اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 

توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.
مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.
می دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهمترین عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبلیغات، 4- دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 5- بانکها و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شکل های زیر نمایان می‌شود:
1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک می‌کنند.
3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌کنند.
4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه‌ای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.


 

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:45 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری در اروپا بوجود آمد. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری در اروپا بر اساس نوشته های جامعه شناس بزرگ ماکس وبر بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی بود که روحیه سرمایه داری بوجود آمد و به تدریج به یک نظام اجتماعی تبدیل شد. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود می‌آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است.
ابتدا فکر می کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌کنندگان انبوده دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف کنندگان انبوه به زودی نمایان شد.
در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می شد. اما تولید کنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی‌دوام امکان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.

 



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
مصرف‌گرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و امیال. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه در برگیرنده خدمات نیز است. در جوامع نوین مصرف گرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرائی نه تنها مسئله مصرف گرایان است بلکه تولید کنندگان و توزیع‌کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که در علوم اجتماعی، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چارة آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.
هدف مقاله حاضر بررسی چهار نکته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است. نخست ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واکاوی گردد. دوم، می بایستی یک تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در قرن بیستم در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نکته های اصلی است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد کرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 همان طور که از معنای کلمه بهره‌وری مشخّص است، بهره‌وری به معنای بهترین و مؤثّرترین شیوه استفاده از منابع موجود است. اوّلین استفاده علمی از کلمه بهره‌وری، در علم اقتصاد و به وسیله کویسنی (Quesenay) به میان آمد؛ امّا باید توجّه داشت که مدّت‌ها قبل از این که این واژه، در معنای اصطلاحی امروزش به کار گرفته شود، مردم، با مفهوم بهره‌وری آشنا بودند. حتّی اگر به آثار تاریخی و فرهنگی مردمان پیش از تاریخ مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که آنها در بسیاری از فعّالیت‌های خود، خواسته یا ناخواسته، بهره‌وری را مدّ نظر داشته‌اند و چه بسا کاربرد یا عدم کاربرد بهره‌وری، موجب بقا یا زوال یک قوم می‌شد. به طور مثال، اقوامی که در فصل شکار به اندازه کافی و به طور درست و اصولی برای خود غذا ذخیره نمی‌کردند، ممکن بود در فصل زمستان، دچار مشکلات جدّی شوند، یا در زمینه منابع آبی نیز به این موضوع بر می‌خوریم که نیاکان ما، با توجّه به کم‌آبی نسبی اقلیم خود، برای این که بیشترین بهره‌ را از منابع آبی به دست آورند، اقدام به حفر قنات و چاه و ساختن استخرهای ذخیره آب (به منظور ذخیره آب مورد نیاز کشاورزی در فصول پُرباران) در مناطق کم‌آب، می‌کردند.

همچنین اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین فرهنگ استفاده از بهره‌وری در میان روستائیان و شهرنشینان به عمل آوریم، بی‌تردید درمی‌یابیم که روستانشینان، خود را بسیار بیشتر از شهرنشینان به استفاده از بهره‌وری در فعّالیت‌های روزانه مقید می‌دانند و علّت این امر را می‌توان مرتبط با نوع فرهنگ روستایی دانست؛ چرا که بسیاری از وسایل آسایش زندگی (همچون آب ،برق، گاز و...) که به راحتی در اختیار شهرنشینان است و آنها کمتر به استفاده بهینه از این امکانات می‌اندیشند، در اختیار روستائیان قرار ندارد و به همین دلیل، در روستاها به علّت کمبود منابع و محیط سخت‌تر زندگی، بهره‌وری به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

با مراجعه‌ای گذرا به متون تاریخی و مذهبی نیز به روایات و نقل‌ قول‌های فراوانی از بزرگان، در زمینه استفاده صحیح از منابع گوناگون بر می‌خوریم که در زمینه نکوهش اسراف یا استفاده صحیح از منابع موجود چون: آب، خوراک و موارد دیگر، سفارش بسیار کرده‌اند. این واقعیت، یعنی توجّه همیشگی بشر به فرهنگ بهره‌وری، از آن جا نشأت می‌گیرد که عدم تناسب عرضه با تقاضا، همیشه و در همه حال، در طول تاریخ، وجود داشته است؛ امّا به طول کلّی، آغاز شکل‌گیری سازمان‌یافته دانش نوین بهره‌وری را در ایالات متّحده و رشد و توسعه اندیشه بهره‌وری را در کشور ژاپن می‌توان پی‌گیری کرد.


بهره‌وری، فرهنگ و اصلاح فرهنگی
فرهنگ، مجموعه‌ای مرکّب از نمایش‌های رفتاری افراد در زندگی جمعی است. این نمایش‌های رفتاری، در: ترتیب لباس پوشیدن، سخن گفتن، خودآرایی و محیط‌آرایی، آداب معاشرت، ترکیب غذایی و طرز غذا خوردن، نحوه یادگیری فنون و به کار بستن آنها، درجه قانون‌پذیری، محترم شمردن حقوق دیگران، پایبندی به قول و قرار، تنظیم ایین‌نامه‌ها و مراسم، تشکّل‌های اجتماعی، ترتیبات مربوط به انتخاب مدیران و نمایندگان و رهبران و... قابل تجلّی است. فرهنگ، سایه هر ملّتی است و شکل آن با گونه‌های مربوط به ملل دیگر، متفاوت است. فرهنگ را می‌توان حتّی در نوع ابزارها و جنس و شکل آنها در طول زمان، جستجو کرد.

بهره‌وری، یک نگرش و یک دیدگاه فکری برای عقلایی کردن فعّالیت‌ها، جلوگیری از کارهای کم‌ارزش و بیهوده، درست و به جا مصرف کردن، هماهنگ کردن کیفیت و کمّیت و هزینه در رقابت و همچنین مشارکت برای رسیدن به منافع مشترک است. به عبارتی دیگر، بهره‌وری، یک فرهنگ است که در آن، انسان به صورتی هوشمندانه‌تر، فعّالیت‌ها و کارایی‌اش را با ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود، منطبق می‌سازد تا بهترین نتیجه و اثربخشی را برای دستیابی به اهداف مادی و معنوی حاصل کند.

اصلاح فرهنگی به معنای بازگشت صِرف به فرهنگ گذشته یا الگوگیری صِرف از فرهنگ‌ دولت‌های توسعه‌یافته نیست؛ بلکه به معنای شناخت نیازهای واقعی جامعه، با توجه به بافت قومی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی و... و ارائه آموزش‌های همگانی، در سطوح مختلف، برای گسترش این فرهنگ است، چنان که ژاپنی‌ها در فرایند صنعتی شدن، هیچ گاه فرهنگ بومی خود را نادیده نگرفتند و همواره به یک الگوی توسعه پایدار، بر پایه فرهنگ بومی خود تأکید می‌کردند و بدین سان، در ادامه، حتّی توانستند با الهام‌ گرفتن از برخی آموزه‌های دینی و اجتماعی خود، مدل‌های بهبود بهره‌وری (مانند مدل کایزن) را ابداع کنند و به جای‌جای جهان، گسترش دهند، به طوری که می‌توان گفت فرهنگ بهره‌وری، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم است که آن را به سایر کشورهای جهان، صادر کرده است.

زمانی که در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری در سطح نازلی باشد، بهترین و مؤثّرترین راه برای تغییر این وضعیت، اصلاح فرهنگی است و برای اصلاح فرهنگی، نیازمند آموزش هستیم. آموزش، رکن بسیار مهمّی در افزایش بهره‌وری است؛ چرا که به ما می‌آموزد چگونه بتوانیم بهترین استفاده را از منابع موجود به عمل آوریم. در واقع، می‌توان چنین گفت که بهره‌وری، یک فرهنگ و نگرش به کار و زندگی است.

مرحله بعد از آموزش، ایجاد انگیزش در بین افراد جامعه است. انگیزش، به معنای تلاش و کوششی است که فرد، از روی اشتیاق، در جهت رسیدن به یک هدف دارد. با این روش، بهره‌وری به صورت یک دیدگاه فکری مطرح می‌گردد و افراد جامعه را به این باور می‌رساند که می‌توانند فعّالیت‌های خود را هر روز، بهتر از روز قبل به انجام برسانند و هر چه قدر که افراد، انگیزه بیشتری برای به‌کارگیری بهره‌وری باشند، به همان میزان، شاهد افزایش بهره‌وری در جامعه نیز خواهیم بود. در این حالت، هر کس خود را موظّف می‌داند که بنا بر زحمت مفیدی که می‌کشد، هم به نفع خود کار کند و هم نفع اجتماعی را برای جامعه خود به دنبال داشته باشد.

در ایران، هر چند که در سال‌های اخیر، به صورت بسیار گسترده‌ای به بهره‌وری و نهادینه کردن آن در بخش‌های مختلف کشور، توجّه شده است، امّا این فرهنگ، هنوز، آن گونه که باید و شاید، شکل نگرفته و جایگاه خود را پیدا نکرده است. شاید بتوان علّت این امر را در این جستجو کرد که بهره‌وری در ایران، نه به عنوان یک فرهنگ (برخاسته از عقاید دینی و سنّت‌های بومی و علوم) بلکه به عنوان یک ابزار در جامعه معرّفی شده است. از سوی دیگر، آنچه باعث شده است که بهره‌وری نتواند حتّی نقش ابزاری خود را هم به نحو احسن انجام دهد، محدود شدن آن به عنوان یک ابزار اختصاصی برای یک بخش از جامعه است ـ‌که همان صنعت و تا حدودی مدیریت است‌ـ. علّت آن هم این است که چون موضوع بهره‌وری، از خارج وارد شده است، تنها مورد استفاده همان بخش‌های واردکننده قرار گرفته و به دیگر بخش‌های جامعه، گسترش نیافته است.

به طور کلّی، در جوامع بشری، موضوعاتی که از جنس اندیشه و فرهنگ باشند، زمانی رشد و توسعه و تکامل می‌یابند که خاستگاه درونی داشته باشند و یا در صورت وارداتی بودن هم همزادی و شباهت مناسبی با جامعه واردکننده (مقصد) و فرهنگ آن داشته باشند و همچنین نیاز به آن موضوع به عنوان یک واقعیت، در جامعه مقصد، نهادینه شده باشد و افراد جامعه، آن را به عنوان یک هنجار و ارزش اجتماعی، بپذیرند و درونی کنند.


تاثیرفرهنگ در افزایش بهره‌وری
فرهنگ، نقش به‌سزایی در افزایش بهره‌وری دارد. فرهنگ هر جامعه‌ای، از مجموعه‌ای از خُرده‌فرهنگ‌ها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خرده‌فرهنگ‌ها هستند و اگر در جامعه‌ای این رفتارها به نفع فرهنگ بهره‌وری و معطوف به آن باشند، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهره‌وری، در تمام سطوح آن، ریشه دوانده است.

در حال حاضر، عامل بهره‌وری»، به عنوان مَحَکی در تمامی ارزیابی‌ها مدّ نظر قرار می‌گیرد و لازم است در تمام زمینه‌ها نهادینه گردد. برای مثال: عدم بهره‌وری در خانواده، موجب هرج و مرج در خرید و سبد مصرفی خانوار، آشفتگی در نظام مالی و مدیریت خانواده و اختلالات عاطفی خواهد گردید.

در صورتی که فرهنگ بهره‌وری، به عنوان یک ارزش در جامعه شناخته شود، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهترین استفاده از منابع و محصولات، در آن وجود دارد و بر عکس، اگر در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری به سطحی سقوط کند که مصرف‌گرایی را در آن جامعه ترویج نماید، آن را باید نشانه‌ای از توسعه‌نیافتگی و زنگ خطری جدّی برای آن کشور دانست. دولت‌های استعمارگر، به خوبی می‌دانند که اگر در جامعه‌ای، فرهنگ بهره‌وری وجود داشته باشد، آنها دیگر نمی‌توانند به راحتی کالا‌های لوکس امّا غیرضروری خود را صادر نمایند. پس بدین منظور، دست به تبلیغات گسترده می‌زنند تا فرهنگ بهره‌وری، به عنوان فرهنگی عقب‌مانده و قدیمی جلوه نماید و محصولات پُرزرق و برق و غیر لازم، ضروری به نظر برسند. در این جا درمی‌یابیم که بین میزان بهره‌وری و استقلال و خودکفایی کشور نیز رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

خوش‌بختانه فرهنگ اصیل ایرانی‌ـ‌اسلامی، توجّه بسیار زیادی به فرهنگ بهره‌وری و صرفه‌جویی دارد؛ ولی متأسّفانه، این فرهنگِ خوب و سازنده، در جامعه امروز ایران، کم‌کم رو به فراموشی گذاشته است. برای مثال: تمیزی و ساده‌پوشی ایرانی، جای خود را به مُدهای عجیب و غریب و رنگارنگ و بسیار پُرخرج وارداتی غرب داده است که روز به روز هم در حال افزایش و تغییر و نو‌به‌نو شدن هستند. یا در زمینه ازدواج، امروزه شاهد مخارج سنگین و آداب و رسوم اشتباه و دست و پاگیری هستیم که گاه، مشکلات زیادی را برای خانواده‌های هر دو طرف (دختر و پسر) در زمینه چگونگی برگزاری مراسم، تهیه جهیزیه، شیوه اداره زندگی و مخارج سنگین شروع آن و... به وجود می‌آورد که تمام اینها با فرهنگ و آداب و رسوم اصیل ایرانی و تعلیمات و آموزه‌های دینی اسلام ‌ـ که به سادگی و پرهیز از اسراف و ریخت ‌و پاش‌های غیرضروری توصیه می‌کنندـ، مغایرت دارد.


خانواده و بهره‌وری
خانواده، کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است؛ امّا همین نهاد کوچک، نقش بسیار مهمّی در شکل‌گیری رفتار و شخصیت افراد، بازی می‌کند .

بنجامین بلوم (روان‌شناس) می‌گوید: 50 درصد شخصیت فرد، از تولد تا 4 سالگی و 30 درصد شخصیت او از 4 سالگی تا 8 سالگی سامان می‌یابد و تنها 20 درصد باقیمانده از 7 سالگی تا 17 سالگی شکل می‌گیرد».

بی‌تردید، بین آموزش و بهره‌وری، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از آن جا که بیشترین دوران شخصیت‌پذیری افراد، سنینی است که در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده خود زندگی می‌کنند، بنا بر این، یکی از مهم‌ترین ارکان آموزش افراد، برای نهادینه شدن بهره‌وری، خانواده است. افراد، در محیط خانواده، رشد و نمو می‌کنند، رفتار اطرافیان را می‌بینند، از آنها الگو می‌گیرند و پس از چندی این رفتار در آنها نهادینه می‌شود و تغییر آن، با دشواری صورت خواهد گرفت. اگر محیط خانواده‌ها به گونه‌ای باشد که در آن، فرهنگ بهره‌وری جاری باشد، جامعه‌ای را شاهد خواهیم بود که در آن، بهره‌وری در بیشتر سطوح اجتماعی وجود خواهد داشت.


ارتباط رسانه ها و بهره‌وری
امروزه رسانه‌ها را به عنوان دومین عامل فرهنگ‌پذیری افراد (پس از خانواده) می‌شناسند. اگر به رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان یک سیستم (نظام واحد) بنگریم، باید قبل از هر چیز، همسو و هم‌جهت بودن تمام اجزای آن (یعنی رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سایر رسانه‌های گروهی و مَجازی و...)، به صورت هماهنگ، در مسیر رسیدن به یک هدف نهایی (در این جا: ارتقای فرهنگ بهره‌وری) تلاش کنند.

رسانه‌ها، چنانچه در برنامه‌هایی که ارائه می‌دهند، خط مشی‌ای را به کار گیرند که فرهنگ بهره‌وری را اشاعه دهد، مسلّماً تأثیرات آن را در جامعه شاهد خواهیم بود؛ چه بسا که اگر برای یک کودک، ساعت‌ها درباره فواید بهره‌وری صحبت کنیم، نتیجه دلخواه خود را نگیریم؛ امّا ممکن است همین کودک، با دیدن یک برنامه تلویزیونی، به فواید بهره‌وری پی ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.

شاید به عنوان بهترین مثال در مورد برنامه‌های آموزش افزایش بهره‌وری از طریق رسانه‌ها، بتوان به انیمیشن‌ها و میان‌برنامه‌های آموزشی‌ای که در سال‌های اخیر از تلویزیون ایران پخش می‌شود، اشاره نمود؛ به طوری که می‌توان تأثیر بسیار مثبت و مؤثّر آنها را در اصلاح فرهنگ استفاده از آب، برق، گاز، انرژی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حتّی رعایت استانداردهای لازم در ساختمان‌سازی به منظور صرفه‌جویی و بهره‌وری در استفاده از انرژی، در بین اقشار و گروه‌های مختلف سنّی جامعه، به مشاهده نمود.

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:42 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 کتابخانه های عمومی درشهرها به مثابه دانشگاه عمومی هستند که عموم مردم برای افزایش معلومات خود و نیز حل بعضی مسائل اجتماعی و فرهنگی به آنها مراجعه می کنند.کتابخانه می تواند زمینه ساز پیشرفت افراد باشد اما با توجه به آمار برگرفته از اینترنت سرانه مطالعه در کشور 3 دقیقه درسال است و نیز بر اساس تحقیقات انجام گرفته درسال 1387 میزان مطالعه روزانه ایرانیان 6 دقیقه بوده است این سرانه کم مطالعه، راهکارهای عملی مناسب را می طلبد.
هم اکنون استفاده از کتابخانه های عمومی سطح شهر، بصورت مطالعه درسالن های مطالعه براساس کار دانش آموز یا دانشجو طبق برنامه خاص درسی انجام می گیرد و آن نوع کتابخوانی که مربوط به اطلاع گیری از منابع کتابخانه ها و باز شدن افق دید اجتماعی و علمی است چندان جایگاهی ندارد و اکثر منابع کتابخانه ها همچنان دست نخورده می ماند و این مشکل درشهرهای کوچک بیشتر خود را نمایان می کند زیرا دانش آموزان که قسمت اعظم مراجعین به کتابخانه ها می باشند منابع کتابخانه را در حد انجام تکلیف مدرسه یا تحقیق استاد جستجو می کنند و فرهنگ کتابخوانی درجامعه ما هنوز نهادینه نشده است. می توان از جمله عوامل و موانع رشد کتابخوانی کمبود امکانات مطالعه، نبود برنامه مطالعه درخانواده ها و مدارس و جامعه، عدم مدیریت زمان جهت مطالعه و استفاده از رسانه های دیگر جهت پر کردن اوقات فراغت، گرانی کتاب و تخصیص ندادن بودجه خرید کتاب درخانواده ها و بطور کلی عدم سرمایه گذاری لازم در بحث کتاب را نام برد. با بکارگیری راهکارهای مناسب جهت برطرف نمودن موانع ذکر شده از طرفی و از طرف دیگر خود کتابخانه ها با تهیه منابع و کتب استاندارد و همچنین منابع مرجع روز آمد، حل مشکل نارسایی فضای مناسب کتابخانه ها و بکارگیری پرسنل متخصص و کارآزموده جهت پاسخگویی به نیاز مراجعین و انجام فعالیتهای مرجع، مجهز نمودن کتابخانه ها، انجام فعالیت های جانبی و همچنین تجدید نظر در برخی شیوه های فعالیتی کتابخانه و در دسترس قرار دادن کتابخانه ها به طوری که امکان دسترسی هر فرد به کتاب و کتابخانه فراهم باشد می تواند به نوعی به ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کمک کند.

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:41 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اصلاح الگوی مصرف در جامعه ایرانی از جمله مهمترین نیازهای کنونی است که امروزه ضرورت خود را پس از گذشت سی سال از انقلاب نشان داده است. وجود اختلاف قابل توجه میان الگوی مصرف در داخل کشور با استانداردهای تعریف شده حاکی از این نیاز بوده و لذا سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است. آنچه در ابتدای امر به ذهن متبادر می­شود، برجستگی وجوه اقتصادی این مفهوم است که طبعا دیدگاه صاحب نظران این رشته را نیز می­طلبد. واژه مصرف در مقابل تولید و یا درآمد، همانند دو واژه عرضه و تقاضا، همواره یادآور قوانین و پارادایم­های حاکم بر علم اقتصاد است. آنچه مصرف را توجیه پذیر می سازد، تولید کالا و یا خریداری آن است که به نوبه خود روابط اقتصادی میان جوامع و انسانها را رقم می زند. بی‌شک بروز اختلال در کفه مصرف و تشدید آن، نوع رابطه را از حالت تعادل خارج ساخته و موجب اخلال در این روابط اقتصادی می شود. سعدی چه خوش سروده است:

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن  که مـی خوانند ملاحان سرودی

اگر بــــاران به کوهستان نبـارد  به سالی دجله گردد خشک رودی

اما آنچه باعث می‌شود تا الگوی مصرف درست، در سطح جامعه پیاده شود صرف وجود یک الگو نیست، بلکه عوامل دیگری به نحوی موثر در آن دخیل بوده و بر روی هم این حلقه را تکمیل می‌کنند. در واقع الگوی مصرف، یک بخش بعنوان محتوای کارکردی و یک بخش نیز به عنوان راهبردهای تحقق آن دارد.

 اگر تصور کنیم هم اکنون الگویی مناسب برای جامعه ایرانی در برابر ما قرار گرفته است و باید برای اجرای آن اقدام کنیم چگونه باید این وظیفه را انجام دهیم؟ این سوالی است که تحقیق حاضر در پی پاسخ بدان است.........



 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:41 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
  عدالت مفهومی است که به عنوان بستر و خاستگاه بسیاری از ارزش­ها و مفاهیم دیگر زندگی فردی و اجتماعی شناخته شده است. با توجه به این اهمیت است که عدالت یکی از مهم­ترین اهداف انبیاء اهداف الهی و به عبارتی مهمترین هدف بعثت انبیاء اقامه قسط و عدل در جامعه بوده است. در واقع عدالت عرش برین همه ارزش­ها در آموزه­های اسلامی تلقی می­شود و به همین دلیل می­توان گفت که یکی از دلایل اصلی وقوع انقلاب اسلامی تحقق عدالت و رفع نابرابری­ها بود که این مهم در گفتمان امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری متجلی گشت. (چنانکه دهه چهارم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است.) از سوی دیگر باید گفت که می­توان دو گونه ارتباط بین عدالت و مصرف برقرار نمود؛ تعامل اول به ماهیت این دو مهم باز می­گردد. در واقع عدالت و مصرف به صورت جوهری با یکدیگر ارتباط دارند که در این زمینه می­توان به نقش عدالت در تحقق مسئولیت پذیری، انسجام بین مردم، همگرایی مردم با مسئولین، کاهش انتظارت مردم از دولت با توجه به مشکلات و چالش­ها، حساسیت به مسایل اجتماعی از سوی مردم و ... اشاره کرد. به عبارت دیگر، بین مولفه­های عدالت همچون برابری در امکانات و منابع، سیاست­گذاری­های کارآمد اجتماعی، حاکمیت قانون با مؤلفه­های مصرف همچون نیاز، انصاف، فردگرایی اقتصادی، تعامل تنگاتنگی وجود دارد. ارتباط دوم عدالت و اصلاح الگوی مصرف با توجه به شرایط زمانی و مکانی انجام می­گیرد که در این زمینه از یک سو باید به لزوم پیشرفت کشور با توجه به شرایط کنونی در جهان و همچنین دهه چهارم انقلاب به عنوان عدالت و پیشرفت اشاره کرد که در واقع بهینه­سازی مصرف در تمامی ابعاد بسترساز عدالت و پیشرفت خواهد بود و از سوی دیگر باید به چالش­های کنونی فراروی کشور در ابعاد داخلی همچون کمبود بارندگی­ها، بحران بیکاری، کاهش تولید و بخصوص در زمینه اجتماعی همچون افزایش انتظارات و رواج مصرف زدگی، ازدواج و در ابعاد خارجی و جهانی همچون بحران در اقتصاد جهانی، تأثیرات جهانی شدن بر افزایش مصرف­گرایی در ایران، تحولات سریع در فن­آوری­های نوین و ایجاد تقاضا در جامعه و ... اشاره کرد که رفع این بحران­ها در گرو تحول در فرهنگ مصرف و کاهش مصرف­گرایی در جامعه می­باشد. در طول سه دهه گذشته دولت­ها تلاش­های همه جانبه­ای در جهت این مهم انجام داده­اند که یکی از ابعاد عدالت مقوله مصرف بوده است که با توجه به برخی از دلایل جهانی و داخلی همچون اتخاذ الگوهای غربی برای توسعه، بی­توجهی به فرهنگ بومی مصرف، سطحی­نگری به موضوع فرهنگی اقتصاد تولیدی و مصرف خردمندانه و ... مصرف­گرایی در جامعه رواج یافت. بنابراین ضروری است که صورت­بندی فرهنگ مصرف منطبق با مقتضیات دینی- ملی و با توجه به منابع موجود جهت توسعه و پیشرفت شکل بگیرد...........


 نگاشته شده توسط سعيد باقري در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:40 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :68
  •    
  • <  
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET