تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار موفقیت در زندگی افراد ، ایجاب می كند كه این ابزار به عنوان شاخه های علمی، اجتماعی ، فرهنگی و ارتباطی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و با نگاهی علمی ، هنری و كارشناسانهترو تخصصی مورد استفاده قرار گیرد تا موفقیت و اهداف را به دنبال داشته باشد.آنقدر تاثیر تبلیغات مهم ارزیابی شده است که می توان گفت نقش تبليغات در دنياي امروز، نقشي بيبديل و منحصر به فرد است.تبلیغات فقط در دنیای امروز مطرح نمی باشد،بلکه در قرون گذشته نيز يكي از عاملهای استواری مكتبها و مذهبها بوده است. در این گفتار سعی بر آن است ضمن ارزیابی ضرورت وجود تبلیغات در اقتصاد مدرن و تبیین این موضوع به صورت جزیی و آسیب شناسی مختصر آن در ایران،به استفاده از تبلیغات در این دهکده جهانی جهت غلبه بر گفتمان جهانی پرداخته و به نوعی مشخص کنیم که غلبه بر فرهنگ جهانی با اقتصاد جهانی در پرتو استفاده بهینه و علمی از تبلیغات میسر است.برای سرآغاز، ارتباط را مي توان جرياني دانست كه درطي آن دو فقره يا تعداد بيشتري به تبادل افكار ، احساسات و عقايد مي پردازند. شركتها از طريق به كاربردن پيامهايي تلاش دارند رفتار ديگران را به روشی تغيير دهند يا در آنها نفوذ كنند و از اين راه موجب تحقق هدفهای سازماني شوند.شركتها با فرآيند ارتباطات مي خواهند بر محيط خود اثر بگذارند . ارتباطات در دنياي شلوغ امروزي ، مديريت فرآيند خريد مشتري در بلند مدت است.برهمين اساس بازاريابان به مرحله پيش از خريد ، زمان خريد و پس از مصرف توجه مي كنند.چون مشتريان متفاوت هستند ، بنابراين ارتباطات اثربخش در بخشهاي مختلف بازار متفاوت است . بنگاههاي اقتصادي موفق با بررسي ابزارهاي مختلف ارتباطي در جهت دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده تلاش مي كنند.تبليغات يكي از اجزاي پنجگانه ابزارهاي ترويج است كه به همراه پيشبرد فروش ، روابط عمومي ، فروش شخصي و بازاريابي مستقيم ، در برقراري ارتباط با مخاطبان هدف به كارگرفته ميشود . علاوه بر ابزارهاي پنجگانه ترويج ، ساير اجزاي آميزه بازاريابي نيز در ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان موثرند . دربين ابزارهاي مختلف ارتباطي كه نشان داده شده اند ، نقش تبليغات در بازار ايران به ویژه در بازارهاي مصرف دارای اهميت است . ضروری است كه در ادامه بحث تعریفی از تبلیغات و ابعاد آن داشته باشیم. "دان" و"استون " د ركتاب " نقش تبلیغات بازرگانی در بازار یابی مدرن "تعریفی برا ی تبلیغات ارائه میدهند كه میتوان آن را از دیدگاهی نظام مند چنین مطرح كرد.
تبلیغات ، عبارت از برون داده ( Putout) سازمان به صورت ارتباط غیر شخصی (non-personal) و پرداختی ( Paid) از طریق رسانههای مختلف به منظور آگاه سازی (inform) و یا اقناع (Persuade) بخشی از مخاطبان تشكیل دهنده عامه، به عنوان محیط سازمان.تبليغ معرفي كالا يا خدمات به وسيله شيوه هاي غير شخصي به مسئوليت فرد يا سازمان است. تبليغ راهي مناسب براي آگاه كردن مردم و تشويق آنان به خريد كالا يا خدمتي است كه نياز و خواست ايشان را برطرف كند . سازمانهاي تجاري و شركتهاي بازرگاني ، سازمانهاي غيرانتفاعي ، نهادهاي اجتماعي و حرفه اي و حتي اشخاص سياسي ، همه براي اعلام موجوديت خود وآگاهي مردم از تبليغ استفاده مي كنند. تبليغات نيرومندترين ابزار آگاهي بخش در شناساندن يك شركت ، كالا ، خدمت يا انديشه و ديدگاه است . تبليغات هنگامي به خوبي كارساز است كه محدود به بازار هدف باشد.پس نخستین گام در تبليغات ، بررسي و شناسايي دقيق مخاطبان هدف از جنبه هاي مختلف فرهنگي ، اقتصادي ، جمعيت شناسي و ... است . بايد پذيرفت كه هر فعاليتي در بازاريابي رقابتي از جمله تبليغات مي بايست با تحقيقات بازاريابي رقابتي از جمله تبليغات مي بايست با تحقيقات بازاريابي شروع شود.به همين دليل است كه تحقيقات و پژوهش را به عنوان نخستین گام در فرمول گامهاي بنيادين فرآيند بازاريابي قرار داده اند که متاسفانه در کشور ما اهمیت چندانی به آن داده نمی شود.دهههاي اخير بستر تحولات عميقي در اقتصاد جهاني بوده است و تحولاتي كه نمود آن دراقتصادهاي ملي و منطقهاي بيش از پيش به چشم ميخورد. امروز در دوراني به سر ميبريم كه در آناقتصاد ملي و منطقهاي نيز معنايي نمييابد. حلقه رقابت در عرصه تجارت هر روز تنگتر و پيچيدهترميشود و خلق مزيتها و توليد و فروش كالا محور فعاليتهاي اقتصادي قرار ميگيرد. بدون ترديد آيندهاز آن كساني خواهد بود كه با درايت و تدبير و به كارگيري مناسبترين روشها و ابزار، گوي سبقت را ازرقيبان بي شمار و قدرتمند بربايند. ما نيز اگر بخواهيم بمانيم راهي جز تجهيز و تربيت همه عاملها مؤثردر عرصههاي توليد و فروش نداريم.راهي بي بازگشت را پيش رو داريم. راهي كه شايد با تبيين محورهاي اصلي بتوانيم شناخت كاملاز آن داشته باشيم. اين محورها عبارتند از:
محور نخست: ايجاد بينش (attitude) و درك صحيح از مفهوم تبليغات (advertising) و قايلشــدن به تفـاوتهاي اسـاسي بيـن ايـن اصطلاح بـا بــاور ســـــازي (propagand) و روابط عمــــومـــي(Public relations) و نهادينه كردن فرهنگ تبليغات به عنوان صنعتي كه باور توليد ميكند. محور دوم: افزايش سطح دانش عمومي (knowledge) در زمينه تبليغات با بهرهگيري ازسيستمهاي آموزشي مدرن و به روز از يك سو و تعريف ساختار يك نظام آموزشي براي پرورش نيروهايمتخصص، مجهز به دانش روز ساماندهي افكار عمومي.محور سوم: تعريف يك نظام اجرايي براي شفاف سازي شيوههاي اجرايي و شناسايي گروههايحرفهاي و تعيين پارامترهاي مشخص براي جداسازی آنان با گروههاي غير حرفهاي فعال در عرصههايتبليغاتي. در این رابطه ، هدف و وظیفه تبلیغات افزایش بزرگ " بازاریابی و بازار افزایی" است و هر گونه بی توجهی و بهره برداری صحیح نکردن از این ابزار، نه تنها موفق نشدن را در پی داشته، بلكه موجبات عقب ماندن از رقابت ها و سبقتهای بازار یابی کالا و خدمات ودر نهایت شكست و ورشكستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. از مسائل مهم تبلیغات، نوباوري است که مبناي هر گونه نوآوري و نوآفريني است و خود از اساسيترين عوامل موفقيت در بازاررقابت آينده به شمار ميرود. نوباوري يعني اعتقاد و احترام واقعي به تازگي، تحول، ابتكار، خلاقيت وابداع و با ارزش دانستن و ارج گذاشتن براي هر گونه كوشش و پويش در راه زايش ايدهها و فكرها وآفرينش تازههاست.آينده متعلق به نوآوران و نوآفرينان است. زيرا هر اندازه رقابت بيشتر ميشود و تكنولوژيپيشرفت ميكند و اقتصاد به سوي جهاني شدن حركت ميكند، انتظارات و ترجيحات مخاطبان دگرگونميشود و ديگر نميتوان "با آن چه موجود است" شانسي براي "آن چه مطلوب است" يافت. آينده از تكرارها ميگريزد و با كهنگيها ميستيزد. يكنواختي را از انديشه و عمل ميزدايد و باشور و نشاط در به روي تازگي، تنوع و تمايز ميگشايد. آينده از آن كساني است كه با نوآوري، نوآفريني،هم افزايي و هم سويي حركت ميكنند. زيرا هر اندازه دامنه رقابت بيشتر باشد قدرت فردي عمل كردنكمتر ميشود و نياز به همكاري و همبستگي افزايش مييابد.تبليغات داراي ارزشهاي فرهنگي است و مبناي فرهنگ تبليغات ارتباط با انسانها و احترام بهآنهاست. دنياي آينده دنياي رقابت، سبقت و سرعت است كه سستي، ايستايي، كهنگي و كهنه گرايي رامردود ميسازد و مخاطب باوري را محور فعاليت قرار ميدهد و شناخت واقع بينانه را مبناي هرگونهسازندگي و بالندگي ميداند. فعاليت در عرصه تبليغات در جامعه امروز ما نيازمند دانش بيشتر، بينش عميقتر و وسيعتر وآشنايي با روشهاي متفاوت و برتر است. تبليغات در آغازين سالهاي هزاره سوم در جامعه ما نيازمندافرادي است كه حرفهاي بينديشند، ببينند، بگويند، عمل كنند و رشد كند تا نيازهاي امروز جامعه رابرآورده سازند و جامعه را در مسير رشد و بالندگي و توسعه قرار دهند.صنعت تبليغات با همه پیشینههایی كه در كشور ما دارد هنوز هم جوان و هم غير علمي است. اينواقعيت نبايد كسي را بر آشفته كند كه تبليغات در كشور ما در حد ساير فنون و هنرهاي رسانهاي ما(نسبت به جهان رسانهها) است. تبليغات در جهان امروز و در عصر انفجار اطلاعات، در بده بستانهای اقتصادي و فرهنگي از جايگاهعلمي - تخصصي و در ابعادي وسيعتر، هنري برخوردار است. فرد فعال در عرصه تبليغات با بهرهگيري ازعلوم مختلف از جمله روانشناسي، جامعهشناسي و نيز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان،ميتواند در عرصه رقابتها، بهترين و كارآمدترين شيوهها را به كار گيرد.با تمام توجهي كه دنياي پيشرفته به اين امر نشان ميدهد و درصد بالايي از هزينهها را به امرتبليغات اختصاص ميدهد، در كشور ما با وجود نياز حياتي به توسعه اقتصادي، اين امر ناشناخته و موردبي مهري قرار گرفته است. واقعيت اين است كه در كشور ما روابط عمومي وتبلیغات در جايگاه مناسبي قرار نگرفته است. البته نسبت به چند سال گذشته از وضعيت مناسب تري برخوردار شده است، هرچند رضايت بخش نيست. روابط عمومي هنوز از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست چون هنوز بعضي از مديران ما روابط عمومي وتبلیغات را نپذيرفته اند و به آن اعتقاد ندارند. افراد غيرمتخصصي در روابط عمومي سازمان ها مشغول شده اند، اين در حاليست كه وقتي متخصص در روابط عمومي قرار نگيرد روابط عمومي كه در مديريت بسيار اثر گذار است، سازمان در حالت كما قرار مي گيرد و نمي تواند روند مثبت و رو به جلويي داشته باشد. روابط عمومي بايد مديريت سازمان را مديريت كند. روابط عمومي وتبلیغات پل ارتباطي بين سازمان و مخاطبان است. نيازهاي مخاطبان را شناسايي مي كند و به مديريت سازمان اطلاع مي دهد تا مديريت بر مبناي اين نيازها سياست گذاري كند و محصولات مورد نياز مردم را عرضه كند. روابط عمومي كه با اين اطلاعات مدير سازمان را مديريت كند، رضايت بخش خواهد بود.نکته ی مهم در مورد بازاریابی و تبلیغات توجه به این مسئله اساسی است که تبلیغات وبازاريابي در فضاي رقابت رشد و نمو مي كند و در فضاي غيررقابتي و انحصار، منزوي مي شود. بعد از انقلاب اسلامي شرايطي در كشور حاكم بود كه اقتصاد ما دولتي، بسته و درون گرا و در جهت از خصوصي به دولتي شدن بود. در اين فضا، با شروع جنگ تحميلي، پديده هاي ديگري صورت گرفت كه بازاريابي رنگ پريده شد. در نتيجه بازاريابي يك دوران خاموشي را سپري كرد. نه تنها هيچ حركت علمي وجود نداشت، بلكه آموزش در اين زمينه هم بي معني بود. بعد از مدتي بازاريابي در ايران به شكل بازاريابي سنتي انجام شد. كمي گذشت و در اين زمان مجبور بوديم بحث رقابت در بازاريابي را بپذيريم، اما هنوز بازاريابي ايران رقابتي نيست. بازاريابي حركت خود را آغاز كرده است و در حال حاضر دوران گذار را طي مي كند. در اين دوران، بايد مراقب باشيم هيجانات را كنار بزنيم تا افراد غيرحرفه اي در اين شرايط نتوانند پرواز كنند و مسير بازاريابي را در مسير علمي و حرفه اي هدايت كنيم. مشاور مدير عامل، جايگاه اصلي روابط عمومي است. قايم مقام مدير عامل نيز جايگاه اصلي بازاريابي است. بازاريابي، تبليغات و روابط عمومي مانند اعضاي بدن بايد با هم هماهنگ و به طور منسجم كار كنند. چون در آستانه ورود به دنياي تبليغات هستيم همه بنگاه ها نياز به تبليغ را احساس كرده اند. آهسته آهسته بسياري از بنگاه ها لزوم اطلاع رساني را درك كرده اند كه اين موضوع به جايگاه اصلي تبليغات منجر ميشود.رمز موفقيت در فعاليتهاي تبليغاتي بستگي به درك و اجراي آن در محيطهاي مختلف متناسب با ويژگيها - خصوصيات مخاطبان و شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و رقابتي حاكم بر جامعه دارد و در عين حال براي انجام تبليغات مؤثر و اثربخش در هر جامعه و آگاهي از شيوههاي متناسب، بايد مطالعهها و پژوهشها لازم صورت گيرد و از نتايج اين مطالعات در تدوين و اجراي برنامههاي تبليغاتي بهره گرفته شود.فرآيند طراحي برنامههاي مؤثر تبليغات در طراحي برنامه تبليغات، مديران بازاريابي اغلب كارشان را با شناسايي بازار، هدف و انگيزههاي خريدار شروع كنند. سپس آنان پنج تصميم اساسي معروف به(5M) معروف را به شرح زير به انجام رسانند:
1 – هدفهای تبليغات چيست؟Mission) ) 2 – چقدر هزينه صرف ميشود؟Money) )3 – چه پيامي بايد ارسال شود؟Message) )4 – چه رسانهاي بايد مورد استفاده قرار گيرد؟Media) )
5 – نتايج چگونه ارزيابي ميشوند؟Measurement) ) در مورد مزايا و معايب، نقش مثبت و منفي تبليغات در اقتصاد، از ديدگاههاي مختلف بحثهاي زيادي شده نظريات گوناگوني ابراز شده است. ممكن است استفاده از آگهيهاي در راه خدمت به جامعه بكار افتد و يا اينكه از نظر جامعه زيان بخش باشد و از آنجا كه هدف اصلي دولتها حمايت از منابع ملي و اجتماعي است در بيشتر كشورها چه از طرف دولت و چه از طرف مؤسسات آگهي قوانين و مقرراتي در اين مورد به تصويب رسيده كه اجرای آن گریز ناپذیر ميباشد. در اصل اگر هدف تبليغات جز جلب توجه ديدگاههاي عمومي و نفوذ در مردم باشد به ناچار اين صنعت نميتواند در ميان تودهاي از اجتماع بدون انتقاد راه خويش را در پيش گيرد و يا بدون تشويق و دلگرمي به كار خود ادامه دهد كه اصل اين انتقادات بر سيستم اجتماعي و اقتصادي جامعه است نه نهاد تبليغات. " آلفرد مارشال " دانشمند علم اقتصاد در كتاب خود به نام " صنعت و تجارت " اشاره نموده است كه تبليغات دو نمونه اعمال ميشود يكي " سازنده " كه جنبه اطلاعاتي دارد و اطلاعات لازم را در مورد وجود و محل فروش كالا در اختيار مصرف كنندگان قرار ميدهد و در حد خود نيز مفيد ميباشد و ديگري تبليغات " ستيزگر " كه جنبه از ميدان بيرون كردن رقبا را دارد و بطور زيان بخش است .متاسفانه ما به تبليغات فقط به عنوان ابزار فروش نگاه مي كنيم، ولي از لحاظ علمي تبليغات فقط براي فروش نيست. نكته ديگر اين است كه تبليغات در كشور به شدت از ضعف آموزشي رنج مي برد. سامانه ارتباطات بازرگاني هم در كشور ما ضعيف است.در دنیایی که سخن از دهکده جهانی است و بحث پیوستن کشورها به WTO داغ است،سخن از تبلیغات و استفاده از روشهای علمی و گسترده آن چه در بعد داخلی و چه در بعد بین المللی علاوه بر تصاحب بازارها و در نوردیدن مرزهای جغرافیایی برای فروش کالا ،مسئله ای مهمتر و اساسی تر در قالب بحث فرهنگ رسانه ای و تبلیغاتی مطرح است.بدین مفهوم که ایران با استفاده موثر و مفید از ابزار هدفمند تبلیغات در عرصه ی اقتصاد نه تنها می تواند به توسعه ی صادرات و افزایش تولید ناخالص داخلی بیانجامد ،بلکه مهمتر از آن با صادرات کالای خود می تواند به نوعی فرهنگ خود را به کشور دیگر صادر کرده وارزش های ایرانی و اسلامی خود را جهانی کند.مبحثی که در فرهنگ رسانه ای و تبلیغاتی می تواند مطرح باشد،انتقال فرهنگ ،نوع مصرف و حتی سبک زندگی در کشور های دیگر است که با روش های دقیق و کارشناسی شده ی علمی ممکن است و دور بودن ازاین موارد و عدم استفاده صحیح از آن می تواند به معنای پذیرش کالا ،فرهنگ و ارزشهای کشورهای دیگر باشد.وقتی به عنوان نمونه یک پوشش خاص با تبلیغات گسترده و بیشتر کششدار خود ،مرزها را پشت سر گذاشته و به فرهنگ های دیگر رسوخ ونفوذ می کند،باید پذیرفت که فرهنگ کشور دیگر ،نیز،لابلای کالاهای گوناگون وارد حوزه ی مدیریتی و زندگی ما شود وچنانچه نتوانیم از یک طرف اقتصاد خود را شکوفا کرده و از طرف دیگر نتوانیم از ابزار تبلیغات با روش های علمی و نوین به به روش نیکو استفاده کنیم ،باید منتظر تباهی خود و غرق شدن در فرهنگ های جهانی باشیم. که این موضوع زنگ خطر بزرگی برای بیدار شدن ما واستفاده از ابزارهای دنیای نو(مدرن) جهت غلبه بر دنیای نو (مدرن) می باشد.
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (3) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 8:01 AM - روز چهارشنبه 10 فروردین 1390 |
عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد:
الف- آشنایی مخاطب با کالا
ب – ایجاد تصور خاص مثبت در او نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن. برای بدست آوردن و انجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحقیقات بدست آورد. اطلاعات درباره این که:
- چه باید گفت (محتوای پیام)
- چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)
- اثر چه بوده است (تأثیر تبلیغ)
ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحمیل عقیده خود. به قول ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت: بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست. سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تأثیر پیام گفته است: اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم، حرف بزنی.
این نکته را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر، علم و صنعت است.
دکتر علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید: تبلیغ شامل پیام های دیداری، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت، یک فکر و … علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه آن، افکار و تمایلات مردم را تحت تأثیر قرار داده، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید.
فروش فوری و رضایتبخش تولیدات اولین هدف تبلیغات است. بنابراین آگهی باید گویا باشد. برای این که جلب توجه نماید. عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد. مخصوصاً باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تأثیر قرار دهد. در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود. آگهی ها باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجاد حیثیت و شهرت کند. ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف “فورچون” چاپ کرد و بعدها همان کتاب “آیا کسی گوش می دهد؟” را منتشر نمود می گوید: هیچ مؤسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند. جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که مؤسسه با طبقات مردمی که با آن سروکار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد. زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است. در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد.
تبلیغات بازرگانی باید به عامل رونق تجارت و صنعت، ارتقاء کیفی تولید و کاهش قیمت قلمداد شود اما به نظر متخصصان علوم اجتماعی نیز به نوعی شستشوی مغزی قلمداد می شود. تبلیغات در بسیاری مواقع عادت به مصرف برخی از کالاهای غیرضروری را دامن زاده و باعث از خود بیگانگی افراد می گردند. از آثار زیانبار دیگر تبلیغات و تهاجم تبلیغاتی دگرگون ساختن الگوی مصرف جامعه است. تبلیغات مصرف گرایی و مصرف مازاد بر احتیاج را دامن می زند که نتیجه آن از دست رفتن امکان پس انداز و عدم آینده نگری است. نتایج دیگر آن چشم و همچشمی، فخر فروشی، سطحی نگری و جایگزین کردن معیارهای مادی به جای معیارهای اخلاقی و معنوی است و شکاف بیش از پیش طبقات و تمایزات اجتماعی و طبقاتی را به دنبال دارد. از دیدگاه انتقادی باید گفت، تبلیغات فعالیتی است که در آن بازاری ایجاد می کند تا به هر طریقی که ممکن باشد مردم را فریب دهند یا مصرف گرایی را ترویج کنند. هزینه لازم برای تبلیغات از یک سو قیمت تمام شده کالا را افزایش می دهد و از سوی دیگر منجر به افزایش کمیت تولید و در نتیجه کاهش هزینه تولید می گردد و نیز ایجاد رقابت ممکن است منجر به افزایش کیفیت گردد. تبلیغات شرکت های فراملیتی در کشورهای در حال توسعه به زیان این کشورهاست. به عنوان نمونه به دلیل وجود نداشتن یا ناکار آمد بودن مقررات و محدودیت های تبلیغات در کشورهای در حال توسعه باعث گردد که در این کشورها تمایل به مصرف کالاهای غیرضروری افزایش یابد، صنایع داخلی آنها لطمه بیند و الگوی مصرف آنها به نحو غیراصولی مشابه الگوی کشورهای مرفه گردد.
اطلاع رسانی می تواند اصلی ترین اهداف تبلیغات باشد. تبلیغات عموم مردم را مطلع می سازد تا به عنوان مثال بطور صحیح رانندگی کنند و قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نمایند. در مصرف آب و برق صرفه جویی نمایند. در حفظ و حراست از محیط زیست بکوشند. در جهت کاهش آلودگی هوا قدم بردارند و به جای مراجعه حضوری به ادارات از پست وسایل ارتباطی دیگر استفاده نمایند. همچنین تبلیغات می تواند در خدمت توسعه توریسم و جهانگردی، تشویق به صادرات، بازارگشایی و پاسخ به نیازهای مصرفی منطقی، حفظ و تداوم حیات تولید کنندگان کشور باشد. تبلیغات همچنین به فرهنگ تعلیم و تربیت، ثبات تولید، استاندارد کردن محصول جلوگیری از نوسان قیمت ها، توسعه تکنولوژی، پیشرفت سطح زندگی، تولید انبوه و مصرف انبوه کمک می کند. تبلیغات ممکن است برای مصرف کننده وسایلی فراهم آورد که در وقت و انرژی خود، در رفع نیازمندیهایش صرفه جویی کند. آزادی انتخاب و اختیار او را آسانتر کند و از میزان آزمایش و خطای او بکاهد. از طرفی درآمد حاصله از امور تبلیغات بازرگانی برای مؤسسات گرداننده وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات رقم قابل توجهی را تشکیل می دهد. بدون این درآمدها تصور کنید که روزنامه ها یا مجلات، رادیو تلویزیون چگونه می توانند وضعیت اقتصادی شغلی خود را تثبیت نمایند. بدون داشتن چنین درآمدی، مطبوعات مجبور خواهند بود که از طریق دیگری به حیات خود ادامه دهند. معمولاً یکی از راههای کسب درآمد بیشتر افزایش نرخ مطبوعات می باشد که در چنین حالتی مصرف کننده بایستی پول بیشتری بپردازد و یا قلم روزنامه خود را در اختیار گروه و یا مؤسساتی بگذارد که امکان دارد حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه ای را به خطر بیندازند. به هر حال شکی نیست که تبلیغات بازرگانی یکی از عوامل موثر و مفید اجتماعی می باشد و مؤسساتی که از طریق تبلیغات بازرگانی مراحل موفقیت را پیموده و بر پیروزی بزرگی نائل گردیده اند بسیار بوده و چه بسار بدون وجود آنها تکنولوژی امروز هم موجود نبود و بشر قرن معاصر از مزایای امروزی برخورداری نداشت.
دیدگاه انتقادی در مورد تبلیغات این است امروزه جوامع تحت تأثیر تبلیغات تجاری به خرید کالاهای غیرضروری تشویق و ترغیب می شوند. “و افراد در این جوامع که به “جوامع مصرف” موسوم شده است ناچار می شوند تحت تأثیر تبلیغات تجاریی که از طریق روزنامه ها، مجله، رادیو تلویزیون ها، سینماها و آگهی های گوناگون دیواری آنها را تعقیب می کند، کالاهای بیشتری خریداری کنند.
بدیهی است که افراد برای تأمین این همه نیازهای مصنوعی و سرگرم کننده باید درآمد بیشتری نیز بدست آورند تا قادر باشند قوه خرید خود را بالا ببرند. ولی از آنجا که کسب درآمد بیشتر نیازمند کار بیشتر است، خود را مجبور می بینند که ساعت های زیادتری کار کنند و احتمالاً بجای یک شغل یک یا چند شغل دیگری پیدا کرده تا بتوانند بهای کالاهای مصرفی را که بیشتر به طور قسطی خریداری می کنند به موقع بپردازند. بدون تردید افراد با کار بیشتر چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی، خسته تر و فرسوده تر می شوند و شور نشاط زندگی را از دست می دهند. از فراغت و آسایش واقعی محروم شده، نسبت به وضع اجتماعی خود و اطرافیان خویش بی اعتنا و بی توجه می شوند. در نتیجه آنها نمی توانند از حقوق سیاسی خود بهره برداری کنند، مسئولیت های اجتماعی خویش را انجام دهند و با همکاری دیگران آینده بهتری را بسازند. در چنین شرایطی تبلیغات بازرگانی بطور غیرمستقیم، هدف های تبلیغات سیاسی را که حفظ و گسترش سازگاری و محافظه کاری است تأمین می کنند.
صرف نظر از معایبی که برای تبلیغات بر شمردند باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات تجاری، نیروی مهاجم و خلاقی است که با تشویق میل عمومی به مصرف، به فروش کالا کمک می کند و عامل محرکه ای در گردش چرخ های اقتصاد جهانی به شمار می رود. در واقع تبلیغات تجاری فرایندی پویاست که همگام با تغییرات اجتماعی و تحولات سیاسی – اقتصادی، هر روز شکل تازه ای پیدا می کند. افزایش سطح دانش عمومی، رشد فکری و نیز سلیقه و ذوق مردم از یک سو و افزایش سطح درآمد و جمعیت، رغبت به مصرف و بهتر زیستن از سوی دیگر، تبلیغات تجاری را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. شرکت ها با انجام تبلیغات تجاری، هدف های چهارگانه ای را دنبال می کنند. نخست این که سعی می کنند میزان مصرف مشتریان خود را افزایش دهند. دوم اینکه در صدد جلب مشتریانی جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف از طریق جلت نسل جوان، جلب مشتریانی که خریدار محصولات شرکت نیستند و جلب مشتریان رقبا امکان پذیر است. سومین هدف شرکت زنده نگاه داشتن نام مؤسسه و چهارمین هدف مبارزه با عقاید مخالف شرکت یا مؤسسه است. از دیگر مزایای تبلیغات تجاری افزایش حجم مبادلات است و نیز عاملی در توسعه فن آوری است. چرا که موفقیت در بازار به ارائه کالاهای دارای کیفیت مناسب بستگی دارد. تا مشتریان بالقوه ای که با تبلیغات برای خرید محصول شرکت به صورت بالفعل درآمده اند به صورت مشتریان دائمی شرکت باقی بمانند.
از دیگر مزایای تبلیغات تجاری، افزایش تقاضای مشتریان است. هر قدر سرعت فروش کالا بیشتر شود قدرت تولید محصولات نیز افزایش می یابد. سرعت فروش از راه ارتباط با انبوه مشتریان میسر می شود که در گوشه و کنار جهان پراکنده هستند.
جان منیاردکینز اقتصاددان مشهور انگلیسی می گوید: “اشتغال کامل مستلزم مصرف کامل است و مصرف کامل نیز مستلزم شناساندن محصول به متقاضی است. “از دیگر مزایای تبلیغات تجاری، ایجاد رقابت بین تولید کنندگان است که به تبع آن کیفیت محصول بهبود می یابد در واقع تولید کنندگان برای از دست ندادن بازار، همواره درصدد افزایش کیفیت محصول خود نسبت به شرکت رقیب هستند.
تبلیغات تجاری همچنین حق انتخاب مشتری را برای خرید کالا افزایش می دهد. در این شرایط متقاضی به راحتی به اطلاعات مربوط به کالا دست می یابد و دست به انتخاب می زند. همچنین با ایجاد اعتماد در مصرف کنندگان در دراز مدت توزیع کالا نیز آسانتر می شوند زیرا با اطمینانی که مصرف کننده نسبت به مارک کالا پیدا می کند تولید کننده قادر است حتی بسیاری از محصولات خود را پیش فروش کند.
تبلیغات می تواند در افزایش منظم توانایی خرید مردم و نیز گردش سرمایه ها موثر باشد. تبلیغ میل عمومی مصرف کنندگان را برای خرید افزایش می دهد و باعث می شود مشتریان برای دستیابی به کالاهای جدید مورد نظر خود بکوشند تا درآمد بیشتری کسب کنند. اگر تولید کننده مجاز به آگهی کردن محصول خود نباشد علاوه بر مشکلاتی که برای خریداران به جهت بی اطلاعی از کالا و خدمات ایجاد می شود تولید کننده نیز رغبتی برای سرمایه گذاری نشان نمی دهد. همچنین اشتغال کامل عوامل تولید فراهم نمی شود و با افت درآمد قدرت خرید کاهش می یابد. بطورکلی تبلیغات تجاری یکی از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی به شمار می رود و ابزاری است برای تسریع گردش سرمایه و پیشرفت صنعت.
این در حالی است که به همین میزان ضد تبلیغ می تواند مخرب باشد. تبلیغات سویی که برای پسته و خرمای ایران در جهان صورت می گیرد تولید کنندگان ایرانی را با مشکلات زیادی مواجه می کند.
فهرست منابع و مآخذ:
۱- تبلیغات بازرگانی، نگارش عزیز سلاحی – عباس تکیه – انتشارات مدرسه عالی بازرگانی – تهران ۱۳۵۱
۲- از تبلیغات تجاری چه می دانیم؟ تألیف و گردآوری: دکتر مهرداد راستگو – تهران – نشر آیندگان، ۱۳۸۰
۳- تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات – تألیف علی میر سعید قاضی – تهران – نشر مبتکران۱۳۷۰
۴- فرهنگ تبلیغات تألیف محمدرضا محمدی فر – انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۳۷۷
۵- آگهی های تجارتی و روشهای آن تألیف جلیل مسعودی – تهران – مدرسه عالی بازرگانی ۱۳۵۰
۶- تبلیغات تجاری نوشته علی محمد اربابی – تهران – انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ۱۳۵۰
۷- مجموعه مقالات نخستین همایش و نمایشگاه صنعت تبلیغات ایران نیز اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – چاپ اول ۱۳۷۹
۸- نشریه شرکت سهامی بیمه البرز – شماره دوم مرداد ۱۳۷۸
۹- تبلیغات تجاری و از خود بیگانگی انسانی، دکتر کاظم معتمدنژاد و مجله رسانه – شماره ۲ – تابستان ۱۳۶۹
۱۰- مجله رسانه فصلنامه تحقیقاتی و مطالعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – شماره ۳ پائیز ۱۳۷۴
۱۱- تبلیغات، سفید، سیاه و خاکستری – دکتر پرویز شعار غفاری مجله رسانه سال ۱۳۷۳
۱۲- مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی – مؤلف: دکتر محمد محمدیان – تهران – انتشارات حروفیه – چاپ اول مرداد ۱۳۷۹
منبع: نشریه تحقیقات روابط عمومی – شماره ۳۴
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:59 AM - روز چهارشنبه 10 فروردین 1390 |
امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است. این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند. به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد. یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد. این کیفیت است که تعیین کننده نهایی است.
امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت برآورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و … باشد.
تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی و جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه، تقلیدی، سفارشی، و با دید غیرکارشناسی و غیرتخصصی انجام شود، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد، برعکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند. تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود. نقش تبلیغات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد. دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در بعضی مواقع تأثیر قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است. زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تمایل به خرید کالا را در بسیاری از مردم تقویت کرده و این امر باعث می گردد تا مردم برای بدست آوردن دستمزد درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش دهند تا بتوانند احتیاجات ضروری و نیمه ضروری خود را تأمین و حتی کالاهای لوکس و تجملی خریداری نمایند که این امر باعث رونق کسب و کار و تجارت و اشتغال و کاهش بیکاری می گردد. به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد. دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید: از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشایی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد. اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهیز کرد و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد.
تبلیغ در مردم آگاهی، ایجاد کرده و آنها را علاقمند و تشویق به خرید می نماید و نیز در خرید هوشیارتر می کند. تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالا بردن توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد. نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهایی پیام دهنده می باشد. از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش، تفکر، خواسته ها رفتار می باشد. به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند ایجاد اشتغال بسیار بالایی را داشته باشد و برای افرادی که در این رشته مشغول به فعالیت می باشند و از سوی دیگر باعث رشد تولید و صنعت ملی و توسعه اقتصادی می گردد و تولیدات غیرنفتی را بالا می برد زیرا سبب ایجاد رقابت صحیح می شود و خود این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک کرده و مشاغل جدیدی را ایجاد می کند. تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل: روانشناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی.
رفتار شناسی، مدیریت سازمانی، اقتصاد، مدیریت صنعت علوم مرتبط با تولید، بسته بندی، گرافیک، طراحی، نقاشی، حسابداری و … که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثرگذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جز لازم برای اقتصاد ممالکت می باشد. تبلیغ سبب رونق اقتصادی، رونق اجتماعی، ایجاد شغل، تحول در بازار، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد.
امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیغاتی که به عنوان پروپاگاندا نام می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مادی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است. نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است. بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند. حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است. در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد.
مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام، زمان انتشار پیام، ابزار انتشار پیام، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد.
البته باور کردنی نیست که سالانه شرکت های تولید کننده کالا و خدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند. بسیار بیش از آنکه شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است. یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیت های تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی، تخمین وسعت بازار، بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف، عادات موثر در مصرف، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد.
در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشر یک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود. این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است. علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهم یا هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرفی یک کالا و فروش آن است. هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد. نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزیدک کند. یک آگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند. استفاده از یک عنصر هنری واحد، بیشترین تأثیر را دارد به خصوص در آگهی های کوچک که جا و فضا، ارزش بیشتری دارد. وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژی فروش تحلیل کنید. یک شرکت طراحی آگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند. در این زمینه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود.
در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلت توجه و یا تشویق نسبت به کالا، خدمت، نیاز مؤسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه و یا فرد انجام می شود. اگر کارخانه ای تولید بالا داشته باشد اما از طریق ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد. در تبلیغات باید منافع ملی، مصالح ملی، آموزش، جلت مشارکت های عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات باید دائمی، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی و در موقع بحران.
منبع:دانشنامه چاپ وتبلیغات
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:57 AM - روز چهارشنبه 10 فروردین 1390 |
امروزه تبلیغات به عنوان یكی از شاخصترین وسایل ارتباطی، نقش بسزایی بر شیوهء زندگی، نحوهء خرید و معرفی افراد جامعه دارد، چنان كه مخاطبان نهتنها در بیداری، حتی در خواب نیز تصویر كالای تبلیغ شده را ترسیم میكنند و به صورت ناخودآگاه و هیجانی، تحت تاثیر تبلیغات، اقدام به خرید آن حتی به شیوهء قسطی میكنند. در واقع آنها برای همسویی با سایر افراد جامعه، عقب نماندن از قافلهء پیشرفت تكنولوژی و همگام شدن با تكنولوژی روز دنیا مبادرت به خرید كالاهای نوین میكنند. بنابراین نقش تبلیغات به عنوان عاملی تاثیرگذار بر نحوهء خرید و مصرف، بر كسی پوشیده نیست، چنان كه شركتهای تولیدكننده هر ساله هزینههای هنگفتی صرف تبلیغ محصولات خود میكنند و شركتهایی كه بدون توسل به تبلیغات میخواهند بازار هدف را نشانه روند از اقبال كافی برای جلب و جذب مشتری و در نهایت فروش و سود برخوردار نخواهند شد. با وجود این نكته حایز اهمیت آنكه آیا تبلیغ صرف، میتواند تولیدكنندگان را در رسیدن به هدفهای اولیه و ثانویه و شناسایی بازار هدف و رقبا یاری رساند یا خیر؟
امروزه تبلیغات به عنوان یكی از شاخصترین وسایل ارتباطی، نقش بسزایی بر شیوهء زندگی، نحوهء خرید و معرفی افراد جامعه دارد، چنان كه مخاطبان نهتنها در بیداری، حتی در خواب نیز تصویر كالای تبلیغ شده را ترسیم میكنند و به صورت ناخودآگاه و هیجانی، تحت تاثیر تبلیغات، اقدام به خرید آن حتی به شیوهء قسطی میكنند. در واقع آنها برای همسویی با سایر افراد جامعه، عقب نماندن از قافلهء پیشرفت تكنولوژی و همگام شدن با تكنولوژی روز دنیا مبادرت به خرید كالاهای نوین میكنند. بنابراین نقش تبلیغات به عنوان عاملی تاثیرگذار بر نحوهء خرید و مصرف، بر كسی پوشیده نیست، چنان كه شركتهای تولیدكننده هر ساله هزینههای هنگفتی صرف تبلیغ محصولات خود میكنند و شركتهایی كه بدون توسل به تبلیغات میخواهند بازار هدف را نشانه روند از اقبال كافی برای جلب و جذب مشتری و در نهایت فروش و سود برخوردار نخواهند شد. با وجود این نكته حایز اهمیت آنكه آیا تبلیغ صرف، میتواند تولیدكنندگان را در رسیدن به هدفهای اولیه و ثانویه و شناسایی بازار هدف و رقبا یاری رساند یا خیر؟
هدفهای تبلیغ
آیا تاكنون به هدفهای تبلیغات خود اندیشیدهاید؟ آیا هدفتان از تبلیغ صرفا آگاه كردن مردم یا متقاعد كردن آنان برای خرید، یادآوری وجود یك محصول و در نهایت افزایش فروش است؟ كدامیك؟
رسیدن به هر یك از هدفهای یادشده، مستلزم داشتن برنامهء تبلیغاتی با پنج هدف مشخص، شامل ماموریت، بودجهبندی، تصمیمگیری در مورد پیام، رسانه و ارزیابی است، چرا كه تبلیغات صرف، یكی از عوامل هدایتكنندهء مشتری برای دستیابی به هدفهای مزبور است.
نقش تكمیلكننده را در این میان تحقیقات بازار ایفا میكند، چیزی كه همواره از خاطر شركتها رخت بربسته و هیچگاه به طور جدی و منسجم به این موضوع توجه نكردهاند و گاه انجام آن را به عنوان هزینهء اضافی یا حتی تحمیلی به سازمان و شركتتلقی میكنند و همین طرز تلقی موجبات ركود و شكست آنها را در بازار به تدریج رقم خواهد زد. از این رو تحقیقات را میتوان به عنوان بازوی حمایت شركتها در نظر گرفت كه موجب خواهد شد كمتر دستخوش بحران و ركود در كارزار تجارت و رقابت در بازار شوند.
نقش تحقیقات در تبلیغات
تحقیق یكی از بخشهای مهم تبلیغات است كه به برنامهء تبلیغاتی، سمت و سوی مشخص داده و برای شناسایی و دستیابی به نظرات بازار هدف در مورد كالای مورد نظر و كالاهای مشابه آن، درك بهتر از بازار و شناخت نگرش و فرهنگ حاكم بر بازار هدف، ملیت، وضعیت مالی، وضعیت زندگی، جنسیت و سن، شیوهءخرید كردن، میزان دسترسی به رسانههای مختلف، زمان دسترسی به رسانهو اطلاعاتی از این قبیل ضروری است.اهمیت تحقیقات در تبلیغات بیشتر از آن سبب مورد توجه است كه عدم استفاده از آن، به منزلهء قدم گذاشتن با چشم بسته در كارزار پرخطر رقابت با رقباست.
تحقیق به شما كمك میكند تا بازار هدف و رقبا را شناخته و با گامهای محكم با قدرت ریسكپذیری پایین دست به تولید و پخش كالا و خدمات بزنید. بنابراین چنانچه تمایل دارید تبلیغات هدفمند بدون اتلاف وقت و انرژی و هزینههای گزاف و با شناخت درست بازار هدف و انتخاب درست و به موقع رسانه داشته باشید، حتما دایر كردن بخش تحقیقات را در شركت خود بدون فوت وقت مدنظر قرار دهید.
منبع:ازآقایی به نام مهران درمیهن بلاگ
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (3) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 11:49 AM - روز سه شنبه 9 فروردین 1390 |
پای صحبت وزیربازرگانی
به گزارش ایران دیپلماتیک ، مهدی غضنفری در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: با مبنا قرار دادن دستورات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، کشور در تمامی شاخصهای اقتصاد کلان و اقتصاد خرد جامعه، نتایج چشمگیرتری را در مقایسه با گذشته کسب خواهد کرد و در مباحثی نظیر جمع درآمد سرانه، کاهش ضریب جینی و فاصله طبقاتی، بهبود رفاه اقتصادی و اجتماعی جایگاه برتری را به دست خواهد آورد.
وزیر بازرگانی افزود: در سایه جهاد اقتصادی، کشور میتواند در افزایش اشتغال و کاهش بیکاری موفقیتهای گستردهتری را به دست آورد و در یک منحنی، مجموعه تلاشها منجر به حصول نتایج بهتری شود.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد آنچه که سبب شده مقام معظم رهبری، امسال را به نام سال جهاد اقتصادی بنامند، توفیقات حوزه اقتصادی و اجتماعی و نیز استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران در الگوسازی موفق، بوده است. این درحالی است که در سال گذشته، کشور موفقیت حائزاهمیتی را در اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها، افزایش اشتغال و بهبود وضعیت تامین مسکن از جمله مسکن مهر داشته است، ضمن اینکه در حوزههای تجارت، صادرات غیرنفتی و دور زدن تحریمهای ظالمانه نیز توفیقات بسیاری نصیب کشور شده است.
به گفته غضنفری، نگاهی به حوزههای مختلف از جمله پژوهش، صنعت، کشاورزی، پزشکی، نظامی و هوافضا، نشانگر شکلگیری مجموعهای از تحقیقات جدید است که نتایج درخشانی را به بار آورده است، در کنار تمامی این موارد، دولت خدمتگزار، مردمی فداکار، جوانانی فرهیخته و تحصیلکرده و دانشگاههایی پای کار، وجود دارد که به نظر میرسد زمینه برای پرواز و جهش بزرگ فراهم است.
وی تاکید کرد: دستور مقام معظم رهبری برای همگان به منزله تکلیف است تا با کنار هم قرار دادن تمامی اجزای مذکور، کلیت جدیدی ایجاد شود که همانا کلیت جدید اقتصاد اسلامی است که در کشور بوجود خواهد آمد و منجر به رفاه و آبادانی خواهد شد که پایهگذار تمدن جدید اسلامی است و موجب الگوبرداری سایر ملل خواهد شد، مللی که این روزها در منطقه، از دست حکومتهای مستبد و وابسته خسته شده و به دنبال نجات، رهایی، آزادی و الگوی مناسبی میگردند.
وزیر بازرگانی در تشریح گامهای عملی سرعتبخش تحقق جهاد اقتصادی خاطرنشان کرد: تجاری سازی تحقیقات صنعتی و نتایج موفق پژوهشهای علمی، توجه بیش از پیش به توسعه صادرات غیرنفتی و اجرای طرح آمایش تجاری، سرمایهگذاری گسترده در حوزههای مختلف اقتصادی با بکارگیری موثرتر توان تمامی بانکهای تجاری کشور و فعال کردن صندوق توسعه ملی و استفاده از منابع آن برای سرمایهگذاری بیشتر از جمله این گامها هستند.
به گفته این عضو کابینه دهم، تمرکز بیش از پیش به جذب سرمایهگذاران خارجی به ویژه ایرانیان مقیم خارج کشور، تکمیل اجرای اصل 44 قانون اساسی و توسعه بیشتر حضور بخش خصوصی در فعالیتهای تولیدی، اقتصادی و تجاری و نیز خروج دستگاههای دولتی از حوزه کار تصدیگری راهکارهایی است که میتواند ما را به موفقیت در جهاد اقتصادی برساند.
وی، بهبود بیش از گذشته فضای کسب و کار و ایجاد فضای رقابتی و برندهای تولیدی و تجاری برای حضور گستردهتر در بازارهای هدف را از جمله کاتالیزورهای جهاد اقتصادی دانست و تاکید کرد: توجه بیش از پیش به بهبود بهرهوری در حوزههای اقتصادی نیز باید مدنظر قرار گیرد.
غضنفری ادامه داد: قاعدتا این امر مهم نیازمند هماهنگیهای بیشتر در سطح دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی قوا برای حذف گلوگاههای همکاری در سطح ملی است. در این میان به نظر میرسد نامگذاری سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادی دستوری برای تمامی قوا است تا در تلاشی گستردهتر، به سرعت گرفتن طرحهای اقتصادی و سرمایهگذاری همت گمارند.
وی اظهار داشت: بهرحال کشور و دولت دهم در خلال دهه سوم انقلاب اسلامی که دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته، قرار دارد و توانسته قواعد حکمرانی خوب و شایسته را به تدریج کسب کرده و هم اکنون دولت دهم، در نقطه ای از شناخت، آگاهی و توانمندی در اجرای طرحهای اقتصادی و اجتماعی قرار گیرد.
وزیر بازرگانی گفت: فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر جهاد اقتصادی، در واقع ضمن تائید این توانمندی، فرمان پرواز به اوج و فراز بیشتر را دارد و با اجرای دستورات ایشان در مورد جهاد اقتصادی، این اطمینان به وجود آمده است که زودتر از آنچه که پیشبینی شده، ایران به اهداف سند چشمانداز بیست ساله نظام دست یابد و گامهای فراتری برداشته شود.
وی اظهار داشت: دستیابی به این اهداف، با اطاعت از دستورات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و همراهی و همدلی مسئولان، سران قوا و بخش خصوصی دستیافتنی است و البته حمایت همه جانبه و هوشمندانه مردم را نیز طلب میکند.
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:58 AM - روز سه شنبه 9 فروردین 1390 |
رهبر معظم انقلاب سال 88 را به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» معرفی کردند و سال 89 را نیز به عنوان سال «همت مضاعف، کار مضاعف». امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نام گرفت. به نظر بنده این امر نشاندهنده اهمیت و وزن اصلاحات و تحولات اقتصادی در اندیشه معظمله است.
رهبر انقلاب اسلامی ایران، نه تنها تحولات اقتصادی را در صدر اصلاحات کشور در سالهای اخیر قرار دادهاند، بلکه در سال جدید از تعبیر جهاد استفاده کردند که به نظر من این امر یک اتمام حجت برای همه مسئولین و آحاد جامعه است.
حال اگر به اختصار بخواهیم این رویکرد را واکاوی کنیم، باید دقت در تعبیر بهکار برده توسط ایشان داشته باشیم. عبارت «جهاد اقتصادی» به دلیل استفاده از واژه «جهاد» چندین بعد دارد که یک بعد آن بعد دینی و وظیفهمحور آن برای هر ایرانی است.
بعد دوم که بسیار اهمیت دارد، مردمی بودن آن و سهم توده مردم در این حرکت است؛ یعنی با این نامگذاری، رهبر معظم انقلاب شکلگیری اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی و نخبگی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفه عمومی ترسیم کردند.
شرط اصلی موفقیت
بعد دیگر این نامگذاری نیز این مسئله است که وقتی یک امری به عنوان جهاد تلقی میشود، یعنی از وضعیت کنونی و ساختارهای معیوب کنونی با توجه به ظرفیتهای موجود در جامعه ایرانی رضایت نداریم و سریعاً باید با تحول آنها را اصلاح کنیم. خوشبختانه اجرای موفق قانون هدفمندی یارانهها نشان داد که شرط اصلی موفقیت در هر طرح اقتصادی خیزش و همراهی مردم است. مردم نشان دادند که با هر طرح اقتصادی که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی عموم شود و جهتگیریهای عدالتخواهی هم داشته باشد، موافق و همراه هستند، اگرچه در شرایط کنونی ممکن است سختیهایی را هم متحمل شوند.
من فکر میکنم که اعتماد به نفس سیاستگذاران اقتصادی کشور ما با اجرای این قانون چندین برابر شده و مردم هم نشان دادند که با این نوع طرحهایی که کل نظام و نخبگان کشور بر اجرای آن توافق دارند، به خوبی همراه میشوند. در سال جدید نیز همچون سایر سالهای گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانه قاطعی برای همه مسئولین است که باید در این جهاد اقتصادی، برنامهها و جایگاه خودشان را تبیین و مشخص کنند.
منبع: khamenei.ir
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 6:53 AM - روز سه شنبه 9 فروردین 1390 |
اگر دقت کرده باشید ، در سالهای اخیر ، مقام معظم رهبری اسامی سال ها را با محوریت اقتصادی تعیین می کنند مانند اصلاح الگوی مصرف ، همت و کار مضاعف و جهاد اقتصادی.
قطعاً این نامگذاری ها و استمرار وجه اقتصادی آن ، اتفاقی نیست و اندیشه ای پشت آن خوابیده است.
هر چند حکومتداری وجوه مختلفی از اقتصاد و سیاست و هنر و اجتماع و روابط بین الملل را در بر دارد ، اما تردیدی نیست جامعه ای که پای اقتصادش بلنگد ، فقط از منظر اقتصادی عقب نخواهد بود بلکه در سایر حوزه های به هم پیوسته اش نیز لنگ خواهد زد و به سرمقصد نخواهد رسید.
به عنوان مثال ، اگر از آمریکای امروز ، اقتصادش را منها کنیم ، نه پنتاگونی برایش باقی خواهد ماند تا در جهان قدرت نمایی کند، نه ناسایی خواهد داشت تا علم برترش را به رخ بکشد و نه حتی هالیوودی که سیطره فرهنگی ایالات متحده را در دنیا پیگیری کند.
حتی در عرصه دین نیز اهمیت اقتصاد تا بدان اندازه است که بزرگان دین فرموده اند"کادالفقر ان یکون کفرا" (کم مانده است که فقر به کفر تبدیل شود) و "اذا دخل الفقر من باب خرج الایمان من باب آخر"(هرگاه فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود).
حضرت علی علیه السلام نیز از بین تمام دل نگرانی هایی که می توانستند برای فرزندشان محمد حنفیه داشته باشند ، این مهم را نیز متذکر می شوند: اى فرزند! من از تهیدستى بر تو هراسناکم ، از فقر به خدا پناه ببر ، که همانا فقر ، دین انسان را ناقص ، و عقل را سرگردان ، و عامل دشمنى است.
متاسفانه در ادبیات رسمی جامعه ما ، فقر نه تنها به عنوان یک عامل منفی و بازدارنده مطرح نشده ، بلکه به عنوان یک" پز" و "افتخار" نیز عنوان شده و فلان مسوول ، برای این که بگوید چقدر انسان شریف و مردمی و متدینی است در مصاحبه هایش می گوید که" هنوز مستاجرم و پسرم بیکار است و همین ماه گذشته 2 میلیون تومان قرض گرفته ام...!" ( و البته بماند پشت پرده چه خبر است!)
فقر زدایی ، پروسه ای است که نتیجه آن ، ایمان زایی ، اندیشه گستری ،رفاه عمومی ، زدودن بسیاری از تخلفات و جرم ها و عداوت ها و ... است و البته این مهم نیز با شعار و بخشنامه و دستورالعمل های بی پشتوانه میسر نمی شود.
فقر زدایی ، جز با توسعه متوازن و عدالت محور اقتصاد میسر نمی شود . حکومت ها ، اگر نخواهند یا نتوانند توسعه اقتصادی مناسب با جاکعه خود تدارک ببینند ، یا دچار شکاف طبقاتی خواهند شد و یا در عادلانه ترین شکل ممکن ، فقر را به تساوی بین مردمانشان تقسیم خواهند نمود.
ما ، ناگزیر از توسعه اقتصادی هستیم ، با این حال از آنجا که در عرصه اقتصاد ، سال ها از قافله کشورهای پیشروی اقتصادی عقبیم ، رسیدن به حد مطلوب ، با عملکردهای معمول اقتصادی میسر نیست بلکه اگر دیگران در مسیر توسعه اقتصادی ، "می روند" ما باید "بدویم" و چاره ای هم جز این نداریم . این دویدن ، همان "جهاد اقتصادی" است.
منبع:پول نیوز ؛ زهرا نظری مهر
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 6:51 AM - روز سه شنبه 9 فروردین 1390 |
اگر این جهاد مقدس تر از آن دفاع مقدس نباشد قطعا کمتر از آن نیست. دیروز در دوران پرشکوه دفاع مقدس مردم پنج استان سرافرازانه به خانه های خود برگشتند و امروز باید بیش از هفتاد میلیون جمعیت ایران را به بهترین زندگی در جهان برسانیم و ملت های منطقه را نیز از این آبادانی خود بهره مند سازیم.
طی بیست سال اخیر ملت ایران و دولت های آن با هدف رونق اقتصادی در داخل دست به تلاش هایی زدند و در خارج به تعامل با اقتصاد جهانی و مخصوصا اقتصاد غرب پرداخت. وعده های ارتباط با غرب و پیروی کردن از الگوهای اقتصادی آنها و ورود تکنولوژی غربی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی از سوی گروه های مختلف را شنید و به آنها گوش داد ولی به نتیجه ای نرسید.
غربی ها مشی اعتدالی ایران را با درشت گویی پاسخ دادند. توقف فعالیت های هسته ای را قدر نشناختند و نهایتا زیاده خواهی های غرب و تکبر و غرور آنها به اعمال تحریم های اقتصادی ناجوانمردانه ای علیه ملت ایران در سال 1389 منجر شد.
اکنون آمریکا و اروپا برای سال آینده نیز درصدد هستند که به فشارهای خود علیه ملت ایران ادامه دهند. در چنین شرایطی شیر ایران باید از خواب بیدار شود و نه تنها تحریم ها را خنثی کند بلکه از آنها یک فرصت تاریخی بسازد و برای بار سوم طی سه دهه اخیر آنها را متوجه عظمت روح و فضایل خود بگرداند و قطعا در چنین شرایطی ـ همانگونه که پیش از این بر آن تأکید کرده بودم ـ ما نیاز به یک انقلاب اقتصادی داریم.
جهاد اقتصادی
برای رسیدن به یک جامعه ای که در آن فقر و بیکاری نباشد و عقب ماندگی ها از بین رفته باشد نیازمند یک رشد اقتصادی بالای هشت درصد هستیم. از طرف دیگر همزمان با رشد اقتصادی، نیازمند عدالت و توانمند سازی تمامی مردم در اداره زندگی خود می باشیم.
در این رابطه چند مانع جدی بر سر راه ماست:
اول ـ تحریم های غرب و کارشکنی آنها در مسیر پیشرفت ملت ایران وجود دارد و ممکن است به این فشارها دامن بزنند.
دوم ـ زندگی مصرفی و فرهنگ غیر تولیدی در اغلب مردم وجود دارد.
سوم ـ عقب ماندگی دویست ساله دوران قاجار و پهلوی که خود ناشی از یک اقتصاد استعماری بوده است.
چهارم ـ الگوهایی که برای رونق و پیشرفت اقتصادی انتخاب شده نتوانسته آن جهش لازم را به وجود آورد.
برای عبور از این موانع راهی جز یک انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور نیست. ایجاد یک انقلاب اقتصادی که هم موانع را خنثی کند و هم اینکه شکوفایی مادی و معنوی ایران را رقم زند نیاز به یک جهاد اقتصادی دارد.
اصلاحات یا انقلاب اقتصادی
پیشرفت ها و زحماتی که در سی سال اخیر به ویژه بیست سال اخیر صورت گرفته هر چند افتخار آمیز بوده ولی در حد اصلاحات اقتصادی بوده است.
دوران سازندگی و اصلاحات و دوره آقای احمدی نژاد همراه دستاوردهای اقتصادی بوده ولی در حد تغییرات روبنایی باقی مانده است و مدت ها طول می کشد تا بتواند همه اهداف ملت ایران را تحقق ببخشد، در حالی که ما بر اساس چشم انداز ایران 1404 تنها پانزده سال برای رسیدن به یک جامعه آرمانی و قدرت اول اقتصادی زمان در اختیار داریم.
امروز که رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 1390 را سال جهاد اقتصادی نام گذاری کرده است می تواند سرآغاز این انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور باشد. جمعیت جوان ایران و وجود تحصیل کرده های فراوان و دانشگاه های بزرگ می تواند به عنوان زیرساخت این انقلاب بزرگ اقتصادی باشد و خوشبختانه سند چشم انداز ایران 1404 به عنوان نقشه راه و تلاش برای الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت روبروی ما وجود دارد.
و اما یک سوال...؟
آیا شکست غرب در صحنه اقتصادی ایران و بیرون کردن فقر و بیکاری و گرانی از جامعه کمتر از آزادی خرمشهر است؟ آیا شکوفایی اقتصادی و معنوی جامعه ایران و ساختن یک زندگی آرمانی برای مردم کمتر از بازگرداندن دو ملیون آواره جنگی در دهه اول انقلاب است؟
اگر این جهاد مقدس تر از آن دفاع مقدس نباشد قطعا کمتر از آن نیست. دیروز در دوران پرشکوه دفاع مقدس مردم پنج استان سرافرازانه به خانه های خود برگشتند و امروز باید بیش از هفتاد میلیون جمعیت ایران را به بهترین زندگی در جهان برسانیم و ملت های منطقه را نیز از این آبادانی خود بهره مند سازیم.
امروز دنیای غرب قصد جلوگیری از پیشرفت ما را کرده است. آنها می خواهند با تحمیل تحریم ها و جلوگیری از پیشرفت ملت ایران، استقلال و عزت ما را هدف قرار دهند. حال که رهبر معظم انقلاب اسلامی با ایستادگی های خود فضای جهادی جدیدی برای جوانان ما و ملت پر افتخار ایران آماده کرده است باید قدر آن را بدانیم و تمام همت و نیروهای خود را برای شکست طرح های ظالمانه غرب علیه ملت ایران بسیج کنیم.
منبع:روزنامه تابناک
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 6:47 AM - روز سه شنبه 9 فروردین 1390 |
| یکی از مهمترین مسائل در زمینه جهاد اقتصادی، مسئلهی فرهنگسازی است؛ یعنی باید این موضوع را در جامعه نشر و گسترش دهیم که اگر کسی میخواهد در این کشور کار اقتصادی کند، وقتی بهسمت تولید و ایجاد اشتغال رفت، کار مقدسی انجام داده است. | |
|
از این رو نگاه به سرمایهگذار باید تغییر کند و این کار از نظر فرهنگی باید به یک ارزش تبدیل شود. مردم هم بدانند که اگر در یک طرح اقتصادی و تولیدی سرمایهگذاری کردند، کار عبادی انجام دادهاند.
از سوی دیگر نیز مسئله اهتمام به اجرای اصل 44 است که باید گفت که بحث فضای کسب و کار در قانون اصل 44 دیده شده است، اما متأسفانه ما به خوبی به آن عمل نکردیم و درواقع بین 187 کشور از جهت فضای کسب و کار، اکنون در رنکینگ 137 هستیم که این جای تأسف دارد. رهبر معظم انقلاب در بحث اصل 44 به این نکات مهم اشاره داشتند. در دیداری در خصوص اصل 44 با که با ایشان داشتیم، گفتند که بعضیها میآیند به من میگویند که در این قانون (اصل 44) یک عدهای پولدار میشوند؛ بله بشوند. ما میخواهیم همه پولدار شوند، آنهایی که پولدار شدند بقیه هم در کنار آنها منافعی ببرند. از راه حلال پولدار شدن در اسلام عیبی نیست و باید اینطور باشد.»
ما با توجه به این فرمان رهبر معظم انقلاب، در یک جهتگیری عمومی باید کاری کنیم که تمام دستگاههای درگیر با مباحث اقتصادی و فضای کسب و کار، کار مردم را تسهیل کنند. تمام دستگاهها، اعم از بانکها و نهادهایی که مردم در این خصوص با آنها سر و کار دارند، هر یک به سهم خود مسئولیت دارند و باید همهی تلاش خود را در جهت تسهیل امور مردم به کار بندند.
ضمن اینکه باید این بستر آماده شود تا بتوان در جذب سرمایهی داخلی و خارجی مورد نیاز موفق بود. وقتی با سرمایهگذار به خوبی رفتار شود و با سرعت معقول کارهای اداری را انجام و امکانات لازم برای وی فراهم شود، در اشتغالزایی و کمک به فضای کسب و کار بسیار مؤثر است. توجه به امنیت اقتصادی سرمایهگذار
بحث دیگر، امنیت اقتصادی است که به قوانین و مقررات ما برمیگردد. سرمایهگذار باید مطمئن باشد که اگر امروز به او گفته شد با این شرایط میتوانی در این بخش سرمایهگذاری کنی، فردا این قانون و شرایط عوض نخواهد شد تا توجیه اقتصادی از طرح برداشته شود. این موضوع نیز باید با دقت تمام در بخشنامهها و قوانین ملاحظه شود. به نظر بنده اکنون سایر امورات کشور در حد نسبی رضایتبخش است، اما بحث اشتغال و اقتصادمان راضیکننده نیست. کشوری که این همه منابع دارد در اقتصاد دنیا باید حرفی برای گفتن داشته باشد. الآن تولید ناخالص ملی ما و درآمد سالانهی ما پایین است. درآمد سالانهی ایرانی نسبت به آن چیزی که خدا به او داده است نظیر منابع معدنی، نفت، گاز و سایر منابع کم است. الآن ما جزو ده کشور برتر دنیا در زمینهی تنوع معدنی هستیم، اما چقدر از این منابع استفاده میکنیم؟
اینها فضا میخواهد. باید دولت و مجلس، ریسک سرمایهگذاری اقتصادی را بپذیرند که البته در برنامهی پنجم توسعه، بعضی از این موارد لحاظ شده است. چند مسئله بسیار مهم است؛ یکی بحث فضای کسب و کار، یکی امنیت اقتصادی و دیگری نیز بحث فرهنگ اقتصادی و نگاه مردم به اقتصاد. اینها اگر مورد توجه قرار گیرد، میتوانیم این جهاد اقتصادی را به منصهی ظهور برسانیم.
* احمد مهدوی نایب رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
|
|
نظرات (2) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 11:23 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
| در باب مفهوم و نسبت دو کلمه جهاد و اقتصاد در عبارت "جهاد اقتصادی" که نام سال 90 شمسی لقب گرفته ، شش نکته حائز اهمیت است. | |
|
نگاهی به مفهوم جهاد اقتصادی دشمن وقتی در عرصههای امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برندهای که در این هفت، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. این یکی از پیامهای بزرگ انقلاب اسلامی ایران است که مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنهی دنیا و حسنهی آخرت چگونه میتوانند با یکدیگر همراستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیتهای معنوی، انسانی و فرهنگی کشور به درستی استفاده کنند، ما از کلمهی جهاد میتوانیم برکات زیادی را نصیب این مرز و بوم کنیم. کما اینکه در طول تاریخ معاصرمان هم میبینیم که حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده میکنند و جهاد را وارد صحنههای سازندگی میکنند و این تعابیر استعارهگونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز میباشد. نکته دوم این است که در گفتمان دینی ما کلمهی جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تکمیل میکند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره میکنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمهی هجرت. ولی کلمهی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دارد.
در همین راستا یکی از استراتژیهایی که در سال پیش رو یعنی سال 90 باید سر لوحهمان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آییننامهها یا ترکیبهای نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنهی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل میکنند.
در صورتیکه ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصههای اقتصادی جهت آسیبشناسی و مانعشناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمیگردد؛ حالا برخی از این موانع داخلیاند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصهی اقتصاد بینالملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است؟
نکته سوم اینکه جهاد معمولاً استعارهای است که ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالتهایی به ذهنمان خطور میکند. بهطور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیدهبانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی که اقتصاد ایران در عرصههای مختلف کشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و... باید لحاظ کند، یک دیدهبانی و رصد جامع و فراگیر است.
ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا میکند؟ ما باید افق بیست سال آیندهی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیتهای نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهههای آینده به کمک رصد و دیدهبانیای که صورت میدهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت میکنند، بیشتر توجه کنیم. تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تک به سراغ صنایعی برویم که فرصتهای تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نوآوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار میآورند و فرصتهای خوب اشتقالزایی ایجاد میکنند، اما در مسیر چرخهی تولید و چرخهی عمر یک کالا، معمولاً سود آنها کم میشود. چراکه کشورهای دیگر هم نظیر آن کالا را تولید میکنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد میشود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشورهای پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای هایتک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند. بهطور مثال در عرصه بینالمللی ما نسبت به گروه «جیبیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط کشورهای استکباری باید بسیار حساس باشیم و مشارکت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم. نکته چهارم؛ یکی دیگر از استعارههایی که کلمه جهاد برای ما به ارمغان میآورد، بحث نقشه و طرح است. ما میدانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشهی عملیاتی است. این دقیقاً خواستهای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشههای راهبردی مطرح شد که گفتمانسازی و ظرفیتسازی بسیار خوبی نیز در جامعهی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
نکته پنجمی که در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره کرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاههای اجرایی کشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یک آرایش جهادی به خود گیرند.
نکته ششمی هم که در ذیل مفهوم جهاد معنا مییابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیروهای اقتصادی کشور را آماده نکنیم، در صحنه جهاد دچار مشکل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنهی آموزش و پرورش و دانشگاههای کشور و در نهایت رسانهها و بهطور مشخص رسانهی ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامهی مدون در جهت آموزش نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند.
پاتکهای احتمالی دشمن 1. تبلیغات در جهت ناکارآمد جلوه دادن نظام وقتی میخواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهادگونه برای کشور کار کنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتکهایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یکی از ترفندهایی که دشمن در سالهای اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایهگذاری کرده است، ناکارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی کرده است تا نظام دینی و الگوی حکومت مردمسالارانهی دینی ناکارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصههای مختلفی که دشمن این امر را مطرح کرده با شکست روبهرو شده است. در مسائل امنیتی در این سی سال، کشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله امنیت داخلی و چه در عرصه اتحاد و یکپارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها - با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بودهایم.
در عرصه کارآمدیهای سیاسی هچون مشارکتهای مردمی، مشارکتهای سیاسی، همکاری و هماهنگی قوا و... نسبت به نظامهای سیاسی مشابه، کارآمدی خیلی خوبی را نشان دادهایم. با شاخصهای علمی متعددی ما میتوانیم نشان دهیم که کشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصهی سیاسی کارنامه درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخصها شاخصهای خودساخته استکباری که بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دستکاری میشوند، نیست.
اما بخش دیگر کارآمدی یک نظام، کارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصههای امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برندهای که در این هفت، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. جالب اینجاست که دشمن باز هم میبیند که در عرصه زیرساختها انقلاب اسلامی ایران پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است؛ به نحوی که سازمانهای بینالمللی حتی در رنکینگ و شاخصبندیهای خودشان، کشور ما را جزو کشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی کردند. ما در عرصه بهداشت، زیرساختهای درمانی، شاخصهای توسعهی انسانی، شاخصهای دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشتهایم. این قبیل کارآمدیها علیرغم تلاش نظام سلطه که به شکل رسانهای سعی میکند پیشرفتهای رقیب خود را در عرصهی بینالمللی نشان ندهد، این پیشرفتها جلوهگر شده است.
در عرصه مدیریتهای کلان اقتصادی ما فراز و نشیبهایی داشته و داریم که ممکن است برای دشمن فرصتهایی را ایجاد کند که باید از آن جلوگیری کرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیتهای اقتصادی ایران، تلاش کرده است تا به سراغ اذهان و ادراک مردم برود.
برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی که در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشک همه و همه اذعان میکنند که در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهرهمندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا کرده است. این را کسی شک نمیکند که تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقولهای که الان در برخی عرصهها متصور است، متفاوت است.
مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله نقلیه، رفتن به مسافرتها و... مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان میدهد که در طول یک تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابهجایی در ایران صورت میگیرد. این نشاندهندهی آن است که مسافرت به عنوان یک تفریح سالم در سبد کالایی مردم قرار گرفته است. بهرهمندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و... نیز همین نکته را نشان میدهد.
دشمن وقتی میبیند که با واقعیتهای اقتصادی ایران نمیتواند بجنگد، به سراغ ادراک کلمهی اقتصاد میرود. بهطور مثال در کشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا بهطور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز کمتر از یک و نیم دلار. در حالیکه ایرانیها در این سالها درآمد سالیانهی خوب و با رشد قابل توجهی داشتهاند.
کافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه کند. اما وقتی دشمن میبیند که اینجا دچار مشکل شده، به ادراک فقر دامن میزند. یعنی چه بسا درآمد سالانهی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس کنند که حس رضایتمندیشان کم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فکر میکنند که کم است یا مطالبه دارند که دولت باید گوشت و میوهی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبهی مصرفی ناشی از این نیست که واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد کرده است.
ما طبق شاخصهای سازمانهای بینالمللی میزان کالریهای مصرفیای که در کشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشینمان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه میشود که ادراک فقر در شهرهای بزرگ شکل میگیرد؟ این به نظر من یکی از آن هدفگذاریهایی است که دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژهای به ادراک اقتصادی مردم داشته باشیم که مردم این رشدها و پیشرفتها را چگونه درک میکنند؟
2. بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن میخواهد وضع داخلی کشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته - که شخصاً رصد میکردم- دشمن روی تحریمهای اقتصادی به شدت مانور میداد. برنامههای دنبالهدار و سریالی رسانههای خارجی دائماً تأکید داشت که تحریمهای اقتصادی چه مشکلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته که تحریمها برای ما بدون مشکل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد کرده است، اما هر تحریمی طبق تئوریهای اقتصاد بینالملل، در کنار هزینهاش، فرصتهای مناسب و مزیتهای نسبی هم به همراه دارد. کالایی که قبلاً تولید آن در کشور برای ما نمیصرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم میکند، قیمت تمامشدهی آن برای ما بالا میرود و نمیتوانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری کنیم.
همین که دسترسی ما به این کالا سخت شد، باعث میشود که جوانان ما آن را خودشان تولید کنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله تولید، طبق تئوریهای اقتصادی هزینهی تمامشده کاهش مییابد و ما بعد از چند سال به این نقطه میرسیم که خودمان این کالا را با همان قیمت تمامشدهی خارجی که قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه میکنیم.
*عادل پیغامی استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
|
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 11:22 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
رهبر فرزانه انقلاب همزمان با تحویل سال نو، در پیام نوروزی خود سال 90 را به عنوان سال "جهاد اقتصادی" نامگذاری کردند،نامگذاری امسال به عنوان سال جهاد اقتصادی نشان می دهد که مقام معظم رهبری با هدایت و رهبری هوشمندانه خود کشور را به سمت و سویی هدایت می کند که سال های سال مردم ایران در آرزوی آن بودند و قطعاً گام بزرگی برای رسیدن به پیشرفت و عدالت خواهد بود تا در این سال با همت و کوشش بسیار برخی از شیوه های ناکارآمد اقتصادی در کشوراصلاح شود.
یکی از مهمترین نیازهای سال جاری این است که از تشریفاتی کردن شعار جهاد اقتصادی باید به صورت جدی پرهیز شود، این نامگذاری رهنمودی دیگر متناسب با سند چشم انداز توسعه کشور است و باید قوای سه گانه اقدامات لازم در جهت عملیاتی شدن آن را آغاز کنند و در واقع مخاطب اصلی جهاد اقتصادی تنها دولت نیست، جهاد اقتصادی صرفا به اقدامات دولت در عرصه اقتصاد مربوط نشده بلکه باید بخش خصوصی نیز بیشتر از گدشته وارد عرصه های مختلف اقتصادی شده و دولت نیز بسترهای حضور این بخش را به سرعت آماده و مهیا کند.
مقام معظم رهبری یکی از خلاءهای موجود کشور را موضوع اقتصادی عنوان نمودند کردند که البته بخشی از جامعه ما از نظر مسائل معیشتی رنج می برد و لازم است که کشور ما به عنوان یک کشور ثروتمند از منابع به گونه ای استفاده کند تا موجب خشنودی و رضایت مردم خود شود و باید به گونه ای عمل شود که مردم رنج کمتری ببرند و این نیازمند برنامه ریزی و مدیریت مسائل اقتصادی است و اقتصاد ما باید به گونهای مدیریت شود که متوسط جامعه ما بالای خط فقر قرار گیرند.
اقدامات عمرانی و افزایش بهره وری از زیرساخت ها، به کار گیری منابع در جهت تولید و عرضه کالا و افزایش رفاه عمومی مردم هدف عمده و آرمان رهبر فرزانه انقلاب است و مسولان هم برای این مهم باید فضای کسب و کار رافراهم کنند زیرا چشم امید مناطق محروم به این جهاد اقتصادی است که اگر مسائل مورد نظر مقام معظم رهبری عملیاتی شود در پایان سال، هم در رفاه عمومی و هم در مولفههای اجتماعی باید متحول شویم و یک انقلاب اقتصادی بالاتر از تحول اقتصادی پدید آید و درنتیجه آن افزایش سرانه درآمد مردم بالاتر رفته و در حرکت رشد اقتصادی هم تسریع می شود، چرا که اقتصاد متحول و پر بار می تواند نظام را به اهداف و افق روشنی که پیش روست هدایت کند.
دشمنان جمهوری اسلامی ایران بیش از سی سال است که با تحمیل جنگ هشت ساله و تبلیغات منفی در رابطه با وضعیت مردم و نیز تحریم های پی در پی اقتصادی تلاش دارند اقتصاد ایران را متزلزل، بی سامان و بی برنامه نشان دهند خوشبختانه هوشیاری و برنامه ریزی مقام معظم رهبری سد راه آنها شده و بدون شک نخواهند توانست ملت ایران را از مسیر رشد و پیشرفت منحرف کنند.
دهه چهارم انقلاب که توسط رهبر انقلاب، دهه پیشرفت و عدالت نامیده شده، نیازمند تحرک جدی در عرصههای مختلف کشور به ویژه عرصه اقتصادی است و اقتصاد کشور برای دستیابی به رونق و توان بالای رقابت نیازمند بیرون آمدن از وضعیت فعلی است و این مورد توجه و تاکید رهبر معظم انقلاب است.
موقعیت خاص ایران و امکانات و قابلیت های کشور این فرصت را در اختیار مردم و مسئولان قرار داده که با همت و تلاش جهادی، اقتصاد ایران را متحول کنند به طوری که ایران نه تنها بسیاری از نیازمندی های خود را تامین، بلکه به صادر کننده بسیاری از کالاهای مورد نیاز کشورهای منطقه نیز تبدیل شود.
در سالهای گذشته فعالیت ها و اقدامات بزرگی در عرصه اقتصادی کشور صورت گرفته است ولی این فعالیت ها کافی نبوده و نیازمند جهاد و جهش بزرگی در عرصه اقتصاد کشور هستیم و برای تحقق پیشرفت و عدالت در این دهه و تحقق منویات مقام معظم رهبری باید اقتصاد کشور به پویایی و پیشرفت لازم برسد.
همه مسئولان و نهادها و دستگاههای دولتی در کشور باید در این سال تلاش خود را صرف اقدامات جهادی در عرصه اقتصاد کرده تا به لطف خدا در پایان سال شاهد تحولات چشمگیر در همه بخشهای اقتصادی کشور باشیم و رسیدن به شاخص های اقتصای پیش بینی شده در چشم انداز بیست ساله کشور، نیازمند مجاهدت و تلاش بیشتر متخصصان و مسئولان این حوزه است و امیدواریم که در سال جهاد اقتصادی، این حوزه مهم و حیاتی کشور ساماندهی شود.
..............................
صباح محمدی، رئیس شورای اسلامی استان کردستان
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 11:21 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
این شعاری بودکه درمبارزات سیاسی مردم همشه مورددرخواست بوده است و مردم آمادگی خودراجهت آن اعلام می داشتندومی دارند.
حال درنظر بگیریداین جهادسیاسی بصورت جهاداقتصادی خودرانمایان سازد یعنی یک حکم ، یک دستور ، یک درخواست توسط مقام معظم رهبری ، ازملت درخواست شده که همه گوش به فرمان امامشان باشند پس بیاییدحکم جهاداقتصادی راازرهبرعظیم الشان انقلاب اسلامیمان رابپذیریم وگوش به فرمان رهبرمان باشیم تابه سرمنزل مقصودنائل آئیم.
نظر:نویسنده وبلاگ
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:23 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
جوانان این سرمایه های آینده می توانندباالگوبودن پایه گذاری نسل های آینده تاثیربسزایی درسازماندهی اقتصادی حال و آینده موثر باشند
ازآنجائیکه قشرجوان جامعه دارای آمادگی پذیرش بهتری نسبت به افراد میانسال داردلذابااین سرمایه های جوان راحت تر می توان به اهداف اقتصادی رسید.
نویسنده وبلاگ
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:13 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
ابتدا به معنی لغوی جهاد می پردازیم ، این کلمه که جمع کلمه جهد وکوشش است ودراصطلاح به معنی ازخودگذشتگی و تن دادن بدون مرزخودبه فرمان رهبری می باشد باتوجه به تلفیق شدن باکلمه اقتصاد بصورت جهاداقتصادی نمایان می شود.
بدنبال نام گذاری سال اصلاح الگوی مصرف درسال88توسط مقام معظم رهبری، ملت ایران بسیارتلاش نمودند تاازمصرف زیاده ازحدجلوگیری نمایند و هرمحصولی رادرصورتیکه نیاز باشدخریداری نمایندوازاسراف و ریخت و پاشهای مجالس بکاهندتاکشوربطرف سازندگی پیش برودو میزان صادرات ازواردات بیشترشودو تولیدناخالص ملی به میزان قابل توجه ای افزایش یابد.
بعدازاین سال، سال89که سال همت مظعف وکارمظاعف تو سط مقام رهبری نامگذاری شده بود تلاش دولت درراه اندازی مسئله یارانه ای شدن اجناس و کمک دولت به ملت جهت شناساندن بهترین الگوی مصرف که اینان مثل زنجیر با یکدیگر
پیش نیاز همدیگر بودندکه باعث زمینه سازی آمادگی فکری مردم شدودولت باتوجه به تحریم های اقتصادی بی شماری که ازسوی کشورهای مختلف باعث فشار اقتصادی شده بود تلاش می کندتابا مصرف بهینه بهترین الگو برای اقتصادمان
باشیم.
هنگامیکه مقام معظم رهبری حکم جهاداقتصادی رامی دهند بدین معناست که بایدباتوجه به محدودیت کالا ازیک کالا
بهترین استفاده راکردتابه حدکمال اقتصادی برسیم.باتشکر
نویسنده وبلاگ
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 6:58 AM - روز دوشنبه 8 فروردین 1390 |
رهبر معظم انقلاب سال 90 را سال "جهاد اقتصادی" نامیدند

بسماللهالرّحمنالرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال
عید سعید نوروز و فرا رسیدن بهار و سال نو را به همهی هممیهنان عزیزمان در سراسر کشور و همچنین به همهی ایرانیانی که در کشورهای دیگر، در سراسر جهان ساکن هستند و همچنین به ملتهای دیگری که برای نوروز ارزش و احترام قائل هستند، تبریک عرض میکنم. بخصوص تبریک میگویم به افراد و خانوادههائی که در خدمت کشور، در خدمت انقلاب و در خدمت نظام قرار دارند؛ خانوادهی شهیدان عزیز، جانبازان و خانوادههای آنها، خانوادهی مأمورانی که در این روزها که همه در خانههای خود مجتمعند، آنها سر کارهای حساس و مهم خود حضور دارند و از حضور در خانوادههای خود محرومند. امیدوارم به فضل و رحمت الهی انشاءالله ملت ایران سال شاد و سرشار از برکت و نعمت را در پیش داشته باشند و در همهی میدانها موفق و سربلند و پیروز باشند.
البته حوادث تلخی که در برخی از کشورها نسبت به مردم انجام میگیرد ـ در بحرین نسبت به مردم عزیز آنجا، در یمن، در لیبی ـ عید را بر ما گوارا نمیکند و مانع از این است که انسان شادی عید را بتمامه احساس کند. امیدواریم خداوند متعال برای این ملتها ـ ملت بحرین، ملت یمن، ملت لیبی ـ فرج عاجلی برساند و دشمنان ملتها را با عقوبت خود مجازات کند.
عید نشانهی حرکت طبیعی انسان در طول سال و ماه و روز و شب است و چون این حرکت باید به سمت کمال و تعالی باشد، هر عیدی یک مقطعی است برای اینکه انسان بتواند یک مرحلهی جدیدی را آغاز کند. ما ملت ایران به توفیق الهی و به فضل پروردگار در سال 89 توانستیم کارهای بزرگی را انجام دهیم. ما سال 89 را به نام «سال همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری کردیم. خوشبختانه در سرتاسر سال، این شعار تحقق عملی پیدا کرد. میتوانم ادعا کنم که یکی از شعارهائی که در طول این سالها بیشترین بهره را از توجه مردم و مسئولان و عمل آنها و انطباق وضعیت کشور با خود دارا بود و برد، همین شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» بود، که واقعاً ملت و دولت خوشبختانه در این کار، در این حرکت سالیانه، همت مضاعف و کار مضاعف را نشان دادند. ما در زمینههای اقتصادی، در زمینههای سیاسی، در زمینهی حضور عظیم و پرشکوه مردم در عرصههای مختلف سیاسی و انقلابی، در عرصهی علم و فناوری و در عرصهی سیاست خارجی، در بخشهای مختلف، خوشبختانه کارهای بزرگی را شاهد بودیم که هم مسئولین کشور، قوهی مجریه، قوهی مقننه و قوهی قضائیه انجام دادند؛ بخصوص قوهی مجریه در این دورانِ یکساله کارهای بزرگی را انجام دادند که از جملهی آنها همین مسئلهی حساس و بزرگ هدفمندی یارانههاست، که این کار بزرگ را شروع کردند و امیدواریم انشاءالله با موفقیت کامل این کار به انجام برسد.
آنچه که من از مجموع احساس میکنم، این است که کشور ما بحمدالله در جادهی پیشرفت و تعالی حرکت خوبی را آغاز کرده است. البته این حرکت که روزبهروز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاشهای مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است؛ اما خوشبختانه این حرکت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا کرده است. مثلاً در عرصهی تولید علم، طبق آمارهائی که مراکز متخصص جهانی و مراکز بینالمللی اعلام میکنند، مشارکت کشور ما در پیشرفت علمی و تولید علم در دنیا بیش از یازده درصد است؛ در حالی که ما یک درصد مردم دنیا هستیم و کشوری که بعد از ما در این منطقه بیشترین نصیب را داشته است، کمتر از شش درصد پیشرفت داشته است. بنابراین پیشرفت کشور در عرصههای مختلف بحمدالله خیلی خوب بوده است. این حرکت شتابآلود و همراه با جدیت و همت، انشاءالله بایستی ادامه پیدا کند.
آنچه که در عرصهی مجموعهی مسائل کشور انسان مشاهده میکند، که در سال 90 باید ما آن را وجههی همت خودمان قرار بدهیم، این است که از جملهی اساسیترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابلهی با کشور ما، مسائل اقتصادی است.
البته در عرصهی فرهنگی هم فعالند، در عرصهی سیاسی هم فعالند، در عرصهی انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصهی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهائی که دشمنان ملت ایران زمینهسازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربهای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواستهی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجهای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسیترین مسائل کشور، و محور همهی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصهی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
توجه دارید که ما الان در این ساعت داریم وارد سومین سال دههی پیشرفت و عدالت میشویم. البته هم در زمینهی پیشرفت و هم تا حدود زیادی در زمینهی عدالت کارهای خوبی انجام گرفته است، لیکن حرکت ما باید به نحوی باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت در کشورمان قرار بدهیم. خوشبختانه با این حرکتی که در دنیای اسلام به وجود آمده است، انسان احساس میکند که این دهه به توفیق پروردگار برای منطقه هم دههی پیشرفت و دههی عدالت خواهد بود.
امیدواریم خداوند متعال شما ملت عزیز را، شما مسئولان عزیز را، شما جوانان مؤمن و خوشروحیه و فعال و بااستعداد را مشمول لطف خود و مشمول ادعیهی زاکیهی حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) قرار بدهد. یاد شهدای عزیزمان را، یاد امام بزرگوار را گرامی میداریم و امیدواریم خداوند به برکت ارواح طیبهی این بزرگواران ملت ایران را مشمول رحمت و فضل و برکت و رضوان و غفران خود قرار دهد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
بررسي جايگاه تبليغات ( رسانه اي و فردي)در اقتصاد سرمايه داري و مقايسه آن با مباني فكري اقتصادي اسلامي
نظرات (1) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 6:37 AM - روز یک شنبه 7 فروردین 1390 |