اداره نشر اسكناس با بيان اينكه هزينه چاپ هر اسكناس به طور متوسط 241 ريال است، تعداد اسكناس امحا شده در هر سال را متوسط 700ميليون برگ ذكر كرد كه هزينه چاپ اين تعداد اسكناس به علاوه 20درصد هزينه هاي جانبي براي امحا و جايگزيني اسكناس در هر سال معادل 175ميليارد ريال است كه اين هزينه از محل ماليات پرداختي مردم تامين مي شود.
افزون بر اينكه گراني كاغذ اسكناس در اثر تحريم ها هزينه توليد و چاپ هر اسكناس را به طرز فزاينده اي افزايش داده است.
با نگاهي به آمار فوق در مي يابيم كه چه هزينه هنگفتي بر سيستم بانكداري كشور براي چاپ اسكناس تحميل مي شود.
عمر اسكناس در ايران با وجود رعايت همه استانداردهاي كيفيتي در تهيه آن حدود نصف عمر اسكناس در كشورهاي صنعتي است و به دليل پايين بودن فرهنگ استفاده از اسكناس در كشور و فرسوده شدن اسكناس ها زودتر از عمر مفيدشان، روزانه بر تعداد اسكناس هاي فرسوده افزوده مي شود.
متوسط عمر اسكناس در ايران، پنج سال است كه با توجه به كيفيت اسكناس حداقل بايد دو برابر مقدار فعلي يعني 10 سال باشد. در حال حاضر سالانه 700ميليون قطعه اسكناس فرسوده از رده خارج مي شود؛ اما نيمي از اسكناس هاي فرسوده در اختيار مردم قرار دارد.
طبيعتا با افزايش تعداد اسكناس هاي فرسوده، هزينه بيشتري براي چاپ اسكناس هاي جديد بر سيستم پولي و بانكي كشور تحميل مي گردد، در صورتي كه با نگهداري صحيح از اسكناس، هزينه چاپ مجدد آن را مي توان صرف طرح هاي توسعه اي و آباداني كشور كرد.
استفاده از كارت هاي اعتباري در داد و ستدهاي مالي و دقت بيشتر در حفظ و نگهداري اسكناس ها مي تواند عمر اسكناس هاي در گردش كشور را افزايش دهد.
استفاده از ابزارهاي پولي (كارت بانك) همچنين موجب تسريع مبادلات اقتصادي شده و بر خلاف بانكداري سنتي كه كل اسكناس ها به صورت حقوق ماهانه در ابتداي هر ماه كاري در اختيار حقوق بگيران قرار گرفته و مجبور بودند كل اسكناس ها را تا پايان ماه در جيب هاي خود حمل كنند، باعث جلوگيري از فرسايش بي مورد اسكناس و افزايش رسوب پول در بانك ها مي شود.
با استفاده و خريد از طريق كارت، ضرورتي به وجه نقد و حمل مقادير زياد اسكناس يا همراه داشتن چك مسافرتي نمي باشد كه تمامي اين اقدامات باعث حفظ اين ثروت ملي مي شود.
با پيشنهاد بانك مركزي مبني بر ارتقاي سيستم دولت الكترونيك و ايجاد فرهنگ استفاده از اين روش همچنين سيستم انتقال وجوه بين بانك هاي عضو طرح شتاب نيز بسياري از مشكلات حمل و نقل پول، امنيت و هزينه چاپ كم مي شود و شاهد اين خواهيم بود كه مردم در تمام 24 ساعت شبانه روز بتوانند به امور بانكي خود رسيدگي كرده و بسياري از اين امور بدون اتلاف وقت انجام گيرد.
اما نكته قابل بحث اين است كه خودپردازها براي استفاده هاي ضروري و نيازهاي كم است، نه براي گرفتن كل مبلغ از حساب. مردم بايد در نظر داشته باشند كه سيستم هاي خودپرداز براي احتياجات روزمره و درحد محدود است و استفاده بيش از حد مجاز باعث فرسودگي دستگاه ها و از كار افتادن آنان در ساعات تعطيلي بانك ها خواهد شد.
خبرگزاري فارس:اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.
مقدمه:
انسان در هر عصري براي بهره برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه هايي جهت مصرف بهينه آنها بوده است و براي اين منظور، چاره اي جز طراحي راه هايي براي استفاده مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي توان به آموزه هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره برداري مناسب تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.
اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.
با نگاهي به آمار مقايسه اي مصرف ايران با ديگر كشورها؛ به ويژه كشورهاي پيرو مكاتب مادي گرا و دنيا طلبيچون فرانسه،چين، ژاپن و آمريكا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفي اسلام و پيروي از الگوهاي مصرف اسلامي رخ مينمايد.
بر اساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل»، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختيبه اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است، در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد. در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادر كنندگان بنزين باشد.
«علی رضا محمدی فرد» صاحب نظر و تحلیل گر مسایل اجتماعی می گوید: «الگوی مصرف را باید از کل به جزء اصلاح نماییم، یعنی در ابتدا باید زیرساخت ها را فراهم کنیم و به آموزش های لازم و تبلیغات صحیح بپردازیم که در این میان فرهنگسازی در اصلاح الگوی مصرف امری حیاتی و ضروری به نظر می رسد.»
این کارشناس مسایل اجتماعی در تشریح سخنان خود می گوید: «برای اجرای دقیق و همه جانبه شعار امسال به عزم ملی نیازمندیم، چرا که به عنوان مثال باید صنایع خودروسازی ما موظف به بهینه سازی شوند، وزارت نیرو ملزم به کاهش افت ناخواسته برق گردد، اداره آب ملزم به اصلاح روند انتقال آب و جلوگیری از هدر رفتن آب شود، پس از این مراحل آنگاه به مردم در صرفه جویی بنزین، برق، آب و نان و سایر مسایل دیگر تذکر داده شود.»
وی به رواج مصرف گرایی از سوی برخی تبلیغات رسانه ای اشاره می کند و می گوید: «متأسفانه در سال های اخیر روند تبلیغات کالا و خدمات در کشورمان به سوی مصرف گرایی سوق پیدا کرده و به نوعی تجمل گرایی را تبلیغ می کنند، از آگهی های رسانه ملی و مطبوعات گرفته تا پلاکاردهایی که در سطح شهر دیده می شود، همگی شهروندان را به خرید بیشتر تشویق می کند، گرچه برخی از این تبلیغات برای معرفی کالا و خدمات به مردم لازم و ضروری است اما باید اذعان داشت که نحوه تبلیغ برخی از کالاها بسیار افراطی است.»
«تورج کامیار» دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات از دیگر مخاطبان گزارش ما قرار می گیرد و می گوید: «اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند باید برای اصلاح الگوی مصرف ابتدا از دستگاه های دولتی شروع کنیم حرف کاملا بجایی است، چون وقتی در تبلیغات بانک ها می بینیم که روحیه حرص و به دست آوردن پول بی زحمت را تبلیغ می کنند، یا برخی از مسئولان ماشین های آنچنانی سوار می شوند... دیگر چگونه می توان انتظار داشت که مردم روحیه مصرف گرایی نداشته باشند.»
در يك بررسي كوتاه ميتوان به كارهاي اسراف گونه بسياري از مردم در جامعه ايراني پي برد. گفته ميشود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران، حدود3 ميليون «دور ريز» ميشود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم، در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج ميگردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي رسد،(كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست). با اين مبالغ هنگفت ميتوان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد. و يا گرسنگان بسياري را در سطح جهان سير كرد.
اين روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزين و ديگر امكانات اجتماعي جاري است. آيا اين قدر استفاده بي رويه و مصرف نادرست امكانات اسراف نيست؟

