژی جبران‌ناپذیر خواهد بود.

کارشناسان معتقدند مصرف درست و کارآمد علاوه بر این‌که از هدر رفتن ذخایر با ارزش انرژی پیشگیری می‌کند، آلودگی را نیز کمتر و محیط زیست را سالم‌تر می‌کند.

در حقیقت اصلاح الگوی مصرف به طور غیرمستقیم نیز می‌تواند مفید فایده واقع شود. به طور مثال، کاهش ناراحتی و بیماری‌های مجاری تنفسی، سرفه، سردرد افزایش توان کاری بدن، کاهش ناراحتی‌های قلبی و گردش خون در انسان سبز شدن برگ‌ها، رشد و نمو گیاهان و افزایش محصولات در نباتات از اثرات کاهش و از بین رفتن اکسیدهای گوگرد و نیتروژن و مونواکسید کربن که آلاینده‌های حاصل از مصرف نادرست سوخت‌های فسیلی هستند، بر انسان‌ها و گیاهان تاثیر میگذارد.

از طرف دیگر کاهش و از میان رفتن گازهای گلخانه‌ای و نیز باران‌های اسیدی که باعث از بین رفتن مناطق سبز و گونه‌های گیاهی و جانوری و گرم شدن هوای زمین می‌شود، نمونه‌ای دیگر از اثرات اصلاح الگوی مصرف و بهینه شدن استحصال و مصرف انرژی است.

به این ترتیب، ضرورت اصلاح الگوی مصرف در تمام بخش‌ها بویژه انرژی بر کسی پوشیده نیست و باید در انتظار سیاست‌های برنامه‌های عملی دولت و مسوولان برای تحقق این شعار ارزشمند بود.



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  بيشترين ميزان انرژي كه در خانه مصرف مي شود در جهت تامين حرارت است و تهيه آب گرم مورد نياز در منزل بيشترين سهم از انرژي را به خود اختصاص مي دهد .به همين دليل آبگرمكن ها بايد هر سال تعمير يا سرويس شوند تا از اتلاف انرژي جلوگيري شود. اگر قطعات بزرگي از مقوا را با لايه اي از ورقه هاي آلومينيوم بپوشانيم و آن را در پشت رادياتورهاي شوفاژ قرار دهيم مقدار زيادي حرارت كه قبلاً جذب ديوار شده و به هدر مي رفت با اين ابتكار ساده به داخل اتاق منعكس مي شود
. اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود. بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.


 نگاشته شده توسط سعيد باقري در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 11:45 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 خبرگزاري فارس:حمل و نقل ريلي بيشترين كارآيي را در برابر انرژي مصرفي توليد مي‌كند و اين در حالي است كه كمترين آسيب را به محيط زيست وارد مي‌كند به عبارت ديگر صنعت راه‌آهن سازگارترين روش جا به جايي در ارتباط با محيط زيست است، به گونه‌اي كه به صنعت جا به جايي سبز معروف شده است.

آمارهاي سازمان ملل نشان مي‌دهد كه جمعيت كره زمين كه در سال 1950، دو و نيم ميليارد نفر بود، در ابتداي هزاره سوم به 1/6 ميليارد رسيد و اين جمعيت در سال‌هاي 2025 و 2050 به ترتيب 8 و 9.2 ميليارد نفر خواهد بود. اين رشد جمعيت به همراه خود رشد اقتصادي را به ارمغان آورد و رشد اقتصادي هم با مصرف سريع منابع طبيعي مايه آسيب جدي به محيط زيست طبيعي كره زمين شده است.

پيش‌بيني مي‌شود ميزان توليد سالانه گاز دي اكسيد كربن كه در ابتداي هزاره سوم 42 گيگا تن در سال بود، در سال 2050 به 85 گيگا تن در سال برسد. روند وحشتناك مصرف منابع طبيعي كه آسيب‌هاي جبران ناپذيري به محيط زيست وارد آورده، اين سئوال حياتي و اساسي را پيش رو قرار مي دهد كه براي متوقف نمودن دهشتناكي كه پيش روي بشر قرار دارد چه بايد كرد.
بررسي‌ها نشان داده است كه جمعيت كره زمين منابع طبيعي را با نسبت 25 درصد بيش از آنچه كره خاكي قدرت جبران آن را دارد مصرف مي‌كند.
دو سوم مجموع گازهاي گلخانه‌اي توليد شده نتيجه فعاليت‌ها و تقاضاي روزافزون بشر براي توليد و مصرف انرژي مي باشد. توليد اين همه گازهاي گلخانه اي منجر به تغييرات اقليمي و دورنماي ترسناك ناشي از تغييرات اقليمي نظير ذوب سريع يخ‌هاي قطبي و بالا آمدن آب درياها از يكسو و قحطي و خشكسالي در بخش وسيعي از كره زمين از سوي ديگر مي‌باشد. واقعاً چه عواملي باعث اين وضعيت مخرب و ترسناك شده‌اند. كارشناسان معتقدند تغييرات جمعيتي و روند شهرنشيني مهم‌ترين عوامل بروز وضعيت موجودند. رشد سريع جمعيت باعث گسترش فعاليت اقتصادي و در نتيجه روند روزافزون مصرف منابع مي‌شود جمعيت بيشتر، محصولات بيشتر مي‌خواهد و توليد بيشتر به ايجاد مشاغل بيشتر مي‌انجامد. با افزايش مشاغل، تقاضا براي امكانات جابه‌جايي بيشتر و سريع‌تر شهري و حومه افزايش مي‌يابد. نتيجه زنجيره فوق افزايش تقاضاي انرژي و مصرف سريع منابع انرژي است كه خود منجر به توليد و افزايش گازها و محصولات جانبي مضر و آسيب رسان به محيط زيست و اقليم كره زمين مي‌شود.
در مورد خطر پديده شهرنشيني و روند رو به رشد مهاجرت به شهرها كافي است بدانيم كه شهرها فقط 0.4 درصد سطح زمين را اشغال مي‌كنند ولي 80 درصد گازهاي آلاينده و مخرب اقليم را توليد مي‌كنند. براساس آمارهاي سازمان ملل هم اكنون در حدود نيمي از جمعيت كره زمين در شهرها زندگي مي‌كنند ولي پيش‌بيني مي‌شود كه با روند موجود در سال 2030 نسبت جمعيت شهرنشين به 60 درصد كل جمعيت كره زمين برسد. اين جمعيت شهرنشين هم اكنون و در آينده مصرف كنندگان طماع منابع طبيعي و توليدكنندگان بي‌رحم مواد و گازهاي مخرب محيط زيست و اقليم مي‌باشند و خواهند بود.
راه حل چيست؟ به نظر مي‌آيد تنها راه حل وضع موجود و آنچه در پيش روست كم كردن آسيب به محيط زيست از طريق يافتن و استفاده از فناوري‌هايي است كه بيشترين كارآيي توليد انرژي را از كم‌ترين منابع طبيعي داشته باشند. به اين ترتيب صاحبان همه صنايع مسئول بهبود فناوري توليد با هدف بيشينه كارآيي هستند. در اين ميان در صنعت ترابري، حمل و نقل ريلي بيشترين كارآيي را در برابر انرژي مصرفي توليد مي‌كند و اين در حالي است كه كمترين آسيب را به محيط زيست وارد مي‌كند به عبارت ديگر صنعت راه‌آهن سازگارترين روش جا به جايي در ارتباط با محيط زيست است، به گونه‌اي كه به صنعت جا به جايي سبز معروف شده است. براي جذب مسافر بيشتر به راه آهن، ارائه امكانات سفر ارزان با تجهيزات و قطارهاي تميز، آرام و راحت، قابل اعتماد، وقت شناس، ايمن و ايستگاه‌هاي ايمن با طراحي جذاب و در صورت امكان يكپارچه كردن تمام امكانات سفر به گونه‌اي كه جابه‌جايي و تعويض وسيله سفر بلافاصله و در كمترين زمان صورت گرفته و مسافر بتواند بلافاصله با وسيله جديد به سفر ادامه دهد، بسيار ضروري است. بايد شهرنشينان و همگان متقاعد شوند كه كيفيت بالاي زندگي در محيط زيستي حفاظت شده، فقط زماني ممكن خواهد بود كه امكانات ترابري عمومي قابل اعتماد و ايمن با كارآيي بالا در اختيار باشد، صنعت ريلي و بهره برداران با استفاده از تجهيزات حمل و نقل خودكار به نحوي كه قابليت انعطاف كافي براي تطابق با خواست مسافران را داشته باشد مي توانند اعتماد مردم را جلب كند. امكانات و تسهيلات جا به جايي ريلي بايد آنقدر جذاب باشند كه مردم ترجيح دهند خودروي شخصي را در خانه گذارده و به سمت سامانه‌هاي ريلي روي آورند. صنعت ترابري ريلي مي‌بايستي با ايجاد خطوط جديد و اتصال ريلي نقاط پرجمعيت، امكان مساوي مسافرت آسان و سريع همه مردم از هر نقطه به نقطه ديگر شهر را فراهم آورد. به اين ترتيب حمل و نقل ريلي نقش مهم خود را در حفاظت از محيط زيست و قابل زيست كردن نقاط مختلف شهر براي همه به منصه ظهور خواهد رساند. علاوه بر راه آهن شهري، ساخت خطوط ريلي براي اتصال مركز شهرها به فرودگاه‌ها كه معمولاً در فاصله دوري از شهر قرار دارند و نيز به كارگيري سامانه‌هاي پياده بر متحرك كه مسافران را درون فرودگاه‌ها جا به جا مي‌كند نيز اهميت بسيار دارد. يكي ديگر از وظايف مهم بخش صنعت، لزوم استفاده از مواد اوليه سازگار با محيط زيست و قابل بازيافت كه كمترين صدمه را در فرآيند توليد، بهره برداري، عمر مفيد و بازيافت به محيط زيست وارد مي‌سازند، مي‌باشد. تامين انرژي و استفاده از قطارها بايد حداقل گازهاي گلخانه‌اي را ايجاد كند.
يكي از راه‌هاي كاهش مصرف انرژي، تلاش براي كم كردن از وسايل خط نورد است. وزن كمتر همراه با استفاده از فناوري ترمز باززا، انرژي مصرفي را به گونه اي چشم گير كاهش مي دهد. همچنين ترمزهاي جديد كه هيچ گونه ذرات آلاينده را در محيط زيست پخش نمي‌كنند بايد مورد استفاده قرار گيرند. مساله ديگر در جذب مسافران پيش بيني راحتي مسافر است. مثلاً در فناوري‌هاي جديد قطارها را با كف فوق العاده پايين مي سازند به طوري كه افراد معلول، ناتوان و حتي افرادي كه با ويلچر تردد مي كنند بدون هيچ مشكلي بتوانند سوار يا پياده شوند. آلودگي صوتي از ديگر عواملي است كه مي‌بايستي در برنامه‌هاي تحقيقاتي موسسات پژوهشي قرار گيرد. اين امر به خصوص در خطوط سطحي قطارهاي شهري اهميت دو چندان دارد.
سيستم‌هاي جديد ترمز باززا كه به عنوان بخشي از سامانه تامين نيروي كشش با آن يكپارچه شده‌اند، انرژي بازيافتي در زمان ترمزگيري را براي مصرف بعدي ذخيره مي‌كنند. ادعا شده است كه تا پانصد هزار كيلووات ساعت از نياز اوليه انرژي را مي توان به اين ترتيب صرفه جويي كرد. چنين وضعيتي ميزان پخش گاز دي اكسيد كربن را به نحو چشم گيري كاهش خواهد داد. به دام انداختن و استفاده از نيروهاي تجديدپذير به خصوص انرژي خورشيدي اثر چشم گيري در حفظ محيط زيست جهاني دارد. از پيل‌هاي فتوولتائيك با موفقيت براي تبديل انرژي خورشيدي به انرژي برقي و روشن كردن ديودهاي نوري استفاده شده به طوري كه مطالعات جدي براي جايگزيني ديودهاي نوري راه اندازي شده با انرژي خورشيدي به جاي علائم مكانيكي در جريان است.
در صورت موفقيت اين مطالعات نيازي به استفاده از سوخت‌هاي فسيلي براي راه اندازي علائم نخواهيم داشت.
به هر حال براي آسيب كمتر به محيط زيست مي‌توان و بايد به بهينه‌سازي بخش‌هاي مختلف سيستم همت گماشت. قطاري را تصور كنيد كه به علت عمل نكردن سوزن تعويض خط مجبور به توقف شده است.
در چنين حالتي اگر چه قطار متوقف شده ولي روشن و در حال مصرف انرژي است. حال اگر به جاي سوزن‌هاي معمولي از سوزن‌هاي الكترومكانيكي استفاده شود تا تاخيرها به حداقل برسد، مصرف انرژي هم كاهش مي يابد. به همين ترتيب سامانه‌هاي خودكار نظارت و كنترل قطار، توقف را به حداقل رسانده و مصرف انرژي را باز هم كاهش مي‌دهند.
سامانه‌هاي كنترل هوشمند ترافيك نيز با كاستن از توقف‌ها و فراهم ساختن امكانات استفاده بهينه از زيرساخت‌ها مصرف انرژي را كاهش مي‌دهند.
شايد بد نباشد در پايان اشاره به لندن، يكي از كلان شهرهايي كه در گذشته اي نه چندان دور درگير ترافيك پيچيده و آلودگي هوا بود داشته باشيم.
راه‌اندازي چندين خط ريلي براي رفت و آمد مسافران شهر و حومه لندن در سال 2001 زمينه مساعدي براي اخذ عوارض طرح ترافيك ايجاد كرد به گونه اي كه مردم لندن توانستند پس از سال‌ها ترافيك روان‌تري را تجربه كنند.
امروزه كيفيت هواي لندن با تمهيدات صورت گرفته به مراتب بهبود يافته است.

نويسنده:مهندس محمود خبازنيا

منبع: نشريه توسعه صنعت

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 12:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET