به پسرتان اجازه ميدهيد تا از اتومبيلتان استفاده كند و با دوستهايش به گردش برود. يك روز وقتي از محل كارتان به خانه برميگرديد، همسرتان ميگويد كه اتومبيلتان از وسط نصف شده است. شما كه اين پولها برايتان چيز مهمي نيست، دستي روي سر فرزندتان ميكشيد و از او ميخواهيد تا سعي كند زودتر گواهينامه بگيرد.
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 10:19 AM - روز پنج شنبه 8 بهمن 1388 |