«كلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لا يحب المسرفين» «وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
«وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
ايمان به خداى متعال و معرفت و
شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زيرا فرد با ايمان به قدرت
لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و
كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند،
بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى
فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه
عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى
ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و
كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و
غم بار جلوه نمى كند؛ زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت
براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.
كسى كه از ياد خدا غافل و تنها
هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته
با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود
ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ
لهُ معيشةً ضنكاً.» (طه: 124)؛ كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و
زندگى سخت خواهد بود.
«ضنك» به معناى تنگى همراه با
سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر
چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را
صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را
توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او
گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از
سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و
ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از
نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر
رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط
آفرين ندارد.
انسان در بهره بردارى از كالاها
و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد.
برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند؛ مانند
خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب
براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت
سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه
گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام
حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب
رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
با ملاحظه آيات قرآن كريم، به
اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه
تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى
همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى
صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار
با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.
يكى از انگيزه هاى مثبت براى
مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات
انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى
فرمايد: «ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به
آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم.»
نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد
انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به
مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ
جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله
خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام
وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به
ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او
عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود.
اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد
افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ
الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود
رهنمون مى سازد.
قرآن كريم با كوتاه ترين و
رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: «صبغة الله و
من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدايى؛ و چه رنگى از
رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم. پيامبرگرامى اسلام(صلى الله
عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: «شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى
خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى.»
از آن جا كه يك مصرف كننده
مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و
خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم
السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به
كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات
الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن
توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى
حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در
نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه
در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.
نمونه هايى از اين كالاها و
خدمات عبارتند از:
1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده
است36 و زيان هاى الكل