«كلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لا يحب المسرفين» «وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
«وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
رفاهزده به كسي ميگويند كه از
نعمت بسيار برخوردار است، ولي هيچ حد و مرزي نميشناسد و هيچ منعي را نميپذيرد.
بنابراين، رفاهزدگى، نوعي تصرف و مصرف كردن ناهنجار و ضد اخلاقي در نعمتهاي الهي
است. صاحبان ثروت، مصرف به شيوه غربي را نشان تمدن و رهايي از عقبماندگي ميدانند.
آنان كه لذتطلبي بدون حد و مرزي دارند، بيش از نيازهاي واقعي خود مصرف ميكنند و
مصرف كردن را ارزش ميدانند. آنها ميكوشند كالاهاي لوكس و تجملي را وارد كشور
كنند و از اين راه، درآمدهاي ارزي كشور را صرف واردات اينگونه كالاها ميكنند. اين
گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباسهاي بدننما، خودروهاي
سواري پر زرق و برق، تجملگرايي و مصرفزدگي را تبليغ ميكنند.
به طور كلي نميتوان گفت ثروت و
رفاه فراوان فسادانگيز است. با اين حال، از آنجا كه طبع اوليه انسان، راحتي و عيش
و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات اين راحتطلبي را فراهم ميآورد، ميگوييم
رفاه زياد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفي در جامعه ميشود.
رفاهزدگي و افتادن در دام دنيا همواره نابودي جامعهها را
در پي داشته است. در كتاب الحياة آمده است:
الگوگيرى، امري فطري است كه از
دوران كودكي در انسان وجود دارد. حتماً ديدهايد كه اگر به كودكي لبخند بزنيد، او
نيز مثل شما لبخند ميزند. هر چه سن كودك بالاتر ميرود، تقليد تا حدي حالت هدفدار
به خود ميگيرد و در عاليترين و مطلوبترين حالت، تقليد و تكرار عمل ديگرى، با
آگاهي كافي از حُسن كار و هدفمندي است. بنابراين، در تعريف الگوپذيري ميتوان گفت:
رضايت فرد به انطباق رفتارش با الگوهاي وسيعى، در جهت هماهنگي و انسجام رفتاري با
آنها. براساس اصولي مانند اصل لذت، فردگرايي و توجه صرف به علوم تجربي بود كه ماديگري
در غرب به اوج خود رسيد.
آنها با توجه به اين اصول و با
مطالعه دقيق حالات جوانان، مانند قهرمانخواهى، نياز به محبوبيت، خودنمايى، حادثهجويى،
بلندپروازى، رقابت، استقلالطلبي و...، الگوهاي جديد و جوانپسندي را مطرح ميكنند.
در اين نظام، از روش الگويي بيشترين استفاده براي كسب منفعت بيشتر صورت ميگيرد.
دستگاههاي تبليغاتى، اكنون حرف خود را از زبان يك قهرمان ساختگي يا يك شخصيت
مزدور ميزنند و از ديگر سو، مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرايش چهرههايي
هستند كه بتوانند، بهرهگيري از آنها، جذابيت كاذب به وجود آورند و پيام خود را به
طور كامل به مخاطب القا كنند.
در جامعه ما، پس از جنگ تحميلي عراق بر ضد ايران، ارزشهاي
اسلامي و فرهنگي به تدريج
امروزه رسانهها بهعنوان يكي از
ابزار سمعي و بصرى، به صورت مستقيم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانهها در
كنار نهادهاي ديگري كه طرز تفكر جامعه را ميسازند، نقش مهمي بر عهده دارند. بررسيهاي
روانشناسي اجتماعي نشان ميدهد رسانههاي گروهى، داراي چنان قدرتي هستند كه ميتوانند
نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند.
رسانهها از راه ارائه هنجارهاي
خاص اجتماعى، به افراد القا ميكنند كه رفتار ارائهشده در رسانهها، رفتار مناسب
اجتماعي است. به اين ترتيب، رسانهها با ارائه الگوها و هنجارهاي خاص، سبب ايجاد
همنوايي در افراد ميگردند. شركتهاي بزرگ جهان با استفاده از وسايل ارتباط جمعي
مانند تلويزيون و راديو در كشورهاي مختلف، ميكوشند فرهنگ مصرفي را در جامعه رواج
دهند.
رسانهها از راه پخش آگهيهاي
تجاري در تلويزيون، راديو و سينما و پخش سريالهاي داستاني و مانند آن ميتوانند
بيش از نظام آموزشي بر ذهن مخاطب خود تأثير بگذارند. در كتاب سيطره جهاني از
پروفسور اوانجلينا گارسيا، استاد ارتباطات اجتماعي نقل ميكند كه آهنگ موزيك و
شعارهايي كه در فاصله هر چند دقيقه از راديو و تلويزيون پخش ميشود، بهويژه در
منازلي كه ارتباط افراد با دنياي خارج كمتر است، اثر مهمي را در ذهن شنونده به
وجود ميآورد كه او از آن به قالبهاي فكري تعبير ميكند.
او معتقد است تبليغات تجارى، نوعي اتكاي رواني در افراد پديدار
ميسازد و احترام، شخصيت
پيشرفت روزافزون فنآوري و در نتيجه،
به وجود آمدن شبكههاي ارتباطي و ماهوارهاي بر تمام زواياي پنهان و آشكار زندگي
تأثيرگذار بوده است. رسانههاي گروهى، فاصله ميان سطوح گوناگون را از بين ميبرد و
با كمك تبليغات ميكوشد تا با رواج مُدهاي جديد، اميال جديدي را در افراد به وجود
آورد. به عبارت ديگر، توليدكنندگان با تبليغ و تلفيق اينگونه نيازهاي كاذب و با
تغيير جايگاه نيازها و تقاضاها، سعي در فراهم آوردن شرايطي دارند تا فرد بر اساس
آن، نيازهاي كاذب ايجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جديد را جايگزين نيازهاي
اساسي خود كند.
در اين ميان، ماهواره و اينترنت
نقش مهمي در ترويج و جهاني شدن مصرف يك كالا بازي ميكنند؛ زيرا مُد جديد، نيازمند
تقاضا و بازاريابي است. بنابراين، اينگونه وسايل، نقش بارزي در اشاعه فرهنگ مصرفي
در جوامع دارند؛ زيرا بسياري از مدلهاي رايج آرايشى، پوششي و...، از سوي توليدكنندگان
و مصرفكنندگان از مدلهاي ماهوارهاي و اينترنتي الگوبرداري ميشود.
در برنامههاي ماهوارهاى، جديدترين
لباسهاي فَشِن از معروفترين طراحان لباس جهان نمايش داده ميشود. از زنان براي
تبليغ خميردندان، وسايل آرايشي و ظروف آشپزخانه بهره برده ميشود و بيشتر تبليغات
در مورد رژ لب، كرمپودر، قرصهاي لاغرى، نوشيدنيهاي انرژيزا و... است كه به
سرعت در جامعه رواج مييابند.
در كشور ما دسترسي به شبكههاي ماهوارهاي به دليل امكان تهيه
آسان و ارزان تجهيزات دريافت
مصرف در اصطلاح اقتصادي عبارت
است از «ارزش پولي كالاها و خدماتي كه از سوي افراد خريداري و تهيه ميشود.» برخي
ديگر در تعريف مصرف ميگويند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهاي
استهلاك) به دو منظور استفاده ميشود: بخشي از آن به انباشتن ثروت و پسانداز
اختصاص مييابد و بخش ديگر، صرف تحصيل لذت ميشود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست
آوردن لذت ميگردد، مصرف نام دارد.
در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه
عمده خوراكيها و غيرخوراكيها را دربرميگيرد. خوراكيها، شامل آشاميدنيها، دخانيات،
انواع نان، برنج، گوشت، لبنيات، روغن، ميوه و سبزي و غيرخوراكيها، شامل گروههاي
پوشاك و كفش، مسكن، اثاثيه منزل، بهداشت و درمان، حملونقل و ارتباطات، تفريحات و
سرگرميها، خدمات فرهنگي و كالاها و خدمات متفرقه است.
به عبارت ساده، مصرف، يعني بهرهگيري
از چيزي براي برآوردن يك يا چند نياز ذاتى. بنابراين، شناخت شيوههاي درست مصرف و
رعايت آن و آشنايي با راههاي درست استفاده از سرمايه و ابزار كار و لوازم زندگى، از
اهميت بسيار بالايي برخوردار است.
ب) الگوي مصرف در اسلام و غرب
دنياي غرب ميكوشد الگوهايي در مصرف به جوامع ارائه دهد كه
رهاوردي جز فرسايش ثروت و