|
لب ما و قصهی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی! به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نَسَبت سلام! وسط «الست بربکم» شدهایم در نظر تو گم به جمال، وارث کوثری، به خدا حسین مکرری «بلغ العُلی به کمالِ» تو «کشف الدُجی به جمال» تو شده پر دو چشم تو در ازل، یکی از شراب و یکی عسل تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی زد اگر کسی در خانهات، دل ماست کرده بهانهات غزلم اگر تو بسازیم، و نیام اگر بنوازیم نه، مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 9:33 AM - روز چهارشنبه 27 بهمن 1389 |
|
از فاصله ای دور به هم می ریزد |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 9:32 AM - روز چهارشنبه 27 بهمن 1389 |
|
الهام پیری |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 8:17 AM - روز چهارشنبه 27 بهمن 1389 |
تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن
یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن
این قصه مال توست بیا مهربانترین!
کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟
این خانه ی پر از گلِ پژمرده هم هنوز
عادت نکرده است به مهمان نیامدن
باران بدونِ آمدنش نیست بی گمان
مرگ است در تصور باران ، نیامدن
اما تو با نیامدنت نیز حاضری
کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن
اشیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:
آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ، نیامدن
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 8:17 AM - روز چهارشنبه 27 بهمن 1389 |
|
علیرضا فولادی |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:41 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
|
مریم سقلاطونی |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:40 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
|
احسان پرسا |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:40 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
مریم توفیقی
مست می وصالم آقا بده جوابی
جانم فدای نامت دیگر نمانده تابی
آقای خوب قلبم اینجا دلی شکسته
اینجا دلی اسیر است از شرم و از خرابی
آقا نشانی ات را مرغ دلم نداند
این مرغک گنهکار دنبال دان و آبی
هر دم صدای قلبم آهسته می شود تو
اما هنوز غایب دریایی و سرابی
محو نگاه جانت گشته است چشم جانم
دیدار تو به رویا آری شبیه خوابی
این کوچه و خیابان بی تو صفا ندارد
همچون تمام دریا در موجی از حبابی
ای حاجت رمیده اشفع لنا بخوان تو
در ابتدای نامش دانم که مستجابی
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:39 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
|
دردهاراطبیب یعنی تو |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:38 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
حسین آرامی
او از تبار آفتاب و نسل آب است
در چشمهایش کودک آیینه خواب است
باران مهتاب است در آرام شبها
فرط عطش را ابر عشق او جواب است
گل میشکوفد دمبدم با یاد سبزش
با یاد او سطح چمن در پیچ و تاب است
آرامش دلهای عاشق همره اوست
کی با حضور او دلی در اضطراب است
در چشمهایش برق لبخندی است پنهان
در دستهایش هرم خورشیدی مذاب است
از پیچ در پیچ سکوت آسمانها
میاید و مهتاب او را در رکاب است
آرامش باد سحر دارد عبورش
آهسته میآید ولی نفس شتاب است
دریا، دلش را تاب گنجایش ندارد
طوفانی آغاز صبح انقلاب است
میراثدار چشمههای پاک و جوشان
او از تبار آفتاب و نسل آب است
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:37 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
حسین آرامی
کسی از دوردست میآید
زلف آشفته ، مست میآید
کسی از انجماد ذهن زمین
میزده ، میپرست میآید
چشمهایش پر از طراوت روز
آفتابی به دست میآید
گیسوانش رها به دست نسیم
با صبا همنشست میآید
در تکاپوی فرصت فردا
فارغ از هرچه هست میآید
طرح گنگ تبسمی برلب
چابک و فرز و چست میآید
سیلان ستاره همراهش
گهفرا، گاه پست میآید
آنکه تصویر شب در آیینه
با سحر در شکست میآید
آنکه در خلوت نیستانها
قامت عشق بست میآید
چار تکبیر زد به هفت سرا
یأس از هم گسست میآید
کسی از انتهای آگاهی
کسی از دور دست میآید
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:37 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
|
احسان نصری نژاد |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:36 AM - روز سه شنبه 26 بهمن 1389 |
|
علیرضا فولادی |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:43 AM - روز دوشنبه 25 بهمن 1389 |
|
مریم سقلاطونی |
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:42 AM - روز دوشنبه 25 بهمن 1389 |
مریم توفیقی
مست می وصالم آقا بده جوابی
جانم فدای نامت دیگر نمانده تابی
آقای خوب قلبم اینجا دلی شکسته
اینجا دلی اسیر است از شرم و از خرابی
آقا نشانی ات را مرغ دلم نداند
این مرغک گنهکار دنبال دان و آبی
هر دم صدای قلبم آهسته می شود تو
اما هنوز غایب دریایی و سرابی
محو نگاه جانت گشته است چشم جانم
دیدار تو به رویا آری شبیه خوابی
این کوچه و خیابان بی تو صفا ندارد
همچون تمام دریا در موجی از حبابی
ای حاجت رمیده اشفع لنا بخوان تو
در ابتدای نامش دانم که مستجابی
نظرات (0) نويسنده : فرزاد اشرفي - ساعت 7:41 AM - روز دوشنبه 25 بهمن 1389 |