اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 بعضی راه را تشخیص نداده‏اند آن کسی که میانه روی می‏کند و راه را تشخیص نمی‏دهد آن اعتدال معنایش اینست بمعنای مصلحت گرایی هم نیست. اعتدال به معنای مصلحت گرایی نیست بعضی‏ها که معتدلاند می‏خواهند همه را داشته باشند این هم معنای اعتدال نیست بمعنای سکوت، ضعف، سکوت برخواسته از ضعف هم نیست اعتدال بمعنای سکوت برخواسته از ضعف، می‏ترسد خلاف را می‏بیند می‏ترسد نانش قطع شود می‏ترسد درجه‏اش را بگیرند می‏ترسد فلانی ناراحت شود از ترس اش کوتاه می‏آید این نمی‏شود گفت بسیار آدم معتدلی است نه آقا می‏ترسد بی عرضه آخر ما توی جامعه مان تا می‏گوییم فلانی آدم معتدلی است همه آنهایی هم که نمی‏فهمند همه آنهایی که بی عرضه هستند همه آنهایی هم که بی تفاوتند اعتدال به معنای بی تفاوتی نیست اعتدال بی تفاوتی نیست گاهی انسان باید غیرت داشته باشد نعره بکشد شیشه بشکند امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زد توی گوش خودش «فضربه علی خده» گاهی امیرالمومنین (علیه السلام) چنان توبیخ می‏کرد مخاطبین اش را یک جوری... ناله‏های حضرت علی (علیه السلام) توی نهج البلاغه هست چقدر حضرت علی (علیه السلام) می‏سوخت چون بحث را ببیننده‌ها در آستانه شب نوزدهم گوش می‏دهند بد نیست... می‏سوخت امیرالمومنین (علیه السلام) از دست نامردهایی که... بعضی نامردهایی که دیگر توبیخ‏های حضرت علی (علیه السلام) را بگوییم‏.

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 راه مستقیم راه عدل و اعتدال راهی که نه در آن افراط هست نه تفریط نه تندروی نه کندروی حالا نمونه‏ها. نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی و هتاکی بعضی‏ها ساکت اصلا انگار مرده‏اند حدیث داریم کسی که عیبی را ببیند با قلبش با زبانش با دست و قدرتش باید جلوی فساد را بگیرد اگر از کنار عیب حرکت کرد نه زبانش چیزی گفت نه دست و پایش کاری کرد نه حتی قلبش تکان خورد که چرا این هست این «فهمومیت» منتهی «بین الاحیاء» مرده منتهی بین زنده‏ها چون دو رقم مرده داریم مرده عمودی مرده افقی مرده‏های افقی همین هایی هستند که می‏روند سر قبرستان اینها را دفن می‏کنند اینها مرده افقی هستند مرده عمودی یعنی سیخکی توی مردم راه می‏رود اما هیچ خاصیتی ندارد «فهو میت بین الاحیاء» حدیث است اینکه می‏گویم حدیث است «میت» یعنی مرده است «بین الاحیاء» بین زنده‏ها مرده است ولی بین زنده‏ها تاب می‏خورد یعنی مرده، افقی است یا عمودی؟ عمودی است انسان باید نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی بعضی‏ها توی مرداب سکوت هستند هرچه به او می‏گویی همینطور نگاه می‏کند سیب زمینی بی رگ و بی خاصیت البته بی خاصیت نیست بی رگ بعضی مرداب سکوت بعضی هم خیلی هرزه و هتاک همینطور زبانش را باز می‏کند هر چیزی به هر کسی بگوید می‏گوید بی در و پیکر جالب اینست بعضی حرف‏ها اصلاح نمی‏شودها! مثلا فرض کنید یک مشکلی دارد، دارد فحش می‏دهد به این گروه به آن گروه خوب ببخشید آقا شما این حرفهایی که زدی مشکل هم حل شد؟ یا آخرت خودت را از بین بردی با این بیانهایی که تو کردی آبروی مسلمانی را ریختی یک مشکل حل نشد 2 قیامت خودت را هم تباه کردی..)

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
عوامل انحراف غفلت از خدا آدم خدا را فراموش می‏کند از خط می‏آید بیرون گاهی که انسان از خط می‏رود بیرون ضعف خودش را فراموش می‏کند مثلا فکر می‏کند از خودش است می‏گوید من باید تصمیم بگیرم من باید من... این من من‏ها نشانه تندرویها است غلط کرد باید هر چه من گفتم گوش بدهد اینکه خودش را می‏بیند دیگران را نمی‏بیند افراطی می‏شود تند می‏شود این باید برای... بابا تو کی هستی؟ قرآن اینقدر آیه دارد که انسان باد کله‏اش خالی می‏شود چته؟! فکر نکن خیلی کسی هستی «ان یشا یذهبکم و یات بخلق جدید» بخواهد همه تان را از بین می‏برد یک وقتی بنی صدر خیلی کرکری می‏خواند امام (رحمه الله علیه) فرمود من اگر به کسی حکم داده‏ام پس می‏گیرم افرادی بودند به حکمی که امام (رحمه الله علیه) به آنها داد خیلی ناز می‏کردند من از امام (رحمة الله علیه) حکم دارم امام (رحمه الله علیه) در وصیت نامه‏اش فرمود که اگر من از کسی تعریف کرده‏ام و به کسی حکم داده‏ام مثلا این مربوط به آن زمان بوده ممکن است زمانهای بعد وضعش فرق بکند پلیس راه تا اینجا را سالم زده ممکن است پلیس راه بعد... این شصت کیلومتر را درست آمده‏ای آن شصت کیلومتر دوم را چی؟ به امیر المومنین (علیه السلام) گفتند چقدر می‏گویی «اهدنا الصراط المستقیم» گفت تا حالا مستقیم بوده‏ام فردا خبر ندارم از راهم در یک جاده هزار کیلومتری هم مقداری که رفته‏ایم یک پلیس راه است پلیس راه هر دو تا پلیس راه ضامن جاده بین دو تا پلیس راه خودش است ضامن آن پلیس راه بعد که نیست که در قیامت 50 قنطره هست یعنی 50 مورد ما را نگه می‏دارند یک جا نگه می‏دارند نسبت به فامیلت چه جور بوده‏ای از صله رحم اگر جواب دادی رد شدی از نماز می‏پرسند رد شدی می‏گویند پای پرچم کی سینه زده‏ای کی را تائید می‏کردی رهبرت از ولایت سوال می‏کنند یعنی از هر قنطره‏ای از یک چیز سوال می‏کنند ببخشید گفتم قنطره 50 موقف داریم گفتم قنطره به نظرم «خمسین موقفا» کلمه حدیث موقف است.


 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:53 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
القاء شیطان، وسوسه انسان را از اعتدال خارج می‏کند قرآن می‏فرماید: که «و ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم» شیطان به ذهن‏ها چیزی القاء می‏کند تا به جروبحث بکشاند شما را وسوسه، دو تا وحی داریم توی قرآن‏گاهی چیزهایی که به ذهن آدم می‏آید الهی است مثل «و اوحی الیام موسی» خدا به مادر موسی (علیه السلام) الهام کرد که این بچه شیرش بده توی صندوق بگذار بینداز توی رودخانه گاهی آدم یک چیزی به ذهنش می‏آید این جرقه‏ها جرقه‏های الهی است گاهی یک جرقه هایی ذهنش می‏آید اینها شیطانی است حالا ما اگر یک چیزی به ذهن مان زد از کجا بفهمیم این چیزی که به ذهن مان زده خدایی است یا شیطانی؟
 علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‏فرماید اگر آن چیزی که به ذهنت زد تو را به خیر و سعادت وسعه صدر وادار کرد الهی است روحت را بزرگ کرد الهی است اگر تو را به قفل شدن و عصبانیت... اگر تو را بست شیطان است اگر تو را باز کرد... چون شیطان وسوسه هایش آدم را می‏ترساند ول کن برود گم شود این آدم نیست همه‏اش را می‏گوید نه پول نده فقیر می شوی همه‏اش به تو قفل می‏زند معلوم نیست راست بگوید دروغ می‏گوید کلک است اگر هی منفی بافی کرد این معلوم می‏شود جرقه جرقه... اگر تو را باز کرد «الشیطان یعدکم الفقر و یا مرکم بالفحشاء» اما اگر آن جرقه تو، تو را باز کرد چیزی نیست نه بابا انشاءالله... انشاءالله کمکش می‏کنیم انشاءالله خوب می‏شود می‏خواهد داماد شود بابا نان نداری بخوری حالا یک زن هم می‏گیری فردا هم دوسه تا بچه توی خیابان یک گدا راه بیفتد؟ نان ات نبود آب ات نبود هی می‏آید جلوی ازدواج را می‏گیرد تو با این مغزت می‏خواهی این کار را بکنی تو با این پولت یک همچین تصمیمی داری تو کجا آن کجا اگر هی قفل زد بر پیشرفت کار به فکرت به زبانت نگو می‏ترسی ناراحت خواهند شد نمی‏خواهد بگویی نگو نشنو نرو خرج نکن ازدواج نکن درس نخوان تو نمی‏فهمی نمی‏شود اگر هی بار منفی داشت شیطان است اگر بار مثبت داشت الهی است خوب وسوسه یکی... مسئله دیگر گناه فساد و تجاوز آدم را به... از خط مستقیم دور می‏کند و لذا هی گفته‏اند توبه کن ببینید یک قایقی که توی کشتی می‏رود اگر آب ریخت توی قایق فوری آن کسی که نشسته توی قایق باید یک سطلی بردارد هی آبها را بیرون می‏ریزد اگر آبها را بیرون نریزد هی بیشتر آب می‏آید تا آدم گناه کرد استغفرالله ربی هر استغفرالله که می‏گویی یک سطل آب می‏ریزی بیرون می‏گویند توی نماز شب 300 مرتبه بگو: «العفو، العفو، العفو، العفو، العفو» یعنی 300 تا سطل از آبها خالی کن اینکه می‏گویند حضرت روزی 70 بار «استغفرالله ربی و اتوب الیه» می‏گفت استغفار و العفو یعنی آبها را بریز بیرون اگر گناه کردی...

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 گاهی انسان دلیل اینکه افراطی می‏شود غرور او را می‏گیرد ما آیاتی داریم که می‏گوید بابا اصلا می‏دانی آیاتی داریم قرآن می‏گوید خیلی باد نکن غرور تو را نگیرد یکی از عوامل غرو... چی...فرو... این غرور است قرآن برای اینکه جلوی غرور را بگیرد می‏گوید می‏دانی «لم یکن شیئا» توی هیچی بودی هیچی یک آیه دیگری داریم می‏گوید «لم یکن شیئا مذکورا» بعدا که یک چیزی شدی چیز قابل ذکری... اول می‏گوید هیچی هیچی هیچ بعد می‏گوید خوب حالا هم که آمده‏ای چی چی بودی قابل ذکر کم کم بعد می‏گوید که «من ما مهین» یک آب پستی بودی بعد می‏گوید نطفه بعد می‏گوید علقه بعد می‏گوید مضغه بعد می‏گوید تازه وقتی به دنیا آمدی هیچی بلد نبودی «اخرجکم من بطون امهاتکم» عربی هایی که می‏خوانم آیه قرآن است از شکم مادر شما را بیرون... «لاتعملون شیئا» هیچی بلد نبودید (حتی فاصله ما در تاریخ یک کره خر تا حالا از پشت بام نیفتاده ولی چقدر تا حالا بچه آدم افتاده یعنی بچه حیوان فاصله را می‏فهمد اما بچه انسان فاصله را نمی‏فهمد گاهی توی قنداق نشسته ماه را می‏بیند همچین می‏کند مثلا می‏خواهد ماه را بگیرد اصلا ذغال آتش را می‏خواهد بخورد هر چه مثلا هرچه... مثلا دسته گوشت کوب را بر می‏دارد بخورد اصلا نمی‏داند بابا دسته گوشت کوب توی دهانت نمی‏رود «لا تعملون شیئا» هیچی...) بعد «و جعل لکم سمع» به تو گوش داد «و الابصار و الافئدة» یک ذره یک ذره دستم بگرفت و پا به پا... حالا 4 تا کتاب خوانده شده لیسانس فوق لیسانس حجه الاسلام حالا می‏گوید آقا فلسفه این کار چیست بلد نیستم نه خیر، نه خیر ندارد ما تا یک چیزی را برایمان حل نشود تمکین نمی‏کنیم قبول نمی‏کنیم خوب پس همه مریض‏ها باید مرده باشند چون مریض‏ها بروند دکتر به دکتر بگویند آقا تا اسرار این نسخه را نفهمم نمی‏خورم خوب می‏گوید برو بمیر اگر طرف دکتر است هرچه گفت گوش بده اگر مریض‏ها بگویند تا اصل... چرا گفتی شربت را با قاشق بخور قاشق مرباخوری می‏خواهم با ملاقه بخورم چرا گفتی نمی‏دانم، دو ساعت به دو ساعت میخواهم دقیقه‏ای بخورم چرا گفتی این کپسول را 6 ساعت به 6 ساعت می‏خواهم دقیقه‏ای کبار بخورم می‏گوید بابا... چرا گفتی نماز صبح دو رکعت است چرا گفتی همچین چرا گفتی... بابا جان اگر طرف دکتراست بی چون و چرا تسلیم بشو مراجع تقلید ما وقتی می‏روند دکتر هرچه دکتر گفت گوش می‏دهند (مگر اینکه آدم بفهمد دکتر چرند می‏گوید یا طرف حالی اش نباشد. یکی از بزرگان خیلی مهم خیلی خیلی مریض شد و رفت خارج و یک عمل جراحی کرد و بعد از عمل جراحی دکتر یک دستورالعملی داد حالا آن بنده خدایی که رفته عمل جراحی کرده حدود 80 سال دارد 75 سال دارد از مهمین مملکت است بسیار آدم... اگر توی جمهوری اسلامی 30 تا آدم درجه یک باشد 20 تا باشد یکی اش این است دکتر آمد گفت آقا شما 6 ماه حق نداری شراب بخوری خوب به کی می‏گویی شراب نخور این از اولیا خداست خوب این یک دستورالعمل باید... آخر گاهی وقتها تشکرهای کپی، چی... کپی یایی هست کیلویی هست چی چی می‏گویند اسمش فتوکپی با هم می‏کنند یک اسمی هم دارد یادم رفت... کلیشه‏ای همانطور کیلویی کلیشه‏ای امضا می‏کند این هم یک کلیشه آورده بود بعد از عمل جراحی شما حق ندارید بعد گفته بودند نه شما تا سه ماه هم حق نداری برقصی! خوب بابا به کی می‏گویی؟ به کی می‏گویی این از اولیا خداست دستورالعمل‏های کلیشه‏ای... گاهی تو دستور... مثلا یک ورقه فرم پر می‏کنند که آقا شما مأمور هستید برو این فرم را پر کن هدف شما از این تصادف چیه؟ بابا توی تاریکی توی جاده خورده به یک گاو مرد. ماشین اش هم چپه شد حالا هدف چیه؟ هدف... خوردم به گاو هدف نمی‏خواهم دیگر! تاریکی بود ندیدیم دیگر... منتهی یک دستورالعمل‏های کلیشه‏ای هست می‏گویند برو پر کن دستورهای کلیشه‏ای تبریک‏های کلیشه‏ای نمره‏های کلیشه‏ای همینطور کلیشه‏ای... اصلا گاهی وقتها تقسیم بندی‏ها کلیشه‏ای است مثلا می‏گویند این روستا مال این شهر می‏گوییم بابا این روستا جاده‏اش مردمش سرمایه‏اش قالی بافی اش مزرعه... اصلا همه‏اش به این شهر می‏خورد می‏گوید ببین ما می‏خواهیم این روستا مال این شهر بشود که 80 هزارتا بشود که یک وکیل داشته باشد یعنی مثلا محور وکیل مجلس می‏گیرد بر اساس وکیل مجلس می‏گوید روستاها بیایید با هم... حساب نمی‏کند که این روستا گروه خونی اش به این منطقه نمی‏خورد نه به آن منطقه من خودم دیدم یک روستایی بود بندش کردند به یک شهر دیگر گفتیم آقا این هیچی اش به آن شهر نمی‏خورد گفت می‏خواهیم 80 هزار تا بشوند تا یک نماینده داشته باشند این مثلا تقسیمات کشوری گاهی اینطوری می‏شود مسابقه می‏گذارند حالا خیلی آدم از بس که چیز نامیزان می‏بیند عصبانی می‏شود بگذریم) حرف من تمام.در این جلسه چی گفتیم چی باعث می‏شود که انسان از مرز می‏رود بیرون عشق و محبت آدم را از عدالت بیرون می‏اندازد هماهنگی با دیگران انشعاب‌ها کینه‏ها القائات شیطان غرورها اکثریت منهای منطق و عقل و حق اینها عوامل انحراف از راه مستقیم است.
خدایا! ما را از همه ابزار انحراف از راه مستقیم دور بدار
ایمان کامل عقل قوی منطق بالا سعه صدر بصیرت هدایت به همه ما مرحمت و آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار نکن.
«والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته»

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اولین جلسه كارگروه اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران به همت مركز هم‌اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی با حضور جمعی از استادان دانشگاه‌های تهران در دفتر مركزی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مرکز هم‌اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی، اولین جلسه کارگروه تخصصی اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران، از کارگروه‌های تخصصی طرح طه، با حضور رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی و جمعی از استادان دانشگاه‌های تهران در محل دفتر مرکزی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها برگزار شد.

در این نشست مهندس مرتضی فاضلی، مدیر راهبرد علمی مرکز هم اندیشی استادان، توضیحاتی در خصوص طرح هم‌اندیشی استادان و چگونگی تشکیل کارگروه های تخصصی استادان ارائه کرد.

در ادامه این جلسه، دکتر علی فلاح رفیع، رئیس مرکز هم‌اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی به صورت اجمالی به معرفی مرکز هم‌اندیشی و همچنین طرح طه پرداخت. وی با اشاره به دو حوزه معرفت افزایی و تصمیم سازی استادان گفت: تشکیل این نوع کارگروه‌ها در راستای کمک به تصمیم سازی در مدیریت کلان کشور است.

دکتر کریم مقصودی، دبیر این جلسه، با اشاره به نامگذاری‌های هر سال به یک موضوع خاص گفت: بحث اصلاح الگوی مصرف مختص یک سال نیست، بلکه فلسفه آن آغاز یک حرکت گسترده به سمت اصلاح الگوی مصرف در زمینه‌های مختلف مخصوصاً در زمینه انرژی می‌باشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی در ادامه اصلاح الگوی مصرف را یک امر دوسویه هم از طرف دولت و هم از طرف افراد جامعه دانست و گفت: بیشترین هدر رفت تولیدات در دولت است. دولت باید سازوکاری تعیین کند که جلوی این هدر رفت را بگیرد و این باید نخستین گام باشد.

در ادامه دکتر سعید قاضی مغربی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد شهر ری با انتقاد از همپوشانی کم مدیران اجرائی و استادان دانشگاه خواستار رفع این نقص شد و افزود: در مسأله اصلاح الگوی مصرف باید احساس مسئولیت کرد و راهکارهایی را بر این امر یافت؛ چرا که فعالیت‌های گذشته‌ی ما اینقدر بی روح بوده است که به نتیجه دلخواه نرسیده‌ایم.

مهندس محمد حسین نیکزاد عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی ضمن انتقاد از ساختارهای حاکم بر مصرف گفت: اگر روندها و ساختارها را اصلاح نمائیم، می توانیم بر ساختار ذهنی افراد جامعه تأثیر بگذاریم.

دکتر منصور جدیدی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی نیز در ادامه جلسه با ارائه فهرستی اجمالی از کارهایی که در حوزه اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران تاکنون انجام شده آن را ناکافی دانست و خواستار اصلاح این روند شد.

دکترکامران مبینی که عضو هیئت علمی همین دانشگاه می‌باشد، با تأکید بر نقش آموزش در اصلاح الگوی مصرف افزود: این آموزش در سنین پائین و در دوره های آموزش دبستانی، می تواند تأثیرگذار باشد و نتایج بسیار خوبی را در بلندمدت به بار بیاورد.

 

 نگاشته شده توسط سعيد باقري در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  كتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو كم خوردن طبیعت شد كسی را
چو سختی پیش آید سهل گیرد
وگر تن پرورست اندر فراخی
چو تنگی بیند از سختی بمیرد
یا اینكه می گوید:
ای قناعت، توانگرم گردان
كه ورای تو هیچ نعمت نیست


سقراط : یك زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد...


ژاك دوال : اگر می خواهی بنده كسی نشوی ،بنده هیچ چیز مشو...

با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ

هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ

دکتر علی شریعتی
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود . دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.


گوته:كسی شایسته آزادی است كه هرروز بتواند به هوسهای خود چیره شود.

ویكتور هوگو:بدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد كه درصدد رفع آن برآئیم.


 نگاشته شده توسط سعيد باقري در جمعه 21 اسفند 1388  ساعت 12:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :68
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET