هيچ يك از اعمال انسان، بازدهي صد درصد ندارد از اين رو استفاده بهينه و ممانعت از هدر رفتن امكانات امري اساسي است. اين نكته هنگامي اهميت بيشتري پيدا ميكند كه موضوع انرژي مطرح شود. منظور از بهينهسازي مصرف انرژي، انتخاب الگوها و اتخاذ و به كارگيري روشها و سياستهايي در مصرف درست انرژي است كه از نقطه نظر اقتصاد ملي مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام انرژي و ادامه حيات و حركت را تضمين كند.
به گفته مرندي، در اين چارچوب تعيين سهم صورتهاي مختلف انرژي در سبد انرژي هر جامعه با توجه به امكانات درازمدت آن جامعه صورت ميگيرد.
همچنين به كارگيري پربازدهترين شيوه استفاده از آنها كه متضمن كاهش تخريب منابع انرژي و نيز كاهش تأثيرات سوء ناشي از استفاده ناصحيح از انرژي است، بر عوامل ديگر حيات و محيط زيست مدنظر است، اين استفاده درست و بجا از انرژي، نهتنها متضمن استمرار حيات و توسعه پايدار جامعه است، بلكه به بقاي انرژي براي همگان و نسلهاي آتي و مانعي براي توليد و گسترش آلودگيهاي زيستمحيطي ناشي از مصرف نادرست انرژي منجر خواهد بود.
علاوه بر بار اقتصادي عوامل ديگري نيز وجود دارد كه ضرورت اصلاح الگوي مصرف انرژي را تبلور ميبخشد كه استفاده بيرويه از انرژيهاي فسيلي و افزايش آلودگيهاي محيط زيستي و بالا بودن رشد جمعيت و نياز به تقاضاي بيشتر انرژي از آن جمله است.
بايد توجه كرد كه منابع انرژي به دليل تجديدناپذير بودن آن محدوديت دارند و امروزه وجود سيستم بازيافت انرژي يكي از ضرورتهايي است كه كشورهاي توسعه يافته به آن سو در حال حركت هستند.
متاسفانه علاوه بر بخش خانگي كه نيازمند اصلاح الگوي مصرف هستند، شايد صنايع و كارخانجات فرسوده نيازمند توجه بيشتري براي تغيير فناوري و تكنولوژيهاي خود هستند تا از هدررفت انرژي جلوگيري شود و تنها به اقتصاد ملي و درآمدهاي نفتي متكي نباشند.
افزايش گازهاي گلخانهاي و بارانهاي اسيدي تنها بخش كوچكي از اثرات زيست محيطي استفاده نادرست از انرژي است كه به توليد آلايندههاي زيست محيطي منجر ميشود و در سطح كلان اثرات زيست محيطي ناشي از مصرف ناصحيح انرژي جبرانناپذير خواهد بود.
كارشناسان معتقدند مصرف درست و كارآمد علاوه بر اينكه از هدر رفتن ذخاير با ارزش انرژي پيشگيري ميكند، آلودگي را نيز كمتر و محيط زيست را سالمتر ميكند.
در حقيقت اصلاح الگوي مصرف به طور غيرمستقيم نيز ميتواند مفيد فايده واقع شود. به طور مثال، كاهش ناراحتي و بيماريهاي مجاري تنفسي، سرفه، سردرد افزايش توان كاري بدن، كاهش ناراحتيهاي قلبي و گردش خون در انسان سبز شدن برگها، رشد و نمو گياهان و افزايش محصولات در نباتات از اثرات كاهش و از بين رفتن اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن و مونواكسيد كربن كه آلايندههاي حاصل از مصرف نادرست سوختهاي فسيلي هستند، بر انسانها و گياهان تاثير ميگذارد.
از طرف ديگر كاهش و از ميان رفتن گازهاي گلخانهاي و نيز بارانهاي اسيدي كه باعث از بين رفتن مناطق سبز و گونههاي گياهي و جانوري و گرم شدن هواي زمين ميشود، نمونهاي ديگر از اثرات اصلاح الگوي مصرف و بهينه شدن استحصال و مصرف انرژي است.
به اين ترتيب، ضرورت اصلاح الگوي مصرف در تمام بخشها بويژه انرژي بر كسي پوشيده نيست و بايد در انتظار سياستهاي برنامههاي عملي دولت و مسوولان براي تحقق اين شعار ارزشمند بود.