خاموش بودن چراغهاي اتاق وزير يا مدير در طول روز امري پسنديده است به شرط آن كه چراغاني مقابل ساختمان آن وزارتخانه نيز در اين صرفهجويي لحاظ شود.اينها از نكاتي است كه بايد هم در ارائه الگو و روش مناسب براي مصرف در نظر داشت و هم به منظور صرفهجويي تعريفي درست ارائه كرد.
يكي از ديگر بخشهاي اصلي ارائه روش مناسب براي مصرف صحيح در حوزه انرژي، بخش نفت، گاز، بنزين و گازوئيل است كه سالانه ميلياردها تومان از سرمايههاي اين كشور به جاي پرداختن به آباداني و عمراني اصيل و ماندگار در اين بخش دود ميشود و عارضههاي بسياري براي كشور ايجاد ميكند.
متاسفانه در اين زمينه هم تاكنون نتوانستهايم روشي صحيح براي مصرف بجز تكرار مكررات كه حوزه انرژيهاي فسيلي نياز به تجديد روش براي مصرف دارند، ارائه كنيم. هدف همه دولتها اين بوده كه در قسمت انرژي تحولي بزرگ ايجاد كنند كه هر يك با ناكامي و شكست يا موفقيتي نصفه و نيمه مواجه شدهاند.دولت نهم با به كارگيري روش سهميهبندي بنزين طي 2 سال گذشته سعي در كاهش مصرف بنزين داشت، اما در عمل چنين نتيجهاي به دليل وجود مشكلات زيرساختي حاصل نشد.
افزايش خودروهاي عمومي، تاكسيراني، اتوبوس و قطار شهري گرچه يكي از راهكارهاي مناسب در صرفهجويي بنزين است، اما توزيع نامناسب آن و عدم نظارت و مديريت صحيح اين روش را با مشكلات زيادي مواجه كرده است.
به نظر نميرسد افزايش قيمت، آزادسازي و روشهايي از اين قبيل نيز بتواند اشتهاي سيريناپذير خودروهاي شخصي را در كشوري كه مردم آن به دليل نبود فرهنگ استفاده از خودرو يا عادت به استفاده از سوخت ارزان هر روز ميليونها ليتر بنزين مصرف ميكنند، پاسخگو باشد و باز هم بايد شاهد نزاع و اختلاف دولت و مجلس درباره بودجه بنزين باشيم تا دولت بتواند براي تامين بنزيني كه روزانه بيش از 70 ميليون ليتر در كشور دود ميشود، هزينه كند.
نياز است كارشناسان و مديران اين بخش از مديريت انرژي كشور با تدابيري عميقتر و ارائه الگويي بهينه براي مصرف بنزين و افزايش فرهنگ عمومي كشور از هدرروي سرمايه ملي جلوگيري كنند.
گاز طبيعي نيز مصرفي فزاينده در كشور دارد و مصرف اين انرژي ارزان در كشور ما رو به رشد است. اگر سختيها و دشواريهاي توليد هر مترمكعب گازي كه به آساني در خانهها، ادارات و برخي صنايع ميسوزانيم براي مردم تعريف و بازگو شود يقينا هيچ شهروندي در استفاده درست و بهينه از اين حامل انرژي به خود ترديد راه نخواهد داد.
جريمه كردن، افزايش قيمت، قطع اشتراك و... روشهاي مقطعي و در برخي موارد ناموفق هستند، هر چند نميتوان به طور كلي اين روشها را نيز نفي كرد، اما در كنار ديگر روشها ميتوان اينها را نيز به كار گرفت. نظارت صحيح بر طراحي، ساخت و مهندسي ساختمان كه همان تعريف مبحث 19 به شمار ميرود يكي از روشهاي عالي براي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ساختمان است كه اگر به طورجدي پيگيري شود بخش عمدهاي از اسراف و هدرروي انرژي در ساختمان جلوگيري ميكند.
چند سال پيش در سفري به مالزي ديدم اين كشور پرجمعيت مسلمان در جنوب شرق آسيا با بهكارگيري روش اعمال مديريت صحيح در الگوي مهندسي و ساخت و ساز ساختمان توانسته مصرف انرژي خود را به خوبي مديريت كند. طبق نظر كارشناسان، ساخت و ساز در مناطق مختلف آب و هوايي تعاريف خاصي دارد كه متاسفانه اين الگو در ايران كمتر يا اصلا مورد توجه قرار نميگيرد؛ مثلا استفاده از ساختمان شيشهاي در مناطق گرم نميتواند الگوي مناسبي براي ساختمان در اينگونه مناطق باشد.
سقف كوتاه و بلند، نصب پنجرهها، شيشهها و... هريك مقولاتي هستند كه در مهندسي ساختمان در مناطق مختلف بايد مورد توجه قرار گيرد.
با تمام اين مسائل، اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگسازي پايدار است تا همه افراد جامعه خود را ملزم به يك رفتار پايدار و منطقي كه تبديل به فرهنگ عمومي شده، بدانند و امروزه در تمام جوامع صنعتي سعي بر استفاده از اين متد ميشود.
اين روش همان است كه مديران و مسوولان كشور نيز آن را توصيه ميكنند، براي مثال وزير نفت بر اجراي الگوسازي موثر در مصرف انرژي تاكيد كرده و آن را از ضرورتهاي اصلي امروز كشور عنوان ميكند.نوذري، بر شناسايي استانداردهاي مصرف سوخت در صنايع و كشاورزي تاكيد دارد و ميگويد: با تشكيل شوراي عالي انرژي زير نظر رئيسجمهور ميتوان با مطالعه اين طرح جامع، راهكارهاي مناسبي براي مديريت مصرف سوخت در كشور ارائه كرد.
وزير نفت همچنين هدفمند كردن يارانهها را بزرگترين تصميم تاريخ اقتصاد در ايران ميداند و ميگويد: با اجراي اين تصميم شجاعانه ميتوان گامهاي جديتري براي مصرف بهينه انرژي برداشت.با اين اوصاف، بيش از تصميمگيري قانوني، افزايش قيمت، جريمه قطع اشتراك يا برخورد قهري با اسرافكنندگان نعمات الهي، جامعه نيازمند آموزش و فرهنگسازي است كه پايهگذاري آن در كشور ما با توجه به روحيات ملي مردم ايران كاري است بسيار آسان و تجربيات در اين زمينه نشان داده كه ميتوان با آموزش از بسياري اتفاقات ناخرسند جلوگيري كرد و نتايج خوبي به دست آورد.
در عقاید اسلامی، غلو، شرک، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است که مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگرکشی با دشمنان متوجه فتح دروازههای علم و فرهنگ شدند. افکار جبریه که به اشاعره نسبت داده میشود و جبرگرایی و ارجاء که به وسیله بنیامیه برای توجیه حکومت خود به وجود آمده بود از جمله افکار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان که در عشق اهلبیت افکار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهمالسلام مواجه میشدند.
«گروهی از بنیهاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه کنید که زیادهروها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض کردند: غالی کیست؟ فرمود: کسی است که درباره ما مقامی معتقد است که ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی کیست؟ فرمود: کسی است که به دنبال خیر و نیکی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش میشود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمیتوان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت. هر کس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر کس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشیداولویتهای مصرف انرژی : درمنزل باید حتی الامکان انرژی را به ترتیب گاز، سوختهای مایع و برق مصرف کرد. هرکدام ازاینها به ترتیب، هزینه استحصال و تبدیل بیشتری دارد. البته ازنظرسازگار بودن با محیط زیست، برق پاکترین انرژی است؛ اما تا زمانی که صرفه جویی ما درمصرف انرژی به حدکشورهای دیگر برسد، گازمقرون به صرفه ترین انرژی است. بااین تفکر مصرف سماورگازی بربرقی و چای ساز و قهوه جوش و ... بخاری گازی بربخاری برقی، اجاق گاز برماکروفر و سرخ کن و توستر و ساندویچ ساز و...!!! اولویت دارد .
سرچراغ : خانمهای قدیمی رسم داشتندکه ازصبح به کارهای خانه برسند و سرشب که شوهر به خانه می آید؛ پای هم بنشینند و گل بگویند و گل بشنوند. اما حالا که خانمها با مردها ازخانه بیرون می روند و باهم می آیند، بایداین توصیه تکراری را بکار برد که ازیک ساعت به اذان مغرب تا حدود 4 ساعت پس ازآن اوج مصرف است. درخانه ما این قاعده سفت و سخت رعایت می شود. حتی پسر کوچکم این ساعت را یادگرفته است .
لامپها : لامپهای کم مصرف شکلها، رنگ نورها و اندازه های مختلفی دارند. مصرف و گرمایشان هم بسیار پایین تر و عمرشان بیشتر ازتنگستنهای قدیمی است. البته خانه ما ازقدیم با مهتابی روشن می شده و لامپ کمتر استفاده می شود .
شومینه مادربزرگ : همه کسانی که مثل مادربزرگ من باکلاسند و منزل اجاره ایشان شومینه دارد، ازهمان نایلونها به شومینه بچسبانند و ازبخاری استفاده کنند. شومینه چند برابر انرژی مصرف کرده و حرارت بسیار کمی تولید می کند. قبض گاز شومینه مادربزرگم درآن سال سرما بیش از30 هزار تومان برای یک ماه شد .
بخاری چن منظوره: بچه که بودیم و مادرم به ستاد کمک رسانی جبهه ها می رفت، هفته ای یکروز، توی ماهیتابه کدوی حلوایی می گذاشت و آنرا روی بخاری نفتی اتاق میگذاشت و وقتی بازمی گشت؛ غذاحاضر بود. بخاری ازآن وسایلی است که کارهای زیادی می توان با آن کرد. تأمین رطوبت خانه بوسیله کتری، دم کردن برنج، پختن لبو و شلغم و ... درزودپز، هواپز کردن تخم مرغ، گرم کردن نان، خشک کردن لباس و... وهمه کارها بدون هزینه انجام می شود. پس هیچوقت بخاری درحال سوختن را خالی نگذارید .
لباسشویی : بیشتر خانه ها امروزه مجهز به لباسشوییهای اتوماتیک است. بهترین روش استفاده ازاین وسیله استفاده ازحداکثر ظرفیت، به جهت صرفه جویی درآب و برق است. البته این مورد را خانمم اجرا کرده و من فقط دیده ام .
نان : کم خریدن، خنک کردن نان درنانوایی، قرار دادن بلافاصلة حتی یک لقمه ازنان باقیمانده درفریزر. این سه کار دورریز نان مارا بسیار بسیار کم کرده است. بیشتر این دورریز هم مربوط به سوخته و خمیر نان آقای نانوا است .
تجمل گرایی و اسراف : دربیشتر موارد تجمل گرایی و اسراف لازم و ملزوم یکدیگرند. استفاده ازوسایل پیشرفته، گرانقیمت و لوکس که بیشتر هم خارجی اند( بخشی ازاینها را درمقاله دین بخور و بخواب بخوانید) هزینه های جاری، استفاده ازانرژی، بیماریهای ناشی ازکم تحرکی، حسرت فقرای جامعه، خروج بی رویه ارز، عدم دسترسی به استقلال اقتصادی و ... را باعث می شوند .
« سفارش مىكنم كه به خدا متكى باشيد و براى هميشه زير بار شرق و غرب نرويد. مردم بايد تصميم خود را بگيرند: يا رفاه و مصرفگرايى و يا تحمل سختى و استقلال. و اين مسئله ممكن است چند سالى طول بكشد، ولى مردم ما يقيناً دومين راه را، كه استقلال و شرافت و كرامت است، انتخاب خواهند كرد» صحيفه امام، ج21، ص: 233
واکنش و برخورد بخشی، سلیقهای و غیرکارشناسی با مقوله اصلاح الگوی
مصرف این نگرانی را افزایش داده که این مقوله از هدف و نیت واقعی خود
منحرف شده و بیش از آنکه سرآغاز تحول بزرگ اقتصادی و فرهنگی در کشور شود،
صرفا هزینههای کشور را بدون دربرداشتن نتایج واقعی افزایش دهد
افراط
و تفریط همواره از آفتهای اقتصاد ایران قلمداد میشود. تسری این مسئله به
مقوله اصلاح الگوی مصرف این نگرانی را دامن زده که عملا این سیاست راهبردی
از همان ابتدا خلعسلاح شود و به سرنوشت دیگر سیاستهای راهبردی کلان و
توسعهای کشور دچار گردد.
طیف وسیعی از واکنشها، آنقدر دامنه و
حوزه این سیاست را وسیع و گسترده میبینند که عملا با پیچیده کردن موضوع و
گم شدن در مسیرهای انحرافی، زمینههای اجرای آن را از همان ابتدا از بین
میبرند. از سوی دیگر، طیفی دیگر موضوع را آنقدر محدود و کوچک مینگرند و
آنرا به حوزههای کوچک و جزئی تقلیل میدهند که ارزش و اهمیت مسئله را
زیر سؤال میبرند.
واقعیت این است که اصلاح الگوی مصرف مقولهای
بسیار وسیع و گسترده است که در حوزههای اجتماعی و اقتصادی و همچنین در
ابعاد مختلف زندگی مردم و بخشهای اقتصادی و مدیریتی عملیاتی میشود.
لازمه
اجرای این سیاست راهبردی، در گام اول شناخت موضوع و پی بردن به اهمیت و
جایگاه مصرف در توسعه اقتصادی و رفاه عمومی است. اصلاح الگوی مصرف به
معنای مصرفنکردن نیست بلکه بهینهشدن مصرف با لحاظ مجموع شرایط و
توانمندیهای اقتصادی کشور است.
از منظر ادبیات اقتصادی، مصرف
بالا و در عین حال اقتصادی و درست لازمه توسعه و رشد اقتصادی است. بدون
مصرف، بخشهای تولید و عرضه کالا و خدمات موضوعیت و حیات ندارد و با ضعف
تولید بیکاری و فقر دامنگیر کشور میشود. بنابراین در کنار تشویق تولید
باید بازاریابی و زمینههای مصرف کالاهای تولید شده را نیز تشویق کرد.
البته
باید توجه کرد که تولید نیز باید اقتصادی و منطقی باشد. تولید منطقی و
اقتصادی، بازار مصرف خود را نیز پیدا میکند. بنابراین الزام اول، درک این
واقعیت است که اصلاح الگوی مصرف در خلأ و بدون توجه به تولید و عرضه صورت
نمیگیرد؛ چهبسا در برخی بخشها با هدف کمک به اقتصاد ملی باید مصرف
بیشتر را تشویق کرد.
اما باید به این واقعیت مهم نیز اعتراف کرد
که هزینهای که اقتصاد ملی بابت مصرف برخی کالاها و خدمات میپردازد،
بسیار زیاد، غیرمتعارف و ناعادلانه است؛ هزینهای که نهایتا پرداختکننده
آن مردم هستند. در واقع ثروت کشور آگاهانه و ناآگاهانه بهدلیل ضعف مدیریت
مصرف به سرعت در حال از بینرفتن است؛
ثروتی که باید به سرمایه
پایدار کشور تبدیل شود و با مدیریت آن ارزش افزوده بالا برای نسلهای
کنونی و آینده کشور ایجاد کند. مصرف بهینه این کالاها و خدمات از سوی
مردم، هم به اقتصاد ملی در حال توسعه کمک میکند و هم بسترساز رفاه عمومی
از طریق ایجاد سازوکارهای پایدار اقتصادی است.
بنابراین، اصلاح
الگوی مصرف باید از حوزهها و بخشهایی آغاز شود که دارای 2ویژگی مهم است:
اول، مشمول یارانه کلان دولتی است و دوم مشمول قیمتگذاری دولتی است. در
واقع، با هدفمند کردن یارانهها و حذف قیمتگذاری دولتی، اقدام اساسی و
اولیه برای بهینهسازی مصرف برداشته میشود.
این مهم با توجه به نهادینه شدن الگوها و رفتارهای نادرست در اقتصاد ملی بسیار سخت، پرهزینه و زمانبر است.
در
واقع اجرای این سیاست باید در 2سطح مدیریت کلان با بهرهگیری از تمامی
ابزارها و امکانات موجود بهویژه ساختارهای قانونی موجود نظیر سیاستهای
کلی اصل 44 قانون اساسی و طرح هدفمند کردن یارانهها با هدف تحول ساختار
اقتصادی و همچنین سطح عمومی از طریق فرهنگسازی و آموزش شیوههای مدیریت
اقتصاد خانواده مورد توجه قرار گیرد.
سال 1388 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف اعلام گردید. این نام گذاری برای محققان اقتصادی نویدبخش بحث های جدی در حوزه چگونگی رفتار فعالین اقتصادی است. بیان اصلاح الگوی مصرف ، تنها ایجاد دگرگونی در توابع مصرفی خانوارها نیست، بلکه ایجاد نگاهی نو در معرفت شناسی علم اقتصاد در موضوعاتی همانند اسراف در اندیشه اقتصادی است. شناسایی ابعاد مسئله اسراف در نظام اقتصادی جامعه مستلزم دانستن تمام فعالیت های اقتصادی همانند زنجیر متصل به هم است که هرگونه تغییر و تحول در یک حلقه آن دیگر حلقه ها را نیز در بر خواهد داشت. به بیان دیگر اصلاح الگوی مصرفی مصرف کنندگان زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که تولیدکنندگان کالا و خدمات و دولت در ابعاد مختلف در جهت اصلاح ساختار تابع تولید جامعه قدم های موثری برداشته باشند.
ادبیات موضوع
از نظر تئوری علم اقتصاد میزان مطلوبیت حاصل از مصرف و یا داشتن کالا و خدمات هر مصرف کننده را هدایت می کند که با توجه به توان مالی خویش تصمیم بگیرد که چگونه و به چه میزان کالا و خدمتی را تقاضا و مصرف کند. این نگرش پیشینه سازی تابع مطلوبیت با لحاظ کردن محدودیت های بودجه ای نامیده می شود. حال اگر در بازار جامعه ای تعادل برقرار شده میان عرضه و تقاضای کل برای کالا و خدمات موجب عدم رضایت کارشناسان از شاخص های اقتصاد ملی مانند پایین بودن نرخ رشد اقتصادی، بالا بودن سطح عمومی قیمت ها و ... گردد، بی تردید باید در تحلیل وضعیت اقتصادی به هزینه های فرصتی تحمیل شده از سوی الگوی مصرف به اقتصاد ملی توجه خاص مبذول داشت. اصلاح الگوی مصرف به تنهایی نه از طریق مداخله در تابع مطلوبیت مصرف کنندگان حاصل می شود و نه با تغییر در محدودیت های بودجه از طریق اصلاح قیمت بدست خواهد آمد. بلکه طیف بزرگی از متغیرهای اقتصادی که همزمان بتوانند نقش هدایتی در ساختار بازار داشته باشند این مهم را محقق خواهند کرد. به عنوان نمونه با تعیین قیمت های واقعی برای حامل های انرژی ، مردم خود عهده دار مدیریت تخصیص منابع انرژی خواهند بود. تحقیقاً آنها سعی می کنند در حد محدودیت بودجه خود انرژی مصرف کنند و از هدر دادن منابع مالی خویش جلوگیری نمایند و سیاست گذاری های خاص دولت برای صرفه جویی در مصرف انرژی اگر فقط شامل تعیین قیمت های واقعی انرژی شود، تغییرات بوجود آمده در سطح عمومی قیمت ها آزاردهنده اقتصاد جامعه خواهد شد. لذا انجام کارهای فرهنگی لازم برای نشان دادن منافع بلند مدت جامعه با لحاظ کردن محدودیت های منابع انرژی و اثرات زیست محیطی و همراهی صاحبان بنگاه های اقتصادی برای بهره گیری از دانش جدید برای ارتقای کیفیت تولید و مصرف انرژی تضمین کننده موفقیت الگوی مصرف در بخش انرژی خواهد شد.
روش های مطالعه
میزان تقاضای مصرفی، تقابل رفتار خانوارها با تولیدکنندگان کالا و خدمات در بازار است که براساس شیوه زندگی خانوار، در سبد مصرفی آنها ظاهر می گردد. خانواده ها با تخصیص بودجه لازم برای نیازهای جاری و آینده خویش به مصرف کالاها و خدمات مختلف مانند مواد غذایی و خوراکی، پوشاک ، دارو، آب ، برق ، گاز، تلفن، لوازم خانگی، تفریح و مسافرت مبادرت می کنند. آموزه های کتاب های اقتصاد خرد نشان می دهد که مصرف کننده سرور و فرمانروای مطلقی است که هیچ احدی حق ارشاد و تحمیل نظرات خود بر چگونگی مصرف آن را دارا نیست. به بیان دیگر هیچ معیار و مرجعی فراتر از تشخیص فردی برای لذت و خوشی مصرفی او مطرح نمی باشد. لذا در تئوری اقتصاددانان به جز روش های عقلایی رسیدن به بیشترین مطلوبیت، مطلب دیگری ذکر نشده است. ولی در رفتار جمعی برای رسیدن به سطح قابل قبولی از نرخ رشد مناسب توسعه اقتصادی، شاخصهایی برای الگوی مصرف و پس انداز مطرح است که در آن علاوه بر دستیابی به مراحل بالاتر رشد اقتصادی و خروج از چرخه های توسعه نیافتگی مدل هایی از الگوی مصرف و چگونگی آن ذکر می شود که موجبات افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن توان تولیدی مطرح می شوند. به بیان دیگر سیاست واقعی و حقیقی برنامه های اقتصادی : فرهنگی کشورهای توسعه یافته، ایجاد مشوق ها و محرومیت ها برای هدایت مصرف کنندگان به سمت الگوی مصرف بهینه است تا موجبات حرکت شتابان اقتصاد به سوی اشتغال کامل و قدرت گرفتن توان تولیدی جامعه فراهم گردد.
همچنین اگر اصلاح الگوی مصرف را تک بعدی ننگریسته و از نظر حداکثر کارایی و اصلاح شیوه تخصیص بهینه منابع اقتصادی مورد توجه قرار دهیم، می توانیم همه داده ها و ستانده های چرخه تولید را وارد در بحث بدانیم. طیف وسیعی از نهاده های تولید مانند حامل های انرژی در مراکز صنعتی، کشاورزی، خدماتی و سرمایه های فیزیکی در جریان تبدیل به کالا و خدمات استفاده بهینه نداشته و دارای پرت اقتصادی بیش از مقدار مجاز در شاخص های جهانی است و یا مصرف کالاهایی مانند نان و... علیرغم وجود فرهنگ غنی اسلامی در جامعه مبنی بر پرهیز از اسراف، به دلیل داشتن مشکل در پروسه تولیدشان قابل مصرف در سبد مصرفی متقاضیان خرید به صورت کامل نمی باشد. بنابراین می توان اصلاح الگوی مصرف را ایجاد نگاهی نو در روش استفاده و بهره برداری از نهاده های تولید برای تخصیص بهینه منابع اقتصادی از سوی صاحبان بنگاه های اقتصادی نیز دانست.
نتایج
پذیرش اصلاح الگوی مصرف به معنای روش صحیح استفاده از منابع اقتصادی کشور نتایج زیر را در بر خواهد داشت:
1-گسترش عدالت و ارتقای سطح زندگی جامعه از جمله کاهش فقر
2-ایجاد فرصت توزیع مناسب منابع در بخش های مختلف اقتصادی
3-ارتقای فن آوری در طراحی، ساخت و دانش فنی در تابع تولید
4-رعایت شاخص های زیست محیطی در تولید و ارائه کالاها : خدمات
5-صرفه جویی در زمینه مصرف انرژی و توجه خاص به تولید انرژی از منابع تجدید شونده و نو مانند باد، خورشید و...
6-توجه به کاهش ضایعات در تولید و مصرف
7-توجه به عملکرد مکانیزم قیمت ها و استفاده صحیح از آن برای تأثیرگذاری در بودجه خانوار و تشویق تولید کنندگان برای تولید کالای با کیفیت بالاتر
پیشنهادات
به منظور شناخت عمیق نیازهای مصرفی بخش های مختلف مردمی و دولتی در اصلاح الگوی مصرف پیشنهاد می گردد:
1-مصرف سرانه قشر آسیب پذیر (دهک های پایین درآمدی) و دارندگان سطوح دستمزدهای پایین برای حفظ سلامت نسل آینده مطابق با استانداردهای مصرفی خانوارها مورد مطالعه مجدد قرار گیرد.
2-مقررات و قوانین لازم برای حسن اجرای هدفمندسازی پرداخت یارانه ها به خانوارها وضع گردد.
3-فرهنگ سازی پایدار برای اصلاح رفتارهای مصرفی همه آحاد جامعه از طریق مطبوعات و صدا : سیما مورد توجه خاص قرار گیرد.
4-آشنایی کامل هر چه بیشتر نسل جوان کشور با آموزه های الگوی صحیح مصرف در ابعاد مختلف آن از طریق آموزش های کلاسیک درسی فراهم گردد.
5-آموزه های دینی در زمینه صرفه جویی و نحوه مصرف بهینه آب، برق، گاز، بنزین و... در حوزه مصارف خانگی، مشاغل تجارتی و خدماتی، واحدهای تولیدی، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، پالایشگاه ها و خودروها فراموش نگردد.
6-در تعریف مفاهیم اقتصادی مانند آزادی در میزان تقاضا از کالا و خدمات اصل «اصلاح الگوی مصرف» مورد عنایت باشد.
7-در استفاده از ابزارهای دخالتی دولت در اقتصاد ملی مانند سیاست های مالی، پولی و درآمدی «اصلاح الگوی مصرف» اولویت اول ملاحظات سیاستگذاران باشد.
نخست، مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.
دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از طریق رسانه های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.
سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر کالائی در جامعه تولید گردد.
چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید روا گردد
پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتاً مشابه ای به آنها داشته باشند.
ششم، تبلیغات باید به گونه ای باشند که مصرفگرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.
هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.
هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه های مختلف بجای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.
نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود.
دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.
نتیجه گیری
مصرفگرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در قرن بیستم در غرب ظاهر شد. اعضای طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بالا بکار می برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی استفاده می کنند. طبقه پایین بدون توجه به مسأله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرفگرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر در این دام فرو می رود.
اگر دولتمردان با همکاری علمای اجتماعی چاره ای برای این معضل اجتماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعاً اسیر همان مسائل مصرف گرایی بیرویه غرب خواهد شد. کارهائی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه می تواند راه ساز باشد. دوم در زمینه کنترل های اقتصادی است بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه ریزی در سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:
1- برنامه ریزی در نهادهای آموزشی 2- برنامه ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید 3- برنامه ریزی در کنترل بازار و قیمت ها. بدون شک نفوذ از خارج کار برنامه ریزی در این زمینه را با مشکل روبرو می کند، اما جاذبههای آموزشی داخلی و کنترل های منطقی تولیدی و توزیعی می تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.
معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و
وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می کنند. این سه
معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند.
هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه
بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا
هستند. اینان خدماتی را که فکر میکنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به
ارمغان میآورند را هم به مقدار زیادی مصرف میکنند. طبقات اجتماعی بالا
با پرستیژ و قدرت بالا، سعی میکنند با مصرفگرایی مفرط خود را هم طراز
ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می
شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این
رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی
میکنند خود را از طبقات بالا عقب تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به
رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی کردن آنها، اجناس ظاهراً
لوکس، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار میدهد. پس از خرید چنین
کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد.
اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند.
همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع
بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای
طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرفگرایی دیگر طبقات و با توجه به
وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و
خدمات در بازار، در تلاش است که بهروسیله، سهمی از کالا و خدمات را بخود
اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به
خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید
کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة
عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر
مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی
طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است
زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای
مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه
عادت میکنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل
میدهد.

