بعضی راه را تشخیص ندادهاند آن کسی که میانه روی میکند و راه را تشخیص نمیدهد آن اعتدال معنایش اینست بمعنای مصلحت گرایی هم نیست. اعتدال به معنای مصلحت گرایی نیست بعضیها که معتدلاند میخواهند همه را داشته باشند این هم معنای اعتدال نیست بمعنای سکوت، ضعف، سکوت برخواسته از ضعف هم نیست اعتدال بمعنای سکوت برخواسته از ضعف، میترسد خلاف را میبیند میترسد نانش قطع شود میترسد درجهاش را بگیرند میترسد فلانی ناراحت شود از ترس اش کوتاه میآید این نمیشود گفت بسیار آدم معتدلی است نه آقا میترسد بی عرضه آخر ما توی جامعه مان تا میگوییم فلانی آدم معتدلی است همه آنهایی هم که نمیفهمند همه آنهایی که بی عرضه هستند همه آنهایی هم که بی تفاوتند اعتدال به معنای بی تفاوتی نیست اعتدال بی تفاوتی نیست گاهی انسان باید غیرت داشته باشد نعره بکشد شیشه بشکند امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زد توی گوش خودش «فضربه علی خده» گاهی امیرالمومنین (علیه السلام) چنان توبیخ میکرد مخاطبین اش را یک جوری... نالههای حضرت علی (علیه السلام) توی نهج البلاغه هست چقدر حضرت علی (علیه السلام) میسوخت چون بحث را ببینندهها در آستانه شب نوزدهم گوش میدهند بد نیست... میسوخت امیرالمومنین (علیه السلام) از دست نامردهایی که... بعضی نامردهایی که دیگر توبیخهای حضرت علی (علیه السلام) را بگوییم.
راه مستقیم راه عدل و اعتدال راهی که نه در آن افراط هست نه تفریط نه تندروی نه کندروی حالا نمونهها. نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی و هتاکی بعضیها ساکت اصلا انگار مردهاند حدیث داریم کسی که عیبی را ببیند با قلبش با زبانش با دست و قدرتش باید جلوی فساد را بگیرد اگر از کنار عیب حرکت کرد نه زبانش چیزی گفت نه دست و پایش کاری کرد نه حتی قلبش تکان خورد که چرا این هست این «فهمومیت» منتهی «بین الاحیاء» مرده منتهی بین زندهها چون دو رقم مرده داریم مرده عمودی مرده افقی مردههای افقی همین هایی هستند که میروند سر قبرستان اینها را دفن میکنند اینها مرده افقی هستند مرده عمودی یعنی سیخکی توی مردم راه میرود اما هیچ خاصیتی ندارد «فهو میت بین الاحیاء» حدیث است اینکه میگویم حدیث است «میت» یعنی مرده است «بین الاحیاء» بین زندهها مرده است ولی بین زندهها تاب میخورد یعنی مرده، افقی است یا عمودی؟ عمودی است انسان باید نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی بعضیها توی مرداب سکوت هستند هرچه به او میگویی همینطور نگاه میکند سیب زمینی بی رگ و بی خاصیت البته بی خاصیت نیست بی رگ بعضی مرداب سکوت بعضی هم خیلی هرزه و هتاک همینطور زبانش را باز میکند هر چیزی به هر کسی بگوید میگوید بی در و پیکر جالب اینست بعضی حرفها اصلاح نمیشودها! مثلا فرض کنید یک مشکلی دارد، دارد فحش میدهد به این گروه به آن گروه خوب ببخشید آقا شما این حرفهایی که زدی مشکل هم حل شد؟ یا آخرت خودت را از بین بردی با این بیانهایی که تو کردی آبروی مسلمانی را ریختی یک مشکل حل نشد 2 قیامت خودت را هم تباه کردی..)
القاء شیطان، وسوسه انسان را از اعتدال خارج میکند قرآن میفرماید: که «و ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم» شیطان به ذهنها چیزی القاء میکند تا به جروبحث بکشاند شما را وسوسه، دو تا وحی داریم توی قرآنگاهی چیزهایی که به ذهن آدم میآید الهی است مثل «و اوحی الیام موسی» خدا به مادر موسی (علیه السلام) الهام کرد که این بچه شیرش بده توی صندوق بگذار بینداز توی رودخانه گاهی آدم یک چیزی به ذهنش میآید این جرقهها جرقههای الهی است گاهی یک جرقه هایی ذهنش میآید اینها شیطانی است حالا ما اگر یک چیزی به ذهن مان زد از کجا بفهمیم این چیزی که به ذهن مان زده خدایی است یا شیطانی؟
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید اگر آن چیزی که به ذهنت زد تو را به خیر و سعادت وسعه صدر وادار کرد الهی است روحت را بزرگ کرد الهی است اگر تو را به قفل شدن و عصبانیت... اگر تو را بست شیطان است اگر تو را باز کرد... چون شیطان وسوسه هایش آدم را میترساند ول کن برود گم شود این آدم نیست همهاش را میگوید نه پول نده فقیر می شوی همهاش به تو قفل میزند معلوم نیست راست بگوید دروغ میگوید کلک است اگر هی منفی بافی کرد این معلوم میشود جرقه جرقه... اگر تو را باز کرد «الشیطان یعدکم الفقر و یا مرکم بالفحشاء» اما اگر آن جرقه تو، تو را باز کرد چیزی نیست نه بابا انشاءالله... انشاءالله کمکش میکنیم انشاءالله خوب میشود میخواهد داماد شود بابا نان نداری بخوری حالا یک زن هم میگیری فردا هم دوسه تا بچه توی خیابان یک گدا راه بیفتد؟ نان ات نبود آب ات نبود هی میآید جلوی ازدواج را میگیرد تو با این مغزت میخواهی این کار را بکنی تو با این پولت یک همچین تصمیمی داری تو کجا آن کجا اگر هی قفل زد بر پیشرفت کار به فکرت به زبانت نگو میترسی ناراحت خواهند شد نمیخواهد بگویی نگو نشنو نرو خرج نکن ازدواج نکن درس نخوان تو نمیفهمی نمیشود اگر هی بار منفی داشت شیطان است اگر بار مثبت داشت الهی است خوب وسوسه یکی... مسئله دیگر گناه فساد و تجاوز آدم را به... از خط مستقیم دور میکند و لذا هی گفتهاند توبه کن ببینید یک قایقی که توی کشتی میرود اگر آب ریخت توی قایق فوری آن کسی که نشسته توی قایق باید یک سطلی بردارد هی آبها را بیرون میریزد اگر آبها را بیرون نریزد هی بیشتر آب میآید تا آدم گناه کرد استغفرالله ربی هر استغفرالله که میگویی یک سطل آب میریزی بیرون میگویند توی نماز شب 300 مرتبه بگو: «العفو، العفو، العفو، العفو، العفو» یعنی 300 تا سطل از آبها خالی کن اینکه میگویند حضرت روزی 70 بار «استغفرالله ربی و اتوب الیه» میگفت استغفار و العفو یعنی آبها را بریز بیرون اگر گناه کردی...
گاهی انسان دلیل اینکه افراطی میشود غرور او را میگیرد ما آیاتی داریم که میگوید بابا اصلا میدانی آیاتی داریم قرآن میگوید خیلی باد نکن غرور تو را نگیرد یکی از عوامل غرو... چی...فرو... این غرور است قرآن برای اینکه جلوی غرور را بگیرد میگوید میدانی «لم یکن شیئا» توی هیچی بودی هیچی یک آیه دیگری داریم میگوید «لم یکن شیئا مذکورا» بعدا که یک چیزی شدی چیز قابل ذکری... اول میگوید هیچی هیچی هیچ بعد میگوید خوب حالا هم که آمدهای چی چی بودی قابل ذکر کم کم بعد میگوید که «من ما مهین» یک آب پستی بودی بعد میگوید نطفه بعد میگوید علقه بعد میگوید مضغه بعد میگوید تازه وقتی به دنیا آمدی هیچی بلد نبودی «اخرجکم من بطون امهاتکم» عربی هایی که میخوانم آیه قرآن است از شکم مادر شما را بیرون... «لاتعملون شیئا» هیچی بلد نبودید (حتی فاصله ما در تاریخ یک کره خر تا حالا از پشت بام نیفتاده ولی چقدر تا حالا بچه آدم افتاده یعنی بچه حیوان فاصله را میفهمد اما بچه انسان فاصله را نمیفهمد گاهی توی قنداق نشسته ماه را میبیند همچین میکند مثلا میخواهد ماه را بگیرد اصلا ذغال آتش را میخواهد بخورد هر چه مثلا هرچه... مثلا دسته گوشت کوب را بر میدارد بخورد اصلا نمیداند بابا دسته گوشت کوب توی دهانت نمیرود «لا تعملون شیئا» هیچی...) بعد «و جعل لکم سمع» به تو گوش داد «و الابصار و الافئدة» یک ذره یک ذره دستم بگرفت و پا به پا... حالا 4 تا کتاب خوانده شده لیسانس فوق لیسانس حجه الاسلام حالا میگوید آقا فلسفه این کار چیست بلد نیستم نه خیر، نه خیر ندارد ما تا یک چیزی را برایمان حل نشود تمکین نمیکنیم قبول نمیکنیم خوب پس همه مریضها باید مرده باشند چون مریضها بروند دکتر به دکتر بگویند آقا تا اسرار این نسخه را نفهمم نمیخورم خوب میگوید برو بمیر اگر طرف دکتر است هرچه گفت گوش بده اگر مریضها بگویند تا اصل... چرا گفتی شربت را با قاشق بخور قاشق مرباخوری میخواهم با ملاقه بخورم چرا گفتی نمیدانم، دو ساعت به دو ساعت میخواهم دقیقهای بخورم چرا گفتی این کپسول را 6 ساعت به 6 ساعت میخواهم دقیقهای کبار بخورم میگوید بابا... چرا گفتی نماز صبح دو رکعت است چرا گفتی همچین چرا گفتی... بابا جان اگر طرف دکتراست بی چون و چرا تسلیم بشو مراجع تقلید ما وقتی میروند دکتر هرچه دکتر گفت گوش میدهند (مگر اینکه آدم بفهمد دکتر چرند میگوید یا طرف حالی اش نباشد. یکی از بزرگان خیلی مهم خیلی خیلی مریض شد و رفت خارج و یک عمل جراحی کرد و بعد از عمل جراحی دکتر یک دستورالعملی داد حالا آن بنده خدایی که رفته عمل جراحی کرده حدود 80 سال دارد 75 سال دارد از مهمین مملکت است بسیار آدم... اگر توی جمهوری اسلامی 30 تا آدم درجه یک باشد 20 تا باشد یکی اش این است دکتر آمد گفت آقا شما 6 ماه حق نداری شراب بخوری خوب به کی میگویی شراب نخور این از اولیا خداست خوب این یک دستورالعمل باید... آخر گاهی وقتها تشکرهای کپی، چی... کپی یایی هست کیلویی هست چی چی میگویند اسمش فتوکپی با هم میکنند یک اسمی هم دارد یادم رفت... کلیشهای همانطور کیلویی کلیشهای امضا میکند این هم یک کلیشه آورده بود بعد از عمل جراحی شما حق ندارید بعد گفته بودند نه شما تا سه ماه هم حق نداری برقصی! خوب بابا به کی میگویی؟ به کی میگویی این از اولیا خداست دستورالعملهای کلیشهای... گاهی تو دستور... مثلا یک ورقه فرم پر میکنند که آقا شما مأمور هستید برو این فرم را پر کن هدف شما از این تصادف چیه؟ بابا توی تاریکی توی جاده خورده به یک گاو مرد. ماشین اش هم چپه شد حالا هدف چیه؟ هدف... خوردم به گاو هدف نمیخواهم دیگر! تاریکی بود ندیدیم دیگر... منتهی یک دستورالعملهای کلیشهای هست میگویند برو پر کن دستورهای کلیشهای تبریکهای کلیشهای نمرههای کلیشهای همینطور کلیشهای... اصلا گاهی وقتها تقسیم بندیها کلیشهای است مثلا میگویند این روستا مال این شهر میگوییم بابا این روستا جادهاش مردمش سرمایهاش قالی بافی اش مزرعه... اصلا همهاش به این شهر میخورد میگوید ببین ما میخواهیم این روستا مال این شهر بشود که 80 هزارتا بشود که یک وکیل داشته باشد یعنی مثلا محور وکیل مجلس میگیرد بر اساس وکیل مجلس میگوید روستاها بیایید با هم... حساب نمیکند که این روستا گروه خونی اش به این منطقه نمیخورد نه به آن منطقه من خودم دیدم یک روستایی بود بندش کردند به یک شهر دیگر گفتیم آقا این هیچی اش به آن شهر نمیخورد گفت میخواهیم 80 هزار تا بشوند تا یک نماینده داشته باشند این مثلا تقسیمات کشوری گاهی اینطوری میشود مسابقه میگذارند حالا خیلی آدم از بس که چیز نامیزان میبیند عصبانی میشود بگذریم) حرف من تمام.در این جلسه چی گفتیم چی باعث میشود که انسان از مرز میرود بیرون عشق و محبت آدم را از عدالت بیرون میاندازد هماهنگی با دیگران انشعابها کینهها القائات شیطان غرورها اکثریت منهای منطق و عقل و حق اینها عوامل انحراف از راه مستقیم است.
خدایا! ما را از همه ابزار انحراف از راه مستقیم دور بدار
ایمان کامل عقل قوی منطق بالا سعه صدر بصیرت هدایت به همه ما مرحمت و آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار نکن.
«والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته»
اولین جلسه كارگروه اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران به همت مركز هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی با حضور جمعی از استادان دانشگاههای تهران در دفتر مركزی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مرکز هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی، اولین جلسه کارگروه تخصصی اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران، از کارگروههای تخصصی طرح طه، با حضور رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی و جمعی از استادان دانشگاههای تهران در محل دفتر مرکزی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها برگزار شد.
در این نشست مهندس مرتضی فاضلی، مدیر راهبرد علمی مرکز هم اندیشی استادان، توضیحاتی در خصوص طرح هماندیشی استادان و چگونگی تشکیل کارگروه های تخصصی استادان ارائه کرد.
در ادامه این جلسه، دکتر علی فلاح رفیع، رئیس مرکز هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی به صورت اجمالی به معرفی مرکز هماندیشی و همچنین طرح طه پرداخت. وی با اشاره به دو حوزه معرفت افزایی و تصمیم سازی استادان گفت: تشکیل این نوع کارگروهها در راستای کمک به تصمیم سازی در مدیریت کلان کشور است.
دکتر کریم مقصودی، دبیر این جلسه، با اشاره به نامگذاریهای هر سال به یک موضوع خاص گفت: بحث اصلاح الگوی مصرف مختص یک سال نیست، بلکه فلسفه آن آغاز یک حرکت گسترده به سمت اصلاح الگوی مصرف در زمینههای مختلف مخصوصاً در زمینه انرژی میباشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی در ادامه اصلاح الگوی مصرف را یک امر دوسویه هم از طرف دولت و هم از طرف افراد جامعه دانست و گفت: بیشترین هدر رفت تولیدات در دولت است. دولت باید سازوکاری تعیین کند که جلوی این هدر رفت را بگیرد و این باید نخستین گام باشد.
در ادامه دکتر سعید قاضی مغربی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد شهر ری با انتقاد از همپوشانی کم مدیران اجرائی و استادان دانشگاه خواستار رفع این نقص شد و افزود: در مسأله اصلاح الگوی مصرف باید احساس مسئولیت کرد و راهکارهایی را بر این امر یافت؛ چرا که فعالیتهای گذشتهی ما اینقدر بی روح بوده است که به نتیجه دلخواه نرسیدهایم.
مهندس محمد حسین نیکزاد عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی ضمن انتقاد از ساختارهای حاکم بر مصرف گفت: اگر روندها و ساختارها را اصلاح نمائیم، می توانیم بر ساختار ذهنی افراد جامعه تأثیر بگذاریم.
دکتر منصور جدیدی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجائی نیز در ادامه جلسه با ارائه فهرستی اجمالی از کارهایی که در حوزه اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایران تاکنون انجام شده آن را ناکافی دانست و خواستار اصلاح این روند شد.
دکترکامران مبینی که عضو هیئت علمی همین دانشگاه میباشد، با تأکید بر نقش آموزش در اصلاح الگوی مصرف افزود: این آموزش در سنین پائین و در دوره های آموزش دبستانی، می تواند تأثیرگذار باشد و نتایج بسیار خوبی را در بلندمدت به بار بیاورد.
كتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو كم خوردن طبیعت شد كسی را
چو سختی پیش آید سهل گیرد
وگر تن پرورست اندر فراخی
چو تنگی بیند از سختی بمیرد
یا اینكه می گوید:
ای قناعت، توانگرم گردان
كه ورای تو هیچ نعمت نیست
سقراط : یك زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد...
ژاك دوال : اگر می خواهی بنده كسی نشوی ،بنده هیچ چیز مشو...
با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ
هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
دکتر علی شریعتی
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود . دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
گوته:كسی شایسته آزادی است كه هرروز بتواند به هوسهای خود چیره شود.
ویكتور هوگو:بدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد كه درصدد رفع آن برآئیم.

