چندسالی میشد كه از كشور كویت برگشته بود. گاهگاهی متناسب با اهل مجلس خاطراتی از آن روزها را به عنوان نقل مجلس بر زبان میآورد. از بازاری كه یك حجرة محقر در آن داشته است، از ارتباط با دوستان و تفریحات دوستانه، از ملاقات با امیر كویت به عنوان یكی از ایرانیان سرشناس ساكن كویت، از خورد و خوراك و پوشاك مردم و از خیلی چیزهای دیگر.
از جمله آنكه گفت: در برخی از مهمانیهای طبقة اعیان، یكی از ملاكهای افتخار آن است كه پس از ناهار یا سوم چه مقدار گوشت و مواد غذایی قابل مصرف در سطل زباله ریخته شده باشد! سیخهای كباب دست نخورده و ماهیهای لابد سفید ( كه در شب عید در خطة شمال هر كیلو تا یازدههزارتومان قد میكشد) و دیگر مواد غذایی.
من هم تعجب كردم، مثل شما كه با خواندن این مطلب شگفتزده شدید. مرحبا بر كسانی كه شناسنامة افتخار و مباهات آنها را ته ماندة مواد غذاییشان صادر میكند!
اسراف، تبذیر، ریخت و پاش بیمورد، خرج كردنهای بیبرنامه، چشمو همچشمیها، تجملگرایی و بالاخره بیتوجهی به قناعت، اگر نگوییم یك بیماری روحی و روانی است، به طور قطع یك بیماری اجتماعی است كه از یك سو معنویّت را در افراد میخشكاند و از سوی دیگر، میتواند به یك معضل برای جامعه تبدیل شود، خصوصاً زمانی كه به عنوان یك فرهنگ معقول و یك هنجار اجتماعی مورد پذیرش قرار بگیرد.
شاید گفته شود در جامعهای كه درصد بالایی از افراد، زیر شاخص فقر زندگی میكنند، چه جای سخن گفتن از اسراف و بریز و بپاش است؟ در چنین اجتماعی بایستی از فقر و نداری سخن گفت، نه از اسراف و تبذیر.
جواب آن است كه اولاً اسراف و ریخت و پاش خارج از ضابطه كه گناه كبیره است، خاص ثروتمندان نیست و میتواند همة افراد را شامل گردد. ثانیاً سخن، مخاطب خود را پیدا میكند؛ چنان كه آب، چاله را. طرح یك معضل و فرهنگ غلط اجتماعی، مخاطب خاص خود را نشانه میگیرد؛ همانطور كه شاید تلنگر و تنبهی باشد بر كسانی آگاهانه یا غیرآگاهانه در آن معضل گرفتارند.
بر این اساس، نمیتوان این نكته را منكر شد كه فرهنگ اسراف و تبذیر و تجملگرایی پایههای زندگی بسیاری از خانوادهها را در جامعة ما میلرزاند و از آنجا كه بسیاری از آنچه مصداق بارز اسراف و تبذیر به حساب میآید، صورت نوعی ضرورت زندگی و استفادة معمولی از مواهب طبیعی را به خود گرفته، بیم آن میرود كه افراد برای به دست آوردن این «ضرورت» و رسیدن به این «مواهب طبیعی» انجام دادن هركار و چیدن هر تمهیدی را مباح بدانند. در همین نقطه است كه اسراف و تبذیر شكل یك فرهنگ پذیرفته شده به خود میگیرد.
از سوی دیگر، اسراف و تجملگرایی تنها به عنوان یك نقیصة اجتماعی مطرح نیست، تا گفته شود هرگاه سطح رفاه عموم مردم به نقطة مطلوبی رسید، اسراف و تجملگرایی و تبذیر و ولخرجی منطقاً مجاز است؛ بلكه این مهم به عنوان یكی از گناهان كبیره در ضمن مباحث اخلاقی و در حقیقت در قالب یكی از عواملی كه انسان را از رسیدن به تكامل معنوی باز میدارد مطرح است. نگرش به اسراف از این زاویه، اهمیت مطلب را دو چندان میكند.
معنای اسراف
شهید آیتالله دستغیب در كتاب ارزشمند «گناهان كبیره»، اسراف را به عنوان یكی از گناهان كبیره مورد بحث و بررسی قرار داده است.
«اسراف» به معنای تجاوز از حد و زیادهرویكردن است و آن یا از جهت كیفیت است كه صرف كردن مال است در موردی كه سزاوار نیست ... و یا از جهت كمیّت است و آن صرف كردن مال است در موردی كه سزاوار است لیكن بیشتر از آنچه شایسته است و بعضی صرف مال را در موردی كه سزاوار نیست، «تبذیر» گفتهاند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار است، اسراف دانستهاند...
اسراف و تبذیر در آیات قرآن و روایات ائمه(ع) مذمّت و نكوهش شده است.
چنانكه در آیة بیست و نه سورة مباركة اعراف آمده است: «بخورید و بیاشامید، ولی از حد نگذرانید. به درستی كه خداوند اسراف كنندگان (تجاوز كنندگان از حد) را دوست نمیدارد.»
همچنین در سورة مباركة مؤمن آیة سیوچهار به اسرافكنندگان و شككنندگان، وعدة عقوبت و عذاب داده شده و در آیة بیست و هفت از سورة مباركة بنیاسرائیل در یك تشبیه زیبا و هشدار دهنده اسراف كنندگان، برادران شیطان خوانده شدهاند.
در روایات صادره از معصومین(ع) نیز اسراف و تبذیر نكوهش شده؛ چنانكه رسول اكرم(ص) فرمودند: «كسی كه بنایی برای دیدن و شنیدن مردم میسازد، خدای متعال آن بنا را ... طوقی برگردنش كرده و او را به آتش میاندازد.» از آن حضرت سؤال شد منظور از بناكردن برای دیدن و شنیدن مردم چیست؟ حضرت فرمود: «بنایی است كه زیادتر از احتیاج بسازد، بدان منظور كه بر همسایگان و برادران دینی خود مباهات ورزد.»
در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «جز این نیست كه خداوند، اقتصاد (میانهروی در مخارج زندگی) را دوست، و اسراف را دشمن میدارد...»
معیار و میزان اسراف
قبل از بیان مصادیقی از اسراف و تبذیر لازم است معیار و میزانی در این زمینه دانسته شود. به عبارت دیگر، دانستن این نكته لازم است كه مرز میان اسراف و اقتصاد در زندگی و شاخص مخارج مجاز از غیرمجاز چیست؟ در برخی از روایات، شاخصهای گویایی در این مورد عنوان شدهاند. به سه معیار كه در روایتی از امام علی(ع) آمده است، توجه فرمایید:
امام علی(ع) فرمود:«برای اسراف كننده سه علامت است: یكی آن كه آنچه سزاوار او نیست، میخورد».
در روایت دیگر از امام صادق(ع) آمده است: «لباسی كه برای حفظ آبرو و پوشیدن در انظار مردم تهیه كردهای، هرگاه آن را در موقع كار كردن و جایی كه مناسب آن نیست بپوشی، اسراف به حساب میآید.»
در این زمینه روایات دیگری نیز وارد شده كه به همین مقدار بسنده میشود.
ملاحظه میگردد كه شاخصها و مرز اسراف از غیر اسراف در روایات صادره از امام علی(ع) در سه مقولة خوراك، پوشاك وخرید لوازم(كه این خود دامنة وسیعی دارد) مشخص و محرز شدهاند.
بیان این معیارها و میزانها راه را برای تبیین و ترسیم مصادیق اسراف و تبذیر روشن میسازد. در این خصوص، عرف و شرایط زمانی تعیینكننده است. مثلاً خریدن یك دست لباس گرانقیمت از سوی فردی كه درآمد او متوسط است، مصداق اسراف است؛ جمعآوری پول با مشقت فراوان و ترتیب دادن یك مسافرت خارج از كشور برای كارمندی كه درآمد او در حد حقوق كارمندی است، اسراف و تبذیر محسوب میشود. خرید یك دستگاه كامپیوتر پیشرفته برای كارگری كه هر صبح بایستی سرچهارراه چشم به راه كسب باشد (و آن هم یك خط در میان) مصداق بارز اسراف و تبذیر میباشد. هرگاه نیاز ضروری انسان با خرید یك دستگاه پیكان برآورده میشود، به آب و آتش زدن و جوركردن وامهای بانكی با اقساط بالا (به اسم جعاله و مضاربه و ...) و خرید یك دستگاه پژو یا سمند و ... بدون تردید اسراف قلمداد میگردد. خرید مبلمان راحتی برای منزل برای به رخ كشیدن و چشم و همچشمی اسراف خواهد بود. اختصاص دو و نیم میلیون تومان برای خرید لوازم چوبی منزل ـ از سوی عروس ( به عنوان جهیزیه) و یا از سوی داماد (در قالب شیربها) در حالی كه داماد بیكار است و این مبلغ میتواند سرمایة اولیه یك تولیدی كوچك را برایش فراهم آورد، بدون تردید اسراف است.
خرید یك دستگاه تلویزیون رنگی دویست و پنجاههزارتومانی برای یك كارگر كه كل درآمد او یكصد و بیست هزارتومان در ماه میباشد و معمولاً نیمی از این مبلغ را دائمالقسط است، اسراف و تبذیر است.
دهها مورد دیگر را نیز كه متأسفانه در زندگی بسیاری از افراد جامعة ما شكل ضرورت به خود گرفته است، میتوان به عنوان مصادیق بارز اسراف و زیادهروی به حساب آورد.
نقش زمان در مصادیق اسراف
نقش زمان و عرف را نیز در تعیین مصادیق اسراف نباید از نظر دور داشت. به عبارت دیگر، اوضاع و احوال اقتصادی زمان، عنصر تعیینكنندهای در ترسیم اسراف و تبیین حد و مرز آن با ضرورتهای زندگی است. مثلاً در زمان امام علی(ع) چه بسا نوع خاصی از پوشش، اسراف به حساب میآمد، در حالی كه همان پوشش در زمان امام صادق(ع) نه تنها اسراف قلمداد نمیگردید؛ بلكه از حد عرف افراد معمولی نیز پایینتر بود. در این زمینه نیز سطح زندگی عموم افراد جامعه میزان و شاخص تعیینكنندهای است. حكایت زیر، گویای همین نكته است:
در زمان رسول خدا(ص) و امام علی(ع) عموم مردم در فقر و بینوایی زندگی میكردند، در حالی كه از زمان امام سجاد(ع) به بعد، اوضاع اقتصادی مسلمانان رونق قابل ملاحظهای یافت. به اقتضای این پیشرفت اقتصادی، تغییری در نحوة زندگی و خوراك و پوشاك ائمه(ع) نیز پیش آمد. لذا برخی افراد ظاهربین از این بزرگواران سؤال میكردند كه چرا لباسهای فاخر پوشیدهاند، در حالی كه اجدادشان چنین لباسهایی نمیپوشیدند. جواب آنها این بود كه در زمان رسول اكرم(ص) و امام علی(ع) فقر و بینوایی عمومیت داشت و پوشش مناسب زمان آنان، همان بود كه آنها میپوشیدند، در حالی كه در شرایط فعلی، وضع اقتصادی عموم جامعه در سطحی است كه هرگاه لباسهایی همچون لباس اجدادمان بپوشیم، چه بسا مورد اهانت قرار بگیریم.
براین اساس، نمیتوان شرایط زمانی و سطح عرف و معمول جامعه را به عنوان شاخصی برای تعیین حد و مرز اسراف نادیده انگاشت. این شاخص در مركب، خانه و سایر لوازم نیز تعیین كننده است؛ اما بایستی متوجه بود كه در مورد این شاخص، یعنی سطح اقتصادی عموم جامعه، مصادرة به مطلوب و تفسیر به رأی صورت نگیرد؛ زیرا در این صورت به جای آنكه سطح اقتصادی متوسط افراد جامعه در نظر گرفته شود، یكیدو پله بالاتر میرویم. در این صورت غلتیدن در اسراف آن هم ناخواسته و البته براساس سهلانگاری دور از دسترس نیست.
طرح یك سؤال
باتوجه به آنچه گذشت، ممكن است این سؤال پیش آید كه «شأنیتی» كه در برخی روایات در تعیین حد و مرز اسراف عنوان شده (به طوری كه هرگاه خوراك و پوشاك و لوازم زندگی هركس متناسب با شأن اجتماعی و خانوادگی او نباشد، اسراف صورت گرفته است) آیا نوعی ایجاد طبقة اجتماعی نیست؟ به عبارت دیگر، چرا نوع خاصی از پوشاك و خوراك برای طبقة فقیر، اسراف به حساب میآید و طبعاً عقوبت او را به دنبال داشته باشد، درحالی كه استفاده از همین نوع پوشاك و خوراك برای ثروتمندان مباح باشد؟ آیا این نكته نوعی تبعیض شمرده نمیشود؟
به طور اجمال میتوان چنین گفت: كه اولاً، استفاده از امكاناتی بهتر (اعم از خوراك و پوشاك و سایر لوازم زندگی) ذاتاً امتیازی ارزشمند نیست كه ثروتمندان بر بینوایان برتری داده شده باشند؛ ثانیاً ثروتمندان نیز در معرض اسراف و تبذیر قرار دارند (البته در سطحی بالاتر از زندگی فقیران) ثالثاً ادای چند نوع حقوق مالی بر عهدة ثروتمندان است، در حالی كه عموم فقیران از ادای چنین حقوقی معافند. رابعاً در عالم خلقت، تفاوت وجود دارد تا از این رهگذر رگههای پویندة اجتماعی مستحكم گردد و این غیر از تبعیض و برتری قوم و قشری بر قوم و قشر دیگر است. البته جواب تفضیلی به این سؤال، مجالی بیش از این نوشتار میطلبد و موضوعاً مورد بحث این مقاله نمیباشد.
قناعت؛ راه حل
آنچه میتواند اسراف و تبذیر و تجملگرایی را ابتدا از قلب افراد و سپس از دیوارة فرهنگ اجتماع بزداید، ترویج روحیة «قناعت» و «زندگی در مسیر اقتصاد و میانهروی» است.
این مهم میطلبد كه از یك سو متاع ارزشمند قناعت در بازار دلها رونق بگیرد و سپس در قالب یك فرهنگ اجتماعی به عنوان دارویی كه بیماری اسراف را ریشه كن میكند، به تولید انبوه برسد.
رسول اكرم(ص) فرمود:«قناعت مالی است كه تمام نمیشود»
همچنین از آن بزرگوار وارد شده است: «به آنچه خداوند به تو داده است قناعت كن، تا حسابت در روز قیامت آسان گردد.»
نیز امام صادق(ع) فرمود: «در توانمندی به آن كسی بنگر كه از تو پایینتر است؛ نه آن كس كه از تو برتر است؛ چرا كه اینكار بیشتر تو را به قناعت وا میدارد.»
همچنین از آن حضرت روایت شده است: «كسی كه در معیشت خود میانهروی كند، من ضمانت میكنم كه هرگز تهیدست نگردد.»
در این میان نمیتوان نقش حاكمیت را به عنوان قوه و قدرتی كه بار اصلی فرهنگ سازی بر عهدة اوست، نادیده گرفت؛ عملكرد و شیوة زندگی مسؤولان و فرهنگی كه از این آبشخور ترویج میگردد، در گرایش مردم به اسراف و تبذیر و یا برعكس به قناعت و میانهروی در زندگی نقش اساسی دارد و از مهمترین كانالهایی كه این فرهنگ را در جامعه ترویج میدهد، رسانههای عمومی خصوصاً نقش صداوسیما است.
بهراستی صدا وسیمای ما مبلغ كدام فرهنگ است؟ قناعت یا ...؟
تحلیل و چكیده
اسراف و تبذیر از گناهان كبیرهای است كه در حوزة اجتماع به صورت گرایش به تجمل و رفاهطلبی جلوه میكند. اسراف به معنای زیادهروی در مخارج زندگی اعم از خوراك، پوشاك و سایر لوازم زندگی است و براساس سطح زندگی افراد تعیین میشود. چه بسا خرید نوعی لباس برای قشری اسراف و برای قشر دیگری اسراف نباشد. عرف جامعه و سطح اقتصادی عموم مردم شاخصی تعیینكننده برای این مهم است. چه بسا رویّهای خاص در زندگی در یك عصر و دوره معمولی به حساب آید و در زمان دیگر اسراف قلمداد گردد.
در جامعة ما اگر چه سطح زندگی بسیاری از افراد در حدی متوسط دور میزند، اما بیماری اجتماعی اسراف و گرایش به تجملات، بسیاری از افراد همین قشر متوسط را در جهنمی خود ساخته میآزارد. برای رهایی از این ورطه، ترویج فرهنگ قناعت و زندگی برمدارِ اقتصاد و میانهروی چارة كار است.
پینوشتها:
1. گناهان كبیره، ج 2، ص 103.
2. همان، ص 100.
3. بحارالانوار، ج 77، ص 187.
دیدار آشنا>شماره 51
ابوالفضل علیدوستابرقویی
زمان های قدیم البته نه چندان دور،حدود بیست سی سال گذشته رسم و رسومات جشن عروسی و ازدواج با کمترین هزینه و به دور از چشم و هم چشمی های آشنا و فامیل برگزار می شد اما امروزه برپایی مراسم جشن عروسی و فراهم کردن امکانات اولیه ازدواج به دغدغه اصلی جوانان و خانواده های آنان تبدیل شده است.
جدل برای خرید حلقه تا جشن در بهترین تالار عروسی:
از خرید حلقه تا آیینه و شمعدان و لباس عروس و داماد تا تالار عروسی بحث و جدل بین زوجین و خانواده های آنان تا حدی است که به گفته کارشناسان امور خانواده این مسائل در بین زوجین در دوران نامزدی به جدایی منجر می شود.گاهی مواقع زوجین به حدی مسائل مادی و هزینه های مراسم عروسی برایشان مهم می شود که یادشان می رود برای چه هدفی تصمیم به زندگی مشترک گرفتند.نه تنها معیارهای ازدواج در حال حاضر تغییر کرده اند بلکه این تغییرات تمام آیین ها و سنت آغاز یک زندگی مشترک را در برگفته است تا حدی که معیار یک مراسم ساده شب عروسی به مجلل ترین جشن با هزینه های میلیاردی تبدیل شده است.با توجه به فرامین مقام معظم رهبری که شعار امسال را اصلاح الگوی مصرف برشمردند باید جوانان در شرف ازدواج این شعار را در در آغاز ازدواج خود در نظر بگیرند تا بتوانند بر همین اصل در دوران زندگی مشترک به اهداف بالاتر دست پیدا کنند.
تضمین کننده ازدواج پایدار چیست؟
هر بنایی با پی ریزی محکم آن دوام خواهد داشت و بنای ازدواج با تغییر در الگوهای مصرف به خصوص در دوران نامزدی و خرید عروسی و فرهنگ درست خرید کردن در بین زوج ها دوام زندگی مشترک را مستحکم تر و تضمینی برای روزهای سخت ...(ادامه متن در ادامه مطلب)...
زنان
در مدیریت و برنامهریزی الگوهای مصرفی در خانواده نقش اصلی را دارند و در
جوامع سنتی این نقش در مسیر قناعت در خانواده پر رنگ تر بود.محمدرضا
زیبایینژاد(مسئول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)، در نشست تخصصی زن،
اقتصاد و خانواده بابیان اینكه مهمترین بخش در مقوله اقتصاد و خانواده،
پرداختن به مقوله مصرف و اصلاح الگوی مصرف در خانواده است، گفت: برخی از
كارشناسان مصرف را كلید تحلیل خانواده بیان میكنند چرا كه هرگونه تغییر
در اصلاح الگوی مصرف میتواند بر رفتارهای افراد در خانواده تأثیر
بگذارد.برخی از كارشناسان مصرف را كلید فهم تحولات اجتماعی بیان میكنند
چرا كه بر این اساس واقعیت خانواده را بهتر میتوان شناخت. با توجه به
اینكه سطح زندگی افراد در جامعه دچار تغییرات اساسی است نگاه امروز به
اقتصاد در جامعه نگاهی وسیع و گستردهای است.وی به تفاوت ویژگیهای مصرف
در عصر جدید با جوامع سنتی اشاره كرد و گفت: در قدیم مصرف صرفاً یك رفتار
اقتصادی بیان میشد به طوری كه افراد غنی به لحاظ درآمد بالا، از كالاهای
بیشتری هم مصرف میكردند حال آنكه امروزه مصرف وسیلهای شده كه افراد
شخصیت خود را با آن به دیگران نشان دهند در واقع مصرف به یك رفتار اجتماعی
تبدیل شده است. در دنیای امروز افراد به دنبال این هستند كه با مصرف بیشتر
خود را در سطح افراد غنی و ثروتمند نشان دهند نه اینكه بر اساس میزان
درآمد یا دارایی شان به مصرف رو آورند.در جوامع كنونی با وجود شبكههای
تبلیغاتی، شبكههای عظیم بانكی همچنین فروشگاههای زنجیرهای مصرف به یك
مقوله ساده تبدیل شده است.خرید كالاهای قسطی همچنین استفاده از كارتهای
اعتباری برای اینكه فرد هر زمان...(ادامه متن در ادامه مطلب)...
مضمون آيه شريفه: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد). گرچه بسيار ساده به نظر مىرسد، اما امروز ثابتشده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان سرچشمه بسيارى از بيماريها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مىماند، اين مواد اضافى هم بار سنگينى استبر قلب و عروق و ساير دستگاههاى بدن، و هم منبع آمادهاى استبراى انواع عفونتها و بيماريها، لذا براى درمان بسيارى از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زبالههاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عملى گردد.
عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زيادهروى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست.
امام رضاعليهالسلام مىفرمايد:
«لو ان الناس قصدوا في الطعام لاعتدلت ابدانهم» (۲۷) (اگر مردم در طعام ميانهروى كنند بدنهاى آنها اعتدال پيدا مىكند).
مرحوم طبرسى در تفسير شريف «مجمع البيان» مطلب جالبى نقل كرده كه «هارونالرشيد» طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب شما چيزى از طب نمىيابم، درحالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد واسراف نكنيد) و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية راس كل دواء واعط كل بدن ما عودته»(معده خانه بيماريهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت دادهاى(از عادت صحيح و مناسب) آن را دريغ مدار).
شناخت شيوه هاي صحيح مصرف و رعايت آن و قدرت تشخيص ضرورتها و اولويّت ها بر مصارف و نيازهايي كه در رديف بعدي از نظر اهميّت قرار دارند و نيز آشنايي راه هاي صحيح استفاده از سرمايه و ابزار كار و لوازم زندگى، از مسائل بسيار مهمي است كه به نظر نگارنده بايد در سطحي وسيع، جامعه را در تمامي اين زمينه ها به وسيله كارشناسان امور مختلف، آموزش داد.
در جامعه اسلامي قابل قبول نيست كه افراد آن با وجود برخورداري از فرهنگ غني و پربار اسلامي - كه در هر زمينه و نيز در اين مورد بهترين تعاليم و راهنمايي ها را در خود دارد - از برخي جوامع كه از داشتن آن محرومند و صرفاً ملاحظات مادّي آنان را به صرفه جويي و پرهيز از اسراف واداشته است، عقب بمانند؛ بلكه بايد با بهره گيري از اين تعليمات، در اين زمينه خود الگوي ساير جوامع باشند. براي نمونه به اين گزارش توجه كنيد:.
اصطلاح (موتاي ناى) يك روح قناعت و صرفه جويي به ژاپني ها داده است و آنان را بر آن داشته است كه، حدّاكثر استفاده را از امكانات موجود خود بنمايند. از موارد خاص صرفه جويي ژاپني ها، در مصرف كاغذ است. در ژاپن، هيچ وقت كتاب ها و روزنامه هاي خوانده شده به همراه زباله دور ريخته نمي شود... اين در حالي است كه ژاپن، دومين كشور دنيا از نظر توليد كاغذ است و بيشتر كاغذهاي توليدي اش از طريق توليد مجدد به دست مي آيد.... در ژاپن، اززباله هاي فلزي پس از جمع آوري استفاده مجدد به عمل مي آيد.... نكته ديگر كه در زندگي آنان حايز اهميت است، صرفه جويي در مصرف انرژي است. آنان، سعي مي كنند به جاي گرم كردن محوطه خانه، فقط اعضاي بدن افراد خانه را گرم نمايند تا انرژي حرارتي كمتري مصرف شود. از اين روى، از سيستم هاي بزرگ و پرخرج تهويه مركزي در خانه هاي مسكوني كمتر ديده مي شود. و در همين زمينه مي توان از كيسه هاي شني كوچك انفرادى، كه درجهت گرم نگه داشتن اعضاي بدن در زمستان مورد استفاده قرار مي گيرد، نام برد.... ژاپني ها، براي صرفه جويي در مصرف انرژى، هيچ وقت پس از خوابيدن، بخاري و يا وسيله گرم كننده داخل خانه خود را روشن نگه نمي دارند، بلكه در شب هاي سرد براي گرم شدن، از لحاف و روانداز بيشتر استفاده مي كنند.
مگر اين توصيه اميرالمؤمنين ژ نيست كه به مسلمان ها فرمود:.
اَللّهَ اللّهَ فِي الْقُرْآنِ لايَسْبِقَنَّكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛
از خدا بترسيد و او را درباره قرآن رعايت كنيد نكند ديگران در عمل بدان از شما پيشي بگيرند!.
در حالي كه قرآن كريم بيش از بيست بار، از اسراف و تبذير، نكوهش و يا نهي فرموده است و عواقب زشت و زيانبار آن را به صورت هاي مختلف گوشزد نموده است.
جايگاه فرهنگ مصرف، در مكتب اهل بيت ه از مناجات حضرت امام زين العابدين ژ با خداوند به خوبي نمايان است. آن حضرت در يكي از بخش هاي دعاهاي خود عرض مي كند:.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاحْجُبْني عَنِ السَّرْفِ وَاهِزْدِيادِ، وَقَوِّمْني بِالْبَذْلِ وَاهِقْتِصِادِ، وَعَلِّمْني حُسْنَ التَّقْدير، واقْبِضْني بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ؛
پروردگارا! بر محمد وآل او درود فرست و پرده اي بين من و اسراف و افزون طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه روى، به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بر كنار دار.
معاون نظارت و توسعه تعاوني ها : براي حل چالش هاي پيش روي توليد ،بايستي حلقه اتصال توليد و مصرف را پيدا کنيم.
به گزارش خبرنگار دفتر پژوهش ايرنا، عبدالمجيد غريب رضا گفت: متاسفانه در حال حاضر مسير مشخصي براي ارتباط بين صنايع توليدي و بازار مصرف وجود ندارد که اين عدم هماهنگي بايد با برنامه ريزي دقيق و مديريت صحيح هر چه سريع تر سامان يابد.
وي اشاره کرد : توليد را در کشور انجام مي دهيم ،بازار مصرف هم وجود دارد ولي ارتباط بين اين دو وجه اقتصاد، از مسير مناسبي عبور نمي کند و کمبود حلقه اتصال بين صنايع و بازار به شکل بارزي احساس مي شود.
غريب رضا گفت: متاسفانه اين روند در بازار به طريق صحيحي تعريف نشده است تا اجناس توليدي به طور مستقيم و بدون واسطه از انبار کارخانه ها به داخل انبار مصرف کننده ها راه پيدا کند و اين امر معضلات عظيمي پيش روي توليدات ما قرار داده است.
وي همچنين متذکر شد: اگر اين حلقه اتصال وصل شود بسياري از چالش هاي موجود در بخش توليد به خودي خود حل خواهد شد و به دنبال آن نقدينگي سرگردان موجود در بخش مصرف، در مسير توليد قرار مي گيرد.
وي افزود: در حال حاضر بازار عظيم چند ميليوني را در اختيار داريم که بايستي به درستي روي آن سرمايه گذاري ،برنامه ريزي و مديريت شود.
غريب رضا تصريح کرد: به طور مثال در مورد مسکن ،دو پروژه قابل استفاده ،کم هزينه ،آماده کار و در دسترس پيش رو داريم که يکي بازار مصرف عادي و ديگري بازار کارآفرين مسکن و عرصه ساختمان سازي است.
وي افزود: بازار عظيم ساختمان به راحتي قادر است به عنوان يک پل ارتباطي مناسب ، بسياري از صنايع از قبيل : آهن ،رنگ ،کاشي و سراميک و .... را تحت پوشش قرار داده و علاوه بر رونق اقتصادي ،بخش گسترده اي از معضل بيکاري موجود در جامعه را نيز از ميان بردارد.
شايان ذکر است معاون نظارت و توسعه تعاوني ها اين سخنان را در يکي از پيش جلسات همايش " تعاون ، توليد، ماليات بر ارزش افزوده "و به دنبال گلايه تني چند از مديران شرکت هاي تعاوني توليدي و خدماتي و درخواست آنان براي رفع مشکل نبود پل ارتباطي بين توليد کننده و مصرف کننده ، ابراز داشت.
در اين جلسه عباس جوهري ،مديرکل تعاوني هاي توليدي و خدمات و تعدادي از صاحبان صنايع توليدي کشور نيز حضور داشتند.
خبرگزاري فارس: بررسيهاي موسسه گارتنر حاكي است استفاده از سرويسها و خدمات اشتراكي تحت وب موجب صرفه جويي در هزينه هاي مديريت محتواي تحت وب تا 20 درصد خواهد شد.
به گزارش فارس به نقل از آي دي جي، شركت هاي تجاري با استفاده از سرويس هاي مشترك آنلاين موسوم به كلودكامپيوتينگ نيازي به صرف هزينه براي ارائه بسياري از خدمات نداشته و مي توانند سرويس هاي مورد نياز را با صرف هزينه كمتر در دسترس كاركنان خود قرار دهند.
البته براي طراحي اين سرويس ها ابتدا بايد در درون هر يك از سازمان ها نيازسنجي صورت گرفته و سپس مدل مورد نياز طراحي شود. علاوه بر اين آموزش كاركنان نيز هزينه و زمان صرف شده براي استفاده از اين سرويس ها را به ميزان چشمگيري كاهش خواهد داد.
امروزه نحوه به كارگيري سيستم هاي مديريت محتوا در شركت هاي تجاري از جمله چالش هاي جدي شركت هاي تجاري است و استفاده از خدمات نوپاي كلود كامپيوتينگ اين مشكل را تا حد زيادي برطرف خواهد كرد.
هر چند قبل از اتكاي كامل به اين سرويس ها بايد از ميزان كارآيي و ثبات آنها مطمئن شد.

